|
مقدمه
انتشار و انتقال تكنولوژي نقش محوري در فرايند توسعه اقتصادي ايفا مي كند. تعامل بين سرمايه گذاري مستقيم خارجي (FDI) و تكنولوژي از مهمترين و جدي ترين ملاحظات FDI است. در همين راستا، انتقال تكنولوژي موضوع غالب در بحث شركتهاي چند مليتي و رابطه آنها با كشورهاي در حال توسعه مي باشد و اين بدين علت است كه تكنولوژي از منابع حياتي براي رشد اقتصادي، تجميع سرمايه، تجارت و حتي تغيير در سازماندهي روابط اجتماعي و توليد به شمار مي رود. به اين نكته بايد اشاره كرد كه تكنولوژي، محصول فعاليت در حوزه تحقيق و توسعه و نوآوري در توليد است و هر تكنولوژي جديد فايده و مزيتي براي پديدآورنده آن به همراه مي آورد كه مهمترين آنها در حوزه رقابت، انحصار در مالكيت تكنولوژي است. در هر صورت صاحبان تكنولوژي مي توانند نسبت به فروش امتياز تكنولوژي به ديگران و يا استفاده مستقيم در توليد اقدام كنند. بدين لحاظ امروز يكي از اهداف مورد نظر و با اهميت كشورهاي در حال توسعه، در زمينه سرمايه گذاري و نقل و انتقال سرمايه، انتقال تكنولوژي است.
در نتيجه انتقال تكنولوژي، اطلاعات، مهارت، تخصص و تجربه اي كه در صنعتي معين نزد دارنده آن وجود دارد، به طرف ديگر به عنوان گيرنده و يا متقاضي كه فاقد آن است منتقل مي شود.
از آنجا كه تكنولوژي به عنوان كالائي ارزشمند در انحصار دارنده آن است، دستيابي به آن به راحتي امكان پذير نبوده و بدين منظور شيوه هايي مختلف پيش بيني شده است.
يكي از روشهاي مهم انتقال تكنولوژي، از طريق سرمايه گذاري مستقيم خارجي (FDI) است. انتقال تكنولوژي با اين شيوه را سرريز تكنولوژي مي نامند كه موفقيت يا عدم موفقيت در اخذ تكنولوژي توسط كشور ميزبان با استفاده از اين روش به عوامل متعدد بستگي دارد.
در اين مقاله به تاريخچه اين بحث و عوامل تاثير گذار در فرايند سرريز تكنولوژي پرداخته مي شود و در نهايت يك الگوي تحليلي كه مولفه هاي تاثير گذار بر سر ريز تكنولوژي را معرفي مي نمايد ارائه خواهد شد.
سرريز تكنولوژي
از مفهوم سرريز تكنولوژي، دو تعريف بيشتر به مقصود نزديكتر است:1- سرريز تكنولوژي عبارت است از فرايند اكتساب (مستقيم و غير مستقيم) تكنولوژي ناشي از حضور شركتهاي چند مليتي در كشور ميزبان كه معمولاً اين حضور طي فرايند جذب سرمايه گذاري خارجي توسط اين شركتها قابل حصول است.
2- به بهره مند شدن كشورهاي ميزبان از سرريز دانش و تكنولوژي انتقالي شركتهاي چند مليتي به شركتهاي وابسته كه ناشي از سرمايه گذاري مستقيم خارجي است، سرريز تكنولوژي اطلاق شود. اين امر از راههاي مختلف انتقال نيروي كار ماهر از شركتهاي چند مليتي به موسسات داخلي، كمكهاي تكنيكي، حمايت از تامين كنندگان و مشتريان و تاثير بر روي رفتارهاي مديريتي و سياستهاي مديريتي ظهور پيدا مي كند.
تاريخچه سرريز تكنولوژي
هر چند اين موضوع به معناي عام آن ريشه در تاريخ بشر داشته و هر نوع تعامل و يادگيري جوامع بشري مي تواند به عنوان سرريز قلمداد شود، اما طرح موضوع به شكل امروزي و در رابطه با سرمايه گذاري مستقيم خارجي به اوايل دهه 60 ميلادي بر مي گردد. مك دوگال (1960)، نخستين انديشمندي است كه به طور نظام مند به موضوع سريزهاي ناشي از FDI اشاره كرده است. او اثرات رفاهي ناشي از سرمايه گذاري خارجي را مورد تحليل قرار داده است.
