ارزيابي به كارگيري ساختار شبكه‌اي
مسعود جنيدي، رامين حسين محسني، محمدرضا نظري نويسنده:
در اين تحقيق با استناد به اينكه در طراحي روشهاي ارزيابي ساختار شبكه‌اي از مفهوم ساختار به عنوان ابزار اجراي راهبردها استفاده شده است، تمركز اصلي بر سنجش ميزان اثربخشي برنامة راهبردي شركت سايپا و ميزان تحقق اهداف اين برنامه به وسيلة ابزار ساختار شبكه‌اي بوده است. به همين منظور با مراجعه به برنامة راهبردي گروه سايپا 9 ويژگي به منظور سنجش و اندازه‌گيري ميزان اثربخشي ساختار شبكه‌اي در بخش مربوط به ساختار و سازمان انتخاب شده است.
اين ويژگيها به منظور اندازه‌گيري به دو دستة كيفي و كمّي و هر كدام به شاخصهاي فرعي نيز تقسيم شدند. براي جمع‌آوري اطلاعات در خصوص ويژگيهاي كيفي از طريق طراحي و تكميل پرسشنامه و جمع‌آوري اطلاعات كمي با مراجعه به منابع اطلاعاتي موجود اقدام شده است كه پس از تجزيه و تحليل اطلاعات گردآوري شده ميزان اثربخشي ساختار شبكه‌اي در تحقق اهداف و راهبردهاي گروه سايپا از نظر عددي 35/31% و از نظر ارزشيابي توصيفي در حد متوسط ارزيابي شده است. از عمده دلايل عدم تحقق كامل راهبردهاي مربوط به سازمان و ساختار در گروه سايپا مي‌توان به ضعف در زيرساختارها و هماهنگي بين شركتهاي اقمار اصلي گروه سايپا و شركت مادر اشاره كرد.

کلید واژه‌ها: ارزيابي، ساختار شبكه‌اي، برنامه‌ريزي راهبردي، ساختار سازماني، ساختار شبكه‌اي پويا، راهبردهاي ارزيابي، روش سنجش متعادل، روش مدلهاي برتري سازمان (EFQM)، روش مالكوم بالدريج BNQM

چكيده:

تعريف مسئلة تحقيق
پاسخ نظري سازمان به اين سؤال كه چه چيزي يك سازمان را اثربخش مي‌سازد اين است كه ساختار صحيح سازمان را اثربخش مي‌كند. تمامي سازمانها چه دولتي، چه خصوصي و چه بخش تعاون داراي ساختارهايي هستند. اما اينكه اين ساختارها به چه ميزان در اثربخش كردن فعاليتهاي سازمان نقش دارند نكته‌اي است كه تاكنون به آن پرداخته نشده است. با توجه به رويكرد فوق، تا زماني كه ساختارهاي جديد كه به خاطر تحقق نيازهاي اداري ناشي از گسترش فعاليتهاي شركت به حوزه‌ها و فعاليتها و خطوط توليدي جديد هستند صرفه‌جوييهاي فني، مالي و پرسنلي و به عبارتي ديگر اثربخشي مورد نظر از رشد سازمان تحقق نمي‌يابد. از سوي ديگر سازمانها محيط ساخته و پرداختة انسان به شمار مي‌آيند و وجوه مشترك سازمانها به مراتب بيشتر از موارد اختلاف آنهاست و مسئلة ساختار سازماني نيز نظير بحث عمومي مديريت مبحثي عام و مشترك بين تمامي سازمانهاست. با تعريف مجدد اينكه مفهوم ساختار در عمل چيزي جز ابزار اجراي راهبردها در سازمان نيست هدف اين تحقيق را ارزيابي به كارگيري ساختار شبكه‌اي از طريق مطالعة اثربخشي شاخصهاي مورد نظر گروه خودروسازي سايپا از اجراي اين ساختار در سازمان تعيين كرده‌ايم.

