ابعاد مختلف در مطالعه سرمايه اجتماعي 

سرمايه اجتماعي را از منظرهاي مختلفي مي توان مورد مطالعه قرار داد. موارد ذيل ابعادي هستند كه مي توانند ما را در تبيين بهتر سرمايه اجتماعي ياري كنند.

1 - اعتماد

1-1 اعتماد اجتماعي : سوال محوري در بررسي سرمايه اجتماعي اينست كه تا چه ميزان به ديگران اعتماد داريد. اين اعتماد نتيجه تعاملات اجتماعي موجود در گروهها، انجمنهاو فعاليتهاي اجتماعي است . به خصوص اگر اين اعتماد از حد فردي به سطح اجتماعي انتقال يابد، به عنوان يك سرمايه باارزش تلقي مي گردد. اين سرمايه موجب پايين آمدن سطح هزينه هاي تعاملات اجتماعي و اقتصادي و اقدامات مختلف مي گردد. افزايش اعتماد متقابل در يك شركت مي تواند به نحو قابل توجهي كارايي سيستم ها را بالا ببرد وبعضي از صاحبنظران مديريت ، ارزش آن را براي يك سازمان از <اطلاعات > بالاترمي دانند (پروساك 1999). اعتماد سهم مهمي را در بسياري از فرايندهاي سازماني نظيرعقد قراردادها، انجام مذاكرات و نظارت مستمر بر عملكرد واحدها دارد و تلاش درجهت افزايش آن مي تواند بسياري از هزينه هاي مربوط به فعاليتهاي ذكر شده را كاهش وعلاوه بر آن بهره وري سازماني را افزايش دهد. از اينرو <اعتمادسازي > در بين گروهها وواحدهاي مختلف يك سازمان را مي توان يكي از مهمترين وظايف يك رهبر سازماني دانست .

2-1 اعتماد بين نژادها: در جوامعي كه نژادها و اقوام مختلفي وجود دارند، بسياري ازگروههاي اجتماعي و سازماني تلاش مي كنند تا اعتماد لازم را بين اين فرهنگها وتنوعهاي فكري به وجود آورند. به طور مثال در بعضي از كشورها، ايجاد اعتماد بين نژادهاي سفيد و سياه يا آسيايي و اروپايي از مصاديق اين امر است . در كشور ما نيزاعتمادسازي بين فرهنگهاي متنوع در سطوح ملي و سازماني مي تواند يك امراستراتژيك تلقي شده و موجب افزايش سرمايه اجتماعي گردد.

2 - مشاركت سياسي 

يكي ديگر از ابعاد سرمايه اجتماعي ، ميزان مشاركت شهروندان در بهبود نظامهاي سياسي است . ميزان مشاركت افراد در راي گيريها، مشاركت در احزاب و مشاركت درتدوين برنامه ها را مي توان از اين جمله دانست . در سطح سازماني نيز مشاركت كاركنان ومديران در تصميم گيريهاي سازماني را مي توان دليلي بر وجود سرمايه اجتماعي مناسب دانست .

3 - عضويت در گروههاي اجتماعي 

عضويت در نهادهاي مدني را مي توان يكي از ابعاد سرمايه اجتماعي دانست .نهادهاي مدني نظير انجمنهاي صنفي ، حرفه اي ، شوراهاي شهري و محلي ، كتابخانه ها،انجمنهاي علمي و ورزشي ، گروههاي حامي محيط زيست ، انجمنهاي تجاري ، كشاورزي و موارد مشابه از اين دسته هستند. سازماندهي افراد در نهادهاي مدني موجب فرهنگهاي صنفي و حرفه اي خاص در اين نهادها شده و ضمن ايجاد سطح بالاتري از مشاركت وتعلق اجتماعي ، موجب مي شود كه به طور غيرمستقيم ، كنترل رفتارها و تعاملات اجتماعي و اقتصادي اعضاي اين نهادها وابسته به هنجارهاي موجود در اين نهادها شده و هزينه هاي بسياري از كنترلهاي رسمي كاهش يابد.

