از: سيدمحمد باقري زاده نام كتاب : كارآفريني "تعاريف ، نظريات ، الگوها" نويسنده : دكتر محمود احمدپور دارياني ناشر: مولف با همكاري شركت پرديس 57 زمان نشر: چاپ اول - بهار 1379 نگاه كلي آنگونه كه نويسنده در آغاز كتاب مطرح ساخته ، آنچه كه موجب انتخاب مقوله كارآفريني براي پژوهش و تاليف شده ، پرسشهاي اساسي ودغدغه هاي ايشان در علت موفقيت بيشتر برخي افراد، سازمانها و كشورها در مقايسه با همتايان است . نويسنده مي افزايد "اين دغدغه مرا به تكاپوي عميق و گسترده در اين حوزه واداشت .براي اين منظور با راهنمايي اساتيد، مطالعه منابع و به اتكاي تجربيات شخصي به مدت چهارسال به بررسي علمي موضوع كارآفريني در منابع داخلي و خارجي پرداختم ." ايشان همچنين مطرح كرده اند كه در هنگام انجام اين پژوهش وتا پايان تدوين ، هيچگونه سابقه مطالعاتي ،تحقيقاتي و حتي ترجمه در حوزه كارآفريني دركشور و به زبان فارسي يافت نشد. بنابراين بااستفاده از منابع موجود در زبان انگليسي موضوع مورد بررسي و مطالعه قرار گرفت . نويسنده كه عضو هيات علمي دانشگاه صنعتي اميركبير است تاكيد دارد كه با بهره مندي از يافته هاي نظري خود در ادبيات پژوهش ، باتحقيق ميداني و آزمونهاي آماري به يك مدل بومي "سرزميني " كارآفريني دست يافته است ونتايج اين تحقيق به عنوان پايان نامه دوره دكتراي مديريت در دانشگاه تربيت مدرس در سال 1377، ارايه و دفاع شد. در اين تحقيق سعي شده تا با ويژگي شخصيتي ، جمعيت شناسي ، تحصيلات ،آموزشها، گرايشها و موفقيتهاي مديران كارآفرين ،فرايند رشد آنها از كودكي تا موفقيت در كار،بررسي گردد و از اين ميان الگوي مناسب براي پرورش مديران كارآفرين و موفق طراحي شود."مقدمه " فصل يك - سير تاريخي مفهوم كارآفريني هدف بحث در اين فصل ، بررسي تعاريف متعدد و ارايه شده از طرف صاحبان نظر است .تنوع و گوناگوني برداشتها از مفهوم كارآفريني ، ازنكات جالب توجه است كه مشكلاتي را نيز به همراه داشته است . "3" واژه كارآفريني از كلمه فرانسوي "Entreprendre" به معناي "متعهدشدن " است . اما بنابر تعريف واژه نامه دانشگاهي و بستر، كارآفرين كسي است كه متعهد مي شودمخاطره هاي يك فعاليت اقتصادي راسازماندهي ، اداره و تقبل كند. "4" كارآفرين و كارآفريني اولين بار مورد توجه اقتصاددانان قرار گرفت و تمامي مكاتب اقتصادي از قرن شانزدهم ميلادي تا كنون به نحوي كارآفريني را در نظريات اقتصادي خود تشريح كرده اند. "ريچارد كانتيلون " در حدود سال 1370بين زمين داران ، دستمزدبگيران و كارآفرينان تمايزقايل شد. او به سه عنصر در خصوص فعاليت كارآفرينان اشاره كرد. اول - آنها در يك محيطهمراه با عدم قطعيت فعاليت مي كنند. دوم درصورت نداشتن توانايي زياد براي فعاليت اقتصادي ، با فساد و تباهي خاصي مواجه مي شوند. و سوم اينكه سرمايه اوليه را خودشان فراهم مي آورند. "5" واژه كارآفرين در سال 1848 توسط "جان استوارت ميل " به "Entreprendre"به زبان انگليسي ترجمه شد. او كاركرد و عمل كارآفرين را شامل هدايت ، نظارت ، كنترل و مخاطره پذيري مي دانست و عامل متمايزكننده مدير و كارآفرين را مخاطره پذيري معرفي كرد. "7" طبق نظريه "شومپيتر" كارآفرين نيروي محركه اصلي درتوسعه اقتصادي است و نقش وي عبارت ازنوآوري يا "ايجاد تركيب تازه از مواد" است . "9"وي مي افزايد مشخصه كارآفرين نوآوري است وكار يك كارآفرين را "تخريب خلاق " تعريف كرده است . همچنين اشاره مي كند كه