نگرش جامع به انتقال تكنولوژي
از: دكتر عليرضا علي احمدي و مهندس عليرضا توكلي 1 - مقدمه اهميت تكنولوژي به عنوان عامل اصلي و موتور توسعه اقتصادي در جهان امروزمشخص است . تكنولوژي در دامان دانش پرورش مي يابد و اصولا در گذر از وادي تحقيق و توسعه مي توان زمينه هاي كاربرد دانش در زندگي بشر را كشف و يا ايجاد كرد. كشور مابه دليل سالها سلطه استكبار و غفلت از اهميت تكنولوژي 20 تا 40 سال از كشورهاي توسعه يافته عقبتر است . ايجاد تكنولوژي نيازمند سرمايه گذاري در تحقيق و توسعه و آموزش نيروي انساني است . نرخ سرمايه گذاري كشورهاي درحال توسعه ازجمله كشور ما بر روي تحقيق وتوسعه و آموزش بسيار پايين تر از كشورهاي توسعه يافته است به طوري كه در سال 1990،كشورهاي توسعه يافته 2/5 الي 2/8 درصد از توليد ناخالص ملي را صرف اين امر كرده انددرحالي كه در همين زمان اين رقم در سي كشور درحال توسعه كمتر از 0/3 درصد بوده است و 90 درصد بودجه تحقيقات دنيا توسط آمريكا، ژاپن و اروپا هزينه شده است ."1" بنابراين با اين شيوه و فرايند طولاني مدت تبديل ايده هاي پژوهشي به توليدات اقتصادي شكاف تكنولوژيك بين كشورهاي درحال توسعه و توسعه يافته روزبه روز بيشترمي شود. بنابراين ترديدي نيست كه تنها راه عملي جبران عقب ماندگي يك كشور يا يك بنگاه اقتصادي استفاده از تجارب موفق ديگران در عرصه هاي جديد است . به عبارت ديگر آنقدر منابع انساني ، سرمايه و زمان وجود ندارد تا بتوان راهي را كه ديگران در مدت يك يا دو قرن و با سعي و خطاهاي بسيار و صرف منابع زيادي طي كرده اند همانگونه پيمود. انتقال تكنولوژي راه كوتاهتر دستيابي به ثمره تحقيقات ديگر كشورها در حل مشكلات صنايع كشور است . با مطالعه سابقه توسعه كشورهاي درحال توسعه ، خصوصا كشورهاي شرق آسياملاحظه مي گردد كه آنها در مسير توسعه خود براي تسريع در حل مشكلات بخش صنعت ، بنيان تكنولوژي كشور خود را از طريق انتقال آن از ساير كشورهاي توسعه يافته تقويت كردند و سپس با ايجاد زيربناي اقتصادي مناسب درصدد تقويت مراكز دانشگاهي و پژوهش خود برآمده اند. بررسيهاي انجام شده در "كنفرانس سازمان ملل متحد براي علوم و فنون در خدمت توسعه " نيز مويد اين نظر است . در برنامه عملي وين آمده است كه "اگر كشورهاي درحال توسعه به عنوان يك راه حل ديگر قصد دارند كه خود دانشهاي علمي و فني ضروري جهت توسعه اقتصادي را بدون بهره گيري از دانشهاي موجود كه نتيجه تحقيقات پژوهشگران و انديشمندان جهان است كسب نمايند، اين نه تنها عملي بس مشكل است ،بلكه باعث اتلاف غيرمنطقي نيروها مي گردد. به علاوه دستيابي به چنين راه حلي در مدت زماني كه كشورهاي كم رشد جهت رسيدن به توسعه اقتصادي درنظر گرفته اند امكان پذيرنيست . اگر چنين تفكري در جهان مقبوليت يابد، پيشرفت فني تمام كشورهاي جهان منجمله كشورهاي صنعتي مختل خواهدشد"."2" 2 - تعريف انتقال تكنولوژي دستيابي به تكنولوژي در بنگاههاي توليدي تنها از طريق انتقال تكنولوژي امكان پذيراست ، چه انتقال عمودي و چه انتقال افقي . در انتقال عمودي يا انتقال تحقيق و توسعه ، اطلاعات فني و يافته هاي تحقيقات كاربردي به مرحله توسعه و طراحي مهندسي انتقال يافته و سپس با تجاري شدن تكنولوژي به فرايند توليد وارد مي شود. در انتقال افقي ، تكنولوژي از يك سطح توانمندي در كشور يا شركت ديگر به همان سطح توانمندي در محل ديگري منتقل مي شود. در اين حالت هرچه سطح گيرنده تكنولوژي بالاتر باشد هزينه انتقال تكنولوژي كاهش مي يابد و جذب آن به صورت موثرتري انجام مي شود. در جدول "1" ماهيت و مفهوم انتقال تكنولوژي در هر سطح وهزينه آن در مقايسه با سطوح ديگر مشخص شده است .
جدول 1 - مقايسه مفهوم و هزينه انتقال تكنولوژي در سطوح توانايي تكنولوژي
در اين تعريف انتقال تكنولوژي زنجيره به هم پيوسته فعاليتهاي هدفداري است كه طي آن مجموعه مولفه هاي تكنولوژي در مكاني به جز محل اوليه به وجود آمدنش دركاربرد هرچه گسترده تر مورد بهره برداري قرار مي گيرد."3" بنابراين تعريف سازمان ملل ، انتقال تكنولوژي عبارتست از وارد نمودن عوامل تكنولوژيك خاص از كشورهاي توسعه يافته به كشورهاي درحال توسعه تا اين كشورها راقادر به تهيه و به كارگيري ابزارهاي توليدي جديد و گسترش و توسعه ابزارهاي موجودسازد. 3 - اركان انتقال تكنولوژي انتقال تكنولوژي فرايندي است كه طي آن گيرنده تكنولوژي "متقاضي " موفق مي گردد ضمن تهيه سخت افزارهاي لازم به سطح مطلوبي از نرم افزارها و فوت وفنهاي نهفته در تكنولوژي موردانتقال ازطريق انتقال دهنده "عرضه كننده " دست يابد وبدين وسيله با پرداخت هزينه تكنولوژي مربوطه ، به روشهاي بهتري در توليد يا ارائه خدمات موردنياز احاطه يابد. بنابراين در هر فرايند انتقال تكنولوژي اركان مشخص شده در شكل "1" قابل تفكيك است .