مشخصات تحقيق
• با توجه به اينكه هدف اين پروژه ارزيابي به كارگيري ساختار شبكه‌اي است اين تحقيق از نوع تحقيق ارزيابي است.
• تحقيق حاضر در محدودة زماني 1380-1373 كه حركت اوليه و تكامل آن در گروه سايپا شروع شد (و البته هنوز هم ادامه دارد) انجام شده است.
• اين تحقيق در كشور جمهوري اسلامي ايران صورت پذيرفته و در جريان ارزيابي شرايط زماني، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي كشور در نتايج حاصل شده بي‌تأثير نبوده است.
• مهمترين دليل پرداختن به موضوع ارزيابي ساختار شبكه‌اي در صنعت خودرو ايران عدم تحقيق و عدم وجود هيچگونه سابقة پژوهش در اين زمينه در كشور است.
• ميدان تحقيق گروه سايپا متشكل از شركت مادر (سايپا) و بيش از 50 شركت تابعه و وابسته به صورت مستقيم و غيرمستقيم است. شركتهاي گروه سايپا از نظر نوع رابطه و ميزان مالكيت سايپا در آنها به گروههاي زير تقسيم مي‌شوند:
o شركتهاي تابعه: اين شركتها شامل واحدهايي هستند كه بيش از 50% سهام آنها به صورت مستقيم به سايپا تعلق دارد كه به همراه شركت مادر (سايپا) شالودة اصلي گروه سايپا را تشكيل مي‌دهند و در واقع وظايف و نقشهاي اساسي و محوري فرايند خودروسازي گروه را به عهده دارند. بعضي از شركتهايي كه در اين گروه قرار مي‌گيرند مانند پارس خودرو، سايپا ديزل، مگا موتور و سازه گسترخود داراي يك يا چندين شركت تحت پوشش هستند.
o شركتهاي وابستة مستقيم: شركتهاي وابستة مستقيم بين 20 تا 50 درصد سهام آنها متعلق به سايپاست. اين شركتها همانند شركتهاي تابعه اغلب رشتة فعاليتهايشان به صنعت خودرو مربوط مي‌شود، به منظور اعمال نفوذ و حتي‌الامكان به خدمت گرفتن امكانات آنان در جهت اهداف مورد نظر گروه، در سهام آنها سرمايه‌گذاري شده است.


همانگونه كه گفته شد اين تحقيق از نوع ارزيابي است و اساس آن بر تعريف ساختار به عنوان يكي از ابزارهاي اجراي راهبردها در سازمان استوار است. براي ارزيابي ميزان اثربخشي ساختار شبكه‌اي در مقايسه با ساختار وظيفه‌اي در مدل تحقيق دو دسته شاخص شامل شاخصهاي كمي و شاخصهاي كيفي تعريف شده‌اند. اين شاخصها با توجه به ويژگيهاي پيش‌بيني شده از برنامة راهبردي گروه سايپا و با توجه به آمار و اطلاعات موجود در شبكة اطلاعات گروه سايپا براي شاخصهاي كمي استخراج شده‌اند كه در بخش مربوط به تفصيل توضيح داده خواهد شد. براي ايجاد مدل تحليل از يك مدل سلسله مراتبي استفاده شده است. در اين مدل سطح اول ميزان اثربخشي ساختار شبكه‌اي در مقايسه با ساختار وظيفه‌اي، سطح دوم ويژگيهاي پيش‌بيني شده در برنامة راهبردي گروه سايپا و سطح سوم شاخصهاي كمي و كيفي مرتبط با هر يك از ويژگيها در نظر گرفته شده است. از اين رو اندازه‌گيري ميزان اثربخشي را مي‌توان در هر يك از سطوح جداگانه تحليل كرد. بدين معني كه در پايينترين سطح هر يك از شاخصها، اندازه‌گيري و در دو ساختار با يكديگر مقايسه و نتايج حاصل تفسير مي‌شوند.
پس از اندازه‌گيري و ارزيابي شاخصها در پايينترين سطح، ميزان اثربخشي ساختار شبكه‌اي را مي‌توان در هر يك از ويژگيهاي تعريف شده ارزيابي و با توجه به وزنهاي مربوط تفسير كرد و سرانجام با توجه به تأثير و اولويت‌بندي ويژگيها در تحقق اثربخشي ساختار شبكه‌اي در گروه سايپا، اين سطح نيز قابل ارزيابي است.
در ادامة مراحل انجام كار، مفاهيم فوق و روشهاي اندازه‌گيري شرح داده خواهند شد كه در شكل زير طرح‌وارة مدل تحليل نشان داده شده است.