4 - اديان و مذاهب 

اديان و مذاهب را مي توان يكي از منابع ايجاد سرمايه اجتماعي دانست . بسياري ازمذاهب با ترويج ارزشهايي نظير مشاركت ، صداقت ، اعتماد، ايثار و موارد مشابه موجب سرمايه اجتماعي بالايي بين اعضاي خود مي شوند. گسترش ارزشهاي اخلاقي مبتني برصداقت و اعتماد در يك سيستم اجتماعي مي تواند سرمايه اجتماعي بالايي را به وجودآورد. هرچند اديان و مذاهبي در اين زمينه مي توانند موفق باشند كه علاوه بر ايجاد اعتمادداخلي ، زمينه برقراري روابط مفيد و موثر را با گروهها و مذاهب ديگر اجتماعي فراهم سازند. در حالت عكس نيز، فرقه گرايي مي تواند موجب بحرانهاي اجتماعي و خشونت گردد. اما به هرحال اديان در گذشته ، حال و آينده قطعا نقش جدي اي را در سرمايه اجتماعي داشته و خواهند داشت . (فوكوياما 1999)

دين اسلام داراي ظرفيتهاي زيادي براي تقويت سرمايه اجتماعي در جوامع مسلمان است . توجه و اهتمام بيشتر به ترويج مولفه هاي اخلاقي تاكيد شده در دين اسلام مانند:راستي و صداقت ، وفا به عهد، احترام به حقوق ديگران ، پرهيز از تهمت و موارد مشابه مي تواند به خوبي زمينه ساز سرمايه اجتماعي در جوامع مسلمان گردد. غفلت رهبران فرهنگي جوامع اسلامي از اين ظرفيتها و توجه به ابعاد محدودي از اسلام مي تواند علاوه بر هدردادن اين ظرفيتها، نتايج معكوس نيز ايجاد كند.

الگوهاي اندازه گيري سرمايه اجتماعي 

يكي از انتقادهاي صورت گرفته به كساني كه سعي در توسعه مفهوم سرمايه اجتماعي در مباحث اقتصادي دارند اينست كه هنوز الگوهاي كمي مناسبي براي اين امر ارائه نگرديده است . به طور كلي مي توان گفت كه پيچيدگي مفهوم سرمايه اجتماعي موجب گرديده است كه بسياري از صاحبنظران بيشتر گرايش به توضيح مفهومي و تاثيرات اقتصادي آن از جهت كاهش هزينه هاي تعاملات اجتماعي و اقتصادي بپردازند. اماالگوهايي نيز وجود دارند كه سعي دارند بااستفاده از شيوه خود تحليلي كمي از سرمايه اجتماعي ارائه كنند. الگوهايي كه براي اندازه گيري سرمايه اجتماعي ارائه شده اند وابسته به رويكردي هستند كه محققان مربوطه در بررسي اين پديده داشته اند. برخي صرفا آن رااز منظر اجتماعي ، فرهنگي و سياسي مورد توجه قرار داده و برخي ديگر آن را براساس محور اقتصادي مورد بحث قرار داده اند. به طور كلي الگوهاي اندازه گيري سرمايه اجتماعي با رويكرد فرهنگي را مي توان به دودسته ذيل طبقه بندي كرد:

1 - الگوي مبتني بر تعداد و ويژگيهاي گروههاي موجود در سيستم هاي اجتماعي ;
2 - الگوي مبتني بر تحقيقات پيمايشي درباره سنجش ميزان اعتماد اجتماعي وانسجامهاي مدني .

1 - الگوي اندازه گيري مبتني بر ويژگيهاي گروههاي اجتماعي 

روبرت پوتنام در الگوي خود، به متغير تعداد گروههاي اجتماعي و نيز تعداد اعضاي آنها توجه كرده است و رابطه ساده ذيل را براي محاسبه سرمايه اجتماعي ارائه كرد:
SC=SNi(i=1tot)
N متغير نشان دهنده تعداد اعضاي هر گروه و i نشان دهنده شماره گروه مربوطه است .به اعتقاد وي در يك جامعه مدني ، هم تعداد گروهها و هم تعداد اعضاي آنها از متغيرهاي بسيار مهم هستند. اين گروهها مي توانند در قالبهاي صنفهاي حرفه اي ، گروههاي سياسي ،كلوب هاي جوانان و نظاير اينها باشند. پايين بودن تعداد N قدرت گروهها را براي دستيابي اهداف خود ممكن است كاهش دهد و پايين بودن تعداد i نيز نشان دهنده ساخت نيافتگي آن جامعه است . همان طور كه مشاهده مي شود اين رابطه بسيار ساده بوده و متغيرهاي اجتماعي مختلف و مهمي را در خود ندارد.