شكل 1 - اركان انتقال تكنولوژي "4" 1-3 - عرضه كننده تكنولوژي طبيعي است كه عرضه كننده تكنولوژي بايد بر تكنولوژي موردنظر مسلط بوده وتوانايي وانگيزه انتقال آن را داشته باشد. معمولا در انگيزه عرضه كننده تكنولوژي ترديدهايي وجود دارد. به اين دليل كه تكنولوژي به مثابه عنصر تفوق بشر امروزي و اصلي ترين رقابت علمي واقتصادي شركتها، موسسات توليدي و بلكه كشورهاي مختلف جهان ، محسوب مي شود بنابراين آيا تصور انتقال آن و دسترسي به عاملي اين چنين حياتي كه شيشه عمر صاحبان تكنولوژي محسوب مي شود ممكن و عملي است ؟ بررسي انتقال تكنولوژي هاي انجام شده به كشورهاي جهان سوم عموما چشم اندازتيره اي را نشان مي دهد. با مطالعه سابقه همكاريهاي علمي و تكنولوژيك كشورهاي توسعه يافته و درحال توسعه به كرات ملاحظه مي شود كه زير لواي همكاريهاي شمال باجنوب و كمك به جهان سوم و بالاخره انتقال تكنولوژي ، آنچه هرگز به وقوع نمي پيونددانتقال واقعي تكنولوژي و يا به بيان دقيقتر انتقال تكنولوژي هاي مناسب به كشورهاي متقاضي است . معمولا فروش تكنولوژي هاي از رده خارجي همچون صنايع آلوده كننده محيطزيست و پرمصرف انرژي همچون فرايندهاي غيركارا در برخي موارد از توليد موادپتروشيمي ، روشهاي غيراقتصادي توليد آهن و فولاد و مانند آنها با تبليغات زياد واغلب طي قراردادهاي سنگين مالي تحت پوشش انتقال تكنولوژي به كشورهاي جهان سوم تحميل مي شوند. در بررسي اغلب قراردادهاي متعارف انتقال تكنولوژي ملاحظه مي گردد كه موسسات عرضه كننده تكنولوژي به منظور جذب سرمايه كافي براي توسعه تكنولوژي هاي جديد خود، تلاش مي كند با فروش تكنولوژي هاي از رده خارج به كشورهاي متقاضي ، علاوه بر تامين سرمايه لازم ، رقباي احتمالي آينده را نيز از ميدان به دركنند. درواقع ، كشورهاي صنعتي ، هيچ علاقه اي به واگذاري كمترين تكنولوژي مفيد به كشورهاي درحال توسعه ندارند و در استفاده از نيروي قهرآميز براي تحميل اراده و حفظتسلط بر آنها هيچ ترديدي به خود راه نمي دهد."5" بنابراين ملاحظه مي شود كه در شرايطمتعارف هرگز شركتها و موسسه هاي عرضه كننده تكنولوژي حاضر به از دست دادن عامل برتري و استيلاي خود در بازار رقابت جهاني نخواهندبود، پس چاره چيست ؟ بررسي هاي انجام شده شاهد اين مدعاست كه شركتهاي دارنده تكنولوژي هاي پيشرفته در شرايط خاصي مجبور به انتقال واقعي تكنولوژي هستند."5" انتقالي كه اگرگيرنده قدر آن را بداند فرصت مناسبي براي دسترسي به تكنولوژي هاي نوين به شمارمي رود. اين فرصتها معمولا به هنگام بروز مشكلات اقتصادي و مديريتي براي موسسات صاحب تكنولوژي بروز مي كنند. مشكلاتي كه حتي در كشورهاي توسعه يافته موجب ورشكستگي شركتها مي گردد و در آن هنگام درصورت هشياري متقاضي تكنولوژي به طرق مختلف و حتي گاهي اوقات به صورتي تقريبا رايگان مي توان به پيشرفته ترين تكنولوژي هاي حياتي دست يافت . در كشور ايران نيز استفاده از اين شرايط قابل تحقق است . بروز ناپايداري سياسي درديگر كشورها ازجمله شوروي سابق ، وجود رقابتهاي اقتصادي بين شركتهاي غربي ،حضور ايرانيان مقيم خارج از كشور در برخي از موسسات مهم و بالاخره عموم مسلمانان و دوستداران انقلاب ، همه و همه زمينه هاي مناسبي هستند كه در عرصه رقابت علمي وتكنولوژيك جهان امروز، عرصه نبرد فني و تكنولوژيك را به نفع ما ترسيم مي كند وتوسعه روزافزون شبكه هاي ارتباطي بر شدت و عمق تغيير و تحولات در اين پهنه دامن زده است . 2-3 - متقاضي تكنولوژي ، آمادگيهاو هماهنگيها همان طور كه در قسمت روشهاي كسب تكنولوژي مطرح شد، هرچه سطح گيرنده تكنولوژي بالاتر باشد، هزينه انتقال تكنولوژي كاهش يافته و جذب آن به صورت موثرتري انجام مي شود. نكته مهم براي دست اندركاران انتقال تكنولوژي اين است كه گيرنده تكنولوژي بايد مناسب با سطح انتقال تكنولوژي باشد. به عنوان مثال گيرنده يك تكنولوژي نمي تواند در سطح طراحي مهندسي يك كارخانه باشد، بلكه بايد يك دفترطراحي تكنولوژي را جذب كند و سپس به بخشهاي موجود مهندسي ساخت و توليدمنتقل كند. بنابراين اگر هدف از انتقال تكنولوژي تنها توليد محصولات در مدت عمرمحدود تكنولوژي است ، آنگاه ممكن است انتقال ماشين آلات و دستورالعمل هاي فني بهره برداري از ماشين آلات و تعمير و نگهداري آن به يك واحد توليدي كه از نيروي انساني ماهر و سازماندهي خوب و دانش فني و اطلاعات موردنياز برخوردار است ما رابه اين هدف نائل آورد ولي كمك چنداني به ايجاد توانايي طراحي و ساخت واحدهاي مشابه در كشور نمي كند. نمونه بارز اين امر در ساخت كارخانه هاي توليد سيمان در كشوراتفاق افتاد كه علي رغم احداث حدود 30 كارخانه توسط شركتهاي خارجي در كشور،هنوز توانايي طراحي و ساخت اين واحدها در ظرفيتهاي مختلف و با مواداوليه متفاوت در كشور وجود ندارد. درحالي كه اگر انتقال تكنولوژي در سطوح بالاتري انجام مي شد،تنها احداث تعداد انگشت شماري از اين واحدها با همكاري شركتهاي خارجي ، كافي بودتا توانايي طراحي و ساخت اين نوع كارخانه ها در كشور به وجود آيد. به عبارت ديگر در هر انتقال تكنولوژي در رابطه با نقش گيرندگان تكنولوژي بايدپاسخ سوالات ذيل مشخص باشد: دفتر طراحي كارخانه و دفاتر طراحي تجهيزات آن كجاست ؟ ساخت كارخانه و ماشين آلات موردنياز در كجا انجام مي شود؟ نصب و راه اندازي آن چگونه انجام مي شود؟ بهره بردار و توليدكننده محصولات آن كيست ؟ تعمير و نگهداري آن چگونه انجام مي شود؟ 3-3 - ويژگيهاي تكنولوژي مناسب ارزيابي و انتخاب تكنولوژي يكي از فعاليتهاي مهم انتقال تكنولوژي محسوب مي شود و بعضا انتخاب نامناسب تكنولوژي پيامدهاي جبران ناپذيري دارد. پروفسورعبدالسلام در يكي از سخنرانيهاي خود اظهار داشت : در مصر سه ميليون دلار صرف ايجاد كارخانه اي شد تا لامپهاي گرمايوني توليد كنند. اين كارخانه در همان سالي برپا شدكه ترانزيستورهاي كاملتري به وجود آمد و به بازارهاي جهاني سرازير شد. طبعا مشاوران خارجي ايجاد چنين كارخانه اي را توصيه كرده بودند ولي مقامهاي مسئول مجري بودندكه درك خاصي از چگونگي دانش نداشتند و درعين حال بدون مشورت با فيزيكدانان شايسته كشور خودشان اين توصيه را پذيرفتند."6" در بررسي مفاهيم ، اهميت و طبقه بندي تكنولوژي ، با مرور ادبيات تكنولوژي ،مدلهاي لازم براي بررسي ماهيت تكنولوژي و انتخاب تكنولوژي مناسب بررسي شد.به نظر مي رسد بررسي پنج بعد عمر تكنولوژي ، پيچيدگي تكنولوژي ، سرعت تحولات آن ،اندازه بازار در دسترس و ارزش افزوده حاصل ، دسته بندي مناسبي را براي انتخاب تكنولوژي دراختيار قرار دهد: مناسب ترين وضعيت عمر تكنولوژي براي انتقال ، دوره معرفي و رشد تكنولوژي است . يعني مرحله اي كه ريسك تحقيقات سپري شده و زمان كافي براي استفاده اقتصادي از آن فراهم باشد; پيچيدگي تكنولوژي موردانتقال بايد درحد توان فني و اقتصادي متقاضي تكنولوژي ويا يك قدم بالاتر باشد كه امكان جذب تكنولوژي فراهم شود; سرعت تحولات تكنولوژي بايد متناسب با فضاي محيطي نيازمند تكنولوژي باشد كه امكان حيات و توسعه تكنولوژي فراهم بوده و همراهي با تحولات تكنولوژي در دنياامكان پذير گردد; اندازه بازار داخلي ، منطقه اي و يا بين المللي دردسترس به اندازه كافي بزرگ باشد. درشرايطي كه علاوه بر اندازه بازار، كشش بازار نيز زياد باشد، سود مناسبي را نصيب سرمايه گذاران خواهدكرد; باتوجه به توان متقاضي ، ارزش افزوده تكنولوژي بالا بوده و تكنولوژي در لايه اي منتقل شود كه بيشترين ارزش افزوده را داشته باشد. به عنوان مثال بيشترين ارزش افزوده بيوتكنولوژي در لايه تحقيقات كاربردي و توسعه اي در حالي كه بيشترين ارزش افزوده نرم افزار در طراحي مهندسي است . 4-3 - روش انتقال تكنولوژي منظور از روش انتقال تكنولوژي ، مجموعه اي از فعاليتهاي ازپيش تعريف شده اي است كه طي آن تكنولوژي موردنياز دراختيار متقاضي قرار مي گيرد. روشهاي انتقال تكنولوژي ، بسته به نوع تكنولوژي و شرايط گيرنده و دهنده آن متفاوت و در برخي موارد بسيار متنوع است . درميان كتابها و مقالات نوشته شده درمورداين موضوع ، مي توان به طبقه بنديهاي مختلفي نظير تقسيم آن به روشهاي مستقيم وغيرمستقيم ، دروني و بروني ، رسمي و غيررسمي ، تجاري و غيرتجاري ، بسته بندي شده و غيربسته بندي شده ، تجسم و غيرتجسم يافته اشاره كرد. به طوركلي مي توان مهمترين روشهايي كه به وسيله آنها تكنولوژي انتقال مي يابد را به شرح زير تعريف كرد: 1 -سرمايه گذاري مستقيم خارجي "FDI"، 2 - انتقال از طريق حق امتياز يا ليسانس ، 3 -سرمايه گذاري مشترك ، 4 - قراردادهاي كليد دردست "TURN KEY"، 5 - قراردادهاي كمكهاي نقدي ، 6 - قراردادهاي فرعي و دست دوم "SUBCONTRACTING"، 7 - قراردادهاي بيع متقابل ، 8 - مهندسي معكوس "REVERSE ENGINEERING"، 9 - استخدام پرسنل فني و علمي ،10 - برگزاري كنفرانسها و نمايشگاههاي كتابها و انتشارات مقالات و نمايشگاههاي بين المللي تجاري ،صنعتي ، 11 - واردات ماشين آلات و كالاهاي سرمايه اي . ميزان اهميت و درجه تاثيرپذيري هريك از اين روشهاي انتقال تكنولوژي به عواملي چون ماهيت تكنولوژي موردنياز و توانايي ظرفيت كشور گيرنده تكنولوژي براي يادگيري و جذب دانش فني تكنولوژيك بستگي دارد. انتخاب روش انتقال همچنين هزينه ها وفوائد تكنولوژي انتقال يافته را مشخص مي كند. به عبارت ديگر، تعيين روش انتقال بخصوص در نتيجه تمايل عرضه كننده تكنولوژي به عرضه آن به فرم بخصوص و نيزتمايل و توانايي گيرنده تكنولوژي در اكتساب و جذب آن صورت مي پذيرد. بنابراين به طوركلي روشهاي گوناگون انتقال تكنولوژي را مي توان به وسيله بعضي از عوامل مهم مانند اهداف انتقال دهنده و گيرنده تكنولوژي ، سطح توانائيهاي مديريتي و ظرفيتهاي تكنولوژيك كشور گيرنده ، اندازه بازار دردسترس و سرعت تحولات تكنولوژي مشخص كرد. پس لازم است كه در انتخاب روش انتقال تكنولوژي نهايت دقت را به عمل آورد تا ازبه وجود آوردن اثرات نامطلوب جانبي نظير كسري تراز تجاري و وابستگي تكنولوژيك چنين انتخابي جلوگيري شود."7" درصورتي كه حداقل آمادگي تكنولوژي در كشور يا بنگاه نيازمند تكنولوژي وجودداشته باشد مي توان با استفاده از تجارب مهندسان و متخصصان توانمند در عرصه موردنياز، به تكنولوژي دست يافت . تحولات جهاني امكان استفاده از اين روش راافزايش داده است . به عنوان مثال پس از فروپاشي شوروي سابق حدود چهارميليون متخصص و دانشمند برجسته با بحران بيكاري روبرو شده اند كه حاضرند با شرايط بسيارمناسبي در ساير كشورها ازجمله ايران كار كنند. در اروپا نيز چنين موقعيتهايي وجود دارد ازجمله روند روبه افزايش بيكاري