هزينه مسئوليت اجتماعي هزينه جامعه اي كه داراي مديران غيرمسئول باشد، به طور غير معقولي بالاست .به هرحال ، اين حقيقت قابل قبول است كه وقتي اقدامات موسسات بازرگاني با انتظارات مردم تطبيق كند، جامعه هزينه هاي لازم را تقبل مي كند. به عنوان مثال ، اگر ميليونها تومان براي طرحهاي كنترل آلودگي هوا (مانند تبديل سوخت ماشين آلات از زغال سنگ ،مازوت و گازوئيل به گاز، يا عرضه بنزين بدون سرب به جاي بنزين معمولي ) صرف شودهزينه آن سرانجام به جامعه منتقل مي شود. اين امر همچنين به هزينه هاي وسايل ايمني اتومبيل نيز قابل گسترش است . علاوه براين ، همچنان كه سازمانها مسئوليت بيشتري رابراي رفاه كاركنان احساس مي كنند و مسكن ، بيمه بهداشتي و ساير مزايا را براي آنان فراهم مي سازند اين هزينه ها در نهايت به مردم تحميل مي شود.
به طوري كه براي بهره وري ، رشد سازماني و سود، ارزش قائل هستند. همچنين همرديفان ، مشتريان و مافوقها راباارزش مي دانند. اگرچه مفهوم
<مسئوليت اجتماعي > درميان اين ارزشها كمتر ديده مي شود
(شايد به علت اينكه هنوز فراگير نشده است )، لكن بررسيهاي انجام شده در بعضي از كشورها نشان مي دهد كه مديران از ايده مسئوليت اجتماعي حمايت كرده اند. از سوي ديگر، همانگونه كه ذكر شد، گروهي اعتقاد دارند كه كمك موسسات بازرگاني به جامعه بايد اساسا اقتصادي باشد. به سبب اين اعتقاد، بعضي اوقات مديران سازمانهاي بازرگاني به عنوان كساني كه به ارزشها و نيازهاي جامعه يا به طبقه فقير و محروم به طور كلي بي توجه هستند، متهم مي شوند.
شكل شماره 2 - نمونه اي از ارزشهاي مديران
مديران بايد ارزشها را در تصميم گيريهاي خود دخالت دهند. و تصميم آنها بايد براي خود، سازمان و جامعه اي كه در آن زندگي مي كنند مفيد باشد. مثال ; مديري كه منافع خودرا در نظر دارد و به فكر سازمان و جامعه نيست بايد مورد بازخواست قرار گيرد.
حداكثر سود اجتماعي (آلتروئيسم )، بر محور افقي ترسيم شده كه مي تواند شالوده اي براي تصميم گيري باشد. شخص آلتروئيسم ، نوعي از كارها را كه حداكثر سود اجتماعي درآنست را انتخاب مي كند. مديري كه از اين خطمشي پيروي مي كند معيار درستي ونادرستي اش بيشترين رضايت در جامعه است . تصميمات مبتني بر آلتروئيسمي مشكل اتخاذ مي شود. مثال : چون سود از يك تصميم حاصل مي شود مشكل است .
اگربخواهند ديگران برايش كاركنند اول او خواسته هاي كاركنان را برآورده مي سازد. و ياپيروان قانون طلائي
(GOLDEN RULE)كه مي گويند: انجام بده براي ديگران آنچه را كه تو مي خواهي برايت انجام دهند. برخي افراد، مديريت از نوع پلوراليستيك را ترجيح مي دهند كه شامل چند مدير در يك گروه روحاني و مقدس است كه مبناي ارزيابي آنان اينست كه تصميم گيرنده چون يك فرد نيست تصميم واقع بينانه تر است .
به طور ايده آل يك رمز (كد) اخلاقي به مدير جهت مي دهد كه در مواقع تصميم گيري با موقعيتهاي غيراخلاقي چگونه برخورد كند و ارتباطي صحيح و اخلاقي در موسسه به وجود آورد و آن را حفظ كند.
بسياري از كدها با شكست روبرو شدند زيرا آنها به سادگي موفق به انجام اعمال قدرتي نبودند و مطالعات نشان داد
20 درصد شركتها كميته هاي اخلاقي داشته و اجرامي كردند،
10 درصد شركتها در كمك كردن به كارگزاران موفق بودند و كمتر از يك درصددر موارد غيراخلاقي با كد اخلاقي عمل كرده اند.
استانداردهاي ويژه بيشتر به عنوان يك قسمت كاري ، كداخلاقي جاي داده مي شوندمثلا در شركت كامينس ، براي كارفرماها مجموعه روشهاي رفتاري را تعيين مي كنند كه شامل : حقوق ، انتخاب صحيح ، دادن هدايا و... است . و افرادي را براي انجام آنها واسطه قرار داده است . يعني مسئوليتهاي كارگران به صورت نوشته كتبي
(شرح وظايف ) به آنهاداده و اسامي افراد واسطه را براي تماس حاصل كرده معرفي مي كند. اخلاقيات و واكنش جامعه
ارتباط بين استانداردهاي اخلاقي و واكنش جامعه بايد معلوم شود. اخلاق به عبارتي به معناي تشخيص درستي اعمال است . به بيان ديگر استانداردهاي اخلاقي صافي هستندكه اعمال را باتوجه به نسبت درستي آنها غربال مي كند.
ما بايد شهروندي خوب بوده و كارهاي خوب را حمايت كرده و در آنها مشاركت كنيم . ما در مقابل جامعه و دنيا مسئول هستيم . ما بايد مشوق پيشرفتهاي كشور و بهداشت و تحصيل بهتر باشيم . ما بايد محيطزيست و منابع طبيعي را حفظ كنيم . 2- W. DAVID RESS (1996). "THE SKILLS OF MANGEMNT INTERNATIONAL"THOMSON BUSINESS PRESS. 3- HUGH LAFOLLETTE (1997). "ETHICS IN PRATICE" COMBRIDGE, MASSACHUSETTE. 4- DUBRIN IRELAND, WILAMS. 1989). "MANAGEMENT OF ORGANIZATION" SOUTH WESTERN PUBLISHING CO. CICINNATRI. OHIO.
دكتر مريم نوري تاجر: استاديار دانشگاه علوم پزشكي ايران |
|