بررسي صنعت انفورماتيك ايران از دو ديدگاه :

جايگاه صنعت انفورماتيك در رفع نيازهاي سازمانها


گروه گزارش : علي اكبر بابايي - فرانك جواهردشتي - مريم چهاربالش - مهرانگيز يقين لو

اشاره :
بيش از دودهه از ورود رايانه به ايران و آشنايي مردم ما با اين وسيله مي گذرد;وسيله اي كه در دهه پنجاه شمسي تنها براي گروه كوچكي از دانشجويان و دانشگاهيان وصاحبان صنايع آشنا بود، اما امروز آشناي همه است . درواقع شايد نتوانيم نمونه ديگري بيابيم كه در فاصله دودهه توانسته باشد اين چنين به يك نياز روزمره در زندگي ما تبديل شود و جاي خود را باز كند.
افزايش روزمره استفاده از رايانه در جهان و ايران سبب شد كه در زماني كوتاه "صنعت انفورماتيك " شكل بگيرد و با سرعت غيرقابل باوري به صنعت پيشرو تبديل شود.در ايران نيز در سالهاي اخير با اين واژه آشنا شده ايم و شاهد افزايش بهره برداري ازفرآورده هاي سخت افزاري و نرم افزاري اين صنعت هستيم .
علاوه بر استفاده هاي گوناگون و روزافزون ، كشور ما نيز مي رود تا در شمار كشورهايي باشد كه در توليد و ساخت وسايل و قطعات و برنامه هاي آن نيز دست دارند و تنهامصرف كننده صنايع انفورماتيك نيستند.
اما به نظر مي رسد كه صنعت انفورماتيك كشور در دو زمينه دچار مشكل است و باگذشت زمان اين دشواريها اگر بيشتر نشود، كمتر نيز نخواهدشد مگر آنكه چاره اي انديشيده شود. يكي از اين زمينه ها آن است كه ما هنوز نتوانسته ايم در زمينه صادرات بويژه صادرات نرم افزار فعال شويم . برغم آنكه بسياري مي گويند ايرانيان به دليل هوش سرشاري كه دارند كه مبتكر و نوآور هستند، مي توانند در بازار جهان نقش خوبي داشته باشند. زمينه ديگر نيز ميزان برآوردن نيازهاي واقعي كشور است و برخي مي گويند صنعت انفورماتيك در ايران دچار افراط و تفريط است . يعني يا براي بازيها و سرگرميهاي كامپيوتري است يا براي برنامه هاي خيلي علمي و سطح بالا فعاليت مي كند كه هيچ كدام نيازهاي پايه اي و واقعي نيستند.
دست اندركاران صنعت انفورماتيك و فعالان رايانه اي كشور نيز در همان حال كه ازتوانايي هاي خود مي گويند، گلايه مي كنند كه چرا دولت به فكر اين صنعت نيست وحمايت نمي كند. ازطرف ديگر به نظر مي رسد كه اين زمينه اي است كه بخش خصوصي بايد بتواند بدون كمك دولتي از پس مشكلات برآيد و به اصطلاح گليم خود را از آب بيرون بكشد و در مدت معقول بتواند به يكي از منابع قابل اتكاي ارزآور تبديل شود. چراكه به تازگي اعلام شد هندوستان در سال ميلادي جاري 5/3 ميليارد دلار نرم افزار به آمريكاصادر مي كندواين تنهايك كشور است و بازارهاي ديگري نيز وجوددارد. بنابراين چرامانتوانيم قدرتمندانه وارداين بازارها شويم ؟
براي يافتن پاسخ به اين موارد با چندتن از صاحب نظران و دست اندركاران اين صنعت گفتگو كرديم و اين پرسشها را با آنان درميان گذاشتيم كه چكيده اي از آن درپي مي آيد.
كارشناساني كه به پرسشهاي تدبير پاسخ داده اند عبارتند از:
- آقاي كامران اعتمادمقدم عضو هيات علمي كارشناسي ارشد سازمان مديريت صنعتي 
- آقاي مهندس هوشنگ بشارتيان عضو هيات مديره يك شركت فعال در زمينه انفورماتيك 
- خانم فريبا پاكروش مسئول واحد رايانه يك موسسه فعال در زمينه انفورماتيك 
- آقاي دكترمهدي سپهري راد دبير شوراي عالي انفورماتيك كشور
- آقاي مهندس اميرحسين سعيدي نائيني عضو هيات مديره انجمن شركتهاي انفورماتيك ايران 
- آقاي مهندس اميرحسين فتاحي رئيس اداره انفورماتيك بانك توسعه صادرات ايران 
- آقاي مهندس بابك قطبي رئيس هيات مديره انجمن شركتهاي انفورماتيك ايران 
- آقاي دكترمحمدرضاكروجي مديراطمينان از نظام اجرايي شركت صدرا
-آقاي مهندس محمد ميرزا عبدالهي مديرعامل يك شركت تحقيقات انفورماتيك 
- آقاي محمودنظاري مديرعامل يك شركت فعال درزمينه انفورماتيك 

نخستين پرسشي كه با صاحب نظران درميان گذاشتيم ، اين بود كه صنعت انفورماتيك ايران چگونه و تاچه اندازه مي تواند در رفع نيازهاي سازمانها و موسسات نقش ايفا كرده واينك نيز مي تواند ايفا كند؟
آقاي اميرحسين سعيدي در پاسخ گفت : چنانچه در يك ديد كلان ، مسائل كشور به دو بخش نرم افزاري و سخت افزاري تقسيم شوند، رفع مشكلات سخت افزاري و تدارك آنها، آنچنان دور از دسترس نيست و درواقع آنچه سازمانهاي ما را ضعيف و بعضا ناتوان كرده است ، مسائل نرم افزاري است . چنانچه سازمانهاي كشور را ازنظر ساختمان ،تجهيزات و ساير موارد سخت افزاري با سازمانهاي مشابه در كشورهاي پيشرفته مقايسه كنيم ، يا كمبودي ندارند و يا اگر هم نواقصي مشاهده مي شود، به هيچ وجه با كمبودها وعقب ماندگيشان ازنظر نرم افزاري قابل مقايسه نيست .
پس چنانچه براي رفع عقب ماندگيها و مشكلات نرم افزاري ، عنايت و توجه شودبسياري از نيازهاي سازماني كشور مرتفع خواهدشد. انفورماتيك براي رفع مسائل نرم افزاري نقش كليدي دارد.

حلقه مشكلات 
برخي از صاحب نظران زنجيره اي از عوامل را در ميزان موفقيت يا ناكامي دخيل مي دانند. از جمله اين كارشناسان خانم فريبا پاكروش است . وي در پاسخ به پرسش ماگفت : كليه سازمانها براساس هدفي مشخص و با قرارگرفتن منابع اوليه در كنار يكديگربوجود مي آيند و پس از ايجاد، با يك سازماندهي معين به فعاليت ادامه مي دهند. لذامي توان نيازهاي سازمانها را حول دو محور تامين منابع و سازماندهي شكل بخشيد.ارتقاء صنعت انفورماتيك در كشور منجر به افزايش روند استفاده از سيستمهاي اطلاعاتي در سازمانها مي شود كه اين موضوع در تامين منابع سازماني اعم از منابع اطلاعاتي و مالي نقش موثر دارد. همچنين افزايش سطح دانش انفورماتيكي كاركنان در سازمانها، منجر به توسعه منابع انساني سازمانها خواهدشد و ازسوي ديگر گسترش استفاده از سيستمهاي اطلاعاتي به بهبود روشها و رويه هاي سازماني منجر شده و مهندسي مجدد سازمانها رادرپي خواهدداشت . صنعت انفورماتيك ايران در شرايط فعلي در رفع نيازهاي مديريتي وصنعتي سازمانها ناتوان بوده و براي نيل به اين قابليت راه طولاني را بايستي طي كند.درواقع در شرايط موجود، سطح پايين دانش انفورماتيك اكثر كاركنان سازمانها، عدم احساس نياز به سيستمهاي اطلاعاتي و عدم ارتقاء صنعت انفورماتيك با يكديگر يك حلقه تشديدشونده منفي "شكل يك " تشكيل مي دهند كه به مرور شديدتر نيز مي شود.بنابراين بايستي براي برون رفت از اين حلقه تشديدشونده منفي ، راهكارهايي به كارگرفته شود كه آن را به يك حلقه تشديدشونده مثبت تبديل كند.