همچنين كوردن (1967) به تاثير FDI در بهينه كردن تعرفه هاي مورد عمل اشاره كرده و كيوز (1971) به موضوعات الگوهاي صنعتي و مسائل رفاهي ناشي از FDI پرداخته است.
هدف مشترك اين مطالعات، شناسائي منافع و هزينه هاي ناشي از FDI بود و سرريزهاي مورد بحث به عنوان اثرات غير مستقيم FDI محسوب مي شدند. اثراتي مانند وضعيت رفاهي، افزايش درآمد دولتها، سياستهاي مالي، فعاليتهاي تجاري و ترازهاي پرداخت مورد بحث قرار مي گرفت. در اين مباحث به طور عمده از ديدگاه تئوريك مسائل مورد تحليل قرار گرفت. تا اواخر دهه 70 ميلادي كه اين موضوع از جنبه الگوهاي تحليلي نيز مورد بررسي قرار گرفت، تحليلهاي اوليه روشن ساخت كه ورود شركتهاي چند مليتي به صنعت كشور ميزبان با از بين بردن انحصار و ايجاد رقابت مي تواند منجر به بهبود كارآئي موسسات داخلي و استفاده بهينه از منابع شود. اين مطالعات همچنين نشان داد كه حضور شركتهاي چند مليتي (MNC) مي تواند منجر به افزايش انتقال تكنولوژي و انتشار آن شود.
موارد ذيل به منظور اثرات ناشي از FDI به عنوان نتايج مطالعات مطرح شده است:
- كمك به افزايش كارائي با حذف گلوگاه هاي توليد (ارائه روشهاي كارا در زمينه هاي فني و مديريتي)؛
- معرفي دانش فني جديد به وسيله ارائه تكنولوژي هاي جديد و آموزش كارگران موسسات داخلي؛
- حذف انحصار بازار و برانگيختن رقابت كه موجب ارتقاي كارائي موسسات داخلي مي شود؛
- انتقال روشهاي نو براي اداره انبارها و ارتقاي كيفيت به تامين و توزيع كنندگان داخلي؛
- فشار رقابتي شركتهاي چند مليتي به موسسات داخلي براي افزايش تلاشهاي مديريتي يا تطبيق با برخي تكنيك هاي بازاريابي در سطح بين المللي.
شواهد تجربي سرريز تكنولوژي
به منظور ارائه شواهد تجربي در خصوص وقوع سرريز تكنولوژي ناشي از سرمايه گذاري مستقيم خارجي، در اين بخش به تعدادي از آنها اشاره مي كنيم.
كاتز (1969) معتقد است كه سرمايه گذاري خارجي (دهه 50 ميلادي) منجر به تاثيرات مهم تكنولوژيكي در بخش توليدي صنايع داخلي آرژانتين شده است. وي همچنين بيان مي دارد كه پيشرفتهاي تكنولوژيك نه تنها در موسسات وابسته به شركتهاي چند مليتي اتفاق افتاده است، بلكه به علت فشارهاي وارده، صنايع داخلي مجبور به رعايت و بهبود حداقل استانداردهاي كيفيت، تاريخ تحويل، هزينه، مواد خام اوليه و كالاهاي واسطه اي شده اند.
كيوز (1974) در مورد استراليا، گلوبرمن (1979) درباره كانادا و بلوم استروم و پرسون (1983) راجع به مكزيك مطالعاتي انجام دادند و به اين نتيجه رسيدند كه سرمايه گذاري خارجي منجر به افزايش بهره وري نيروي كار موسسات داخلي كشورهاي ميزبان شده است.
تعداد زيادي از مطالعات اخير نيز با تحليلهاي اوليه سازگار مي باشد. به طور مثال ولف و بلوم استروم (1994) دريافتند كه سرمايه گذاري خارجي در دوره 1982-1965 موجب وقوع سرريز و ارتقاي سطح بهره وري صنايع توليدي مكزيك شد، كه اين موضوع از آثار مثبت حضور شركتهاي خارجي به شمار مي آيد.
