نگاهي به ميزان اهميت سلامت جسمي و رواني نيروي كار در ايران
كيفيت و سلامت ; ياران همراه
گروه گزارش : علي اكبر بابايي - مهرانگيز يقين لو
اشاره
توليد چه در سطح يك بنگاه "اقتصاد خرد" و چه در سطح كلان جامعه
"توليدملي " وتوسعه و رشد اقتصادي ، تابعي است از عوامل فيزيكي شامل سرمايه و منابع طبيعي ونيروي كار انساني ، چه در وضعيت ساده يا كارگري و چه در حالت كارشناسي و مديريتي و بالاخره فناوري . بنابراين همه اين عوامل در توليد و بويژه توليد با كيفيت دخالت دارندو نمي توان نيروي كار را از عوامل ديگر مهمتر يا كم اهميت تر دانست .
ازطرف ديگر تاكنون پيرامون وظايف گوناگون مديران بسيار گفته اند و نوشته اند،امروزه بر همه دانش پژوهان آشكار شده است كه مديريت به عنوان يكي از بااهميت ترين ويژگي هاي يك سازمان سالم آن است كه سلامت جسمي و رواني كاركنان به همان ميزان كه به توليد اهميت داده مي شود موردتوجه و علاقه قرار گيرد.
بهداشت جسمي رواني از جمله مفاهيمي است كه امروزه از اهميت ويژه اي برخورداراست . بويژه بهداشت رواني كه دايره شمول موضوعات آن هر روز فراگيرتر مي شود.بهداشت رواني در سه حوزه كاربردي در روانشناسي يعني پيشگيري ، تشخيص و درمان اختلالات رواني مطرح است .
در يك جامعه سالم ، مسئوليت سازمانهاي توليدي منحصر به توليد كالا و خدمات سودآور بيشتر نيست و مديران سازمانهاي چنين جوامعي مي دانند كه توليد بيشتر نتيجه ومحصول مديريت موثر است و مديريت موثر نيز بدون توجه و اعتقاد به سلامت كاركنان حاصل نمي شود و چنانچه در جامعه اي سازمانها با اتخاذ شيوه هاي گوناگون و با فراموش كردن ابعاد انساني محيط كار به سطح توليد موردنظر خود رسيده اند. اما كاركنان اين سازمانها داراي ويژگي هاي نابهنجاري مانند بيماريهاي جسمي و عصبي هستند ودرانتظار فرصتي بسر مي برند تا پريشاني هاي رواني خود را با كم كاري ، ترور شخصيت يكديگر، غيبت ، شايعه پراكني و... نشان دهند.
پس اگر ما اين اعتقاد را مطرح مي سازيم كه نقش و وظيفه ديگر هر مدير تامين بهداشت تن و روان كاركنان است ، سخني دور از انتظار نگفته ايم ، چرا كه توليد با كيفيت مطلوب محصول كار انسانهاي باكيفيت مطلوب است .
اما اين وضع در ايران چگونه است ؟ آيا هنگام انتخاب افراد براي كار در يك بنگاه اقتصادي به سلامت جسم و جان وي توجه كافي مي شود؟ و از اين مهمتر آيا در ادامه ودر طول فعاليت در آن سازمان يا شركت بررسي مي شود كه اين ميزان سلامت همچنان درحد مناسب و مطلوب باشد؟ درواقع اين موضوع كه در سالهاي اخير مورد توجه قرارگرفته است ، مي رود تا به يكي از حساس ترين موارد موردتوجه مديران آگاه و آينده نگرتبديل شود. چرا كه براي جهاني شدن ، بايد استانداردهاي جهاني را رعايت كرد.
در گزارشي كه درپي مي آيد، تلاش كرده ايم تا برخي از جنبه هاي اين موضوع را درگفتگو با صاحب نظران بررسي كنيم و به سهم خود در اين راه گام برداريم .
كارشناسان و متخصصاني كه دعوت ما را براي اظهارنظر در اين زمينه پذيرفتندعبارتند از:
- دكتر مهدي ابزري : عضو هيات علمي دانشگاه اصفهان
- خانم زهرا اصغر پور سرابي : مسئول دفتر تضمين كيفيت شركت سابير
- آقاي بهمن خواهشي : كارشناس بهداشت حرفه اي سازمان تامين اجتماعي
- آقاي عليرضا ذكايي : رئيس مركز ايمني و بهداشت كارخانجات پارس الكتريك
- مهندس بهروز رزمي : عضو هيات علمي دانشگاه آزاد اسلامي
- مهندس عليرضارضاخواه :معاون بهداشتي دانشگاه علوم پزشكي اصفهان
- مهندس زهرا زمانيان : مدير گروه بهداشت محيط و حرفه اي دانشكده بهداشت دانشگاه علوم پزشكي شيراز
- آقاي حامد صادقي علوي : رئيس دايره ايمني و مديريت ايمني بهداشت صنايع شهيدكريمي
- آقاي بهروز فيروزي نژاد: عضو هيات مديره انجمن متخصصان بهداشت حرفه اي ايران
- آقاي مهدي قدسي ورزنده : مسئول روابط عمومي اداره تامين اجتماعي خراسان
- آقاي ميرمسيح مسلمي عقيلي : عضو كميته فني تدوين استانداردهاي ارگونوميكي سازمان استاندارد و تحقيقات صنعتي ايران
پيش از آن كه به پرسشهاي مطرح شده و پاسخهاي صاحب نظران بپردازيم ، ترجيح داديم كه ابتدا تعريفي از سلامت ارايه كنيم . اين تعريف را آقاي عليرضا ذكايي ارايه كرد.وي در اين زمينه گفت : از ديدگاه سازمان بهداشت جهاني ، سلامتي
"حالت صحت كامل جسمي ، رواني واجتماعي است " و شاخصهايي كه درسال
2000 براي سلامتي ارائه كرده بود، عبارت بودند از:
- حرمت انسان
- استقلال
- مسئوليت فردي و اجتماعي
- سطح سواد
- اشتغال
- امنيت
- پاسخگوبودن مسئولين
- خدمات بهداشتي درماني
كه در بين 194 كشور عضو، ايران رتبه 96 را به دست آورده و در ارتباط با خدمات بهداشتي رتبه
54/1 كسب كرد. به اين ترتيب ملاحظه مي شود كه موضوع سلامتي افرادتنها در حيطه ايمن سازي محيط كار و نبود حادثه و بيماري جسمي خلاصه نمي شود،بلكه سلامتي به طور عمده در چارچوب بهداشت رواني و اجتماعي قرار مي گيرد.
نخستين پرسشي كه با شركت كنندگان مطرح كرديم ، ارتباط سلامت جسمي و رواني با توليد با كيفيت بود. يعني موضوعي كه مورد توجه مديران بنگاههاي اقتصادي ، ويژه آن گروه از مديراني است كه دست اندر كار برنامه ريزي براي ورود به بازارهاي جهاني هستند.
خانم زهرا زمانيان در پاسخ به اين پرسش گفت :
براي رسيدن به يك مفهوم واقعي و دور از شعار در پاسخ به اين پرسش ، بهتر است زنجيره توليد را مرور كنيم . توليد هر كالايي ، از مراحل ، مواد اوليه و خط توليد و عوامل انساني موثر بر خط توليد مي گذرد و بديهي است اگر مواد اوليه مرغوب نباشد، خط توليدو پرسنل عمل كننده در فرايند توليد قادر به جبران كمبود كيفيت نيست . از طرفي اگر مواداوليه مناسب باشد، ولي خط توليد از نظر اتوماسيون و ساير شرايط آمادگي لازم را نداشته باشد بازهم در توليد نهايي دچار كمبود كيفيت خواهد بود. تنها با در اختيارداشتن مواداوليه مناسب خط توليد مدرن و نيروي انساني متخصص و آگاه به فرايند توليد مي توان انتظار توليد محصول ايده آل و قابل رقابت را داشت . و بديهي است هرگونه نقص وضايعه در جسم و روح نيروي انساني مرتبط با اين فرايند، احتمال بروز ضعف و نارسايي در كميت و كيفيت محصول نهايي را افزايش مي دهد، و آنگاه كه اين نقص و ضايعه درجسم و روح عوامل انساني به دليل شرايط محيط كار و آلودگي هاي كار و كارگري تسري يافته باشد، مجموعه فرايند توليد، دچار بيماري و افت كيفيت مي شود.
