هدف استراتژيك در تامين تكنولوژي اطلاعات از منابع بيروني 

منبع : SLOAN MANAGEMENT REVIEW, SUMMER 1998
مترجم : مهدي ساعدي 

مقدمه 
شركتها در تامين و به كارگيري سيستم ها و تكنولوژي اطلاعات "IT: TECHNOLOGY INFORMATION" نيازمند دانش كافي ، تبجر و اشراف كامل به تكنولوژي هاي پيشرفته روز در اين زمينه هستند. بنابراين هر شركتي جدا از اينكه بايد در امر تجارت وزمينه كاري خود، توانا و رقابت پذير باشد، بايستي براي استفاده از تكنولوژي اطلاعات ،در اين بخش از تجارت نيز قوي باشد. اما اين كار بسيار سخت و طاقت فرسا است وشركتهاي نادري قادر به فعاليت قوي و رقابتي هم در تجارت خود و هم در تجارت تكنولوژي اطلاعات هستند. در اين راستا شركتهاي مختلف براي حل اين مشكل اقدام به تامين تكنولوژي اطلاعات از طريق منابع بيروني كرده اند كه در اصطلاح به آن "برون تاميني تكنولوژي اطلاعات " |"IT OUTSOURCING"گفته مي شود. يعني آنكه به منظورتامين و بكارگيري تكنولوژي اطلاعات به جاي آنكه خود اقدام به ورود به چنين بازاري كنند، از تواناييها، دانش فني و تجربيات شركتهاي ديگر كه كار تخصصي آنها تامين تكنولوژي اطلاعات براي ديگر شركتهاست استفاده مي كنند.
اين مقاله به اين موضوع مي پردازد كه چگونه شركتها در قراردادهاي تامين تكنولوژي اطلاعات از منابع بيروني وارد شوند و چه نكاتي را مدنظرداشته باشند؟ شركتها چه ارتباطي را باتامين كننده خود داشته باشند؟ ارزيابي موفقيت شركت در تامين نيازهايش از طريق منابع بيروني چگونه بايد انجام پذيرد؟ چگونه مي توان انگيزه شركتهاي تامين كننده و مشتريان را برانگيخت تادر ريسك ها و پاداشهاي اينگونه قراردادها سهيم شوند؟ اهداف استراتژيك در برون تاميني تكنولوژي اطلاعات چيست و شركتها چه هدفي را از تامين تكنولوژي اطلاعات به وسيله منابع بيروني دنبال مي كنند؟ چه نكاتي ، موفقيت دررسيدن به اين اهداف را كمك مي كند؟
براساس تحقيقات انجام شده ، سه هدف استراتژيك در برون تاميني تكنولوژي اطلاعات ،شناسايي و مورد بررسي قرار مي گيرد كه براساس اين سه هدف ، چارچوبي براي ارزيابي برون تاميني فراهم مي آيد. در هر يك از اين اهداف ،برروي عناصرارتباطات برون تاميني ، نظير: نوع قرارداد، اندازه كارايي "PERFORMANCE MEASURES"، طرح ارزيابي ، سيستم جريمه ، وتخصيص حق تصميم گيري به تامين كننده ، بحث مي شود. اين سه هدف عبارتند از: بهبودسيستم هاي اطلاعاتي ، اثربخشي تجاري وشكوفايي بازرگاني . همچنين در هريك از اين اهداف به عوامل موفقيت در برنامه ريزي و نكاتي براي مديران اشاره مي گردد.
هشت سال پس از اينكه شركت كداك به وسيله تامين وظايف سيستم هاي اطلاعاتي اش از طريق منابع بيروني ، اين بخش از بازار را رونق داد، صنعت خدمات تكنولوژي اطلاعات ، ازطريق منابع بيروني ، رونقي روزافزون گرفت .تحليلگران صنعت پيش بيني كرده اند كه بازارعمومي از 86 ميليارد دلار در سال 1996،به بيش از 137 ميليارد دلار در سال 2001 رشدخواهد كرد.

