در سمينار سازمانهاي يادگيرنده بررسي شد: چگونگي نظام مند انديشيدن دنياي ما دنياي نظام منديهاست . هيچ امري را نمي توان مستقل از متغيرهاي پيراموني آنها كه مي تواند نهان يا آشكار باشد، فرض كرد. بنابراين براي موفقيت بايد تفكرات را دريك چارچوب نظامند بررسي كرد. سازمانها نيز از اين امر جدا نيستند، ضمن اينكه اگرسازمانها مي خواهند در بلندمدت نيز موفقيت داشته باشند و اين موفقيت تضمين شود،بايد به سمت سازمانهاي يادگيرنده حركت كنند. تفكر سيستماتيك و سازمانهاي يادگيرنده داراي ارتباط تنگاتنگي با يكديگر هستند. باتوجه به اهميت تفكر نظام مند و ارتباط آن با سازمانهاي يادگيرنده سميناري در مركزآموزش سازمان مديريت صنعتي باحضور آقاي دكتر علينقي مشايخي برگزار شد كه درادامه گزارش مختصري از اين سمينار ارائه مي شود. آقاي مشايخي در ابتداي صحبتهاي خود با تعريف سازمانهاي يادگيرنده گفت :سازمانها نيز مانند افراد توان يادگيري دارند. سازمانها از طريق يادگيري كاركنانشان يادمي گيرند. يادگيري فردي شرط لازم براي يادگيري سازماني محسوب مي شود ولي شرطكافي نيست . بنابراين علاوه برتوجه به يادگيري كاركنان سازمان بايد به ساير مهارتهاي يادگيري سازماني توجه كرد. مهمترين مهارتهاي يادگيري عبارتند از: تفكر سيستميك ،قابليت شخصي ، درك و اصلاح مدلهاي ذهني ، ايجاد چشم انداز مشترك و گفتگوي سازنده . وي در ادامه با بررسي موانع يادگيري ، بي توجهي به تفكر نظام مند را مهمترين مانع يادگيري برشمرد و خاطرنشان كرد كه اگر نگرش نظام مند نداشته باشيم تمركز روي جزءنگري بيش از پيش افراد را تهديد خواهد كرد و همين امر آفت بزرگي در مديريت محسوب مي شود. چون مديري كه توان نگرش كلي به سازمان را نداشته باشد، روي برخي قسمتها بيش از قسمتهاي ديگر متمركز خواهد شد. عضو هيئت علمي دانشگاه صنعتي شريف در ادامه با تاكيد بر اهميت نقش آموزش در ايجاد تفكر سيستماتيك ساير موانع يادگيري را نيز برشمرد. پذيرش اين امر كه جاي دشمن بيرون است ، يكي از موانع يادگيري محسوب مي شود، زيرا اين فرهنگ مانع نقددروني مي شود. به اين ترتيب فرد و سازمان مدام به دنبال اين است كه مشكلات دروني رابه عوامل خارجي منصوب كند و همين امر مانع يادگيري براي حل مشكلات مي شود. بي توجهي به روند وقايع نيز از ديگر موانع يادگيري محسوب مي شود. در تفكرسيستماتيك وقايع مستقل از هم نيستند، بلكه در يك روند رخ مي دهد. اگر شركت باچند شكست يا پيروزي پياپي مواجه مي شود، بايد اين وقايع را در روند آن مقايسه كند.به عنوان نمونه ممكن است فروش يك شركت در شش ماهه افزايش يافته باشد ولي روندافزايشي آن در ماههاي آخر كاهنده باشد، همين امر بايد توجه مديران را به خود جلب كند. آقاي مشايخي در ادامه به بررسي مساله يادگيري تجربي و ويژگيهاي آن پرداخت وگفت ، يادگيري تجربي يكي از شيوه هاي يادگيري است كه برخي بيش از اندازه روي آن تاكيد مي كنند و همين امر علاوه براينكه مانع يادگيري محسوب مي شود مي تواند باعث يك سري زيانهاي غيرقابل جبران شود. مهمترين مانع در يادگيري تجربي ، فاصله زماني ومكاني علت و معلول در سيستمهاي اقتصادي - اجتماعي است . سخنران در ادامه صحبتهاي خود به تشريح مفهوم سيستم پرداخت و گفت : سيستم يا كل متشكل از اجزايي است كه براي تحقق هدف خاصي در ارتباط متقابل مفيد بايكديگر قرار دارد. به اين ترتيب مجموعه بودن اجزاء، ارتباط مفيد "و تعامل و پيگيري هدف خاص را مي توان ويژگيهاي يك سيستم برشمرد. ضمن اينكه بايد توجه داشته باشيم خواصي كه از جمع اجزاء در تعامل با يكديگر حاصل مي شود در تك تك اجزاءبه تنهايي حاصل نمي شود. وي در ادامه به تحليل بيشتر ويژگيهاي سيستم پرداخت و گفت : براي درك پديده هاي اطراف بايد سيستمها يا مجموعه اجزاي مرتبط به هم در رابطه با آن پديده را درك كرد. دكتر مشايخي سپس با ارائه تعريف از مرز سيستم گفت ، امروز سيستم مفهومي مجرد است و با مرزهاي اداري ، حقوقي و يا جغرافيايي تفاوت دارد. به اين ترتيب ما بايدعلل پديده ها را در داخل مرز سيستمهاي آن بررسي كنيم . پس خوران"Feadback" يكي ديگر از عناصر مهم تفكر نظام مند است كه در اين سمينار به آن پرداخته شد. سخنران در اين بخش از سخنان خود گفت ، در ديدگاه علت ومعلولي تمام پديده ها يك طرفه ديده مي شود. يعني يك علت باعث پيدايش يك معلول مي شود ولي در ديدگاه سيستماتيك همه تصميم ها در حلقه هاي علت و معلولي بسته اتخاذ مي شود. شكل يك مي تواند نشاندهنده تفاوت تصميم گيري علت و معلولي باتصميم گيري سيستماتيك باشد. "شكل يك " آقاي مشايخي در ادامه به بررسي ساير تفاوتهاي تصميم گيري علت و معلولي پرداخت و تاكيد كرد كه در شرايط امروزين جامعه ما، تفكر سيستماتيك مي تواند راه حل مشكلات موجود باشد. گزارش از: مريم چهاربالش |