طراحي استراتژي به كمك كامپيوتر;بيم ها و اميدها

مهدي غضنفري و وفا غفاريان 
E-Mail: vgh@isiran.com


چكيده 
مديران ، فرماندهان و سياستمداران ، استراتژي را رويكردي مي شناسند كه پيروزي آنان در صحنه هاي رقابتي را رقم مي زند. بسياري از آنان در ذهن خود اين سوال را دارندكه تكنولوژي كامپيوتري ، تاچه حد مي تواند در اين امر مهم ياري دهنده باشد؟ امروزبسياري از امور به كمك كامپيوتر، سريعتر، بهتر واثربخش تر انجام مي شود، ولي هنوزكاربرد كامپيوتر در امور مهم مديريتي ، ازجمله استراتژي ، محدود و جنبي مانده است !
مساله از اين واقعيت ناشي مي شود كه استراتژي اثربخش رويكردي بي ساختار است و درونمايه اصلي آن از قابليت هاي ذهني "و به خصوص ادراك وخلاقيت " جان مي گيرد،درحالي كه تكنولوژي كامپيوتر "كه ماهيتا فرايندمحور بوده و قدرتمندي خود را بيشتر درامور ساختاريافته نمايان ساخته است " در زمينه هاي ادراكي ، توانمنديهاي محدودي راداراست . در دهه هاي اخير با پيشرفتهاي حاصل در زمينه هايي همچون هوش مصنوعي وسيستم هاي خبره ، و پيوند آن با سيستم هاي پشتيباني تصميم گيري "DSS"، اميدواريهايي براي بكارگيري كامپيوتر در طراحي استراتژي ايجاد شده است ، ولي در اينجا نيز مشابه تمام زمينه هاي درحال تكامل ديگر، با آميزه اي از بيم واميد، واقعيت وآرمان ، ومرزبنديهاي امروز و فردا روبرو هستيم . اين مقاله با نگاهي جستجوگر به مطالعه در اين زمينه پرداخته است و تلاش مي كند تا ابعاد مهم موضوع را طرح و موردبررسي قرار دهد.

1 - معرفي 
تنها يك استراتژي تحول آفرين كافي است تا سازمان در قله پيروزي و مديران آن دراوج موفقيت قرار گيرند. آيا تكنولوژي اطلاعات و ابزار پيشرفته كامپيوتري مي توانند دراين راستا كمك كننده باشد؟
ماجرا از بكارگيري سخت افزارهاي قدرتمند و نرم افزارهاي ويژه در انجام محاسبات ،و شبيه سازي سازه هاي پيچيده مكانيكي و يا مدارات گسترده الكترونيك آغاز شد"COMPUTER AIDED DESIGN - CAD"، سپس اين رويكرد به فرايند توليد توسعه يافت "CAM"، و امروز ما با دريايي از واژه هايي نظير يادگيري به كمك كامپيوتر "CAL"،مهندسي به كمك كامپيوتر "CAE"، تجارت به كمك كامپيوتر "CAT"، جراحي به كمك كامپيوتر "CAS" و... روبرو هستيم . در دنياي مديريت نيز پديده هايي همچون سيستم هاي اطلاعاتي مديريت "MIS"، سيستم هاي پشتيباني تصميم گيري "DSS"، سيستم هاي اطلاعاتي مديران اجرايي "EIS" و... "كه همه برپايه كامپيوتر هستند" ابزارهاي كاربردي متعددي را دراختيار مديران قرار داده است . اين سيستم ها در اموري نظير حسابداري مالي ، بودجه ريزي ، محاسبه حقوق و دستمزد، انبارداري ، برنامه ريزي توليد و... بسياركمك كننده اند، ولي تصميماتي مانند انتخاب طرح روي جلد يك مجله و يا خريدشركت رقيب ، هنوز هم بر قضاوتهاي فردي متكي است .
استراتژي رويكردي پيچيده است . اين پيچيدگي نه تنها به ماهيت بي ساختار آن ، بلكه به ناشناخته بودن فرايند "خلاقيت " و مهارتهاي ادراكي "به عنوان درونمايه اصلي استراتژي " بازمي گردد. فقدان مفاهيم استاندارد و يك الگوي همه پذير نيز به اين امر دامن زده است .
سيستم ها و تكنولوژي هاي پشتيباني از مديريت نيز هنوز دوران تكويني خود را طي مي كنند. در اين دوران ، وجود ابهامات و ديدگاههاي متفاوت ، امري طبيعي به شمارمي آيد.
چنين شرايطي اگرچه ما را از دسترسي به الگوها و مفاهيم جاافتاده و قابل تكيه محروم مي كند ولي از سوي ديگر راه را براي نظريات جديدي كه بتواند در توسعه مفاهيم و يا كاربردهاي آن سودمند باشد هموار مي سازد.
يك رويكرد جديد كه طي دهه هاي اخير موردمطالعه قرار گرفته ، توسعه قابليتهاي 
خلاقانه سيستم هاي پشتيباني تصميم گيري 
" DECISION SUPPORT SYSTEMS - DSSو بكارگيري آن در تدوين استراتژي كسب وكار "STRATEGIC DSS-SDSS" است . در اين رويكرد، نحوه دستيابي به DSSهاي خلاق و همچنين شيوه كاربرد آن در تدوين استراتژي ، موضوع اصلي مطالعات است . ويژگي مهم سيستم هاي DSS، كمك درحل مسائل مديريتي بي ساختار است واستراتژي ، مهم ترين مساله امروز مديران و ماهيتا مساله اي بي ساختار است . رويكرد DSSاستراتژيك تلاشي براي كمك گيري از روشها و ابزارهاي كامپيوتري درحل يكي ازمهم ترين مسائل مديريتي به شمار مي آيد.