 

شكل يك 

وابسته بودن ويژگيهاي يك سازمان و شركت و ميزان بهره برداري از صنعت انفورماتيك موردتوجه بسياري از كارشناسان اين صنعت است و بر آن تاكيد مي كنند.همچنين آنان بر سمت وسوي برنامه هاي كلان كشور ازجمله برنامه توسعه نيز تاكيد دارند.
آقاي بابك قطبي دراين زمينه معتقد است : ابتدا بايد كمي كلان تر نگاه كرد. توسعه مي تواند بر محور فناوري اطلاعات باشد كه امروز تعدادي از كشورهاي درحال توسعه بدان روي آورده اند. براي مثال مالزي و سنگاپور كه بسترسازي صنعتي را رها كرده اند ورشد فناوري اطلاعات را دنبال مي كنند تا در دهه هاي آينده كشوري توسعه يافته بر محورفناوري اطلاعات داشته باشند. اما باتوجه به برنامه سوم به نظر مي رسد در كشور ماكماكان توسعه بر محور صنعت در دستور كار قرار دارد ولي در شرايط فعلي دنيا هيچ صنعتي نيست كه بتواند بدون اطلاعات و فناوري آن از گزند رقيب دور بماند و اصولابقاء بسياري از سازمانهاي امروزي در استفاده از فناوري اطلاعات به عنوان يك مزيت رقابتي است .
به نظر من صنعت انفورماتيك ايران درحال حاضر مي تواند در شرايط توسعه بر محورصنعت تا حدودي اين نقش را ايفاء كند و سازمانهاي با مديريت علمي را براي رقابت دربازارهاي داخلي و بين المللي مهيا سازد، ولي ايجاد رشد و آگاهي در سازمانهايي كه هنوزآگاهي كافي از مديريت هاي علمي و شرايط رقابتي امروز جهان ندارد وظيفه اين صنعت نيست و بديهي است در شرايط فعلي صنعت انفورماتيك براي اين سازمانها نقشي نمي تواند داشته باشد.

مشكلات نرم افزاري 
اما ببينيم نظر آقاي محمود نظاري كه او نيز از خبرگان اين حرفه است چيست ؟
وضعيت موسسات دست اندركار انفورماتيك يا تكنولوژي اطلاعات و پيشگاماني كه بايد IT را درميان بنگاههاي مختلف كشور توسعه دهند، چندان مناسب نيست ، البته سواد لازم در موسسات وجود دارد اما راه درازي بايد طي شود تا تجربيات بيشتر حاصل شده و مفيدتر عمل كرد تا بتوان به مشتريان خدمات بهتر و نهايي ارائه كرد. مشتريان بايداحساس كنند مي توانند بااتكاء به يك سازمان IT، پيشرفت خود را بدست آورند.
ازطرفي سرمايه گذاري لازم در زمينه نرم افزار بطور خاص انجام نمي شود، زيراپيش برنده IT در اين صنعت اساسا نرم افزار است و سخت افزار يا مخابرات در رده بعدهستند. اگرچه اينها در تعامل با يكديگر هستند اما واقعيت اين است كه موتور اصلي رشدتكنولوژي اطلاعات ، نرم افزار است . با نرم افزارهاي مناسب مي توان به جامعه خدمات ارزنده تري ارائه داد زيرا وقتي تصميم به پياده سازي نرم افزار در موسسات گرفته مي شود،مردم از نتايج و عايدات اين تكنولوژي بهره مند مي شوند. كه اين ازطريق نرم افزار اتفاق مي افتد. اما به اين مساله در كشور توجه نمي شود و سرمايه گذاري لازم از سوي جامعه يااقتصاد ملي در زمينه نرم افزارها اندك شده است . به عبارت بهتر اين صنعت به نوعي فقيراست و حتي هيچ سرمايه گذاري حاضر نيست از بيرون بيايد و سرمايه گذاري لازم را دراين بخش انجام دهد. پس موسسات نرم افزاري ، موسساتي نيستند كه سرمايه هاي كافي ولازم را براي فعاليت خود دراختيار داشته باشند. به همين دليل اين صنعت مي تواند باكمبود اكسيژن و توقف عمر روبرو شود.
متاسفانه در بخش دولتي نيز به اين قضيه بهاي لازم داده نشده است و امروز هم كه فكر مي كنند بايد بهادهنده معلوم نيست كه چقدر مي تواند كارساز باشد يا چه شيوه اي رابايد پيش بگيرند. چون بخش خصوصي يا بخش فعال در زمينه نرم افزار به صورت مشخص وجود ندارد و مديراني نداريم تا رهنمودهاي مناسب را به مسئولان دولتي براي فعال ترشدن بيشتر اين بخش ارائه دهند.
اگرچه چندين سال است كه تشكلات صنفي يا انجمن هاي انفورماتيكي فعال ترشده اند اما هنوز در نقطه اي قرار نگرفته ايم كه بتوانيم براي بخش دولتي چراغ راهنمايي باشيم تا او بتواند كمكها يا اهداف بلندمدت خود را براي توسعه ملي ازطريق سرمايه گذاري در اين صنعت ارائه دهد يا پيش ببرد.
تمام اينها در كنار يكديگر براي صنعت |ITبه طور خاص و كاربرد آن در سطح مملكت بطور عام با موانع بسيار سخت و سهمگين روبروست .
به اعتقاد من اگر مسئولان دولتي به اين موضوع عميق تر نگاه كنند، مي توانندبه واسطه اين صنعت و تقويت آن در كشور، جايگاه دقيق تري را ازنظر جغرافياي سياسي و مسايل عمومي جهاني براي خود تدوين كنند.
امروز در كشورهاي اروپايي بودجه هاي كلاني به توسعه انفورماتيك و رشدتكنولوژي اطلاعات خود اختصاص مي دهند. و به رغم اينكه در كشورهاي سنتي به دليل ضعف سرمايه گذاري در آموزش IT، نيروهاي كارآمد در اين رشته اندك است ، اماكشورهاي اروپايي و امريكا تسهيلات بسياري را براي جذب كارشناسان و متخصصان اين رشته در كشورهاي جهان سوم قائل شده اند. طوري كه امكان جبران اين فاجعه ملي براي كشورهاي كمترتوسعه يافته در آينده ، بسيار كاهش خواهديافت .
ديدگاههايي كه مطرح شد حاصل نگاه از زواياي گوناگون به يك پديده بود و اينك يك كارشناس ديگر آقاي كامران اعتمادمقدم در اين زمينه عقيده دارد: ابتدا بايد معلوم شود كه سازمانهاي ما از عدم مديريت صحيح اطلاعات خود چه ميزان لطمه مي بينند وكم بهادادن به عامل اطلاعات به عنوان يك منبع مهم سازماني تاچه حد به آنها صدمه مي زند؟
من فكر مي كنم بسياري از اين نيازها كه به مساله اطلاعات و مديريت آن مرتبطمي شود، به طور كارشناسانه شناسايي و اعلام نشده اند و صنعت انفورماتيك ما دربسياري از موارد توان خود را مصروف پرداختن به مسايل عادي و جاري نموده است .به هرحال باتوجه به مشكلات فراواني كه وجود دارد بدنه اين صنعت ناچار است به تقاضاهاي روز بپردازد و كمتر توان سرمايه گذاري و ايجاد فرصت براي حركت آفريني رامي يابد.
وقتي صحبت از موثربودن نقش صنعت انفورماتيك مي كنيد، مساله تطابق نيازهاي واقعي سازماني با تواناييهاي اين صنعت اهميت پيدا مي كند. ببينيد الان دودهه از ظهورنسل فعلي رايانه ها مي گذرد. در كشور ما نيز حدود پانزده سال است كه اين قبيل سيستم هارواج يافته و بتدريج در طول ساليان ، جايگاه كاربردي محكم تري پيدا كرده اند. صدهاشركت كامپيوتري پديدآمده اند و هزاران نفر در اين صنعت مشغول به كار شده اند و دربرخي شاخه هاي آن نيز بازار گرمي وجود دارد. در اينها حرفي نيست . لكن بايد توجه كردكه قابليتهاي بالقوه اين صنعت تاچه حد به خدمت گرفته شده است ؟ درواقع سوال بايداين باشد كه اين صنعت به لايه هاي مختلف سازمان چه خدمتي را مي تواند ارائه نمايد وسازمانها به چه ميزان از آن بهره گرفته اند؟ من تصور مي كنم ميان تواناييهاي واقعي تكنولوژي اطلاعات و نيازهاي واقعي سازمانها كه شايد بسياري از آنها به جهت عدم كارشناسي پنهان مانده اند، همچنان فاصله وجود دارد. درواقع بسياري از اين توانمنديهابراي سازمانها ناشناخته اند. براي كم كردن اين فاصله در وهله اول لازم است مديران سازمانها، قابليتهاي مختلف تكنولوژي اطلاعات را بشناسند تا در مرحله بعد بتوانند براي رفع مشكلات و پاسخگويي به نيازهاي سازماني شان برنامه ريزي كنند.
عمده كاربردهاي فعلي محصولات انفورماتيكي كشور در رابطه با مكانيزاسيون فرايندهاي سيستم هاي رايج عملياتي سازمانهاست . استفاده از تكنولوژي اطلاعات براي مواردي ازقبيل پردازشهاي اطلاعاتي رده هاي مديريتي و ايجاد سيستم هاي موثراطلاعات مديريت به نسبت ، كمتر موردتوجه واقع شده و در زمينه هايي مانندتصميم سازيها و پشتيباني تصميم گيري مديران و استفاده از سيستم هاي با درجات هوشمندي بالاتر به مراتب كمتر موردتوجه قرارگرفته است . حال اگر از اينها هم بگذريم وبگوييم كه هنوز آمادگي لازم براي بهره گيري از چنان سيستم هايي در بيشتر سازمانهاوجود ندارد، حداقل اين را مي توان اذعان داشت كه تجزيه وتحليل هاي كارشناسانه مسايل اطلاعات سازمانها براي ارزيابي مناسب نيازهاي جاري شان نيز كمتر اتفاق مي افتد. براي استفاده موثرتر از تواناييهاي صنعت انفورماتيك يك حركت دوجانبه ازسوي عرضه كنندگان و استفاده كنندگان از خدمات لازم است . موسسات و افراد متخصص عرضه كننده خدمات ، بايد با بهره گيري از دانش و اطلاعات و تجربيات روز به معرفي وارائه امكانات نوين اين تكنولوژي همت گمارند. البته اين اتفاق هرازچندگاه رخ مي دهدولي بايد شتاب بيشتري پيدا كند. مثلا چندسال پيش شركتهايي آمدند و براي نخستين باردر كشور سيستم هايي را عرضه نمودند كه با دريافت فرمانهايي از طريق سيستم ENOTدستگاههاي تلفن معمولي مي توانستند پردازشهايي را در راه دور انجام داده و خروجيهاي موردنظر متقاضيان را ارائه كند. بانكها در زمره اولين موسساتي بودند كه سرويسهايي ازقبيل ارائه صورتحسابهاي مالي ازطريق فاكس يا اعلام موجودي با سيستم تلفن بانك ومانند آن را عرضه داشتند. برخي از مدارس ، سيستم اعلام نمرات دانش آموزان را پيشنهاددادند، شركت مخابرات سيستم دريافت اطلاعات خرابيهاي تلفن و اعلام نتايج پيگيري كار ازطريق شماره تلفن 71 را پياده كرد و ... اين حركت اگر مورد استقبال و توجه كاربران واقع نمي شد نمي توانست توسعه پيدا كند و قطعا استقبال گسترده بيشتر در آينده است كه مي تواند بازدهي بيشتر اين توان تكنولوژيكي را در ابعاد كاربردي وسيعتر به همراه داشته باشد. ازطرف ديگر ممكن است بسياري از سيستم هاي بالقوه وجود داشته باشند كه مي توانند رافع پاره اي از مسايل سازمانها باشند ولي به جهت عدم رواج در زمان حاضر،شركتهاي تخصصي انفورماتيكي ، ريسك سرمايه گذاري و حركت در جهت پياده سازي آنها را نپذيرند. لكن اگر مديران سازمانها با شناخت تواناييهاي تكنولوژيكي نوين اطلاعاتي ، خود مشوق و برانگيزاننده استعدادها و تواناييهاي بالقوه اين صنعت باشند، باارائه درخواست كار روي ايده هاي تازه مي توانند شتاب بيشتري در رشد سطح خدمات انفورماتيكي پديد آورند.
درهرحال من فكر مي كنم باتوجه به استعدادهايي كه در اين صنعت وجود دارد، اگرانگيزه كافي برايشان پيدا شود و به جاي آنكه صرفا جذب جنبه هاي تجاري شوند، تمايل پيدا كنند كه به حل مسايل سازمانها روي آورند، خلاءهاي زيادي وجود دارد كه نيازمندحركتهاي نو هستند.