 
براي ارزيابي اثربخشي ساختار شبكه‌اي در گروه خودرو سازي سايپا كه در هدف تحقيق بيان شده است گامهاي زير برداشته شده است:

تشكيل ساختار رده‌اي ارزيابي
با توجه به پيشينة تحقيق و بررسي مدلهاي ارزيابي (كه عمدتاً مربوط به ارزيابي سازمان هستند نه ساختار) و همچنين نتيجة مصاحبه‌هاي اكتشافي با خبرگان، گروه محققان به اين نتيجه رسيدند كه به منظور ارزيابي ساختار شبكه‌اي بايد از برنامة راهبردي گروه سايپا (بخش مربوط به ساختار و سازمان) كه در زير به آن اشاره خواهد شد به عنوان محور ارزيابي ساختار استفاده كنند.
در برنامة راهبردي گروه سايپا جمعاً 7 دسته راهبرد به شرح زير قابل مشاهده است.
1- راهبردهاي فراگير
2- راهبردهاي مربوط به چشم‌انداز پاية عمومي
3- راهبردهاي مربوط به چشم‌انداز فني
4- راهبردهاي مربوط به چشم‌انداز سازماني
5- راهبردهاي مربوط به چشم‌انداز سرماية انساني
6- راهبردهاي مربوط به چشم‌انداز صادرات
7- راهبردهاي مربوط به چشم‌انداز ساختار سرمايه

مجموعاً 53 ويژگي در اين هفت دسته راهبرد تعريف شده است كه از اين 53 ويژگي 9 ويژگي مربوط به راهبردهاي چشم‌انداز سازماني هستند كه در اين تحقيق مورد ارزيابي قرار گرفته‌اند. اين ويژگيها عبارت‌اند از
1- ايجاد انسجام سازماني لازم در شركت مادر
2- ايجاد فعاليت فرامليتي
3- ايجاد شبكة وسيع سازندگان قطعات و مجموعه‌ها
4- ايجاد شبكة وسيع توزيع و فروش داخلي
5- ايجاد شبكة وسيع خدمات پس از فروش
6- ايجاد ساختار سازماني قوي و فراگير مطالعات اقتصادي و تبعي بازار
7- ايجاد ساختار سازماني قوي و فراگير مالي و تأمين نقدينگي
8- ايجاد ارتباط منسجم با تمامي زنجيرة ارزش افزايي محصول
9- ايجاد شبكه‌هاي اطلاعاتي داخلي و خارجي

