|
اكنون كه شركتها ميتوانند با زدن دكمه يكموشواره سرمايه، كالا، اطلاعات و فناوري را ازسراسر دنيا منبعيابي كنند، ضروري است بخشزيادي از خرد متعارف در زمينه چگونگي رقابتشركتها و ملل بازبيني شود. از لحاظ نظري،بازارهاي جهاني بازتر و ارتباطات و حمل و نقلسريعتر بايد نقش مكان را در رقابت كاهش دهند.اگر بتوان چيزي را از راه دور و از طريق بازارهايجهاني و شبكههاي يكپارچه به نحو مؤثربازاريابي كرد آن چيز در دسترس تمامي شركتهاقرار دارد و بنابراين ديگر مزيت رقابتي محسوب نميشود. اما اگر موضوع مكان كمارزش است پس چرااحتمال يافتن شركت سرمايهگذاري در سطحجهاني در بوستون بسيار بيشتر از جاهاي ديگراست؟ چرا همين گفته در مورد شركتهاي نساجيدر كاروليناي شمالي و جنوبي، در مورد شركتهايپيشرفته سازنده اتومبيل در مناطق جنوبي آلمان ياكفاشيهاي مد روز در مناطق شمال ايتاليا صادقاست؟ نقشه اقتصاد امروز دنيا را چيزي تحت تأثيرقرار ميدهد كه من آن را كلاستر8 مينامم:گروههاي مهم (در يك محل) با موفقيتهاي رقابتيغيرعادي در زمينههاي خاص. كلاسترها درواقع،شكل چشمگيري از اقتصاد ملي، منطقهاي، ايالتيو حتي شهرهاي مركزي خصوصٹ در كشورهايپيشرفته اقتصادي هستند. ممكن است درهسيليكون9 و هاليوود مشهورترين كلاسترهايجهان تلقي شوند. با وجود اين كلاسترها يك چيزمنحصر به فرد نيستند بلكه يك امر عادي هستند وبه همين دليل به اصطلاح ضد و نقيض مينمايند: مزاياي رقابتي پايدار در اقتصاد جهاني به طورفزايندهاي به جريانهاي داخل كلاستر متكي است،جريانهايي همچون دانش، روابط و انگيزه كهرقباي خارج از كلاستر نميتوانند به آن دسترسيداشته باشند. گرچه محل استقرار براي رقابتپذيري بهصورت يك امر بنيادي باقي ميماند، اما امروزنقش آن نسبت به نسل گذشته بسيار متفاوتاست. در عصري كه هزينههاي عوامل وروديقدرت رقابت را شديدٹ تحت تأثير قرار ميدهد،مكانهاي راهبردي، مانند بندرگاههاي طبيعي ياوجود كارگر ارزان، اغلب از يك مزيت نسبي وماندگار بهرهمندند. رقابت در اقتصاد امروز بسيار پوياتر شدهاست. شركتها ميتوانند از طريق منبعيابي جهاني،بسياري از هزينههاي عوامل ورودي را كاهشدهند. و مفهوم قديمي مزيت نسبي را كناربگذارند. در عوض، مزيت رقابتي بر استفادهبهرهورتر از نهادههايي متكي است كه به نوآوريپيوسته نياز دارند. حل مشكل مفهوم متناقض مكان در اقتصادجهاني، بينشهاي عمده مربوط به چگونگي ايجادمزيت رقابتي پايدار را توسط شركتها آشكارميسازد. آنچه درون شركتها رخ ميدهد مهماست، اما كلاسترها نشان ميدهند كه محيط كسبو كار بيرون از شركتها به همان اندازه حياتي است.عليرغم شواهد چشمگيري كه نشان ميدهندموفقيت رقابتپذيري و نوآوري در بسياري اززمينهها در محلهاي جغرافيايي خاصي متمركزشده است، نقش مكانها، براي مدتها ناديده گرفتهشده است. اين موفقيتها ممكن است موفقيتهايبرنامههاي سرگرمي و تفريحي در هاليوود يا ماليدر وال استريت يا الكترونيك مصرفي در ژاپنباشد. كلاسترها بر رقابتپذيري در كشورها وهمين طور فراتر از مرزهاي ملي اثر ميگذارند.بدين ترتيب اين موضوع نه فقط براي آنهايي كه درسطح جهان رقابت ميكنند بلكه براي تماميمديران كسب و كار به دستور عمل جديديميانجامد. به عبارت كليتر، كلاسترها روشيجديد از تفكر درباره مكان استقرار كسب و كار راارائه ميدهند كه خرد متعارف را به چالشميطلبد; چالش درباره اينكه چگونه شركتها بايدپيكرهبندي شوند، چگونه نهادهايي از قبيلدانشگاهها ميتوانند به موفقيت در رقابت كمككنند و چطور دولتها ميتوانند شكوفايي و توسعهاقتصادي را پيش ببرند.
كلاستر چيست؟ كلاسترها تمركز جغرافيايي شركتها و نهادهايي باهمبستگي دروني ويژه در يك زمينه خاصهستند. كلاسترها آرايشي از صنايع همبسته وموجوديتهاي ديگر را شامل ميشوند كه برايرقابت مهم هستند. براي مثال آنها شاملتأمينكنندگان عوامل ورودي تخصصي از قبيلاجزا، ماشينآلات، خدمات و تدارك بينندگانزيرساختهاي تخصصي هستند. كلاسترها همچنيناغلب به جريانهاي پايين دستي گسترش مييابند.جريانهاي پايين دستي يعني كانالها و مشتريان،سازندگان محصولات مكمل و شركتها در صنايعيكه با مهارتها، فناوريها و يا عوامل ورودي مشتركبه يكديگر مربوط شدهاند. بالاخره بسياري ازكلاسترها شامل سازمانهاي زير هستند: مؤسساتدولتي و ديگر مؤسسات از قبيل دانشگاهها،بنگاههاي تنظيم استانداردها، سازمانهايپژوهشي، تدارك بينندگان آموزش حرفهاي وانجمنهاي تجاري كه آموزشهاي تخصصي،تحصيلات، اطلاعات، تحقيق و پشتيباني فناوريرا تدارك ميبينند. كلاستر شراب كاليفرنيا مثال خوبي است.اين كلاستر شامل 680 شراب ساز تجاري،همچنين چندين هزار پرورشدهنده مستقل انگورشرابي است و يك مكمل فراگير صنايع پشتيباناست كه هم شراب سازي و هم پرورشدهندهشراب را حمايت ميكند. اين كلاستر همچنينشامل تأمينكنندگان موجودي انگور و تجهيزاتبرداشت و آبياري، بشكهها و برچسبها، روابطعمومي تخصصي و شركتهاي تبليغاتي و تعدادفراواني از توزيعكنندگان شراب است كهمصرفكنندگان و شركتهاي تجاري را مخاطبقرار ميدهند. انبوهي از مؤسسات درون كلاستر ازقبيل "فرهنگ شراب" و برنامه "شرابشناسي"دانشگاه كاليفرنيا در ديويس10، انجمن شراب وكميته ويژه مجلس و سناي كاليفرنيا با شرابسروكار دارند. اين كلاسترها همچنين از طريقارتباطهاي فرعيتر به ديگر كلاسترهاي كاليفرنيا درزمينه كشاورزي، غذا، رستورانها و صنعتگردشگري دهكده شراب بهره ميبرند. كلاستر مد روز چرم ايتاليا را درنظر بگيريدكه شامل شركتهاي كفاشي مشهور از قبيل فراگامو11و همچنين انبوه تأمينكنندگان تخصصي اجزايصنعت كفاشي، ماشينآلات، قالبها، خدماتطراحي و چرمهاي دباغي شده است. اينكلاسترها همچنين حاوي چندين زنجيره از صنايعوابسته هستند، ازجمله آنهايي كه انواع گوناگوني ازكالاهاي چرمي توليد ميكنند (كه با وروديها وفناوريهاي مشترك مهم به يكديگر وابسته هستند)و انواع گوناگوني از صنايع كفاشي (كه با فناوريها وكانالهاي همپوشان به هم وابسته هستند). اين صنايع، واسطههاي بازاريابي مشتركي رابه كار ميگيرند و با تصاوير ذهني مشابه در قشرمصرفكنندگان مشابه رقابت ميكنند. يك كلاسترايتاليايي در نساجي مد روز شامل پارچه، روسريو لوازم اضافي، محصولات مكمل را نيز توليدميكند. محصولات مكمل اغلب كانالهايمشتركي را به كار ميگيرند. قدرت فوقالعادهكلاستر مد روز چرم ايتاليا را ميتوان حداقل تاحدي به ارتباطات چندگانه و همافزاييهايي نسبتداد كه كسب و كارهاي ايتاليايي شركتكننده از آنبهره ميبرند. ارتباطات و مكملهاي كل صنايع ومؤسساتي كه براي رقابت مهمترين عوامل بهشمار ميآيند مرزهاي كلاستر را تعيين ميكنند.