لزوم آمادگي مديران 
آقاي مهدي سپهري راد نيز ازجمله كارشناساني است كه عقيده دارد در كشور ماقبل از آنكه مشكل فني داشته باشيم ، مشكل هماهنگي و پذيرش مديران را داريم . وي در اين زمينه گفت ; فناوري ارتباطات - اطلاعات "ICT" INFORMAITON COMMUNICAITON TECHNOLOGY در بسياري از موارد ازجمله كارهاي سازماني و اداري مي تواندتحول ايجاد كند. هر سازماني يك دسته فعاليتهاي خاص و يك دسته فعاليتهاي مشترك باساير سازمانها دارد. فناوري ارتباطات - اطلاعات براي هر دو دسته از اين فعاليتهامي تواند موثر باشد. كاهش هزينه ها، افزايش رضايت مشتريان و بهبود بهره وري ازمهمترين نتايج بكارگيري ICT است .
به عنوان نمونه با بكارگيري ICT مصرف كاغذ كاهش مي يابد. اين امر علاوه بر كاهش هزينه اثرات مثبت محيطزيستي برجاي خواهدگذارد. جابجايي رفت وآمدهاي درون وبرون سازماني نيز از ديگر اثرات بكارگيري ICTاست كه ضمن افزايش سرعت انتقال ارتباطات و اطلاعات اثرات مثبت اجتماعي نيز درپي خواهد داشت .
استفاده از ICT در هر سازماني داراي 4 ركن تجهيزات ، منابع مالي ، نيروي انساني متخصص و خواست مديريت است . تجارب نشان داده است كه برخلاف تصور همگاني مهمترين مانع استقرار ICT در سازمانها دلايل فني و مالي نيست ، بلكه بي تمايلي مديريت سازمان است . يكي از دلايل مقاومت مديران براي استقراري سيستم هاي اطلاعاتي -ارتباطي هزينه سنگين آنهاست ، هم اكنون نيز يكسري سازمانهايي وجود دارد كه گورستاني از تجهيزات هستند ولي بهره وري مناسبي از اين تجهيزات حاصل نمي شود.ولي تجارب موفق نشان داده است كه با برنامه ريزي منظم و درك صحيح مديريت مي توان استفاده مناسبي از اين تجهيزات كرد.
و آقاي هوشنگ بشارتيان نيز نظري شبيه به همين نظر را دارد. اين كارشناس نيزگفت : باتوجه به اينكه حدود 53 سال از كاربرد رايانه در ادارات دولتي و شركتها و صنايع كشور مي گذرد، ظرف اين سالها، اكثر اين سازمانها در زمينه هاي اداري و مالي از سيستم كامپيوتري استفاده كرده اند، ليكن تعداد معدود و محدودي از سازمانها، فعاليتهاي اصلي خود را مكانيزه كرده اند. ازسوي ديگر، اكثر سيستم هاي موجود به صورت جدا از هم طراحي و ايجاد شده اند و تعداد بسيار نادري از بنگاهها و سازمانها از سيستم هاي يكپارچه استفاده مي كنند. صنايع كشور نيز اكثرا در زمينه هاي اداري و پشتيباني اقدام به راه اندازي سيستم هاي كامپيوتري كرده اند، ليكن در زمينه هاي برنامه ريزي توليد،برنامه ريزي مواد و حسابداري صنعتي موفقيت هاي كمتري براي صنايع كشور مشاهده شده است .
باتوجه به موارد فوق ، نيازهاي انفورماتيكي سازمانها و بنگاههاي اقتصادي را مي توان به اين شرح بيان كرد:
1 - نيازهاي عمومي كليه سازمانها:
- ايجاد سيستم هاي اطلاعاتي يكپارچه 
- حركت براي ايجاد كامپيوتري كردن فعاليتهاي اصلي 
- سيستم هاي اطلاعات مديريت 
2 - نيازهاي خاص موسسات صنعتي :
- سيستم هاي برنامه ريزي منابع توليدي "ERP-MRP"
- سيستم هاي طراحي و توليد به كمك كامپيوت"CAD/CAM, CIM"
- حسابداري صنعتي و قيمت تمام شده 
بنابراين در شرايط فعلي اگرچه اكثر ادارات و موسسات صنعتي كشور، از رايانه به عنوان ابزاري در خدمت فعاليتهاي پشتيباني خود استفاده مي كنند، اما نيازهاي مديران به اطلاعات به ندرت توسط ابزارهاي فناوري اطلاعات پشتيباني مي شود. از علل عمده اين موضوع مي توان به مسايل ذيل اشاره كرد:
- جاري نشدن جريان اطلاعات در سازمانها و ضعف شديد نظامهاي آماري 
- عدم باور واقعي مديران به كاربرد اطلاعات در تصميم سازي و تصميم گيري 
- كمبود سرمايه گذاري در فناوري اطلاعات در بيشتر سازمانها
- توجه به سخت افزار و عدم توجه به نرم افزار
- استفاده مديريتي از فناوري اطلاعات "انفورماتيك " منوط به آماده شدن زيربناهاي اطلاعاتي و آماري در سازمان است و در اكثر سازمانها اين زيربناها وجود ندارد.
- ناكافي بودن توان نرم افزاري كشور براي پاسخگويي به نيازهاي صنعتي و مديران 
- فقدان برنامه ريزي دولتي براي تشويق وتوسعه كاربرد فناوري در صنايع "در بسياري ازكشورها، دولتها سرمايه گذاري زيادي در اين زمينه داشته اند".
دست اندركاران و كاربران صنعت انفورماتيك دست كم در يك نقطه بهم مي رسند وآن نقش پررنگ و موثر مديران در استفاده درست و مناسب از امكانات موجود در كشوراست . در همين زمينه آقاي اميرحسين فتاحي نيز گفت : صنعت انفورماتيك بر سه پايه استوار است :
1 - نيروي متخصص ، 
2 - تجهيزات سخت افزاري و نرم افزاري ، 
3 - منابع اطلاعاتي و تحقيقاتي همانند كتاب و اينترنت .
خوشبختانه در ايران هر سه عامل فوق را بطور رضايتبخشي دراختيار داريم و بايد بامديريت صحيح اين امكانات را در راستاي اهداف سازماني بكار بگيريم . باتوجه به اين موضوع كه حجم وسيعي از فعاليتهاي سازماني مربوط به بخش ستادي مي شود و اين بخش وظيفه جمع آوري ، انتقال ، تبادل و درنهايت تفكر و تصميم گيري راجع به اطلاعات را به عهده دارد، مي توان گفت صنعت انفورماتيك كمك موثر و حتي جايگزيني براي گروههاي فعال در بخش جمع آوري ، انتقال و تبادل اطلاعات است . اما در فاز تفكر وتصميم گيري استفاده از فناوري رايانه اي ابزار كمكي براي مديران رده هاي ارشد و مياني به حساب مي آيد و رايانه مي تواند به عنوان متمركزكننده ، منظم كننده و گزارش دهنده درامرتصميم گيري تاثير بگذارد و ارزش و نتايج هدف گيري و تصميم درست بر كسي پوشيده نيست .
وي افزود: امكانات در زمينه صنعت انفورماتيك به اندازه كافي دراختيار است فقطبايد امكانات را كنار هم بگذاريم و درست مديريت كنيم ، بايد توجه داشته باشيم كه منابع غيرانساني ، دراختيار منابع انساني يا همان نيروهاي متخصص است و منابع انساني تحت مديريت سطوح مياني يا ارشد كار مي كنند. پس اگر بخواهيم منابع غيرانساني مانند بسترسخت افزاري ، نرم افزارها، كتاب و منابع ديگر در راستاي اهداف مديريت به كارگرفته شوند بايد نيروهاي متخصص را پشتيباني و حمايت كرد كه اين پشتيباني مواردي همچون آموزش مستمر، برخوردهاي اجتماعي و انساني شايسته ، ايجاد محيط مناسب وراحت براي كار و همچنين حمايتهاي رفاهي و مالي درحدي حتي بالاتر از متوسطجامعه را دربرمي گيرد. اگر نيروهاي متخصص در سطح مطلوبي فعال و راضي باشند دركوتاه زمان نتايج ارزنده تدابير مديريتي در افزايش قابليتهاي انفورماتيكي سازمان ياشركت به چشم مي آيد.