برون تاميني و هدف استراتژيك 
ما در تحقيقاتمان كشف كرديم كه تمركز بركاهش هزينه و افزايش كارآمدي منابع تكنولوژي اطلاعات ، تنها يكي از سه نوع هدف استراتژيك برون تاميني تكنولوژي اطلاعات است "شكل 1";ما اين هدف را، بهبود سيستم هاي اطلاعاتي "IS IMPROVEMENT" ناميديم . دو هدف ديگر اخيرا به صورت عوامل مهمي درتصميم گيري شركتهاي مختلف براي مسئله برون تاميني ، وارد شده اند. برون تاميني به منظوراثربخشي تجاري "BUSINESS IMPACT"، بربهبود سهم تكنولوژي اطلاعات براي كارايي شركت در خطوط موجود تجاري اش تمركزمي كند. سومين دسته اهداف ، شكوفايي بازرگاني "COMMERCIAL EXPLOITATION"، برسودبردن از داراييهاي مرتبط با تكنولوژي ، نظير:برنامه هاي كاربردي ، عمليات ، زيرساختها"INFRASTRUCTURE" و دانش فني "KNOW-HOW" در بازار از طريق توسعه وبازاريابي خدمات و محصولات مبتني برتكنولوژي جديد تمركز مي شود. اين طبقه بنديهادر اهداف استراتژيك ، با يكديگر و به همراه هم هستند و ناسازگاري ندارند: پيمانهاي برون تاميني مبتني بر اثربخشي تجاري ، عموما بهبودسيستم هاي اطلاعاتي را نيز دربر مي گيرند;همچنين توافقاتي كه هدف شكوفايي بازرگاني دارند معمولا بر دو هدف ديگر اثر مي گذارند.بنابراين "درك اولويتهاي استراتژيك توسطمديريت ارشد" و "ارزيابي اهميت استراتژيك تكنولوژي هاي ظهور كرده " امري ضروري است .مهمترين پيام تحقيق ما اين است كه ارتباط باتامين كنندگان - براي مثال : نوع قرارداد، حق تصميم گيري ، معيارهاي كارآمدي و طرح تخصيص ريسك و جايزه - بايستي با هدف استراتژيك تاكيدكننده بر ابداعات برون تاميني دريك راستا باشند. و نيز لازم است "اين استراتژي با برنامه استراتژيك سازمان هم جهت باشد.ادبيات موضوع اغلب ناكامي در به دست آوردن مزاياي وعده داده شده برون تاميني تكنولوژي اطلاعات را توصيف كرده است .
تحقيق ما پيشنهاد مي كند كه اين نتايج نامطلوب ، اغلب به خاطر موارد زير است :شكست در انعطاف پذير كردن قراردادها به اندازه كافي ، شكست در تطابق با تغييرات در تجارت وتكنولوژي و عدم موفقيت در اطمينان نسبت به اينكه تامين كننده توانايي لازم براي به دست آوردن اهداف برون تاميني را داشته باشد. براي مثال ، تركيب اندازه هاي كارايي |"PERFORMANCE MEASURES"ياطرحهاي جريمه مناسب براي بهبود سيستم هاي اطلاعاتي در وضعيتي كه اهداف استراتژيك ديگري غالب شده اند، ممكن است ضد بهره وري باشد. اين برخلاف شاخصهاي قراردادي معمول است كه بر حداقل كردن هزينه تامين كننده به جاي توسعه سيستم ها و برنامه هاي جديد ابداعي تمركز مي كنند. پياده سازي اين سيستم هاي جديدنيازمند مكانيسم هاي مديريتي است كه تامين كننده را با پذيرفتن ريسك بر ابداع ونوآوري تشويق كند. جايي كه آرزوهاي برون تاميني ، چندين هدف را مدنظر قرارمي دهد، قراردادها و مكانيسم هاي مديريتي بايستي ماهرانه تر باشند تا پيچيدگيهاي اضافي راحل كنند.
به علاوه ، همانگونه كه هدف استراتژيك غالبا طولي از زمان را در بر مي گيرد، ارتباطات برون تاميني نيز بايستي به صورت پويا تغيير كندتا با تغيير اهداف ، با آنها هم راستا شود. در اين زمينه درك فرايندها و رويه هاي سازماني در حال تغيير توسط تامين كنندگان بسيار ضروري است .