سلامت و توسعه
اين پرسش را با كارشناس ديگري يعني آقاي بهمن خواهشي درميان گذاشتيم . وي نيزدر اين زمينه گفت :
توليد تابعي است از نيروي كار، سرمايه ، انرژي ، تكنولوژي ، مديريت و هزينه و... .سرمايه گذاري انساني در كشورهاي جهان سوم به علت ديربازده بودن آن كمتر مورد توجه بوده است در صورتي كه اين عامل باعث بالا رفتن كيفيت كار نيروي كار، پيشرفت فناوري ، بهبود شيوه هاي مديريت و كاهش هزينه متوسط توليد مي شود. واقعيتهاي موجود نشان مي دهند كه در ايران ميل نهايي به پس انداز پايين است كه خود منجر به پايين بودن ميل نهايي به سرمايه گذاري مي شود. از طرفي ايران كشوري است با نيروي كارجوان و فراوان ، بادرنظر گرفتن دو عامل فوق كه از عوامل مهم توليد هستند، مشخص مي شود كه سرمايه گذاري و آوردن و ايجاد فناوري بالا در ايران بسيار مشكل ، اما هدايت توليد به سوي توليد كاربر مي تواند مفيد واقع شود. در چنين شرايطي اهميت ايجاد وپرورش نيروي ماهر و سالم دوچندان مي شود.
سلامت نيروي كار "سلامت از نظر سازمان بهداشت جهاني عبارت است از: رفاه ،آسايش كامل جسمي ، رواني و اجتماعي و نه صرفا فقدان بيماري و ناتواني
" را دو عامل تهديد مي كند بيماريهاي شغلي و حوادث اين عوامل مي توانند منتهي به مرگ ، ازكارافتادگي كلي ، از كارافتادگي جزيي شود، كه در هر مورد هزينه هاي مستقيم وغيرمستقيم
"هزينه هاي غيرمستقيم هر حادثه و بيماري شغلي چندين برابر هزينه مستقيم آن است
" بسياري را دربر دارد. به عنوان نمونه هر مورد مرگ يا از كارافتادگي كلي 6 هزارروز تلف شده تحميل مي كند و خسارتي معادل سيصدميليون ريال به سازمانهاي متولي وارد مي سازد.
زماني كه فرد شاغل احساس امنيت مي كند و محيط كار مطمئن و دلپذير به نظرمي رسد، در چنين شرايطي كارگر سالم و داراي رفاه نسبي ، كارايي بيشتري دارد. به نحوي كه منجر به افزايش توليد و نهايتا افزايش توان و بنيه كارفرما و
|GNPمي شود. لذا توجه به نظام نگهداري منبع انساني
"نظام نگهداري منبع انساني " دو دسته است :
1 - حفظ و تقويت جسم كاركنان مانند ايمني و بهداشت 2 - موارد تقويت كننده روحيه و علاقمندي كاركنان به كار و محيط كار
"نظير تامين زندگي و رضايت شغلي " حركت به سوي توليدي با پشتيباني و پشتوانه اي از نيروي انساني ماهر و سالم است .
خانم زهرا اصغرپور سرابي نيز به موضوع سلامت و نقش آن در توسعه ملي تاكيد كردو افزود:
در هر سازمان بسته به نوع خدمات و كالاي توليدي ، نيروي انساني نقش اساسي واصلي در انجام فعاليتهاي توليدي ، ساخت ، بهبود كيفيت محصول و جلب رضايت مشتريان عهده دار است . از سوي ديگر تاثيرپذيري انسان از محيط اطراف باتوجه به احساسات ، روحيه ، توقعات ، نيازمنديها و... باعث تمايز او از ساير منابع در اختيار مديرمي شود، كه اين امر لزوم بذل توجه بيشتر به نيروي انساني را محرز مي سازد. توجه به اين منبع ، جلب اعتماد و مشاركت وي ، ايجاد محيط كاري مناسب و منطبق با نيازمنديهاي فيزيكي و معنوي انسان ، تاثير بسزائي در توليد با كيفيت خواهد داشت . چنانچه موقعيت كاري نامناسب و شرايط نامطلوب كاري از نظر بهداشتي و عدم رعايت نكات ايمني درمحيط كاري كه نشانگر بي توجهي سازمان به كاركنان و ارزش ننهادن به آنهاست نيز تاثيرمنفي بر كيفيت محصول خواهد داشت .
بايد پذيرفت كه كاركنان كليه رفتارها و تصميمات مديران را تحت نظر دارند وعكس العمل هاي مختلفي در قبال بي توجهي مديريت سازمان نسبت به خود بروزمي دهند. اين واكنشها به روشهاي مختلف شامل كم كاري ، بي تفاوتي ، غيبت ، عدم مشاركت ، رخوت و... ابراز مي شود. تلاش مديريت سازمان در جهت ارتقاء مسائل بهداشتي و ايمني محيط كار و صرف هزينه در زمينه هاي بهبود بهداشت عمومي كاركنان ،بهداشت مواد غذايي ، رعايت نكات و مسائل ايمني مرتبط با صنعت براساس استانداردهاي مربوطه و تامين تجهيزات و ابزار مورد نياز در اين راستا تاثير بسزايي درافزايش كيفيت محصولات توليدي خواهد داشت .
زنجيره انساني كيفيت
كارشناس ديگري كه اين پرسش را پاسخ گفت ، آقاي بهروز رزمي بود وي اين پرسش را باتوجه نقش كارگران در مراحل گوناگون توليد پاسخ داد و افزود; تاچندي پيش موضوع كنترل كيفيت در سازمانهاي توليدي بدين صورت بود كه در انتهاي خطوط توليدواحدهاي صنعتي ، بخشي باعنوان قسمت كنترل كيفيت درنظر گرفته مي شد تامحصولات توليدي را به صورت تك تك يا براساس نمونه برداري ، مورد آزمايش و بررسي قرار دهند و نمونه هاي معيوب را مشخص و اعلام كنند.
ايراد عمده وارد بر اين فرايند آن بود كه حتي براي محصولات معيوب نيز فرايندهاي توليد انجام گرفته و هزينه ها و زمانهاي صرف شده به هدر مي رفت . از طرفي تشخيص اينكه اين عيب محصول مربوط به كدام مرحله از خط توليد است ، مشكل بود. كليه كاركنان نسبت به رعايت كيفيت احساس بي مسئوليتي داشتند و مسئوليت آن را بر عهده قسمت كنترل كيفيت مي دانستند.
بحثي باعنوان مديريت كيفيت جامع بااين عنوان مطرح شد كه
"مسئوليت رعايت كيفيت برعهده كليه كاركنان است
" يعني در اين نظام ، هر كارگري در خط توليد براي كارگرقبل از خود در حكم مشتري و براي كارگر بعدي در حكم فروشنده است . ناگفته پيداست چنانچه هر مشتري دقت كند تا كالاي نيم ساخته يا قطعه معيوبي را تحويل نگيرد،فروشنده نيز نهايت دقت خود را به كار خواهد بست تا توليد بي عيب و نقص انجام دهد وهمين امر به صورت زنجيروار تا انتهاي خط باعث توليد محصولات با كيفيت مي شود.
نقش اساسي در هريك از اين مراحل بر عهده اپراتور
"كارگر" است . چه سيستم توليداتوماتيك باشد چه غير اتوماتيك ، چرا كه در سيستم هاي توليد اتوماتيك ، اين كارگر است كه بايستي بادقت آن را تنظيم و كنترل كند و چه سيستم توليد غيراتوماتيك كه وابستگي بيشتري به كارگر و دقت او در كارش دارد.
بنابراين سلامت جسمي و رواني ، نياز اساسي براي دقت در انجام كارها به شمارمي رود و اگر نباشد، توليد با كيفيت امكان پذير نيست و بايد به عنوان يك رويا به آن فكركرد.
آقاي ميرمسيح مسلمي عقيلي نيز به همين جنبه اشاره كرد و در ارتباط با مديريت كيفيت فراگير هماهنگ با ايمني و بهداشت توضيحاتي داد. وي گفت :
امروزه در جهان پيشرفته به اين نتيجه رسيده اند كه نيروهاي انساني بزرگترين سرمايه اين قبيل كشورها به شمار مي روند، زيرا آنان مي توانند سخت افزار و نرم افزار را طراحي ،راه اندازي و نگهداري كنند. بنابراين بايستي اين نيروها را تا آنجا كه ممكن است حفظ كردتا چرخه اين نظام به طور هماهنگ به گردش درآيد.
