كلانشهر تهران در جهان امروز شهرها ابعاد پيچيده اي يافته اند و گوئي كه جلوه هزاران سال تلاش وتكاپوي انسان در ابعاد فرهنگي ، هنري ، معماري ، اجتماعي و اقتصادي هستند. شهرهاهمچون يك نظام با موجوديت خود به عنوان تنظيم كننده روابط عيني اجتماعي شهروندان و اثرگذار برزمينه هاي باورها، انديشه و رفتار آنان عهده دار نقش متفاوتي نسبت به گذشته هستند. در دهه هاي اخير حساسيت اين موضوع بسيار فراتر از گذشته به چشم مي خوردچه اينكه شهرها تجسم عيني ايده آل ها، آرزوها، نگرشها و مناسبات اجرايي يك جامعه شده اند و چه بسا موثرتر از نظامهاي آموزشي و اطلاعاتي يك كشور، به صورتي عميق ونامحسوس تاروپود وجودي شهروندان را مي سازند. اتكاء مردم به نظام مديريت شهرهاابعاد فزاينده اي يافته است بگونه اي كه ابتدائي ترين نيازهاي آنان بدون پشتيباني مديريت شهرها برآورده نمي شود و شايد به همين دليل باشد كه در دنياي امروز، شهرداران دررديف مديران اصلي اداره كننده حكومتها محسوب مي شوند. كلانشهر تهران در كشور ما ابعاد بسيار پيچيده و مسائل بسيار گسترده اي را يافته است . اين شهر مركز و كانون فعاليتهاي گوناگوني در جامعه ما شده است . تهران به عنوان مركز حكومت اقتضاي ساماندهي سياسي جامعه را در وسيع ترين شكل ممكن يافته است ،به گونه اي كه بخش عظيمي از دستگاههاي انديشه ساز، پردازشگر اطلاعات و تصميم سازو همه نهادهاي تصميم گير در تهران استقرار يافته اند. تصميم سازي و تصميم گيري در گروفضاي متعادل و آرامي است كه اجازه شكوفائي "فهم " و "تعقل " را بدهد. بيش از پيش به نظر مي رسد تهران از آرامش برخوردار نيست و مركز عصبي اداره كننده كشور از توازن وبالنده سازي كارشناسان و مديران جامعه دور مي شود. كلانشهر تهران در درون خودبسياري از چيزهارا جا داده است كه در يك نظام تكاملي "بي هنجار" به نظر مي آيند. حل مسائل اين شهر صرفا به اتكاء داده ها، اطلاعات و دانش كلاسيك امكانپذير نيست وضرورت ساماندهي "فهم " و "تعقل " صاحبنظران و نخبگان فكري جامعه و شهروندان اين شهر را طلب مي كند. اين مطالب را نمي توان صرفا از شهرداري و يا شوراي شهرتهران طلب نمود. مروري بر واقعيتهاي اين شهر نمايشگر مطالب زير است : - تهران مركزي با مساحتي قريب به 700 كيلومتر مربع تنها بخش كوچكي از منطقه شهري تهران بزرگ است كه در شعاعي 40 تا 45 كيلومتر شكل يافته است . اين حوزه كلانشهري كه قسمت اعظم جمعيت استان تهران را در خود جاي داده طي 35 سال گذشته از 75/2 ميليون نفر به بيش از 4/7 ميليون نفر رسيده است . اگر برآورد كارشناسان مديريت شهري در مورد سفر روزانه 2ميليون نفري حاشيه نشينان و شهرستاني ها را به جمعيت تهران مركزي معتبر بدانيم ، اين شهر روزانه بيش از 9 ميليون نفر را در خود جاي مي دهد. - تهران همانند اغلب كلانشهرهاي كشورهاي در حال توسعه "با توسعه شديدا نابرابرمنطقه اي " بيش از 35% توليد ناخالص ملي را در خود متمركز كرده است كه خود ازشاخص هاي توسعه شديدا نابرابر اقتصادي ساكنان آن نيز مي باشد كه در ابعاد گوناگون قابل تحليل است . - زمين شهري در تهران مركزي ، تنها براي ساخت مسكن ، ميانگيني از نابرابري بيش از01 برابر را نشان مي دهد. فقط در طول 6 ماه گذشته بيش از 96000 ميليارد ريال بر قيمت زمين شهري تهران افزوده شده است و اين موضوع به عنوان رقيبي جدي براي هرگونه سرمايه گذاري عمراني و توسعه صنعتي بخصوص در مقياس ملي است . اگر فعاليتهاي ساختماني را كه نسبت به ساير سرمايه گذاريها در شرايط خاص كشور از ضريب امنيتي بالاتري برخوردار است در نظر بگيريم رقم آن از40000 ميليارد ريال فراتر مي رود.