گوناگوني نيازها
تنوع نيازهاي شركتها و سازمانها نيز سبب مي شود كه برآوردن نيازهاي آنان بوسيله شركتهاي فعال در زمينه انفورماتيك و رايانه روزبه روز دشوارتر شود. به عنوان مثال يك شركت كه در صنايع دريايي و كشتي سازي فعاليت مي كند چه نيازهايي دارد و آيا اين نيازها را مي تواند از داخل كشور برآورده سازد. اين پرسش را از آقاي محمدرضا كروجي پرسيديم . وي در پاسخ گفت : اين سوال در قالب نيازهاي نرم افزاري و سخت افزاري وهمچنين نيازهاي اطلاعاتي قابل طرح است . درخصوص نيازهاي نرم افزاري وسخت افزاري ، از آنجا كه شركت صدرا يك شركت طراحي و اجرايي صنعتي دريايي به شمار مي رود و در بعضي پروژه ها خريد مواد و تجهيزات آن را نيز به عهده مي گيرد، نيازبه سخت افزارهاي روز كه به تبع آن نرم افزارهاي روز دنيا را مورداستفاده قرار دهد، دارد.بنابراين براي شركت صدرا بسيار مفيد خواهدبود كه يك سازمان مستقل ايراني بتواندنيازهاي سخت افزاري و نرم افزاري شركتهاي داخلي را درصورت امكان توليد و يابه صورت متمركز از منابع معتبر خارجي تهيه نموده و با ضمانتهاي خدمات پس از فروش و به روزكردن "UPGRADE" آنها را دراختيار مصرف كنندگان قرار دهد.
قالب دوم سوال درخصوص نيازهاي اطلاعاتي صنعتي ، شركت صدرا در زمينه رسالت كاري خود و براساس طرح ريزي راهبردي درازمدت شركت نياز به اطلاعات درسطح كشور، يا در سطح منطقه و حتي جهان دارد تا بتواند خود را با توجه به نيازها مجهزكند. در اين راستا دسترسي به اطلاعات نظير اكتشافات مناطق نفتي ، سياستگذاري هاي حمل ونقل دريايي به منظور ايجاد بندر و اسكله ، سياستگذاري رژيم حقوقي درياي خزر وغيره را مي توان نام برد.
اينجانب تاكنون مركزي را كه بتواند اطلاعات صنعتي داخلي و خارجي را دراختيارارگانهاي ذيربط قرار دهد، نمي شناسم و تاكنون نيز اطلاعات كاملي كه بتواند راهگشاي صنعت كشور باشد و به صورت نظام مند "سيستماتيك " دراختيار صنايع مختلف خصوصا صنايع دريايي كشور قرار گيرد، وجود نداشته است و جاي خالي آن احساس مي شود.
البته اگر درست مطلع شده باشيم ، به تازگي از طرف انجمن صادركنندگان خدمات مهندسي و ارگانهاي مشابه درجهت جمع آوري اطلاعات درمورد بازار كار منطقه براي صنايع داخلي اقداماتي صورت گرفته است كه هرچند ابتدايي و محدود است ولي حركت خوبي براي شروع به شمار مي رود.
اين متخصص كشتي سازي كه در اين زمينه دكترا دارد درمورد چگونگي برآورده شدن نيازها باز هم تاكيد كرد: تاكنون شركت صدرا بطور مستقيم نتوانسته است در رفع نيازهاي اطلاع رساني از صنعت انفورماتيك ايران كمك بگيرد.