روش تعيين شاخصهاي هر ويژگي به ترتيب زير بوده است.
شاخصهاي كيفي: شاخصهاي كيفي ويژگيها از متن برنامة راهبردي گروه سايپا (بخش ساختار و سازمان) استخراج شده است.
شاخصهاي كمي: شاخصهاي كمي ويژگيها با توجه به آمار و اطلاعات و مستندات موجود گروه خودروسازي سايپا و با نظر خبرگان اين گروه انتخاب شده است.
در اين گام هدف تحقيق كه تعيين ميزان اثربخشي ساختار شبكه‌اي در مقايسه با ساختار وظيفه‌اي بود تا 3 سطح تجزيه مي‌شود كه ارزيابي از سطح سوم آغاز و به سطح اول ختم شده است. اين 3 سطح عبارت‌اند از
1- هدف تعيين ميزان اثربخشي ساختار شبكه‌اي است كه از برآيند اثربخشي ويژگيهاي تعيين شده در برنامة راهبردي گروه سايپا (راهبردهاي مربوط به چشم‌انداز سازماني) تعيين خواهد شد.
2- در اين سطح با توجه به ويژگيهايي كه در برنامة راهبردي سايپا در راستاي ايجاد ساختار مطلوب (ساختار شبكه‌اي مورد نظر گروه سايپا) متصور شده است، معيارهاي سنجش اثربخشي ساختار شبكه‌اي به شرح ويژگيهاي 9 گانة بالا تعريف مي‌شود.
3- در اين سطح با توجه به راهبردهاي تعيين شده مربوط به هر ويژگي در برنامة راهبردي سايپا، شاخصهاي سنجش ميزان اثربخشي ساختار شبكه‌اي در تحقق ويژگيهاي فوق در دو دسته شاخصهاي كمي و كيفي تعريف شده‌اند.
با توجه به اينكه ويژگيهاي 9 گانة تعريف شده در برنامة راهبردي سايپا اولويت‌بندي شده‌اند، براي وزن دهي به اين ويژگيها از روش (SMART) استفاده شده است.
جهت جمع‌آوري اطلاعات از 26 بار مراجعه به اسناد و مدارك، طراحي پرسشنامه و انجام مصاحبه‌هاي اكتشافي و تخصصي استفاده شده است.
در بخش مربوط به تجزيه و تحليل اطلاعات به منظور تجزيه و تحليل اطلاعات كمي از معيارهاي ميانگين قبل و بعد از ايجاد ساختار شبكه‌اي، مقدار متوسط رشد و ميانگين ارزش ويژگي و در خصوص اطلاعات كيفي از معيارهاي «ميانگين و معيار، ميانگين ارزش ويژگي و انحراف معيار پاسخها» استفاده شده است.

تحليل داده‌ها و نتيجه‌گيري
1- اولين نتيجة قابل استخراج از ميان مصاحبه‌هاي اكتشافي، تخصصي، پرسشنامه‌ها و داده‌هاي كمي مرتبط با موضوع تحقيق، بيانگر رويكرد خاص متوليان صنعت خودرو (بويژه سايپا) به بحث ساختار و بخصوص ساختار شبكه‌اي است. در اين رويكرد، كه نتيجة اين پژوهش است، هدف اصلي از طراحي و به كارگيري ساختار، اجراي راهبردهاي سازماني است و در واقع اين رويكرد به ساختار به مثابه يك ابزار مي‌نگرد كه در مراحل سه‌گانة مديريت راهبردي يعني تدوين، اجرا و ارزيابي برنامه‌ها در بخش اجرا، اجراي راهبردهاي گوناگون سازماني، در سطح سازمان را تسهيل و ميسر مي‌كند. شايد ذكر اين نكته در اينجا ضروري باشد كه پژوهشگران در مراحل آغازين پژوهش به منظور انتخاب روش ارزيابي، مدل ارزيابي از طريق اقتصاد سنجي مهندسي را نيز مد نظر داشتند و آن چيزي كه مانع از به كارگيري اين مدل به عنوان روش ارزيابي شد دقيقاً همان چيزي است كه تحت عنوان رويكرد متوليان صنعت خودرو به آن اشاره شد .

2- دومين نتيجة قابل استخراج، موفقيت نسبي به كارگيري ساختار شبكه‌اي در گروه خودروسازي سايپا با توجه به نتيجه‌گيري 1 است. اين بدان معني است كه همانگونه كه در بخش روش تحقيق بيان شد اساس و پاية اين ارزيابي بر مبناي اهداف پيش‌بيني شده و راهبردهاي مورد نظر گروه خودروسازي سايپا مندرج در برنامة راهبردي گروه سايپاست و محققان با توجه به دستة چهارم راهبردها (راهبردهاي مربوط به چشم‌انداز سازماني) نسبت به طراحي ابزار جمع‌آوري اطلاعات اقدام كردند كه پس از انجام تجزيه و تحليلهاي مختلف در بخش ارزيابي كمي مي‌توان گفت با توجه به نتايج حاصل و امتياز اختصاص يافته به هر ويژگي (اولويت هر ويژگي نسبت به ساير ويژگيها) جمع كل رشد ويژگيها برابر 35/31 است. به دليل آنكه مجموع وزنهاي اختصاص يافته به ويژگيها برابر 1 است مي‌توان چنين استنباط كرد كه وضعيت گروه خودروسازي سايپا پس از ايجاد و اجراي ساختار شبكه‌اي نسبت به قبل از ايجاد ساختار شبكه‌اي 35/31 درصد بهبود داشته است.

