نقش كاربران كامپيوتر در دستيابي به اهداف سازماني از: دكتر فريده يغمايي استفاده از كامپيوتر در سالهاي اخير گسترش يافته است . اين امر لزوم هرچه بيشترحمايت كاربران كامپيوتر را طلب مي كند. مديران سازمانها، وظايف متفاوتي در رابطه باسيستم هاي كامپيوتري و كاربران دارند. يكي از مهمترين وظايف آنان ، حمايت از كاربران است . در اين مقاله نقش حمايت مديران از كاربران درجهت به كارگيري تكنولوژي كامپيوترموردبحث قرار مي گيرد. لالور"LOWLOR -1994" مي گويد: كاربر "‘ٍُء" كسي است كه اطلاعات را ازسيستم هاي كامپيوتري جهت شغل خود به دست مي آورد. در همين رابطه ، سن "1990-SENN"معتقد است كه كاربران مسئوليت واردكردن اطلاعات و تصميم گيري در مراحل مختلف را دارند. كاربران كامپيوتر، نقش مهمي در موفقيت سيستم هاي اطلاعاتي دارند"كوهانگ و همكاران : 1992. مطالعات و تحقيقات مربوط به مديريت سيستم هاي كامپيوتري به خوبي نشان مي دهد كه حمايتهاي موثر از كاربران مي تواند استفاده و به كارگيري از كامپيوتر را درشرايط شغلي افزايش دهد. درنتيجه دستيابي به اهداف سازمان با موفقيت بيشتري صورت مي گيرد. حمايت سيستم هاي كامپيوتري انواع مختلف دارد. در اين رابطه اگباريا1990 - "1993. 1990-IGBARIA" معتقد است كه حمايت سازماني شامل دو قسمت است : 1 - حمايت از توسعه "DEVELOPMENT SUPPORT" كه مسئوليت برقراري مركزاطلاعات كامپيوتري ، آموزش و راهنمايي به كارگيري نرم افزارهاي كامپيوتر را عهده داراست . 2 - حمايت عمومي "GENERAL SUPPORT"كه تشويق كاربران و كاركنان سيستم هاي كامپيوتري را انجام مي دهد. در رابطه با اثر حمايت مديران ، "سن " معتقد است كه كاربران كامپيوتر زماني در انجام فعاليتها موفق مي شوند كه مديران حمايتهاي لازم را ارائه دهند. دراين رابطه ، بنتلي "1995-BENTLEY"عنوان كرد كه سازمانها نياز به حمايت مديران جهت پيشرفت رفتارهاي خود دارند و حمايت مديران بهترين راه براي موفقيت كاربران در به كارگيري سيستم هاي كامپيوتري است . در پژوهش ديگري ، "اگباريا" از يافته هاي تحقيق خوددريافت كه بين حمايت مديران ، قبول و استفاده از كامپيوتر رابطه مستقيم وجود دارد.بدين صورت كه با افزايش حمايت ، كاربرد كامپيوتر در كاربران افزايش مي يابد. در همين رابطه ، شيفمن و همكاران 1992 از پژوهشهاي خود دريافتند كه تعداد دفعات به كارگيري و زمان استفاده از كامپيوتر با حمايت سيستم مديريتي افزايش يافته است . پژوهشها در رابطه با حمايت مديران و مسائل روحي كاربران نشان داد كه بين اضطراب كاربران به كامپيوتر و حمايت مديران رابطه منفي وجود دارد "اگباريا 1990".بدين معني كه كاربران حمايت شده اضطراب كمتري را در رابطه با كامپيوتر در مقايسه باكساني نشان دادند كه اينگونه حمايتها را نداشتند. در پژوهش ديگري ، اگباريا "1993" ازيافته ها اينگونه نتيجه گرفت كه حمايت از سيستم هاي اطلاعاتي كامپيوتري سبب كاهش اضطراب كامپيوتر در كاربران مي شود. يافته ها همچنين نشان داد كه بين حمايت مديران از كامپيوتر و ايجاد نگرش مثبت و خوشايند در كاربران نسبت به كامپيوتر رابطه مستقيم وجود دارد. دررابطه با تاثير حمايت مديران برنگرش به كـــامپيوتـــر، شيفمـــن و همكـــــاران "1992-SCHIFFMAN ETAL از مطالعه خود دريافتند كه حمايت مديران سبب ايجادنگرش مثبت كاربران به كامپيوتر شده است . پژوهشهاي ديگر نيز رابطه مستقيم بين نگرش به كامپيوتر و كاربرد آن را نشان داده است "روبي : 1989، اگباريا: 1992". حمايت مديران نيز مي تواند سبب برقراري رابطه خوشايند بين كاربران و سيستم مديريتي ، افزايش تعداد كاربران و استفاده صحيح آنان از سيستم هاي كامپيوتري مي شود"لوكاس :1978". در پايان مي توان نتيجه گرفت كه حمايت مديران نقش مهمي درموفقيت سازمان در به كارگيري سيستم هاي كامپيوتري و همچنين دستيابي سريعتر به اهداف سازمان دارد. منابع به دليل كمبود جا، دردفترمجله موجود است . |