چگونه جهاني شويم
از: سيد عباس حسيني
در گذر تاريخي تمدن بشري به جامعه فراصنعتي ، جهاني سازي
"GLOBALIZATION" به رغم مقاومت ملتها پيش مي راند و انديشه هاي توليد جهاني وورود به عرصه هاي جديد با هزينه هايي به مراتب كمتر و كيفيتي عالي را در ظاهر نويدمي دهد.
تشديد صحنه رقابت جهاني در محيطي كه به صورت دائم در حال تغيير است ،ضرورت واكنشهاي مناسب سازمانها و شركتهاي توليدي - صنعتي را دوچندان كرده ، برانعطاف پذيري آنها با محيط نامطمئن خارجي پاي مي فشارد. به واقع پيشرفتهاي تكنولوژيك و بهره مندي از تكنولوژي اطلاعات ، تعدد بازارهاي بين المللي ، ظهورقدرتهاي اقتصادي جديد، ادغام گسترده و فرامليتي ، توجه بيش از پيش به محيطزيست ،تقويت مناطق تجاري آزاد بين المللي
"ناشي از قراردادهاي منطقه اي " و بسياري ديگرموجب گشته سازمانها و شركتهاي زيادي مزيتهاي رقابتي خود را از دست بدهند وناخواسته سير قهقرايي
"ORGANIZATION DECLINE" پيش گيرند چرا كه آنهانتوانستند به دركي كامل و همه جانبه از محيط پيرامون خويش دست يابند.
در اينجا بايد پرسيد كه سازمانها و شركتهاي ايراني چگونه بايستي به درك تغييرات محيطي بپردازند و با انعطاف پذيري مناسب ، خود را با شرايط محيط جهاني وفق داده وبازارهاي جهاني را هدف توانمنديهاي بالقوه خود قرار دهند؟ به بيان ديگر سازمانها وشركتهاي ما چه استراتژي هاي رقابتي را براي ورود به بازارهاي بين المللي اتخاذ كرده اند؟
مايكل پورتر كارشناس مديريت معتقد است 5 نيروي اساسي زير در شكل گيري ماهيت و ميزان رقابت در هر صنعتي موثرند:"1"
قدرت چانه زني مشتريان "خريداران ";
قدرت چانه زني تامين كنندگان "عرضه كنندگان ";
تهديد نوآمدگان "تازه واردها به صنعت ";
تهديد محصولات يا خدمات جايگزين "كالاهاي جانشين
";
روش كار رقباي فعلي "رقباي سنتي ".
نيروهاي محرك رقابت صنعت
قدرت مشترك اين نيروها، سود نهايي بالقوه هر صنعت را تعيين مي كند. هرچه نيروهاي مشترك كم قدرت تر باشند، فرصت عملكرد بهتر، بيشتر است .
پورتر در ادامه با مطالعه بر روي تعدادي از شركتها چارچوبي را بنيان نهاده است كه به آنها
"استراتژي هاي رقابتي پورتر" گفته مي شود."2" اين استراتژي ها كه اساس رقابت بين المللي را پايه گذاري و بستر رقابتهاي جهاني را فراهم ساخته است عبارتند از:
استراتژي كاهش هزينه "رهبري هزينه "
در اين استراتژي رهبري "مديريت " درصدد كاهش دادن هزينه ها بر مي آيد و مي كوشداز طريق كاهش دادن هزينه ها در مقايسه با شركتهاي رقيب به سهم بيشتري از بازار دست يابد. سازمان بي مهابا درصدد افزايش كارايي بر مي آيد. در اجراي اين استراتژي حفظثبات و پايداري در اولويت قرار مي گيرد و شركت به فكر نوآوري و خطرپذيري نيست بلكه به دنبال عرضه محصولات و خدمات به قيمتهاي رقابتي است البته از كيفيت محصولات نمي كاهد و به سودي معقول تن در مي دهد. شركتي كه از اين شيوه رهبري استفاده كند مي تواند دربرابر شركتهاي رقيب ايستادگي كند زيرا مشتريان نمي توانندمحصولاتي با كيفيت بالا و قيمت ارزان تر پيدا كنند.
