پيشنهادي براي راه اندازي دوره كارشناسي ارشد مديريت تكنولوژي در ايران 
مهندس غلامرضا نصيرزاده *

چكيده 
باتوجه به اهميت روزافزون نقش تكنولوژي در استراتژي هاي رقابتي ، مقوله آموزش مديريت تكنولوژي بتدريج جايگاه خاصي در آموزش مديران پيدا كرده است . اين موضوع تا بدانجا پيش رفته كه در برخي از دانشگاههاي موجود در كشورهاي توسعه يافته ، بويژه دانشگاههاي آمريكا، كانادا و انگليس دوره هاي مستقل كارشناسي ارشدمديريت تكنولوژي ايجاد شده و به موازات دوره هاي مرتبط با مديريت كسب و كار [ MASTER OF BUSINESS ADMINISTRATION] (MBA) در حال شكل گيري است . بنظر مي رسد با روند آتي توسعه شركتهاي تكنولوژي - محور ( TECHNOLOGY - BASED )مي توان انتظار داشت كه دوره هاي مديريت تكنولوژي هرروز ازاهميت بيشتري برخوردار گردد. در اين چارچوب لازم است كه در كشور ما، ايران نيز بايستي گامهاي جدي در اين زمينه برداشته شود. ملاحظات موجود در كشور از جمله كمبود سرمايه گذاري صنعتي بويژه در واحدهاي تكنولوژي - محور و عدم وجود پيشينه كافي در اين زمينه ما را بر آن مي دارد كه به صورت مرحله اي در مورد دوره مديريت تكنولوژي در دوره هاي كارشناسي ارشد مديريت در ايران گام برداريم . بدين منظور پيشنهادي دو مرحله اي ارائه مي شود:
الف : در مرحله اول گرايش خاص مديريت تكنولوژي در دوره هاي موجود كارشناسي ارشد مديريت اجرايي پيش بيني و به مرحله اجرا درآيد.
ب : همزمان با مرحله اول ، هسته مطالعاتي ايجاد دوره مستقل كارشناسي ارشد مديريت تكنولوژي راه اندازي شود تاضمن كمك به ارائه گرايش خاص مديريت تكنولوژي در دوره هاي موجود كارشناسي ارشد مديريت اجرايي ، زمينه را براي ايجاد دوره مستقل مديريت تكنولوژي و تربيت كادر لازم براي آن و فراهم كردن پشتوانه هاي علمي لازم متناسب با توسعه سرمايه گذاري در بنگاههاي تكنولوژي - محور در كشور آماده كند.

مقدمه 
رقابت ، رقابت پذيري و جهاني شدن واژه هايي هستند كه امروزه در كليه محافل سياسي ، اقتصادي و اجتماعي بويژه در سطح بنگاههاي اقتصادي كه خواهان حضور در فراسوي مرزهاي كشور خود هستند، به گوش مي رسد.به نظر مي رسد كه در شرايط فعلي ديگر حداقل در محافل اقتصادي بحث بر سر خوب يا بدبودن مقوله جهاني شدن ويا اتخاذ استراتژي هاي رقابتي نيست . زيرا اين روند به صورت ظاهرا غيرقابل بازگشتي به عنوان روندي كه بنگاههاي اقتصادي بايستي تعقيب كنند، درآمده است . اين موضوع بخصوص در مورد واحدهاي تكنولوژي - محور كه به صورت روزافزوني در حال گسترش هستند، صدقي مي كند. به عبارت ديگر ساختار شكل گيري اين واحدهابه گونه اي است كه نمي تواند در قالب مرزها محصور شود. به هرحال رقابت و رقابت پذيري آن هم در سطح جهاني به عنوان ويژگي امروز فعاليت بنگاههاي اقتصادي درآمده است . مجموعه مطالعات موجود و اظهارنظر كارشناسان به اين نكته كليدي ختم مي شود كه عامل اصلي در فرآيند رقابت پذيري شركتها تكنولوژي است . شايد بتوان گفت كه اين موضوع به عنوان برداشتي يكسان در كليه محافل اقتصادي درآمده است .
حجم بالاي سرمايه گذاريهاي انجام شده در زمينه تكنولوژي در كشورهاي مختلف جهان بويژه در كشورهاي پيشرفته بيانگر اين واقعيت است كه تكنولوژي عامل كليدي مقوله رقابت پذيري در سطح بين المللي است .