گرچه كلاسترها اغلب متناسب با مرزهاي سياسيهستند اما ممكن است از مرزهاي ايالتي و يا حتيمرزهاي ملي نيز بگذرند، براي مثال در ايالاتمتحد، يك كلاستر دارويي (در نيوجرسي وپنسيلوانيا در نزديك فيلادلفيا). به همين ترتيبيك كلاستر شيميايي در آلمان به درون بخشآلماني زبان سويس نيز گسترش مييابد. كلاسترها به ندرت با سيستمهاي استاندارد وطبقهبندي شده صنعتي مطابقت دارند كه خودبراي غلبه بر بسياري از بازيگران و روابط مهم دررقابتپذيري ناتوان هستند. بدين ترتيبكلاسترهاي با اهميت ممكن است پنهان و يا حتيناشناخته باشند. براي مثال در ماساچوست بيشاز 400 شركت در زمينه وسايل پزشكي فعاليت وحداقل 39000 شغل با حقوق بالا را عرضهميكنند. با وجود اين، كلاسترها مدتها به صورتناپيدا فعاليت ميكردند و در گروههاي همپوشانصنعتي و گروههاي بزرگتر از قبيل تجهيزاتالكترونيك و محصولات پلاستيك پنهان بودهاند.فقط اخيرٹ مديران اجرايي در كلاستر تجهيزاتپزشكي، براي كار كردن در مباحثي كه براي همهآنها سودمند است گرد هم آمدهاند. كلاسترها هم رقابت و هم همكاري را تبليغميكنند. رقبا به شدت براي جلب و حفظمشتريان رقابت ميكنند. بدون رقابت سرسختانه،يك كلاستر نابود خواهد شد. با اين وجود ميانآنها همكاري نيز وجود دارد كه بيشتر به صورتقائم است و اين همكاري دربرگيرنده شركتهايي درصنايع مرتبط و مؤسسات درون كلاستر است.رقابت ميتواند همزيستي از طريق همكاري باشدزيرا كه ابعاد گوناگون دارد و در ميان بازيگرانمتفاوت صورت ميپذيرد. كلاسترها نوع جديدي از شكل سازمانيفضايي را ارائه ميدهند. شكل سازمانياي كهدرون آن بازارهاي در دسترس از يك طرف و ازطرف ديگر ادغام قائم يا سلسله مراتبي وجوددارد. بنابراين كلاستر يك روش گزينهاي ازسازماندهي زنجيره ارزش است. در قياس بامعاملات بازار در ميان فروشندگان و خريداراناتفاقي و پراكنده، مجاورت شركتها و مؤسسات دريك مكان - و تعاملات تكراري بين آنها -هماهنگي و اعتماد بيشتري را پرورش ميدهد. بنابراين كلاسترها مشكلات نهاديموجود در روابط نزديك را، بدون تحميلانعطافناپذيريهاي ناشي از ادغام قائم يا چالشهايمديريتي ناشي از ايجاد و نگهداري ارتباطاترسمي از قبيل شبكهها، اتحادها و مشاركتهاكاهش ميدهند. يك كلاستر متشكل از شركتها ومؤسسات مرتبط غيررسمي و مستقل مظهرياست از شكل سازماني قدرتمندي كه مزايايي رادر كارايي، اثربخشي و انعطافپذيري ارائهميدهد.
چرا كلاسترها براي رقابت حياتي هستند؟ رقابتهاي جديد مبتني بر بهرهوري است نهدسترسي به عوامل ورودي و يا اندازه تكتكبنگاهها. بهرهوري به چگونگي رقابت شركتهامتكي است نه زمينههاي ويژهاي كه آنها در آنرقابت ميكنند. اگر شركتها روشهاي پيچيدهاي رابه كار بگيرند و از فناوري پيشرفته استفاده كنند ومحصولات و خدمات منحصر به فردي ارائهدهند، ميتوانند در هر صنعتي، ازجمله كفاشي،كشاورزي يا نيمرساناها، كاملا بهرهور باشند.تمامي صنايع ميتوانند از فناوري پيشرفتهاستفاده كنند; همه صنايع ميتوانند دانشافزاباشند. با وجود اين، كيفيت محيط كسب و كارمحلي، ميزان پيچيدگي كار شركتها را كه در يكمكان خاص رقابت ميكنند شديدٹ تحت تأثيرقرار ميدهد. شركتها نميتوانند روشهايسازماندهي پيشرفتهاي را، براي مثال، بدون داشتنزيرساختار مناسب و با كيفيت زياد جهت حمل ونقل به كار گيرند. همين طور شركتها نميتوانند درزمينه خدمات پيشرفته بدون كارمنداني باتحصيلات عالي رقابت كنند. كسب و كارنميتواند تحت قوانين طاقتفرسا و مقرراتدستوپاگير كاغذبازي يا تحت سيستم دادگاهي كهبراي حل سريع و عادلانه اختلافات و مشاجراتناتوان است به صورت كارآ عمل كند. برخيجنبههاي محيط كسب و كار از قبيل سيستمقانوني همچون نرخهاي ماليات شركتي، همهصنايع را تحت تأثير قرار ميدهد. اما، دراقتصادهاي پيشرفته، جنبههاي بنياديتر محيطكسب و كار ويژگي كلاسترهاست; اين امر برخي ازمهمترين زيرساختهاي اقتصاد خرد را براي رقابتتشكيل ميدهد.
كلاسترها از سه طريق، رقابت را تحت تأثيرقرار ميدهند: 1) با افزايش بهرهوري مبتني بر محلاستقرار شركتها. 2) با هدايت سريع و پيشرفت نوآوري كهرشد بهرهوري آتي را تضمين ميكند. 3) با ترغيب تشكيل كسب و كارهاي جديدكه اين امر كلاستر را نيز توسعه ميدهد و تقويتميكند. هر كلاستر به اعضاي خود اين امكان راميدهد كه بدون از دست دادن انعطافپذيري خودبه نحوي عمل كند كه گويي از مقياس بزرگتريبرخوردار است و يا رسمٹ به شركتهاي ديگرپيوسته است. كلاستر و بهرهوري. براي هر عضو كلاسترموارد زير امكانپذير است. شركتها ميتوانند با بهرهوري بيشتر درمنبعيابي عوامل ورودي، دسترسي به اطلاعات،فناوري و هماهنگي با شركتهاي وابسته و بهبودانگيزش و ارزيابي فعاليت كنند. دسترسي بهتر به تأمينكنندگان و كارمندان.