در حاشيه * هر پيشنهاد، يك طرح كوچك يا بزرگ به شمار مي آيد كه بايد از زواياي زير بررسي شود: - بررسي فني ، علمي و اجرايي ; يعني از اين سه جنبه آيا قابل اجرا و انجام هست يا خيرو آيا نياز به آموزش جديدي براي كاركنان دارد؟ - بررسي اقتصادي يا هزينه منفعت ; محاسبه انواع صرفه جويي ، كاهش ضايعات ، افزايش كيفيت و افزايش يا كاهش انگيزه كاري از اين جمله است . - بررسي مالي ; اين بررسي توسط مديريت انجام مي شود كه از چه منابعي سرمايه گذاري براي اجراي طرح را تامين كنند. * دو نفر مهندس مدت يك ماه وقت خود را صرف يافتن راه حل براي مساله كنترل پيچيده اي كردند. آنان در اين مدت 27 راه حل را يافتند. اين دو سپس جلسه اي با شركت يازده مهندس جوان و كم تجربه تشكيل دادند. در مدت كمتر از 25 دقيقه ، همه آن راه حلهادر جلسه ارايه شد. * براي بهره وري بهتر، افكارتان را يادداشت كنيد. در پرونده اي ثبت كنيد. آنها را مروركنيد. آنها را رشد دهيد. سپس به صورت پيشنهادي كامل ارايه كنيد. * برخي روشهاي موثر براي ايجاد فضاي خلاقيت عبارتند از: - تبديل محيط كار به محيط خانواده - انجام تبليغات فرهنگي براي نظام مشاركت - پشتيباني مديريت از پيشنهادهاي كاركنان - برگزاري جشنواره هاي اهداي جايزه به بهترين پيشنهاددهندگان - اجراي پيشنهادهاي قابل اجرا * اعتماد به نفس يعني ايمان به اينكه "مي توانيم " ما را براي انجام كارها توانا مي كند. اين واژه عامل اجراي صدها طرح نيمه تمام صنعتي است كه در ابتدا غيرقابل اجرا به نظرمي آمدند. * اعتماد به نفس به تفكر "اجازه فكركردن " مي انجامد. اين مرحله نيز به خلاقيت كه شامل نوآوري ، ايجاد و تغييرات ، منجر مي شود و سرانجام مرحله بعدي بهبود وضع موجود است كه مي تواند در مورد وضعيت فردي ، خانوادگي ، شركت "محل كار" يا كشورباشد. * عوامل موثر بر فرآيند گروهي بسيارند، اما برخي از مهمترين هاي آن عبارتند از: - محل استقرار - گوش دادن - واكنش - برد و باخت - لحاظ كردن همه ديدگاهها - راي اكثريت - نقد * اگر مي خواهيد يك گروه موفق داشته باشيد، هفت عادت مردمان موثر را رعايت كنيد.اين عادتها عبارتند از: 1 - عامل باشيد. 2 - به طور ذهني از پايان آغاز كنيد. 3 - نخست امور نخست را قرار دهيد. 4 - برنده برنده بينديشيد. 5 - نخست بخواهيد بفهميد، آنگاه جوياي تفاهم باشيد. 6 - نيروي جمعي ايجاد كنيد. 7 - اره را تيز كنيد. * برخي از دستاوردهاي كار گروهي عبارتند از: - تمرين دمكراسي ، رعايت آزادي افراد در صحبت كردن و چالش در گفتگو - افزايش دامنه بردباري و شكيبايي - تقويت روحيه سازماني - استواري و وفاداري * يادگيري جمعي عبارتست از فرآيندي كه طي آن ظرفيت اعضاي گروه گسترش مي يابدو به گونه اي همسو مي شود كه نتايج حاصل از آن چيزي باشد كه همگان به طور واقعي خواهان آن بوده اند. * مباحثه و گفتگو ابزاري است كه بااستفاده درست از آن مي توان در افكار و درون ديگران سير كرد و به نتايج مثبتي دست يافت . گفتگو نظير جريان سيالي است كه ميان دومنبع جاريست .از اين رو در گفتگو افراد به دريايي وسيعتر از معاني مشترك دست مي يابند كه به تنهايي قابل دستيابي نيست . اهداف گفتگو نيز عبارتند از: 1 - رسيدن به مرحله اي وراي فهم تك تك افراد 2 - آشكار ساختن بي ربطيهاي موجود در افكار * بي ربطيهاي موجود در افكار نيز كه از آن ياد شد، ويژگيهايي دارد كه سه ويژگي مهم آن از اين قرار است : 1 - حالتي است كه فكر از اين كه پديده اي مشاركتي است سرباز مي زند، خودسرعمل كردن يكي از نشانه هاي اين بي ربطي است . 2 - فكر از دنبال كردن حقايق دست بر مي دارد. تنها به شكل يك برنامه عمل مي كند. 3 - فكر، معيارها و استانداردهاي خود را براي حل مسايل خاص ، نظير كليشه اي بودن وتعصب ، وضع مي كند. * اگر گروهي تازه شكل گرفته است و تجربه لازم براي كار گروهي را ندارد، بهتر است درگفتگوها يك نفر كه مستقل و به دور از احساسات منفي يا مثبت باشد، نقش حفظ زمينه گفتگو را برعهده گيرد تا بستر لازم براي ادامه كار فراهم شود. * براي پيش بردن يك گفتگوي سودمند، شركت كنندگان در گفتگو بايد پيش فرضهاي خودرا به حال تعليق درآورند. اما اين موضوع به هيچ عنوان به معناي كنارگذاشتن آنها نيست .