درفرانسه و وجود افراد صاحب تجربه در كانون بازنشستگان آنها زمينه مناسبي براي استفاده از متخصصان است . حتي در شرايط عادي نيز مي توان با به خدمت گرفتن مشاوران مناسب به فوت وفنهاي نهفته براي عرضه محصول "در نوع محصول / در فرايند توليد/ درنسبتهاي مواداوليه و غيره " دست يافت . براي استفاده از اين روش آمادگي و انگيزه و علاقه متقاضي به كسب تكنولوژي ضروري است و با وجود اين شرايط مي توان با هزينه بسيار پايين تري نسبت به سايرروشهاي انتقال تكنولوژي ، تكنولوژي را كسب كرد. 4 - فرايند انتقال تكنولوژي انتقال تكنولوژي فرايند پيچيده و دشواري است و بدون مطالعه و بررسي لازم نه تنهامفيد نيست بلكه ممكن است علاوه بر هدررفتن سرمايه و زمان ، به تضعيف تكنولوژي ملي هم بيانجامد. فرايند انتقال تكنولوژي داراي مراحل گوناگون و پيوسته اي است كه آنها را مي توان به سه بخش عمده تقسيم كرد:"2" انتخاب و كسب تكنولوژي ; انطباق ، كاربرد و جذب تكنولوژي ; توسعه و انتشار تكنولوژي . 1-4 - انتخاب و كسب تكنولوژي تكنولوژي هاي موردنياز هر كشور براساس نظام برنامه ريزي تكنولوژي ملي مشخص مي شود تشخيصي كه ملاحظات زير را دربردارد: 1 - در راستاي تامين اهداف برنامه ريزي توسعه كلان است ; 2 - اگرچه نظام برنامه ريزي تكنولوژي ، نظامي وابسته و تابع برنامه ريزي ملي توسعه است ، ولكن به لحاظ رعايت ويژگيهاي هم افزايي برنامه هاي توسعه تكنولوژي ، برنامه فوق محور هماهنگي برنامه هاي كلان توسعه ملي به شمار مي روند; 3 - مجموعه تكنولوژي هاي موردنياز هر بخش اقتصادي برمبناي اولويتهاي بخش مربوطه تعيين مي گردند تا سپس در مرحله بعد روش تامين هريك تعيين شود; 4 - اگرچه در مرحله تعيين نيازهاي تكنولوژي هر بخش اقتصادي ، با ديدگاهي مشخص و بخشي مجموعه نيازهاي خود را طرح مي كند، اما در مرحله انتخاب پروژه هاي انتقال تكنولوژي ، انتخاب فوق براساس ديدگاهي ملي و فرابخشي صورت مي پذيرد."4" فرايند بررسي ، انتخاب ، انعقاد و اجراي قراردادهاي انتقال تكنولوژي در شكل "2"آورده شده است .
شكل 2 - مراحل انتخاب و كسب تكنولوژي هاي موردنياز بنگاه
براي طي فرايند فوق مي توان قدمهاي ذيل را به ترتيب اجرا كرد: الف " ارزيابي و تعيين تكنولوژي هاي موردنياز "كشور / بنگاه ": در اين مرحله باتوجه به اهداف و استراتژي هاي كلان در مرحله اول فرايندهاي مهم شناسايي ، سپس فعاليتهاي مهم هر فرايند مشخص شده و تكنولوژي هاي كليدي تعيين مي شوند. كشور / بنگاه دربعضي از اين تكنولوژي ها تواناست و لازم است تعدادي را نيز كسب كند. ب " بررسي و انتخاب تكنولوژي هاي مناسب براي انتقال : در اين مرحله باتوجه به فهرست موردنياز براي انتقال تكنولوژي ، تكنولوژي هاي موجود در دنيا بررسي شده وباتوجه به شرايط كشور / بنگاه و فضاي محيطي آن ، تكنولوژي مناسب انتخاب مي شود. ج " بررسي و شناخت صاحبان تكنولوژي "بنگاه /فرد" و شناخت روشهاي انتقال آن : دراين مرحله لازم است كليه گيرندگان تكنولوژي و نقش هريك - باتوجه به ملاحظاتي كه در بخش قبل بيان شد - مشخص و آمادگي و هماهنگي لازم در بين آنها براي جذب تكنولوژي ايجاد شود. روشهاي شناخت عرضه كننده تكنولوژي را مي توان به دو دسته كلي روشهاي متعارف وروشهاي موثر تقسيم كرد .روشهاي موثر تقسيم كرد. روشهاي متعارف شامل برگزاري مناقصه ، شركت درنمايشگاهها و يا جستجو از طريق نمايندگان شركتهاي معتبر خارجي ، بخش بازرگاني سفارتخانه ها، شركتهاي تخصصي و مهندسان مشاور و صاحب تجربه ، انجمنها وسازمانهاي بين المللي نظير يونيدو، كتابها و نشريات فني - تخصصي و نشريات مربوط به اختراعات و شبكه ها و بانكهاي اطلاع رساني ازجمله شبكه بين المللي اينترنت مي شوند.در اين روشها چون انتقال تكنولوژي از طريق يك مجموعه حقوقي انجام مي شودمعمولا موجب افزايش چشمگير هزينه ها مي شود. در روشهاي موثر تلاش مي گردد باشناخت متخصصان باتجربه در حوزه موردنظر و اعمال مديريت مناسب در سطحي بالاتر دست به انتقال تكنولوژي زد. د" اولويت بندي روشهاي ممكن انتقال تكنولوژي : انتخاب روش مناسب انتقال تكنولوژي تاثير بسيار زيادي در موفقيت انتقال تكنولوژي وايجاد بهترين شرايطخواهدداشت ولي باتوجه به اينكه در مذاكرات انتقال تكنولوژي نمي توان تنها بر روي يك روش پافشاري كرد لازم است ابتدا روشهاي ممكن انتقال تكنولوژي موردنظرمشخص و مناسبترين روشها به ترتيب اولويت بندي شوند. در فصلهاي بعد، ضمن بررسي انواع روشهاي انتقال تكنولوژي مدل مناسب براي اولويت بندي روشها ارائه خواهدشد. ه " ارتباط با دارندگان تكنولوژي ، متقاعدكردن آنها به همكاري و دريافت پيشنهاد: در اين مرحله بايد با مكاتبه و تماس با دارندگان تكنولوژي ، اطلاعات لازم درمورد دارنده ،خواسته ها و شرايط پيشنهادي ، نوع همكاري و اطلاعات ، اسناد و مدارك فني مربوط به تكنولوژي پيشنهادي را به دست آورد. معمولا لازم است تماسهاي بيشتري انجام شود تا ضمن اطمينان از انتقال درست خواسته ها و پيشنهادهاي دو طرف ، دارنده تكنولوژي متقاعد به همكاري براي انتقال تكنولوژي شود. همان طور كه قبلا بيان شد، استفاده از فرصتهاي ويژه ، كمك بسياري به متقاعدشدن دارنده تكنولوژي و ايجاد شرايط مناسب براي انجام مذاكرات عادلانه خواهدكرد. و" مذاكره براي كسب بهترين شرايط ممكن : در اين مرحله لازم است به كمك كارشناسان باتجربه و صاحبنظر با نمايندگان اعزامي دارنده تكنولوژي وارد مذاكره شد. اين مرحله ازحساسيت بالايي برخوردار است و بايد مذاكرات تمام مسائل انتقال تكنولوژي ازجمله طراحي ، خريد مواد و ماشين آلات ، آموزش ، مدت قرارداد و غيره مطرح و به طور تفصيلي موردبحث قرارگرفته و در صورتجلسه قيد شود. بويژه مسئله نوبودن تكنولوژي ، عادلانه بودن قيمت و روش مناسب انتقال تكنولوژي ازجمله مواردي است كه گيرنده تكنولوژي بايد نسبت به آنها اطمينان داشته باشد و در صورت امكان تضمين لازم اخذ گردد.