نقش سرمايه اجتماعي در توسعه سيدبابك علوي sbalavi@yahoo.com مقدمه سرمايه اجتماعي (SOCIAL CAPITAL)، از مفاهيم نويني است كه امروزه دربررسيهاي اقتصادي و اجتماعي جوامع مدرن مطرح گرديده است . طرح اين رويكرد دربسياري از مباحث اقتصادي ، نشان دهنده اهميت نقش ساختارها و روابط اجتماعي برمتغيرهاي اقتصادي است . سرمايه اجتماعي عمدتا مبتني بر عوامل فرهنگي و اجتماعي بوده و شناسايي آن به عنوان يك نوع سرمايه چه در سطح مديريت كلان توسعه كشورهاو چه در سطح مديريت سازمانها و بنگاهها مي تواند شناخت جديدي را از سيستم هاي اقتصادي - اجتماعي ايجاد كرده و مديران را در هدايت بهتر سيستم ها ياري كند. در اين مقاله سعي گرديده است تا ضمن معرفي و بيان اهميت اين مفهوم و كاركردهاي آن درمطالعات اجتماعي و اقتصادي ، الگوهاي مختلفي كه براي اندازه گيري آن تاكنون استفاده گرديده است توضيح داده شود و نهايتا روشهايي براي افزايش ذخيره سرمايه اجتماعي درسازمانها بيان گردد. سرمايه اجتماعي چيست ؟ از سرمايه اجتماعي تعاريف مختلفي ارائه گرديده است . يكي از تعاريف مطرح اينست كه سرمايه اجتماعي مجموعه هنجارهاي موجود در سيستم هاي اجتماعي است كه موجب ارتقاي سطح همكاري اعضاي آن جامعه گرديده و موجب پايين آمدن سطح هزينه هاي تبادلات و ارتباطات مي گردد (فوكوياما 1999). براساس اين تعريف ، مفاهيمي نظير جامعه مدني و نهادهاي اجتماعي نيز داراي ارتباط مفهومي نزديكي با سرمايه اجتماعي مي گردند. بانك جهاني نيز سرمايه اجتماعي را پديده اي مي داند كه حاصل تاثير نهادهاي اجتماعي ، روابط انساني و هنجارها بر روي كميت و كيفيت تعاملات اجتماعي است وتجارب اين سازمان نشان داده است كه اين پديده تاثير قابل توجهي براقتصاد و توسعه كشورهاي مختلف دارد (منبع 2). سرمايه اجتماعي برخلاف ساير سرمايه ها به صورت فيزيكي وجود ندارد بلكه حاصل تعاملات و هنجارهاي گروهي و اجتماعي بوده و ازطرف ديگر افزايش آن مي تواند موجب پايين آمدن جدي سطح هزينه هاي اداره جامعه ونيز هزينه هاي عملياتي سازمانها گردد. سرمايه اجتماعي را مي توان حاصل پديده هاي ذيل در يك سيستم اجتماعي دانست (فلورا 1999): اعتماد متقابل ; تعامل اجتماعي متقابل ; گروههاي اجتماعي ; احساس هويت جمعي و گروهي ; احساس وجود تصويري مشترك از آينده ; كار گروهي . يكي از مفاهيم مفيد در تبيين مفهوم سرمايه اجتماعي ، <شبكه اعتماد>(NETWORK OF TRUST) است . شبكه اعتماد عبارت از گروهي است كه براساس اعتماد متقابل به يكديگر، از اطلاعات ، هنجارها و ارزشهاي يكساني در تبادلات فيمابين خود استفاده مي كنند. از اينرو، اعتماد فيمابين نقش زيادي در تسهيل فرايندها و كاهش هزينه هاي مربوط به اينگونه تبادلات دارد. شبكه اعتماد مي تواند بين افراد يك گروه و يابين گروهها و سازمانهاي مختلف به وجود آيد. فوكوياما (1997) معتقد است كه قبل از ورود به هر سيستم تجاري يا اجتماعي ، بايداطلاعات كافي درباره شبكه هاي اعتماد موجود در آن سيستم و ويژگيهاي آن به دست آورد. زيرا اعتماد را پايه هرگونه مبادلات اقتصادي و اجتماعي مي داند. مفهوم مفيد بعدي <شعاع اعتماد> (RADIUS OF TRUST) است . تمامي گروههاي اجتماعي داراي ميزان خاصي از شعاع اعتمادند كه به مفهوم ميزان گستردگي دايره همكاري و اعتماد متقابل اعضاي يك گروه است . در يك نتيجه گيري مي توان گفت كه هرچه يك گروه اجتماعي داراي شعاع اعتماد بالاتري باشد، سرمايه اجتماعي بيشتري نيزخواهد داشت . چنانچه يك گروه اجتماعي برون گرايي مثبتي نسبت به اعضاي گروههاي ديگر نيز داشته باشد، شعاع اعتماد اين گروه از حد داخلي آن نيز فراتر مي رود. مفهوم ذكر شده را مي توان در قالب شكل 1 مشاهده كرد.