نقش تكنولوژي اطلاعات 
مديريت در شرايط جديد و تحولاتي كه سرعت آنها، گاهي انسان را شگفت زده مي كند، از ويژگيهاي سازمانها و موسسات نوين است . سازمانها و بنگاههايي كه مي گويندانفورماتيك در دگرگوني آنها نقش اساسي داشته است . اين نقش نيز بيشتر توسطتكنولوژي اطلاعات |"IT"بازي مي شود. بنابراين درصدد آمديم تا از صاحب نظران بپرسيم كه اين وضعيت در ايران چگونه است . درواقع يك پرسش دوقسمتي را مطرح كرديم كه بخش اول آن مربوط به نقش تكنولوژي اطلاعات در افزايش مهارتهاي مديريتي بود وبخش دوم آن نقش صنعت انفورماتيك در رفع نيازهاي مربوط به بهينه سازي فرايندهاي سازمانها و مهندسي مجدد.
آقاي محمد ميرزا عبدالهي در پاسخ به اين پرسشها با اشاره به اين كه تاثير صنعت انفورماتيك بدين معني نيست كه دستگاه رايانه به كار گرفته شود، بلكه با منظم وسيستماتيك فكركردن شروع مي شود و تا استفاده از دستگاههاي مكانيزه در تمام سطوح پيش مي رود، افزود: ارتقاء قابليت ، متناسب با دانش و آينده نگري است . هرچه اطلاعات مديران در اين زمينه بيشتر شود و هرچه برنامه ريزي درازمدت تري براي "بودن " خودداشته باشند، بيشترازقابليت هاي انفورماتيكي استفاده خواهندكرد.
به نظر من IT اساسي ترين نقش را در ارتقاي مهارتها دارد چرا كه دانش بيشتر باعث كيفيت بهتر فعاليتها مي شود و IT يعني دانش . IT يعني روشهاي توليد و جمع آوري اطلاعات و استفاده از آن . وي كه مديرعامل يك شركت توسعه سيستم ها نيز هست افزود: توليدات صنعت انفورماتيك مجموعه اي است كه ابزار توليد آن كاغذ، قلم ، رايانه وفكر و دانش انسانهاست . به بيان ساده تر، نيروي متخصص و باتجربه با استفاده از رايانه وصرف وقت مي تواند محصولي توليد كند كه در هر جاي دنيا خواستار دارد. مي توان اين محصول را به راحتي صادر كرد و سهمي از ارقام نجومي مصرف نرم افزار در دنيا را به خوداختصاص داد.
اما درحال حاضر در كشور يك سردرگمي در صنعت انفورماتيك وجود دارد و اگردقت كنيم مي بينيم اين سردرگمي در برنامه سوم نيز خود را نشان مي دهد. برنامه ريزي كلان براي آن نشده است و هركس كار خودش را مي كند. اين امر باعث دوباره كاريهاي بسيار و هدررفتن انرژي مي شود. درحال حاضر صنعت انفورماتيك به دليل نداشتن برنامه مشخص عملا نقشي در جمع آوري و انسجام نيروهاي متخصص ندارد و هر فعاليتي كه انجام مي پذيرد به صورت خودجوش و توسط خود متخصصين است و دولت فقط ناظربوده تا شايد بتواند از سردرگمي رها شود.
آقاي هوشنگ بشارتيان نيز در زمينه نقش تكنولوژي اطلاعات در افزايش مهارتها وبلوغ سازمانها گفت : روند ادغام و تبديل و تحول شركتهاي بزرگ و غولهاي مشاوره مديريت جهان و تبديل آنها به شركتهاي انفورماتيكي - مديريتي ، نشانه اي آشكار وغيرقابل انكار درنقش فناوري اطلاعات در مهارتهاي مديريتي است . تجلي و تبلور كليه نظامهاي انفورماتيكي يك سازمان در يك سيستم جامع و فراگير تحت نام سيستم اطلاعات مديريت يا S.I.M، گوياي اين واقعيت است كه براي كاربرد موثر هنر مديريت نياز جدي به ابزار علمي تحليل اطلاعات است . سيستمهاي پشتيبان تصميم "D.S.S"درصورت تامين اطلاعات و دانش لازم مي توانند نقشي غيرقابل انكاري در موفقيت مديران چه در زمانهاي عادي و چه در مواقع بروز مشكلات و بحرانها ايفا كنند.
شايد علت عدم باور برخي مديران كشور به نقش ارزنده فناوري اطلاعات درمديريت موفق سازمان خود، ناشي از اين باشد كه سازمانهاي مختلفي را مي توان دركشور مشاهده كرد كه بدون كاربرد همه جانبه تكنولوژي اطلاعات ، به حيات خود ادامه داده و در صحنه اقتصاد كشور موفق هستند. ليكن دليل اين امر را بايستي در وجود برخي حمايتهاي دولتي و يا فقدان فضاي رقابتي بويژه رقابت جهاني دانست . اداره بنگاهها وموسسات اقتصادي ، صنعتي كشور در فضاي رقابتي بين المللي بدون شك بدون كاربردشيوه هاي نوين مديريت ميسر نخواهدبود و شيوه هاي جديد مديريت علمي عمومامتكي بر كاربردهاي مختلف فناوري اطلاعات است .
توجه به اركان وظايف مدير، مي تواند نقش فناوري اطلاعات را در بالابردن مهارتهاي مديران روشن تر سازد. از جمله اين وظايف مي توان به برنامه ريزي ، نظارت و كنترل ،تصميم گيري ، هدايت و رهبري و هماهنگي مديريت منابع انساني اشاره كرد. درزمينه برنامه ريزي ، چه براي مديريت كشور و چه براي مديريت بنگاههاي اقتصادي ، بدون اطلاعات و تجزيه و تحليل آنها امكان اقدامي وجود ندارد.
وي در ادامه با اشاره به نقش IT در ارائه و انتقال اطلاعات صنعتي و مديريتي بين بنگاههاي اقتصادي افزود: اطلاع رساني علمي و صنعتي در كشورهاي صنعتي سابقه اي چندصدساله دارد و ظرف دو دهه اخير با توسعه فناوري اطلاعات و شبكه هاي مخابراتي تبادل اطلاعات ، اطلاع رساني شكل جديدي به خود گرفته است . هم اكنون اطلاعات بشري در زمينه هاي مختلف ازجمله علوم مديريت و اطلاعات بازرگاني و صنعتي درشبكه هاي اطلاع رساني اختصاصي و عمومي چه در سطح كشورها و چه به صورت بين المللي دراختيار همگان قرارگرفته است و اساسا شبكه جهان گستر فعلي ، توسعه اي ازيك شبكه انتقال و تبادل اطلاعات بين دانشگاهها و سازمانهاي نظامي و صنعتي است .
اكثر صنايع كشور نيز با كاربرد اين شبكه ها درجهت اهداف سازمان خود آشنا شده واطلاعات موردنياز خود را از شبكه هاي اطلاع رساني برداشت مي نمايند. ليكن شبكه هاي اطلاع رساني داخلي هنوز از كيفيت مطلوبي بويژه ازنظر تنوع و پويايي اطلاعات برخوردار نيست ، لذا ايجاد تبادل تجربيات موفق صنعتي و مديريتي از اين طريق درداخل كشور فراهم نمي باشد و اقدامات انجام شده در زمينه اطلاع رساني و ايجادشبكه هاي علمي و صنعتي كشور بيشتر معطوف به بسترسازي مخابراتي شده است .اگرچه برخي صنايع كشور ازقبيل خودروسازان در اقدام به ايجاد سايت هاي اطلاع رساني موفق بوده اند. در اين زمينه ، انجمن هاي علمي و صنعتي و صنفي بايستي نقش ويژه اي رابرعهده گرفته و درجهت استفاده موثر از دانش و تجربيات مديريتي ميان موسسات همگام و هم رديف اقدام كنند.
نظر آقاي مهدي سپهري راد را هم در اين زمينه پرسيديم ; وي در پاسخ گفت :برنامه ريزي و نظارت از مهمترين وظايف مديران است و اين امر در سازمانهاي پيچيده جز برپايه اطلاعات مكن نيست . نظارت در غياب اطلاعات منجر به بازرسي مي شود ودر سازمانهاي بزرگ نظارت براساس بازرسي ممكن نيست . نظارت ازطريق اطلاعات نيزتنها با استقرار ICT ممكن است . اگر مدير به اطلاعات سازمان خود دسترسي داشته باشدمي تواند ميزان تحقق برنامه را پيگيري كند، ولي در يك سازمان بزرگ ممكن است مدير باحجم انبوهي از اطلاعات مواجه باشد كه الزاما تمام آنها موردنياز نباشد، در اين صورت ICTمي تواند اطلاعات پردازش شده را دراختيار مديران قرار دهد، به اين ترتيب مديران تنها در زماني كه شرايط موجود با اهداف برنامه منطبق نباشد، واردعمل خواهندشد.
صنعت انفورماتيك ايران به دلايل مختلفي قابليتهاي خود را نشان نداده است كه مهمترين دليل آن درك نامناسب مديران از انفورماتيك است . هم اكنون به دليل عدم توجه به صنعت انفورماتيك در كشور، اين صنعت بيش از آنكه به سمت نرم افزار پيش برود، به سمت سخت افزار پيش رفته است . درصورتي كه در كشورهاي پيشرفته اين امر كاملاوارونه است . در جوامع صنعتي در برابر هريك دلار سرمايه گذاري در سخت افزار 15 دلاردر نرم افزار سرمايه گذاري مي شود. اما اين نسبت در كشور ما وارونه است . ما بايد توجه داشته باشيم كه روشهاي نامناسب كار با كامپيوتر نتيجه معكوس مي دهد. پس ابتدافرايندها بايد مهندسي مجدد شوند و سپس آنها را به كامپيوتر منتقل كرد. به عنوان نمونه وقتي نظام اداري يك سازمان مشكل دارد، انتقال آن به نرم افزار مشكل را دوچندان خواهدكرد پس ابتدا بايد نظام اداري يك سازمان را سروسامان داد، سپس آنها را به كامپيوتر منتقل كرد.
آقاي اميرحسين سعيدي نائيني نيز در بخشي از پاسخ خود به لزوم استفاده از دانش انفورماتيك و تكنولوژي اطلاعات در دسترسي به آگاهيهاي موردنياز مديران كه همراه باسرعت نيز هست ، به مسايل نوين بازرگاني و استفاده هاي گوناگون از صنعت انفورماتيك اشاره كرد و افزود: بازارهاي مهم جهاني سمت وسوي خود را به جانب تجارت الكترونيكي مدتهاست نشان داده اند و در اين راستا اقدامات بسياري انجام داده اند و آماراعلام شده حاكي از آن است كه هر روز تجارت الكترونيكي به طور چشم گيري روبه رشداست و چنانچه طبق برنامه ريزيهاي آنها، دادوستد بسياري از كالاهاي مهم با اين روش صورت پذيرد ما نيز چاره اي جز پيروي نداريم . سوال مهم اين است كه تاچه حد بتوانيم عقب ماندگي فعلي خود را جبران كنيم . البته هم اكنون نيز موفقيت هاي بسياري وجود داردكه بايد از آنها استفاده كنيم .
براي روشن شدن مساله مثالي را مطرح مي كنيم كه هم اكنون نيز باتمام ضعفي كه درسيستم هاي مخابراتي ما وجود دارد ما مي توانيم از اين قبلي موقعيتها بهره برداري نمائيم .
شايد بدانيد كه بزرگترين بازار دنيا مربوط است به خريدوفروش ارز، حجم اين بازار راروزانه 4/1 ميليارد دلار تخمين مي زنند كه با هيچ تجارت ديگري حتي قابل مقايسه نيست .
قبلا اين تجارت بين دول بزرگ و بانكهاي مركزيشان انجام مي شد. سپس صرافان بابنيه مالي بسيار قوي به جمع آنها پيوستند و هم اكنون از آنجا كه تمامي دادوستدهابه صورت الكترونيكي است اين موقعيت فراهم آمده است كه مردم عادي نيز با سرمايه اي حدود ده هزار دلار بتوانند مستقيما در اين تجارت شركت كنند.
با پرداخت مثلا دو هزار دلار به بانكي معتبر شماره رمزي در اختيار شما قرار مي دهدكه مي توانيد تا پنجاه برابر اين مبلغ يعني پانصدهزار دلار خريد و يا فروش ارزي انجام دهيد.
چنانچه از معامله انجام شده سود كرديد به صورت لحظه اي به حساب شما واريزمي شود و در پايان هر روز صورتحساب شما آماده است . چنانچه زيان نموديد تا مبلغ ده هزار دلار از حسابتان كسر و دسترسي شما مسدود خواهد شد.
حال اگر دولت ، در برنامه ريزي جدي متخصصين فن را گرد هم جمع آوري كند و باتحليل هاي ارائه شده توسط آنها بتواند به صورت لحظه اي مردم را هدايت كند كه خريد وفروش ارزي انجام دهند مبالغ هنگفتي درآمد ارزي در پي خواهد داشت ، به تجارت جهاني پيوسته ايم و ايجاد اشتغال نيز شده است . البته در اين زمينه بعضي از شركتهاي خصوصي اقداماتي را انجام داده اند كه اميدواريم مسئولين با جدي گرفتن اين فرصتهابتوانند به كمك به كارگيري صنعت |ITبسياري از مشكلات اقتصادي را سروسامان دهند.