براساس اين رابطه رياضي و درنظرگرفتن چند متغير مهم اجتماعي ديگر رابطه كاملتري را براي محاسبه سرمايه اجتماعي مي توان ارائه كرد (فوكوياما 1999):
SC=S((1/Rn)RpcN)
متغيرهاي موجود در اين رابطه رياضي عبارتند از:
c يا ضريب انسجام داخلي گروه ;
Rp يا شعاع اعتماد در گروه ;
Rn يا شعاع بي اعتمادي به گروههاي ديگر.
فوكوياما (1999) معتقد است كه در رابطه رياضي پوتنام براي محاسبه سرمايه اجتماعي بايد به ميزان انسجام اين گروهها نيز توجه كرد. اين امر به اين دليل است كه ممكن است گروههايي داراي تعداد اعضاي زيادي نيز باشند اما داراي انسجام مناسبي نباشند. از طرف ديگر اين انسجام ممكن است به دلايل مختلف به وجود آمده باشد كه دلايل اقتصادي مي تواند از جمله آنها باشد. اما آنچه كه در سرمايه اجتماعي قابل توجه است ميزان انسجامي است كه به دليل وجود ارزشها، هنجارها و ديدگاههاي اصولي مشترك به وجود آمده باشد. ضريب Cنشان دهنده ضريبي است كه باتوجه به مفهوم ميزان انسجام داخلي در اين رابطه رياضي گنجانده شده است .

متغير Rp نيز به منظور اعمال ميزان اعتماد متقابل در گروه و تحت عنوان <شعاع اعتماد> مطرح گرديده است . به طور مثال گروههايي كه اعضاي خود را تشويق به صداقت و پشتيباني از يكديگر مي كنند و اين ارزشها و هنجارها داراي مقبوليت زيادي در بيشتراعضا باشد، مي توانند داراي سرمايه اجتماعي بيشتري نسبت به موارد مشابه خود باشند.
به نظر فوكوياما(1999) سيستم هاي بسته كه داراي ارتباط با محيط بيرون خودنيستند داراي سرمايه اجتماعي مناسبي نيستند. براين اساس گروههايي كه حتي داراي تعداد اعضاي زياد، منسجم و داراي اعتماد به يكديگر هستند، اگر نتوانند با گروههاي ديگر ارتباط موثري برقرار كنند، نمي توانند داراي حيات و رشد طبيعي بوده و ازفرصتهاي موجود در محيط خود استفاده كنند و قطعا به دليل ناهماهنگي با محيط بيروني خود دچار مشكلات جدي خواهند شد. به همين دليل وي در رابطه رياضي خود ضريب Rn را باعنوان ضريب بي اعتمادي به گروههاي ديگر معرفي كرده كه داراي رابطه معكوس با ميزان سرمايه اجتماعي است .

بنابراين به اعتقاد وي جامعه اي داراي سرمايه اجتماعي بالايي است كه داراي گروههايي با تعداد اعضاي بالا و داراي اعتماد به يكديگر بوده و منسجم باشند وهمچنين بتوانند در ارتباط با محيط بيرون خود موثر عمل كرده و همكاريهاي متقابلي را باجوامع ديگر به وجود آورند.
اين الگوها بيشتر بر بعد مفهومي سرمايه اجتماعي و ارائه آن به صورت روابط رياضي تاكيد دارند اما هنوز روشهاي دقيقي براي محاسبه كمي ضرايب مختلف ارائه شده در اين الگوها مطرح نشده است (فوكوياما 1999).

2 - الگوي مبتني بر تحقيقات پيمايشي 

در اين الگو سعي براينست كه براساس تحقيقات پيمايشي ، اطلاعات لازم درباره ميزان اعتماد موجود بين اعضاي يك سيستم اجتماعي و تمايل آنها به قرارگرفتن درنهادهاي مدني اندازه گيري شود. نمونه معروفي در اين باره را مي توان تحقيق پيمايشي انجام شده توسط انجمن سرمايه اجتماعي آمريكا دانست (منبع 6). اين انجمن طي تحقيقي پيمايشي و بااستفاده از پرسشنامه مربوطه ، نظرات حدود 3000 نفر از اعضاي 40انجمن و گروه اجتماعي در سطح ملي را به همراه نظرات 26200 نفر از شهروندان را در29 ايالت آمريكا جمع آوري كرده است . اين تحقيق در سطح ملي انجام شده و از نظرمالي مورد حمايت دولت قرار گرفته است و بزرگترين تحقيق درباره سرمايه اجتماعي درايالات متحده است . در اين تحقيق بااستفاده از سوالات پرسشنامه سعي گرديده است تاسرمايه اجتماعي از ديدگاههايي مانند: اعتماد فردي ، اعتماد به نهادهاي اجتماعي ، اعتمادبين نژادهاي مختلف ، مشاركت سياسي و عضويت داوطلبانه در نهادهاي اجتماعي موردمطالعه قرار گيرد. برخي از سوالات پرسشنامه ذكر شده به شرح ذيل است :