يكي از مهمترين جنبه هاي اين امر، حراست از جان و سلامتي اين افراد و حفظبهداشت آنان است . حفظ بهداشت ، سلامتي و ايمني افراد در همه جا خصوصا درمحيطهاي صنعتي كه نيروهاي انساني با ريسكهاي گوناگون دست به گريبان هستند،مشهودتر است . به منظور تامين سلامتي و ارائه خدمات بهتر به اين نيروها، لزوم يك سيستم دقيق با راهبري يك مدير قوي و توانا كاملا مشهود است ، لذا سيستم هاي مديريت نوين كه يكي از آنها MQT يا مديريت كيفيت فراگير است ، به تازگي ايمني وبهداشت را نيز دربرمي گيرد. بديهي است با اجراي صحيح اين نظام ، محيط امن و سالم براي نيروهاي فعال مهيا مي شود و نتيجه آن كيفيت بهتر، بهره وري بالاتر و توسعه پايداراست كه نهايتا كاهش ضايعات و سوددهي را براي سازمانها به ارمغان مي آورد.
اين كارشناس بهداشت حرفه اي سپس به يكي از جنبه هاي مديريت كيفيت فراگير وارتباط آن با بهداشت ، يعني فرهنگ شركت اشاره كرد و افزود: براي توفيق يك سازمان مديريت كيفيت فراگير
"TQM"، فرهنگ مديريت كيفيت فراگير بايستي قوي باشد،همچنين نيز براي موفقيت ايمني ، فرهنگ ايمني بايد قوي باشد و براي شركت يك ارزش به حساب بيايد.
عنصر مهم در يك فرهنگ مثبت ايمني ، ثبات اخلاقي است ، ثبات اخلاقي يعني سرقول و قرارها بودن ، در اين حالت ، مديران مسائل ايمني را درك مي كنند و نسبت به آنها حساس هستند، آنان با رعايت استانداردهاي ايمني ، مسائل ايمني را به روشي ثابت و ريشه اي حل مي كنند. ارزيابي فرهنگ ايمني به صورت زير است :
آيا يك فرهنگ ايمني قوي بدون تحمل اعمال ناايمن وجود دارد؟
آيا هدف فرهنگ به صفر رساندن جراحات وجود دارد؟
آيا در تمام مدت ، روشهاي اجرايي ايمني و بهداشت رعايت مي گردد؟
آيا ديدگاه محيط كار ايمن و مشاركت تمام كاركنان در آن وجود دارد؟
آيا كاركنان به رفتار ايمني خودشان و تندرستي مداوم خود بها مي دهند؟
آيا مديريت ، روش و فرهنگ غيراستبدادي با محيطي كه همه در آن برنده مي باشند،دارد؟
آيا يك ارتباط همراه با اعتماد بين مديريت و كاركنان وجود دارد؟
آيا كاركنان اعتقاد دارند ايمني ، برتري شركت است ؟
در سازمانهايي با فرهنگ قوي ايمني :
- مديران ارشد اجرايي و ساير مديران به طور آشكار از ايمني بدون هرگونه تصميم گيري مخالفي و با پاسخگويي كامل حمايت مي كنند.
- كاركنان در ايمني درگير هستند، نظر آنان اخذ و به آنها عمل مي شود.
- از عملكردهاي سرپرستان نظير شناخت و تشويق اعمال و رفتارهاي كاري ايمن وبه طوركلي ايمني حمايت مي شود.
يك كارشناس بهداشت حرفه اي ديگر نيز با اشاره به تئوري هاي موجود و ذكرمثالهايي به ارتباط سلامتي و پيشگيري از زيانها اشاره كرد. آقاي حامد صادقي علوي دراين باره گفت : كيفيت در يك مجموعه وقتي ارتقا مي يابد كه در مرحله اول ايمني وسلامت كاركنان تضمين شده و بهبود يابد و به تبع آن روحيه و انگيزه آنها افزايش پيدا كند.
مع الوصف انگيزش بايد متناسب و براساس احتياجات شخص باشد. برمبناي تئوري مازلو نياز به ايمني و حفظ سلامت جسماني و رواني بعداز احتياجات فيزيولوژيكي ،بديهي ترين و اساسي ترين نيازي است كه هر فرد درصدد رفع آن برمي آيد و فقط پس ازرفع اين سطح از نياز است كه فرد در سازمان به دنبال انگيزش در سطح بالاتر خواهدبود.به عبارتي مطابق با اين تئوري ، نيازهاي اوليه بايد برآورده شود تا احتياجات رده هاي بعدي مطرح گردد و فرد درنهايت شكوفا شود. بنابراين بايد گفت كه بهبود روند توليد وتحصيل كيفيت در محصول بدون توجه به سلامتي و بهداشت جسمي و روحي منابع انساني ، امري محال خواهدبود.
متاسفانه مديريت اغلب از شرايط نامناسب كار و نيز آنچه كه مي تواند سبب افزايش بهره وري مي شود ناآگاه است . كاركنان نيز اغلب با شرايط نامناسب كار سازش مي يابند اماهزينه اين سازش زمان توليد بيشتر، پايين بودن كيفيت فرآورده و افزايش شيوع بيماريها وآسيبهاي شغلي خواهدبود.
انجام برنامه هاي بهداشت حرفه اي و حفاظت فني و سعي در اعمال فاكتورهاي ارگونوميك درجهت تامين رضايت شغلي كاربران و حفظ سلامتي ايشان ، افزايش بهره وري را درپي خواهد داشت . به عبارتي اگر كاركنان بتوانند خطرات موجود را دريابند،اگر در محيط علائم هشداردهنده لازم وجود داشته باشد، اگر كنترل دستگاهها ساده بوده و وضعيت بدني كارگر به هنگام كار خوب باشد، اگر عوامل آسيب رسان محيطي كاهش يابند و اگر ميان كارگران و مديريت ، همكاري و تفاهمي براساس توافق دوجانبه وجودداشته باشد و نظم و نظافت كارگاهي نيز به خوبي رعايت شود آنگاه ايمني و سلامت كاركنان و به تبع آن كيفيت عمليات و روند توليد بهبود خواهديافت .
به عنوان مثال در شركت IBM يكي از شاخصهاي مهم كيفيت در تهيه و توليدبوردهاي الكترونيكي ، درصد بازدهي توليد مي باشد. مديريت متوجه شده بود كه اين شاخص همواره 5 تا
10 درصد كمتر از بازدهي از پيش تعيين شده است . پس از انجام يكسري مطالعات دامنه دار، توجه روي بخش ويژه اي به نام
CORE CRICUITIZEمتمركز شد كه در اين بخش 132 نفر كه بيشتر اپراتور بودند در
59 پست كاري ، انجام وظيفه مي كردند.
پس از انجام بررسي هاي لازم و انجام اقدامات گوناگون درجهت بهبود شرايط كار وتوليد مانند: توزيع يكنواخت روشنايي ، نصب منابع روشنايي ويژه براي عمليات بازرسي ، گردش شغلي درجهت جلوگيري از يكنواختي ، بهبود نظم و نظافت كارگاهي ،كنترل عوامل زيان آور محيط كار واستفاده از وسايل حفاظت فردي مناسب و... هزينه ها به ميزان
7375000 دلار كاهش يافت . ميزان سرمايه گذاري انجام شده براي بهبود سلامت پرسنل مجموعا
186400 دلار بود يعني نسبت سود به هزينه در سال اول
40 به 1مي باشد به عبارت بهتر زمان برگشت سرمايه تنها يك هفته بود
"هلاندر و بوري 1994".
همچنين در بررسي ميزان خسارات وارده به شركتهاي عمده مجري مرحله اول يك طرح داخلي در سال
1377 مشخص شد شركتهاي مزبور با مجموع 3512760 نفرساعت كار انجام شده و صرف مبلغ
19192 ريال به ازاي هر ساعت كاري ، مجموعا7721546812 ريال خسارت را به واسطه بروز حادثه تحمل كرده اند.
مطابق اين بررسيها معلوم شد كه با رعايت اصول ايمني و استفاده مناسب از لوازم حفاظت فردي ، امكان پيشگيري از وارد آمدن
89% ميزان خسارات يادشده وجود داشته است كه متاسفانه اين امكان از دست رفته بود.