آمار ارائه شده توسط >بنايد ملي علوم < در ايالات متحده نشان مي دهد كه در اين كشور در سال 1997 بالغ بر 184/4ميليارد دلار صرف تحقيق و توسعه و تكنولوژي هاي مرتبط با آن شده است . برآورد مي شود كه از مبلغ فوق بالغ بر113/5 ميليارد دلار توسط بخش صنعت هزينه شده كه بيشتر آن صرف تحقيق و توسعه كاربردي شده است . درمجموع مي توان گفت كه در ايالات متحده هزينه اي كه در اين سال صرف تحقيق و توسعه شده است معادل 94/2درصد توليد ناخالص داخلي است كه بيشترين ميزاني است كه از سال 5891 صرف اين فعاليت شده است . همين موضوع در مورد ساير كشورهاي پيشرفته بويژه ژاپن ، آلمان ، فرانسه و انگليس نيز صدق مي كند. مطالعه اين ارقام بيانگر نقش مهم تكنولوژي است .

مديريت موثر تكنولوژي 
اگر بپذيريم كه براساس نكات پيش گفته رقابت پذيري و اتخاذ استراتژي هاي رقابتي توسط بنگاههاي اقتصادي در روند جهاني شدن فعاليتهاي اقتصادي از اهميت روزافزوني برخوردار است . به اين موضوع مهم خواهيم رسيد كه خاستگاه و جايگاه بروز تكنولوژي ، بنگاههاي اقتصادي است و مديريت موثر تكنولوژي در بنگاههاي اقتصادي مي تواند به عنوان عامل اصلي در جهت اداره هدفمند تكنولوژي در بنگاهها در جهت رقابت پذيري باشد. بنابراين پرورش مديراني كه از يك سو مهارتهاي مربوط به مديريت مرسوم كسب و كار را در اختيار داشته و از سوي ديگربه همان اندازه در زمينه مديريت تكنولوژي نيز مهارت داشته باشند از اهميت فوق العاده اي برخوردار است . مديراني كه بتوانند ظرفيت لازم براي نوآوري سريع در استراتژي ها، محصولات ، فرآيندها و خدمات خود را داشته باشند.مديريت موثر تكنولوژي نيازمند مهارتهاي مديريتي ، تكنيكي و روشهاي جديد فعاليت و الگوهاي متناسب فكري است . تربيت اين مديران چالشي است كه در مقابل استادان مديريت در قرن بيست و يكم قرار دارد.
نكته فوق ما را در مقابل اين سوال مهم قرار مي دهد كه آيا برنامه هاي آكادميك مرسوم از قبيل كارشناسي ارشداداره كسب و كار |(ABM)مي توانند منجر به پرورش مديراني شوند كه مهارت كافي براي مديريت موثر بر تكنولوژي در شرايط موجود را داشته باشند؟ اگر اين دوره ها داراي چنين تواني باشند كه مقصود حاصل است ولي اگر در اين زمينه مشكلاتي وجود داشته باشد بايد به دنبال رفع آن از طريق ارائه راه حلهاي مناسب جهت پاسخگويي به چالشهاي موجود در مديريت موثر تكنولوژي در قرن حاضر بود.

دامنه مديريت تكنولوژي 
مطالعات انجام شده در دانشگاه كاليفرنيا به اين جمع بندي رسيده است كه مديريت تكنولوژي دامنه گسترده اي از حوزه هاي عملياتي بنگاه از قبيل تحقيقات پايه ، تحقيقات كاربردي ، توسعه ، طراحي ، ساخت ، توليد، عمليات ،آزمايش ، تعميرات و انتقال تكنولوژي را در بر مي گيرد. مفهوم مديريت تكنولوژي در اين چارچوب مفهوم كاملاگسترده اي است . اين مفهوم نه تنها تحقيق و توسعه را در بر مي گيرد بلكه مديريت مربوط به تكنولوژي محصول ،فرآيند و اطلاعات را نيز شامل مي شود. بنابراين مديريت تكنولوژي ، فعاليت در جهت ادغام استراتژي تكنولوژي بااستراتژي كسب و كار در شركت است اين ادغام و يكپارچگي نيازمند هماهنگي سنجيده فعاليتهاي مربوط به تحقيق و توسعه ، توليد و خدمات با فعاليتهاي مربوط به بازاريابي ، مالي و نيروي انساني است .