شركتها در كلاسترهاي پرجنب و جوش ميتوانندبه توده كارمندان باتجربه و متخصص موجوددسترسي پيدا كنند و بدين ترتيب هزينههايتحقيق و فعاليتهاي خود را در فرآيند استخدامكاهش دهند. چون هر كلاستر از فرصتها استقبال ميكند وخطر جابهجايي كارمندان را كاهش ميدهد،ميتواند، در برخي صنايع، براي جذب افرادبااستعداد از مكانهاي ديگر راحتتر عمل كند كهاين يك مزيت اساسي است. كلاستري كه خوب توسعه يافته باشد،ابزارهاي كارآيي را جهت كسب عوامل وروديمهم ديگر فراهم ميآورد. چنين كلاستري پايه واساس دسترسي به افراد متخصص را عرضهميكند. منبعيابي از درون كلاستر، به جايمنبعيابي از تأمينكنندگان خارج از كلاستر،هزينهها را كاهش ميدهد. اين امر نياز به موجوديكالا را به كمينه ميرساند، هزينهها و تأخيرواردات را حذف ميكند و از آنجايي كه شهرتشركت درون كلاستر مهم است، خطر گرانفروشيتأمينكنندگان و يا عهدشكني آنها را نسبت بهتعهدات خود كاهش ميدهد. نزديكي، ارتباطاترا بهبود ميبخشد و ارائه خدمات پشتيباني ازقبيل نصب و رفع نقص را براي تأمينكنندگانتسهيل ميكند. بنابراين با فرض معادل بودن ديگرموارد، منبعيابي درون كلاستر راه حل بهترينسبت به منبعيابي بيروني است، بخصوص برايعوامل ورودي تخصصي و پيشرفته كه دربردارندهفناوري، اطلاعات و ظرفيت خدماتي تعيين شدههستند. اتحادهاي رسمي با تأمينكنندگان خارج ازكلاستر ميتوانند برخي از ضعفهاي منبعيابيبيروني را كاهش دهد. اما همه اتحادهاي رسمي،چانهزنيهاي پيچيده و مشكلات دولتي خود رادارند و ممكن است مانع انعطافپذيري شركتهابشوند. روابط غيررسمي و نزديك احتمالي ميانشركتهاي درون كلاستر، اغلب يك آرايش ممتاز وبرتر است. در بسياري موارد كلاسترها گزينه بهترينسبت به ادغام قائم نيز هستند. در مقايسه باواحدهاي داخلي، متخصصان خارجي اغلبنهتنها در توليد اجزا بلكه در خدماتي از قبيلآموزش، كاراتر و پاسخگوتر هستند. گرچه ادغامقائم گسترده ممكن است زماني هنجار بوده باشد،اما محيطي با تغييرات سريع ميتواند ادغام قائم راغيركارآ، غيراثربخش و غيرمنعطف سازد. حتي وقتي كه برخي عوامل ورودي از خارجاز كلاستر بهتر منبعيابي ميشوند، باز همكلاسترها مزايايي عرضه ميكنند. تأمينكنندگاني كه تلاش ميكنند به يك بازار متمركز و وسيعرخنه كنند، فعالانهتر و جسورانهتر قيمتگذاريميكنند زيرا ميدانند با انجام چنين كاريميتوانند كاراييها را در بازاريابي و خدمات تحققببخشند. فعاليت عليه مزاياي يك كلاستر درجمعآوري منابع، احتمالا منجر به اين ميشود كهبه علت رقابت، منابع كميابتر و گرانتر شوند. اماشركتها ميتوانند منبعيابي بسياري از عواملورودي را از ديگر مكانها انجام دهند. مهمتر اين كهكلاسترها نهتنها تقاضا براي عوامل وروديتخصصي، بلكه موجودي آنها را نيز افزايشميدهند. دسترسي به اطلاعات تخصصي. بازارگسترده، اطلاعات رقابتي و فناورانه در يككلاستر جمعآوري ميشوند و اعضا ترجيحميدهند به آنها دسترسي داشته باشند. علاوه براين، روابط شخصي و روابط اجتماعي، اعتماد راپرورش ميدهند و جريان اطلاعات را تسهيلميكنند. اين شرايط باعث ميشود كه اطلاعاتبيشتر قابل انتقال شوند. مكملها. با انبوهي از ارتباطات بين اعضا،كلاستر به يك كل عظيمتر از مجموع تكتكاجزاي آن تبديل ميشود. براي مثال، در يككلاستر گردشگري نمونه چگونگي تجربهگردشگران نهتنها به گيرايي جذابيت اوليه بلكه بهكيفيت و كارآيي كسب و كارهاي مكمل از قبيلهتلها، غذاخوريها، فروشگاهها و امكانات حمل و نقل نيز بستگي دارد. چون اعضاي كلاستربه صورت متقابل به هم وابسته هستند، عملكرد خوب يكي از آنها ميتواند موفقيت ديگران راافزايش دهد. مكملها اشكال گوناگوني دارند. مشهودترينآنها زماني است كه محصولات يكديگر را دربرآوردن نيازهاي مشتريان تكميل كنند همچنان كهدر مورد صنعت گردشگري توضيح داده شد. شكلديگر، هماهنگ ساختن فعاليتها در سراسر شركتهاجهت بهينه كردن بهرهوري گروهي از آنهاست.براي مثال، در توليدات چوبي كارايي كارخانهارهكشي به تأمين الوار با كيفيت مناسب و توانايياينكه تمام الوارها را بتوان براي مبلمان (با كيفيتعالي)، پالتها و جعبهها (كيفيت پايينتر) يا نئوپان(پايينترين كيفيت) به كار برد بستگي دارد. در اوايل1990 كارخانجات ارهكشي پرتغال الوارهايي باكيفيت پايين را به كار ميبردند زيرا صاحبان محليزمين در كنترل كيفي الوارها سرمايهگذارينميكردند. بنابراين اغلب الوارها براي استفاده درجعبهها و پالتها فرآوري ميشدند. كاربردكمارزشتر جعبهها و پالتها قيمت پرداختي بهصاحبان زمين را محدود ميكرد. اما اگر فقطچندين بخش از كلاستر به صورت همزمان تغييرميكرد، بهبود اساسي در بهرهوري امكانپذير بود.براي مثال در عمليات الوار كردن بايد روشهايبريدن و دستهبندي را اصلاح ميكردند و در عينحال كارخانجات ارهكشي بايد ظرفيت پردازشچوبها را با روشهاي پيشرفتهتر گسترش ميدادند. به عنوان مثال وقتي كارگاههاي چوببري،مجبور به توسعه ظرفيت خود براي به عمل آوردنچوب به روشهاي پيچيده و پيشرفته هستند بايد عمليات برش و طبقهبندي خود را تغييردهند. هماهنگي با توسعه روشهاي سنجش وطبقهبندي چوب استاندارد يك گام اساسي بود.شركتهايي كه از لحاظ جغرافيايي پراكندهاند كمتراحتمال پذيرش و برقراري چنين ارتباطي را دارند. ساير مكملها حاصل بازاريابي هستند.كلاستر اغلب شهرت يك مكان را در يك حوزهخاص ارتقا ميدهد و باعث جلب توجه خريدارانبه آن مكان به عنوان يك پايگاه فروش ميشود. بهعنوان نمونه، شهرت ايتاليا در طراحي و مد، بهسود شركتهايي است كه در زمينه كالاهاي چرمي،انواع كفش و لباس و لوازم فرعي آن فعال هستند.افزون بر شهرت، اعضاي كلاستر اغلب از تنوعساز و كارهاي بازاريابي مشترك مثلنمايشگاههاي تجاري، مجلات تجاري، وگروههاي بازاريابي بهره ميبرند. در نهايت، چنين مكملهايي باعث ميشوندكه براي مشتريان جذابيت خريد از يك كلاستربيشتر شود. خريداران نيز در هر وعده خريدميتوانند فروشندگان بيشتري را ببينند. به اينترتيب خريداران احساس ميكنند كه خطر درخريد آنها كمتر است زيرا در يك مكانعرضهكنندگان متعددي حضور دارند و اين امكانوجود دارد كه در صورت لزوم به سراغ فروشندهديگري بروند. به همين دليل بازار هنگكنگ دربخشي از لباسهاي مد، رو به رونق است. دسترسي به مؤسسات و كالاهاي عمومي. سرمايهگذاريهايي كه دولت يا ساير مؤسساتعمومي ميكنند نظير هزينههايي كه صرفزيرساختهاي خاص يا برنامههاي آموزشيميشود. ميتواند باعث افزايش بهرهوري شركتهابشود. به عنوان مثال، امكان استخدام كاركنانآموزش ديده در