DSS چيست ؟
از بدو ظهور ايده تصميم گيري به كمك كامپيوتر در انستيتو تكنولوژي كارنگي "CARNEGIE" تا به امروز، تعاريف متعددي براي DSS پيشنهاد شده است . اين تعددتعابير تاحدودي به سير تكاملي اين رويكرد بازمي گردد. تعاريف اوليه بيشتر بر قابليت DSS درحل مسائل نيمه ساختاريافته تمركز داشته اند و تعاريف بعدي اجزاي اصلي سيستم و فرايند طراحي آن را موردتوجه قرار داده اند. دليل ديگر اين اختلاف ، در زواياي نگرش متفاوت به موضوع نهفته است . برخي از تعاريف به نوع مسائل و كاركرد DSSدرحل آنها پرداخته اند "GORRY AND SCOTT MORTON-1971"، برخي الگوهاي بهره برداري و اهداف سيستم را موردتوجه قرار داده اند "ALTER-1980" و برخي سيستم را با معرفي اجزاي اصلي آن تعريف كرده اند"BONCZEK-1989" "1". در اينجا بهتر است به جاي ذكر اين تعاريف ، خصوصيات اصلي يك سيستم DSS ارائه شود:
يك سيستم برپايه كامپيوتر است كه از تكنولوژي ها و متدولوژي هاي كامپيوتري استفاده مي كند;
به تصميم گيري كمك مي كند ولي جايگزين فرد تصميم گير نمي شود;
از پايگاههاي داده ، مدلهاي تحليلي و محاسباتي و سيستم هاي خبره درحل مسائل استفاده مي كند;
قابليت بكارگيري درحل مسائل نيمه ساختاريافته و بي ساختار را داراست ;
قابليت پشتيباني از تصميم گيريهاي فردي و گروهي "GDSS" را دارد;
براي كليه سطوح مديريتي قابل استفاده است ;
دقت ، سرعت و كيفيت تصميم گيري را بهبود مي بخشد "بهبود اثربخشي " ولي درراندمان تصميم گيري "هزينه تصميم گيري " تاثيري ندارد;
سيستم هاي DSS به سمت قابليت هاي يادگيري و خلاقيت ، كاركرد شبكه اي و سهولت بهره برداري به پيش مي رود.
در سال 1971 الگويي براي دسته بندي سيستم هاي DSS توسط گاري و مورتون ارائه شده است . آنان براي اين دسته بندي دوبعد ساختاريافتگي مسائل "ساختاريافته ،نيمه ساختاريافته ، بي ساختار" و سطح سازماني امور "سطح عملياتي ، سطح مديريتي وسطح استراتژيك " را درنظر گرفته اند"2""شكل 1". در اين الگو استراتژي كسب وكار جزءمسائل نيمه ساختاريافته و بي ساختار سطح استراتژيك قرار مي گيرد. براي بررسي دقيق ترمي بايستي به مفاهيم استراتژيك كسب وكار توجه كرد.
شكل 1 - الگوي طبقه بندي سيستم هاي DSS

