چالشهاي دوران گذار
در ادبيات دهه آخر قرن بيستم ، تولد واژگان جديدي را شاهد بوديم كه هريك نماينده تحولي اساسي در ساختار اقتصادي ، اجتماعي ، و سياسي كشورهاي جهان در سالهاي پاياني قرن گذشته به حساب مي آيند. از آن ميان ، واژگان <كشورها يا اقتصادهاي درحال گذار> (ECONOMIES IN TRANSITION كه خصوصا به دنبال فروپاشي نظام اقتصادي ، سياسي وسوسياليستي رواج يافت خود بيانگر ورود گروهي از كشورهاي درحال توسعه به دوره اي از ناپايداري است . با اميد آنكه پس از پشت سرگذاردن آن ، شاهد رشدي پايدار و مبتني بر سازوكار اقتصاد رقابتي باشند. كشور ما هرچند به لحاظ ويژگيهاي بارز و تمايزات اجتماعي - سياسي خوددر گذشته هيچگاه در زمره اقتصادهاي سوسياليستي طبقه بندي نشده است ، ليكن تداوم سياستهاي اقتصاد اتخاذ شده در دو دهه گذشته ، چهره اقتصاد ملي ما را به يك اقتصاد سوسياليستي ، بسيار شبيه ساخته است . البته درباره اينكه واقعا چنددرصد از اقتصاد ملي ما تحت مديريت و كنترل دولت (بهتر بگوييم حكومت )است و چند درصد در يد بخش خصوصي ، ديدگاههاي متفاوتي مطرح است كه دريك سوي آن برخي از صاحبنظران تا 75 درصد را دولتي مي دانند. اينكه اين برآوردها به استناد كدام تعاريف از دولت و فعاليتهاي اقتصادي دولتي حاصل آمده اند موضوع بحث ما نيست ، نكته مهم اين است كه در هيچ تحليل كارشناسانه اي چه توسط صاحبنظران داخلي و يا تحليلگران بين المللي ، اقتصادايران يك اقتصاد آزاد و رقابتي تلقي نمي شود خصوصا اينكه از نقطه نظر محيطكسب وكار نيز براساس شاخص هاي بين المللي ، ايران همواره در رده بسته ترين محيطهاي كسب وكار ارزيابي شده است . احتياط حكم مي كند كه هرگونه تحليل كارشناسانه ازجانب ناظران بيروني باكمك شواهد عيني به آزمون گذارده شوند تا ميزان اعتبار آنها ارزيابي شود. دراين باره نيز به جرات مي توان ادعا كرد كه شواهد متعدد و انكارناپذيري درجهت تائيد نظريه فوق وجود دارد. كافي است كه به موضوعات و مباحث گردهمايي ها ونشست هايي كه توسط مديران اجرايي كشور و يا دستگاههاي سياستگذار برگزارمي شود توجه شود تا در اين باب ، رفع شبهه كرد. با نگاهي بر سياستها و جهت گيري هاي سه برنامه توسعه اول ، دوم و سوم كشور، آشكارا مي توان ديد كه ضرورت ايجاد تحولات اساسي در اقتصاد كشور،همواره مدنظر برنامه ريزان و اركان سياستگذاري كشور بوده است و لذا به اين بيان مي توان عنوان كرد كه ايران نيز بيش از ده سال است كه گام به دوران گذار نهاده است و از اين روي در زمره كشورها و اقتصادهاي درحال گذار شناخته مي شود.پذيرش اين واقعيت مهم ، وظايف خطيري را برعهده مديريت سياسي و اقتصادي كشور مي نهد. براي شناخت بهتر وظايف خطير مربوط به دوران گذار، مطالعه تجربيات كشورهاي مشابه بسيار آموزنده خواهدبود. به عبارت ديگر شناخت چالشهاي خاص دوران گذار، پيش نياز اساسي براي درك وظايف و مسئوليتها و تدوين راهكارها و راهبردهاي مناسب اين دوران است . نتايج حاصل از بررسيهاي سازمانهاي بين المللي نظير بانك جهاني حاكي از آن است كه ميزان توفيق كشورهاي مختلف در رويارويي با چالشهاي اين دوران ،گوناگون بوده است . ضمن اينكه توفيق كامل در دستيابي به كليه اهداف موردانتظارنيز امري دست نايافتني است ، لذا كشورها به توفيق نسبي در اين فرايند دل بسته اندكه تعداد موفق ها در اين گروه نيز اندك اند. پرداختن به وجوه گوناگون چالشهاي خاص دوران گذار، مستلزم انجام يك پژوهش تمام عيار است . اما به استناد تجربيات ديگر كشورها مي توان چنين مطرح ساخت كه طولاني شدن غيرمعقول دوران گذار به هر علت و با هر توجيه ،مخاطره اي هول انگيز به دنبال خواهد داشت . يك وجه بارز اين مخاطره هول انگيز، ترويج فعاليتهاي اقتصادي غيرقانوني و در كنار آن فساد گسترده درشئون مختلف اجتماعي و اقتصادي است . چرا كه با آغاز دوران گذار و كم رنگ شدن نظارتها و كنترل هاي متمركز دولتي ، اين نهادهاي مدني هستند كه در مقابل انگيزه هاي برخاسته از تاثير مالكيت خصوصي در فعاليتهاي اقتصادي ، مي بايستي از شكل گيري اشكال گوناگون انحصار و فعاليتهاي مخرب اقتصادي پيشگيري كنند. درغير اين صورت اجراي ناقص يا ناتمام سياستهاي اصلاحي همزمان باتضعيف نقش دولت مي تواند آن چنان منافع غيرقانوني و غيرمشروعي را براي معدودي فراهم آورد كه اينان خود به عنوان سدي استوار بر سر راه تداوم سياستهاي اصلاحي تبديل شوند. راه چاره قطعا بازگشت به شرايط پيشين نيست ، چرا كه تحولات اجتماعي دربلندمدت از سرشتي بازگشت ناپذير برخوردارند. پس تنها راه حل اصولي و ممكن ،سرعت بخشيدن به فرايند و كوتاه ساختن دوران گذار است . فراموش نكنيم كه دردوران تحولات پرشتاب امروز، ايستادن در فرايند گذار امري غيرممكن است ،زيرا كشورها به عنوان سيستم هاي ارگانيك لزوما به حركت خود ادامه مي دهند. اگراين حركت و تحول درجهت دستيابي به اهداف متعالي مديريت نشوند، تحولات درجهت ديگر و به سويي كه خواسته ما نيست كشانده خواهد شد. توفيق از آن كساني است كه بتوانند بر اين دوران حساس ، به درستي مديريت كنند. |
|