قانون و سلامتي
هنگامي كه مديران درمي يابند كه كالا و خدمات با كيفيت حاصل كار كاركنان سالم وبا انگيزه و كم مشكل است ، پس به طور طبيعي بايد به سوي تامين سلامت جسم و جان آنها بروند. اما هميشه اينطور نيست . البته دلايل گوناگون نيز دارد اما يكي از دلايل آن مسايل قانوني است كه بايد با شرايط نوين تطبيق پيدا كنند در اين زمينه نيز نظركارشناسان را پرسيديم .
آقاي مهدي قدسي ورزنده در پاسخ به اين پرسش كه به نظر شما مسايل حقوقي وقوانين مربوط به بهداشت كار در كشور ما چگونه است و ازنظر شرايط اقتصادي چقدردرعمل قابليت اجرايي دارد، گفت : به طوركلي وجود قوانين و مقررات و مسايل حقوقي كه به عنوان يكي از ابزارهاي دخالت دولت در بخش اقتصاد كلان و بخصوص در بازار كارمطرح است ، لازم ، ضروري و مفيد تشخيص داده مي شوند. اما اينكه چقدر درعمل قابليت اجرايي دارند، همانطور كه در متن سوال عنوان شده است ، ضمن اينكه بستگي به شرايط اقتصادي دارد، تابعي است از متغير ميزان فرهنگ قانونمندي درميان افكارعمومي و بويژه درميان كارگران و كارفرمايان كه دوطرف قراردادهاي كاري هستند. زيراكارگران به عنوان مولدين و بخش فيزيكي توليد، به دنبال كسب حداكثر مطلوبيت خودازطريق دريافت دستمزد و كارفرمايان و صاحبان صنايع به عنوان مديران درپي به دست آوردن حداكثر سود از طريق كاهش هزينه هاي توليد هستند چنين به نظر مي رسد كه براي تشريح بيشتر بايستي موضوع را از سه ديدگاه يعني كارگران ، كارفرمايان و ديدگاه كلان جامعه موردبررسي قرار دهيم :
الف - ديدگاه كارگران : آنان به سلامتي و ايمني خود علاقمندند و حتي حاضرند براي به دست آوردن آن مبالغي به صورت كاهش در دستمزد خود بپردازند و بدين ترتيب احتمال خطر يا ريسك را كاهش دهند. لذا با فرض اينكه كارگران از اطلاعات كافي درزمينه شغل و خطرات ناشي از آن برخوردارند، مي توان رابطه بين مزد كارگران احتمال وقوع حادثه
"نرخ حوادث " را به صورت منحني BA در نمودار شماره يك نشان داد.
نمودار شماره يك
دستمزد"احتمال " نرخ حادثه AB
اين نمودار بيان مي كند كه هرچه نرخ حادثه در صنعتي بالاتر باشد، بايد سطح دستمزد بالاتر باشد. لذا كارگراني كه تمايل دارند در كارهاي مخاطره آميز فعاليت كنند، درانتهاي منحني
"قسمت B" قرار مي گيرند و براي جذب كارشدن نرخ مزد بيشتري طلب مي كنند، اما كارگراني كه جسارت ريسك كمتري دارند و خواهان سلامتي و ايمني بيشتري هستند، در قسمت A قرار مي گيرند و مزد كمتري هم درخواست مي كنند. منحني BA در حقيقت طيفي است كه هر كارگر باتوجه به سليقه و تمايلي كه به كسب مزد وقبول حادثه دارد و همچنين با حفظ شرط حداكثر كردن مطلوبيت خويش ، نقطه اي از اين منحني را انتخاب مي كنند.
ب - ديدگاه كارفرمايان و صاحبان صنايع : بنگاهها براي ايمن تر كردن محيط كار اقدام مي كنند و هزينه هاي مربوط به آن را هم مي پردازند و هرچه ميزان هزينه براي سلامت كارگران و ايمن كردن محيط كار بيشتر باشد، احتمال بروز حادثه كاهش مي يابد و طبق نمودار قبل از مزد كارگران هم كاسته مي شود. البته باتوجه به قانون بازدهي نزولي هرچه بيشتر براي ايمني بنگاه هزينه كنيم .
"نمودار شماره 2" به ميزان كم و كمتري بر ايمني وسلامتي آن مي افزايم وبه دنبال آن مزد هم كمتر كاهش مي يابد و به عبارت ديگر هزينه نهايي بهداشت و ايمني تابعي صعودي ازمبالغ هزينه شده است
"MC".
نمودار شماره 2
ازطرف ديگر هزينه كردن بنگاه براي ايمني و سلامتي محيط كار منافعي فراتر ازمنافع خصوصي دارد ازجمله :
- باعث جلوگيري از بروز وقفه و اختلال درامر توليد و انجام سفارشها مي شود.
- باعث جلوگيري از بروز حوادث و آسيب رسيدن به ماشين آلات و سرمايه هاي فيزيكي بنگاه مي شود.
- باعث جلوگيري از ضايعات توليد و محصولات ناقص مي شود.
- باعث جلوگيري از زيان به سرمايه گذاري بنگاه در امر نيروي انساني مي شود.
- باعث كاهش نرخ غايب شدن كارگران "بخصوص متخصصان
" مي شود.
- و بالاخره پايين آوردن احتمال وقوع حادثه در بنگاه باعث كاهش هزينه هاي درمان وبيمه درماني براي كارفرمايان مي شود. لذا باتوجه به آنچه كه عرض شد، منافع جانبي هزينه هايي است كه باعث جلوگيري از حوادث همچنين ايجاد ايمني به دست مي آيد. واين منافع نيز ويژگي بازدهي نزولي دارند به گونه اي كه منافع نهايي ايمني و بهداشت به صورت تابع نزولي از مبالغي كه هزينه مي شود در مي آيد
"MB"
حال از برخورد اين دو منحني MC و |MBنقطه E مشخص مي شود كه بنگاه به چه ميزان بايستي براي ايمن سازي و بهداشت هزينه كند. به طوري كه منفعت نهايي حاصل ازآن با هزينه نهايي مربوطه برابر باشد.
"OC". اين مطلب نشان مي دهد كه بنگاه از حادثه نرخ بهينه اي دارد كه اين نرخ مي تواند يكي از نقاط منحني تابع در نمودار شماره يك باشد. براين اساس بنگاههايي كه هزينه نهايي كم و منفعت نهايي بالايي دارند در پايين طيف
"نقطه A" و بنگاههايي كه داراي هزينه نهايي بالا منفعت نهايي كم هستند در بالاي طيف
"حدود نقطه B" قرار مي گيرند.
ج - ديدگاه اجتماعي و كلان اقتصادي :
حال اين سوال پيش مي آيد كه سطح بهينه ايمني و بهداشت كه از دو ديدگاه موردبررسي قرار گرفت آيا از ديدگاه اجتماعي و كلان هم بهينه است ؟ پاسخ از نظر تئوري مثبت است اما از ديدگاه واقعي چون اطلاعات كارگران نسبت به سطح ايمني محيطشغلي ناكافي و از طرفي احتمال وقوع هر حادثه اي هيچگاه به حد صفر نمي رسد، لزوم دخالت دولتها از طريق وضع قوانين و مقررات براي ايمن سازي محيط كار امري است ضروري ; و همان طور كه عرض شد ميزان قابليت اجرايي آن بستگي به فرهنگ عامه وشرايط اقتصادي
"شرايط ركودي و بيكاري ظرفيتهاي توليدي - تورمي و نزديكي به نقطه اشتغال كامل و ساير حالات ديگر" دارد.
آقاي عليرضا ذكايي نيز در زمينه اين كه چگونه بايد مشكلات حقوقي و قانوني رابرطرف سازيم تا انسانهايي مناسب و سالم براي توسعه اقتصادي و اجتماعي داشته باشيم گفت :
عمده ترين معضل حقوقي و قانوني موجود تعدد سازمانهاي تصميم گيرنده در ارتباطبا ايمني و بهداشت است . به طوري كه اهداف كلان و يكپارچه اي را در سطح كشور شاهدنيستم و تنها ناظر كشمكشهاي مختلف سازمانهاي ذيربط بوده ايم . در اين ارتباط توجه خوانندگان محترم را به سازمانهاي ذيربط ايمني و بهداشت جلب مي كنم :
وزارت كار و امور اجتماعي ، وزارت بهداشت ، درمان و آموزش پزشكي ، سازمان تامين اجتماعي سازمان محيطزيست ، سازمان آتش نشاني ، شهرداري تهران ، سازمانهاي بيمه
"حوادث و آتش سوزي " سازمان استاندارد.