برنامههاي محلي، هزينه آموزششركتها را كاهش ميدهد. ساير كالاهاي نيمهدولتينظير يكپارچگي فناوري، اطلاعات كلاستر وشهرت آنها، محصول پيامدهاي جانبي رقابتاست. اين تنها دولت نيست كه با ايجاد كالاهايعمومي باعث افزايش سطح بهرهوري در بخشخصوصي ميشود، سرمايهگذاري شركتها دربرنامههاي آموزشي، زيرساختها، مراكز كيفيت،آزمايشگاههاي سنجش و امثال آن نيز بر افزايشبهرهوري تأثير دارند. چنين سرمايهگذاريهايي دربخش خصوصي، اغلب به صورت مشترك انجامميشود، زيرا اعضاي كلاستر منافع جمعي بالقوهآن را درنظر دارند. انگيزش و سنجش بهتر. رقابت محلي براياعضاي كلاستر يك عامل انگيزه قوي است. فشارهمتايان كلاستر، فشار رقابتي را تقويت ميكند،حتي اين فشار رقابتي در بين شركتهاي خارج ازرقابت و يا به طور غيرمستقيم درگير در رقابت نيزديده ميشود. احساس غرور و آرزوي برتري دراين جامعه محلي، مديران را به سعي و تلاش برايسبقت از يكديگر وا ميدارد. فشار همتايان، احساس غرور و آرزويبرتري در اين جامعه، مديران را به سعي وتلاش براي سبقت گرفتن از ديگران واميدارد. كلاسترها اغلب اندازهگيري و مقايسهعملكردها را تسهيل ميكنند زيرا رقباي محليشرايط عمومي يكساني دارند، نظير هزينههاينيروي انساني، دسترسي به بازار محلي و اقدام بهفعاليتهاي مشابه. شركتهاي عضو كلاستر نوعٹ ازهزينههاي تأمينكنندگان خود اطلاعات عميق واساسي دارند. همين طور مديران قادر به مقايسههزينهها و كارآيي كاركنانشان با ساير شركتهايكلاستر هستند. علاوه بر اين، مؤسسات ماليتوانايي گردآوري اطلاعاتي درباره كلاسترها دارندكه ميتواند براي كنترل عملكرد مورد استفاده قرارگيرد. كلاسترها و نوآوري. علاوه بر ارتقايبهرهوري، كلاسترها نقشي حياتي در تداوم توانايينوآوري شركتها بازي ميكنند. برخي از همانمشخصات كه بهرهوري جاري را افزايش ميدهند،اثر عميقتر و چشمگيرتري بر نوآوري و رشدبهرهوري دارند. از آنجا كه خريداران كاركشته و وارد خوداغلب بخشي از كلاستر هستند، شركتهاي درونكلاسترها معمولا ديدگاه بهتري نسبت به بازار درقياس با رقباي منزوي و خارج از كلاستر دارند. بهعنوان مثال، شركتهاي كامپيوتري مستقر در درهسيليكان، آستين و تكزاس به گونهاي با روندها ونيازهاي مشتريان در تماساند كه براي شركتهايخارج از اين محلها برقراري چنين ارتباطي بسياردشوار است. همچنين روابط مداوم با ساير عواملكلاستر، در يادگيري سريع فناوري، متحول، اجزا وماشين آلات در دسترس، مفاهيم بازاريابي وخدمات و غيره به آنان كمك ميكند. تماسهايرودررو و سهولت ملاقات در محل اين نوعيادگيري را تسهيل ميكند. كلاسترها عملكردي فراتر از فرصتسازيبراي نوآوري بيشتر دارند. آنها همچنين ظرفيت وانعطاف لازم براي سرعت عمل را فراهم ميآورند.هر شركت در كلاستر، اغلب ميتواند منشأمقدمات نوآوريهاي سريعتر باشد. تأمينكنندگانمحلي و شركا از نزديك در فرآيند نوآوري درگيرميشوند كه حاصل آن اطمينان يافتن از ارتباط بانيازهاي مشتريان است. هزينه آزمايش و تجربه در شركتهاي داخليك كلاستر كمتر است و حتي ميتوانند تعهداتعمده را تا زماني كه از صحت نوآوري مطمئنشوند به تأخير بيندازند. در مقام مقايسه، يكشركت متكي به تأمينكنندگان مستقر در فواصلدور، با چالشهاي بزرگتري در فعاليتهاي هماهنگيبا ساير سازمانها، نظير تضمين تحويل كالا يافراهم كردن امور فني و خدمات پس از فروشبراي عقد قرارداد مواجه است. در شركتهايي كه درآنها ادغام قائم معمول است، اگر نوآوري باعثفرسايش داراييهاي درون سازماني شود و يامجبور به حفظ فرآيندها و محصولات فعلي تاتوسعه محصولات جديد باشند، نوآوري حتيميتواند سختتر باشد، به خصوص در شركتهاييكه با دشواري معاوضه كالا مواجه هستند. فشار كاملي (فشار رقابتي يكسان و مقايسهدائم) كه در يك كلاستر وجود دارد باعث استحكاممزاياي نوآوري است. مديران نيز با يكديگر برايپيشرو كردن شركتهايشان در رقابتاند. بر اساستمامي اين دلايل، كلاسترها ميتوانند براي مدتهامراكز نوآوري باقي بمانند. كلاسترها و تكوين كسب و كارهاي نو. دراين صورت عجيب نيست كه بسياري شركتها درداخل كلاسترها بهتر از خارج آن رشد ميكنند. بهعنوان مثال، تأمينكنندگان جديد در يك كلاستررو به افزايشاند زيرا پايگاهي از مشتريان متمركزريسك آنها را كاهش ميدهد و شناخت فرصتهايبازار را براي آنان سادهتر ميكند. علاوه بر اين، بهدليل اينكه كلاسترهاي توسعه يافته صنايع وابستهرا نيز شامل ميشود (كه به طور طبيعي نهادهاييبسيار شبيه به هم و يا مشترك را به كار ميگيرند)تأمينكنندگان هم از فرصتهاي بيشتري بهرهمندهستند. در برخورد كلاسترها با يكديگر، بينشها ومهارتهاي جديدي از حوزههاي متفاوتشكل ميگيرد و كسب و كارهاي تازهاي پديدميآيد. كلاسترها به دلايل گوناگون منجر بهشكلگيري كسب و كارهاي جديد ميشوند.افرادي كه در يك كلاستر كار ميكنند با سهولتبيشتري ميتوانند به خلاهاي موجود در خدماتو محصولات كلاستر پي ببرند، كه اين خودميتواند موجب راهاندازي كسب و كارهاي جديدبشود. از اين گذشته، موانع ورود در قياس باجاهاي ديگر كمتر است. اموال و دارايي مورد نياز،مهارتها، نهادهها و كاركنان لازم اغلب در كلاسترحاضر، قابل دسترس و آماده گرد هم آمدن برايراهاندازي كسب و كار جديد هستند. مؤسساتمالي و سرمايهگذاران محلي، از قبل با كلاستر آشناهستند و از اين رو با ريسك كمتري درسرمايهگذاري مواجه هستند. درمجموع، كلاستربازار محلي مهمي است كه يك مدير كارآفرينميتواند از روابط تثبيت شده آن بهرهمند شود.تمامي اين عوامل، باعث كاهش ريسكهايشناخته شدهاي است كه ميتواند يك شركت راورشكست كند. شكلگيري كسب و كارهاي جديد در يككلاستر، بخشي از يك چرخه بازخورد مثبتاست. يك كلاستر توسعه يافته، تمامي منافعي راكه توصيف شد تقويت ميكند. كلاسترسرمايهگذاري مشترك در منابع رقابتي را افزايشميدهد و منافع آن به تمامي اعضاي كلاسترميرسد. در نتيجه، شركتهاي داخل كلاستر اينروابط را به رقباي خارج از كلاستر نيز تعميمميدهند.