استراتژي متمايز ساختن محصول
سازمان در اجراي اين استراتژي درصدد برمي آيد تا محصولات و خدماتي را كه درآن صنعت ارائه مي كند نسبت به محصولات و خدمات شركتهاي رقيب متمايز كند. امكان دارد يك شركت دست به كار تبليغاتي زيادي شود، درباره ويژگيهاي متمايز و برجسته محصولات خود داد سخن بدهد، خدماتي استثنائي ارائه كند يا از نوعي تكنولوژي پيشرفته استفاده كند تا بتواند محصول خود را بدان گونه درآورد كه منحصر بفرد گردد. دراين استراتژي مشتري هايي مورد هدف قرار مي گيرند كه به قيمت ، توجه زيادي نمي كنندبنابراين فعاليت مي تواند سودبخش باشد. به كارگيري استراتژي متمايزساختن محصول ،مي تواند از شدت رقابت بكاهد و هيچ نوع تهديدي از بابت جايگزين شدن محصول متوجه توليدكننده نشود زيرا مشتريان به نام و نشان تجاري محصول وفادار مي شوند.اجراي موفقيت آميز اين استراتژي نياز به فعاليتها و كارهاي پرهزينه دارد مثل تحقيق وتوسعه و انجام تبليغات بسيار گسترده .
استراتژي تمركز
در اجراي سومين استراتژي پورتر يعني استراتژي تمركز بر نوع خاصي از محصول ،سازمان مي كوشد تا بر بخشهايي خاص از بازار يا گروههايي خاص از خريدار متمركزشود. شركت مي خواهد از طريق كاهش هزينه ها و يا متمايزساختن محصول ومحدودكردن بازار به اين هدف دست يابد.
از ويژگيهاي اين استراتژي مي توان داشتن انعطاف پذيري در دادن پاداش وبرقراركردن روابط صميمي با كاركنان ، ارائه خدمات لازم به مشتري براي افزايش وفاداري مصرف كنندگان ، دادن اختيارات نسبتا زياد به كاركنان جهت تماس و تامين نيازهاي مشتريان و تركيبي از سياستهاي بالا در جهت هدفهاي مشخص استراتژيك را برشمرد.
حال بايد توجه داشت شركتها و سازمانهاي ما باانتخاب چه استراتژي ها، راهكارها ورويكردهايي مي توانند نقاط ضعف دروني خود را به قوت و تهديدهاي محيط خارجي رابه فرصت تبديل و با بهره مندي از توانمنديهاي داخلي و فرصتهاي محيطي ، اهداف وماموريتهاي سازماني خود را تحقق و عينيت بخشند.
بي شك كسب بازارهاي جهاني هدف سازمانها و شركتهايي است كه دنباله روي رامحكوم به فنا دانسته ، پيروي و تبعيت را نمي پسندند بلكه خواهان آنند تا مطرح ،تاثيرگذار و در يك كلام پيشرو باشند.
طبيعتا ورود به عرصه هاي فراملي و جهاني نيازمند ساختار سازماني مناسب وبه كارگيري مديراني با انديشه ها و توانمنديهاي جهاني است . مديراني كه از بينش و دانشي عميق و آينده نگر برخوردار بوده ، ضمن آشنايي كامل با چند زبان خارجي بين المللي ،نسبت به فرهنگها و تمدن هاي مختلف جوامع بشري حتي به لحاظ سير تاريخي آنهاآگاهي شايسته دارند. اينان توانايي توسعه كار تيمي را در قالب تشكيل تيمهاي جهاني يافراملي با مشاركت افرادي از كشورها و مليتهاي مختلف را دارا هستند. اصولا تا شركت وموسسه اي فرهنگ سازماني پيشرو و نيروي انساني جسور، انديشمند و پيشگام نداشته باشد امكان بقاء آن حتي در محيطهاي كوچك و بسته با تهديدهاي جدي مواجه خواهدبود.
موسسات كسب و كار ما با درنظر گرفتن ضرورت فعاليت جهاني و هدفمندكردن آن و همچنين باور امكان رقابت با ساير شركتهاي رقيب و اعتقاد به داشتن نقشي اساسي وپيشرو در تمدن جديد و راهبري آن بايد با تغيير از نگاه به بازارهاي دروني به سوي نگاه به بازارهاي خارجي حركت كرده ، ضمن تقويت اين باور و توانايي انجام آن با يك برنامه ريزي مدون و مشخص و بهره گيري از فرصتهاي خارجي و با انتخاب استراتژي هاي رقابتي متناسب با خود، بيش از پيش در صحنه اقتصاد جهاني خودنمايي كنند.