علاوه بر اين موضوع گاهي استفاده از شيوه هاي بازرسي تهديدآميز توسط تعدادي ازسازمانهاي مذكور، باعث شده است كه نه تنها مديران نسبت به توسعه ايمني و بهداشت ترغيب نشده اند بلكه درصدد پنهان ساختن اشكالات و ايرادهاي موجود برآمده اند. و اين ذهنيت براي مديران ايجاد شده است كه اقدام در خصوص ايمني و بهداشت همراه باهزينه است و اثرات ملموس و قابل توجهي عايد نمي شود.
البته در اين راستا شركتهاي پيشرو و پيشگامي نيز وجود دارند كه تنها با باور اعتقادمديران آن مجموعه به اهدافي نايل آمده اند.
وظايف مشترك
يك كارشناس ديگر نيز در اظهارنظر خود، حذف وظايف مشترك و موازي را راه حل مناسبي براي برطرف كردن مشكلات حقوقي و قانوني دانست . به گفته آقاي بهمن خواهشي ، فعاليتهاي موازي و گاهي نفي كننده سازمانها و ارگانهاي مسئول و داشتن مرزهاي مشترك فعاليت و همچنين سليقه اي عمل كردن آنان
"وزارت بهداشت و درمان ،وزارت كار و امور اجتماعي ، سازمان تامين اجتماعي
"، نه تنها باعث رفع مشكلات وتنگناها نشد. بلكه منجر به ايجاد موانع متعددي شده است لذا باتوجه به موارد ذكرشده ،جهت اجراي دقيق قوانين فعلي و استفاده بهينه از امكانات داشتن سازماني با پشتوانه اجرايي قوي كه ناظر و سياستگذار كليه ضوابط و قوانين مربوط به مبحث حفاظت فني وبهداشت محيط كار لازم به نظر مي رسد لذا تشكيل چنين سازماني كه مرجع تصميم گيري ،سياستگذاري و نظارت بر ضوابط حفاظت شغلي و بهداشت كار، زيرنظر بالاترين قدرت اجرايي كشور
"رئيس جمهور" پيشنهاد مي شود.
اتخاذ سياستهاي حمايتي از نوع مالي و سياستهاي تشويقي توسط دولت درجهت كمك و حمايت و تشويق كارفرمايان در اجراي قوانين و ضوابط بهداشت محيط كار وحفاظت فني مندرج در قانون كار و تامين اجتماعي ، برگزاري دوره هاي آموزشي براي كارگران و كارفرمايان به صورت جداگانه توسط مراكز آموزشي يا معاونتهاي آموزشي دستگاههاي دولتي در نيل به اين هدف مثمرثمر خواهدبود. همچنين براي بالابردن اطلاعات كارفرمايان كه قريب به اتفاق دانش آموخته موسسات آموزش عالي هستند،واحدي تحت عنوان قانون كار در برنامه درسي دانشگاهها و موسسات آموزش عالي قراردهند تا از اين طريق دانش آموختگاني كه بعداز فراغت از تحصيل به عنوان كارفرما واردبازار كار مي شوند، از يك حداقل اطلاعات در زمينه ضوابط حفاظت فني و بهداشت محيط كار برخوردار باشند.
آقاي بهروز فيروزي نژاد نيز در پاسخ كوتاهي روي موضوع هماهنگي دستگاههاتاكيد كرد و افزود: مشكلات حقوقي و قانوني فقط به واسطه هماهنگي بين دستگاههاي مختلف دولتي و خصوصي قابل حل مي باشد. براي اين كار كافي است ابتدا در چنداستان به عنوان نمونه
"پايلوت " جلسات مشتركي بين ادارات بهداشت ، كار، تامين اجتماعي و نمايندگان كارفرمايان و كارگران كارخانجات بزرگ صورت بگيرد وصورتجلسات آن به مركز ارسال شود. مسلما اين صورتجلسات كمك بسيار خوبي براي مجلس و دولت در تصميم گيري نهايي مي تواند باشد.
رفع تناقض قانون
برطرف كردن تناقض در برخي از قوانين و ادغام سازمانهاي موازي ذيربط در تامين بهداشت محيط كار از نكاتي بود كه آقاي عليرضا رضاخواه بر آنها تاكيد كرد. وي گفت :به عنوان مقدمه اصولا توسعه ، يك فرايند خودجوش و خودكار نيست ، بلكه بايدسازمان يافته و برنامه ريزي شود. لذا در اين راستا راههاي بسياري براي توسعه وجود داردولي يك اصل مهم آن اين است كه توسعه تنها حاصل اراده و كوششها و سعي و تلاش بخردانه و پيگير نيروهاي كار ملتي سالم و تواناست كه خواستار بهبود زندگي خود باشند.البته راه و آرمانهاي توسعه كاملا اختياري نيست و محدوديتهايي دارد از جمله كمبودمنابع و نيروي انساني سالم و كارآمد و خلاق و مبتكر. پس اگر قبول كنيم توسعه اجتماعي و اقتصادي يعني بهبود شرايط زندگي براي همگان ، در اين صورت به اين موضوع اذعان خواهيم كرد كه براي دسترسي به توسعه ، مهمترين اصل برنامه ريزي و رفع مشكلات حقوقي و قانوني براي حمايت از سلامتي نيروي كار مولد و مبتكر و خلاق خواهدبود. سه عامل موثر در توسعه هر كشوري عبارتند از:
الف - تامين نيازهاي اساسي و تعديل اقتصادي
ب - تعادل اكولوژيك بين انسان و صنعت
ج - انرژي يا منابع انساني و مواداوليه
لذا ازنظر برنامه هاي توسعه كشور، منابع انساني سالم جايگاه ويژه اي دارد. ولي متاسفانه براي تامين سلامت نيروي كار كه از عوامل مهم و موثر در توسعه اقتصادي واجتماعي كشور است موانع و مشكلاتي وجود دارد كه مهمترين اين مشكلات نبودفرهنگ ايمني و بهداشت كار يا كم رنگ بودن آن بين مديران صنايع است . پس از آن نيز درشرايطي كه مديريت كلان صنايع كشور با اصول بهداشت صنعتي و ايمني كار آشنايي كافي پيدا كند، عدم ضمانت اجرايي قانون كار در بخش بهداشت و حفاظت كار مانعي ديگر محسوب مي شود.
اين كارشناس باسابقه مسايل بهداشت و ايمني سپس به چند راهكار براي رفع مشكلات حقوقي و قانوني اشاره كرد و مهمترين آنها را به قرار زير برشمرد:
1 - ادغام سازمانها و ادارات كل وزارت خانه هايي كه درجهت تامين سلامت نيروي كارفعاليت دارند ازجمله اداره كل بهداشت محيط و حرفه اي وزارت بهداشت و اداره كل بازرسي كار و مركز تحقيقات بهداشت و حفاظت كار وزارت كار و دفتر خدمات طب كارسازمان تامين اجتماعي و عدم تفكيك بهداشت و حفاظت كار از يكديگر
2 - رفع تناقضات موجود در بعضي از مواد فصل چهارم قانون كار درخصوص بهداشت وحفاظت كار و تامين سلامت نيروي كار همچنين تبصره 2 ماده
12 و مواد 93 و 105 ومواد ديگري از قانون كار
3 - تهيه و تدوين و ابلاغ آيين نامه هاي اجرايي مربوط به فصل چهارم قانون كار كه متاسفانه با گذشت حدود ده سال از تصويب قانون كار تاكنون اقدامي انجام نگرفته است .
4 - جلب همكاري وزارت دادگستري بويژه قضات ، درخصوص رسيدگي به تخلفات بهداشتي و ايمني كارفرمايان صنايع
5 - باتوجه به اينكه مشاركت مديران ، كارفرمايان و دولت در تامين سلامت نيروي كاريكي از محورهاي اساسي توسعه پايدار محسوب مي شود و دستورالعمل اجرايي آيين نامه بند
"ع " تبصره 10 قانون بودجه سال 1379 يكي از مصاديق بارز اينگونه همكاريها است لذا بازنگري در آيين نامه مذكور و رفع نواقص اجرايي آن ضروري مي باشد.