مديران موفق تكنولوژي به طور طبيعي موفقيت خود را مرهون توانايي خود در ايجاد بينشي منسجم مي دانند.اين بدان معني است كه آنها بايد درك كافي از انجام برنامه هاي بزرگي كه قرار است پياده كنند، داشته باشند.برنامه هاي بزرگي كه آنان را قادر مي سازد توسعه تكنولوژي را به مرحله عمل درآورند. مديران ارشد بايد بدانند كه تكنولوژي چگونه تكامل مي يابد، چگونه خود را در صنعت نشان مي دهد و چگونه شركت در اينده آن را به كارخواهد گرفت . مديران موفق تكنولوژي از تغييرات سريع در تكنولوژي نگران نمي شوند. آنها مي دانند كه قابليت تكنولوژي هاي در حال تكامل چيست و چگونه مي توانند در كسب قابليت رقابتي بنگاه موثر واقع شوند. بينش موفق مديران تكنولوژي به وضوح در ارزشها، استراتژي ها و روشهاي رهبري آنها منعكس است . در مجموع بينش آنها متكي بر دانشي است كه به آنها مي گويد كه تكنولوژي از كجا سرچشمه گرفته و به كجا مي رود.
مديريت ارشد شركتها بايستي نقش اوليه خود را در زمينه نوآوريهاي تكنولوژيك پذيرا باشند زيرا فرآيندمديريت تكنولوژي از سطح عالي شركت آغاز مي شود. جهت گيري تكنولوژي در شركتها توسط مديريت ارشدشركت انجام مي شود، زيرا اين مديران هستند كه استراتژي كسب و كار شركت را مشخص كرده و منابع سرمايه اي آن را تخصيص داده و سياستهاي شركت خود را ترسيم مي كنند. اگر اين كار توسط مديريت ارشد شركت انجام نشودتصميم گيري در مورد تكنولوژي به سطوح پايين تري در سازمان منتقل مي شود.

موقعيت فعلي دوره هاي كارشناسي ارشد اداره كسب و كار
اين تفكر كه مدير خوب كسي است كه مي تواند هركاري را بدون توجه به پايه هاي تكنولوژيك آن مديريت كندايده اي ساده گرايانه و گمراه كننده است و بايد كنار گذاشته شود. اين نكته كليدي يكي از يافته هاي پژوهشهاي انجام شده در دانشگاه كاليفرنيا است . براساس اين پژوهشها شركتهاي آمريكايي مدت درازي است كه بر مهارتهاي مديريت عمومي براي مديران مياني و ارشد تاكيد كرده اند و آشنايي با طبيعت پيچيده تكنولوژي هايي كه مي بايستي مديريت شوند را مورد توجه قرار نداده اند. سوال اصلي اين است : چگونه مديران مي توانند مجموعه اي را اداره كنند كه درباره روند تكنولوژيك آن دركي ندارند؟
مطالعات انجام شده توسط دانشگاه كاليفرنيا بيانگر اين نكته مهم است كه محتواي دوره MBA بيشتر جنبه آكادميك و نظري داشته و نمي تواند مهارتهاي لازم براي مديريت موثر بر تكنولوژي را فراهم سازد. اين موضوع باعث شده كه نارضايي روزافزوني در ميان شركتها و محافل كسب و كار در مورد كيفيت دوره هاي MBA و عملكردعمومي مدارس مديريت به وجود آيد. صنايعي كه در اين مطالعه مورد پرسش قرار گرفته اند مي گويند كه مدارس مديريت مطالب غلطي آموزش مي دهند. آنها توضيح مي دهند كه اين مدارس به عنوان عرضه كننده منحصر به فرد اين محصول با آنچنان كيفيت نامناسبي كار مي كنند كه صددرصد محصولات توليدي آنها نياز به كار مجدد دارد. اين صنايع اعلام كرده اند كه آنها مهندساني را در اختيار دارند كه تكنولوژي را مي فهمند و كاركناني در قسمتهاي مختلف كسب و كار در اختيار دارند كه مديريت درك مي كند. آنچه در اين ميان كاستي دارد عدم وجود كساني است كه رابطه بين اين دو يعني مديريت تكنولوژي را بفهمند.
