نگاهي به مسايل و مشكلات زيست محيطي در ايران صنعت ، دوست محيطزيست است ، اگر... گروه گزارش : علي اكبر بابايي - فرانك جواهردشتي - مريم چهاربالش اشاره صنعتي شدن جامعه ما مانند برخي جوامع ديگر، نتايج و عوارض خاص خود را دارد.بسياري از كساني كه تا چند سال پيش تنها به دستاوردهاي مثبت آن اشاره مي كردند،اينك به برخي از نتايج ناهنجار آن به ويژه آلودگي محيطزيست نيز اشاره مي كنند. توجه جدي به محيطزيست و عوارض زيانباري كه آلودن آن درپي دارد، از نيمه قرن بيستم به بعد آغاز شد و هرچه به سالهاي اخير نزديك شده ايم ، اين توجه جدي تر وهمه جانبه تر شده است . يكي از نشانه هاي اين توجه ، استانداردهاي ويژه محيطزيست است كه در زمينه هاي گوناگون تدوين شده است و صنايعي كه آن را اجرا نكنند، بامجازاتهاي گوناگوني روبرو خواهند شد. يكي از تازه ترين خبرها در اين زمينه اظهارات اوايل شهريور ماه امسال خانم دكترابتكار است . به گفته وي صنايع آلوده كننده محيطزيست از سال آينده مشمول پرداخت جرايم سنگين آلودگي خواهند شد. گرفتن جرايم سنگين نيز با هدف كاهش تخلفات زيست محيطي در ماده 104 قانون برنامه سوم توسعه كشور پيش بيني شده است . رئيس سازمان حفاظت محيطزيست سپس از مديران بخشهاي مختلف اقتصادي ، صنعتي وتوليدي خواست تا تحول اساسي در نگرش زيست محيطي و سازگاركردن رشد اقتصادي با محيطزيست ايجاد كنند. بسياري از مديران نيز دريافته اند كه بايد موضوع را جدي بگيرند. يكي از نشانه هاي آن هم حضور پررنگ شركتهاي صنعتي و توليدي در نمايشگاه بين المللي محيطزيست است كه در تابستان امسال برگزار شد. درواقع حضور بيش از 150 شركت كننده درنمايشگاه دوم و افزايش 50 درصدي آنها نسبت به نمايشگاه سال گذشته ، نشان ازحساسيت روزافزون مسائل زيست محيطي دارد. اين نمايشگاه نشان داد كه محيطزيست يكي از بالقوه ترين عرصه هاي نوآوري فني و تكنولوژيك است و مي تواند در آينده ، يكي ازبازيگران اصلي عرصه هاي تصميم گيري راهبردي در سازمانهاي توليدي و خدماتي باشد. اما يكي از پرسشهايي كه با خواندن اين مطالب به ذهن مي آيد اين است كه آيا واقعاصنايع عمده ترين منبع آلودگي هستند و پرسش دوم كه مهمتر از اين پرسش نيز هست ،جستجوي راههاي دستيابي به راه حل رفع اين مشكل و ايجاد فرهنگ توجه به محيطزيست است . درواقع نشانه هايي نيز از اين توجه در گوشه و كنار ديده مي شود; اماناگفته پيداست كه اين توجه و رعايت بايد همگاني شود و در صنايع ما تعداد آنهايي كه داراي استانداردهاي زيست محيطي نيستند، كمتر از آنهايي باشد كه به اين استانداردهادست يافته اند. درحالي كه اكنون اين نسبت خيلي با هم فاصله دارد. به هرحال اين گزارش به سهم خود بر آن است تا با استفاده از نظر كارشناسان اين امر،مسايل و مشكلات روزافزون زيست محيطي و نقش صنايع را در ايجاد يا رفع آن بررسي كند. در اين گزارش از ديدگاه و نظر صاحب نظران زير بهره برده ايم : - آقاي مهندس حشمت الله ابراهيمي مديرعامل شركت پالايش نفت بندرعباس - آقاي مهندس ونكاترا رام مديركل امور صنايع DNV كشور هندوستان- آقاي دكتر داود رهبر مديركل دفتر ارزيابي زيست محيطي سازمان حفاظت محيطزيست - آقاي دكتر بهروز رياحي مدير سيستم هاي كيفيت موسسه استاندارد و تحقيقات صنعتي ايران - سركار خانم فريبا قادري مدير طرح و برنامه شركت شيمي دارويي داروپخش - آقاي مهندس مهرداد محرابي مديرامور صنايع شركت DNV در ايران- سركار خانم فريبا مختاري مشاور سيستم مديريت كيفيت و سيستم مديريت زيست محيطي - آقاي دكتر سيدباقر مرتضوي مديركل دفتر امور محيطزيست در وزارت صنايع - آقاي دكتر محمدكاظم نوري متخصص بهداشت حرفه اي ، ايمني و طب كار