3- با توجه به نتايج حاصل از مصاحبه‌هاي اكتشافي و اختصاصي و همچنين انحراف معيار قابل مشاهده در پاسخ به برخي سؤالات پرسشنامه‌ها (ابزار جمع‌آوري اطلاعات كيفي) سومين نتيجه‌اي كه از اين پژوهش قابل استخراج است. عدم وجود درك مشترك از ساختار موجود گروه سايپا (كه در اين پژوهش ساختار شبكه‌اي فرض شده است) بين مديران ارشد و تصميم‌گير و مديران مياني در گروه سايپاست .
به ترتيبي كه برخي مديران به ساختار شبكه‌اي به عنوان مجموعه‌اي متشكل از تعدادي شركت مستقل و سودآور مي‌نگريستند و با همين نگرش وجود برخي از شركتهاي عضو و اقمار را غيرضروري و بعضاً هزينه‌زا ارزيابي مي‌كردند و برخي ديگر با توجيه اين مطلب كه بازار محصول و خدمات شركتهاي اقمار عضو گروه سايپا، گروه خودروسازي سايپاست پيدايش و بقاي برخي از شركتهاي (حتي زيان‌ده) گروه را ضروري ارزيابي كرده‌اند. با اين حال نتيجه‌اي كه اينجا مايليم به آن اشاره كنيم عدم يكپارچگي و وجود درك مشترك از نقش ساختار به عنوان ابزار پياده سازي راهبردها (طبق نظر مديران ارشد صنعت خودرو در سازمان گسترش و رأس گروه سايپا) در شركتهاي اقمار عضو گروه خودروسازي سايپاست.