1 - آيا شما در ميان دوستانتان احساس وجود يك گروه اجتماعي مي كنيد؟
2 - آيا زندگي در اين شهر در شما احساس تعلق به يك گروه اجتماعي را ايجاد مي كند؟
3 - آيا در ميان همكاران سازمان خود احساس تعلق به گروهي اجتماعي را داريد؟
4 - آيا در صورت عضويت به يك گروه اينترنتي ، احساس تعلق به يك گروه اجتماعي داريد؟
5 - به چه اندازه مي توانيد به دوستانتان اعتماد داشته باشيد؟
6 - به چه اندازه مي توانيد به همكارانتان در محيط كار اعتماد كنيد؟
7 - به چه اندازه مي توانيد به مردمي كه در همان فروشگاه محل خريد شما رفت وآمدمي كنند اعتماد كنيد؟
8 - تاچه اندازه به اخبار منتشره در نشريات محلي اعتماد داريد؟
9 - تاچه اندازه به پليس محلي خود اعتماد مي كنيد؟
10 - تاچه اندازه به نژادها و مليتهاي مختلف سفيد و سياه و آمريكايي ، آسيايي ، اروپايي ،آمريكاي لاتين ، آفريقايي اعتماد داريد؟
11 - به نظر شما مردم تا چه اندازه در صرفه جويي آب و انرژي داراي مشاركت هستند؟
12 - آيا فكر مي كنيد كه طي پنج سال آينده همچنان به عضويت خود در گروههاي اجتماعي كه عضو آنها هستيد ادامه دهيد؟
 
براساس اين سوالات ، اطلاعات مشروحي درباره اعتماد و مشاركت اجتماعي پاسخ دهندگان از ايالتهاي مختلف آمريكا به دست آمده است كه مورد استفاده محققان ،دولتمردان و برنامه ريزان قرار گرفته است .
در همين رابطه الگوهاي ديگري نيز وجود دارند كه بااستفاده از شاخصهايي اقدام به اندازه گيري سرمايه اجتماعي مي كنند. بعضي از اين شاخصها عبارتند از:
ميزان مشاركت اجتماعي داوطلبانه ;
ميزان عضويت در گروههاي اجتماعي ;
ميزان ارتباطات فيمابين نهادهاي اجتماعي ;
نرخ ايجاد نهادهاي اجتماعي با عضويت داوطلبانه ;
تعداد جلسات برگزارشده در گروههاي اجتماعي ;
ميزان فعاليتهاي اجتماعي در مدارس .
 
پوتنام (2001) در همين رابطه اقدام به تحقيقي در رابطه با ميزان سرمايه اجتماعي درايالتهاي مختلف آمريكا كرده و بااستفاده از شاخصهايي ايالتهاي مختلف را دسته بندي كرده است .
الگويي ديگر نيز كه براي اندازه گيري سرمايه اجتماعي وجود دارد، سرمايه اجتماعي را دو بعد شناختي و ساختاري مورد توجه قرار مي دهد و همانگونه كه قبلا در موردمولفه هاي آنها اشاره گرديد، براي هريك از آنها اقدام به تدوين شاخصهاي اندازه گيري مي كند. (كريشنا و شريدر 1999)

در مجموع نقطه ضعف اين الگوها اينست كه پيش از اينكه به محاسبه اقتصادي سرمايه اجتماعي بپردازند، به اندازه گيري مظاهر آن و در قالب مفاهيمي اجتماعي وفرهنگي پرداخته اند و شناختي كمي از سرمايه اجتماعي به عنوان متغيري اقتصادي -اجتماعي و تاثير آن بر تعاملات اقتصادي ايجاد نمي كند.
در همين رابطه دو الگو مبتني بر رويكرد اقتصادي در اندازه گيري كمي سرمايه اجتماعي مطرح مي شود:

1 - الگوي مبتني بر ارزش روز شركت 

يكي از الگوهايي كه به منظور محاسبه سرمايه اجتماعي در سازمانها توسط فوكوياما(1999) مطرح شده است براين اساس است كه تغييرات موجود در ارزش روز هر شركتي در بازار را قبل و بعد از خريد آن شركت توسط ديگر شركتها اندازه گيري كنيم . سرمايه هاي موجود يك شركت براساس ارزش بازاري آن بيانگر مجموع سرمايه هاي قابل لمس وغيرقابل لمس آن است و از اينرو سرمايه اجتماعي نيز دربردارنده ارزش سيستم انساني كاركنان و مديريت شركت است . بنابراين تغيير بهاي روز هر شركتي در حالتي كه شرايطسيستم اجتماعي دروني آن دگرگون شود مي تواند بيانگر ارزش سرمايه اي سيستم اجتماعي قبلي باشد. هرچند تفاوت ايجاد شده مي تواند ناشي از سرمايه انساني شركت در حالت قبلي نيز باشد كه نمي توان ايندو را به راحتي از يكديگر تفكيك كرد و تاكنون نيزالگوي مشخصي براي تفكيك سرمايه هاي غيرقابل لمس از يكديگر ارائه نشده است .

2 - الگوي مبتني بر محاسبه صرفه جويي در هزينه ها

الگوي مفهومي ديگري كه در اين مقاله مطرح مي گردد، توجه به محاسبه تاثيراستفاده از سرمايه اجتماعي بر صرفه جويي در هزينه هاي مديريتي است . براساس اين الگو پس از امكان سنجي در رابطه بااعمال تغيير در فرايندها و يا ساختار سازماني براساس سرمايه اجتماعي موجود در سازمان كه مي توان از آن استفاده كرد، اقدام به تغييرسازماني مي گردد. با محاسبه هزينه هاي مديريتي شامل كاهش هزينه هاي كنترل و نظارت رسمي ، كاهش هزينه هاي مبادلات و رايزنيها و كاهش هزينه هاي ناشي از تسريع گردش كار فرايندها مي توان هزينه صرفه جويي شده در اثر استفاده بهتر از سرمايه اجتماعي براي اعمال تغيير در سازمان را محاسبه كرد. براي محاسبه سرمايه اجتماعي نيز مي توان مقدارمعادل سرمايه مالي كه مي توانست به طور مستقيم موجب كاهش همين هزينه ها گردد رامحاسبه و معادل سرمايه اجتماعي مربوطه درنظر گرفت . از اين الگو مي توان براي ارزشيابي و توجيه اقتصادي طرحهاي تغيير سازماني مبتني بر استفاده از سرمايه اجتماعي نيز استفاده كرد. براي اين امر كافي است كه ساختار و فرايندهاي مطلوب را كه مي خواهيم براساس ذخيره سرمايه اجتماعي موجود در سازمان به آنها دست پيدا كنيم رامشخص كرده و سپس براساس آن صرفه جويي اقتصادي پيش بيني شده را حاصل اين نوع سرمايه بدانيم . طبيعي است كه براي انجام بسياري از تغييرات سازماني نياز به افزايش ذخيره سرمايه اجتماعي در سازمان با تقويت شبكه هاي اعتماد، غني سازي فرهنگ سازماني و موارد ديگر داريم كه در قسمت بعد به آن اشاره گرديده است .

در مجموع مي توان گفت الگوهايي كه براي اندازه گيري سرمايه اجتماعي ارائه شده اند وابسته به رويكردي است كه محققان مربوطه در بررسي اين پديده داشته اند.برخي صرفا از منظر اجتماعي ، فرهنگي و سياسي آن را مورد توجه قرار داده و برخي ديگر نيز آن را براساس مطالعات اقتصادي مورد بحث قرار داده اند. اما بايد توجه داشت كه سرمايه اجتماعي مفهومي اقتصادي - اجتماعي بوده و الگوهاي اندازه گيري ضمن توجه به عوامل اجتماعي ، فرهنگي و سياسي ، بايد به محاسبه تاثيرات اقتصادي آن و نيز ارتباطفيمابين متغيرهاي اقتصادي و اجتماعي توجه كنند.

ذخيره سرمايه اجتماعي 

باتوجه به اهميت سرمايه اجتماعي در توسعه اجتماعي و سازماني لازم است برنامه هاي مختلفي براي افزايش ذخيره اين سرمايه انجام گيرد. برخي از اين اقدامات درسطح سازماني عبارتند از:

1 - تشويق و تقويت نهادهاي اجتماعي ، صنفي و حرفه اي :
 
