انتخاب تكنولوژي مناسب دركشورهاي در حال توسعه از: مهندس محمود باطني بنابر تعريف مشتركي كه بسياري از صاحب نظران در مورد تكنولوژي دارند"تكنولوژي به چهار جزء جداگانه تقسيم مي شود""1". ماشين آلات و ابزار توليد; مهارتها و تجربيات توليدي ; اطلاعات و دانش فني توليد; سازماندهي و مديريت توليد. كشورهاي مختلف باتوجه به زيرساختها و شرايط اجتماعي براي انتخاب تكنولوژي مناسب بايد ارزيابي جامعي نسبت به شرايط خود داشته باشند. واضح است كه در نگاه ابتدايي سخت افزار تكنولوژي زودتر و راحت تر از ديگر اجزا آن رخ مي نمايد. تكنولوژي پيشرفته در اين نگاه در ماشين آلات پيشرفته تجلي دارد. تصور ناشيانه از تكنولوژي مناسب ، به كارگيري پيشرفته ترين ماشين آلات است . "در دهه 1970 گروهي با شعار "كوچك زيباست "، تاكيد خود را بر روي استفاده ازتكنولوژي متكي بر صنايع سنتي كشورهاي در حال توسعه قرار دادند. بحث تكنولوژي مناسب در دهه1960 ميلادي در زماني آغاز شد كه ماشينهاي بلااستفاده و يا از كارافتاده به تعداد بسيار زياد در آفريقا و آسيا پراكنده شدند""2". در كشورهاي پيشرفته ، ماشين آلات و تجهيزات همگام با نيازها و قابليتهاي سايراجزاء تكنولوژي تهيه مي شوند، در حالي كه عموما در كشورهاي درحال توسعه ،مهندسان و مديران بيشتر مجذوب ماشين آلات پيشرفته بوده و تلاش جهت هماهنگي باساير اجزاء تكنولوژي پس از انجام خريد، صورت مي گيرد. توسعه تكنولوژي از طريق انتخاب و خريد ماشين آلات پيشرفته ، آسانترين و در عين حال غيراصولي ترين روش است . شتابزدگي در خريد ماشين آلات و عدم مطالعه دقيق درپيامدهاي آن از جمله سرويس دهي مناسب ، آموزش ، تعميرات و نگهداري ، تهيه قطعات يدكي و همين طور عدم بهره برداري بهينه از ماشين الات و به كارگيري آنها در سطحي پايين تر از قابليتهاي تعبيه شده ، نمونه آشكاري از اتلاف منابع است . غالب كشورهاي واردكننده تكنولوژي با خريد ماشين آلات در گرداب نگهداري وبه كارگيري آنها غوطه ور مي گردند و به جاي طراحي و سياستگذاري تكنولوژي در دام نگهداري ماشين آلات دست وپا مي زنند. رويكرد نرم افزاري به تكنولوژي گرچه نمي تواند آثار خود را در زمان كوتاهي ظاهرسازد ولي براي كشورهايي كه خواهان توسعه تكنولوژي هستند انتخاب مناسب تري است . اين عناصر نرم افزاري ، مهارتها و تجربيات توليدي ، اطلاعات و دانش فني توليد وبالاخره سازماندهي و مديريت توليد را شامل مي گردد. كسب مهارتها و تجربيات توليدي ،مناسب ترين مدخل بوده و در مرحله بعدي كسب و بلكه توليد اطلاعات و دانش فني توليد است . سازماندهي و مديريت توليد مناسب تنها وقتي حاصل مي گردد كه حجم فعاليتهاي تكنولوژي و عمر آنها از رشد كافي برخوردار شده باشد. مهارتهاي توليدي از طريق اعزام نيروي كار به محيطهاي صنعتي و همچنين برگزاري دوره هاي مناسب در داخل قابل حصول است . اين فعاليتهاي آموزشي به دليل داشتن هزينه و صرف وقت قابل توجه ، كمتر مورد توجه بنگاه هاست . لذا براي انجام اين مهم ،بايد توجيه كافي از جمله موارد زير براي بنگاهها صورت پذيرد: بالارفتن بهره وري در استفاده از تجهيزات ; قابليت انعطاف در مقابل تغييرات محصول ، فرايند و ماشين آلات ; بهبود روابط انساني