تولد، تكامل و افول ريشههاي كلاستر را ميتوان در مقتضيات تاريخيپي گرفت، به عنوان مثال در ماساچوست، شروعتحقيقات در مورد چندين كلاستر در ام.آي.تي وهاروارد انجام شده بود. كلاستر حمل و نقلهلندي به ميزان زيادي مديون موقعيت مركزيهلند در اروپا با شبكهاي گسترده از راههايدريايي، كارآيي بندر رتردام و مهارتهاي اندوختهناشي از تاريخ ديرپاي دريانوردي اين كشور است. همچنين كلاسترها ميتوانند برخاسته از نيازغيرعادي، پيچيده و سخت محلي باشند.كلاسترهاي اسرائيلي تجهيزات آبياري و سايرفناوريهاي پيشرفته كشاورزي، بازتاب تمايلشديد ملي به خودكفايي منابع غذايي با وجودكمبود آب است. كلاستر زيست - محيطي درفنلاند به عنوان يكي از نتايج مسائل آلودگي ناشياز صنايع فلزي، جنگلداري، شيميايي و انرژيپديد آمده است. با وجود اين، صنايع تأمينكننده، صنايعوابسته يا حتي تمام كلاسترهاي وابسته كنوني،خود عامل ايجاد كلاسترهاي جديد هستند. بهعنوان مثال، كلاستر تجهيزات گلف نزديك سنديهگو ريشه در كلاستر هوا - فضايكاليفرنياي جنوبي دارد. اين كلاستر مجموعهاي ازعرضهكنندگان عمليات ريختهگري، مواد پيشرفتهو نيز مهندسان با تجربه مورد نياز را در فناوريتأمين كرده است. همچنين كلاسترهاي جديد ميتوانندبرخاسته از يك يا دو شركت نوآور باشند كه خودمحرك رشد ديگر شركتها هستند. مدترونيك12همين نقش را در تشكيل كلاستر ادوات پزشكيمينهپوليس ايفا كرد. به همين ترتيب، ام.سي.آي. وامريكا آنلاين كانون رشد كسب و كارهاي جديددر كلاسترهاي ارتباط راه دور در واشنگتن دي سيو منطقه پايتخت هستند. گاهي يك رويداد اتفاقي ميتواند عواملي رابه وجود آورد كه خود باعث ترويج و توسعهكلاستر ميشود، هر چند اتفاق و شانس به ندرتميتواند تفسيري روشن و يگانه از موفقيتكلاستر در يك منطقه ارائه دهد. كلاستر بازاريابياز راه دور در اوماها و نبرسكا مديون تصميمنيروي هوايي ايالات متحد در استقرار مركزفرماندهي راهبردي هوايي در آنجا است. به عنوانيك نقش كليدي در راهبرد بازدارندگي هستهايكشور، فرماندهي هوايي راهبردي اولين پايگاهيدر ايالات متحد بود كه در آن كابلهاي تار نوريبراي استفاده در ارتباطات به كار گرفته شد. شركتعملياتي محلي بل قابليتهاي فوقالعادهاي را ازطريق داد و ستد با چنين مشتريان پرتوقعي فراهمكرده است. زيرساخت و قابليت ارتباط از راه دورفوقالعادهاي كه درنهايت در اوماها فراهم شد، باويژگيهاي بيهمتايي نظير موقعيت زماني مركزيدر ايالات متحد (از نظر ساعت) و سادگي دركلهجه محلي پيوند خورد و بنيانهاي كلاستربازاريابي از راه دور منطقه را فراهم آورد. وقتي يك كلاستر تشكيل ميشود، يكچرخه خود تقويتي رشد آن را تضمين ميكند، بهويژه وقتي مؤسسات محلي پشتيبان آن هستند ورقابت ملي شديدي حاكم است. همچنانكهكلاستر توسعه مييابد، بر دولت و مؤسساتخصوصي و دولتي تأثير ميگذارد. يك كلاستر در حال رشد از فرصتها استقبالميكند و به كمك تاريخچه موفقيتآميز خودبهترين استعدادها را جذب ميكند. توجهكارآفرينان جلب ميشود و افراد با ايدهها يامهارتهاي مرتبط از ديگر جاها به كلاستر كوچميكنند. به اين ترتيب تأمينكنندگان تخصصيپديد ميآيند، اطلاعات انباشته ميشود ومؤسسات محلي آموزشهاي تخصصي، تحقيق وزيرساختها را توسعه ميدهند و ميدان ديد وقدرت كلاستر رشد ميكند. سرانجام كلاستر حوزهشمول خود را به صنايع وابسته بسط ميدهد.مطالعات موردي بسياري حاكي از آن است كهكلاسترها براي توسعه عمق و قدرت رقابتيواقعي خود نياز به فرصتي معادل ده سال يا بيشتردارند. توسعه كلاسترها اغلب پرجنب و جوشاست به خصوص در نقطه اشتراك كلاسترها،جايي كه بينشها، مهارتها و فناوريهاي حوزههايمختلف درهم ميآميزند و نوآوري و كسب وكارهاي جديد جرقه ميزند. مثالي از آلمان ايننكته را روشن ميكند، كشوري كه كلاسترهايمتمايزي در هر دو حوزه لوازم خانگي و مبلمانخانگي، مبتني بر فناوريها و نهادههاي متفاوتدارد. اما در نقطه اشتراك اين دو، كلاستري از لوازمآشپزخانه وجود دارد، حوزهاي كه آلمان در آن سهمبزرگي از صادرات جهاني را به خود اختصاص دادهاست در حالي كه در دو حوزه لوازم و مبلمانچنين نيست. كلاسترها، با پيدايش و زوال شركتها وصنايع جديد و همين طور با تغيير و تحولنهادهاي محلي به طور پيوسته تكامل مييابند.آنها براي قرنها قادر به حفظ شور فعاليت خود بهعنوان موقعيتهاي رقابتي هستند و اكثر كلاسترهايموفق نيز حداقل براي چندين دهه رونق داشتهاند.با اين وجود، به دليل نيروهاي داخلي و خارجيقدرت رقابت خود را از دست ميدهند. شايدمهمترين تهديد خارجي انفصال و گسستگيفناوري باشد چرا كه اين تهديدها بسياري از مزايارا همزمان خنثي ميكنند. سرمايههاي يك كلاسترمثل اطلاعات بازار، مهارت كاركنان، كارشناسيفني و علمي و پايگاههاي تأمينكننده، ميتوانندبيربط و بيمفهوم شوند. از دست رفتن سهم بازارنيوانگلند (قسمت شمال شرقي ايالات متحدشامل شش ايالت) در تجهيزات گلف مثال خوبيدر اين زمينه است. كلاستر نيوانگلند مبتني برميلههاي فولادي و دستههاي سر چوبي بود. وقتيشركتهاي كاليفرنيايي شروع به ساختن كلوپهايگلف با مواد پيشرفته كردند، توليدكنندگان ساحل شرقي به دشواري رقابت ميكردند و به اين ترتيببسياري از آنها به تملك درآمدند و يا از اين كسبو كار خارج شدند. دگرگوني در نيازهاي خريداران، منجر بهايجاد واگرايي بين نيازهاي محلي و نيازهاي سايرجاها ميشود، كه خود تهديد خارجي ديگري راشكل ميدهد. به عنوان مثال، شركتهاي امريكاييدر كلاسترهاي مختلف از اين موضوع رنج ميبرندكه اهميت كارآيي انرژي در اغلب قسمتهاي جهاندر حال افزايش است در حالي كه ايالت متحدقيمتهاي پايين را براي انرژي حفظ ميكند. فقدانفشار براي بهبود و توجه به نيازهاي مشتريانباعث ميشود كه شركتهاي امريكايي در نوآوريكند شوند و زمينه رقابت را به اروپاييها و ژاپنيهاببازند. كلاسترها حداقل به همان اندازه كه در مقابلانعطافناپذيري داخلي آسيبپذيرند در مقابلتهديدهاي خارجي نيز آسيبپذيرند. ادغام، توافقدوجانبه، كارتلها و ساير موانع رقابت، رقابتمحلي را ضعيف ميكند. عدم انعطاف در مقررات،يا وضع قوانين صنفي محدودكننده، روند بهبودبهرهوري را كند ميكند و كيفيت مؤسساتي نظيرمدارس و دانشگاهها نيز پايين ميآيد. شركت گروپ تينك در بين اعضاي كلاستراتصالات گاز اتومبيل ديترويت در دهه 1970مثالي است از شكل بارز ديگري از عدمانعطافپذيري. اگر شركتهاي كلاستر بيش از حددروننگر باشند، تمامي كلاستر دچار نوعي سكونفراگير ميشود، و در اين صورت شركتهاي منفرد بادشواري بيشتري ايدههاي نو را ميپذيرند و بسياركمتر نياز به نوآوري بنيادين را درمييابند.