 تشويق به ايجاد و تقويت نهادهاي اجتماعي يكي از راه حلهاي ساختاري براي افزايش سرمايه اجتماعي است . افراددر قالب نهادهاي اجتماعي داراي هويت مشتركي گرديده و زمينه ايجاد همكاريهاي گروهي در آنان ايجاد مي شود. نتيجه فعاليت گروهي موفق نيز تقويت شبكه هاي اعتماداست . ايجاد چنين نهادهايي در سطوح سازماني نيز امكان پذير است . تشكيل گروهها وانجمنهاي تخصصي و حرفه اي در سازمانها با مشاركت داوطلبانه كارشناسان ومتخصصان مي تواند موجب افزايش سرمايه اجتماعي در سازمانها گردد. ايجاد انجمنها وگروههاي تخصصي در سازمانها مي تواند موجب هنجارها و ارزشهاي تخصصي وحرفه اي در بين اعضاء گرديده و در صورت هدايت مناسب مي تواند موجب كاهش هزينه هاي نظارت و سرپرستي رسمي در سازمان شده و علاوه بر آن با تقويت احساس تعلق به يك گروه تخصصي و حرفه اي در اعضاء، موجب افزايش سطح انگيزشي و رشدفردي نيز گردد. به طور مثال در يك شركت مهندسي مي توان كارشناسان رشته هاي تخصصي مختلف را تشويق به ايجاد انجمنهاي تخصصي كرد و از افراد باتجربه شركت در آن تخصصها نيز دعوت به همكاري داوطلبانه كرد. تجربه در بسياري از شركتها بيانگراينست كه چنانچه به افراد متخصص و حرفه اي ، شرايط و امكانات مناسب داده شود،خود آنها زمينه هاي شبكه هاي ارتباطي بين خود را فراهم كرده و باايجاد هنجارهاي حرفه اي موجب افزايش كيفيت ارائه خدمات در تخصص مربوطه مي گردند (پروساك 2000). بنابراين نقش مديران رسمي سازمان در اين رابطه را مي توان تشويق و هدايت كلي ايجاد و تقويت چنين نهادهايي دانست .

2 - برنامه ريزي براي غني سازي فرهنگ اجتماعي و سازماني : 
 
همان طور كه قبلا نيزتوضيح داده شد، سرمايه اجتماعي به عنوان يك متغير اقتصادي منتج از ويژگيهاي فرهنگي يك سيستم اجتماعي است . به بيان ديگر سرمايه اجتماعي تبلور اقتصادي فرهنگ اجتماعي يا سازماني مبتني بر اعتماد و مشاركت افراد است . بنابراين هرگونه اقدامي از طرف مديران براي غني سازي فرهنگ سازماني مي تواند موجب افزايش سرمايه اقتصادي شود. مديريت فرهنگ سازماني عمدتا باتوجه به نقش رهبري وسمبل هاي فرهنگي مي تواند موجب تقويت مولفه هاي فرهنگي نظير احساس هويت گروهي و سازماني مشترك ، احساس تعلق به آينده اي مشترك ، مشاركت ، اعتمادهاي بين فردي و گروهي و موارد مشابه گردد. در اين باره مديران سازمانها با ايجاد نظامهاي مشاركتي ، برگزاري مراسم و جلسات عمومي با كاركنان ، حمايت رواني از كاركنان وايفاي مناسب نقش رهبري مي توانند در جهت غني سازي فرهنگ سازماني گام بردارند.استفاده موثر از رسانه هاي ارتباطي نيز در دنياي امروزي داراي نقش بسيار موثر و منحصربه فردي است . در سطح سازماني نيز مي توان بااستفاده از نشريات و خبرنامه هاي داخلي ،پوسترها، فيلم ها و حتي شبكه هاي رايانه اي در داخل سازمان در تقويت اين مولفه هاي فرهنگي اقدام كرد.

يكي ديگر از اقدامات مهم در اين زمينه ، تلاش مديران و رهبر سازمان براي <اعتمادسازي > بين اعضاي گروهها و واحدهاي سازماني و نيز بين واحدهاي مختلف است . اعتماد نيز صرفا باايجاد روابط و ارتباطات مستمر موفق و به تدريج شكل مي گيرد.انسانها پس از كسب شناخت مناسب از يكديگر و به تدريج به يكديگر اعتماد مي كنند.اين امر هم در روابط بين افراد، واحدهاي مختلف درون سازماني و هم روابط بين سازمانها داراي اهميت است . متاسفانه در بسياري از سازمانها نوع روابط و ارتباطات سازماني به گونه اي است كه افراد و واحدهاي سازماني از يكديگر شناخت واقعي مناسبي كسب نكرده و طبيعتا زمينه لازم نيز براي ايجاد شبكه هاي اعتماد فراهم نخواهد بود. ازاينرو نقش رهبري مديران سازمان در ايجاد چنين فرهنگي بسيار موثر است .
 