در محيط كار و ايجاد قابليت مشاركت كاركنان ; ايجاد انگيزه هاي كاري و بروز خلاقيتها و نوآوري ها. ارتقادادن مهارتهاي توليدي ، برگزاري دوره هاي آموزشي و افزايش دانش فني مجموعا تحت نام سياست تحقيق و توسعه صورت مي پذيرد. "فرايند تحقيق و توسعه عبارت از شناسايي نياز يا استعداد، پيدايش انديشه ها، آفرينش ، طراحي ، توليد، معرفي وانتشار يك محصول و فرايند يا نظام تكنولوژيكي است ""3". كشورهاي درحال توسعه به تحقيق و توسعه داخلي نيازمندند زيرا تحقيق و توسعه داخلي پيش شرط كسب تكنولوژي است . ارتباط نزديك و تنگاتنگ بين پژوهشگران دربخش تحقيق و توسعه و مهندسان در بخش توليد جهت واقع گرايانه اي به بخش تحقيق مي بخشد و براي تحقق آن ضرورتهايي وجود دارد كه بايد مدنظر قرار گيرند: توانايي علمي محققان ; تعيين اهداف ; پيش بيني امكانات لازم ; ارزيابي مشكلات و موانع ; تعيين ابزار و روشها; داشتن برنامه سنجيده . در ارزيابي وضعيت تحقيق و توسعه ، معمولا سه نهاد دولت ، بخش خصوصي ودانشگاهها به دليل نداشتن سهم موثر مورد بررسي قرار مي گيرند. الف - دولت در يك كشور در حال رشد كه به سوي توسعه در حركت است ، تقريبا هيچ زمينه اي وجود ندارد كه نيازمند نقش حياتي دولت نباشد. در مراحل اوليه توسعه ، جو نوآوري وجود ندارد و شايسته است كه دولت براي ايجاد فرهنگ تكنولوژي ، اقدامات مقتضي رامعمول دارد، به نحوي كه مساعي توسعه بتواند شتاب لازم را كسب كند:"4". برخي خدمات متمركز از جمله موارد زير لزوما بهتر است به دولت واگذار شود: جمع آوري و انتشار اطلاعات ; مديريت دفاتر ثبت اختراع و علائم بازرگاني ; نظام استاندارد ملي ; موسسات حمايت مالي توسعه تكنولوژي ; موسسات پژوهشي در زمينه هاي كليدي . ب - بخش خصوصي بخش خصوصي در كشورهاي در حال توسعه ، در قالب سازمانهاي كوچك است كه در نتيجه باداشتن مديريتي منسجم و بهره وري بالا، به خوبي از عهده پروژه و به انجام رسانيدن ماموريتهاي خود برمي آيد. اشكال بخش خصوصي در عدم ريسك پذيري در امور تحقيقاتي است . براي رفع اين اشكال دولت بايد نقش حمايتي خود را به خصوص در معافيتهاي مالياتي و قراردادن بعضي امتيازات اقتصادي ، اهرم تشويق را به كار گيرد. البته بخش خصوصي ، به ويژه در كشورهاي توسعه نايافته ، پژوهش و تحقيق را برموضوعهايي متمركز مي كند كه از آن اطمينان حصول نتيجه را داشته باشد. از اين روموضوعهاي تحقيقاتي كوچك و محدودي را موضوع كار خود قرار مي دهد و چون هرگونه فعاليت در بخش خصوصي بايد توجيه اقتصادي داشته باشد، ميزان اتلاف منابع و زمان بسيار ناچيز است . برعكس درصورت به نتيجه رسيدن تحقيق ، بلافاصله با ابزارساده اي كاربردي مي شود. از مجموع فعاليتهاي كوچك بخش خصوصي در يك كشور،حجم قابل توجهي از دانش و تكنولوژي پديد مي آيد كه تراز تكنولوژي يك نظام را ارتقامي دهد. ج - دانشگاه هر تكنولوژي مشخصي ، متكي بر سابقه اي علمي ، تجربي ، فرهنگي و همچنين كاربردي تكنولوژي هاي ساده و جاافتاده در گذشته است . تكنولوژي هاي ساده نتيجه تلاش واحدهاي كوچك و محدود و حتي مي تواند متكي بر نبوغ و مهارت يك فرد باشدولي در مورد تكنولوژي هاي پيچيده و پيشرفته روال چنين نيست . "يكي از شاخصهاي