راهبردهاي توليد موج جديد ابعاد مديريت سازماني و منابع انساني از: سيدمحمد باقري زاده گردآورنده : جان استوري ويرايش و تنظيم : عباس مظاهري گردآورندگان : دفتر امور مديران بنياد مستضعفان و جانبازان انقلاب اسلامي زمان چاپ : چاپ اول - بهار 9731 نگاه كلي كتاب "راهبردهاي توليد موج جديد" اثري است كه توسط "جان استوري " در 439صفحه ، شامل عنوان ، پيشگفتار، فهرست اختصارات ، فهرست نمودارها، و دوازده فصل به قلم جمعي از انديشمندان مديريت ، گردآوري شده است . افزون بر اينها، كتاب داراي مقدمه اي از دكتر سيدمهدي الواني ، مقدمه اي از مديرعامل سازمان كشاورزي و صنايع غذايي و نوشته اي زيرعنوان "مدخل " از دفتر امور مديران است . نظريه موج جديد يكي از نظريه هاي نوين است كه پس از كشف كمبودها، تنگناها وعقب افتادگيهاي جامعه غربي در حوزه توليد، در مقايسه با ژاپن و روشهاي توليد بهره ورآن ، طراحي و پس از آزمون ظهور يافته است . اين نظريه ، اساس بحث و بررسي اين كتاب را تشكيل مي دهد. كتاب از زير ساخت علمي استواري بهره مند است . در اين مجموعه ،راهبردهاي توسعه و پيشرفت سازمانها در پرتو راه و رسمهاي نوين مديريت توليد وعمليات ، به طور كامل و به روالي منطقي بيان گرديده و نحوه اجراي اين راهبردها براي مخاطبان كتاب تبيين شده است . اين پرسش غالب ، كه تا چه حد رويكردهاي متنوع جديد در مجموعه مشابهي ازسياستها و رويه هاي سازماني و منابع انساني نياز دارند؟ يا اينكه آيا هر تكنيكي داراي نيازمنديهاي منابع انساني و سازماني خاص خود است ؟ عامل اصلي نگارش كتاب بوده است . اين كتاب به لحاظ اينكه با نگاه مشترك تحليلگران توليد و علوم رفتاري ، به مساله مي پردازد در نوع خود بي نظير است . همچنين نگارش هر يك از فصلهاي كتاب به كارشناسان برجسته در زمينه هاي مرتبط به آنها سپرده شده است . اين نويسندگان از اروپا،آمريكا، استراليا انتخاب شده اند. ويژگي بارز ديگر اين كتاب در اين است كه با مساله "توليد موج جديد" به شيوه اي كلي برخورد دارد. "جان استوري " در پيشگفتار مي افزايد كه ما سه مخاطب اصلي را در ذهن داريم ، اين مخاطبان بدون هيچ ترتيب معيني عبارتند از مديران اجرايي ، دانشجويان رشته مهندسي توليد، مديريت توليد و به طور كلي دانشجويان ديگر رشته هاي مهندسي و سوم ،دانشجويان رشته هاي علوم اجتماعي ، بازرگاني ، و مديريت . فصل يك - مقدمه اي بر راهبرد توليد موج جديد در واكنش به تغييرات بنيادي در ماهيت و حجم رقابت بين المللي ، بسياري از شركتهابه شيوه هاي توليد نوين اصولا به طور مشابه مبادرت ورزيده اند. اين شيوه هاي نوين به نامهاي گوناگون مثل ، "توليد بدون ضايعات "، "درست بموقع "، "توليد در سطح جهاني "،"مديريت كيفيت فراگير"، "توليد كامپيوتري " و غيره ناميده شده اند. (31) نكته باارزشي كه در مقدمه به آن پرداخته شده ، تبيين فلسفه ديگر فصل هاي كتاب است ، تا نشان دهد كه در هر فصل چه چيزي را به شناخت اين روشها و راه حل آنهامي افزايد. فصل 2 - پيوند بين راهبرد توليد، سازمان ، و فناوري "جوتيد" نويسنده اين فصل سعي دارد با آشكار ساختن روابط موجود بين راهبردشركتي ، فناوري ، و سازمان كار، به مركز ثقل اين مطلب راه پيدا كند. سپس آثار تبعي فناورانه و سازماني راهبردها را بر اساس رهبري و كنترل هزينه ، برتري