4- پس از تحقيق و بررسي در بين شركتهاي اقمار اصلي گروه سايپا، مصاحبه با مديران و كارشناسان زبدة اين شركتها و همچنين مذاكره با مسئولان و كارشناسان ارشد سازمان گسترش و وزارت صنايع و معادن اين نتيجه به دست آمد كه عدم وجود حلقه‌هاي ارتباطي مؤثر و همچنين جابه‌جايي‌هاي زياد مديريتي و ضعف دانش سازماني در شركتهاي مورد پژوهش دلايل اصلي انحراف از تحقق برنامه‌هاي راهبردي از جمله در بخش مربوط به چشم‌انداز سازماني از طريق به كارگيري ساختار شبكه‌اي است. به عبارت ديگر يك بار ديگر بحث كارآيي و اثربخشي مطرح مي‌شود و اين بار به علت عدم جهت‌گيريهاي صحيح سازماني در بخش ساختار و روش حضور در گروه سايپا (ساختار شبكه‌اي) باعث انحراف از برنامه‌ها در شركتهاي اقمار شده و به رغم اينكه شركتهاي اقمار بعضاً با حداكثر كارآيي در حال انجام وظيفه بوده‌اند ولي در مجموعة گروه به شيوه‌اي اثربخش ايفاي نقش نكرده‌اند.
پيشنهادات
1- با توجه به اينكه گروه سايپا متشكل از تعداد قابل توجهي شركت اقمار اصلي و فرعي است (بيش از 70 شركت) به‌كارگيري ساختار شبكه‌اي در اين مجموعه به عنوان زنجيرة اتصال و عامل هماهنگي اعضا جهت نيل به اهداف عالي و آرمان گروه سايپا ضروري است. پيشنهاد مي‌كنيم زير ساختهاي مورد نياز در اين گروه تقويت شود تا حضور مؤثر اعضا در اين شبكه ميسر باشد. منظور از زيرساختها ايجاد شبكة ارتباطي و اطلاعاتي قوي، ايجاد سيستم اينترانت بين شركتي، ايجاد پايگاه اطلاعات يكپارچه با سهولت دسترسي كلية اعضا، برقراري جلسات منظم هماهنگي برنامه‌ها و راهبردهاي بين شركتهاي اقمار با شركت مادر و ايجاد يك نظام ارزيابي سازماني مبتني بر اهداف و برنامه‌ها مستقل از نظامهاي ارزيابي عملكرد مرسوم و موجود است.
2- با توجه به اينكه برنامة راهبردي گروه خودروسازي سايپا تدوين شده است و محققان نيز در جريان پژوهش خود بارها به آن رجوع كرده‌اند ضروري به نظر مي‌رسد كه دفتر مطالعات راهبردي به منظور استقرار نظام برنامه‌ريزي راهبردي و همچنين عامل هماهنگي بين راهبردهاي اصلي گروه و راهبردهاي كسب و كار عملياتي شركتهاي اقمار، در تمامي شركتهاي اقمار اصلي و فرعي گروه سايپا كه فاقد اين دفتر (واحد مطالعات و برنامه‌ريزي راهبردي) هستند فعال شوند و از اين رهگذر ضمن پرداختن به مسائل راهبردي شركت خود نقش هماهنگي بين راهبردهاي اصلي و فرعي گروه سايپا و شركت خود را ايفا كنند.
3- با توجه به اينكه در جريان اين پژوهش ضعف شديد نگهداري، به روز رساني، دسترسي و انطباق اطلاعات بين شركت مادر و شركتهاي اقمار سايپا مشاهده شد پيشنهاد مي‌شود گروه سايپا مركزي ايجاد كند كه متولي نگهداري و به روز رساني كلية اطلاعات حياتي و مورد نياز تصميم‌گيري در مجموعة گروه سايپا باشد. در همين رابطه ايجاد نظام سخت‌افزاري و نرم‌افزاري تهيه و توزيع اين اطلاعات مي‌تواند يكي از مباحث قابل طرح در شوراي عالي انفورماتيك گروه سايپا باشد.
4- با توجه به اينكه محققان در جريان مطالعات كتابخانه‌اي خود و مطالعات موارد متعدد از موارد مشابه و مرتبط به ساختار شبكه‌اي به بحث تقليل هزينه و كاهش بهاي تمام شده توليد / خدمت به‌واسطة به‌كارگيري ساختار شبكه‌اي برخورد كردند، پيشنهاد مي‌شود براي تحقيقات آتي در اين زمينه (ارزيابي به‌كارگيري ساختار شبكه‌اي در صنعت خودرو) رويكرد كاهش هزينه (به عنوان مثال با استفاده از مدل اقتصاد سنجي مهندسي) مورد توجه قرار گيرد.
5- همانگونه كه قبلاً نيز اشاره شد، تمامي مدلهاي ارزيابي شده در جريان مطالعات كتابخانه‌اي محققان، مدلهاي ارزيابي سازمان بوده‌اند كه بنا به ماهيت اين تحقيق قابليت كاربرد در اين تحقيق از نوع ارزيابي را نداشته‌اند. به همين دليل پيشنهاد مي‌شود در تحقيقات بعدي بحث ارزيابي سازمان در صنعت خودرو كشور مورد توجه ويژه قرار گيرد.