در گزارش سال1996 انجمن آمريكايي مدارس مديريت كه توسط يك گروه كاري در زمينه ، رهبري انجام شده نشان مي دهد كه محيط بين المللي پيوسته در حال تغيير است و در نتيجه اين نياز حياتي وجود دارد كه مدارس مديريت روش برخورد خود را چه در مورد برنامه هاي كارشناسي و يا برنامه هاي كارشناسي ارشد تغيير دهند. مشكل اوليه اين است كه مهارت اعضاي هيئت علمي اين مدارس متناسب با تغييرات سريع در محيط كسب و كار نيست .درست گذر زمان فعاليتهاي مرتبط با كسب و كار رشد سريعي كرده اند. براي مثال مي توان از مديريت كيفيت جامع ،مهندسي مجدد، كاهش دوره زماني توليد، تنوع در نيروي كار، ايجاد رضايت در مشتري ، استراتژي جهاني شدن ومديريت تكنولوژي نام برد. هرچند كه قابليت مدارس مديريتي و اعضاي هيئتهاي علمي آنها افزايش يافته ولي فاصله بين فعاليتهاي كاربردي و پژوهشهاي آكادميك و آموزشي زيادتر شده است . كمبود ارتباط مدارس با محيطكسب و كار، تكنولوژي هاي درحال تغيير، سن بالاي اعضاي هيئتهاي علمي و عدم انگيزه آنان براي تغيير، موجب ايجاد مانع جدي در فعاليت هيئتهاي علمي براي انجام تغييرات لازم به منظور همراهي با محيط در حال تغيير شده است . هيئتهاي علمي بايد بتوانند دانش صنعتي و كاربردي نسل بعدي را رهبري كنند در حالي كه در برخي ازمدارس مديريتي چنين تواني مشاهده نمي شود.
گزارش مطالعاتي انجمن آمريكايي مدارس مديريت در مورد ارتباط مقوله مديريت و تحصيلات دانشگاهي به شكاف روبه رشد بين دنياي آكادميك و دنياي كسب و كار و فقدان تئوري و ارتباط پژوهشي بين آنها اشاره مي كند ومي گويد: اعضاي هيئت علمي در زمينه نظريه پردازي خوب عمل كرده و در مورد جهاني فكركردن نيز پيشرفت خوبي داشته اند ولي بزرگترين نياز آنها بهبود در روشهاي چندانضباطي ، تكنولوژيهاي جديد آموزشي ، آگاهي تكنولوژيك ، پژوهشهاي نوآورانه است . اگر مدرسه هاي مديريت بتوانند سطح مهارتي اعضاي هيئت علمي خود رابالا برده ، با صنايع ارتباط محكمتري برقرار كرده و توانايي و علاقه هيئت علمي در زمينه تغييرا را افزايش دهندمي توان شاهد پيشرفت و حل مشكل كمبود هماهنگي بين محافل علمي و نياز واحدهاي كسب و كار بود.

محورهاي دوره هاي آموزشي مديريت تكنولوژي 
مشخص شد كه دوره هاي موجودMBAبا مشكلات ساختاري و گسترده اي روبرو هستند قصد نداريم در مورديافته هاي پيش گفته كه عمدتا توسط محافل كارشناسي و علمي صورت گرفته به ارزيابي پرداخته و يا در مورد گستره دوره هاي MBA به بحث بيشتري بپردازيم بلكه به اين نكته اشاره مي كنيم كه در هرحال دوره هاي مرسوم و متداول MBA به آن صورت كه بايسته و لازم است به مقوله مديريت تكنولوژي نپرداخته و به آن بهاي لازم نمي دهند. براي روبروشدن بااين كاستي سه راه حل زير مطرح شده است :
1 - پيش بيني كردن برخي از دروس موردنياز مديريت تكنولوژي در دوره هاي متداول و مرسوم MBA;
2 - ايجاد گرايش خاص مديريت تكنولوژي در دوره هاي موجود MBA;
3 - ايجاد دوره مستقل كارشناسي ارشد مديريت تكنولوژي .
قبل از اينكه وارد بحث در مورد موارد فوق شويم بهتر است محورهاي آموزشي مديريت تكنولوژي را موردبررسي قرار دهيم . اين مهم در گزارش شوراي پژوهشهاي ملي آمريكا به خوبي ترسيم شده است .
شوراي پژوهشهاي ملي آمريكا در گزارش سالانه خود در مورد مديريت تكنولوژي به هشت سوال زير اشاره كرده وپوشش به اين نكات را در محدوده مديريت تكنولوژي مي داند.