 

استراتژي كسب وكار
همانند DSS، براي استراتژي نيز تعابير متفاوت "و بعضا متضادي " وجود دارد. دريك سوي اين طيف استراتژي يك فرايند تحليلي برنامه ريزي دانسته مي شود كه توسطابزار و روشهاي علوم مديريتي طراحي مي شود و در سوي ديگر براي استراتژي ماهيتي غيرخطي ، غيرتحليلي با درونمايه اصلي خلاقيت قائل هستند كه هيچ فرايند خاصي براي آن متصور نيست . تعبير ما هرچه باشد، به هر صورت استراتژي مي بايستي قادر به ايجادمزيت رقابتي نسبت به رقباي اصلي باشد. نظريه مايكل پورتر "M.E.PORTER" درباره كاركرد اصلي استراتژي كاملا گوياست : "هيچ سازماني نمي تواند در فقدان يك مزيت رقابتي ، سودي بيش از متوسط كسب نمايد، مزيت رقابتي مي بايستي براي مشتري منافع بالاتر و يا قيمت پايين تر را فراهم سازد و درعين حال دستيابي به شرايط مشابه توسطرقيب دشوار باشد"."3" اين نظريه "همه پذير"، ماهيت فرايندي استراتژي را با ترديدمواجه مي سازد زيرا اگر استراتژي بتواند ازطريق يك فرايند مشخص تحليلي حاصل گردد، ديگر نمي تواند در محيط رقابتي كسب وكار مزيت بخش باشد و اين رويكرد، تعابيرغيرفرايندي "و غير تحليلي " استراتژي را تقويت مي كند. يك الگوي مفهومي كه با اين نظر تطابق زيادي دارد، الگوي استراتژي اثربخش است ."4" در اين الگو براي استراتژي ،يك ساختار تحليلي سه بخشي پيشنهاد مي شود: فرصت يابي ، تحليل گلوگاه و راه يابي "شكل 2". 

شكل 2 - ساختار تحليلي استراتژي 

براساس اين الگو مرحله فرصت يابي با يك پديده ذهني و يا عيني آغاز و سبب مي شود تا "برخي " از افراد وسازمانها به فرصتهايي در پيرامون خود آگاه گردند. اين آگاهي درصورت اهميت ، در كانون توجه آنان قرارگرفته و به موضوعهاي استراتژيك تبديل مي شود. موضوعهاي استراتژيك آنهايي هستند كه درصورت تحقق ، منافع كثيري رامتوجه سازمان خواهندساخت ولي تحقق آنها معمولا با موانعي همراه است . برخي ازاين موانع دردستيابي به منافع نهفته در فرصت نقش اساسي داشته و درعين حال مرتفع كردن آنها، با پيچيدگي و دشواري همراه است . اين موانع "عوامل تعيين كننده موفقيت ""CRITICAL SUCCESS FACTOR - CSF" سازمان را تشكيل مي دهند و راهكاراستراتژيك مي بايستي با مرتفع كردن آنها سازمان را به منافع موردنظر برساند. تشخيص اين عوامل ازطريق "تحليل گلوگاهها" انجام مي گيرد و مرحله "راه يابي استراتژيك " به كشف و يا خلق راهكارهاي استراتژيك مي پردازد. بدين ترتيب كاركرد اصلي استراتژي كه كشف فرصت و دستيابي به منافع نهفته در آن است صورت مي پذيرد.
از مراحل سه گانه مذكور دو مرحله فرصت يابي و راه يابي استراتژيك ماهيتاغيرفرايندي هستند وانجام آنها مستلزم قابليتهاي ذهني و خلاقيت است ، در حالي كه مرحله تحليل گلوگاه يك فرايند است و مي تواند با استفاده از مدلهاي تحليلي به اجراگذاشته شود."5" رويكرد DSS در ارائه كاركردهاي برمبناي مدل ، قدرتمند و اثربخش است ولي قابليتهاي خلاقانه آن هنوز مراحل ابتدايي خود را مي گذراند و مساله اصلي در اين بخش از كار نهفته است . آيا سيستم هاي DSS قادرند تا به حد نياز استراتژي از خودخلاقيت نشان دهند؟