طبيعت و مواهب طبيعي ، دوستان انسان هستند تا زماني كه ما نيز با آنان رفتاري دوستانه داشته باشيم . اين اصلي است كه در سالهاي اخير به وضوح پذيرفته شده است واينك يكي از آلوده كنندگان اصلي طبيعت و محيطزيست يعني صنايع ، به طرفداران اصلي حفظ و بازسازي محيطزيست پيوسته اند. چرا كه آنان به خوبي دريافته اند در شرايط جديدهمراهي با محيطزيست يك الزام است و در نمايشگاههايي كه با سوژه محيطزيست دركشورهاي گوناگون ازجمله ايران تشكيل مي شود استقبال صنايع به ويژه آنها كه اتهام بيشتري متوجه آنهاست حضوري گسترده و فعال دارند. وقتي صنعتي مثل خودروسازي يا توليد سيمان و يا فرآورده هاي نفتي در چنين نمايشگاهي شركت مي كنند قطعا براي نشان دادن محصولات و يا پروسه توليدات خودنيامده اند، بلكه مي خواهند به نحوي در عرصه محيطزيست خودنمايي كنند كه همين خودنمايي سبز با تعهد و عمل سبز همراه خواهدبود. به هرحال صنايع توليدي وكارخانجات كشور بايد توجه داشته باشند. با پيوستن ايران به سازمان تجارت جهاني و نيز فشرده شدن رقابت ها در راستاي توليد محصولات با كيفيت بالا و كمتري آسيب زيست محيطي ، آن بخش از صنايع موفق اند كه علاوه بر رعايت اصولي چون پايين بودن قيمت ، كيفيت بالا، در دسترس عام بودن و... اصل مهم آسيب كمتر به محيطزيست را هم رعايت كنند. آلودگي چيست ؟ نكته اي كه مناسب است در ابتداي بحث به آن اشاره كنيم ، معني علمي <آلودگي >است ، چون ممكن است با شنيدن يا ديدن اين واژه معاني گوناگوني در ذهن افراد بيايد.در اين زمينه از خانم فريبا مختاري سوال كرديم . وي نيز در پاسخ گفت : آلودگي عبارت است از هرگونه تغيير در ويژگي هاي اجزاء متشكل محيط به طوري كه استفاده پيشين از آنها ناممكن گردد و به طور مستقيم يا غيرمستقيم منافع و حيات موجودات زنده را به مخاطره اندازد. آلوده كننده ، معمولا در اثر فعاليتهاي انساني به وجود مي آيد. از طرف ديگر، افرايش جمعيت ، درآمد سرانه ، پيشرفت تكنولوژي و بالابودن استاندارد و زندگي از عوامل مهم افزوده شده آلاينده ها است ; يعني هرچه توليد افزايش يابد، پس مانده هاي آن افزايش خواهديافت . يكي از روشهاي كم شدن اين آلاينده ها كه از زباله ها حاصل شده است ، برگرداندن آنها به سيستم اصلي براي ذخيره يا بازيافت آنها و بهره گيري مجدد از آنهاست و به طورخلاصه اولين كار مشخص كردن مواد آلوده كننده ، شدت و ميزان زيان آن به حال بشر، بعدشناسايي منابعي كه اين مواد از آن پراكنده مي شوند و سپس پيداكردن راهكارهاي مناسب براي كاهش و كنترل مواد آلاينده است . آنچه كه امروز مهم است درك اينكه همه جهان متعلق به تك تك افرادي كه در روي آن زندگي مي كنند و هر گوشه از اين دنياي بزرگ بر همديگر تاثير مي گذارند، است . اشاره اين كارشناس به اهميت جهاني موضوع و توجه روزافزون آن ، به اين معناست كه توسعه بدون توجه به محيطزيست غيرممكن است . آقاي بهروز رياحي نيز در اين زمينه چنين گفت : امروزه توجه به محيطزيست ورعايت استانداردهاي بين المللي توجه سازمانهاي بين المللي مانند سازمان استانداردجهاني و ساير كشورهاي صنعتي را به خود جلب كرده است . در دنياي امروز انواع آلودگي محيطزيست ازجمله آلودگي آب ، خاك ، صدا و هوا تهديدي جدي براي تداوم حيات بشر محسوب مي شود. به همين دليل استانداردهاي محيطزيستي را به عنوان ابزاري براي حل اين مشكل شناخته اند. ازسوي ديگر با تعاريفي كه از توسعه پايدار ارائه مي شود، انديشمندان و مديران به اين نتيجه رسيده اند كه حفظ محيطزيست از الزامات توسعه پايدار است . اين رويكردهرچند با كمي تاخير درميان مديران ايراني نيز جاي خود را بازيافته است . امروزه كارخانجات بزرگي مانند شركت فولاد مباركه ، شركتهاي پتروشيمي ، گواهي نظام مديريت محيطزيست را دريافت كرده اند. هم اكنون از لحاظ ما برخي صنايع كه آلودگي بيشتري براي محيطزيست مي توانندايجاد كنند، مانند صنايع ذوب فلزات ، صنايع نفتي و پتروشيمي براي كسب گواهينامه دراولويت قرار دارند و سازمان استاندارد و تحقيقات صنعتي ايران و سازمان حفاظت ازمحيطزيست نيز اين موسسات را تشويق به اخذ گواهينامه در اين زمينه مي كند. در همين راستا تاكنون گواهينامه 12 ISO 14000 واحد توليدي در سازمان استاندارد و تحقيقات صنعتي ايران ثبت شده است ، البته تعداد كساني كه موفق به اخذ اين گواهينامه شده اند،بيشتر از اين تعداد است .