كلاسترها، جغرافيا و توسعه اقتصادي كمبود كشورهاي فقير، نداشتن كلاسترهايتوسعه يافته است. اين كشورها با نيروي كارارزان و منابع طبيعي در بازار جهاني رقابتميكنند. براي گذار از اين مرحله، يك اصلاساسي، توسعه كلاسترها با ساختاري اصولياست. كلاسترها ميتوانند عامل اصلي كنترلكشورها در حركت از درآمدهاي متوسط بهاقتصادهاي پيشرفته باشند. حتي در كشورهايبا اقتصاد قوي و درآمد زياد، نياز به كلاسترهايپويا يك اصل ثابت شده است. در اقتصادهايمتمولتر، نياز بيشتري به نوآوري براي حمايتاز درآمدهاي رو به رشد، جايگزيني مشاغلحذف شده در فرآيند بهبود كارآيي وجابهجايي توليد استاندارد به مناطق با هزينهكمتر وجود دارد. سياستهاي دولتي در اقتصادهاي در حالتوسعه اغلب به صورت غيرعمدي عليهتشكيل كلاستر است. به عنوان مثالمحدوديتهايي كه روي مناطق صنعتي ويارانههاي سرمايهگذاري در اين مناطق وجوددارد، ميتواند شركتها را پراكنده كند. حفاظتاز شركتهاي محلي در قبال رقابت، به ادغام قائمبيش از حد ميانجامد كه باعث كم شدن فشارنوآوري و به تأخير افتادن روند توسعهكلاسترها ميشود. در مراحل اوليه توسعه اقتصادي، كشورهابايد تجارت داخلي را در سطح شهرها و استانهاو تجارت خارجي را با كشورهاي همسايه بهعنوان مهمترين گامها براي حصول مهارتلازم در رقابت جهاني گسترش دهند. چنينروندي در تجارت، باعث پيشبرد توسعهكلاسترها ميشود. در عوض، توجه خاصمعطوف به بازارهاي بزرگ و پيشرفته است وپافشاري حاميان صنايع داخلي (مخالفانرقابت) اغلب روي سياستهاي محدودكنندهتجارت با بازارهاي همجوار بوده است. درحالي كه كالاهاي قابل تجارت كشورهاي درحال توسعه با اقتصادهاي پيشرفته هم از لحاظتنوع كالا محدوديت دارند و هم از لحاظ ميزانحساسيت به هزينه فعاليت نيروي انساني. به عنوان يك اصل، كلاستر زماني شكلميگيرد كه بتواند اين چنين موضوعاتي راخودش تعريف كند. در اقتصادهاي در حالتوسعه، بخش عظيمي از فعاليتهاي اقتصاديمتمايل به تمركز در شهرهايي نظير بانكوك وبوگوتاست. اين مسئله عمومٹ مربوط ميشودبه كمبودهايي كه در زيرساختها، مؤسسات وتأمينكنندگان در مناطق دور از مركز وجوددارد. اين موضوع ميتواند بازتاب اصلنانوشتهاي باشد كه دولت مركزي با كنترلرقابت، شركتها را به استقرار در مناطقي فراميخواند كه كرسيهاي قدرت در آنجاست،جايي كه راهاندازي كسب و كار مستلزم كسبمصوبه دولت مركزي است. اين الگوهاي جغرافياي اقتصادي،هزينههاي زيادي را به بهرهوري تحميلميكند. تراكم، گلوگاهها و عدم انعطافپذيريباعث افزايش هزينههاي مديريت و علت اصلي عدم كارآيي است. اما شركتها به سادگينميتوانند از مركز خارج شوند زيرا نهزيرساختهاي لازم و نه كلاسترهاي ابتدايي درشهرهاي كوچك وجود ندارند. (ساختنكلاسترهاي گردشگري در كشورهاي در حالتوسعه ميتواند نيروي مثبتي در جهت بهبودزيرساختهاي شهرهاي دور از مركز و فعاليتهاياقتصادي پراكنده باشند.) اصطلاح فناوري برتر موجب اينسوءتفاهم شده است كه فقط تعداد اندكياز كسب و كارها ميتوانند به روشهايپيچيده رقابت كنند. هر چند حتي در اقتصادهاي پيشرفته نيزفعاليتهاي اقتصادي ميتواند تمركز جغرافياييداشته باشد. ژاپن نمونه خوبي از اين مورداست كه تقريبٹ 50% از كل كالاهاي توليدي آندر اطراف توكيو و اوزاكا مستقر است. علت اينامر نه فقط كمبود زيرساختها در مناطق دور ازمركز بلكه بيشتر از ناحيه وجود دولت مركزيبا نفوذ و قدرتمندي است كه تمايل بهمركزگرايي در سياستها و مؤسسات آن ديدهميشود. مورد ژاپن نشان ميدهد كه حتي برايملل توسعه يافته نيز علت عدم كارآيي وهزينههاي بهرهوري در اتخاذ اين الگويجغرافياي اقتصادي نهفته است. اين يكي ازمباحث اصلي سياستگذاري است كه ژاپن باآن مواجه است. تخصصي شدن و پراكندگي، از ويژگيهايجغرافياي اقتصادي هستند. سازمانهاي صنعتيبهرهورتر را در جايي ميتوان سراغ گرفت كه هركلاستر در يك يا دو شهر بزرگ و متفاوتمستقر باشد، نه مجموعهاي از كلاسترهايتخصصي در حوزه پايتخت. در كشورهايينظير آلمان، ايتاليا، سوئيس و آمريكا اين نوع ازتخصصي شدن داخلي تجارت (و رقابتداخلي بين مناطق) باعث رشد بهرهوري وافزايش كارآيي و توان رقابتي شركتها در پهنهجهان شده است.
چنين انعطافناپذيريهايي وقتي بروز ميكندكه دولت مانع رقابت ميشود يا وقتي كه شركتهابه حفظ رفتارهاي كهنه و روابطي اصرار ميورزندكه موجب فراهم شدن مزاياي رقابتي نيستند.افزايش هزينههاي كسب و كار، سرآغاز سبقت درتوانايي بهسازي شركتهاست. انعطافناپذيريهايي از اين نوع، هماكنونبرخلاف انواع مختلف كلاسترها در آلمان وسوئيس عمل ميكند. مادامي كه رقابت به اندازه كافي قدرتمندباقي بماند، شركتها ميتوانند بخشي از افت رقابتكلاستر را با تأمينكنندگان خارج از كلاستر جبرانو يا براي متوازن كردن دستمزدهاي محلي تمامييا بخشي از توليد را به جايي ديگر منتقل كنند. بهعنوان مثال، شركتهاي آلماني در دهه 1990،چنين كاري را انجام دادند. فناوري را ميتوان ازجاهاي ديگر تهيه و يا مجوز آن را گرفت و ياتوسعه محصول را ميتوان به جاي ديگري منتقلكرد. اما در طول زمان اگر كلاستر موفق به ايجادقابليتهاي اصلي در فناوريهاي نو و يا جلبحمايت مؤسسات و ادارات مرتبط نشود افولخواهد كرد. استلزام شركتها در اقتصاد جديد رقابتي مهمترين موضوعهاوروديها يا مقياسها نيستند بلكه بهرهوري است كهبيشترين اهميت را دارد و اين در تمامي صنايعمصداق دارد. اصطلاح فناوري برتر كه معمولابراي ارجاع به حوزههايي نظير فناوري اطلاعات وفناوري زيستي به كار ميرود باعث سوءتفاهم وتحريف تفكر درباره رقابت شده است، به اين معناكه تنها معدودي از كسب و كارها به شيوهايفرهيخته ميتوانند به رقابت بپردازند. چيزي به نامصنايع فناوري فروتر وجود ندارد. درواقعشركتهاي صاحب فناوري فروتر شركتهايي هستندكه در استفاده از فناوري روز جهاني، افزايشبهرهوري و نوآوري با شكست مواجه شدهاند. يككلاستر پرشور با استفاده از پيشرفتهترين مهارتها وفناوريهاي مرتبط ميتواند هر شركتي را در هررقابت صنعتي به بهترين صورت ياري دهد. بنابراين مديران بايد به فراسوي آنچه درداخل سازمانها و در چارچوب صنايع آنها ميگذردبينديشند. همچنين راهبرد بايد متوجه آنچه درخارج از سازمان ميگذرد باشد. ممكن استزماني ادغامهاي قائم گسترده مناسب بوده باشد اماامروز شركتها بايد پيوندهاي نزديكي با خريداران،عرضهكنندگان و ديگر نهادها تشكيل بدهند. 1) انتخاب محل : جهاني شدن و سهولتحمل و نقل و ارتباطات برخي شركتها را به اينسمت هدايت ميكند تا تمامي يا برخي ازعمليات خود را به محلهايي با دستمزدها، مالياتهاو هزينههاي خدمات رفاهي كم منتقل كنند.دانستههاي ما راجع به كلاسترها حاكي از اين استكه چهبسا برخي از هزينهها در واقع منافعي در پينداشته باشد. محلهايي با اين مزيتها اغلب مستلزمزيرساختار كارآمد، عرضهكنندگان فرهيخته و ديگرمزاياي كلاسترهاست كه موجب صرفهجوييبيشتر در هزينههاي وروديها ميشود. ممكن استكه صرفهجويي در دستمزدها، خدمات رفاهي ومالياتها آشكارا به طور عليالحساب قابلاندازهگيري باشد، اما هزينههاي بهرهوري غيرقابلپيشبيني و مخفي باقي ميماند. نكته مهمتر در جريان رقابتپذيري نقشموقعيت جغرافيايي در نوآوري است. بله، شركتهابايد با توسعه فعاليتها در عرصه جهاني به منابعنهادهها و منافع دسترسي به بازارها، دست يابند.