نديري (1991) در مطالعات خود در مورد تاثير سرمايه گذاري مستقيم آمريكا در ايجاد كارخانه و تامين تجهيزات بخشهاي توليدي صنايع فرانسه، آلمان، ژاپن و انگلستان در دوره 1988-1968 به نتايج مشابهي دست يافت كه افزايش سرمايه گذاري شركتهاي چند مليتي به عنوان اثر مثبت FDI، موجب رشد بهره وري بخشهاي توليدي كشور ميزبان شده است.
البته شواهدي نيز نشان دهنده اين موضوع است كه كشورهاي ميزبان هميشه از حضور سرمايه گذار خارجي منتفع نشده اند. براي مثال هاريسون (1991) و حداد (1993) در مطالعات خود به اين نتيجه رسيدند كه سرمايه گذاري مستقيم خارجي در دوره 1989-1985 نتوانست منجر به سرريز تكنولوژي در تمام بخشهاي صنايع مراكش شود. مشابه اين تحقيق از سوي بلوم استروم (1986) نيز انجام پذيرفت و نتيجه اينكه حضور شركتهاي خارجي در مراكش محدود به افزايش بهره وري در سطوحي شد كه شركتهاي داخلي در آن توانمند بودند و منجر به انتقال تكنولوژي هاي نو به صنايع داخلي مراكش نشد. لذا آنها موفق به مشاهده مورد مهمي از رشد نرخ بهره وري منتج از حضور شركتهاي چند مليتي نشدند و نتيجه گرفتند كه سرريز تكنولوژي به وقوع نپيوسته است.
كن تيول (1989) و كوكو (1994) اظهار داشتند كه سرريز تكنولوژي شايد در تمام صنايع اتفاق نيافتد. آنها در مطالعاتشان در خصوص مكزيك دريافتند كه در صنايعي كه توانائي شركتهاي خارجي در زمينه بهره وري و در دست داشتن سهم بازار بالاتر از موسسات داخلي است، نشانه مهمي از وقوع سرريز تكنولوژي مشاهده نمي شود. مطالعات كوكو، تن سيني و زجان (1996) در مورد اروگوئه نيز مويد اين نكته است. به طور كلي مي توان گفت هر چه رقابت مستقيم بين شركتهاي خارجي و موسسات داخلي بيشتر باشد، احتمال وقوع سرريز تكنولوژي افزايش مي يابد و در غير اين صورت موسسات داخلي مجبور به تسليم كردن سهم بازارشان به طرف خارجي مي باشند.
عوامل تاثير گذار بر سرريز تكنولوژي
همان گونه كه در تعريف سرريز تكنولوژي بيان شد، سرريز تكنولوژي اساساً ناشي از حضور سرمايه گذار خارجي و شركتهاي چند مليتي است كه از توان تكنولوژيكي، مالي و فعاليتهاي تحقيقاتي بالايي برخوردارند.
اين موضوع اگر چه شرط لازم براي تحقق سرريز تكنولوژي است. ولي شرط كافي به شمار نمي رود. لذا براي رسيدن به اين مقصود، عواملي دخالت دارند كه كشورهاي ميزبان سرمايه گذار خارجي مي بايست نسبت به شناسايي آنها اقدام كرده و بسترهاي لازم را براي تحقق آنها فراهم آورند.
اما اين عوامل كدامند و چگونه مي توان آنها را محقق ساخت؟
مطابق تحقيقات صاحبنظران، اگر در كنار حضور سرمايه گذار خارجي و شركتهاي چند مليتي سه موضوع محقق شود، سرريز تكنولوژي از سوي شركتهاي چند مليتي، به سوي صنايع و موسسات داخلي كشور ميزبان اتفاق خواهد افتاد. اين سه عامل عبارتند از: 1- ارائه آخرين مظاهر تكنولوژي
2- يادگيري ( از طريق گردش) نيروي كار
3- ارتباط صاحبان تكنولوژي (سرمايه گذار خارجي) با موسسات داخلي.
در اينجا به توضيح هر يك از عوامل ياد شده مي پردازيم.
1- ارائه آخرين مظاهر تكنولوژي
يكي از ساده ترين روشها براي انطباق كشورهاي ميزبان با تكنولوژي نو، ارائه تكنولوژي هاي نوين و برتر توسط شركتهاي چند مليتي به كشورهاي ميزبان است كه در غير ا ين صورت، يعني عدم حضور سرمايه گذاري مستقيم خارجي و شركتهاي چند مليتي، دسترسي موسسات داخلي به اطلاعات تكنولوژي هاي نو، مشكل و پر هزينه است. لذا FDI، اين امكان را فراهم مي آورد تا مجموعه اي از تكنولوژي هاي قابل دسترس در اختيار كشور ميزبان قرار گيرد و زمينه ايجاد رقابت را نيز فراهم كند.