سه هدف استراتژيك 
سه هدف استراتژيك براي برون تاميني تكنولوژي اطلاعات ، چارچوبي را براي ارزيابي برون تاميني فراهم مي آورد. در هر بحث ، ما برروي عناصر ارتباط برون تاميني كه دانشمندان ساختارهاي سازماني آنها را به عنوان بحران موفقيت ارتباطات قراردادي تعريف كرده اند،تمركز مي كنيم ; نظير: نوع قرارداد، اندازه گيري كارآيي و طرح ارزيابي ، سيستم جريمه و پاداش ،و تخصيص حق تصميم گيري به تامين كننده .مديران ارشد بايستي بدانند كه در هر نوع هدف استراتژيك ، طبيعت ريسك و پاداش متفاوت است و بنابراين مكانيسم هاي كنترلي بايدمتفاوت باشد. بحث بر سر طراحي قرارداد وارتباطات به گونه اي است كه گزينه هاي مشخص شده در قرارداد، در اهداف شركت خدمت گيرنده - نظير: كاهش هزينه سيستم هاي اطلاعاتي و بهبود خدمت ، كارآيي تجاري بهبوديافته ، يا ايجاد معاملات بازرگاني - سهيم شوند.

شكل 1 - اهداف استراتژيك براي برون تاميني تكنولوژي اطلاعات 


شركتي كه در حال به دست آوردن خدمات برون تاميني تكنولوژي اطلاعات است بايستي اقتصادفرآيند خدمات اطلاعاتي را درك كند. به عنوان مثال ، ساختار هزينه براي عرضه خدمات اطلاعاتي ، و اينكه چگونه اين ساختار به وسيله ريسك هاي هر عضو تحت تاثير واقع مي شود،بايد درك گردد. شركت بايستي بداند كه تامين كننده چگونه به اهداف موردنظر دست مي يابد و بايستي با فراهم آوردن انگيزه هاي مناسب نظير: انتقال دارايي و پرداختهاي مناسب به كارآيي ، از اين مسئله اطمينان يابد.

هدف اول : بهبود سيستم هاي اطلاعاتي 
شركتهايي كه مي خواهند كارآيي بهتري ازمنابع اساسي سيستم هاي اطلاعاتي شان -شامل : سخت افزار، نرم افزار، شبكه ، نيروي انساني ، فرآيندهاي درگير در مديريت تكنولوژي ،عملياتي كردن آن و حمايت از كاربران - داشته باشند، بايد هدف استراتژيك بهبود سيستم هاي اطلاعاتي را دنبال كنند. اهداف آنها، نوعادربرگيرنده كاهش هزينه ، بهبود كيفيت خدمات وفراگيري مهارتهاي تكنولوژيك جديد وتواناييهاي مديريتي است . آنها معتقدندمتخصصان بيروني كه توانامندتر در همگامي باتكنولوژي ها و مهارتهاي جديد هستند وفرآيندها و روشهاي مديريتي بهتري را به كارمي گيرند، بايستي -اگر نه همه اما- حتما برخي از خدمات تكنولوژي اطلاعات شان را مديريت كنند.
تحقيق ما چهار سطح از آرزوهاي بهبودسيستم هاي اطلاعاتي را نشان مي دهد "شكل 2". دو مورد اول "بهبود بهره وري منابع موجود وبه روزكردن تكنولوژي و مهارتها" هدفهاي به خوبي بنا شده در قراردادهاي برون تاميني تكنولوژي اطلاعات هستند، اما همانطوري كه نيازمنديهاي تكنولوژي تغيير كرده اند و نيزهمان طور كه شركتها از تجربيات شان آموخته اند،ساختار معاملات به طور قابل ملاحظه اي تغييريافته اند. دو مثال قابل ذكر شركتهاي كداك وBRITISH PETROLEUM EXPLORATION "BPX" هستند كه هر دو شركت ، بخش سيستم هاي اطلاعاتي شان به روش برون تامين فعال كرده اند. هر دو شركت با تامين كننده هاي مختلف ، قراردادهايي با ساختارهاي مختلف -كه بر كاهش هزينه و بهبود بهره وري تاكيدمي كنند - منعقد كرده اند كه فلسفه و ساختارهاي مديريتي در هر حالت بسيار متفاوت است .
كداك الگوي مديريت برون تاميني را ازطريق اتحاد استراتژيك "STRATEGIC ALLIANCES" در پيش گرفت . رويكرد همكاري اين شركت ، اتصال فعاليتهاي حل مسئله و بهبودفرآيند را آسان مي كرد و گروه سيستم هاي اطلاعاتي ايجاد شده را قادر مي ساخت تابه صورت واسطه بين واحدهاي تجاري خدمت گيرنده و تامين كنندگان بيروني ، كنترل كند ويكسان سازي تامين كنندگان با فرآيندهاي سيستم هاي اطلاعاتي به دست آمده را آسانترسازد. توافقات برون تامين بدين صورت تنظيم شدند كه به تامين كنندگان اجازه دهند تا سودخوبي كسب كنند و آنان را براي سرمايه گذاري درداراييهايي كه بتوانند در آن هم پيمان شوندتشويق كردند. قراردادها نه شامل محركهاي صوري مي شدند و نه جريمه ، اما به گونه اي بودكه اگر تامين كنندگان خوب عمل كنند، كداك استفاده بيشتري از منابعشان به عمل مي آورد"بنابراين درآمدها و سودشان افزايش مي يافت ".تضمينهايي نظير مذاكرات مجدد سالانه براي سطح خدمات و مقدار درخواست شده خدمات ،قراردادها را براي چندين سال منعطف نگه مي دارد. قراردادها بر مواردي نظير عرضه خدمات ، شاخصهاي فرآيند براي حفظ عملكردپايدار، و تعريف و واضح سازي مساله تاكيدمي ورزند.
طبق تحقيقات به عمل آمده "هماهنگ كردن تلاشهاي توسعه در واحدهاي مختلف سازماني "، "پرهيز از ايجاد متداخل "سيستم هاي اصلي "، "ايجاد خطوط راهنماي روشن در رابطه با مسئوليتهاي مديريتي براي پياده سازي برنامه "،"حفظ خطوط ارتباطي باز با ديگر واحدهاي سازمان " و "تعيين و متلاشي كردن منابع بالقوه مخالف با برنامه هاي سيستم هاي اطلاعاتي "،"توانايي در ايجاد همكاري بين گروههاي كاربري براي برنامه هاي سيستم هاي اطلاعاتي "، عوامل مهمي در موفقيت برنامه ريزي استراتژيك وبهبود سيستم هاي اطلاعاتي به حساب مي آيند.