چگونه تكنولوژي را در اهداف كلي و استراتژيك شركت ادغام كنيم ؟
چگونه به ورود و خروج سريع تر و موثري در زمينه تكنولوژي بپردازيم ؟
چگونه تكنولوژي را به صورت موثرتري ارزيابي كنيم ؟
چگونه تكنولوژي را انجام دهيم ؟
چگونه زمان توسعه محصولات جديد را كاهش دهيم ؟
چگونه سيستم پروژه ها و فعاليتهاي چندانضباطي و پيچيده را مديريت كنيم ؟
چگونه استفاده تكنولوژي شكل گرفته در داخل سازمان را مديريت كنيم ؟
چگونه اثربخشي متخصصين حرفه اي و فني شركت را افزايش دهيم ؟
در اين گزارش از مديريت تكنولوژي به عنوان حلقه ارتباطي بين رشته هاي مهندسي ، علوم و مديريت يادمي شود كه برنامه ريزي ، توسعه و كاربرد قابليتهاي تكنولوژيك جهت شكل دهي و تحقق اهداف استراتژيك وعملياتي شركت را در بر مي گيرد.
گزارش ديگري كه توسط كنسرسيوم ژوپيتر (RETIPUJ) در مورد دروس دانشگاهي در انگليس انجام شده است شش گروه زير به عنوان زيربخشهاي آموزش مديريت تكنولوژي ارائه شده است :
استراتژي و برنامه ريزي تكنولوژي ;
كسب و انتقال تكنولوژي ;
سازماندهي و بكارگيري تكنولوژي ؟
پشتيباني تكنولوژي ;
تكنولوژي براي مديران ;
مديريت عمومي تكنولوژي .
گزارش مربوط به پژوهشهاي دانشگاه كاليفرنيا نيز از ديدگاه ديگري به مقوله مديريت تكنولوژي پرداخته و آن راشامل سه فعاليت متمايز زير مي داند:
الف - مديريت توسعه تكنولوژي 
اين مقوله فرآيند توسعه محصول را دربر مي گيرد. اين موضوع در عصر حاضر جايگاه بااهميتي پيدا كرده زيرا درمحيط امروزي ، عمر كوتاه محصول به عنوان يك ويژگي مهم شناخته شده است .
ب - مديريت تكنولوژي براي مديريت كردن تكنولوژي 
در اين چارچوب مديريت فرآيندهاي پيچيده توليد و كارخانه هاي خودكار كه محتواي كارگري كمي دارند موردتوجه قرار مي گيرد.
ج - مديريت بااستفاده از تكنولوژي 
اين فرآيند به معناي استفاده از تكنولوژي براي حل مشكلات مديريتي است براي مثال استفاده از كامپيوترهاي شخصي مي تواند راندمان و اثربخشي مديريت را افزايش دهد، روبات ها مي توانند زمان و هزينه مونتاژ را كاهش دهند، خودكاركردن ماشين هاي ابزار مي تواند استفاده از آنها را رقابتي تر كند و سيستمهاي اطلاعات مديريت مي تواند مدير را با اطلاعاتي مجهز كند كه تصميمات آگاهانه تري اتخاذ كند.
براساس نكات فوق مي توان مديريت تكنولوژي را به عنوان مجموعه اي تعريف كرد كه به جستجو براي درك تكنولوژي به عنوان منبعي كه مي تواند قابليتهاي استراتژيك و عملياتي شركت را در زمينه طراحي و توسعه محصولات و خدمات به منظور ارضاي مشتريان ، بهره وري ، سودآوري و رقابت پذيري شركت مجهز كند، درچارچوب اين تعريف ويژگيهاي متمايز مديريت تكنولوژي نكات زير را دربر مي گيرد:
مديريت تكنولوژي به عنوان رشته اي يكپارچه و در حال ظهور تلقي مي شود;
مديريت تكنولوژي در چارچوب چهار جزء پايه اي زير قابل تعريف است : مديريت تحقيق و توسعه ، مديريت تكنولوژي محصول ، مديريت تكنولوژي فرآيند و مديريت تكنولوژي اطلاعات ;
مديريت تكنولوژي به عنوان يك رشته تحصيلي دامنه متمايزي دارد كه گسترده تر از مديريت توليد و عمليات ،مهندسي صنايع و كارآفريني است ;
مديريت تكنولوژي مقوله اي ميان رشته اي تلقي مي شود كه عامل محرك آن مشكلات موجود و حركت در جهت حل آنهاست ;
مديريت تكنولوژي پايه هاي پژوهشي گسترده و متنوعي دارد. اين مرحله اي طبيعي در جريان تكامل يك رشته گسترده است .