در اين شرايط كشور ميزبان مي تواند با استفاده از تقليد و يا مهندسي معكوس، به تكنولوژي ساخت محصول دسترسي پيدا كند. البته براي انجام اين مهم، دارا بودن پايه هاي تكنولوژي قابل قبول، نبود شكاف زياد سطح تكنولوژي بين صنايع كشور ميزبان و شركتهاي چند مليتي، وجود مراكز تحقيق و توسعه قوي و همچنين وجود نيروهاي ماهر و متخصص از ضرورتهاي اصلي به شمار مي روند. لازم به يادآوري است مشكلاتي همچون حق امتياز و حق مالكيت فكري، از محدوديتهاي آن محسوب مي شوند.
در مورد جذب تكنولوژي هاي نو مي توان به سياستهاي كشور ميزبان نيز اشاره كرد كه با ايجاد فضاي رقابتي بين شركتهاي چند مليتي مختلف، و افزايش قابليتهاي صنايع داخلي، زمينه را براي ارائه محصولات با تكنولوژي پيشرفته، مهيا سازد.
2- يادگيري نيروي كار
همان گونه كه بيان شد، نقش نيروي انساني ماهر و كارآمد در انتقال و جذب تكنولوژي، انكار ناپذير است. اين موضوع چه در خصوص موسسات پيشرو در تكنولوژي هاي نو كه سرمايه گذاري هاي قابل توجه در بخش تحقيق و توسعه دارند و چه در كشورهاي پيرو و استفاده كننده از تكنولوژي، صدق مي كند. از اين لحاظ، و با توجه به فضاي رقابتي موجود در محيط كسب و كار جهاني، آموزش، به روز بودن و تعميق دانش نيروي كار از اهميت بسزايي برخوردار است.
يادگيري نيروي كار از دو طريق قابل دستيابي است:
الف- يادگيري از طريق آموزشهاي برنامه ريزي شده به صورت برگزاري سمينارها، دوره هاي تخصصي و آموزشهاي حين خدمت توسط شركتهاي چند مليتي براي نيروي كار كشور ميزبان.
ب- گردش نيروي كار، حضور سرمايه گذاران خارجي و شركتهاي چند مليتي در اقتصاد كشورهاي ميزبان (در حال توسعه) اين فرصت را فراهم مي آورد كه با توجه به پائين بودن نسبي سطح حقوق و دستمزد كاركنان داخلي نسبت به نيروي كار در كشورهاي صنعتي، انگيزه كافي براي جذب نيروهاي داخلي و آموزش مهارتهاي لازم به آنها مهيا شود.
اين امر مي تواند منجر به دستيابي نيروي كار كشور ميزبان به دانش پنهان در موسسات وابسته به سرمايه گذار خارجي شود كه در نتيجه بازگشت اين نيروي آموزش ديده به موسسات و صنايع داخلي و استفاده از مهارتهاي كسب شده، سرريز تكنولوژي اتفاق مي افتد. البته در اين مورد شرايطي مانند، سياستهاي تشويقي دولت، انگيزه نيروي كار براي جذب مهارتهاي لازم و برگشت به موسسات داخلي، نوع تكنولوژي و مفاد موافقتنامه هاي مبادله شده بين شركتهاي چند مليتي و كشور ميزبان موثرند.
اين موارد براي كشورهاي مختلف مي تواند متفاوت باشد. براي مثال در مطالعاتي كه پك در سال 1997 انجام داد، دريافت كه در حدود 50 درصد از مهندسان و 63 درصد از كارگران ماهر كه جذب شركتهاي چند مليتي شده بودند به موسسات داخلي تايوان برگشتند. ولي اين رقم در مورد كشور آفريقايي كنيا به 16 درصد تقليل پيدا كرده است كه بيانگر متفاوت بودن شرايط دو كشور در اين زمينه است.