حاصل جمع بالغ بر130000 ميليارد ريال فقط براي تهران مركزي "20 منطقه شهرداري " مي شود. ارقام مورد اشاره در مقياس كلانشهر تهران "تهران بزرگ 40x45كيلومتر مربع " با محاسبه رانت زمين چندبرابر خواهد شد كه رقمي تكاندهنده است . - تهران نقش مركز خدمات را از نظر اقتصادي در مقياس ملي دارد و همان مشخصه خدماتي شدن اقتصادهاي توسعه يافته "با ميانگين 70% توليد ناخالص ملي براي خدمات در برابر 30% براي كشاورزي و صنعت " را از خود نشان مي دهد كه اساسا تهديدي جدي براي توسعه پايدار در جامعه ما محسوب مي شود كه نياز به عرضه انبوه مشاغل دارد. - اگر براي راهبردهاي توسعه ملي دچار سردرگمي هايي هستيم در مقياس كلانشهر تهران اين مساله به صورت بحران خودنمائي مي كند. بحراني از فقر شهروندان انبوه و نمادهايي محدود و ظاهري "بيشتر آشفته " از جهاني شدن و ثروت به چشم مي خورد. حوادث اسلامشهر در گذشته و تيرماه78 بيانگر ظرفيت بحران سازي اجتماعي در شهر تهران مي باشد. - تهران در زير پوست خود بمنزله خانه امني براي شهروندان ديگر نقاط كشورمان محسوب مي شود كه از دخالتها، تنگ نظري ها و محروميت هاي سياسي ، فرهنگي ،اقتصادي و اجتماعي به جان آمده اند. امنيت فردي و خانوادگي خود را به هزينه ناايمني جمعي خريدار مي شوند. - تهران از منظر سياسي ، فرهنگي و اجتماعي همانقدر بي سامان مي نمايد كه از منظركالبدي ، حمل و نقل و مقررات شهرسازي چنين به نظر مي آيد. اگر مسائل آلودگي هوا وبهداشت و حفظ سلامت شهروندان را نيز در نظر بگيريم مي توان توسعه بي هنجاري رابراي هريك از مقوله هاي نامبرده به جا و واقع بينانه ارزيابي كرد كه نياز به گسترش بحث وارجاع به شاخص هاي هرمقوله داردكه چندان پنهان نيست و بااندكي تامل قابل اثبات مي باشد. - مسائلي چون بحران هاي طبيعي "زلزله و..." و اجتماعي هر لحظه ممكن است از راه فرارسند و آمادگي هاي لازم براي روياروئي با چنين وقايعي كافي به نظر نمي رسد. - از جمله مسائل شهر تهران مساله تامين بودجه شهرداري تهران با فروش تراكم وكاربري است كه طي دو دهه گذشته مشكلات دامنه دار و گسترده اي را به وجود آورده ،بخصوص ناهماهنگي سياستهاي وزارت مسكن و شهرسازي و شهرداري ويكسونگري هايي كه زمينه ساز پيچيده تر شدن كلاف سردرگم مسائل مي شود. - ... پايتخت ها و كلانشهرهاي كشورهاي در حال توسعه با شهرهاي متوسط و كوچك تفاوتي بنيادي دارند. تهران نه يك بنگاه اقتصادي 9 ميليون نفري است و نه سازوكارهاي مديريت و اداره آن شبيه شهرهاي ديگر كشور و بخصوص750 شهر كوچكتر كشورمي باشد. مديريت شهر تهران و شهرهاي بزرگي چون اصفهان ، تبريز، مشهد، شيراز،اهواز و... نيز برغم مسايل مشترك يكسان نيستند و هريك با مسايلي خاص روبرومي باشند. تامين بودجه ، منابع حياتي مانند آب ، حمل ونقل و راههاي مدرن درون شهري و... اقتضاهاي ويژه خود را طلب مي كند. كلانشهر تهران را به عنوان يك "شهر پايدار" مي بايد نگريست . شهر پايدار در نظام جمهوري اسلامي ابعاد متعالي و ظريفتري مي يابد و نظام مديريت شهري عهده دارفراهم آوردن شرايطي مي گردد كه در چارچوب آن شهروندان از "آرامش روحي براي توسعه نيايش و آسايش ذهني براي گسترش انديشه و سلامت جسمي براي تلاش و فعاليت اجتماعي " برخوردار شوند. بدين ترتيب نقطه شروع "مديريت شهري " در تهران از طرح جامع ، محدوده بيست و پنج ساله ، خدمات شهري و... نيست بلكه از فلسفه مديريتي است كه در جهت اعتلاي اهداف برشمرده ، در تعامل گسترده باشهروندان به