شكل 2 - اهداف بهبود سيستم هاي اطلاعاتي 

درسهايي براي مديران 
تحقيق ما، تفاوت گسترده رويكردها براي برون تاميني در بهبود سيستم هاي اطلاعاتي رانشان مي دهند. موفقيت از طريق بهره برداري ازاقتصاد اندازه ها و خبره بودن در كار، پياده سازي فرآيندهاي تجربه شده براي كاهش هزينه و بهبودخدمات ، و آوردن تجربه فني و مشخص بادرنظر گرفتن مشتري ، به دست مي آيد. از طرفي به دليل اينكه شكست شامل از دست دادن تامين كننده با مهارتهاي مديريتي و فني مناسب مي گردد، هزينه افزايش مي يابد و هزينه هايي كه صرفه جويي شده را مي بلعد. بنابراين ، دستيابي به اهداف به فرآيندها و مهارتهاي فني و عملياتي بستگي دارد. بنابراين مكانيسم هاي كنترل مديريت "نوع قرارداد، معيارهاي كارآيي ،تشويق ها و تنبيه ها، و ساختارهاي تصميم گيري "بايستي بر بهبود سيستم هاي اطلاعاتي تمركزكند. "جدول 2"
يك جنبه مهم قراردادها براي بهبودسيستم هاي اطلاعاتي ، قيمت گذاري خدمات تكنولوژي است . رقابت تامين كنندگان نوعا مبتني بر قيمت گذاري مجموعه خدمات تكنولوژي است ، كه يا براي دوره اي از قرارداد مشخص مي شود يا براي هرسال تجديدنظر مي گردد. يك برنامه قيمت گذاري از پيش تعيين شده كه هزينه هاي آينده را منعكس كند، مشكل است چرا كه در تكنولوژي هاي آينده ، هزينه هاي آنها وشرايط تجارت ، عدم اطمينان وجود دارد. زماني كه يك برنامه با قيمتي معين ، مشخص مي شود،اين مسئله مهم است كه فرآيندي ايجاد كنيم تاانتخاب تامين كنندگان رقابتي تر گردد و در نتيجه قيمتهاي ارائه شده نيز رقابتي شوند. شركتهاهمچنين بايستي طرحهاي متنوع قيمت را براي شرايط مختلف درنظر گيرند.
طبيعت ارتباط - قراردادي يا شركتي -بايستي با ريسك ها و شرايط عدم اطمينان درعرضه خدمات برون تاميني هماهنگ باشد.زماني كه نيازمنديها خوب تعريف شده اند و نتايج واضح هستند، ارتباط بايستي تمركز بيشتري براجزاي قرارداد داشته باشد. از طرف ديگر زماني كه عدم اطمينان بيشتري بر نيازمنديها وجوددارد، رويكرد مشاركتي مطلوب تر است . كداك در توافقات برون تاميني خود اين نكته را درنظرگرفت .
سازمان بايستي "توانايي لازم در درك تجارت و نيازمنديهاي اطلاعاتي اش " را داشته باشد و با "درك اطلاعات مورد نياز واحدهاي سازماني " و "تشخيص نيازهاي داخلي شركت وتوانايي سيستم هاي اطلاعاتي در برآوردن اين نيازها"، موفقيت خود را در رسيدن به اهداف استراتژيك تضمين كند.
آيا ارتباطات برون تاميني پرزحمت ، موفقيت را تضممين مي كند؟ در ديدگاه ما، نيازمندي براي موفقيت عبارت از اين است كه بين ريسك وپاداش براي تامين كننده و مشتري تعادل و ترازبرقرار شود و اطمينان ايجاد شود كه مشتري به روشني در ايجاد بهبود درگير شده است و شايدحتي در رقابتهاي كاملتري مشاركت مي كند. ماهمچنين معتقديم كه انتقال مالكيت و مسئوليت براي داراييهاي تكنولوژي اطلاعات -به خصوص افراد و تكنولوژي - از مشتري به تامين كننده در موفقيت بسيار حياتي است .مالكيت به تامين كننده انگيزه ادامه سرمايه گذاري در آن داراييها را مي دهد.
در مسير آرزوهاي بهبود سيستم هاي اطلاعاتي لازم است فرصتهاي بهبود داخلي درفرآيندهاي تجاري ، از طريق تكنولوژي اطلاعات به خوبي تعيين شود. در اين زمينه درك صحيح اينكه "چگونه سازمان واقعا عمل مي كند" بسيارمهم است . تشخيص نيازهاي داخلي شركت وتوانايي سيستم هاي اطلاعاتي در برآوردن اين نيازها نيز بسيار بااهميت است . شركت بايستي درك واقعي و صحيحي نسبت به نيازمنديهاي واحدهاي مختلف سازماني داشته باشد تا بتواندقرارداد برون تاميني مناسبي را امضا كند.