مذاكره كنندگان تكنولوژي درعمل بايد تلاش كنند كه منافع مشروع عرضه كننده نيز به صورتي منصفانه حفظ شود تا وي آمادگي و تمايل بيشتري براي انتقال تكنولوژي داشته باشد. علاوه بر اين تغيير "لااقل ظاهري " قرارداد انتقال تكنولوژي به قرارداد همكاري مشترك اقتصادي ، اقدامي موثر در كاهش هزينه هاي انتقال است . ز" تهيه پيش نويس و انعقاد قرارداد: معمولا در بسياري از كشورها در اين زمينه قراردادهاي استانداردي وجود دارد و بايد قبل از تدوين قرارداد به ضوابط عمومي انعقادقراردادهاي مربوطه مراجعه و سپس پيش نويس قرارداد را براي حك و اصلاح به سازمانهاي مسئول جهت اظهارنظر ارائه كرد. در اين مرحله لازم است كه متن پيش نويس قرارداد موردتائيد كارشناس حقوق بين المللي قرار گيرد. پس از طي مراحل فوق ، قرارداد در دو نسخه تنظيم و توسط نمايندگان انتقال دهنده وگيرنده تكنولوژي امضا مي شود. ح " اجراي قرارداد: يكي از بندهاي مهم قرارداد تاريخ اجراي قرارداد است . اين تاريخ باتوجه به برنامه زمانبندي توافق شده در قرارداد مشخص مي گردد و پس از فراهم آمدن مقدمات كار، عمليات در تاريخ ذكر شده آغاز مي شود. در اجراي قرارداد، انگيزه و اشتياق متقاضي تكنولوژي و ايجاد آمادگيها و سازماندهي لازم ، براي كسب كامل تكنولوژي بسيار موثر است . ط" خاتمه و مستندسازي نتايج : پس از اتمام قرارداد بايد از اسناد و مدارك به خوبي نگهداري و بهره برداري شوند. 1-4 - انطباق ، كاربرد و جذب تكنولوژي الف - انطباق تكنولوژي : فرايند تطابق و پيوند تكنولوژي وارداتي با شرايط و اوضاع واحوال اقتصادي - اجتماعي ازجمله توان سرمايه گذاري ، سطح مهارت نيروي انساني ،امكانات زيربنايي ، شرايط آب وهوايي و اهداف و سياستهاي اقتصادي را انطباق تكنولوژي مي گويند. استفاده از تكنولوژي وارداتي بدون درنظرگرفتن موارد فوق اگر امكان پذير باشد قطعاباعث گسيخته شدن زنجيره منظم فرايند تكنولوژي خواهدشد و مراحل ديگر "جذب ،توسعه و اشاعه " تحقق نخواهديافت . اصلاح و سازگاركردن تكنولوژي بيگانه باعنايت به درجه پيچيدگي آن و نيازها وامكانات گيرنده تكنولوژي تفاوت خواهد داشت ولي به طوركلي اقدامات زير بايد انجام گيرد. تجديدنظر در طراحي محصول و دادن تغييرات لازم ; اصلاحات و تغييرات در روشهاي توليد و تكنيكهاي ساخت ; متناسب كردن ساختمان و تاسيسات با روشهاو حجم توليد; بررسي سازمان و مديريت موردنياز و سازماندهي جديد; اصلاح و تغيير نمونه محصول . اين اقدامات ممكن است در مرحله اول فرايند انتقال تكنولوژي يعني زمان انعقادقرارداد صورت پذيرد و يا اينكه پس از بهره برداري انجام شود. طبيعي است اين تطابق مستلزم داشتن نيروي متخصص ، روح جنگيدن و مبارزه براي استقلال اقتصادي و وجودمنابع كافي و برنامه است . ب - كاربرد تكنولوژي : فرايند بهره برداري از تكنولوژي به منظور توليد كالا و خدمات وهمچنين دستيابي به روشهاي توليد و انجام فعاليتها و اقدامات قبل از بهره برداري راكاربرد تكنولوژي مي گويند. در اين مرحله طراحي ، احداث ساختمان و تاسيسات ، نصب و راه اندازي ماشين آلات و استقرار نظامها و سازمانهاي مديريتي انجام مي شود كه در ذيل به آنها اشاره مي كنيم : طراحيهاي لازم براساس تكنولوژي انطباق يافته ; استفاده نظامهاي مديريتي ازجمله برنامه ريزي ، كنترل توليد و سازماندهي نيروي انساني ; تدوين نمودار سازماني ; اجراي عمليات ساختماني ، حمل ونصب و راه اندازي ماشين آلات ; بهره برداري از اقدامات انجام شده ; بازاريابي و فروش محصول . انجام موفقيت آميز اين مرحله منوط به گذار موفقيت آميز از مرحله انطباق و جذب تكنولوژي است . ج - جذب تكنولوژي : فرايند جذب تكنولوژي از بررسي مباني طراحي ، نصب وراه اندازي ماشين آلات شروع و به فراگيرشدن تكنولوژي در سطح جامعه ختم مي گردد.به گونه اي كه دانش فني تكنولوژي وارداتي جزيي از مجموعه دانش و مهارت عمومي كشور واردكننده تلقي گردد. براي جذب تكنولوژي اقدامات اساسي زير بايد تحقق يابد: برنامه ريزي براي جذب تكنولوژي "مطالعه اسناد وآموزش در داخل وخارج "; استخدام نيروي انساني متخصص ; داشتن واحد پژوهشي و يا تيمي از كارشناسان جهت بررسي تكنولوژي از انعقادقرارداد تا بهره برداري از تكنولوژي ; بررسي و مطالعه تكنولوژي هاي مشابه وبازديد از كارخانجات در خارج از كشور. لازم به ذكر است كه منظور از آموزش در جذب تكنولوژي ، آموزش دانشگاهي نيست بلكه منظور يادگيري فوت وفنهاي تكنولوژي است . متاسفانه در مواردي از انتقال تكنولوژي هاي انجام شده به ايران شاهديم كه آموزش تكنولوژي را به جاي آموزش دانشگاهي اشتباه گرفته اند. 3-4-3 - توسعه و انتشار تكنولوژي الف - توسعه تكنولوژي : اگر مراحل