بي شك برگزيدن هريك از استراتژي هاي رقابتي پورتر باتوجه دقيق به توانمنديهاي داخلي و فرصتهاي محيطي توسط شركتها و موسسات كسب و كار ايراني ، موفقيت وبرتري آنها را هرچه بيشتر امكان پذير مي سازد.
در همين راستا و به لحاظ اهميت موضوع به ذكر برخي از استراتژي ها و راهكارهاي رقابتي از منظري ديگر مي پردازيم :
1 - كسب اطلاعات گوناگون از مشتريان و ديدگاههاي آنان به عنوان استراتژيك ترين هدف توليد به منظور بهره گيري از آن به طرق :
تماس مستقيم با مشتريان به صورت سرزدن به آنها و برگزاري جلسات ماهانه رو در روو بي واسطه با آنها;
استفاده از پست الكترونيكي جهت دريافت نقطه نظرات آنها;
انجام تحقيقات مختلف به منظور شناسايي نيازهاي آتي مشتريان از قبيل تحقيقات پيمايشي .
2 - كاهش هزينه هاي توليد بااستفاده از:
بازسازي فرايند يا مهندسي مجدد;
بازيافت محصولات "ارزانترشدن منابع اوليه توليد";
استفاده از تكنولوژي آدم واره ها و روبات ها;
شبيه سازي كامپيوتري محصولات ;
الگوبرداري از بهترينها;
مكانيزه كردن فرايندها;
تعديل نيروي انساني "بازنشسته ، انتقال ، بازخريد، اخراج
".
3 - ارائه محصول و خدمات برتر با كيفيتي عالي "به نحوي كه ديگران از عهده آن برنيايند";
4 - عرضه محصولات و خدمات با رقابتي ترين قيمت "كاهش قيمت باعث از ميدان به دررفتن رقبا مي گردد";
5 - ارائه محصولات جديد در زمانهاي مختلف و پيوسته
"به نحوي كه مشتريان همواره انتظار محصولي نو را از شركت داشته و براي آن لحظه شماري بكنند";
6 - تحويل به موقع سفارشات ;
7 - خلق مزيتهاي رقابتي جديد "مثل بهره گيري از شبكه جهاني اينترنت
";
8 - ورود به زمينه هاي جديدي از كسب و كار;
9 - تغيير قلمرو فعاليت ;
10 - كسب منابع جديد فروش "فروش محصولات به منابع و خريداران متعدد";
11 - همكاري و مشاركت با شركتهاي رقيب "همكاري متقابل باساير شركتها، هزينه هاي توليد و رقابت را كاهش مي دهد" كه مي تواند در قالب تشكيل كنسرسيوم و مشاركت خاص عملي گردد.
12 - ادغام با شركتهاي ديگر به منظور كاهش هزينه ها، بهره گيري از بازارهاي ديگران ودست يابي به تكنولوژي جديد;
13 - خريد شركتهاي رقيب به منظور كاهش هزينه ها، بهره گيري از بازارهاي ديگران ودست يابي به تكنولوژي جديد.
14 - توجه به شركتهاي رقيب و فعاليتهاي آنها از طريق ايجاد دايره كسب خبر;
15 - تبليغ گسترده به ويژه بااستفاده از شعارهاي تبليغاتي در حمايت از محيطزيست وحيوانات ;
16 - بهره گيري از سيستم هاي اطلاعاتي مناسب .
شايان توجه است كه دولت به عنوان بزرگترين خريدار و درعين حال تامين كننده عمده محصولات و خدمات در جامعه و همچنين باعنايت به قدرت و توان رقابتي متاثراز حاكميت ، نقش اساسي در توسعه صادرات و تقويت جايگاه رقابتي شركتهاي ايراني درجهان داراست . تهيه و تدوين سياستهاي پولي و مالي متناسب با صادرات ، ايجادبسترهاي بهينه كارآفريني در صنايع ، توجه و توسعه بانكداري پيشرفته ، تخصيص منابع ارزي مورد نياز، پشتيباني سياسي و اقتصادي از صنايع داخلي ، حذف قوانين و مقررات دست وپاگير، پويائي توانمنديهاي گمركي ، فرهنگ سازي صادراتي ، تشويق و تقدير ازصادركنندگان نمونه ، الگوسازي بهترينها، حذف رانت هاي اقتصادي و اساسا هر آنچه كه باعث ترغيب و گسترش محيط داخلي رقابت آميز براي كليه صنايع و موسسات كسب وكار به منظور آماده سازي جهت ورود به عرصه هاي جهاني گردد را مي توان به عنوان بخشي اساسي از وظايف حاكميت مدنظر داشت .