ناشي از بهبودكيفيت ، و سرانجام برتري ناشي از نوآوري ، را مورد بررسي قرار مي دهد. (66) در موردرهبري هزينه نظر مي دهد كه منطق اقتصادي پيش بيني مي كند كه "شركت بهينه " درمقياسي عمل خواهد كرد كه در آن ، سازمان و فناوري پايين ترين ميانگين هزينه را به بارخواهد آورد. (70) نويسنده ادامه مي دهد كه كيفيت مي تواندبه دو طريق سودآوري را بهبود بخشد: (79) هزينه ها را از طريق حذف معايب ، ضايعات و دوباره كاري كاهش دهد; تفاوت در كيفيت نسبي محصول و در نتيجه ، افزايش سهم بازار. و در پايان نظر داده كه شركتها بايد قبل از سرمايه گذاري روي فناوريهاي پيشرفته توليد، بر روي تحول سازماني سازگار با راهبرد انتخاب شده تاكيد ورزند. (92) فصل 3 - مساله اجراي راهبرد توليد در رابطه با راهبرد توليد، توجه اصلي عمدت بر تكنيك هاي خاصي نظير "درست بموقع " و "برنامه ريزي نيازمندي مواد" معطوف بوده است . در اين خصوص از سوي نويسنده سه پيشنهاد اصلي ارائه مي شود. نخست اينكه به فرايند اجراي راهبرد توليدتوجه بيشتري مبذول شود. دوم ، موضوعهاي منابع انساني و رفتار سازماني اموري محوري براي اجراي فرايند به شمار مي روند و سوم اينكه اين موضوعها از طريق طراحي و اعمال يك راهبرد توليد جديد مورد ملاحظه قرار گيرند. (96) فصل 4 - وجه مشترك طراحي و توليد در اين فصل ، دلايل اينكه چرا طراحي و توليد بايد به هم نزديك تر شوند،سازوكارهاي انجام اين كار، و بهبود قابليت راهبرد حاصل از اين حركت مورد بررسي قرارگرفته و با بحث درباره مشكلاتي كه شركتهاي غربي به هنگام ايجاد تغييرات مناسب درساختار و فرهنگ سازمانهايشان با آن روبه رو هستند موضوع را به پايان مي برد. (921) نويسنده در اين بررسي ها نتيجه مي گيرد كه -1 طراحي براي توليد، عنصر اساسي درراهبرد رقابتي يك شركت است . -2 ايجاد تغييري مرحله اي ، نه يك تغيير افزايشي ، درشيوه سازماندهي و مديريت فرايند توسعه محصول جديد براي بسياري از شركتهاضروري است . -3 شركتهاي منفرد بعيد است كه بتوانند تغييرات لازم را به تنهايي به اجرادرآورند. (251) فصل 5 - سيستم هاي توليد انعطاف پذير "هاري بوئر" نويسنده اين فصل با شرحي از ريشه هاي فناورانه و تاريخي فناوري توليد انعطاف پذير "FMS" موضوع را آغاز مي كند. سپس ويژگيها و مزاياي خاص توليدانعطاف پذير را مورد بحث قرار مي دهد. موضوع اصلي اين فصل ، شرايط سازماني است كه موجب موفقيت در اجراي توليد انعطاف پذير مي گردد. همچنين نظر مي دهد كه اگراقتباس كننده از ضرورت فراهم كردن اين شرايط آگاه نباشد يا براي آن آمادگي نداشته باشدمزاياي توليد انعطاف پذير به دست نخواهد آمد يا فقط بخشي از اين مزايا حاصل خواهدشد. (158) براي دستيابي به نظامهاي توليد انعطاف پذير به دانش و آگاهي بيشتر و بالاتر از آنچه معمولا در شركتها وجود دارد نياز است . (158) همچنين براي اجراي موفقيت آميز سيستم و سازمان توليد انعطاف پذير، مديريت عالي بايد نقش فعالي را در قالب پشتيباني ،سرپرستي ، و حتي در صورت لزوم ، سازماندهي فرايند نوآوري توليد ايفا كند. (192)فن آوري توليد انعطاف پذير بيشتر نويدبخش بهبود توليد و به دنبال آن ، موفقيت در بازاراست . (193) فصل 6 - مديريت كيفيت فراگير مديريت كيفيت فراگير "TQM"، راهبردي براي افزايش انعطاف پذيري سازماني وتعهد