جدول 1 - جنبه هاي مختلف قراردادهاي برون تاميني 
 
بندهاي قرارداديغيرقابل قيمت گذاري بندهاي قيمت گذاري معيارهاي كارايي پرداختها و محركها نوع قرارداد  
* خريد مشخص و تعهدات تامين

* توافقات سطح خدمات

* بازار أينده

* سودهزينه

* شاخص بها

* "INDEXED FIXED"

* هزينه هاي سيستم هاي اطلاعاتي

* كيفيت سيستم هاي اطلاعاتي

* بهره وري سيستم هاي اطلاعاتي

* رضايت كاربران سيستم هاي اطلاعاتي

* پاداش مبتني بر كارايي سيستم هاي اطلاعاتي 

* سود هزينه " COST PLUS "

* حق الزحمه ثابت " FIXED FEE"

* قراردادهاي خاص 

* قراردادهاي استاندارد

بهبود سيستم اطلاعاتي 
* شرط نيروي انساني كليدي

* جنبه هاي رقابتي 

* ماده تامين كننده ارجح

* سهم ريسك / پاداش 

* پاداش سود هزينه 

* حق الزحمه سود هزينه 

* هزينه ثابت 

* هزينه هاي تجارت

* كيفيت تجارت

* بهره وري تجارت

* رضايت مشتري تجارت 

* پاداش مبتني بركارايي تجارت 

* ريسك / پداش شراكتي 

* هم پيماني استراتژيك 

* تامين كننده ارجح 

اثر بخشي تجاري
* مالكيت دارايي 

* جنبه هاي رقابتي

* ماده مقبولترين مشتري

* سهم ريسك / پاداش 

* سود هزينه 

* هزينه بازيافتي 

* برگشت دارائيها

* درأمد

* سود

* سهم بازار

* ريسك / پاداش شراكتي 

* مالكيت و سهام شراكتي 

* مالكيت سهام * " EQUITY OWNERSHIP "

* هم پيماني استراتژيك 

* " JOINT VENTURES "