6 - حداقل كليه مديران صنايع دولتي و وابسته به دولت قبل از انتصاب به مديريت كارخانه و صنعت موظف به گذراندن دوره كوتاه مدت ايمني و بهداشت كار و كسب نمرات قبولي از اين دوره ها شوند.
برخلاف بسياري از كارشناسان ، آقاي بهروز رزمي پيشنهاد مي كند كه مديران خوددست به كار شوند و براي حفظ سلامت محيط كار خود اقدام كنند. وي در اين باره گفت :هرچند مانند بسياري از زمينه هاي ديگر، قوانين ، موضوعات حقوقي وضع شده در زمينه سلامت و مهارت نيز در برخي جاها به صورت زايد و مانع عمل مي كند، ليكن به نظراينجانب در اين زمينه بهتر است مديران سازمانها منتظر اين مورد نباشند كه براي ارتقاءسلامت و مهارت در سازمانهاي آنها حتما قوانين يا موضوعات حقوقي خاصي از طرف دولت يا دستگاههاي مرتبط براي آنها تعيين و اعلام شود. چنانچه مديران سازمانها، اين موضوع را با يقين بپذيرند كه هزينه هاي صرف شده در زمينه مناسب سازي شرايط كاربراي پرسنل ، تاثير بسيار مثبت تر و بيشتر و سودآورتر از هزينه هاي صرف شده به دنبال دارد، مطمئنا خود به خود درجهت استقرار نظامهاي مناسب سلامت نيروي انساني وبه هنگام سازي آن با نيازهاي روز تلاش خواهد كرد. و با بهره مندي از كارايي و اثربخشي فعاليتهاي پرسنل ، سازمانهايي موفق براي توسعه اقتصادي و اجتماعي كشور خواهندداشت .
نقش مديران
اشاره اين صاحب نظر به توجه بيشتر مديران به سلامت محيط ما را بر آن داشت تا ازچند از مصاحبه شوندگان اين گزارش بپرسيم ، نقش مديران و مديريت واحدهاي اقتصادي و سازمانها در توسعه سلامت و ايمني چيست ؟ خانم زهرا زمانيان به اين پرسش اين گونه پاسخ داد.
اگر اين گونه بينديشيم كه مدير يك كارخانه فردي است علاوه بر توان اداره ومديريت ، از دانش و آگاهي هاي لازم براي بقاء كارخانه و كاركنان برخوردار باشد، ناگزيراست از دانش بهداشت حرفه اي و ايمني در حدود لازم بهره مند باشد و اين ايده آل است .اما متاسفانه بسياري از مديران ما يا اطلاعات لازم را ندارند و يا اگر اندكي از ضروريات بهداشتي و ايمني را مي دانند مسئولانه با مسئله برخورد نمي كنند. اگر جهان بيني مديران ما مبتني بر توحيد، معاد و نبوت است كه هست ، اولين قدم در مسير توليد، نگراني واضطراب مسئولانه ، پدرانه و انساني در رابطه با كاركنان و همكارانش بايد باشد وپيداست كه اين مسئوليت تا سطح جامعه ، محيط زيست ، طبيعت و غيره گسترش مي يابد.
آقاي مهدي ابزري نيز در اين زمينه اعتقاد دارد كه مديريت يك سازمان مهمترين عامل در مهار سوانح و كاهش مخاطرات است . به گفته اين استاد دانشگاه ، اگرچه توسعه روزافزون صنايع و پيدايش واحدهاي عظيم توليدي موجب تحولي شگرف در عرصه صنعت شده است ، اما از طرف ديگر، پيامدهايي نظير آلودگيهاي شيميايي ، كاربرد موادغيرلازم ، استرس هاي حرارتي ، تشعشات گوناگون ، معلوليت هاي جسمي - رواني و غيره را هم به همراه داشته است . آثار يادشده تا اندازه زيادي موجب ناامن شدن محيط كار براي نيروي انساني شده است . اين در حالي است كه ، همه آگاهي دارند. وجود نيروي انساني داراي سلامت جسمي - رواني ، به عنوان يك سرمايه آماده و بالقوه غني براي طي مسيرتوسعه ، ضرورتي غيرقابل اجتناب است .
همچنين ، وجود نارسائيهاي موجود در مجموعه بهداشت حرفه اي و ايمني موجب كاهش كارآيي و اثربخشي و نهايتا بهره وري نيروي انساني مي شود.
در مجموع ، باتوجه به اهميت موضوع سلامت جسمي - رواني كاركنان ، مديريت به عنوان مهمترين عامل در مهار سوانح و كاهش مخاطرات ناشي از كار مي تواند نقش مهمي را در توسعه روشهاي كنترل و پيشگيري از اينگونه خطرات در محيط، ايفا كنند.
اقدامات مديريت مي تواند شامل ، آماده سازي منابع انساني براي نشر فرهنگ بهداشت حرفه اي و ايمني و توسعه بهداشت حرفه اي و ايمني به شكل فراگير در سازمان ،تغيير در رفتار كاركنان ، متقاعدساختن منابع انساني در پيروي از اصول و مقررات ايمني محيط كار، رفع مشكلات دستگاهها و تجهيزات ، رفع آثار خطرزا در محيط كار و استقبال از خلاقيت و نوآوري و پيشنهادهاي مناسب كاركنان ، مشاوران و ساير افراد براي ايمني سازي محيط كار باشد. بديهي است فعاليتهاي مديريت در همه ابعاد آن موجب پيشگيري و ايمن سازي محيط كار قبل از چاره انديشي براي رفع پيامدهاي ناشي از محيط ناامن است كه سبب كاهش هزينه ها و بروز شكوفايي اقتصادي مي شود.
آقاي عليرضا ذكايي نيز باتوجه به نقش مهم و حساس مديران به ويژه مديران ارشدسازمانها در توسعه بهداشت حرفه اي به سطوح مختلف براي ايمني در سازمانها اشاره كرد و در اين زمينه گفت :
براساس تحقيقاتي كه تاكنون صورت پذيرفته ، مي توان چهارسطح براي ايمني درصنايع پيش بيني كرد.
سطح يك - برنامه هاي ايمني در اين سطح همراه باترس و حداقل انطباق با قانون است .انگيزه در برنامه هاي سطح يك ، پرهيز از اجرا و غرامت هاست و اين امر تا آنجا كه ممكن است باانجام حداقل ها، پي گيري مي شود. در اين سطح هيچ مدرك يا سوابقي وجودنداشته و ارتباطات به صورت قهقرايي
"يك طرفه و مبتني بر ترس " و رويه هاي تظاهري است .
سطح دو - برنامه هاي ايمني در اين سطح بسيار سنتي و انفعالي است كه در آن انگيزه براي انجام كار ايمن به دليل ترس از يك بازرسي يا مميزي ضعيف است . هدف كار،پيروي از روشهاي اجرايي است ، تا آنجايي كه مزاحمت و تداخلي با توليد ايجاد نكند. دراين سطح مديريت ارشد خيلي علاقمند به ايمني نيست . اين سازمانها تمايل به تمركزسازماني شديد دارند و رويه هاي كنترلي سخت دارند، هرگونه كميته ايمني توسط يك ياتعداد اندكي از اعضاي قدرتمند اداره مي شود. خط مشي ايمني بسيار محدود است .سيستم پاداش و تقدير بسيار ضعيف كار مي كند و كوشش اندكي روي توسعه انساني وجود دارد.
سطح سه - اين سطح نمودي از برنامه ايمني حرفه اي تر، نوين و فعال است . در برنامه سطح 3، كارگران رفتار و روشهاي صحيح را مي آموزند و درك مي كنند كه استانداردهاي ايمني به چه معني است و براي چه منظوري وضع شده اند. عملكرد سطح 3 بهتر ازسطح متوسط است اما ضرورتا بهبوديابنده نيست . در برنامه هاي سطح 3، انطباق باالزامات قانوني هدف نهايي است و همه كوششها در جهت انجام همه موارد اجباري است و نه بيشتر. در اينگونه موارد، بخش زيادي از وقت متخصصين ايمني صرف فراهم ساختن آموزشهاي آمرانه و انجام بازرسيها و مميزي هاي ايمني مي شود.