خلاقيت چيست ؟
درحالي كه همه مفهوم خلاقيت را مي دانند ولي تعريف آن با طيف گسترده اي ازتعابير متفاوت مواجه است . در اينجا نيز براي اجتناب از پاي بندي به يك تعبير خاص ، به جاي يك تعريف ، مفاهيم اساسي نهفته در واژه خلاقيت ارائه مي شود:
خلاقيت حاوي يافته هاي جديد است "THURSTONE-1952";
خلاقيت فاصله گرفتن از همنوايي است "CRUTCHFIELD-1962";
در خلاقيت عوامل حقيقت ، عموميت و اعجاب نهفته است "SELYE-1962";
خلاقيت حاصل تفكر واگراست "GUILFORD-1956".
خلاقيت از ديدگاههاي مختلفي قابل بررسي است . يكي از رويكردهاي موثر، مطالعه ابعاد شناختي خلاقيت است . اين رويكرد از آن رو اهميت دارد كه مي توانند زيربنايي براي طراحي الگوريتم هاي كامپيوتري قرار گيرد. براي فرايند ادراكي خلاقيت ، نظريات متعددي پيشنهاد شده است . يكي از آنها نظريه "سرمايه گذاري خلاقيت " است كه توسط استرن برگ و لوبارت "STERNBERG AND LUBART" ابداع شده است . در اين نظريه سرمايه گذار منابع ادراكي "هوش ، دانش ، فكر"، پتانسيل ميل و رغبت "انگيزش وخصوصيات شخصيتي " و منابع محيطي را با اين اميد كه از تعامل آنها يك پديده خلاقانه حاصل شود درهم مي آميزد. استرن برگ واژه سرمايه گذاري را از آن جهت برمي گزيند تا به ماهيت "ريسك منابع درمقابل احتمال نتيجه " اين فرايند اشاره داشته باشد. استرن برگ ولوبارت درمورد اينكه چگونه از تركيب اين عوامل ، پديده جديدي كه از قبل وجود نداشته خلق مي شود توضيحي ندارند و براي اعتبار بخشي نظريه خود از روشهاي تجربي بهره مي جويند."6" فينك ، وارد و اسميت "FINK, WARD AND SMITH" نيز يك الگو براي تفسير خلاقيت از ديدگاه ادراكي ارائه داده اند. آنان خلاقيت را زاييده دو فرايند "توليدساختار قياسي " و "اكتشاف ايده " مي دانند. اين يافته ها هرچند در نوع خود بسيارارزشمندند ولي هنوز نتوانسته اند تا در فرايندهاي ساختارمند كامپيوتري روح خلاقيت رازنده كنند. طراحي الگوريتم هايي كه بتوانند مشابه انسان از خود خصوصيات خلاقانه بروز دهند هنوز در مراحل ابتدايي قرار دارد ولي اين ايده كه سيستم و تكنولوژي كامپيوتربا ايجاد زمينه مناسب و تحريك ذهن ، قواي خلاقانه انسان را تقويت كند امروز يك واقعيت كاربردي است . يك نقطه قوت رويكرد DSS در اين امر نهفته كه انسان "كاربر" راجزيي از سيستم مي داند و بسياري از ويژگيهاي منحصربه فرد خود را از تعامل بين كامپيوتر و مغز انسان حاصل مي كند. يكي از رايج ترين تكنيك هاي نرم افزاري دراين راستاترسيم نقشه ذهني "MIND-MAP" انسان است . نقشه ذهني ، ايده ها و اطلاعات انسان رابه صورت تصويري مجسم كرده و به فرد كمك مي كند تا نماي بزرگ و همچنين ارتباطبين ايده ها را به خوبي ملاحظه كند."7" رويكرد ديگر، ايجاد محركهاي مناسب ذهني وخارج كردن مسير تفكر از بستر تفكر معمول است . اين امر به تفكر واگرا و خلق ايده هاي جديد كمك مي كند."8" اين نرم افزارها كمك موثري براي ايده يابي و يورش فكري است وآزمونهاي تجربي مفيدبودن آنها را نشان داده است .
اين مرزهاي كاربردي كامپيوتر در خلق ايده هاي جديد است . ولي اين مرزها هر روزجابه جا مي شود. بدون شك روزي آرمان ديرينه بشر در طراحي كامپيوتري كه فكر مي كند،مي فهمد و يا ايده هاي خلاقانه خود انسان را به وجد مي آورد محقق خواهدشد ولي تا آن روز مي بايستي كماكان به تعبير توماس اديسون دل خوش داشت كه خلاقيت را 1% الهام و 99% تلاش مي داند.