سفارتخانه ها و كنسولگري هاي ايران در كشورهاي خارجي نيز بايستي به كمك شركتها و موسسات داخلي براي حضور هرچه پربارتر در صحنه هاي رقابت جهاني آمده مجموعه وظايف و اقدامات متشكل و نظام مندي را عهده دار باشند. تهيه ، تدوين و ارائه آمارها و مطالعات اقتصادي ، سياسي ، اجتماعي ، جمعيت شناختي و رفتار شناختي مردم كشورهاي محل ماموريت توسط نمايندگيهاي ايران در خارج از كشور به منظور شناسايي محيطهاي متغير و متنوع خارجي براي استفاده بازرگانان ايراني و موسسات كسب و كارپيشرو در امور صادرات ضمن راهنمايي و هدايت صادركنندگان ، پيونددهنده نظام دادوستد و تجارت داخلي با اقتصاد جهاني گشته ، شركتهاي ايراني را توانمند در رقابتهاي متقابل مي گرداند لذا تدوين راهبردهاي توسعه صادرات توسط مراكز ذيصلاح و توجه اساسي به نقش فعال نمايندگيهاي بازرگاني در سفارتخانه ها و كنسولگري هاي ايران اهميتي مضاعف خواهند يافت .
نتيجه گيري
محيط متشنج و متغير جهاني بقا و ادامه حيات شركتها و موسسات كسب و كار را باچالشهايي جدي و مشكلات روزافزوني مواجه ساخته است . ساختارها و فرايندهاي خشك توليد به فرايندهايي پويا تبديل گشته ، محصولات و خدماتي بااستانداردهاي جهاني و قيمتي رقابتي را مهيا ساخته است . انعطاف پذيري ، سرعت عمل و بهسازي توانمنديهاي يادگيري فردي و سازماني زيرساختهاي كسب و كار آينده را تشكيل خواهندداد. گسترش توان ارتباطي جوامع بشري و شبكه هاي اطلاعاتي جهاني ضمن اينكه برتريهاي ناشي از حصر اطلاعات و انحصار آن را از بين برده است ، امكان عظيم وبالقوه اي از شكوه حضور در بازارهاي جهاني و فراملي را امكان پذير ساخته است . گردش اطلاعات شكل گذشته رقابت را متحول و فضايي ويرانگر به وجود آورده است . شركتها وسازمانها به منظور ادامه فعاليت خود ضمن توجه و شناخت محيط پيرامون خويش بايدداراي استراتژي هاي مشخصي از رقابت باشند و با تقويت مزيتهاي داخلي و بهره گيري ازفرصتهاي محيطي مراحل تكاملي بين المللي شدن را از مرحله داخلي به سوي مرحله جهاني هدف توانمنديهاي بالقوه خود قرار دهند. حيات و بقاي شركتها در دستيابي به بازارهاي جهاني است و اين ضرورت تلاش دو چنداني را توسط شركتها به ويژه شركتهاي كسب و كار ايراني طلب مي كند. شركتهاي ايراني بايستي با چالش درآوردن وضع موجودخود، به استقبال مشترياني پيچيده از سراسر جهان رفته آنان را در ايجاد فرهنگي مشترك شريك سازند. باور توانايي حضور در رقابتي جهاني و كسب بازارهاي بين المللي زيرساخت فرهنگي شركتهاي ما بايستي باشد و اين اعتماد و اقتدار جز در سايه نيروي انساني فرهيخته ، دانش پذير و خردمند تحقق نخواهد يافت كه ايراني مملو از اين توانمندي و ضرورت تاريخي است : پس باور كنيم كه مي توانيم جهاني شويم .
منابع
1 - پيرس و رابينسون ، برنامه ريزي و مديريت استراتژيك ، ترجمه دكتر سهراب خليلي شوريني ، موسسه انتشارات يادواره كتاب ، چاپ اول
1377.
2 - دفت ، ريچارد. دال ، تئوري طراحي سازمان ، ترجمه دكتر علي پارسائيان و دكتر سيدمحمد اعرابي انتشارات دفتر پژوهشهاي فرهنگي چاپ اول
1377.
سيد عباس حسيني : دانشجوي كارشناسي ارشد مديريت دولتي و مدير سازمان بازنشستگي كشوري در استان خراسان
|
|