شكوفايي بازرگاني 
 



هدف دوم : اثربخشي تجاري 
بسياري از سازمانها براي ايجاد تركيب مناسبي از مهارتهاي فني و تجاري به منظور ارتقافن آوري تلاش مي كنند. بنابراين ، شركتهاي زيادي بااين فرض كه آخرين مهارتها، تواناييها وتخصصهاي روز را از تامين كنندگان بيروني كسب كنند، به بازار برون تاميني تكنولوژي اطلاعات تكيه مي كنند، تا از طرفي خودشان را نسبت به سازمان داخلي سيستم هاي اطلاعاتي شان قوي ترسازند و از طرف ديگر با بكارگيري تكنولوژي اطلاعات ، نتايج تجاري بهتري كسب كنند.
ما اين هدف استراتژيك را براي تكنولوژي اطلاعات به عنوان "اثربخشي تجاري " در نظرمي گيريم . هدف ابتدايي پياده كردن تكنولوژي اطلاعات به گونه اي است كه جنبه هاي اساسي عملكرد تجاري به خوبي بهبود يابد. به واقعيت درآوردن اين هدف نيازمند درك مناسب تجارت و ارتباط ميان تكنولوژي اطلاعات و فرآيندهاي تجارت و توانايي براي پياده سازي هم زمان سيستم هاي جديد و تغييرات تجاري است . اين شكل از برون تاميني ، به جاي آنكه بخواهد به فن آوري به صورتي ضعيف مرتبط شود، مهارتهاو تواناييهاي جديدي به بار مي آورد كه تكنولوژي اطلاعات را با نتايج و اثرات تجاري مرتبطمي سازد. تحقيق ما چهار سطح از آرزوهاي اثربخشي تجاري را نشان مي دهد "شكل 3". آنهااز مرسوم ترين هدف كه عبارتند از هم راستايي بهتر منابع تكنولوژي اطلاعات با نيازهاي تجاري و عرضه تواناييها و شايستگيهاي جديد تجاري مبتني بر تكنولوژي اطلاعات ، شروع مي شود.اين اهداف شامل تواناييهاي عرضه سيستم هاي اطلاعاتي ابداعي "براي مثال : انجام سفارش خودكار، مديريت موجودي ، يا فرآيندهاي مديريت مشتري " و صلاحيتهاي مرتبط با تحليل و مديريت فرآيند تجاري "براي مثال : به كارگيري تكنولوژي "مهندسي مجدد فرآيندهاي تجاري ""است . ما فرآيند برون تاميني را بدين گونه مي بينيم كه در آن تامين كننده با انجام فرآيند تجاري ودستيابي به نتايج تجاري مورد نظر به علاوه مسئوليتهاي مديريت تكنولوژي و سيستم ها،پول دريافت مي كنند.

شكل 3 - اهداف اثربخشي تجاري 
ايجاد فكرهاي جديد براي مهندسي مجددفرآيندهاي شركت از طريق تكنولوژي اطلاعات يكي از فعاليتهاي مهمي است كه مديران بايد به آن توجه كنند و با برون تاميني و استفاده ازتوانمنديهاي تامين كننده ها به اين امر مهم بپردازند.
بسياري از سازمانها بايستي به طور پيوسته توانايي تكنولوژي اطلاعات جديد - نظير:سيستم هاي جديد، تجربيات مهندسي مجدد،نيروي انساني با مهارتهاي جديد و فرهنگ كارآفرين - ايجادكنند تا در دنياي درحال ظهورديجيتالي و با حفظ "و بهبود" وضعيت شغلي رقابت كنند. تحقيق ما به اين نتيجه رسيده است كه انجام اين كار توسط بخش سيستم هاي اطلاعاتي سازمان بسيار سخت است . بيشترين كمبود در استعداد فني مورد نياز، مهارتهاي مديريتي ، و منابع مالي است . برون تاميني مي تواند از منابع مالي و توجهات مديريتي آزادشود و عمليات و حفظ سيستم هاي موجود راحمايت كند.

درس هاي اثربخشي تجاري 
تحقيقات ما نشان مي دهد كه اثربخشي تجاري به عنوان يك هدف مهم و در حال رشدبراي برون تاميني تكنولوژي اطلاعات ، در حال ايجاد يك تغيير اساسي در طبيعت ارتباطات ميان كاربر و فراهم آورنده خدمات برون تاميني است . مطالعات بيشتري در اين بازار نوظهور،مورد نياز است ، اما تحقيق ما پيشنهاد مي كند كه هم راستايي بايستي بر ريسك و سود مشاركتي تاكيد كند، تا نتايج تجاري قابل ملموسي حاصل شود.