طراحي استراتژي به كمك كامپيوتر
سيستم هاي برپايه كامپيوتر قدرت اصلي خود را درانجام فرايندها"ي بسيار پيچيده "نشان مي دهد و استراتژي تحول آفرين ماهيتا رويكردي غيرفرايندي است . آيا اين تعارض به مفهوم پايان سرفصل كاربرد كامپيوتر در طراحي استراتژي هاي تحول آفرين است ؟
اگرچه تكنولوژي و الگوريتم هاي كامپيوتري امروز، قابليتهاي لازم براي انجام كارپيچيده اي مانند استراتژي را دارا نيستند، اما سيستم هاي مديريت برپايه كامپيوتر نيزهمانند هر سيستم درحال تكوين ديگري مي بايستي با پيش رانه اي از "واقعيت "هاي قابل بهره برداري و "آرمان "هاي جهت ساز تكامل يابد. براي اين رويكرد چهار سطح پيشنهادمي شود:
1 - استفاده از DSS براي بخشهاي فرايندي استراتژي : ساختار تحليلي استراتژي كمك مي كند تا فعاليتهاي لازم براي طراحي استراتژي به تفكيك و با دقت بيشتري شناخته شوند. در ساختار استراتژي اثربخش ، مرحله تحليل گلوگاه كه طي آن ، تشخيص عوامل لازم براي تحقق فرصت و مقايسه آن با قابليتهاي موجود سازمان به كشف عوامل بحراني موفقيت "CSF's" منجر مي شود فرايندي ساختارمند است و سيستم هاي DSS قادرند تا بااستفاده از الگوهاي تحليلي و داده هاي مناسب آن را به انجام رسانند. در اين حالت سيستم DSS با ارائه قابليتهاي چشمگير خود در مديريت داده ، مديريت دانش و مديريت الگوها، آن هم در يك محيط يكپارچه و قابل توسعه ، بستر مناسبي را براي انجام سريعترو بهتر كار فراهم مي آورد. اين ابزار نرم افزاري در بخشهاي تحليل محيط خارجي و داخلي روش تحليل SWOT نيز قابل استفاده و اثربخش است "ولي آنجا كه كار به فرموله كردن استراتژي مي رسد، ديگر فرايندي براي كار وجود ندارد و كار مي بايستي به قابليتهاي ذهني انسان سپرده شود".
2 - استفاده از قابليتهاي گردآوري ، ساماندهي و تحليل داده ها در مراحل غيرفرايندي طراحي استراتژي : مراحل غيرفرايندي استراتژي نيز به نوبه خود نيازمند گردآوري وپردازش حجم زيادي از اطلاعات محيطي هستند. فرصت يابي مرحله اي است كه در آن ،گردآوري اطلاعات مرتبط و ساماندهي آنها يك نقش اساسي ايفا مي كند. سيستم هاي DSS هرچند كه قادر به تشخيص فرصتهاي استراتژيك در محيط كسب وكار نباشند ولي باقابليت پيشرفته اي همچون كارگزاران هوشمند "INTELLIGENT AGENT" قادرند تا دردنيايي از اطلاعات شبكه اينترنت با دقت و حوصله جستجو كرده و اطلاعات موردنظراستراتژيست را با سرعت و كيفيت بالايي فراهم آورند. قابليت تشخيص و استخراج الگوهاي مفيد از انبوه داده ها "DATA MINING" نيز يك زمينه بسيار اميدواركننده دراين راستا به شمار مي آيد.
3 - تقويت قابليتهاي ذهني استراتژيست : استراتژي تحول بخش بيش از هرچيز به قابليتهاي ذهني "ادراكي ، شناختي و خلاقيت " استراتژيست بستگي دارد. سيستم هاي كامپيوتري به طرق مختلف قادرند تا اين ويژگيها را تقويت كنند. نرم افزارهايي مانندMINDLINKبا ايجاد فضاي مناسب ، استراتژيست را در مسير خلق ايده هاي جديد قرارمي دهد. نرم افزارهاي DSS گروهي "GDSS" با برقراري ارتباط موثر بين اعضاي جلسه ،نقش تسهيل كننده "FACILITATOR" را برعهده گرفته و نشستهاي اثربخش تري راامكان پذير مي سازد. نرم افزار VISIMAP با ثبت و ساختاردهي ايده ها و افكار انسان ، به ساماندهي يافته هاي ذهني و امكان استفاده مجدد آنها "توسط خود فرد يا افراد ديگر"كمك مي كند. نرم افزارهايي همچون GYM با هدف توسعه مهارتهاي ذهني براي توليدايده هاي خلاقانه ، نمونه ديگري از اين رويكرد است ."IDEA FISHER "9 نيز نرم افزاري است كه به منظور تقويت جلسات يورش فكري طراحي شده است . اين نرم افزار با تكيه بر مجموعه اي از 6000 سوال "بانك سوالات " درمورد موضوعهاي خاص ، كاربر را به سوي خلق ايده هاي جديد هدايت مي كند."10" اين ابزار و تكنولوژي هاي مرتبط، چنانچه به نحو مطلوبي مورداستفاده قرار گيرد، كمك موثري در توسعه قابليتهاي ذهني موردنيازبخشهاي غيرفرايندي استراتژي ارائه مي كنند.
4 - كامپيوترهاي خلاق : انسان از بدو اختراع كامپيوتر، به خلاقيت آن انديشيده و در اين راستا تلاش زيادي انجام داده است . دستاوردهاي حاصل هنوز قابليتهاي موردنياز راعرضه نمي كنند وليكن نويدبخش فردايي هستند كه الگوريتم هاي كامپيوتري ، حل مسائل خلاقانه انسان را برعهده دارند.
يكي از زمينه هاي بروز خلاقيت انسان ، دنياي هنر است . محققان هوش مصنوعي بسياري از ايده هاي خود را براي طراحي ماشين هاي خلاق بر اين زمينه متمركز كرده اند.كامپيوتري كه انشا مي نويسد، كامپيوتري كه شعر مي گويد و كامپيوتري كه آهنگ مي سازد. اولين كنسرت آهنگهاي ساخته شده توسط كامپيوتر با همكاري دانشگاه كاليفرنيا و استوديوي گاسمان "GASSMANN" در 15 آوريل سال 1998 برگزار شد."11"پيداكردن يك عدد مفقود از يك مجموعه اعداد "مشابه آنچه در سوالات هوش سنجي به كار مي رود" نيز از زمينه هاي تلاش محققان براي ايجاد خلاقيت مصنوعي است .COPYCAT نيز يك نرم افزار نمايش خلاقيت است كه مي تواند "تشابه " بين رشته هايي ازحروف نامساوي را تشخيص دهد. اين كار به جاي درك ساختار "روش معمولي " بر درك مفهوم متكي است .
اينها كارهاي اوليه اي هستند كه براي شناخت بيشتر چگونگي بروز خلاقيت وشبيه سازي آن با الگوريتم هاي كامپيوتري صورت مي گيرد. يافته هاي امروز اگرچه ازانتظارات ما براي خلق استراتژي هاي تحول آفرين فاصله دارد ولي آنچه از وضع موجودمهم تر است ، سرعت و جهت گيري حركتي است كه به سمت وضع مطلوب وجود دارد.اما يك سوال اساسي پيش رو اين است كه آيا در دنياي رقابتي ، استراتژي زاييده كامپيوترمزيت بخش خواهدبود؟