تعادل پويا ازطريق نوآوري و كارآفريني ايجاد مي گردد و اين دو مشخصه يك اقتصاد سالم هستند. "10" به نظر "كرزنر" كارآفريني يعني آگاهي از فرصتهاي سودآور كشف نشده . "12" از اواسط قرن جاري روان شناسان ،جامعه شناسان و دانشمندان علوم رفتاري با درك نقش كارآفرينان در اقتصاد به بررسي و پژوهش در خصوص كارآفرينان پرداختند. پيتر دراكر،معتقد است كارآفرين كسي است كه فعاليت اقتصادي كوچك و جديدي را با سرمايه خودشروع مي كند. وجه اشتراك تمامي تعريف هاي ارايه شده از سوي "دراكر" را مي توان به شرح زيرجمع بندي كرد: كارآفرينان در واقع ارزش ها راتغيير مي دهند، مخاطره پذيرند، سرمايه گذارنيستند، به درستي تصميم مي گيرند. تغيير رامقوله اي بهنجار و سالم مي انگارند، كارآفريني يك رفتار است و نه يك صفت خاص درشخصيت افراد، بر پايه نظريه اقتصاد و جامعه استوار است . "23" فصل -2 كارآفريني در نظريه هاي اقتصادي نويسنده پيش از آغاز مطالب اين فصل به فرازهايي از صاحبان نظر اشاره دارد. براي مثال ،"اگر مقصد خود را ندانيد، به بيراهه خواهيدرفت ." و "برنامه ريزي ، فرايندي است كه به موجب آن شما آينده خود را دايم مي سازيد." در مقدمه اين فصل به نظريه هاي چندصاحب نظر از جمله "اسكات " مي پردازد ومي نويسد علم اقتصاد از دو مكتب فكري ،فلاسفه و زمامداران امور نشات گرفته است . اوديدگاه مكاتب فلسفي را از يونان باستان و ازارسطو شروع مي كند و تا "هاچسون "، آموزگارآدام اسميت ادامه مي دهد. كار را در مكتب زمامداران امور دشوارتر مي داند. زيرا مكتب آنهابر تفكر و نوشته هاي بازرگانان ، قانونگذاران وساير افراد مرتبط با دولت است . در ادامه فصل دوم نويسنده به سير تكامل كارآفريني در نظريه هاي اقتصادي پرداخته و به ترتيب نام مكتب ، نام نظريه پرداز اصلي ، كشورمرتبط، زمان ارايه مكتب ، نوع فعاليت و بالاخره عامل اصلي مورد تاييد در آن مكتب را مطرح ورابطه بين مكتب اقتصادي و كارآفريني را موردبررسي قرار داده است . براساس اين بررسيها وجدول ارايه شده در مكتب سوداگران و طبيعيون نشانه اي از كارآفريني ديده نمي شود و از دوره كلاسيك ها به كارآفرين اشاره شده است . نكته مهم و قابل توجه ديگري غير از عدم قطعيت ومخاطره كه از دهه 1950 و با مكتب شيكاگوشروع شده مقوله نيروي انساني است و سرانجام در مكتب نوين دو عامل اصلي يعني اطلاعات ونيروي انساني مورد تاكيد قرار مي گيرد. "41 تا 65" با بررسي نظريه هاي اقتصادي كارآفريني ، درمرحله اول مشاهده مي شود كه در انديشه و تفكراقتصادي ، هيچ نظريه و تعريفي كه مورد قبول همه صاحب نظران باشد وجود ندارد. به نظرمي رسد نظريه هاي اقتصادي با دو پرسش اساسي راجع به جامعه روبرو هستند. اول اينكه چگونه يك جامعه ثروت جديد را ايجاد مي كند و دوم اينكه چگونه يك جامعه ثروت را ميان افرادتوزيع مي نمايد. "68" به طور كلي فرض اصلي دربرخورد اقتصادي با كارآفرين ، رفتار عقلاني انسان با منابع كمياب است . در اين نگرش اقتصادي دومحدوديت بارز به چشم مي خورد كه عبارتند از:محدوديتهاي شناختي و ادراكي انسان و تاثيرقوي عوامل اجتماعي بر ادراك و پردازش اطلاعات است . "69" فصل -3 كارآفريني در ديدگاه هاي غيراقتصادي "جهل به خودي خود به اندازه جهل مركب "بي خبري از جهل " خطرناك نيست ." در اين فصل دو رويكرد، يكي رويكردشخصيتي يا ويژگيها و ديگري رويكرد رفتاري ،مورد بحث و تحليل قرار مي گيرد. در رويكردويژگيها، "مك كلدلند" معتقد