انفورماتيك و بلوغ سازمانها
مي گويند صنعت انفورماتيك به بلوغ سازمانها كمك مي كند و عاملي براي بلوغ سازمان است . اما در چه شرايطي اين اتفاق مي افتد، آيا واقعا صنعت انفورماتيك در اين امر مهمترين عامل است و اصولا بلوغ سازماني چيست ؟
اين پرسش را ابتدا با آقاي كامران اعتمادمقدم در ميان گذاشتيم . وي نيز در پاسخ گفت :
تكنولوژي اطلاعات ماهيتا از نظر شكل و محتوي و بويژه از جهت سرعت و شتاب تحولات ، داراي ويژگيهاي خاص و گاه منحصر بفردي است كه براي استفاده صحيح از آن و برخورد صحيح با آن ، اينها بايد به درستي شناخته شوند. ميزان رشد و تحولات اين تكنولوژي با يك تصاعد هندسي ارتقاء مي يابند. مثلا ممكن است مشاهده كنيم كه سرعت رايانه ها يا ميزان متداول حافظه اصلي آنها، هرسال چندبرابر سال گذشته مي شود.از طرفي باتوجه به اين تحولات چشمگير، همواره طيف زمينه هاي كاربردي تازه تري درپيش روي سازمانها قرار مي گيرد. مديران و تصميم گيرندگان براي استفاده مناسب از اين تواناييهاي تكنولوژيك لازم است كه در درجه اول آنها را بشناسند و درثاني قادر باشند بادرك روند رشد و تحولات آن ، گزينش هاي صحيح و اصولي و درعين حال بموقع داشته باشند. مساله مهم ديگر تطبيق نيازهاي واقعي سازمانها با آن چيزهايي است كه برمي گزينند. به نظر من آنچه را كه مي توان بلوغ انفورماتيكي نام نهاد رسيدن به درجه اي ازآگاهي ها در سازمان است كه در انتخابها و راه اندازي سيستم ها اين موارد به درستي درنظرگرفته شده باشند.
مثلا اگر سازماني بيايد و بدون توجه به نيازهاي فعلي و حداقل ميان مدت خود،دست به تدارك انبوه سخت افزارها با آخرين توان پردازشي روز بزند و فرضا تا يك سال بعد از اين توان بهره موثر نبرد، در واقع مبالغ هنگفتي را به دور ريخته است . زيرا بخشي از اين امكانات پس از يكسال به شدت افت قيمت پيدا مي كند و اين زيان نهفته اي است كه معمولا به چشم نمي آيد. از سوي ديگر اگر سازمان همگام با تحولات نوين حركت نكندممكن است در عرصه رقابتها چند گام عقب بماند. دارابودن مرحله بلوغ انفورماتيكي براي سازماني متصور است كه آگاهانه و براساس شناخت قبلي ، از نظامها وتكنولوژي هاي مناسب اطلاعاتي بهره گيرند.
وي سپس به موضوع افزايش قابليتهاي سازمانها در اثر بهره گيري از امكانات صنعت انفورماتيك نيز اشاره كرد و افزود:
در بحث ارتقاء قابليتهاي انفورماتيكي سازمانها عوامل مختلفي دخالت دارند. دردرجه اول لازم است كه سطح فرهنگ و آگاهيهاي انفورماتيكي در رده هاي مختلف افزايش يابد. اين مهم مي تواند از طرقي مانند برنامه هاي آموزشي در داخل يا خارج سازمان ، انتقال تجربيات موفق سايرين به سازمان و نماياندن جلوه هاي مثبت و تاثيرات روشن تكنولوژيهاي مربوطه در ارتقاء بهره وري سازماني رخ دهد و طبعا توجهات خاص مديريتي در تحقق آن نقشي اساسي دارد. درحركت به سمت استفاده از قابليتهاي انفورماتيكي حتما بايد از نظرات كارشناسانه استفاده كرد. درست است كه ممكن است بگوييد اين امر در هر كجاي ديگر هم بايد رخ دهد ولي درمورد استفاده از تكنولوژيهاي اطلاعات بايد تاكيد مضاعفي صورت گيرد زيرا ممكن است تشخيص بازدهي يا عدم آن به راحتي ميسر نباشد. فرضا سيستم هايي را راه اندازي كرده باشيم و ظاهرا از آن راضي باشيم ولي ممكن است يك بررسي كارشناسانه به شما بگويد كه همين كارايي با امكانات و هزينه هاي خيلي پايين تر نيز قابل حصول بوده است . درنهايت برنامه ريزيهاي روشن براي توسعه سيستم هاي اطلاعاتي و امكانات لازم در افق هاي زماني مختلف ضروري خواهدبود.
سازمانها بايد براساس راهبرد و سياستهاي خود، فرايند برنامه ريزي استراتژيك براي سيستم هاي اطلاعاتي خود را اجرا كنند. در اين برنامه ريزي مشخص مي شود كه كدام سيستم ها و كدام دسته از امكانات و تجهيزات درچه مقاطع زماني بايد موردتوجه قرارگيرند و براساس آن تخصيص منابع لازم و بودجه بايد اتفاق بيفتد. تكرار مي كنم كه دريك نگاه كلان ، همه اينها متاثر از استراتژيها و سياستهاي كلي سازماني است كه روشن كننده خطوط راهنماي اصلي در برنامه ريزي سيستم هاي اطلاعاتي نيز خواهندبود.مساله برنامه ريزي بلندمدت براي سيستم هاي اطلاعاتي موسسات شايد چندان رايج نباشد ولي بايد در ارتقاء توان انفورماتيكي آنها به عنوان يك اصل موردتوجه قرار گيرد.
خانم فريبا پاكروش نيز با دسته بندي سازمانها ازنظر بلوغ انفورماتيكي افزود: سازمانهارا مي توان به لحاظ بلوغ انفورماتيكي در چهار سطح تقسيم بندي نمود. در سطح اول كه پايين ترين سطح از بلوغ است سازمانهايي قرار دارند كه روند جمع آوري اطلاعات واستفاده از آن در آنها به شكل سيستماتيك نبوده و سيستم هاي مدون اطلاعاتي چه به صورت دستي يا به صورت مكانيزه تدوين نشده است . اطلاعات در اين گونه از سازمانهابه صورت تصادفي و غيرمرتبط با يكديگر گردهم آمده و نقش آنها در اداره سازمان بسياركمرنگ است . در سطح دوم سازمانهايي قرار دارند كه از سيستم هاي اطلاعاتي دستي استفاده مي كنند. در اين گونه سازمانها روند جمع آوري اطلاعات بسيار كند و تاريخ مصرف اغلب آنها طي شده است ، اداره امور اين گروه براساس اطلاعات قديمي انجام مي شود. در سطح سوم سازمانهايي قرار دارند كه سيستم هاي دستي موجود را بدون هيچگونه تغيير يا اصلاح مكانيزه نموده اند، گرچه اطلاعات در اين گروه ممكن است باسرعت جمع آوري شوند اما ارزش اطلاعات جمع آوري شده گاه حتي با هزينه جمع آوري آنها هماهنگي ندارد. در سطح چهارم سازمانهايي قرار دارند كه قبل از مكانيزه نمودن سيستمهاي موجود براساس يك نيازسنجي دقيق از نيازهاي داخلي و محيطي خود مطلع شده ، سپس به بهبود روشها و رويه هاي موجود پرداخته و سازمانها را مهندسي مجددمي نمايند سپس سيستم هاي جديد را با استفاده از تكنولوژي نوين انفورماتيك مكانيزه مي كنند. در اين گروه از سيستم هاي اطلاعاتي ابتدا در سطح عملياتي "SPT" و سپس درسطح مديريت "SIM" بهره برداري مي شود.
البته افزايش سطح دانش انفورماتيكي كاركنان سازمان بويژه در سطوح مديريت ازشرايط لازم براي ارتقاء قابليتهاي انفورماتيكي آن سازمان است . در اين ارتباط رعايت تناسب محتوي دوره هاي آموزشي با نوع فعاليت كاركنان و نيز استمرار آموزش در طي فعاليت افراد، از اهميت به سزايي برخوردار است .