استراتژي به كمك كامپيوتر: واقعيت هاي امروز
تكنولوژي كامپيوتر، امروز چيزي بيش از سطح سوم را براي كمك به طراحي استراتژي دراختيار نمي گذارد. استراتژي با ماهيت خلاقيت محور خود به سطح چهارم تكنولوژي نياز دارد، ولي اين امر سبب نشده تا كاربردهاي تكنولوژي كامپيوتر در طراحي استراتژي ناديده گرفته شود. واژه DSS استراتژيك در سال 1983 توسط ويليام كينگ "W.R.KING" ابداع شد. وي در مقاله خود چهار سيستم عملياتي در شركتهاي CITIBANK,RCA,IBM و EL را تشريح كرده است . در سال 1985 مونتگمري طراحي يك سيستم DSS براي طراحي استراتژي بازار را گزارش كرد."12" در سال 1996 نيزرابرت هورن بي "R.E.HORNBY" از دانشگاه بيرمنگام روشي را براي فرموله كردن استراتژي با استفاده از يك DSS قياسي "ANALOGIC" پيشنهاد مي كند. وي در روش خود از تمثيل هاي قياسي براي تحريك ذهني و ايجاد ايده هاي خلاقانه بهره مي جويد.
همه اينها تلاشهايي است كه براي پيروزي در دنياي رقابتي انجام مي شود. بدون شك قدرت بكارگيري تكنولوژي و ابزار كامپيوتري گام موثري در اين راستا خواهدبود، حتي اگر امروز در مراحل اوليه خود باشد.