كاركنان نسبت به تغيير است كه در حد گسترده اي مورد استفاده قرار مي گيرد. (197)هدف اين فصل كه توسط "پاتريك داوسن " نوشته شده ، تصريح برخي ابهامات عمومي پيرامون مبحث مربوط به مديريت كيفيت از طريق شناسايي برخي ويژگيهاي اصلي TQM، و سپس تشريح چگونگي اجراي اين ويژگيها در يك محيط توليدي است . (198) فرايند و نتايج راهبرد توليد موج جديد در خصوص روابط اشتغال و مناسبات كاري ،در سه بخش مورد بررسي قرار گرفته است . بخش يك ، بررسي اجمالي تاريخي ازپيدايش TQM، بخش دوم ، فرايند مديريت تغيير و رويه تثبيت TQM در يك محيطتوليدي ، مورد تجزيه و تحليل قرار گرفته و در بخش سوم ، چهار تجربه در خصوص مديريت TQM شرح داده شده است . (199) فصل 7 - توليد كامپيوتري : عناصر و فراگيري اصطلاح "توليد توام با كامپيوتر" يا به عبارت ديگر، "توليد كامپيوتري " (CIM)، به عنوان "به كارگيري توام نظام خودكار مبتني بر كامپيوتر و نظامهاي پشتيباني براي مديريت عمليات فراگير نظام توليد، از طراحي محصول گرفته تا خود فرايند توليد و درنهايت ، تا توزيع ، و لحاظ كردن مديريت توليد و موجودي و همچنين مديريت منابع مالي "، تعريف شده است . (227) "مالكوم هيل "، نويسنده اين فصل پس از ارائه تعريف مي نويسد، اكثر فعاليتهاي توليدكامپيوتري را به سه فعاليت اصلي نسبت مي دهند كه عبارتند از: طراحي ابزار،برنامه ريزي NC، و برنامه ريزي فرايند. (240) سپس از قول برخي دانشمندان مي افزايد كه توليد كامپيوتري به خودي خود مي تواند محركي براي تغييرات در ساختارها، روش كار وضوابط و مقررات مورد نياز براي عمليات يكپارچه باشد، مشروط بر اينكه توجه كافي به موضوعهاي سازماني در مراحل طراحي و عملياتي توليد كامپيوتري مبذول شود. (270) فصل 8 - برنامه ريزي منابع توليد "آلن اسپروبوري " در اين فصل مي نويسد، از ديرباز، موضوع اندازه گيري عملكرد درشركتها، بيشتر به هزينه ، كارآيي ، يا بهره وري مربوط مي شد، و اين موارد معمولا در سطح بخشهاي منفرد به اجرا درمي آمد. برنامه ريزي منابع توليد (MRPII) رويكردي است كه نقش قابل توجهي را در سهولت بخشيدن به اين تغيير و ايجاد چارچوبي براي سيستم برنامه ريزي و كنترل رسمي به عنوان سنگ بناي كنترل بهبودها ايفا مي كند. (273) هدف اين فصل را نويسنده اين گونه تبيين مي كند، و عبارت است از توصيف ماهيت برنامه ريزي منابع توليد، تجزيه ويژگيهاي اصلي يك اجراي واقعي ، و بيان مزايا و تاثيراين اجرا بر سازمان به سه قسمت اصلي برنامه ريزي منابع توليد يعني برنامه ريزي ، اجرا،و عمليات و بالاخره به نتايج و اثرات مي پردازد. (275) فصل 9 - توليد "درست بموقع " "درست بموقع " (JIT) مظهر يك رويكرد غربي براي توليد است كه توسط ژاپني هاتوسعه يافته و تكميل شده است . هدف شركتها از به كارگيري اين رويكرد اين است كه تقاضاي مشتريان را به صورت فوري و با كيفيت كامل و بدون اتلاف ، برآورده سازند. "آلش هرسون " نويسنده اين فصل به سه نكته اساسي در اين رويكرد، شامل به كارگيري منظم تكنيك ها براي مبارزه با همه ريشه ها و علل ضايعات ، مشاركت يكايك افراد براي دستيابي به برتري در توليد و بالاخره بهبود مستمر با تكيه مفهوم "كمال مطلوب " توجه داده است . (316) آنگاه فصل را به چهار بخش تقسيم مي كند. در بخش نخست به توسعه تاريخي با توجه به جو رقابتي جهاني ، در بخش دوم به تعريفي ازفلسفه (JIT)، در بخش سوم به برقراري رابطه بين اين موضوعها و يك خطمشي براي اجرا و در بخش پاياني ، به مضامين و آثار تبعي مديريت "درست بموقع " پرداخته است .