مديريت 2000
از: محمد توليت 

از بزرگترين عوامل موفقيت در مديريت 2000 را مي توان شفاف بودن محيط فعاليت توصيف كرد.
محيط كاري از جمله محلهايي است كه اغلب مديران براي آن حريم قائلند و هركس و هر بخش فقط مي تواند به گوشه اي از اطلاعات دسترسي داشته باشد و همه چيز را نيازنيست همگان بدانند.
در قرن بيست و يكم شاهد انفجار اطلاعات هستيم و عواقب اين انفجار و حضورسازمانهاي غيررسمي بسيار قوي در سازمانهاي امروز، عملا پوشش اطلاعاتي محدود رابي معنا ساخته است .
بااين توصيف ، تمامي سازمان و حتي بيرون از سازمان از اطلاعات درون مجموعه به روشني آگاه خواهند شد. حال اگر اين آگاهي از طرف مديريت ارشد و مجموعه اداره كنندگان سازمان باشد اثرات آن بسيار مثبت و دلگرم كننده بوده به طوري كه مجموعه اعضا سازمان خود را امين و محرم سازمان دانسته و منافع آن را از خود مي دانند. در حالي كه اگر اين اطلاعات از بيرون و ازكانالهاي غيررسمي به مجموعه برسد و زير مجموعه به اين جمع بندي برسند كه مديران ارشد آنها را نامحرم و با سازمان غريبه مي دانند در آن صورت است كه ديگر ما شاهد دلگرمي در كار و پيوند منافع زير مجموعه و سازمان نخواهيم بود و سازمان به شدت تضعيف شده و نمي تواند وظايف محوله را به درستي انجام دهد.
آنچه با رشد فرهنگ سازمان به وقوع پيوسته است تغيير سازمانها از حالت انجام وظيفه به حالت برهاني فعاليت كردن است .
اين بدان معناست كه همه پرسنل سازمان بايد بدانند براي چه به فعاليتي دست مي زنند اگر اضافه كار هست براي چيست و اگر نيست چرا؟
بايد بدانند چرا روز تعطيل مجبورند فعاليت كنند و چرا بايد از فردي اطاعت كنند.ديگر نمي توان به كاركنان سازمان دستور داد آنطور عمل كنند كه مدير ارشد مي گويد. حالاسازمان خود را محق مي داند كه علت هر امري را جويا شود در صورتي كه مجاب شد آن را اجرا كند.
آنچه در حالت عام اتفاق مي افتد عدم پذيرش سازمانها با مديريت آمرانه است وليكن در صورتي كه اين موضوع را نيز بپذيرد. نكته مهم عدم فعاليت با يقين و اعتقاد قلبي است .
تجربه ثابت كرده است كه شركتهايي در كار خود موفق هستند كه مي توانند افرادسازمان را با عشق و علاقه به كار مشغول سازند و آنهايي كه به فعاليت در سازمان افتخارمي كنند همواره بهترينها براي دستيابي به اهداف سازمان هستند. در صورتي كه افرادي كه به اجبار كار مي كنند بعضا لطمات وارده از طرف آنها بيش از منافعشان براي سازمان است .
اين نكته حائز اهميت است مجموعه سازمان از مدير قدرتمند بسيار خرسند است به شرط آنكه اين قدرت در مورد مسئولان مافوق و به نفع زير مجموعه به كار رود. كاركنان سازمان از مديران ضعيف كه نمي توانند از منافع آنها در موارد بحران دفاع كنند راضي نيستند و صدالبته اين چنين مديريت كردن ضمن آنكه به شدت نيازمند آموزش است بايدداراي مراتب مديريت ذاتي نيز باشد كه بعضا اين دومي بر اولي برتري پيدا مي كند.


در اين شماره مي خوانيد:
سر مقاله
مديران را دريابيم
ميز گرد
نيروهاي دانشگر , سرمايه اصلي سازمانها در قرن بيست و يكم
مقالات
نگرش جامع به انتقال تكنولوژي
‎فرصتهاو محدوديتهاي كارآفريني در اقتصاد ايران
تصميم گيري راهبري در شركتهاي كوچك
27 عامل كليدي در ايجاد مزيتهاي رقابتي به وسيله سيستم هاي اطلاعاتي

فرسودگي شغلي در موسسات صنعتي و توليدي
فاصله بين زنان و مردان در كارهاي اجرايي و مديريت
مديريت رفتارهاي فيزيولوژيك انسان
به سوي سازمانهاي يادگيرنده
مهندسي مجدد
مميزي بازاريابي
گزارش ويژه
‎بسترسازي, نخستين شرط حركت بخش خصوصي
گزارشهاي داخلي
‎مديريت , جمع گوناگونيها
فرسودگي مديران و چگونگي آن
‎ارتباط تحقيقات بازاريابي و بقاي سازمانها
كوتاه و خواندني
‎كاربر نمودار پارتو
آموزش و چرخش شغلي كاركنان
مديريت 2000

گزارش شبكه
تهديدات امنيتي در اينترنت
روي خط اينترنت
نگاهي به يك كتاب
پايان ((كار)) . زوال نيروي كار جهاني و طلوع عصرپسابازار
معرفي كتاب
روي جلد