سطح چهار - سطح ممتاز و برتر است كه در آن كل سازمان ، با علاقه شديد به ايمني وبهبودي ملزم و متعهد است . تلاش كارگران و مديران براي بهبود روشها وجود دارد، دررويه هاي اطلاعاتي ، خطمشي از همه سطوح كاري مي آيد، سيستم هاي ايمني پيوسته ازالزامات قانوني نيز فراتر مي رود، پاداشها براساس پذيرش و ارتقاء فرهنگ و اصلاح نهايي انجام مي شود. سيستم مديريت ايمني براي ممتاز بودن و برتري كامل ، كوشش مي كند.
محاسبه سود ايمني
بسياري از كارشناسان يقين دارند كه اگر مديران موسسات گوناگون بتوانند سود وزيان رعايت ايمني و سلامت يا رعايت نكردن را به درستي محاسبه كنند، توجه به سلامت را در اولويت نخست قرار مي دهند.
آقاي حامد صادقي علوي نيز از زمره اين افراد است كه در اين زمينه گفت : افزايش ايمني ، حفاظت و بهداشت كار از الزامات اساسي يك سيستم مديريت پوياست و رفتارمثبت مديريت ارشد در مجموعه بطور قابل توجهي موجب ايجاد روح ايمني درتمام سطوح مي شود. برنامه هاي حفاظتي نيز بايد همانند مساله توليد از اجزاي لاينفك كارباشد و مديريت ارشد بايد به همان اندازه اي كه به عملكرد كارگاهها اهميت مي دهد، به امر ايمني نيز علاقه نشان دهد. ازجمله وظايف مديريت ارشد، بررسي ميزان موفقيت روش مديريت از طريق دستيابي به حداكثر راندمان ازنظر اقتصادي است . در اين راستاايمني موضوعي جداگانه نيست و عنصري اساسي در توليد محسوب مي شود و بر كادرمديريت ارشد سازمان است كه به گونه اي عمل كند تا از طريق ازبين رفتن موقعيتهاي خطرناك ، سلامت منابع انساني حفظ شود.
مديريت مجموعه اي كه واقعا به بهبود درازمدت بهره وري متعهد است ، بايد براي منابع انساني خود ارزش قائل باشد و كاركنان خود را از هرگونه خطري مصون دارد.درهمين راستا نبايد به صورت موردي به جبران نقايص حاصله اكتفا كرد، بلكه به صورت سيستماتيك لوازم كامل ايمني را تدارك ببيند.
مديريت بايد سياست و اهداف مشخصي را درمورد ايمني اعلام كند، سپس شخصي كه مسئوليت اجراي اين سياست را دارد در سازمانبندي مديريت تعيين شود. يعني درصدر سلسله مراتب ، در قلب هيات مديره ، يكي از اداره كنندگان بايد مكلف شود تا كليه مسائل مربوط به حفاظت را در مجموعه دنبال كند.
تجربه نشان داده است كه سيستم مديريت ارشد سازمانهاي مختلف اقتصادي پس ازاطمينان از سود مطمئن ، نسبت به سرمايه گذاري در اجراي برنامه هاي مختلف ، از خودتمايل نشان مي دهند. برهمين اساس بايد راهي پيدا كرد كه بتوان سود اقتصادي ناشي ازسرمايه گذاري در برنامه هاي ايمني و بهداشت حرفه اي را براي مديريت ارشد مجموعه بيان كرد. ازطرف ديگر سوالات اساسي كه قبل از هر چيز يك مهندس بهداشت حرفه اي با آن روبروست عبارتند از: آيا امكان برآورد اين هزينه ها وجود دارد؟ اگر اين امكان وجوددارد فايده اين محاسبه در چيست ؟ درحقيقت ميزان ارزش زندگي كه از دست مي رودچقدر است ؟ از نقطه نظر اقتصادي رابطه بين حادثه و پيشگيري واضح است . همه مي دانند كه جبران خسارت ناشي از بروز حوادث و ضايعات حرفه اي مستلزم هزينه است و پيشگيري از آن نيز هزينه هايي را دربردارد. اگر هزينه تحميلي بر واحد صنعتي دراثر بروز اين ضايعات در بيلاني درج شود و به اطلاع مديريت ارشد سازمان برسد، وي بارضايت جايگاهي را براي پيشگيري در برنامه هاي عمومي كارخانه درنظر مي گيرد.
در اينجا بايد ببينيم چه استنباطي از هزينه كلي حوادث داريم چون عناصر بسياري كه اين هزينه ها را تشكيل مي دهند به سادگي تعيين مي شوند و مشخص كردن برخي ديگراز اين عناصر مشكل و گاهي غيرممكن است . درهر صورت با بررسي جمع نظرات موجود به نظر مي رسد كه هزينه هاي ذهني و بهداشتي و درماني و تامين اجتماعي به ترتيب 33، و 3 تا 5 برابر خسارات اقتصادي ناشي از حادثه است .
خسارات اقتصادي خود از پارامترهاي ذيل تشكيل شده است :
هزينه زمان تلف شده ازطريق قرباني حادثه
هزينه زمان تلف شده ازطريق افرادي كه كار خود را متوقف كرده اند.
هزينه زمان تلف شده روسا و مديران قسمتهاي درگير حادثه
خسارات وارده به ماشين آلات ابزار و ضايعات مواد
هزينه ناشي از بروز بي نظمي در توليد
خسارات ناشي از كاهش بهره وري قرباني حادثه
كاهش بهره وري تجهيزات
هزينه هاي مربوط به تخفيف هايي كه براي قرباني درنظر گرفته مي شود.
اغلب كادرهاي مديريت ارشد در سازمانهاي مختلف صنعتي خسارات و ضايعات حاصله از بروز حادثه و بيماريهاي شغلي را از طريق بيمه قابل جبران مي دانند ولي اين خسارات بسيار فراتر از تصور و محاسبات معمول است .
به عنوان مثال درقبال يك مورد حادثه منجر به فوت در سال
1377 در فاز يك طرح فرودگاه بين المللي امام و از دست رفتن
48 هزار ساعت كاري ، شركت درگير درحقيقت 4102032059 ريال خسارت ديده بود كه اين مبلغ شامل ديه قرباني حادثه نمي شود.جالب اينكه اين فاجعه با صرف
12 هزار تومان جهت تهيه لوازم حفاظت فردي مناسب قابل پيشگيري بود، يعني سرمايه گذاري به ميزان 1 به
38143 خسارت وارد شده .
علاوه بر امساك در سرمايه گذاري لازم ، عدم وجود متخصصين كارآزموده ايمني وسازماني با جايگاه مناسب و نبود حمايتهاي مديريتي لازم باعث شده بود كه شركت مزبور طي مدت انجام اين مطالعه
58813 ساعت كاري را به واسطه بروز حوادث ازدست بدهد، يعني زياني معادل
5026100240 ريال
در مقابل شركت پيمانكار تاسيسات برقي و مكانيكي فاز يك طرح مزبور كه به لحاظنفر ساعت كار انجام شده و هزينه صرف شده درميان شركتهاي عمده مجري طرح رتبه دوم را دارا بوده است درهمان مدت به لحاظ وجود دپارتمان ايمني فعال و اهتمام مديريت و نگرش اصولي آن به مقوله ايمني و نظارت مستمر و سيستماتيك وقايع كمتراز نيم درصد كل ساعت كار انجام شده را به واسطه بروز حوادث از دست داده بود.
آقاي بهروز فيروزي نژاد نيز با نگاهي ديگر به همين مسايل تاكيد مي كند. وي بابرشمردن مراحل و وظايف 5گانه عمده مديران و توجه به اثربخشي و كارايي مديريت دريك سازمان پويا به ارتباط مراحل 5گانه و ارتباط آن با بهداشت حرفه اي اشاره كرد وافزود: اكنون باتوجه به اين مراحل نقش مديريت كارآ و موثر را در توسعه بهداشت حرفه اي بررسي مي كنيم : در مرحله طرح ريزي ، مديريت موقعيت سازمان را براي آينده مشخص و هدف سازي مي كند همچنين روشهاي رسيدن به هدف را باتوجه به منابعي كه دراختيار دارد يا ايجاد مي كند، بررسي مي نمايد. در اين مرحله برنامه پيشگيري ازخسارات و حفاظت از منابع انساني ، مالي و فيزيكي را برمبناي اصول بهداشت حرفه اي تنظيم مي كند.