حضور در بازارهاي بين المللي و پيوستن به WTO از ديگر شرايطي است كه صنعتگران را ملزم به اخذ گواهينامه هاي مديريت محيطزيست مي كند. البته رعايت اين استانداردها از لحاظ قانوني هنوز اجباري نشده است ، ولي بسياري از بازارهاي دنيابه عنوان نمونه مي خواهند فولاد خريداري كنند، به گواهينامه زيست محيطي آن توجه مي كنند، بنابراين شركتهايي مانند فولاد مباركه نيك دريافته اند كه براي توسعه بازارهايشان نيازمند اخذ گواهينامه ISO 14000هستند.بحث ديگر، الزامات پيوستن به سازمان تجارت جهاني (WTO) است و رعايت محيطزيست يكي از نكات جدي براي پيوستن به اين سازمان است . به عنوان نمونه يكي از موارد قانوني در شرايط پيوستن به اين سازمان اين است كه فروش محصولات صنايع غذايي در سطح بين الملل نيازمند اخذ گواهينامه خاص موادغذايي است .پيش از آنكه به گفته هاي ديگر كارشناسان و صاحب نظران ايراني بپردازيم ، بد نيست كه ازنظر يك كارشناس هندي نيز آگاه شويم . آقاي ونكاترا رام كه براي شركت در يك سمينار مديريت كيفيت در تابستان امسال به ايران آمده بود، در ارتباط با مسايل ومشكلات زيست محيطي براي جامعه بشري گفت : كره زمين كه بشر در آن زندگي مي كند،ميراثي است كه ما آن را از نياكانمان دريافت كرده ايم . ميراثي كه آب ، باد، خاك ، نور،معادن و... آن ضامن تداوم حيات انسانهايي است كه در آن زندگي مي كنند. ولي متاسفانه چندين دهه است كه خود ما انسانها قصد كرده ايم كه تيشه به ريشه خود بزنيم . امروزتهديدات بسياري مانند گازهاي آلوده كننده محيطزيست ، آلودگي خاك و آب و باد و از بين رفتن لايه اوزون جامعه انساني را تهديد مي كند كه مهمترين عامل اين آلودگي خود آدمهاهستند. در چند دهه اخير به دليل حاكميت تلقي كوتاه مدتي به مسائل محيطزيستي بسياري از مناطق آلوده شده اند و خطرات آلودگي محيطزيست جامعه را تهديد مي كند.بسياري از ما مي انديشند كه حداكثرسازي منافع فرديشان نقطه مطلوبي است ، درصورتي كه به دليل به هم پيوستگي منافع فردي و جمعي انسانها به يكديگر ديگر چنين تفكري نمي تواند پاسخگو باشد. يعني حداكثرسازي منافع هريك از افراد بايد همراه باحداكثرسازي منافع جامعه يا حداقل كردن هزينه هاي تحميلي به آن جامعه لحاظ شود.به عنوان نمونه در چند دهه گذشته يكي از كارخانجات آمريكايي براي ازبين بردن ضايعات خود، زميني خالي و بدون سكنه را خريداري كرد و ضايعات خود را در زير اين زمين خريداري شده دفن مي كرد، پس از مدتها اين شركت زمين فوق را مي فروشد و ازقضا اين زمين وسيع قطعه قطعه و به افراد مختلف فروخته و تبديل به يك شهرك مسكوني مي شود. ساكنين شهرك بدون اينكه نسبت به وجود زباله هاي صنعتي آگاهي داشته باشند از همان ابتدا متوجه بوي نامطبوعي در شهر مي شوند، ابتدا به دنبال عوامل آلوده كننده بيروني مي گردند ولي پس از يك بررسي كارشناسانه متوجه وجود زباله هاي صنعتي در زيرزمين مي شوند كه خطر آن همه ساكنان شهرك را تهديد مي كند. حال در اين شرايط ما چه كاري مي توانيم انجام دهيم ؟ آيا بايد به دوران ماقبل صنعتي شدن برگرديم ؟ آيا بايد صنعت را به كناري بگذاريم و به فكر طبيعت باشيم ؟ راهكارچيست ؟ در اين شرايط بازگشت به دوره هاي قديمي تر زندگي بشر ناممكن و حتي غيرعقلاني به نظر مي رسد. زيرا ساليان سال است كه دانشمندان و صنعتگران تلاش كرده اند تابسياري از اين فراورده هاي صنعتي به ثمر رسيده است و استفاده از اين امكانات زندگي مارا بسيار راحت تر كرده است ، ولي در اين شرايط مي توانيم به گونه اي از طبيعت بهره بگيريم و صنايع خود را به گونه اي سامان دهيم كه حداقل هزينه را براي محيط پيراموني خود داشته باشيم . صنايع سبز نياز امروز دنياست و از همين جاست كه مباحث مديريت محيطزيست مطرح مي شود و استانداردهاي ISO 14000 راهي است به سمت استقرارصنايعي كه انطباق بيشتري با محيطزيست پيراموني خود دارند.ارتباط رشد صنعتي و توسعه با مسايل زيست محيطي موردتوجه بسياري ازكارشناسان است . آقاي داود رهبر نيز ازجمله اين كارشناسان است كه گفت : مي دانيد كه اقتصاد بر دو پايه توليد و خدمات استوار است و صنعت يكي از مهمترين مولفه هاي توليد به شمار مي آيد كه به دنبال خود توسعه مي آورد و توسعه نيز بر زمينه هاي اقتصادي ،فرهنگي ، اجتماعي ، و زيست محيطي تدوين و تبيين مي شود. آنچه مهم است تعادل وپايداري در توسعه است . به همين دليل مي بينيم امروز در دنيا صحبت از توسعه پايداربسيار مي شود و محور اصلي بيشتر محافل ملي ، محلي و بين المللي است . حركت توسعه پايدار در كشورهاي توسعه يافته نسبت به كشورهاي درحال توسعه روان تر بوده وهست كه علت و سبب اصلي آن وجود اهرمهاي متفاوت اقتصادي ، اجتماعي ، علمي وفرهنگي توانمند در كشورهاي توسعه يافته است . سرمايه گذاري يكي از پارامترهاي رشد اقتصادي است و اگر سرمايه گذاري در صنعت با اهرمهاي زيست محيطي ، ايمني و حفاظت همراه باشد بدون شك جايگاه صنعت مي تواند در توسعه پايدار برجسته باشد. در غير اين صورت صنعت و رشد صنعتي نه تنهادر توسعه پايدار جايي نخواهد داشت بلكه باعث ركود و مانع رسيدن به توسعه پايدارخواهدبود. به تبع نظام اقتصادي ، نظام صنعتي در كشور ما بر سه پايه دولتي ، تعاوني و خصوصي تنظيم شده است . پس زماني اين نظام صنعتي مي تواند به نفع و مصالح كشور وارد عمل شود كه همراه با برنامه ريزي صحيح باشد. يكي از پارامترهاي مهم در برنامه ريزي منظم وصحيح اين است كه در نظام اقتصادي و نظام صنعتي به محيطزيست براساس اصل 50قانون اساسي توجه شود. باتوجه به اين اصل از قانون اساسي در نظام صنعتي بايددرجهت دروني كردن هزينه هاي زيست محيطي ، درجهت دستيابي به توسعه پايدارگامهاي اساسي برداشته شود. اگر به قوانين جاري جمهوري اسلامي توجه شود، پي مي بريم هركس مالك كسب وكار خود مي باشد و تا وقتي اين احترام پابرجاست كه ازنظر عدالت انساني واجتماعي اين فرد چه به صورت حقيقي و چه حقوقي ، امكان كسب وكار ديگران را سلب نكند زيرا ضرر و زيان رساندن به ديگران غيرقانوني و نامشروع است ، اين امر در بخش صنعت نيز صادق است . پس آلودگي و تخريب ايجاد شده از سوي صنعت در محيط،نوعي سلب كسب وكار براي ديگران است . مثلا كارخانه اي كه پساب تصفيه نشده خود راوارد محيطهاي ، آب و خاك مي كند باعث ازبين رفتن حاصلخيري آب و خاك خواهدشدو اين بر زندگي اجتماعي ديگران آثار سوء مي گذارد و به حيات فردي واجتماعي خدشه وارد مي كند. اين عمل حتي از پايبندي افراد نسبت به مسايل ملي و اعتقاي مذهبي مي كاهد. پس بايد كاري كرد كه فعاليتهاي اقتصادي و ازجمله صنعتي در چارچوب برنامه ريزيهاي درست صورت گيرد. ارتباط ميان صنعت پاك و توسعه پايدار ارتباطي است كاملا منطقي زيرا اين صنعت پاك است كه حرف اول را در نيل به رفاه جوامع مي زند. پس جايگاه صنعت در توسعه پايدار بسيار بااهميت است ، چنانچه با برنامه ريزي دقيق و درست بتوانيم صاحب رشد صنعتي شويم ، مي توان استقلال جامعه را از طريق خودكفايي تامين ، محروميت و فقر را ريشه كن و رفاه را نيز در جامعه فراهم كرد. از ديگر مزاياي رشد صنعتي و توسعه پايدار كمك به شرايط و امكانات كار و كمك به رشد استعدادها، مي باشد. عكس اين مطلب هم درست است يعني اگر رشد صنعتي فاقد برنامه ريزي صحيح و دقيق باشد ممكن است به عنوان يك پديده نادرست داراي معايبي باشد مثلا: - باعث بروز خسارات زيست محيطي شود. - سبب تهي شدن منابع طبيعي و از بين رفتن منابع تجديدناپذير شود. - چنانچه رشد صنعتي كنترل نشود و يا ساماندهي مناسب نداشته باشد قطعا سبب ايجادزمينه هاي اسراف و تبذير در زمينه هاي گوناگون مانند مصرف ، توليد، توزيع ، خدمات وسرمايه گذاريهاي بي رويه و غيراصولي خواهدشد. در ارتباط با رشد صنعتي براي آنكه به توسعه پايدار دست يابيم بايد به رعايت ملاحظات زيست محيطي ايمان كامل داشته باشيم . ادغام ملاحظات زيست محيطي در تصميم گيريهاي اقتصادي ، مهمترين اصلي است كه كشورهاي توسعه يافته صنعتي ، آن را اعمال و اجرا كرده اند و پيوسته آن را موردمطالعه و پايش قرار داده ، آنها با اين شيوه به بهبود مستمر دست يافته اند. در كشور ما هم حركتهايي با هدف دستيابي به خودكفايي ، ايجاد اشتغال ، رفع محروميت و رفع بيكاري انجام شده است ولي صاحبان خدمات و توليد ما بايد اصل ادغام ملاحظات زيست محيطي را سرلوحه كار خود قرار دهند. محيطزيست و كيفيت مطالب يادشده و دلايل مشابه آن سبب شده است تا درجايي كه كيفيت مطرح است ،رعايت مسايل زيست محيطي نيز مطرح باشد و محيطزيست و پديده هاي زيست محيطي از زاويه ديد مديريت كيفيت نيز اهميت دارند. آقاي محمدكاظم نوري در اين زمينه توضيحاتي داده است كه با هم مي خوانيم . ديدگاه مديريت كيفيت فراگير (TQ)، به عنوان يكي از رويكردهاي جديد و موفق درمديريت سازمانهاي پيشرو، بر اين نكته تاكيد دارد كه حضور موفق در بازار و مطرح شدن به عنوان يك سازمان پيشتاز و كيفي ، مستلزم تدوين استراتژي مشخص در زمينه هاي مختلف تكنولوژي ، سازماندهي ، نوآوري و طراحي ، مشتريان ، كاركنان ، تامين كنندگان ،فرايندها، مالي ، بهداشت حرفه اي وايمني ، و محيطزيست است . در اين ديدگاه عملكردزيست محيطي نيز بخشي مهم از عملكرد كلي سازمانها محسوب مي شود، چرا كه عملكرد بهبوديافته زيست محيطي به صورت مستقيم و غيرمستقيم مزايا و منافعي رامتوجه سازمان مي كند. ازجمله عملكردهاي بهبوديافته زيست محيطي كه به صورت مستقيم باعث كاهش هزينه هاي سازمان مي شود مي توان به مواردي نظير كاهش مصرف انرژي و كاهش ايجاد ضايعات و بازيافت يا فروش ضايعات ازطريق اعمال مديريت ضايعات اشاره نمود. افزايش كارآيي ، افزايش فرصتهاي تجاري و بهبود ارتباط با طرفهاي ذينفع از منافع غيرمستقيم عملكرد بهبوديافته زيست محيطي مي باشند. از زاويه مديريت كيفيت كليه موارد فوق ازجمله عوامل مهم و تاثيرگذار بر كيفيت مي باشند.در ارتباط با قسمت دوم سوال بايد به اين نكته توجه نمود كه از سالها پيش خصوصادر كشورهاي پيشرفته صنعتي رويكردهاي گوناگوني براي موضوع حفاظت ازمحيطزيست و پيشگيري از آلودگي هاي زيست محيطي مطرح شده است . ازجمله اين رويكردها مي توان به وضع قوانين و مقررات سخت گيرانه تر، استفاده از تكنولوژيهاي پيشرفته براي رفع آلودگيهاي زيست محيطي ، انجام مميزيهاي مختلف زيست محيطي وبهره گيري از الگوهاي سيستم مديريت اشاره كرد. هرچند كليه اين رويكردها داراي تاثيرات مثبت درجهت حفاظت از محيطزيست وپيشگيري از آلودگيها مي باشند و در شرايط مختلف اقتصادي ، اجتماعي و تكنولوژي مي توانند مورداستفاده سازمانها قرارگيرند، سيستم مديريت زيست محيطي منجمله ISO 14001 به دليل اختياري بودن آنها و اينكه براساس چرخه بهبود مستمر و تدريجي تدوين شده است با استقبال بيشتري از سوي سازمانها مواجه شده است .