شكل 1 : شبكه هاي اعتماد
SOURCE: FRANCIS FUKUYAMA, "SOCIAL CAPITAL AND CIVIL SOCIETY",CONFERENCE ON SECOND GENERATION REFORM, 1999. http://WWW.imf.org/external/pubs/ft/seminar/1999/reforms/fukuyama.htm
شعاع اعتماد در فرهنگهاي مختلف به گونه هاي متفاوتي مشاهده مي شود. به طورمثال در
فرهنگ مردم چين و بيشتر ساكنان آمريكاي لاتين ، سرمايه اجتماعي زيادي دربين خانواده ها و گروههاي دوستانه شخصي وجود دارد، اما اين گروهها به شدت داراي اعتماد كمي نسبت به افراد خارج گروه خود هستند. براي اين گروهها اعتماد به افرادخارج گروه بسيار مشكل و حتي غيرممكن است . در چنين فرهنگهايي هركسي خود رافقط متعلق به يك خانواده و يا گروه مي داند. بنابراين در اين فرهنگها، شركتها عمدتاماهيت خانوادگي داشته و به ندرت از محدوده اوليه خود بزرگتر مي شوند. اين امر باعث مي شود كه فعاليت اين شركتها محدود شده و به احتمال زياد عمر آنها نيز كوتاه گردد و درنسلهاي بعدي اين خانواده ها، از بين بروند. نقش اصلي در اقتصاد اين كشورها به عهده سرمايه اجتماعي و شعاع اعتماد موجود در روابط تجاري و تبادلات بين شبكه هاي اعتماد خانوادگي است .
(فوكوياما 1999).
اين هنجارها و تعاملات اجتماعي به اين جهت به عنوان يك سرمايه و در قالب سرمايه اجتماعي تعريف مي گردند كه داراي كاركردهاي اقتصادي مهمي در سيستم هاي اجتماعي هستند. سرمايه اجتماعي مناسب ، قادر است تا هزينه هاي تبادلات و تعاملات مرتبط با اجتماع و سازمانهاي مختلف نظير قراردادها، كنترل و نظارت از طريق سلسله مراتب و مقررات بوروكراتيك را در حد قابل توجهي كاهش دهد. هزينه هاي تعاملات اجتماعي و اقتصادي در گروهها و سازمانهايي كه داراي سرمايه اجتماعي بهينه اي نيستندبالاست و اين امر به دليل بالارفتن هزينه هاي نظارت و كنترل ، مذاكرات و اعمال دستورالعملهاي رسمي است . هرچه سرمايه اجتماعي يك سيستم اجتماعي بالاتر باشد، موجب پايين آمدن هزينه هاي مربوط به اين تعاملات رسمي مي گردد. اين امر نشان دهنده اين واقعيت است كه هماهنگي بين اعضاي سيستم هاي اجتماعي براساس هنجارهاي غيررسمي در حال تبديل شدن به يك بحث مهم در جوامع پيشرفته است و به تدريج در حال پيداكردن جايگاههاي مهمتر در الگوهاي اقتصادي نوين مي گردد. امروزه به اين واقعيت پي برده شده است كه در يك جامعه مدني ، اگر اعمال كنترل ونظارت بر بسياري از سيستم هاي خدماتي پيچيده ، براساس استانداردها و هنجارهاي اجتماعي و حرفه اي موجود در گروهها و صنف هاي مربوطه انجام شود، مي تواندهزينه هاي نظارت بر عمليات را در مقايسه با روشهاي بوروكراتيك بسيار پايين آورد.امروزه تخصصي شدن حرفه هاي مختلف به گونه اي است كه ديگر مديران بااستفاده ازشيوه هاي نظارت رسمي و بوروكراتيك قادر به سرپرستي كاركنان متخصص خود نيستندو ايجاد و تقويت هنجارهاي حرفه اي اثربخش در محيطهاي تخصصي داراي بهره وري بسيار بالاتري است (پروساك 2000). نتيجه تحقيقات انجام شده در واحدهاي تحقيق و توسعه شركتهاي موفق نشان مي دهد كه مديريت بوروكراتيك در اين واحدها، موجب بالارفتن شديد هزينه هاي تعاملات كاري و كندشدن فعاليتها مي گردد و مديريتهاي منعطف و مبتني براستفاده ازهنجارهاي حرفه اي ، داراي نقش بسيار موثرتري در اين واحدها هستند. (پروساك 2000) شكل 2 نشان دهنده رابطه معكوس سرمايه اجتماعي و هزينه هاي مديريتي مربوطه مانندهزينه هاي كنترل و نظارت رسمي ، ساختار بوروكراتيك ، حل تعارضات ، هزينه هاي رايزني و موارد مشابه است .