شكست در انجام اين كار موجب سوق شركت بهسوي فقدان مزيتهاي رقابتي خواهد شد و برايحفظ تداوم فعاليتهاي كاربر همچون مونتاژ وبهكارگيري نرمافزارها، عوامل كمهزينه اغلب درانتخاب محل تعيينكننده هستند. به هر حال، كلاسترها براي پايگاه اصلي هرشركتي و براي هر خط توليدي ديگريسرنوشتسازند. فعاليتهاي پايگاه اصلي -همچون توسعه راهبرد، محصول اصلي، فرآيندتحقيق و توسعه، يك سطح بحراني از پيچيدهترينتوليد يا تأمين خدمات - موجب بازسازي وخلق خدمات، محصولات و فرآيندهاي شركتميشود. بنابراين تصميمگيري در مورد انتخابمحل بايد بر مبناي هزينه سيستمهاي فراگير وتوان نوآوري باشد نه فقط براساس هزينههايورودي. بر اساس تفكر كلاستري هر خط توليدياحتياج به يك پايگاه اصلي دارد و بيشتركلاسترهاي پرجنب و جوش بهترين محل را از ايننظر برميگزينند. براي مثال در ايالات متحد،هيولت پكارد كلاستر را براي پايگاه اصلي خطوطتوليد اصلي خود انتخاب كرد: كاليفرنيا، جايي كهبيشتر پيشروان جهاني كسب و كارهايكامپيوترهاي شخصي و ايستگاههاي كاري شبكهدر آن مستقرند، به عنوان پايگاه كامپيوترهايشخصي و ايستگاههاي كاري شبكهبندي شده، وماساچوست، جايي كه تمركز فوقالعادهاي ازبيمارستانهاي تحقيقاتي با شهرت جهاني وشركتهاي توليد ادوات پزشكي را داراست، بهعنوان پايگاه ادوات پزشكي انتخاب شده است. بهرهبرداري از سرمايههاي ارزشمند در داخليك كلاستر مستلزم برقراري روابط شخصيو احساس "خودي" داشتن است همچنانكه رقابت جهاني مزيتهاي نسبيسنتي را خنثي ميكند و شركت را در معرض خطرقويترين رقباي جهاني قرار ميدهد، بسياري ازشركتهاي چندمليتي در حال رشد، پايگاه اصليخود را به كلاسترهاي فعالتر منتقل ميكنند و دراين راه از تملك شركتهاي ديگر براي تثبيت خودبه عنوان يك شركت خودي در ميان كلاستر بهرهميگيرند. به عنوان مثال، نستله پس از تملكشركت رانتري مكينتاش كسب و كار شيرينيپزيخود را به يورك در انگليس، جايي كه پايگاه اصليآن شركت بود منتقل كرد، چرا كه كلاستر غذاييفعالي در آنجا رو به رشد بود. انگليس با مشتريانشيريني دوست خود، خردهفروشان خبره،بنگاههاي تبليغاتي قوي و شركتهاي واسطهمسلط، نسبت به سوييس محيط پوياتري را برايرقابت در بازار بزرگ شيريني به وجود آورد. بههمين ترتيب نستله دفتر مركزي آب معدني خود رابه فرانسه انتقال داده است، جايي كه رقابتيترينمكان براي اين صنعت محسوب ميشود. شركتنورترن تلهكام نيز دفتر مركزي خود را از كانادا بهايالات متحد انتقال داد كه داراي كلاستر فعالي درزمينه تجهيزات ارتباطات راه دور است. تفكر كلاستري بر اين عقيده است كه گردآوردن فعاليتهاي مرتبط با هم در يك محل بهتر ازپخش آنها در جاهاي مختلف است. همجواريواحدهاي تحقيق و توسعه، توليد، مونتاژ،بازاريابي، پشتيباني از مشتريان و هر كسب و كارمرتبط ديگري ميتواند كارايي داخلي كلاستر درمنبعيابي را تسهيل و بهرهگيري جمعي از فناوريو اطلاعات را ممكن سازد. همچنين، فعاليتهايجمعي در محيط كلاستر، ريشه شركتها را درمحيط كلاستر مستحكم ميكند و توان آنها را دردستيابي به منافع بالقوه ارتقا ميدهد. 2) همكاري محلي : عامل اجتماعيكلاسترها را به يكديگر پيوند ميزند و دستيابي بهمنابع مهم و اطلاعات لازم را تسهيل ميكند.بهرهبرداري از سرمايههاي ارزشمند رقابتي يككلاستر، مستلزم برقراري روابط شخصي، تماسرودررو، درك علائق مشترك و وضع شركتهايداخل كلاستر است. همجواري صرف شركتها،تأمينكنندگان و مؤسسات، امكان خلق ارزشاقتصادي را فراهم ميكند اما ضرورتٹ تحقق آن رانميتوان تضمين كرد. شركتها براي بيشينه كردن منافع كلاسترها،بايد در فعاليتها مشاركت كنند و حضور آنها درمحل چشمگير باشد. سرمايهگذاري محلي قابلتوجه، حتي در صورتي كه دفتر مركزي در جاييديگر مستقر باشد، يك الزام تلقي ميشود. آنهابايد روابط جاري با بدنه دولت و نهادهاي محلي،نظير مراكز خدمات رفاهي، مدارس و گروههايتحقيقاتي را ارتقا دهند. شركتها به عنوان نهادهاي واحد، بايد حداكثربهره را از تعامل با خارج از محدوده كوچك خودببرند. با وجود اين، مديران حداقل در ابتداي كاربه ملاحظه كاري گرايش دارند. آنها از آن بيم دارندكه رشد كلاستر باعث جذب رقبا، افزايش هزينههاو يا از دست دادن كاركنان ارزشمند و پيوستن آنهابه رقبا شود. اما همراه با افزايش درك مفهومكلاستر، مديران درمييابند كه بسياري از همكارانآنها در كلاستر مستقيمٹ در رقابت نيستند و منافعمتوازن نظير عرضه بيشتر افراد آموزش ديده برمسائل ناشي از افزايش سطح رقابت غلبه دارد. 3) ارتقاي كلاستر : از آنجا كه سلامت محيطكسب و كار محلي براي سلامت شركت مهم است،ارتقا كلاستر بايد بخشي از دستور كار مديريتباشد. شركتها از راههاي متنوعي كلاسترهاي خودرا ارتقا ميدهند. شركت جنزيم13 را در نظر بگيريد.ماساچوست مركز فعال كلاستر فناوري زيستياست كه در منطقه دانشگاههاي توانمند، مراكزپزشكي و شركتهاي سرمايهگذاري مخاطرهآميزقرار دارد. وقتي شركت جنزيم در جريان توسعهخود به مرحلهاي رسيد كه مديرعامل آن نياز بهامكانات توليدي را احساس كرد، و ابتدا تشكيلكلاستر دارويي در نيوجرسي و فيلادلفيا را درنظرگرفت، زيرا شركت او امكاناتي داشت كهماساچوست فاقد آن بود: تخصص و مهارتتثبيت شده در توليد دارو. اما با تفكر بيشتر ويتصميم گرفت كه اين برنامه را در پايگاه اصليشركت خود اجرا كند، زيرا اگر طرح او موفقميشد، شركت او ميتوانست به جايگاه رقابتيبهتري ارتقا يابد. به اين ترتيب وي آگاهانه كار با پيمانكارانمتعهد منطقه بوستون و حذف بسياري ازشركتهاي مهندسي تخصصي در نزديكي فيلادلفيارا برگزيد. علاوه بر اين، او با كمك دولت محلي ومقامات شهري عهدهدار ابتكاراتي نظير اعطايبورس تحصيلي و كارآموزي براي جوانان محليدر جهت بهبود نيروي كار شد. به عبارت كليتر،شركت جنزيم براي ايجاد يك حجم بحراني برايكلاستر خود تلاش كرده است. مديرعامل اينشركت معتقد است كه موفقيت شركت او باموفقيت كلاسترش درهمآميخته و تمامي اعضايكلاستر از پايگاهي قوي از مؤسسات و روابطپشتيبان سود خواهند برد. 4) كاركرد جمعي : روشي كه كلاسترها درعمل به كار ميگيرند، دستور كار جديدي ازاقدامات جمعي در بخش خصوصي را ارائهميدهد. سرمايهگذاري در كالاي عمومي معمولاوظايف دولت شمرده ميشود، با وجود اين، تفكركلاستري چگونگي منافع شركتها را از مؤسسات وداراييهاي محلي به وضوح نشان ميدهد. در گذشته، اقدام جمعي در بخش خصوصيتنها متوجه يافتن يارانههاي دولتي و مساعدتهاييبود كه اغلب رقابت را از شكل طبيعي خود خارجميكرد. اما منافع بلندمدت مديران، با ترغيبسطح بالاتري از رقابت بهتر برآورده ميشود. آنهاميتوانند با بازانديشي درباره نقش انجمنهايتجاري شروع كنند كه اغلب تنها در حد اعمال نفوذدولتي، گردآوري آمار و كاركردهاي اجتماعيمنطقه ميزبان فعاليت ميكنند و به اين ترتيبانجمنهاي تجاري در حال از دست دادن يكفرصت بسيار مهم هستند. انجمنهاي تجاري ميتوانند مجامعي را برايتبادل عقيده و رسيدن به هدف اصلي فراهم آورندكه آنها را در اقدامي جمعي براي گذر از موانع رشد و بهرهوري ياري دهد. انجمنهايتجاري ميتوانند هدايت اقداماتي نظير برپاييامكانات آزمايشي دانشگاهي، برنامههاي آموزشي - تحقيقي، جمعآوري اطلاعات مربوطبه كلاستر، تشكيل مجامع كار در مسائل مشتركمديريتي، راههاي رسيدگي به مباحث زيستمحيطي، سازماندهي نمايشگاههاي تجاري،اعطاي نمايندگي و مديريت كنسرسيوم سفارشاترا بر عهده گيرند. براي كلاسترهايي كه متشكل از شركتهايكوچك و متوسط متعددي هستند، نظير شركتهايگردشگري، پوشاك و كشاورزي، ضروري است كهپيكرهاي جمعي براي تقبل وظايف حساس بهمقياس وجود داشته باشد. به عنوان مثال در هلند،تعاونيهاي پرورشدهنده گل، حراجي و تسهيلاتيرا راهاندازي كردهاند كه به شكلگيري يكي ازقويترين مزاياي رقابتي كلاستر گل در هلند منجرشده است. شوراي گل هلند و انجمن گروههايتحقيقاتي پرورشدهندگان گل هلند كه بسياري ازپرورشدهندگان گل عضو آن هستند به وظايفديگري نظير تحقيقات كاربردي و بازاريابي رويآوردهاند. كلاسترها روش سازندهاي را براي تغييرماهيت گفتگوي ميان بخشهاي دولتي وخصوصي ارائه ميدهند. اكثر انجمنهاي تجاري موجود بيش از حدمحدود هستند، در واقع آنها مظهر صنايع هستندنه كلاستر. در ضمن چون وظايف آنها در قالبرايزني با دولت فدرال تعريف شده است، حوزهكار آنها بيش از آنكه محلي باشد ملي است. باوجود اين، انجمنهاي ملي به ندرت براي حلمسائل محلي كارآمد هستند، مسائلي كه برايبهرهوري كلاستر بيشترين اهميت را دارند. با روشن شدن اين نكته كه چگونه كسب وكار و دولت با يكديگر شرايط رشد را فراهمميكنند، كلاسترها مسيري سازنده را در جهتتغيير طبيعت گفتگو بين بخش خصوصي وعمومي ترسيم ميكنند. با دركي بهتر از آنچهرقابتپذيري واقعي را اشاعه ميدهد، مديرانميتوانند درخواستهاي صحيح و به جايي رامطرح كنند. مثال شركت مس مديك14، به عنوانانجمني كه در سال 1996 توسط كلاستر ادواتپزشكي در ماساچوست شكل گرفت اين نكته راروشن ميكند. اخيرٹ اين شركت با موفقيت،موازي با اداره دارو و غذاي ايالات متحد در فرآيندتأئيد ادوات پزشكي كار ميكند. به روشنيپيداست كه چنين اقدامي به صورت همزمانباعث منتفع شدن اعضاي كلاستر و نيز ارتقايسطح رقابت ميشود.