هدف سوم : شكوفايي بازرگاني 
برون تاميني تكنولوژي اطلاعات با هدف استراتژيك شكوفايي بازرگاني سعي دارد تا به بهبود برگشت سرمايه گذاري تكنولوژي اطلاعات از طريق ايجاد درآمد و سود جديد يا به وسيله جبران هزينه ها كمك كند.
مطالعات ما مشخص كرد كه اغلب شركتهاي دنبال كننده شكوفايي بازرگاني ، آنهايي بودند كه 
سيستم هاي اطلاعاتي ابداعي داشتند. بسياري ازآنها، نظير شركتهاي حمل و نقل هوايي وخدمات مالي ، از صنايع شديدا متمركز برتكنولوژي بودند، و سيستم هاي با ماموريت ويژه داشتند كه هزينه هاي نگهداري و توسعه زيادي رابه خود اختصاص مي دادند. آنها براي انتقال به چارچوبهاي تكنولوژي جديد يا بهره برداري ازپيشرفتهاي تكنولوژيك نظير اينترنت ، باهزينه هاي اضافي روبرو بودند و سرمايه گذاري فقط با اتكا به درآمدهاي داخلي ، كار سختي بود.تنها زماني كه پتانسيل درآمدي وسيعتر ازابداعات موردنظر، قابل اخذ باشد، اين سرمايه گذاري ، قابل دوام خواهد بود.
همچنين بسياري از شركتها، بدست آورندن ،توسعه دادن و نگه داشتن نيروي انساني و دانش فني موردنياز براي نگهداري سيستم هاي پيچيده موجود و پياده سازي سيستم هاي جديد، رامشكل مي ديدند. به علاوه سازمانهاي كمتري توانايي لازم در بهره برداري از تكنولوژي اطلاعات را در بازار داشتند. دانش فني براي تجارت و فروش محصولات و خدمات تكنولوژي اطلاعات كه اساسا براي استفاده يك شركت به خصوص ايجاد شده است ، توانايي درايجاد كانالهاي توزيع جديد محصولات وخدمات مبتني بر تكنولوژي اطلاعات ، مهارت در انتقال سيستم ها به چارچوبهاي مختلف ، واعتباري كه به وسيله آن ، محصولات و خدمات بعد از آنكه فروخته و حمايت شوند و توسعه يابند، همه و همه از راه برون تاميني بهتر به دست مي آيد.
در حالي كه فقط شركتهاي كمي هم اكنون به دنبال سودها و مزاياي بازرگاني از طريق برون تاميني هستند، اما تجربيات ايشان ، درسهاي ارزشمند و زيادي را در مورد رشددادن تجارت موجود و ايجاد نمونه هاي جديد حاصل مي كند.تحقيق ما چهار سطح آرزو را براي شكوفايي بازرگاني تعريف مي كند. "شكل 4" متداول ترين هدفها، به دست آوردن درآمد به وسيله فروش داراييهاي تكنولوژي اطلاعاتي موجود"برنامه هاي كاربردي ، دسترسي به زيرساختها،تجربه فني " به ديگر شركتها و ايجاد و شكوفايي بازرگاني به وسيله محصولات و خدمات جديدتكنولوژي اطلاعات است .

شكل 4 - اهداف شكوفايي بازرگاني 
 
همه شركتهايي كه برون تاميني تكنولوژي اطلاعات را در نظر گرفته اند - خواه هدف استراتژيك شان شكوفايي بازرگاني باشد يا نباشد- بايستي آگاه باشند كه تامين كننده اي كه با اوقرارداد مي بندند ممكن است راههايي را براي نفوذ بازرگاني در دارايي ها "نيروي انساني ،سيستم ها و تكنولوژي " جستجو كند كه از طريق به كارگيري اين داراييها در خدمات دهي به شركتهاي ديگر يا به وسيله فروش يا فراهم آوردن دسترسي شركتهاي ديگر به آنها، حاصل مي شود.بنابراين شركتها بايستي به صورت واقعي مقدارپتانسيل بازرگاني خود را براي برون تاميني داراييهاي تكنولوژي اطلاعاتي شان ارزيابي كنندو بفهمند كه چگونه تامين كننده مي خواهد از آنهااستفاده كند. اين نكته بايستي در قراردادهارعايت گردد; براي مثال ، باافزايش مقدارپرداخت شده توسط تامين كننده براي داراييهايي كه در معامله به دست مي آورد، به وسيله تخفيف قيمت خدمات ، يا به وسيله راه اندازي يك درآمدمشاركتي .