3 - توجه به ارتقاي سرمايه اجتماعي در آموزشهاي عمومي و آموزش كاركنان :

يكي از مهمترين فرايندهاي موجود در جوامع براي ايجاد سرمايه اجتماعي ،نظامهاي آموزشي است . گذر افراد از آموزشهاي عمومي در تمامي سطوح و نيزآموزشهاي دانشگاهي ، نقش اصلي را در ايجاد اين نوع سرمايه دار است .
مولفه هاي فرهنگي در سطح جامعه به شدت متاثر از عملكرد نظامهاي آموزشي وتربيتي هستند. در سطح سازماني نيز دوره هاي آموزشي كاركنان مي توانند بستر مناسبي براي تقويت سرمايه اجتماعي باشند. استفاده از روشهاي آموزشي گروهي مانند گروههاي كاري و پروژه هاي تحقيقاتي گروهي و نيز تقويت يادگيري گروهي در قالب فرايندهاي كاري ، مي توانند در ايجاد و تقويت شبكه هاي اعتماد بسيار موثر باشند. بازيهاي آموزشي كه امروزه در آموزشهاي مديريتي نيز داراي كاربرد زيادي گرديده اند مي توانند در اين رابطه به طور موثري مفيد باشند.
مهمترين اقداماتي نيز كه توسط دولتها مي تواند براي تقويت سرمايه اجتماعي انجام شود عبارتند از (فوكوياما 1999):
تشويق و تقويت تشكيل نهادهاي مدني ;
تقويت و غني سازي آموزشهاي عمومي ;
تامين امنيت شهروندان در جهت حضور داوطلبانه در نهادهاي اجتماعي ;

پرهيز از تصدي گري بخشهاي مختلف اقتصادي ، فرهنگي و اجتماعي و واگذاري فعاليتهاي مربوطه به نهادهاي مردمي براي جلب مشاركت آنها در فعاليتها و زمينه سازي ايجاد و تقويت نهادهاي اجتماعي و شبكه هاي اعتماد بين آحاد مختلف مردم .
 
نتيجه گيري 
سرمايه اجتماعي را مي توان تاثير اقتصادي مولفه هاي فرهنگي يك سيستم اجتماعي دانست كه در آن مولفه هايي نظير اعتماد، مشاركت داوطلبانه ، هنجارهاي حرفه اي ،پاسخگويي و موارد مشابه باعث مي شوند تا هزينه هاي مديريتي نظير نظارت و كنترل رسمي ، رايزنيهاي مديريتي ، كندي ناشي از سيستم بوروكراتيك و موارد ديگر پايين آمده و امكان استفاده از زمان و سرمايه در جهت انجام فعاليتهايي با بهره وري بيشتر فراهم گردد. سرمايه اجتماعي را مي توان هم در بعد كلان اجتماعي و هم در سطح خرد و درسازمانها مورد بررسي قرار داد. چنانچه مديران در سطوح مختلف بااين مفهوم آشنايي پيدا كنند مي توانند با تقويت و بهره برداري مفيد از آن بسياري از هزينه هاي اجتماعي وسازماني را كاهش داده و براساس آن اقدام به تغييرات ساختاري و فرايندي درسيستم هاي اجتماعي كنند. سرمايه اجتماعي را مي توان بااستفاده از الگوهاي مختلف اندازه گيري كرد. رويكرد اجتماعي به اندازه گيري آن ، منجر به الگوهاي مبتني براندازه گيري كمي مولفه هايي نظير اعتماد متقابل ، شعاع اعتماد، مسئوليت پذيري ، مشاركت داوطلبانه و عضويت در نهادهاي مدني و حرفه اي ، و رويكرد اقتصادي به آن منجر به الگوهايي براي اندازه گيري ارزش اقتصادي سرمايه اجتماعي گرديده است .