پيش گفته يعني انطباق ، كاربرد و جذب تكنولوژي به درستي انجام گيرد مي توان گفت كه امر انتقال تكنولوژي تحقق يافته است ، يعني آنچه كه انتقال دهنده طبق قرارداد تعهد كرده است انجام پذيرفته ولي فرايند انتقال تكنولوژي تمام نشده است . اين فرايند وقتي تداوم خواهد داشت كه با استفاده از دانش انتقال دهنده و مهارت وتجربه كسب شده ، تكنولوژي جديدي خلق شود. در اين صورت ما به مرحله توسعه تكنولوژي قدم گذاشته ايم . يعني توانسته ايم كه با تلفيق تكنولوژي كسب شده بادستاوردهاي حاصل از دانش ، مهارت و تجربه خود تكنولوژي نويني متناسب به نيازهاي جامعه خلق كنيم . توسعه تكنولوژي همانند مراحل انطباق جذب و كاربرد، داراي مراحل ذيل است : طراحي توليد فرآورده هاي جديد; ساخت نمونه آموزشي ; توليد آزمايشي فرآورده و رفع نواقص آن ; توليد انبوه . توسعه تكنولوژي بدون نهادهاي تحقيق و توسعه امكان پذير نخواهدبود و لازم است كه در مراحل انطباق و جذب تكنولوژي بويژه مرحله كاربرد آن واحد تحقيق و توسعه كارخود را شروع كند. بديهي است كه مراد از توسعه تكنولوژي ، توسعه در سطح يك واحدتوليد نيست بلكه توسعه به معناي عام آن است و بدون استقرار نهادهاي پژوهشي درواحدهاي صنعتي و نهادهاي آموزشي و گسترش آموزشهاي فني و حرفه اي و ارتباطمستمر بين صنعت و دانشگاهها و از همه مهمتر عشق و علاقه دولت به پيشرفت ، توسعه تكنولوژي امكان پذير نيست . ب - انتشار تكنولوژي : توسعه تكنولوژي در سطح يك بنگاه اقتصادي و حتي در سطح يك بخش بدون گسترش آن به كل ساختار علوم و تكنولوژي جامعه كارساز نخواهدبود.مراد از انتشار تكنولوژي فراگير شدن تكنولوژي كسب شده و تكنولوژي هاي نوين درتمامي زمينه هاي آن ازجمله آموزش ، جذب ، كاربرد و توسعه است . انتشار تكنولوژي زماني تحقق خواهديافت كه نه تنها باعث افزايش توليد در سطح جامعه شود، بلكه ضمن ارتقا سطح دانش و مهارت عمومي با همكاريهاي منطقه اي ازسطح يك كشور فراتر رود. 5 - عوامل موفقيت انتقال تكنولوژي به كشورهاي درحال توسعه به طوركلي كشورهاي درحال توسعه مي توانند درسهاي پرارزشي از تجربه موفقيت آميز بعضي از كشورهاي صنعتي و تازه صنعتي شده بخصوص كشورهاي واقع درشرق آسيا و آمريكاي لاتين درامر توسعه تكنولوژي و صنعتي بگيرند. تجربه موفقيت آميزاين كشورها نشان داده است كه فراگيري و انتقال گسترده تكنولوژي هاي مناسب و مدرن به اين كشورها آنها را قادر مي سازد تا بر بهره وري خود بيفزايند و درنتيجه به توسعه سريع صنعتي اين كشورها منجر گرديده است . به عنوان مثال ، كشورهايي نظير كره جنوبي ،تايوان ، برزيل و مكزيك بيشتر ازطريق واردات و انتقال تكنولوژي خارجي به عنوان كشورهاي تازه صنعتي شده در شرق آسيا و آمريكاي لاتين مطرح گشتند. به طوركلي عوامل موقعيت اين كشورها را مي توان به دوعامل دروني و بيروني تقسيم كرد. در درون اين كشورها، عزم ملي براي توسعه تكنولوژي سرلوحه همه برنامه ريزيها و اقدامات قرارگرفته و كليه بسترها و ساختارهاي لازم براي تحقق اين امر آماده شده است . در بيرون نيز، به دليل اشباع شدن فضاي سرمايه گذاري در كشورهاي پيشرفته ، سرمايه گذاران غربي و شركتهاي بين المللي به همكاري مشترك و سرمايه گذاري در اين كشورها راغب بوده اند.اگرچه اين كشورها را مي توان بخاطر برخي خصوصيات و شاخصهاي كلان اقتصادي نظير درآمد سرانه ، حجم اقتصادي ، منابع اوليه و روند صنعتي شدنشان از ديگر كشورهامتمايز كرد، با وجود اين بررسي عوامل موفقيت آنها مي تواند براي كشورهاي ديگري كه درصدد پيروي از الگوي توسعه صنعتي مشابه آنها هستند، بسيار مفيد باشد. بعضي ازمهمترين عوامل موثر در انتقال موفقيت آميز تكنولوژي كشورهاي تازه صنعتي شده ،عبارتند از: مديريت كارآ و موثر; همكاري نزديك بين مراكز تحقيقاتي و صنايع ; توجه به فعاليتهاي تحقيق وتوسعه ; دردسترس بودن بازار كافي ; قابليت خوب و ظرفيت جذب كشور گيرنده تكنولوژي ; حمايت موثر دولت ; تمايل انتقال دهنده و گيرنده تكنولوژي ; سياست توسعه صادرات ."8" به عنوان نمونه در ذيل تجربه دو كشور ژاپن و كره جنوبي مطرح مي شود: تجربه ژاپن ژاپن ، يكي از كشورهاي پيشرفته و يكي از بزرگترين صادركنندگان محصولات صنعتي است و تنها كشوري است كه فاصله زماني بين درحال توسعه بودن تا صنعتي شدن را با سرعتي بيش از هر كشور ديگر درنورديد. اين كشور براي توسعه خود ازالگوي غازهاي درحال پرواز استفاده كرد كه درسال1937 توسط پروفسور آكاماتسو مطرح شد.در اين الگو درمرحله اول ، تقاضاي داخلي به طور كامل به وسيله واردات تامين مي شود.مرحله دوم زماني شروع مي شود كه قدرت خريد داخلي به اندازه اي مي رسد كه توليدداخلي سودآور بوده وقادر به شروع توليد باشد. به تدريج رشد واردات كند شده و حتي تقليل مي يابد و توليد ملي به تدريج جايگزين واردات از كشورهاي پيشرفته مي شود.هنگامي كه ظرفيت توليد به اندازه قابل توجهي رسيد مرحله سوم آغاز مي شود. در اين مرحله صادرات شروع شده و به تدريج با اشباع شدن بازار داخلي رشد قابل ملاحظه اي مي يابد. هنگامي كه كليه منافع ممكن كسب شد سرمايه ها به طرف محصولات پيچيده تررفته و به تدريج كالاهاي مصرفي تبديل به كالاهاي سرمايه اي مي شوند. در شكل "3"فرايند فوق - كه مشابه پرواز غازهاي وحشي است - ترسيم شده است .