درس هاي شكوفايي بازرگاني 
به دليل ريسك و پاداشهاي همراه باشكوفايي بازرگاني تكنولوژي اطلاعات ، بحثهاي مشاركت "سهام " و كنترل مهم هستند. براي اينكه اينگونه معاملات موفقيت آميز باشد، بايدانگيزه هاي خيلي خوب و مناسب براي هردوطرف وجود داشته باشد تا در هزينه ها وريسك ها در تمام دوره ارتباطات ، مشاركت كنند."عدم اطمينان " در سطح سرمايه گذاري مورد نيازو تكيه بر ريسك و پاداشهاي بالقوه ، اين مسئله رامشكل و شايد ناممكن مي سازد كه قراردادي نوشته شود تا تعهدات آينده طرفين را مشخص وروشن سازد. بنابراين "حصول به يك سطح عمومي از توافقات با رعايت ريسك هاي متوازن در پروژه هاي سيستم "، در موفقيت اهداف استراتژيك ضروري است .

نتيجه گيري 
يافته هاي تحقيق ما به صورتي قوي ، اهميت درك انواع مختلف اهداف استراتژيك تكنولوژي اطلاعات - بهبود سيستم هاي اطلاعاتي ،اثربخشي تجاري و شكوفايي بازرگاني - را نشان مي دهد و نيز نقشي را كه برون تاميني دردنبال كردن هريك از اين اهداف مي تواند بازي كند. در اين مقاله ، ما استدلال كرده ايم كه رويكرد"اندازه اي كه همه اهداف را بپوشاند" براي برون تاميني تكنولوژي اطلاعات ، وجود ندارد و هرنوع هدف استراتژيك براي برون تاميني تكنولوژي اطلاعات نيازمند به رويكردها وتاكتيك هاي مختلف براي اجراي موفقيت آميزاست . در ارزيابي فرصتها و ساختارهاي ارتباطي برون تاميني تكنولوژي اطلاعات ، مديران سيستم هاي اطلاعاتي و تجارت بايستي نيازهاي ابتدايي موفقيت ، شامل : پايداري و استحكام "CONSISTENCY"، شايستگي و قابليت "COMPETENCY"، سازگاري و انطباق "COMPATIBILITY"، و تداوم و استمرار"CONTINUITY"، را از ياد نبرند:
قرارداد برون تاميني را به گونه اي طراحي كنيد تا به صورت پايدار، هدف استراتژيك موردنظر را منعكس كند و بر آن تاكيد ورزد.
اطمينان يابيد كه سازمان تان و تامين كننده بيروني تركيب مناسبي از قابليتها و دانش فني رادارند.
مطمئن شويد كه فرهنگ سازماني وتجربيات كاري خودتان با شريكتان سازگار است .
با پيش بيني تغييرات ، در طراحي قراردادها وارتباطات ، امكان تداوم و استمرار قرارداد رافراهم سازيد.



در اين شماره مي خوانيد:
سرمقاله
همايش هزاره
ميز گرد
اقتصاد ايران، ركود يا رونق
مقالات
مديريت منابع انساني و روابط كار در سازمانهاي چندبخشي
‎هدف استراتژيك در تامين تكنولوژي اطلاعات از منابع بيروني
نگرشهاي مختلف به مديريت توليد در دهه اخير
پيشنهادي براي راه اندازي دوره كارشناسي ارشد مديريت تكنولوژي در ايران
كالبد شكافي و آسيب شناسي مديريت پروژه
تاثير مستقيم كنترل موجودي كالا بر سودآوري شركتها
جريان كلان سرمايه، علتها ، پيامدها و واكنشهاي راهبردي
sa 8000 استاندارد جهاني اصول اخلاقي - انساني
ايجاد انگيزه مطابق خلق و خوي كاركنان
گزارش ويژه
‎نوسانهاي ارزي، تب سنج بنگاههاي اقتصادي
گزارشهاي داخلي
‎اخلاق و تعهد كاري
بهبود مستمر فرآيند
كوتاه و خواندني
‎كنش اصول گرايي با شايسته سالاري
بازاريابي به سبك ژاپني
‎چگونه اعتماد مديران را جلب كنيم
آينده نگريهاي تويوتا
‎به جاي ديوار پل بسازيم
نقش استرسورهاي گرما، رطوبت و سروصدا در بهره وري سازمان
روي خط اينترنت
نگاهي به يك كتاب
كارآفريني (تعاريف، نظريات، الگوها)
معرفي كتاب
روي جلد