است كه در انسان سه نياز وجود دارد: نياز به توفيق يا توفيق طلبي ،نياز به قدرت ، و نياز عاطفي يا احساس تعلق ."77" كارآفرينان موفق ، به خود ايمان دارند وموفقيت يا شكست را به سرنوشت ، اقبال و يانيروهاي مشابه نسبت نمي دهند. به عقيده آنهاشكستها و پيشرفتها تحت كنترل و نفوذ آنها بوده و خود را در نتايج عملكردهايشان موثر مي دانند."82" مهمترين عناصر شناسايي شده در رويكردويژگيها در جدولي مفصل مطرح شده كه اعتمادبه نفس در بالاترين نقطه اين جدول قرار دارد. در ادامه نويسنده جدول ديگري را به صورت خلاصه تحقيقات در خصوص كارآفريني در چارچوب رويكرد ويژگيها آورده كه كاري ارزشمند و بزرگ محسوب مي شود. در زمينه رويكرد رفتاري اشاره مي كند كه اين رويكرد برفعاليتهاي كارآفرين تاكيد دارد. در اين رويكرد،عملكرد و كاركرد كارآفرين مورد توجه قرارمي گيرد. در واقع رويكرد رفتاري در برگيرنده رويكرد شخصيتي نيز مي باشد و فرد كارآفرين بسته به نقشهايي كه در فرايند تاسيس يك شركت نوپا دارد مورد تحليل قرار مي گيرد. فصل -4 كارآفريني در سازمان "تنها يك رئيس وجود دارد، و او كسي نيست جز مشتري . مشتريان مي توانند هر كسي را كه در شركت به كار اشتغال دارد، از مدير گرفته تا كارگران ساده از كار بيكار كنند; كافي است پول خود را در جاي ديگري خرج كنند. "132" نويسنده در اين فصل ، در مقدمه اشاره داردكه از اوايل دهه 1980 ميلادي هجوم همزمان به سوي كارآفريني و تاكيد شركتها بر نوآوري براي بقا و رقابت با كارآفريناني كه بيش از پيش درصحنه بازار ظاهر مي شدند، موجب هدايت فعاليتهاي كارآفرينانه به درون و داخل شركتهاشد. سپس جدولي را كه سير تاريخي ابداع واژه ها در خصوص القاي كارآفريني در سازمانهارا نشان مي دهد ارايه داده است . در ادامه بررسيهاجدول ديگري تحت عنوان مقايسه ويژگيهاي شخصيتي بين كارآفرينان مستقل و كارآفرينان سازماني آورده و سپس جدول ارزشمند ديگري را كه مقايسه جالب و مهمي بين مديران سنتي ،كارآفرينان مستقل و كارآفرينان سازماني است آورده و آنگاه به موانع و محدوديتها براي كارآفرين سازماني پرداخته است . نويسنده در ادامه پژوهشهاي خود به استراتژي ها از ديدگاه دو صاحب نظر اشاره دارد ومي افزايد اين دو محقق به سه استراتژي براي ايجاد كارآفريني در سازمان تاكيد دارند. تفاوت اساسي اين دو صاحب نظر نيز با ديگران در اين است كه اين سه استراتژي را به صورت زنجيره اي در نظر مي گيرند. مرحله اول حضورفرد كارآفرين در سازمان ، مرحله دوم حركت كل سازمان به سوي كارآفريني و بالاخره مرحله سوم شكستن چارچوبهاي موجود و تغيير قوانين رقابت به "رهبر صنعتي " است . "158" آنچه كه مسلم است كارآفريني سازماني ياايجاد سازمان كارآفرين از جنبه هاي بسياري به كارآفرين مستقل شباهت داشته و به نوآوري ،مخاطره پذيري ، تحليل فرصت و تامين مالي نيازدارد. به طور كلي پژوهشگران در اين ميان دومدل اصلي را مشخص كرده اند. در مدل اول همچنان فرد به عنوان سرمنشا ايجاد تحول درسازمان پنداشته مي شود و كليه فعاليتها از طرف وي آغاز مي شود. در مدل ديگر مديريت سازمان ضمن اعتقاد راسخ به كارآفرين نمودن سازمان وتعهد كامل به اين امر به حمايت از فعاليت هاي كارآفرينانه در سازمان مي پردازد و روح كارآفرينانه را در كالبد سازمان مي دمد، كه در اين ميان فرهنگ سازمان دچار تحول مي گردد. "268" فصل -5 آموزش كارآفريني در اين فصل ابتدا كليه فعاليتهاي صورت گرفته در