منابع و مآخذ
الف) منابع فارسي
1- دفت، ريچاردال، (1992)، تئوري و طراحي سازمان، ترجمة دكتر علي پارسائيان و دكتر سيدمحمد اعرابي، انتشارات دفتر پژوهش‌هاي فرهنگي.
2- رابينز، استيفن پي، (1997)، مباني رفتار سازماني، ترجمة دكتر علي پارسائيان و دكتر سيدمحمد اعرابي، انتشارات دفتر پژوهش‌هاي فرهنگي
3- مينتزبرگ، هنري، سازماندهي، پنج الگوي كارساز، ترجمة دكتر ابوالحسن فقيري و حسين وزيري سابق، انتشارات مركز آموزش مديريت دولتي (1376).
4- ريمون، كيوي و كامپن هود، روش تحقيق در علوم اجتماعي، ترجمة دكتر عبدالحسين نيك گهر، انتشارات توتيا (1377).
5- فرانسيس، هسلبين و مارشال گلد اسميت و ريچارد بك هارد، سازمان فردا، جلد اول، ترجمة فضل‌الله اميني، 1378، انتشارات نشر فرا.
6- كاپلان و نورتون، روش سنجش متعادل (1996)، ترجمة دكتر فريدون آذرهوش، سازمان مديريت صنعتي.
7- اصغرپور، محمدجواد، تصميم‌گيري‌هاي چند معياره (1370) انتشارات دانشگاه تهران.
8- محب علي، داود و حسين رحمان سرشت، مديريت استراتژيك كاربردي (1372)، انتشارات دانشگاه علامه طباطبايي.
9- بنياد مستضعفان و جانبازان – دستيابي به شكل سازماني (راهبرد مديران شماره 41)، انتشارات اداره كل امور مديران (1379).
10- بنياد مستضعفان و جانبازان – بخشهاي پنجگانه سازمان، (راهبرد مديران شماره 36)، انتشارات اداره كل امور مديران (1379).
11- سيروس، احمد، بررسي تجربه به‌كارگيري سازمانهاي شبكه‌اي در شركتهاي ايراني. پايان نامه دوره     كارشناسي ارشد (1378)، سازمان مديريت صنعتي.
12- شركت سايپا، برنامه ميان مدت گروه خودروسازي سايپا براي سالهاي 1383 – 1379، چاپ شركت سايپا (1379).
13- شركت سايپا، گزارش فعاليتهاي هيئت مديره سال (1380 – 1379) چاپ شركت سايپا.
14- شركت سايپا، سايپا در يك نگاه – معاونت طرح و برنامه شركت سايپا (1380).
15- شركت سايپا، گروه سايپا (گزارش كار)، مديريت هماهنگي راه سايپا (1379).
16- شركت سايپا، صورت جلسات كميته برنامه‌ريزي سايپا (1379).
17- شركت سايپا يدك، گزارش فعاليتها (1379).
18- شركت سازه گستر، گزارش فعاليتها (1379).
19- شركت سايپا، گزارش مديريت ساخت داخل (1379).
20- عراقي، سيدمهدي، بررسي ارزيابي با مدل EFQM ، 1381، سخنراني در خانه مديران، سازمان مديريت صنعتي.
21- ويسه، رضا، نقش ساختار شبكه‌اي در توليد خودرو داخلي، 1378، سخنراني در خانه مديران، سازمان مديريت صنعتي.
22- زالي، محمدرضا، مدل امتيازدهي متوازن، (1381)، مقاله، مجله گسترش صنعت، شماره 616، سال سيزدهم.
23- سلطاني، احسان، جايگاه خودروسازي ايران در خاورميانه و جهان، (1381)، مقاله، روزنامه همشهري، شماره 2196، سال هشتم.
24- غضنفري، مهدي، رابطه ميان تأمين‌كنندگان قطعات و خودروسازها در ايران، (1380)، مقاله، روزنامه ابرار اقتصادي (7/4/1380).

ب) منابع انگليسي
25-  Robert, Kaplan and Divid, Norton: (1996), Balanced Scorecard, Harvard Business school press, Boston.
26- Hastings, Colin: (1995) International Journal of project management, (1995).
27- William, M. K. Trochim: (2001), Introduction To Evaluation,
     
http://trochim.human.cornell.edu/kb/intreval.htm

متن مقاله:
.