جمع بندي 
دردنياي كسب وكار امروز، رويكرد استراتژي ، اثربخشي خود را در تحول آفريني به اثبات رسانده است . شركتهاي متعددي را مي توان نام برد كه با اين رويكرد به قله هاي موفقيت دست يافته اند. اين رويكرد به همان ميزان كه ارزشمند است ، كمياب است زيرااستراتژي هاي تحول آفرين عميقا به قابليتهاي ذهني و خلاقانه انسانها متكي است . دراينجا بازهم دانشمندان به ياري مديران مي آيند و توانمنديهاي فني و تكنولوژيك خود رادر راستاي كمك به طراحي استراتژي تحول آفرين بسيج مي كنند. اشكال كار اينجاست كه تكنولوژي كامپيوتري "به عنوان هوشمندترين محور تكنولوژي " از فرايندها و الگوريتم هاجان مي گيرد و استراتژي ماهيتا رويكردي غيرفرايندي است . اما تجربيات قبلي محققان در استفاده از فرايندهاي كامپيوتري در تكنولوژي و كاربردهاي هوش مصنوعي وسيستم هاي خبره پشتوانه خوبي براي حركت به سوي "كامپيوترهاي خلاق " است .خلاقيت مصنوعي امروز در مراحل اوليه خود قرار دارد ولي حركت آن به سوي سيستم هاي تكامل يافته تر يك جريان واقعي و ملموس است . محققان بي شماري درسراسر جهان به منظور نظريه پردازي درخصوص چگونگي خلاقيت انسان و طراحي الگوريتم هاي خلاقيت مصنوعي درتلاشند. برخي ديگر به كاربردهاي آن در طراحي استراتژي هاي تحول آفرين پرداخته اند. امروز اگرچه اثربخشي كاربرد كامپيوتر در طراحي استراتژي محدود است ولي سرانجام روزي اين امر واقعيتي ملموس خواهدبود. ولي ممكن است استراتژي كامپيوتري چيزي بيش از يك بازي نباشد، زيرا در دنياي رقابتي "براي همه " بودن به معني "براي هيچكس " بودن است . شايد استراتژي را بايد با همين پيچيدگي هاي آن پذيرفت . 