جهت آموزش و توسعه كارآفريني وسپس روند توسعه فعاليتهاي آموزشي در سه مقطع زماني در سال 1980، 1985 و دهه 1990مورد بررسي قرار مي گيرد و در انتها به تحقيقات انجام شده در خصوص آموزش كارآفريني اشاره شده است . در خصوص اهداف آموزش كارآفريني مي توان به شش دسته به شرح زير اشاره نمود:"197" كسب دانش مربوط به كارآفريني ; كسب مهارت از تحليل فرصت هاي اقتصادي و تركيب برنامه هاي عملياتي ; تعيين و تقويت ظرفيت ، استعداد و مهارت كارآفريني ; القاي مخاطره پذيري در فنون تحليلي ; توسعه همفكري و حمايت متقابل در جنبه هاي اعضاي كارآفرين ; تقويت نگرش ها در جهت پذيرش تغيير; به طور كلي همراه با آشكار شدن نقش و تاثيركارآفريني بر روند اشتغال زايي و رشد اقتصادي كشورهاي توسعه يافته ، تلاشها در جهت آموزش و تعميم دانش و روحيه كارآفريني در بين مديران ، بازرگانان ، دانشجويان و كارآفرينان بالفعل شدت گرفته است . فصل -6 بررسي تحقيقات كارآفريني تحقيقات كارآفريني طي ده سال گذشته به طور خلاصه همانند قصه مردان نابينايي است كه براي اولين مرتبه با موجودي به نام فيل -داستان معروف جلال الدين محمد مولوي درمثنوي - مواجه مي شوند. به اين ترتيب بود كه هيجان در مورد فيل كارآفرين تا اندازه اي بالاگرفت و دهه 1980 به عنوان "دهه كارآفريني "نامگذاري شد. پس از اين نويسنده سير تحقيقات طي سه مقطع زماني در سالهاي 1980، 1985 و1990 را مورد بررسي قرار مي دهد و جدول جالب و با ارزشي را از مطالعات انجام شده درخصوص نوع شناسي كارآفريني مطرح مي سازد.اما چالش اصلي در تحقيقات كارآفريني مربوط به درك پديده است . به نظر بسياري از افرادكارآفريني موتور تغييرات اجتماعي است كه باعث ايجاد شغل ، استفاده اثربخش از منابع وتجديد حيات ملي است . فصل -7 مدلهاي نظري كارآفريني قصد نويسنده در اين فصل بر اين است تاضمن جمع بندي ويژگيها و عوامل مورد تاييد درهر فصل ، دو مدل در خصوص كارآفريني مستقل و كارآفريني سازماني را ارايه دهد. همچنين تاكيددارد كه فراگير بودن مدل اين امكان را فراهم آورده تا بتوان غير از بخشي از مرحله تدوين برنامه ، تعريفي جامع از كارآفريني خواه به صورت مستقل و خواه به صورت سازماني مطرح شود. وروديهاي سه گانه ، توانائيهاي فردي ، عوامل سازماني و عوامل محيطي وتعامل اين سه دسته همراه با يك عامل و واقعه سرعت زا و ناگهاني سبب ورود فرد به فرايندكارآفريني مي شود. نويسنده ضميمه كتاب را به كارآفريني برروي اينترنت اختصاص داده و مي افزايد كه استفاده از اينترنت چهار ارزش منحصر به فردايجاد مي كند كه عبارتند از: - ايجاد محتوا، ايجاد ارتباط متقابل ، تامين فضاي مجاز براي تمرين و شبيه سازي و بالاخره امكان تبادل اطلاعات و قراردادهاي جديد وتبادل پول به شكل الكترونيكي است . "280" ويژگيها و ارزشهاي كتاب دشواري در پژوهش از جهت كميابي منابع فارسي ; آغازگري در پژوهش كارآفريني ; تازگي كار; بهره مندي از منابع گسترده به زبان انگليسي ; تحليل نظريه ها و ارايه جداول گوناگون ومتناسب و گسترده ; ارايه واژه ها و مفاهيم كليدي و پرسشهاي اساسي در پايان هر فصل ; ارايه بخش ضميمه به زبان انگليسي در پايان كتاب كه البته متاسفانه به روش زبان فارسي چاپ شده است . خواندن كتاب را به افراد و سازمانهاي علاقه مند به كارآفريني ، پژوهشگران ، استادان ،مديران ، دانشجويان در كليه حوزه هاي اقتصادي ،اجتماعي ، فرهنگي ، سياسي و نظامي توصيه مي شود. |