از وي كه كارشناس ارشد مسئول محيطزيست و ايمني در شركت ملي فولاد نيزمي باشند، پرسيديم مزايا ونتايج مثبت و مطلوب حاصل از استقرار سيستم مديريت زيست محيطي بر اساس استاندارد ISO 14001چيست ؟ آقاي نوري در پاسخ گفت :همانگونه كه در پرسش بالا اجمالا اشاره شد منافع و مزاياي حاصل از استقرار و اجراي صحيح سيستم مديريت زيست محيطي را مي توان به اين صورت بيان نمود:منافع سياره زمين : شامل كاهش سرعت تهي شدن منابع طبيعي كره زمين و پيشگيري ازآلودگي آب ، هوا، خاك و نهايتا حفظ محيطزيست براي نسلهاي فعلي وآينده . منافع سازمانها: شامل صرفه جويي در هزينه ها، افزايش كارايي سازمانها ازطريق مصرف بهينه مواد و بهبود كيفيت محصول ، افزايش فرصتهاي تجاري به سبب كسب گواهينامه ISO 14001 و نشان دادن تعهد خود نسبت به حفظ محيطزيست به طرفهاي ذينفع ،افزايش توان سازمان براي تبعيت از قوانين و مقررات زيست محيطي ، برآورده كردن نيازهاي مشتريان ، بهبود ارتباط با طرفهاي ذينفع و افزايش انگيزه كاركنان .به طورخلاصه بايد گفت موقعيتها و فرصتهاي ناشي از فرايند استقرار و اجراي سيستم هاي مديريت زيست محيطي ، ازجمله ISO 14001، نامحدود و داراي طيف گسترده ولي امكان پذير هستند. بنابراين لازم است هر سازماني نسبت به استقرار و اجراي يك سيستم مديريت زيست محيطي هرچند در وسعت محدود، اقدام كند تا با تقويت تدريجي آن و كاهش هزينه ها بتواند در اين بازار به شدت رقابتي سرپا بماند.آقاي حشمت الله ابراهيمي نيز در زمينه آثار اجراي استانداردهاي زيست محيطي نظرمثبتي دارد. وي از چند زاويه ازجمله كاهش مصرف سوخت و حقوق جامعه و مردم به اين موضوع نگاه كرده است . پاسخ اين كارشناس را در زمينه اهم فعاليتهاي انجام شده درشركت پالايش نفت بندرعباس و ديدگاههاي وي مرور مي كنيم . محيط زيست و كاهش مصرف صنايع پالايشي في نفسه ، صنايعي آلوده كننده هستند ولي با اقداماتي مي توان آنها رابه صنايع مجهز تبديل كرد. با چنين رويكردي بود كه شركت پالايش نفت بندرعباس گام در راه اخذ گواهينامه ISO 14000 برداشت . به همين دليل تاكنون اقدامات زير براي پاكسازي محيط و دوستي آن با محيطزيست برداشته شده است :- ايجاد حدود 200 هكتار فضاي سبز با هدف بالابردن توانايي تصفيه طبيعي آلاينده ها - احياي جنگل درختان بومي منطقه به مساحت 180 هكتار در شمال پالايشگاه ، باغرس درختان جديد، هرس ، محوطه سازي و تامين جاده دسترسي - ايجاد نخلستان در محوطه هاي غيرصنعتي پالايشگاه به مساحت 7/14 هكتار - چمن كاري ، گل كاري و فضاسازي شمشاد و گلهاي زينتي و درختان نارنج به مساحت 8/7 هكتار - آبياري فضاي سبز پالايشگاه و جنگل با آب تصفيه پساب و با هدف كاهش مصرف آب و انرژي در ارتباط با ساير اقدامات به منظور پيشگيري از ضايعات و آلودگيهاي صنعتي محيطزيست نيز از لحاظ صنعتي در سطح كارخانه فعاليتهايي را انجام داده ايم كه باعث كاهش آلودگي اعم از محيطزيستي يا صوتي شود. تعويض VENT.FAN توربين هاي گازي براي جلوگيري از لرزش شديد، ايجاد و انجام مديريت و مميزيهاي انرژي پالايشگاه براي كاهش مصرف سوخت ، رفع اشكال و راه اندازي آنالايزرهاي واحد توليد گوگرد باهدف كاهش SO2 در واحد گوگردسازي و... ازجمله اقداماتي است كه به منظور پاكسازي محيط انجام شده است .