شكل 3 - الگوي غازهاي درحال پرواز
M: واردات :1 P: توليد X: صادرات MP|X|MPX مرحله سوم مرحله دوم مرحله اول اولويت واردات تكنولوژي در اين كشور باتوجه به قانون مربوط به سرمايه گذاري خارجي در درجه اول به آن دسته از سرمايه هاي خارجي داده مي شد كه قادر باشند بابهبود كيفيت كالا و توليد بيشتر، كالاهاي ژاپني را دربازار بين المللي مطرح كنند. دراين صورت صادرات نيز افزايش يافته و ترازپرداختهاي خارجي به نفع ژاپن تغيير مي كرد.اولويت دوم مربوط به پروژه هايي مي شد كه در توسعه صنايع استراتژيك موثر بودند. ژاپن در انتقال تكنولوژي همواره سعي كرده در كليه مراحل مذاكره و طراحي گرفته تامرحله راه اندازي و توليد، مشاركت فعال داشته باشد. ژاپن در هر زمينه ، پس از دريافت تكنولوژي به صورت دانش متبلور در ابزار توليد و دانش مكتوب ، ابتدا از متخصصان امرخواسته تا ابزار توليد را بارها تفكيك و سرهم كنند تا عملا با دانش مكتوب و زيروبم تكنولوژي هاي مربوطه آشنا شده و شناخت لازم را كسب كنند، سپس معايب آن رااصلاح كرده و درنهايت دست به طراحي اصلاح شده آن بزنند. بدين ترتيب تكنولوژي دريافتي در داخل متحول شده و بهبود مي يابد و درنهايت طرح جديد به صنايعي كه قادربه توليد آن باشند سپرده مي شود."9" سياست انتقال تكنولوژي ژاپن چه در اجرا و چه در سرمايه گذاري ، به شدت نامتمركزاست . هسته اين سياست را شبكه موسسات پژوهشي منطقه اي تشكيل مي دهند كه وظيفه اصلي آنها همياري فني در توسعه يا انطباق تكنولوژي هاي جديد، بويژه براي شركتهاي كوچك و متوسط است . سرمايه گذاري دولت مركزي ، هزينه تجهيزات سرمايه اي موسسه هاي پژوهشي را به نصف تقليل مي دهد و شركتها و مقامات محلي ،بقيه هزينه را تامين مي كنند. در ژاپن ظرفيت بسيار خوبي براي جذب و تجاري كردن تكنولوژي به وجود آمده است . شاهد مدعا اينكه بسياري از محصولات توليدي ژاپن در كشورهاي ديگر ابداع شده اند ولي در اين كشورها توان رقابت با قدرت توليد ارزانتر و با كيفيت بهتر ژاپن وجودندارد."10" باتوجه به اينكه علاقه و توانايي زيادي براي جذب ، توسعه و انتشار تكنولوژي درژاپن وجود دارد، اين كشور توانسته از كم هزينه ترين روشها براي انتقال تكنولوژي سودببرد. به اين ترتيب كه با انتقال تكنولوژي درسطوح بالاتر توانايي تكنولوژي "مرحله تحقيقات كاربردي و توسعه اي " توانسته با پرداخت هزينه هاي نسبتا كم مربوط به استفاده از حق اختراع ، با بهبود فرايند توليد و عرضه كالا به قيمت پايين و كيفيت بالا، منافع سرشاري را نصيب خود كند. علاوه بر اين ژاپن ، استفاده گسترده اي از روشهاي غيررسمي انتقال تكنولوژي ازجمله مبادلات علمي و فني ، بازديد از نمايشگاهها و مراكز علمي وفني و موارد مشابه كرده است ، به طوري كه عمدتا شركتهاي غربي از فراهم كردن امكان بازديد مهندسان و متخصصان ژاپني از صنايع خود بيم دارند. تجربه كره جنوبي ازميان كشورهاي تازه صنعتي شده شرق آسيا، كشوركره جنوبي همواره به عنوان الگوو نمونه رشد وتوسعه سريع اقتصادي و صنعتي و انتقال موفقيت آميز تكنولوژي محسوب مي شود. اين كشور كه در طي سه دهه60 تا 1990 ميلادي از چنان نرخ رشدبالايي برخوردار بوده كه همواره از آن به عنوان معجزه رود هان ياد مي شود. به طوركلي درادبيات مربوط به توسعه اقتصادي ، به يكسري از عوامل موفقيت اين كشور در توسعه سريع صنعتي و تكنولوژيك نظير روحيه تلاش و نظم كاري مردم اين كشور، كمكهاي وسيع مالي و فني امريكا و ژاپن در مراحل اوليه توسعه صنعتي ، نقش موثر سياستهاي اتخاذشده توسط دولت شامل سياستهاي گسترش صادرات و توسعه منابع انساني اشاره شده است . اتخاذ سياست گسترش صادرات در كشور كره جنوبي موجبات تشويق وتسهيل واردات و انتقال تكنولوژي هاي مدرن به اين كشور را فراهم كرد. همچنين اتخاذسياستهاي توسعه وگسترش منابع انساني و سرمايه گذاري بسيار سنگين جهت آموزش وتربيت نيروي انساني ، ماهر، نقش بسيار مهمي در تقويت توانايي داخلي تكنولوژيكي آن كشور ايفا كرد. دولت اين كشور همچنين با ايجاد محيطي مناسب و اجراي موثر سياستهاي كلان اقتصادي زمينه لازم براي پيشبرد سياستها و راهبرد توسعه صنعت در اين كشور را فراهم ساخت . البته بايد خاطرنشان كرد كه نمي توان به تنهايي يك عامل معين را به عنوان موفقيت اين كشور ذكر كرد بلكه اين مجموعه اي از عوامل مرتبط بهم بودند كه موجبات پيشرفت و رشد سريع اين كشور را در مدت نسبتا كمي به وجود آوردند. برطبق مدل غازهاي درحال پرواز"FLYING GEESE MODEL" كشورهاي توسعه يافته كه به عنوان پيشروان تكنولوژي پيشرفته مطرح هستند تكنولوژي هاي خود را به كشورهاي تازه صنعتي شده كه ازنظر سطح تكنولوژي پايين تر هستند انتقال مي دهند. زماني كه اين كشورها، خلاء تكنولوژيك |"TECHNOLOGICAL GAP"خود را نسبت به كشورهاي پيشرو كمتر مي سازند، برخي از محصولات صنعتي خود را كه قبلا توسط كشورهاي توسعه يافته ساخته شده است را به كشورهاي درحال توسعه صادر مي كنند. برطبق اين نظريه كشور كره جنوبي از مدل ژاپن جهت نيل به