از موانع تحقق اين موضوع مي توان به پرداخت حقوق و مزاياي بيشتر شركتهاي چند مليتي به كاركنان محلي اشاره كرد كه مانع جذب نيروي كار ماهر توسط شركتهاي داخلي مي شود. در اين زمينه سياستگذاري دولت ميزبان در مورد اعطاي تسهيلات مالي و ساير امكانات، مي تواند راهگشا باشد.
3- ارتباط صاحبان تكنولوژي (سرمايه گذار خارجي) با موسسات داخلي
از موارد موثر ديگر در پديده سرريز تكنولوژي، مي توان به موضوع ارتباط عمودي بين شركتهاي چند مليتي به عنوان صاحبان تكنولوژي پيشرفته و نوين و تامين كنندگان داخلي اشاره كرد كه به دو صورت مي تواند اتفاق افتد.
الف- ارتباط عمودي پيشرو: در اين حالت به علت وجود مزيت در سيستم فروش و خدمات بعد از فروش صنعت مورد نظر در كشور ميزبان، شركت چند مليتي انگيزه كافي براي ارتباط با موسسات داخلي را پيدا مي كند كه با برقراري اين ارتباط، امكان انتقال دانش فني و مديريتي پيشرفته به موسسات داخلي، فراهم مي شود.
ب- ارتباط عمودي پسرو: در صورت توجه به مزيتهاي رقابتي كشور ميزبان، ارتباط بين تامين كنندگان داخلي و شركتهاي چند مليتي از فرصتهاي ايده آل براي انتقال تكنولوژي در مورد فراگيري روشهاي نوين توليد، روشهاي مديريتي، افزايش بهره وري و حتي دسترسي به بازارهاي جهاني به شمار مي رود.
ارزانتر بودن نيروي كار، وجود منابع اوليه، سياستهاي تشويقي كشور ميزبان مانند فعاليتهاي مالياتي و يا اعطاي تسهيلات مناسب، آشنايي تامين كنندگان داخلي با ويژگيهاي فرهنگي و اقتصادي كشور ميزبان از ويژگيهاي مثبت براي ايجاد و تقويت اين ارتباط است. از طرف ديگر مواردي مانند پايين بودن دانش فني، تطبيق نداشتن با استانداردهاي جهاني، پايين بودن كيفيت، مشكلات فرهنگي و كمبود نيروي متخصص در تامين كنندگان داخلي از عوامل تضعيف كننده ارتباط عمودي بين اين موسسات و شركتهاي چند مليتي است. البته به اين مساله نيز بايد توجه كرد كه در صورت عدم ايجاد اين ارتباط و تمايل شركتهاي چند مليتي به رابطه با تامين كنندگان خارجي، خطر اضمحلال و نابودي، صنعت و موسسات داخلي را تهديد مي كند كه اين موضوع مي تواند پيامدهاي منفي اقتصادي و اجتماعي به دنبال داشته باشد.
ارائه مدل تحليلي عوامل تاثير گذار بر سر ريز تكنولوژي
در پايان با توجه به مطالب مطرح شده در اين مقاله، به ارائه يك مدل تحليلي كه مولفه هاي تاثير گذار بر وقوع سرريز تكنولوژي ناشي از سرمايه گذاري خارجي را معرفي مي كند، مي پردازيم.
لازم به ذكر است كه مدل ارائه شده با توجه به مطالعات جهاني كه در مورد اين موضوع انجام پذيرفته، طراحي شده است و چون كشورهاي توسعه يافته و در حال توسعه در حوزه اين مطالعات قرار داشته اند، لذا عوامل تشكيل دهنده مدل به طور اصولي براي همه كشورها با تنوع اقتصادي متفاوت، قابل استفاده است

منابع
1- مجموعه مقالات اولين كنفرانس مديريت، خرداد 82
2- Forign Direct Investment Theory, Evidence and Practice, Imad Moosa, First Published, 2002.
3- The Impact of Foreign Investment on Host Countries, A Review of the Empirical Evidence, Magnus Blomstrom, Stockholm Shool of Economic, NBER and CEPR Ari Kokks Stockholm School of Economis, December 1996.
4- Trade, Foreign Direct Investment, and International Technology Transfer, A Survey Kamal Saggi, Department of Economics, Southern Methodist University Dallas.
5- International Technology Transfer and catch-up in the economic development (s.radosvic), 1999.
|