وي تعبيه امكاناتي براي ايمن سازي محيط كاركنان را از ديگر اقدامات جدي برشمردوگفت : تامين سلامتي كاركنان يكي از مهمترين فعاليتهاي هر واحد صنعتي محسوب مي شود كه تحقق آن حمايت و توجه جدي مديريت سازمانها را مي طلبد. به همين دليل اقدامات زير در راستاي اخذ گواهينامه مديريت محيطزيست جهت ايمن سازي محيطانجام شده است : - افزايش خودروهاي آتش نشاني به تعداد 5 دستگاه - ايمن سازي شرايط تخليه اسيدسولفوريك به مخزن - اندازه گيري آلودگي صوتي در كليه نقاط پالايشگاه و مشخص نمودن مراكز عمده آلودگي - بهبود وضعيت ايمني انبار شيميايي با استفاده از امكانات پيشرفته - تعيين اهداف و برنامه ريزي ايمني و بهداشت حرفه اي جهت كاهش خطرات و ضريب ريسك آنها و بالابردن بهداشت حرفه اي كاركنان - بررسي كليه تجهيزات ، ابزار و لوازم كار از جنبه ارگونوميكي . در زمينه آثار ونتايج اجراي مديريت محيطزيست در پالايشگاه نيز ما از زماني كه گواهينامه مديريت محيطزيست ISO 14000دريافت كرده ايم ، بيش از پيش خود را ملزم به حفاظت از محيطزيست مي دانيم ، زيرا دنيايي كه ما در آن زندگي مي كنيم تنها به امروزما تعلق ندارد و ما در برابر نسل آينده خودمان نيز مسئول هستيم . ما از يكسو موظفيم بامصرف كمتر انرژي اين ميراث عظيم را براي آنها نيز باقي بگذاريم و از آن سوي نيز كمترفضاي پيراموني خود را آلوده كنيم . به همين دليل از زماني كه ما گواهينامه مديريت محيطزيست دريافت كرده ايم ، آلودگيهاي زيست محيطي ما كمتر شده و خودمان نيز براي حفظ محيطزيست انگيزه بيشتري احساس مي كنيم .وي در ارتباط با توجه هرچه بيشتر گروههاي مختلف جامعه براي حفظمحيطزيست گفت : هم اكنون در ارتباط با مصرف سوخت ما شاهديم كه حدود 25ميليارد دلار در سال براي سوخت انرژي در كشور هزينه مي شود، كه اين رقم علاوه برهزينه بسيار سنگين آن براي اقتصاد ملي ، اثرات نامطلوب و حادي نيز بر محيطزيست دارد. نكته ديگري كه مي خواهم بر آن اشاره كنم اين است كه صنعت ما از وجه ديگر نيز برمحيطزيست موثر است . اگر ما از ديدگاه مصرف كنندگان محصولاتمان به مسائل بنگريم ،متاسفانه محصولات سوختي مان نيز كيفيت خوبي ندارد و همين امر اثر بسيار نامطلوبي بر هواي پيراموني باقي مي گذارد، ضمن اينكه توليدكنندگان خودرو نيز نسبت به اين مسائل توجه لازم را نمي كنند. امروز ماشينهاي توليدي كشور ما سه برابر يا بيشتر از يك ماشين استاندارد ژاپني يا اروپايي بنزين مصرف مي كنند. بنابراين شرايط امروز ما بسيار تكان دهنده است ، همه بايد هر امكاني كه دراختيارداريم را به كار بگيريم و مانع رشد مصرف گرايي در جامعه شويم . در اين راه هر كسي درهر جايگاهي كه قرار دارد موظف است مديران ارشد كشور، مديران بلندپايه صنايع ،كاركنان و كارگران هركدام در جايگاه خود بايد احساس مسئوليت كنند. اگر هر كسي احساس مسئوليت كند، آن وقت مي توان اميدوار بود كه يك عزم ملي در كشور شكل بگيرد و اگر اين عزم شكل بگيرد مي توان چشم انتظار حل مشكلات را داشت ، در غيراين صورت هر روزمان بدتر از روز قبلمان خواهدشد. خانم فريبا قادري نيز درباره استقرار اين استانداردها در واحدهاي صنعتي و توليدي چنين گفت : چگونگي استقرار سيستم مديريت زيست محيطي ISO 14001 در واحدهاي صنعتي به صورت مختصر و كلي عبارت است از:- باور و تعهد مديريت ارشد سازمان به اجراي سيستم مديريت زيست محيطي - تعريف سيستم مديريت زيست محيطي به عنوان يكي از اهداف سازمان و يكپارچه باديگر اهداف و تهيه برنامه هاي اجرايي و زمانبندي شده براي دستيابي به اين هدف شامل : 1 - بسترسازي فرهنگي و آموزشي در كليه سطوح سازمان و تسري باور و تعهد مديريت ارشد به كاركنان 2 - جمع آوري قوانين و الزامات زيست محيطي در كشور و نظرات گروه ذينفعان 3 - شناسايي جنبه هاي زيست محيطي سازمان (هر فعاليت كه با محيطزيست تاثيرمتقابل داشته باشد)4 - ارزيابي جنبه هاي زيست محيطي باتوجه به شاخص هاي گوناگون خصوصا الزامات قانوني در كشور و سپس شاخص هايي چون ارزيابي خطر، تحليل منابع انرژي ، مزاحمت براي ديگران و ملاحظات بين المللي 5 - تعيين برنامه هاي اجرايي براي دستيابي به اهداف تعيين شده و اجراي آن باتوجه به نتايج ارزيابي جنبه ها و محدوديتهاي مالي و تكنولوژيكي 6 - كنترل و بررسي اجراي برنامه هاي توسط مميزان داخلي و خارج از سازمان البته در استقرار سيستم مديريت زيست محيطي ISO 14001 مراحل اجرايي ديگري وجود دارد كه مشابه ديگر سيستم هاي مديريتي است .