شكل 2 : سرمايه اجتماعي و هزينه هاي مديريتي
از ديدگاه اقتصادي مي توان سرمايه اجتماعي را به عنوان يكي از انواع سرمايه هاي هرسازمان يااجتماع درنظر گرفت . شكل 3 بيانگر ارتباط انواع سرمايه ها در يك سازمان است .
شكل 3 : انواع سرمايه هاي يك سازمان
در الگوهاي گذشته ، تنها عامل انساني در انواع سرمايه ها <سرمايه انساني > بود كه بيشتر مبتني بر تعداد، تخصصها، دانش و مهارتهاي نيروي انساني در سطوح مختلف كاركنان و مديران است . اما توجه به يك سازمان به عنوان يك سيستم اجتماعي منجر به اين امر مي شود كه سرمايه اجتماعي نيز به عنوان نشان دهنده ارزش اقتصادي شبكه هاي اعتماد و كاهش دهنده هزينه هاي مبادلات و تعاملات در اين فهرست قرار گيرند. به عبارت ديگر سرمايه اجتماعي بيانگر ذخيره اقتصادي مولفه هاي فرهنگي و اجتماعي مابين سرمايه هاي انساني است . يكي از الگوهاي مفهومي ، سرمايه اجتماعي را در سطوح مختلف مورد بحث قرارمي دهد. براين اساس سرمايه اجتماعي را مي توان در دوسطح كلان (MACRO LEVEL)و خرد (MICRO LEVEL) مورد توجه قرار داد. (كريشنا و شريدر 1999) در سطح كلان درباره جايگاه كلي يك سازمان در زمينه اجتماعي ، سياسي و فرهنگي و شبكه هاي ارتباطات بيروني بحث شده و در سطح خرد به دو نوع سرمايه اجتماعي موجود در داخل سازمان پرداخته مي شود. نوع اول سرمايه اجتماعي در سطح خرد،سرمايه اجتماعي شناختي (COGNITIVE SOCIAL CAPITAL) نام داشته و در رابطه با پديده هايي نظير ارزشها، نگرشها،تعهدات ، مشاركت ، اعتماد موجود در سيستم اجتماعي سازمان است ، و نوع دوم نيز سرمايه اجتماعي ساختاري (STRUCTURAL SOCIAL CAPITAL)ناميده مي شود كه در رابطه با ساختارها و فرايندهاي مديريتي نظير پاسخگويي مديران و رهبران در قبال عملكردشان ، شفافيت در تصميم گيري ، ميزان تصميم گيري و اقدام براساس كار گروهي است . البته به نظر مي رسد كه در اين الگو نيزمحور اصلي ، مولفه هاي فرهنگ سازماني است . در مجموع مي توان گفت كه سرمايه اجتماعي عبارت است از تاثير اقتصادي حاصل از تسهيلاتي كه شبكه هاي اعتماد و مولفه هاي فرهنگي در يك سيستم اجتماعي رابه وجود مي آورند. شبكه هاي اعتماد علاوه بر كاهش هزينه هاي مديريتي ، موجب مي شوند كه زمان و سرمايه بيشتري اختصاص به فعاليتهاي اصلي پيدا كرده و علاوه بر آن موجب انتقال دانش اعضاي گروهها به يكديگر شده و جريان مناسبي را از يادگيري ودانش در بين آنها فراهم مي سازد و اين امر نيز مي تواند در كاهش هزينه هاي مديريتي وتوسعه اجتماعي و سازماني بسيار موثر باشد. |