اما آنچه از نظر مديريتي اهميت دارد اينست كه در محيطهاي حرفه اي و تخصصي ،ايجاد نهادهاي حرفه اي و استفاده از هنجارهاي حرفه اي براي كنترل رفتار اعضاي يك سيستم اجتماعي ، مي تواند موجب بهره وري بالاتر و زمينه ساز رشد و توسعه سيستم گردد.
از اينرو مديران ايراني مي توانند باتوجه به ظرفيت بالاي تاريخي ، ديني و سنتي موجود در فرهنگ ايراني ، با برنامه ريزي مناسب براي افزايش سرمايه اجتماعي و تقويت شبكه هاي اعتماد سيستم خود تلاش كرده و براساس آن زمينه توسعه اجتماعي وسازماني را فراهم آورند. 
منابع 
1-FRANCIS FUKUYAMA, "SOCIAL CAPITAL AND CICIL SOCIETY",CONFERENCE ON SECOND GENERATION REFORM, 1999.
http://WWW.imf.org/external/pubs/ft/seminar/1999/reforms/fukuyama.htm
2-THE WORLDBANK GROUP, SOCIAL CAPITAL FOR DEVELOPMENT, "WHATIS SOCIAL CAPITAL?"
http://WWW.worldbank.org/poverty/scapital/ whatsc.htm
3 - CORNELIA BUTLER FLORA, "BUILDING SOCIAL CAPITAL", NORTHCENTRAL REGIONAL CENTER FOR RURAL DEVELOPMENT, IOWA STATEUNIVERSITY, cflora@iastate,edu, 1999
http://WWW.ncrcrd.iastate.edu
4 - FRANCIS FUKUYAMA, "ECONOMIC GLOBALIZATION AND CULTURE", THEMERRILL LYNCH FORUM, 1997.
http://WWW.ml.com/woml/forum/global.htm
5- ANIRUDH KRISHNA AND ELIZABETH SHRADER, "SOCIAL CAPITALASSESSMENT TOOL", CONFERENCE ON SOCIAL CAPITAL AND POVERTYREDUCTION, THE WORLD BANK, WASHINGTON, D.C., JUNE 22-24, 1999
SEARCH THE WEBSITE OF THE WORLD BANK: WWW.WORLDBANK.ORG
6 - THE SOCIAL CAPITAL COMMUNITY BENCHMARK SURVEY, NATIONALRESULTS, 2001
http://WWW.cfsv.org/communitysurvey/index.html
7 - LARRY PRUSAK, KNOWLEDGE MANAGEMENT: SOCIAL CAPITAL ANDTRUST, TALKING IN WASHINGTON DC IN OCTOBER 2000
http://WWW.creatingthe21stcentury.org/Larry12-social-capital-trust.html
8-FRANCIS FUKUYAMA, "DOES IT TAKE A VILLAGE?", TOMMOROW'S IDEAFOR TODAY LEADERS, SEPTEMBER 26, 1996
http://WWW.mastersforum.com/archives/fukuyama/fukuyama.htm
9-TOM LENGYEL, "THE MEASUREMENT OF SOCIAL CAPITAL INCOMMUNITY-BUILDING EFFORTS", THE ROUNDTABLE, VOL. 2,NO.6,(JULY-AUGUST 1999), P.14
http://WWW.alliancel.org/Measuring-Social-capital.asp
10-ROBERT PUTNAM, "SOCIAL CAPITAL MEASUREMENT ANDCONSEQUENCES", ISUMA, VOLUME 2NO 1.SPRING/PRINTEMPS 2001.ISSN1492-0611
http://WWW.isuma.net/v02n01/putnam/putnam.htm
سيدبابك علوي : دانشجوي دكتراي مطالعات آموزشي دانشگاه نيوسات ولز -مديرعامل شركت مهندسي فراپويش كيان 
سيدبابك علوي : دانشجوي دكتراي مطالعات آموزشي دانشگاه نيوسات ولز -مديرعامل شركت مهندسي فراپويش كيان

صفحه قبل

در اين شماره مى خوانيد:
سر مقاله
تحول بنگاه براي حضور جهانى
ميز گرد
رويكرد فعال به صنعت مشاوره
مقالات
نقش دولت در توسعه آموزش كارآفرينى
حضور رهبران در عرصه هاى جهانى
نقش سرمايه اجتماعى در توسعه
تحولات تجارى جهان در سال 2000
فروشگاه هاى زنجيره اى، مزايا و معايب
عوامل موفقيت در سيستمهاى اطلاعاتى مديران ارشد
چالشهاى تغيير مخرب
تيمهاى خود راهبر
بازده سرمايه گذارى در كشور 78-1369
گزارش ويژه
صنعت، دوست محيط است اگر...
گزارشهاى داخلى
اقتصاد ايران در بستر جهانى شدن
خدمات اطلاعات جغرافيايى به صنايع
لزوم تغيير الگوهاى ذهنى بازسازى
كوتاه و خواندنى
مديريت در آشوب و پيچيدگى
الگوى فعاليت و سود
تعالى سازمانى، قرائتي نوين از مديريت كيفيت جامع
گزارش شبكه
بسته هاى خدماتى نرم افزارى و عيوب سيستم عامل ويندوز 2000
روى خط اينترنت
نگاهى به يك كتاب
دنياى نمادين كسب و كار
معرفى كتاب
روي جلد