مديريت تكنولوژي جهت گيري استراتژي قوي ، مرتبط با نقش تكنولوژي در استراتژي شركت دارد.
در جمع بندي نهايي مي توان گفت كه مديريت تكنولوژي فعاليتي يكپارچه است كه دامنه افقي و عمودي خاصي دارد. بعد عمودي آن بيانگر نياز به عمق و آنچه به عنوان محور داخلي و پايه هاي اصلي مديريت تكنولوژي شناخته مي شود، است . از جمله محورهاي عمودي مديريت تكنولوژي مي توان ابعاد:
استراتژيك ، عملياتي و درون عملياتي را نام برد. بعد افقي مديريت تكنولوژي بيانگر تئوريها و اصولي است كه برگرفته از ساير رشته هاي آموزشي است كه در مديريت تكنولوژي مورد استفاده قرار مي گيرد. از جمله سرفصلهاي افقي مديريت تكنولوژي مي توان از نكات زير نام برد:
1 - مديريت تحقيق و توسعه 2 - مديريت تكنولوژي محصول 3 - مديريت تكنولوژي فرآيند 4 - مديريت تكنولوژي اطلاعات .
دو جدول زير كه برگرفته از مطالعات دانشگاه كاليفرنيا است نشاندهنده مفاهيم مديريت تكنولوژي و دامنه ومرزهاي آن است .


پيشنهادي جهت ارائه آموزش مديريت تكنولوژي در ايران 
همانطور كه مطرح شد ارائه آموزش مديريت تكنولوژي در سه قالب زير قابل انجام است :
1 - اضافه كردن و منظوركردن برخي از دروس مربوط به مديريت تكنولوژي در دوره هاي موجود MBA;
2 - ارائه گرايش مديريت تكنولوژي به عنوان يكي از گرايشهاي دوره MBA;
3 - برگزاري دوره مستقل كارشناسي ارشد مديريت تكنولوژي .
لازم به ذكر است كه به لحاظ ماهيت در حال تكميل مديريت تكنولوژي ، الگوي از پيش تعيين شده اي براي آن وجود ندارد. بنابراين بايستي باتوجه به مقتضيات موجود در كشور در اين مورد تصميم گيري لازم به عمل آيد. در اين چارچوب ذكر دو نكته زير ضروري است :
الف - توجه به مقوله تكنولوژي و ارتقاء دانش مديران جامعه در مورد مديريت تكنولوژي ضروري است . نقش تكنولوژي در فعاليتهاي اقتصادي كاملا برجسته و مشخص است و جامعه ما نيز در شرايط فعلي بايد ميزان آشنايي وشناخت مديران خود را از تكنولوژي تا حد امكان بالا برد.
ب - تعداد واحدهاي تكنولوژي - محور در كشور ما روبه رشد هستند ولي هنوز حجم فعاليت آنها آنچنان گسترده نيست .
ج - كادر علمي آشنا به مقوله مديريت تكنولوژي در كشور در حال حاضر با محدوديت روبروست .
باتوجه به نكات فوق پيشنهاد مي شود با مقوله آموزش مديريت تكنولوژي به صورت مرحله اي برخورد كرد.مراحل پيشنهادي بترتيب زير خواهد بود:
1 - در مرحله اول گرايش خاص مديريت تكنولوژي در دوره هاي موجود كارشناسي ارشد مديريت اجرايي پيش بيني و به مرحله اجرا درآيد.
2 - همزمان با مرحله اول هسته مطالعاتي ايجاد دوره مستقل كارشناسي ارشد مديريت تكنولوژي راه اندازي شود تاضمن كمك ارائه گرايش خاص مديريت تكنولوژي در دوره هاي موجود كارشناس ارشد مديريت اجرايي ، زمينه لازم براي ايجاد دوره مستقل مديريت تكنولوژي و تربيت كادر لازم براي آن به وجود آورد.
3 - در مرحله دوم دوره مستقل كارشناسي مديريت تكنولوژي ايجاد شود. طبيعي است كه انتظار مي رود تا انجام اين مرحله ميزان سرمايه گذاري در بنگاههاي تكنولوژي - محور كشور نيز از افزايش قابل قبولي برخوردار خواهدشد.