(318) نكته جالب و آموزنده در بحث فلسفه )JIT)اشاره به هفت نوع ضايعات به شرح زير است : -1 توليد اضافي -2 زمان انتظار -3 حمل و نقل -4 فرايند -5 موجودي -6 حركت و -7كالاهاي معيوب . (329) فصل 10 - توليد سلولي و نقش تيم ها نويسنده اهداف اين فصل را به طور كلي به بررسي كاربردهاي معاصر گروه هاي كارمستقل يا تيمهاي خودگردان در توليد، و ارزيابي قابليتهاي جاري و آينده اين رويكرداختصاص داده و با اعتقاد به هفت ويژگي مهم "كار تيمي " مي پردازد.(363) آنگاه مي افزايدكه سازمانها براي اينكه بتوانند رقابت كنند و بقاي خود را حفظ نمايند، بايد نسبت به كيفيت ، هوشيارتر باشند، گرايش بيشتري به مشتري داشته باشند، از قابليت سازگاري بيشتري برخوردار باشند، و به رويكرد "بدون ضايعات " توجه بيشتري نشان دهند. (363) فصل 11 - واكنش كارگران نسبت به توليد موج جديد در اين فصل نويسنده توجه اصلي خود را به شناخت چگونگي واكنش كارگران نسبت به فناوري توليد موج جديد معطوف كرده است . در اين زمينه مي پرسد، فناوريهاي موج جديد چه تغييراتي را در برداشتهاي كارگران از مشاغلشان ايجاد خواهد كرد؟ اين فناوريها چه اثراتي بر سطح هدايت شغلي ، مهارت و استقلال شغلي خواهد گذاشت ؟اين پرسشها طي تحليلي از واكنش كارگران در رابطه با به كارگيري سيستم هاي توليدانعطاف پذير (FMS)، تا حد زيادي مورد بحث و بررسي قرار گرفته است .(399) آنگاه نويسنده نظر مي دهد هنگامي كه كارگران يك ديدگاه ابزارگرايي محض را نسبت به كارشان در پيش مي گيرند، استقلال با مفهوم عدم حضور عوامل بازدارنده ممكن است نقش موثري در رضايت افراد داشته باشد. اما اگر كارگران خود را در خدمت تحقق اهداف بزرگتري از كارشان بشناسند، استقلال ممكن است كمتر از كارآيي اهميت پيدا كند. (428) فصل 12 - چشم اندازهاي آينده بحثهايي كه تاكنون به عمل آمده ، سه پرسش بنيادي را برمي انگيزد كه قابل بررسي هستند. نخست ويژگيهاي روشهاي توليد موج جديد، چه هستند؟ دوم ، تا چه حدفرمول هاي برنده شدن ، قابليت اصلاح و تغيير را دارند؟ و سوم اينكه ، چگونه در آينده مي توان به بهترين وجه در مورد اين پرسشها تحقيق كرد؟ اين فصل توسط "جان استوري " پاياني بر محور اين سه مجموعه از پرسشهاي سازمان محسوب مي شود. (431)و تاكيد دارد درس اصلي كتاب اين است كه همه فعاليت هاي تحقيقاتي نبايد وقف موضوعهاي "كارگاهي " نظير فناوري ، افراد و سيستم هاي كاري گردد. (438) ويژگيهاي كتاب نظريه موج جديد يكي از نظريه هاي نوين است ; كتاب از زير ساخت علمي استواري برخوردار است ; به لحاظ نگاه مشترك تحليلگران توليد و علوم رفتاري در نوع خود بي نظير است ; هر يك از فصلها به كارشناسان برجسته در زمينه هاي مختلف سپرده و تدوين شده است در حالي كه تمام فصل ها از انسجام برخوردارند; از ترجمه ارزشمند، ويرايش و تنظيم خوب برخوردار است ; كتاب مي تواند براي مديران اجرايي ، دانشجويان رشته مهندسي توليد، مديريت توليدو به طور كلي دانشجويان ديگر رشته هاي مهندسي و رشته هاي علوم اجتماعي ، بازرگاني و مديريت مفيد و موثر باشد. |