درمرحله سازماندهي واحدهاي سازماني را مشخص مي كند و به لحاظ اهميت ،واحد بهداشت حرفه اي را در چارت سازماني درست بعداز مديريت قرار مي دهد وهمچنين براي افراد متخصص در جايگاه خود تقسيم كار انجام مي دهد. در مرحله كارمنديابي نيز براساس اصول بهداشت حرفه اي افراد مناسب جهت هر شغل انتخاب شده و هر فرد پس از انجام آزمونهاي كتبي و مصاحبه و آزمايشات پزشكي به كار گمارده مي شود.
در اين مرحله به كارگيري اصول بهداشت حرفه اي باعث مي شود تا از غيبتهاي شغلي در آينده جلوگيري شود، فرد با شغل خود متناسب باشد و ضمنا از ادعاي فرد متقاضي درمورد نقصهايش از شغل قبلي جلوگيري به عمل مي آيد.
در مرحله هدايت ، برنامه هاي انگيزش به كار كاركنان بسيار مهم است كه اين كار بااجراي برنامه هاي بهداشت حرفه اي درجهت دستيابي به كار موثر به وسيله سه فاكتور قابل انجام است : اولا تعيين توانايي و قدرت انجام كار توسط شخص ، ثانيا ايجاد انگيزه انجام كار، ثالثا دراختيار داشتن و انتخاب محيط، ابزار و وسيله مناسب .
در برنامه هاي بهداشت حرفه اي گفته مي شود كه مديري موفق است كه نيروهايش راحمايت كند.
در مرحله كنترل نيز كه رعايت قوانين و استانداردها به منظور دستيابي به اهداف مي باشد، مساله ارزشيابي مطرح مي گردد كه برنامه هاي بهداشت حرفه اي مطالبي همچون معاينات دوره اي و غيره را اجرا مي كند.
آقاي مهدي قدسي ورزنده نيز تاكيد كرد كه مديران آگاه و پيشرو نسبت به اين گونه مسايل حساسيت دارند و نقش آن را در پيشبرد كارهايشان به خوبي درك مي كنند. وي سپس گفت : اگر مديريت را استفاده بهينه از عوامل توليد و بكارگيري نهاده هاي انساني وغيرانساني در يك فرايند اقتصادي توليد و حركت در مسير دستيابي به اهداف يك سازمان به صورت كارا و موثر تعريف كنيم ، آنگاه نقش و جايگاه مديريت و اداره يك سازمان يا بهتر بگوييم يك سازمان توسعه گرا بخصوص در صنايع پيشرفته ، ازطريق رعايت مقوله بهداشت و نگهداري عوامل توليد بويژه عامل انساني بيشتر جلوه گرمي شود.
پس مي توان به طوركلي نقش مديريت را در دو محور اصلي خلاصه كرد:
اول تعيين يك تابع توليد بهينه در صنعت مورد اداره خود ازطريق توجه و تاكيدبيشتر بر منابع انساني و تلاش درجهت ايجاد يك فرايند و بستر مناسب براي تبديل نيروي كار ساده به يك
"سرمايه انساني " در يك فضاي رفاه و تامين اجتماعي
دوم ، توجه بيشتر به مقوله بهداشت شغلي و سلامتي جسمي و بيشتر از آن
"سلامتي و بهداشت روان " نيروي كار با استفاده بجا و به موقع از سازمانهايي همچون سازمان تامين اجتماعي براي بيمه نمودن كارگران ، بكارگيري و توصيه هاي نكات ايمني ومنتشرشده ازسوي سازمانهاي بهداشتي و پزشكي ، ايجاد يك فضا و روحيه ورزشي براي عموم ، و بالاخره تلاش درجهت گرايش بيشتر به
"مقوله معنويت " تفسير، تبيين و عينيت بخشي به واژه هاي چون محبت ، عشق ، نوع دوستي ، عدالت خواهي ، و رعايت اصل شايسته سالاري در گزينش و انتخاب نيروي كار و به طوركلي تقويت بعد معنوي وآخرت انديشي در محيط كار، كه در اين راستا مي توان از آيات الهي و احاديث استفاده كرد.
چند پيشنهاد
اين گزارش را با چند پيشنهاد كه يك صاحب نظر باتجربه ارائه كرده است به پايان مي بريم . آقاي عليرضا رضاخواه پيشنهادهاي خود را به ترتيب اولويت ذكر كرده است :
- در رشته مديريت رفتار سازماني و مديريت صنعتي بسياري از اصول بهداشت صنعتي و حرفه اي در قالب فرضيه هاي علمي مورد توجه و تاكيد قرار گرفته است بنابراين مديريت سازمان يا موسسه حتي اگر به ضوابط و اصول بهداشت صنعتي بي اعتقاد باشدناگزير به رعايت موازين مربوط به حفظ سلامت منابع انساني و نيروي كار خواهد بود.
- در مديريت صنعتي و سازمانها حفظ و صيانت نيروي كار
"منابع انساني " از اولويت ويژه اي برخوردار است .
- در مديريت صنعتي در قبال از دست رفتن منابع انساني
"نيروي كار ماهر و متخصص "ضمانت نامه و بيمه اي وجود ندارد. در صورتي كه از بين رفتن منابع مادي و سرمايه اي باضمانت نامه هاي بيمه اي و استقراض از بانكها قابل تامين است .
- به رغم تاكيد علم مديريت بر توجه بيشتر به منابع انساني
"نيروي كار" متاسفانه اغلب مديران صنايع در انجام وظايف مديريتي خود براي منابع مادي و سرمايه اي كارخانه بيشتر از منابع انساني اهميت قائل مي شوند.
- در بحث بهره وري ، مهمترين عامل نيروي كار است . بنابراين بهره وري سه عامل ديگريعني تكنولوژي و مواد و انرژي و سازمان مشروط به بهره وري انسان
"نيروي كار" خواهدبود.
- براي دسترسي به فرهنگ ايمني و بهداشت كار، مهمترين و اولين اقدام ، آشناكردن مديران صنايع و متخصصين شاغل در صنعت باابعاد مختلف اهميت حفظ سلامت نيروي كار است .
- توجه به عوامل تامين كننده بهداشت رواني فرد شاغل و نيروي كار مثل روابط دوستانه در محيط كار و حفظ شان و منزلت كارگر يا به عبارت ديگر روانشناسي صنعتي درتحقيقات دانشمندان علم مديريت از جمله التون ميو مورد تاكيد قرار گرفته است .
- طبق نظريه انگيزش آقاي آبراهام مزلو كه در آموزش مديريت سازمانها مورد استفاده قرار مي گيرد تامين نيازهاي فرد شاغل از جمله مصون سازي افراد در مقابل خطرات وحوادث ناشي از كار يكي از وظايف مهم يك مدير صنعتي به شمار مي آيد.
- در تئوري انگيزش - بهداشت كه به منظور بهره برداري موثر از منابع انساني و افزايش كارآيي ارائه شد، توجه به عوامل بهداشتي مثل شرايط كار و مصونيت افراد شاغل ازخطرات موجب جلوگيري از بروز ضايعات ناشي از كار و نارضايتي كاركنان مي شود.
- مديران صنايع در راستاي انجام وظايف مديريتي خود قبل از واگذاري حرفه و كار به افراد ويژگيهاي جسمي و روحي و شخصيتي و ميزان سواد يا عبارت ديگر قابليتهاي افرادرا مورد آزمايش و توجه قرار دهند.
- كارگران افراد صبور و قانعي هستند ولي حاضر نيستند احساسات و عواطف آنها موردبي احترامي قرار گيرد. بنابراين همان گونه كه در احاديث و روايات ديني ما تاكيد شده حفظ شان و منزلت و حرمت نيروي كار و اهميت دادن به افراد شاغل موجب بروز انگيزه كار و خلاقيت و ابتكار خواهد شد و نهايتا بازدهي كار و توليد را افزايش مي دهد.
- رفع نواقص ايمني و بهداشتي و فراهم كردن امكانات رفاهي و نيازهاي طبقه اول و دوم كاركنان به تنهايي قادر به ايجاد انگيزه كار و افزايش بازدهي نيست بلكه بايد به موازات توجه به عوامل بهداشتي به روابط صحيح و تقويت شغل و توسعه مسئوليت افراد شاغل توجه خاص مبذول كرد.
- در روابط بين مدير و فرد شاغل "مرئوس " بايد رضايت نيروي كار همان اندازه موردتوجه باشد كه خواسته هاي مدير مورد توجه است .