توسعه در هر كشوري در جهان امروز، درجه ارتباط بين بخش توليد و موسسات پژوهشي و دانشگاهي و يا تكنولوژيكي آن است . اين ارتباط خودبخود به وجود نمي آيد،بلكه بايد ايجاد و شروع گردد و مراحل مختلف آن در نظر گرفته شده و ادامه يابد""5". جمع بندي و اظهارنظر براي انتخاب تكنولوژي نسخه واحدي براي همه كشورها وجود ندارد. براي پيشرفت و توسعه تكنولوژي بايد از طريق اجزاي آن اقدام كرد. هر كشوري ممكن است بتواند با تكيه بر همه و يا بعضي از اجزاي تكنولوژي ، راه توسعه را براي خود ترسيم كند.لذا ضروري است كه قبل از هرگونه اقدامي ، ارزيابي لازم صورت پذيرد. در كشورهاي پيشرفته و صنعتي به دليل گران بودن هزينه نيروي كار در مقايسه باتوسعه ماشين آلات سعي مي شود كه در ماشين الات سرمايه گذاري گرديده تا هم وابستگي به نيروي كارگر تقليل يافته و هم از طريق كاهش زمان توليد و افزايش تيراژمحصول ، قيمت به حداقل برسد. واضح است كه در كشورهاي غيرصنعتي ، توسعه تكنولوژي بايد با حداقل وابستگي به ماشين آلات صورت پذيرد. اولين توصيه در اين مورد افزايش مهارت نيروي توليداست . پروسه هاي توليدي بايد تاحد ممكن ساده گشته و وابستگي بيروني به حداقل برسد.پروسه هاي توليدي بايد به گونه اي باشد كه نيروي كار ساده با آموزش مختصري بتواندنقش خود را در زنجيره توليد به نحو احسن ، بدون اشتباه ، با راحتي ، اطمينان وتكرارپذيري مناسب و بااستفاده از ابزارهاي ساده انجام دهد تا زمان توليد كاهش ، كيفيت محصول ارتقا و قيمت آن توجيه اقتصادي يابد. در اين پروسه تعميرات و نگهداري راحت بوده و با كمترين وابستگي به قطعات و لوازم پيچيده قابل انجام است . مواردتوضيح داده شده را مي توان در محورهاي زير خلاصه كرد: 1 - نسبت كار و سرمايه بايد توجيه اقتصادي داشته باشد; 2 - ميزان وابستگي بيروني در تكنولوژي ، حداقل باشد; 3 - به زيرساختهاي تكنولوژيكي كشوري توجه شود; 4 - حد و تنوع سرمايه گذاري متناسب با بنيه اقتصادي ملي باشد; 5 - رقابت پذيري در زمينه هاي مشخص مطمح نظر قرار گيرد; 6 - ساده سازي محصول و فرايند موردتوجه قرار گيرد; 7 - ارتقا كيفيت محصول و سهولت توسعه محصول مدنظر قرار گيرد. تجربه كشورهاي درحال توسعه غيرثروتمند شرقي به واسطه شباهت بسيار زياد باشرايط سياسي اقتصادي كشور ما در بعد از انقلاب اسلامي ، بخصوص با تكرار همه جانبه تحريم هاي اقتصادي بين المللي مي تواند آموزه مناسبي باشد. منابع و ماخذ - سازمان برنامه و بودجه . اطلس تكنولوژي . انتشارات سازمان برنامه و بودجه . تهران : 1369 - عباسپور، مجيد. تكنولوژي و جهان امروز. انتشارات صدرا. تهران : 1366. - شريف ، نواز. مديريت انتقال تكنولوژي و توسعه . ترجمه رشيد اصلاني . انتشارات سازمان برنامه و بودجه . تهران : 1367. - قاسم زاده ، حسين . نقش دولت در توسعه تكنولوژي . بولتن داخلي سازمان صنايع ملي ايران . شماره 3. شهريور: 1372 - سليماني ، محمد. بررسي ارتباط مراكز پژوهشي و دانشگاهي با بخش توليد. ارائه شده دراولين سمينار علم ، تكنولوژي ، توسعه . سازمان پژوهشهاي علمي و صنعتي ايران . فروردين 1370. مهندس محمود باطني : كارشناس ارشد مهندسي صنايع سيستم ها و بهره وري ازدانشگاه اميركبير |