توسعه ازطريق پذيرش تكنولوژي هاي مناسب و انتقال فناوري پيروي كرد. سياستگذاران كره اي جهت دستيابي به توسعه و رشد پايدار و تحول كارآ در ساختارصنعتي اين كشور اقدام به تقويت مداوم زيرساختهاي صنعتي مبتني بر توسعه توانائيهاي مديريتي و تكنولوژيك داخلي در اين كشور كردند. همچنين كنترل و هدايت دولت برانتقال تكنولوژي و سرمايه گذاري مستقيم خارجي ، التزام و پايبندي آن بر اتخاذسياستهاي حمايتي نظير اعطاي وامهاي بلندمدت توسط بانكهاي دولتي ازجمله عوامل مهم و ضروري جهت نيل به توسعه سريع صنعتي و دستيابي به سطوح بالاتراستانداردهاي زندگي در اين كشور محسوب مي شود. سياست توسعه علوم و تكنولوژي در كره جنوبي بيشتر بر توسعه ظرفيت براي انتخاب صحيح ، جذب و تطبيق تكنولوژي هاي وارداتي تاكيد كرده است . همچنين دولت اين كشور با اتخاذ سياستهاي برون نگر و گسترش صادرات ، شركتهاي بزرگ صنعتي كره اي را تشويق كرد كه در امرتكنولوژي سرمايه گذاري بيشتري كنند تا قادر باشند در بازارهاي جهاني بهتر به رقابت بپردازند، اين امر بيشتر ازطريق ورود كالاهايي "سرمايه اي " كه حاوي تكنولوژي هاي پيشرفته بودند انجام شد. انتقال تكنولوژي در كشور كره جنوبي بيشتر از طريق روش واردات كالاهاي سرمايه اي صورت پذيرفته است . اگرچه بعضي از ديگر روشهاي انتقال تكنولوژي مانندروش كليد دردست و مهندسي معكوس نيز در مراحل ابتدايي توسعه صنعتي كره مورداستفاده قرار مي گرفتند. همچنين ، انتقال تكنولوژي ازطريق واردات ماشين آلات ووسايل و تجهيزات و كالاهاي سرمايه اي به عنوان مهمترين كانال انتقال تكنولوژي در طي دوره بين1962-1986 بوده است كه حدود 21 برابر ديگر روشهاي انتقال تكنولوژي ازنظر مقدار و ارزش در اين كشور بالغ گشت . ازديگر عوامل موفقيت كره در توسعه سريع صنعتي ، اتخاذ مجموعه اي از سياستهاي توسعه منابع انساني و آموزش و تربيت نيروي كار در اين كشور بوده است . سرمايه گذاري بسيار زياد دولتمردان كره اي بر روي آموزش و تربيت نيروي انساني درتمام سطوح آموزشي ، گام بسيار موثر و مفيدي درجهت اكتساب ، جذب ، تطبيق وتوسعه تكنولوژي هاي وارداتي بود. بنابراين نكته قابل توجه اين است كه كشورهاي درحال توسعه با توجه به توانائيهاي تكنولوژيك و زيرساختارهاي صنعتي خود بايد اقدام به مطالعه الگوي توسعه كشورهاي تازه توسعه شده شرق آسيا بخصوص كشور كره كنند."12و11" 6 - قراردادهاي انتقال تكنولوژي قراردادهاي انتقال تكنولوژي باتوجه به كمبود ارز در كشورهاي انتقال گيرنده و قيمت سنگين و پيچيدگي قراردادها از اهميت خاصي برخوردار است . به طوري كه موسسه انكتاد سالهاست كه با مشاركت كشورهاي درحال توسعه و پيشرفته صنعتي درصدد تهيه قرارداد نمونه اي است كه طرفين قادر باشند با پركردن جاهاي خالي آن را امضا كنند. دولتهاي كشورهاي انتقال گيرنده نيز به دلايل فوق و همچنين به اين علت كه انتقال تكنولوژي عمدتا با برنامه هاي بلندمدت و اساسي توسعه اقتصادي مرتبط است اقدام به تهيه و تنظيم ضوابط عمومي قراردادهاي خريد خارجي و انعقاد قراردادهاي انتقال تكنولوژي كرده اند. دولت جمهوري اسلامي ايران نيز طي مصوبه 1359/1/28 شوراي انقلاب تمام دستگاههاي اجرايي و نهادهاي انقلاب اسلامي را موظف به رعايت ضوابطتعيين شده توسط دولت كرد. منابع و ماخذ: 1- WORLD DEVELOPMENT REPORT, 1992, WORLD BANK.
2 - قربان يوسف پور "انتقال تكنولوژي در جهان سوم و ايران
"، نشر تنديس ،1376.
3 - حسن و منوچهر آقايي "جزوه انتقال تكنولوژي "، مركز تحقيقات خودكفايي ايران . 4 - سيدحبيب الله طباطباييان "انتقال تكنولوژي ، نيازمند نگرشي جامع "، مركز مطالعات مديريت و بهره وري ايران ،1378. 5 - دكتر محمدنقي شهيدي "انتقال تكنولوژي و صنعتي كردن كشورهاي درحال توسعه "،انتشارات دانشگاه تهران ، اسفند 1371. 6 - پروفسور عبدالسلام ، ترجمه كاشيگر، "يادداشتهايي درباره دانش ، تكنولوژي و آموزش علم "، نشر فيروز سپاهان ،1369. 7 - "انتقال تكنولوژي : روشها و مراحل "، گزارش مركز مطالعات مديريت و بهره وري ايران -وابسته به دانشگاه تربيت مدرس . 8 - دكتر رضا اسلامي "عوامل موفقيت در انتقال تكنولوژي و توسعه صنعتي كشورهاي درحال توسعه " صنعت و توسعه ، شماره 17. 9 - محمدنقي شهيدي ، "بررسي استراتژي صنعتي ژاپن "، انتشارات بيمه ايران ، 1372. 10 - هنري ارگاس ، ترجمه مهرداد تقوي گيلاني و عقيل ملكي فر "بررسي تطبيقي سياستهاي كلان تكنولوژي و نظامهاي پژوهشي ، آموزشي در كشورهاي عمده صنعتي "، انتشارات دفترمطالعات موسسه آموزشي و تحقيقاتي صنايع دفاعي ،1377.
11- KIM J, A. " MANAGING KOREA`S SYSTEM OF
TECHNOLOGICAL INNOVATION INTERFACES ", VOL.23, NO.6, NOV-DEC. 1993.
12- KIM, W.A. " THE KOREAN ECONOMY IN DISTRESS:
MAJOR ISSUES AND CHALLENGES IN THE 1990 S".
دكتر عليرضا علي احمدي : عضو هيئت علمي دانشگاه علم و صنعت ايران
E-Mail: aliahmady@Yahoo.com مهندس عليرضا توكلي : كارشناس ارشدمهندسي صنايع "سيستم هاي اقتصادي -اجتماعي " |