مشكلات سياست صنعتي آنچه ميزان رفاه يك كشور يا يك ملت را تعيينميكند بهرهوري است نه صادرات و يا منابعطبيعي. با درنظر داشتن اين موضوع، دولتها بايدبراي خلق محيطي بكوشند كه حامي افزايشبهرهوري است. سياستهاي صحيح اقتصاد كلانلازم است ولي كافي نيست. درنهايت اين بنيانهاياقتصاد خرد براي رقابتاند كه سطح بهرهوري ورقابتپذيري را تعيين ميكنند. دولتهاي ملي و محلي، هر دو نقشهايجديدي بر عهده دارند. آنها بايد عرضه نهادههاي باكيفيت زياد نظير شهروندان تحصيل كرده وزيرساختهاي فيزيكي را تضمين كنند. بايد مثلا باحمايت از مالكيت معنوي و اعمال قوانين ضدتراست قواعد رقابت را به گونهاي تنظيم كنند كهبهرهوري و نوآوري به موفقيت در اقتصاد بينجامد.و نكته آخر اينكه، دولتها بايد شكلگيري و ارتقاكلاسترها را ترغيب كنند و كالاهاي عمومي يا شبهعمومي را كه اثر مهمي بر بسياري از كسب وكارهاي مرتبط با هم دارند افزايش دهند. اين نوع دستهبندي وظايف دولت، باسياستهاي صنعتي كاملا متفاوت است. درسياست صنعتي، هدف دولت داشتن صنايعيدلخواه و مداخله از طريق اعمال مواردي چونيارانهها يا محدوديتهاي سرمايهگذاري شركتهايخارجي براي حمايت از شركتهاي محلي است. درمقام مقايسه، هدف از سياستهاي كلاستر، تقويتروند توسعه تمامي كلاسترها است. اين بدانمعناست كه يك كلاستر سنتي مثل كشاورزينبايد به حال خود رها شود بلكه بايد تقويت شود.دولتها نبايد در مقام انتخاب ميان كلاسترها برآيند.زيرا هر يك از آنان به نوعي فرصتهايي برايبهرهوري و حمايت از افزايش درآمدها پديدميآورند. هر كلاستر نهتنها مستقيمٹ به بهرهوريدر سطح ملي ياري ميرساند بلكه در بهرهوريساير كلاسترها نيز مؤثر است. البته تماميكلاسترها موفق نخواهند شد اما نيروهاي بازارهستند كه بايد نتايج اصلي را تعيين كنند نهتصميمهاي دولت. دولت در كار با بخش خصوصي بايد در پيتقويت كلاسترهاي موجود يا در حال ظهور باشدنه اينكه خود درصدد تشكيل كلاسترهاي جديدديگري باشد. كلاسترها و صنايع جديد موفق، ازدرون كلاسترهاي موجود شكل ميگيرند. كسب وكارهاي داراي فناوري پيشرفته نه در خلا بلكه درجايي ميتوانند به موفقيت برسند كه از قبل اساسفعاليتهاي مرتبط با آن زمينه در آنجا وجود داشتهباشد. در واقع، اغلب كلاسترها مستقل از اقداماتدولت و حتي گاهي بيتوجه به توصيههاي دولتشكل ميگيرند. كلاسترها جايي شكل ميگيرند كهبنيانهاي مزيت محلي در آن وجود دارد. براياثبات حقانيت تلاشهاي توسعه كلاستر، بايدبرخي بذرهاي كلاستر قبلا آزمون بازار را گذراندهباشند. كلاسترها به جاي اينكه فقط از كلاسترهايموفق در ديگر مناطق پيروي كنند بايد به دنبالمزيت رقابتي و تخصصي باشند كه اين نيازمنداتكا به منابع محلي منحصر به فرد است. يافتنمناطق تخصصي مربوط به خود معمولا بسيارمؤثرتر از رقابت مستقيم با مناطق متعلق به رقبايجاافتاده و قدرتمند است.
مسئوليتهاي جديد دولتي ـ خصوصي جغرافياي اقتصادي در دوره رقابت جهاني تناقضيرا مطرح ميكند. در اقتصاد جهاني كه با حمل و نقل سريع، ارتباطات پرسرعت و بازارهاي در دسترس مشخص ميشود، چيزي كه انتظارميرود كه اين است كه اهميت مكان كاهش يابد.اما عكس اين انتظار حقيقت دارد. مزيتهاي رقابتيپايدار در اقتصاد جهاني اغلب به شدت محلي،برخاسته از مهارتهاي كاملا تخصصي شده، دانش،نهادها، رقبا، كسب و كارهاي وابسته و مشتريانفرهيخته هستند. همجواري جغرافيا، فرهنگ ونهادها به دسترسي خاصي همچون روابطنزديكتر، اطلاعات بهتر، پاداشهاي نيرومند و ديگرمزيتها در بهرهوري و نوآوري ميانجامد، كهدستيابي به آنها از راه دور ميسر نيست. هر چهاقتصاد جهان پيچيدهتر، پوياتر و بيشتر متكي بهدانش ميشود اين گفته به واقعيت نزديكتر است. رهبران كسب و كارها، دولت و نهادها همگيدر علم اقتصاد جديد رقابت، سهم و نقش دارند.كلاسترها وابستگي متقابل و مسئوليت مشتركتمامي اين موجوديتها را براي خلق شرايط رقابتپربار آشكار ميكنند. براي انجام اين وظيفه رهبرانبه تفكر جديد نياز دارند و بايد از ردهبنديهايسنتي در تفكر خود راجع به اينكه در اقتصاد چهكسي چه كاري ميكند دست بردارند. خطوط بينسرمايهگذاري خصوصي و دولتي نامشخص شدهاست. شركتها به اندازه دولتها و دانشگاهها درآموزش سهم دارند. دانشگاهها هم دررقابتپذير كردن كسب و كارهاي محلي سهيمهستند. با آشكار كردن فرآيندي كه رفاه واقعي را دراقتصاد به وجود ميآورد، كلاسترها راههاي جديددولتي - خصوصي را براي اقدامات سازنده پديدميآورند.
منبع Harvard Business Review, November - December1998
|