وضعيت صادرات 
سرانجام اين پرسش اساسي نيز مطرح مي شود كه جايگاه ما در صادرات اين صنعت چيست و آيا مي توانيم در زمينه صادرات در صنعت انفورماتيك حرفي براي گفتن داشته باشيم يا همچنان مصرف كننده خواهيم بود و درنهايت بايد به فكر تامين نيازهاي داخلي باشيم ؟
پاسخ آقاي بابك قطبي از اين قرار است : به نظر من درامر صادرات فناوري اطلاعات فقط زيربخش نرم افزار به طور اصولي قابليت حضور در چرخه بين المللي توليد وايجاددرآمد ارزي براي كشور را دارد در اين مورد هم رقمهاي نجومي و رويايي بيان شده است كه رسيدن به آن لااقل در 6 يا 7 سال آينده غيرممكن است به هر حال در صورتي كه موانع موجود در اين راه برطرف گردد قدر مسلم ، صنعت نرم افزار كشور مي تواند در امرصادرات ايران جايگاه باارزشي پيدا كند.
براي راه يافتن به بازارهاي جهاني مشكلات سياسي كشور و قانون حق تاليف 
"COPY RIGHT"" بايستي حل شود. گذشته از آنكه شركتهاي نرم افزاري بايستي ازنظرمهندسي نرم افزار و كنترل كيفيت خود را ارتقاء دهند; در اين صورت نرم افزار كشورمي تواند در چرخه توليد نرم افزارهاي جهاني قرار گيرد و در ابتدا سهمي در پياده سازي "كدكردن " را انتظار داشته باشد و درنهايت امكان طراحي را هم به خود اختصاص دهد.
براي صدور بسته هاي نرم افزاري ، باتوجه به توان رقابتي بسيار بالاي كشورهاي توسعه يافته خصوصا ايالات متحده امريكا جايگاه قابل توجهي پيش بيني نمي كنم .
آقاي محمود نظاري نيز در اين باره نااميد نيست اما شرايطي را براي ورود به بازارجهاني دارد. وي در اين زمينه گفت : اتفاقا در اين باره امكان دستيابي به بازارهاي جهاني ضعيف است و من در سالهاي اخير روي اين موضوع تحقيقاتي انجام داده ام و به اين نتيجه رسيده ام كه اگر بتوانيم در بازارهاي امريكا و اروپا كاري را دست بگيريم از يك سومي توانيم در سايت تهران بنشينيم و از طريق شبكه اينترنت كار را دنبال كنيم و به انتقال تكنولوژيكي بپردازيم و از سوي ديگر تيم هايي را به اروپا اعزام كنيم تا ضمن مطالعه آخرين دستاوردهاي تكنولوژيكي با ديدي بازتر به ايران بازگردند. اين باعث خواهدشد كه افراد تيم اين احساس را داشته باشند كه پيوسته براي دستيابي به اطلاعات جديد وتخصصي خود مانعي سرراهشان وجود ندارد و و به راحتي مي توانند دانش فني جديد رابه كشور وارد سازند و زمينه هاي ارتباط بيشتر با بازارهاي جهاني هموارتر خواهدشد. اين باعث مي شود تا جو بسيار مناسبي در افكار افراد گروه بوجود آيد و زمينه هاي رشد وخلاقيت و تفكر نوگرايانه در اين افراد رشديافته و متعالي شود.
بنابراين اگر مديران ما اين شيوه را بتوانند در سطح منطقه يا اروپا يا آمريكا براي سازمانهاي خود و در سطح مناسبي فراهم آورند، بسيار بسيار موفق خواهندبود بويژه آنكه IT و انتقال نرم افزارهاي مناسب مرز نمي شناسد. مي دانيد كه روي شبكه اينترنت ارتباط يكدست و جهاني وجود دارد و براي دستيابي به اخبار رشته انفورماتيك امكان ندارد كه بتوان با برنامه هاي چندسال پيش با ساير كشورها ارتباط برقرار يا با آنها كار كرد،اما موانعي بر سر راه ارتباطات جهاني و دستيابي به بازارهاي ساير كشورها وجود داردمثلا آنها اعتقاد دارند كه در كشور ما هنوز قوانين لازم براي حفظ حقوق معنوي مثل "كپي رايت "، وضع نشده است و ثبات لازم براي اينكه بتوان كاري درازمدت را با ما، دوام و قوام دهد، وجود ندارد. تمام اين عوامل كمك لازم را به ما براي حضور در بازارهاي جهاني نمي كند.
مانع ديگر، رشد نايافتگي سازمانهاي انفورماتيكي ما بويژه در زمينه IT است . اگرچنين بود امروز ما در بازارهاي جهاني با قوت بيشتر و در حوزه بازاريابي جهاني موفق ترمي بوديم كه علت اين عدم موفقيت نداشتن تجارب لازم و ضروري و شايد نبودسرمايه گذاري لازم در اين باره است . نگراني اصلي اين است كه كارشناسان ما به پايگاههاي مدرن كشورهاي پيشرفته سوق داده شوند و مديران در نقطه اي كه هستندبمانند و تنها نگاه مهندسي به موضوعات داشته باشند.
من اميدوارم در سطح كلان ، مسايل اجتماعي و سياسي مان با ساير كشورها به گونه اي تنظيم شود تا بتوانيم به نحوي به عنوان بنگاههاي خصوصي يا عمومي در صنعت انفورماتيك با ساير بازارها در دنيا ارتباط تخصصي و حرفه اي برقرار سازيم كه به نظرمي رسد، حركتهاي مثبتي در اين زمينه آغاز شده است و اميدوار هستيم اين حركتهاتوسعه يابد و به سرعت قابل قبولي برسد تا به مرحله قطعي سازي اصول ارتباطي ياپروتكلهاي خود با ساير شركتها دست يابيم و بتوانيم به عنوان يكي از كشورهاي فعال درزمينه تجارت يا صنعت انفورماتيك و انتقال تكنولوژيهاي اطلاعاتي درجهان حضوريابيم .
اقدام بسيار مهمي كه مسئولان دولتي واقتصادي ما مي توانند انجام دهند، ايجادفضاي مناسب در انعقاد قراردادها و مقابله نامه با ساير كشورهاست . يعني وقتي با يك كشور قصد داريم درجهت خريد ماشين آلات ، قراردادي امضاء كنيم ، خيلي خوب است در قرارداد قيد شود كه غير از از آنكه نرم افزار اين ماشين آلات را مي نويسم ، مي توان آن رابه عنوان بخشي از بازپرداختهاي خود دراختيارشان بگذاريم . اين باعث خواهدشد تا درجريان مقابله نامه هاي بزرگ و رابطه كلان بين كشورها، فضاهاي بسياري گشوده شود وهزينه هاي خاصي را از بابت اين توسعه از آنها دريافت كرد. البته مهم اين نيست كه چه پولي را كسب مي كنيم ، بلكه آنچه اهميت دارد راه يابي محصول ما به بازارهاي جهاني است تا جاي خود را پيدا كند. ازطرفي بقيه بخشهاي صنعت ما نيز دراين باره با اتكا به اين سوابق مي توانند فعال شوند.
اهميت موضوع در اين است كه درباره آنچه فكر مي كنيم مي توانيم صادر كنيم خود راكشوري كه مي تواند به اقتصاد و صنعت انفورماتيك كشورهاي پيشرفته كمك كند، تلقي كنيم و رسيدن به چنين نقطه اي احتياج به روابط مناسب تر دارد.