پيشنهادي در مورد عناوين دروس مديريت تكنولوژي 
اگر بپذيريم كه در قالب توضيحات فوق گرايش خاصي مديريت تكنولوژي در دوره هاي موجود كارشناسي ارشدمديريت اجرايي كشور مورد قبول واقع شود. سوال بعدي اين خواهد بود كه عناوين دروس پيشنهادي براي ارائه دراين گرايش چه باشد.
مصوبات شورايعالي برنامه ريزي وزارت تحقيقات و فناوري در مورد دوره كارشناسي ارشد نشان مي دهد كه دراين دوره ها دروس اختياري در قالب مجموعه ها و يا گرايشهاي خاصي ارائه شده اند كه هر مجموعه حداقل 9 واحددرسي را دربر مي گيرد.
بنابراين اگر در همين چارچوب بخواهيم عناوين دروس مديريت تكنولوژي را به منظور ايجاد گرايش و يامجموعه خاص مديريت تكنولوژي ارائه كنيم بايد سعي شود عناوين مذكور در چارچوب مفاهيم ، مرزها و دامنه مديريت تكنولوژي آنگونه كه در قسمتهاي قبلي مورد بحث قرار گرفت ، عرضه شود. در اين مسير عناوين بايستي ازيك سو عمق موضوع را از بعد استراتژيك مورد بحث قرار دهد و از سوي ديگر بعد افقي و يا وسعت موضوع را ازابعاد مختلف مورد توجه قرار دهد. بنابراين عناوين زير به عنوان دروس پيشنهادي براي گرايش مديريت تكنولوژي در قالب دوره كارشناسي ارشد مديريت اجرايي پيشنهاد مي گردند:
1 - مديريت استراتژيك تكنولوژي و نوآوري 3 واحد
2 - مديريت تحقيق و توسعه و نوآوري در محصول و فرآيند 2 واحد
3 - مديريت ساخت |(MANUFACTURING)و كاربرد تكنولوژي هاي نو 2 واحد
4 - مديريت تكنولوژي اطلاعات 2 واحد
انتظار مي رود كه با برداشتن گام فوق از يك سو و ايجاد هسته مطالعاتي براي راه اندازي دوره مستقل كارشناسي ارشد مديريت تكنولوژي از سوي ديگر، بتوان در آينده شاهد شناخت بيشتر مديران اجرايي كشور از مقوله مديريت تكنولوژي بود. طبيعي است كه اين پيشنهاد براي ايجاد فضاي مناسب بمنظور بحث پيرامون اين موضوع مهم ارائه شده و ارائه نظرات مختلف در اين مورد به آن عمق بيشتري خواهد داد.


در اين شماره مي خوانيد:
سرمقاله
همايش هزاره
ميز گرد
اقتصاد ايران، ركود يا رونق
مقالات
مديريت منابع انساني و روابط كار در سازمانهاي چندبخشي
‎هدف استراتژيك در تامين تكنولوژي اطلاعات از منابع بيروني
نگرشهاي مختلف به مديريت توليد در دهه اخير
پيشنهادي براي راه اندازي دوره كارشناسي ارشد مديريت تكنولوژي در ايران
كالبد شكافي و آسيب شناسي مديريت پروژه
تاثير مستقيم كنترل موجودي كالا بر سودآوري شركتها
جريان كلان سرمايه، علتها ، پيامدها و واكنشهاي راهبردي
sa 8000 استاندارد جهاني اصول اخلاقي - انساني
ايجاد انگيزه مطابق خلق و خوي كاركنان
گزارش ويژه
‎نوسانهاي ارزي، تب سنج بنگاههاي اقتصادي
گزارشهاي داخلي
‎اخلاق و تعهد كاري
بهبود مستمر فرآيند
كوتاه و خواندني
‎كنش اصول گرايي با شايسته سالاري
بازاريابي به سبك ژاپني
‎چگونه اعتماد مديران را جلب كنيم
آينده نگريهاي تويوتا
‎به جاي ديوار پل بسازيم
نقش استرسورهاي گرما، رطوبت و سروصدا در بهره وري سازمان
روي خط اينترنت
نگاهي به يك كتاب
كارآفريني (تعاريف، نظريات، الگوها)
معرفي كتاب
روي جلد