منابع و ماخذ:

1- TURBAN EFRAIM AND ARONSON JAY E.,DECISION SUPPORT SYSTEMS AND INTELLIGENT SYSTEMS, PRENTICE - HALL, 1995, P.76.

2- HORNBY ROBERT EDWARD, AN ANALOGY - BASED DSS FOR STRATEGIC FORMULATION, THE UNIVERSITY OF ASTON, 1996.

3- HAMEL GARY, EDISON'S CURSE, FORTUNE, MARCH 5,2001,P.91.
4 - كياني غلامرضا و غفاريان وفا، استراتژي اثربخش ، ماهنامه تدبير، شماره 110، بهمن 1379.
5 - براي توضيحات اين امر به اصل مقاله مذكور در رديف 4 مراجعه فرماييد.
6 - همان منبع رديف 2

7- eMind Maps, mindjet, http://www.mindet.com/ buyortry/traildownload.shtml
"نمونه آزمايشي نرم افزار به صورت مجاني از آدرس فوق قابل دسترسي است "
8 - چند نرم افزار معمول براي اين كار عبارتند از MINDLINKو ياINSPIRATION براي اطلاعات بيشتر به آدرس :http://ads3.zdnet.comمراجعه فرمائيد.
9- Vernon Tom, Mindlink Problem Solver, http://members.ozemail.com.au/~caveman/creative/software/mindlink-rl.htm.

10- Haskin David, Brainstorming SOFTWARE, http://www.zdnet.com/computershopper/edit/cshopper / features/6509/sw1-9509/sub3.html.

11- Cope David, Artificial Creativity, http://www.arts.uci.edu/dobrain/gems.980415b.htm.

12- STONE RICHRD, SOME THOUGHT ON WHY COMPUTER BASED STRATEGIC DSS IS NOT A REALITY, ELIZABETHTOWN COLLEGE.
دكتر مهدي غضنفري : عضو هيئت علمي دانشگاه علم وصنعت ايران 
وفاغفاريان :مديرعامل سازمان صنايع دفاع "ساصد"



در اين شماره مي خوانيد:
سر مقاله
نوسازي و روزآمد نمودن صنايع
ميز گرد
كاهش استراتژيك هزينه ها، پيش شرط حضور در بازارهاي جهاني
مقالات
كارآفريني ضداشتغال! موتور توسعه اقتصادي
‎نظام ترفيعات و ارزشيابي عملكرد كاركنان
اينترنت: سرآغازي در ارائه خدمات به مشتري
طراحي استراتژي به كمك كامپيوتر، بيم و اميدها
تاثيرات و محدوديتهاي سيستم هاي نوين اطلاعاتي در سازمان
مديريت دانش: عملكردها و چالشها
مديريت برمبناي پيشنهاد
تسخير بازارهاي هوشمند
مديريت كيفيت جامع و تحول استراتژيك
انتقال تكنولوژي
گزارشهاي داخلي
‎سيستمهاي هوشمند، ياور مديران باهوش
صنعت خودرو، فرصتها و چالشها
‎چگونگي فعال كردن اصلاحات اقتصادي
كوتاه و خواندني
‎كارت اعتباري، سوغات جديد غرب
سازمان يادگيرنده
دي. ان.اي نوآوري
گزارش شبكه
ايجاد اطمينان براي مشتري در اينترنت
روي خط اينترنت
نگاهي به يك كتاب
مديريت استراتژيك از تئوري تا عمل
معرفي كتاب
روي جلد