هم چنين شركت كنندگان بايد به يكديگر به چشم يك دوست نگاه كنند. آنها بايد اشتياقي متقابل براي دستيابي به نگرشي عميق تر و روشنتر داشته باشند. * براي اين كه بتوانيد ايده هاي گوناگون ارايه دهيد، بايد معلومات و اطلاعات زيادي داشته باشيد، پس براي افزايش اطلاعات خود اين موارد را رعايت كنيد: - روزي يك ساعت مطالعه در رشته هاي تخصصي و عمومي - شركت در كلاسها و همايشهاي آموزشي - ديدن فيلمها و نوارهاي آموزشي - مشاوره و مذاكره با صاحب نظران - بررسي اسناد و مدارك سازمان - ديدن نمايشگاههاي تخصصي - گوش دادن به نظر ديگران * اعتقادنداشتن به شكست يكي از ويژگيهاي افراد موفق است . چرا كه در فرهنگ انسانهاي موفق ، شكست به معني كسب تجربه است . انسانهاي موفق مي گويند; براي دستيابي به هر موفقيت بايد 99 شكست را تجربه كرد. هر شكست به منزله بالارفتن از پله هاي نردبان رسيدن به هدف است . * براي دستيابي به ايده هاي نوين ، اشياء را به دقت مورد توجه قرار دهيد. به وضعيتهاي منفي توجه كنيد. با نگرشي نو به كار خود بنگريد. به سه موضوع مهم يعني پايين بودن بهره وري ، ضايعات و كيفيت نامطلوب توجه داشته باشيد. * وضعيت منفي يعني : - چيزهايي كه ما را ناراحت مي كند. - چيزهايي كه خطرناك است . - مواردي كه موجب ضايعات مي شود. - مواردي كه موجب نارضايتي مشتريان مي شود. - مواردي كه سبب كاهش كيفيت مي شود. * گاهي ممكن است گروههايي كه براي مشاركت سامان مي يابند، خود دچار نابساماني شوند. تجربه نشان مي دهد كه بارها اتفاق افتاده است كه گروهها به خاطر قصور در حل وفصل مشكلات اعضاي گروه فرو پاشيده اند. از اين رو لازم است پيش از آن كه اين مسايل تاثير نامطلوب روي كار بگذارد، آنها را برطرف سازند. * برخي از قوانين توفان فكري عبارتند از: 1 - هيچ انتقادي نبايد از هيچ نظريه اي صورت پذيرد. 2 - بي خيالي و به اصطلاح دنده خلاص رفتن مورد تشويق قرار مي گيرد. 3 - بر دستيابي به حداكثر تعداد نظر و ديدگاهها تاكيد مي شود. 4 - همه چيز يادداشت مي شود، حتي موارد تكراري . 5 - همه نظرها تكوين مي يابند و هيچ چيز رد نمي شود. * چنانچه در مجموعه يا سازماني از مشاركت استفاده شود، موارد بسياري از جمله موارد زير قابل ملاحظه و مشاهده است . - فرودستان و مديران به پيروان و رهبران مبدل خواهند شد. - كاركنان كليه سطوح توان و علايق خود را مرور مي كنند تا با بازشناسي آنها، بالندگي وشكوفايي را آغاز كنند. - آموزش و يادگيري به امري مهم تبديل مي شود و به عنوان يك ضرورت به آن نگاه خواهند كرد. - اختيارات در سطح گسترده اي تفويض مي شود، اما مسئوليت نهايي كل سازمان با مديراست . - سازمانهاي آرماني يك شبه خلق نمي شوند اما اين روش به ايجاد سريعتر آنها كمك مي كند چون همه احساس مي كنند سلول مفيدي از يك پيكره هستند. * موفقيت در اجراي برنامه ها مستلزم دقت در ارزيابي ، آموزش مستمر، بازسازي مستمرروشها، كسب اعتماد كليه سطوح سازمان ، استفاده بهينه از بهترين روشهاي مديريت منابع انساني و توجيه همزمان به تمامي عوامل دخيل در نظام مشاركت است . اساسي ترين مرحله تشخيص موقعيت سازمان و تدوين برنامه متناسب است . تاريخچه نظام مديريت مشاركتي : * فكر مديريت مشاركتي"PARTICIPATIVE MANAGEMENT"ابتدا توسطنويسندگان آمريكايي مطرح شد و براي اولين بار در ژاپن مورد استفاده قرار گرفت و ازآنجا به سازمانهاي تجاري ، آمريكا و اروپا راه يافت . در حقيقت تحقيقات آرجريس "ARGRIS, 1957"، مك گريگور "MACGERIGOR, 1960"و ليكرت "LIKERT1961"منبع تفكر مديريت مشاركتي در اقصي نقاط دنيا شد. * به طور عملي نظام مديريت مشاركتي پس از جنگ جهاني دوم توسط نيروي هوايي آمريكا در ژاپن به كار گرفته شد. و مديران ژاپني نيز با مشاهده اثربخشي آن به فكر استفاده از اين نظام در صنايع خود برآمدند و گروه بسياري از مديران ژاپني پس از بازديد از آمريكابا اين نظام آشنا شدند، سپس آن را با آداب و سنن ملت خود هماهنگ كردند و به صورت وسيع از آن بهره گرفتند. * عده اي ديگر معتقدند اولين قدم براي تشويق كارگران براي ارائه پيشنهاد در راستاي بهبود كار توسط كار آلفرد كروپ در كارخانه فولادسازي كروپ آلمان در شهرآسن درسال 1867 ميلادي برداشته شده است . |