نتيجه برسد. اگرچه شهرها، توليد و مصرف را متمركز ساخته و الگوهاي ناسازگار با طبيعت را اشاعه داده اند، اما همين شهرها در محيط تمدن ساز خود، بزرگترين نوآوري ها و فرصت هاي تحول را با جمع آوري و تضارب افكار، منابع و دانش بشري فراهم آورده اند. راهكارهاي حركت به سوي شهر پايدار آنگونه كه مورد توافق اكثريت صاحبنظران دربرنامه ريزي و مديريت شهري مي باشد به قرار زير است :* 1 - كاهش اتكاء به خودرو "بويژه خودرو شخصي " در جابجايي 2 - افزايش فشردگي كالبدي در توسعه شهري 3 - حفاظت و احياي نظامهاي طبيعي در شهر و منطقه پيرامون آن 4 - كاهش مصرف منابع و توليد آلودگي در شهر و منطقه مربوط به آن 5 - بهبود زيست پذيري اجتماعات شهري 6 - پايندگي و تقويت اقتصاد شهري 7 - اصلاح نظام اداري و حكمراني شهري سامان يافتن مديريت كلانشهر تهران در گرو اقدامات گسترده ، پيوسته و همه جانبه اي است . سرفصلهاي ضروري براي دستيابي به اين مهم به اختصار به قرار زير بيان مي شود: سامان دادن مدلهاي ذهني يا ساختار ذهنيت مديران مرتبط از دولت ، شهرداري ،اعضاي شوراي اسلامي شهر، نهادهاي مدني و تشكل هاي مردمي به صورت گسترده به گونه اي كه تحول و بالندگي در اداره شهر تهران نهادينه شود. تفكر نظام گرا و منظومه اي به عنوان وسيله بسيار ضروري براي ايجاد تحول در تمام دست اندركاران اداره شهر تهران گسترش كيفي و كمي يابد. اين مطلب در چهره هاي مسئول تر و اثرگذارتر مبرمتر است . واقعيت آن است كه صرفا با جابجايي مديران وانتخاب اعضاي شوراي شهر با راي مردم مساله سامان نمي يابد. اداره مشاركت جوي شهر تهران در گرو آن است كه رفتار توسعه يافته دردست اندركاران فراهم آيد. اين رفتار در گرو انديشه پيچيده و توسعه يافته است . ايجاد چشم انداز مشترك يا آرمان واحد براي شهروندان و تمام كارشناسان و مديران اثرگذار در اداره شهر تهران در جهت ايجاد "تهران پايدار" از اصلي ترين اقدامات است .در اين زمينه از وجود فرهنگسراها و خانه هاي فرهنگ ، مساجد، مدارس ، دانشگاهها و...به عنوان كانونهاي "توسعه تفاهم اجتماعي " مي توان بهره گرفت . تبادل نظر بين اين كانونها و دستگاههاي دست اندركار براي يادگيري جمعي به گونه اي كه با مرور پيوسته بر واقعيتها و الهام گرفتن از چشم انداز تكاملي كلانشهر تهران قدرت حل مسائل شهري را افزايش دهيم . شبكه تهران و راديو پيام سازمان صدا و سيما در بستر چنين ساماندهي با درك جديدي از ضرورتها و مطلوبيتها مي تواند اين فرآيند را ياور باشند. شبكه هاي پشتيباني اطلاعات شهروندان به صورت شبانه روزي و با تعامل خود شهروندان به كار گرفته شوند. ساماندهي اين شبكه ها بايد به گونه اي صورت پذيرد كه هريك از شهروندان بتواند با برقراري ارتباطبا آن نيازهاي خود را رفع نمايد. سازمان فرهنگي و هنري شهرداري تهران به عنوان يك آزمايشگاه اجتماعي فعال وكارآمد در مسير روزآمدسازي و كارآمدسازي شهروندان تهران نقش پويا، سامانده وغيرمتمركز خود را ايفا نمايد. تشكل هاي مشاوره به عنوان بازوهاي فكري شهرتهران در مسير ساماندهي مديريت شهر نقش جدي عهده دار شوند. در اين ميان تشكل هايي كه به توسعه مديريت و كارآمدي آن در شهر كمك مي كنند طبعا از نقش مبرمتري برخوردار هستند. شهروندان تهران و دست اندركاران اداره اين شهر مي بايد نيك دريابند كه "تهران پايدار" بايد دغدغه مشترك آنان باشد. بااستقبال از حادثه هاي ارادي از حوادث غيرارادي هر چند انسان ساخته جلوگيري نمائيم . ان شاءالله * شهر پايدار چيست ؟ مظفر صرافي ، مجله مديريت شهري ، شماره 4 زمستان 79 |