در اين شماره مي خوانيد:
سر مقاله
پرده آخر
ميز گرد
جايگاه نوآوري در مديريت آينده سازمانها
مقالات
بيع متقابل و چالشهاي آينده
‎استراتژي براي مديريت دانش چيست؟
بنيادهاي مشاركت در نظام مديريت و تصميم گيري
استراتژي ارتقاي بهره وري عرضه محصولات جديد
رويكرد بازار گرابراي حفظ استعدادها
نقش هدف گذاري در انگيزش و عملكردكاركنان
مهندسي مجدد فرايند كسب و كار
هماهنگ سازي بودجه هاي سالانه با طرحهاي استراتژيك
واگذاري اختيار در سازمان پروژه
گفتگو
‎توسعه در ايران ,ژاپن و چين ,شباهتها و تفاوتها
گزارش ويژه
‎جايگاه صنعت انفورماتيك دررفع نيازهاي سازمان
گزارشهاي داخلي
‎تكنولوژي برتر است يا مديريت تكنولوژي
چگونگي نظام مند , انديشيدن
‎نسبت مديريت با توسعه پارادوكس كشورهاي در حال توسعه
نمايشگاه بيست و ششم , نقطه عطف يا پايان
كوتاه و خواندني
‎سي و چهاررهنمون به مديران پروژه
رهنمودهايي براي مصاحبه هاي استخدامي
زنداني (شعر)ّ
گزارش شبكه
استراتژي جديد مايكروسافت
‎نقش كاربران كامپيوتر در دستيابي اهداف سازماني
روي خط اينترنت
نگاهي به يك كتاب
راهبردهاي توليد موج جديد
معرفي كتاب
روي جلد