اين كارشناس در ادامه گفت : در كشور ما مدتي است كه براي بكارگيري سيستم هاي جديد مديريتي سمينارها، كنفرانسها و دوره هاي آموزشي زيادي برگزار مي شود ولي درتعداد كمي از اين جلسات مدل اجرايي براي به كارگيري مباحث در سازمانها ارائه مي شود. خوشبختانه سيستم مديريت زيست محيطي ISO 14001داراي مدل اجرايي مشخص و واضحي است كه با رعايت عناصر اين استاندارد سازمان مي تواند سيستم مديريت زيست محيطي در سطح حداقل داشته باشد و درصورت تهيه برنامه هاي بهبوددائمي اين سيستم و اجرا و ارزيابي آنها سيستم به تدريج رشد مي كند و در سطح بالاتري قرار خواهدگرفت .اجراي الزامات استاندارد ISO 14001 باعث مي شود كه هر سازمان جنبه هاي زيست محيطي خود به معناي بخشي از فعاليتها، محصولات و يا خدمات سازمان را كه بتواند با محيطزيست تاثير متقابل داشته باشد، شناسايي كند. در فرايند شناسايي اين جنبه ها موارد ذيل درنظر گرفته مي شود:- نشر در هوا - رهاشدن در آب - مديريت مواد زايد - آلودگي زمين - استفاده از موادخام و منابع طبيعي - مواد زيست محيطي محلي و موارد مربوط به جامعه برخي دستاوردها اما با اجراي درست استاندارد چه نتايج و دستاوردهايي حاصل مي شود و بايد منتظرچه منافعي باشيم . خانم فريبا مختاري به برخي از اين موارد اشاره مي كند: هم اكنون استانداردهاي مديريت محيطزيست همانند عنصري زنده چون برگ سبز بر پيكره توسعه صنعتي نقش مي بندد تا مزاياي توليد را عرضه كند و زشتي آلاينده ها و ضايعات صنعتي را بپوشاند. بكارگيري اين استانداردها، نه تنها با قوانين و مقررات زيست محيطي موجوددر يك كشور منافات ندارد بلكه دستاوردهاي آن مي تواند مجامع زيست محيطي كشور رادرجهت تدوين ضوابط و استانداردها و نيز آئين نامه هاي اجرايي ياري دهد. استاندارد سري ISO 14000، مجموعه اي از استانداردهاي زيست محيطي اختياري است كه درحال حاضر مي تواند به صورت داوطلبانه توسط مديران به كار گرفته شود، اين استانداردها توسط 30 كشور صنعتي جهان تهيه و پذيرفته شده است . از آنجايي كه اين كشورها صنايع خود را به اجراي استانداردهاي زيست محيطي تشويق مي نمائيد به طورقطع در روابط اقتصادي خود با ساير كشورها نيز امتياز ويژه اي براي شركتها و سازمانهايي كه اين استانداردها را رعايت مي كنند قائل خواهند بود و به نظر مي رسد كه در آينده نزديك اجراي استانداردهاي ISO 14000اجتناب ناپذير و لازم اجرا گردد.بديهي است كه استانداردهاي مديريت محيطزيست در آينده اي نه چندان دور روندفعاليتهاي صنعتي - توليدي و اقتصادي را متحول خواهدساخت بلكه بر بهبود كيفيت محيطزيست و منابع طبيعي تاثير خواهد گذاشت . بعضي از مزاياي استفاده از اين استانداردها عبارتند از: 1 - كاهش آثار ناگوار ناشي از عملكردهاي صنعت و معدن بر محيطزيست 2 - افزايش بهره وري و بازدهي كار و كالا 3 - افزايش كارآمد انرژي 4 - صرفه جويي در مصرف منابع انرژي و بكارگيري انرژي هاي پاك 5 - استفاده مناسب و درست از منابع اوليه و جايگزيني منابع تجديدپذير 6 - بكارگيري مواد و فرايندهاي پاك و يا كم آلاينده در راستاي توسعه پايدار و هماهنگ بااجزا توسعه پايدار صنعتي 7 - فراهم شدن زمينه استفاده از روشهاي بازيافت و استفاده مجدد از مواد 8 - كاهش هزينه ها 9 - افزايش مقبوليت اجتماعي 10 - فراهم شدن زمينه رقابت سالم و مفيد 11 - گسترش بازار داخلي و دستيابي سريع تر و آسانتر به بازارهاي جهاني . نكته ديگري كه دراين بحث قابل توجه و مهم است ، جنبه هاي فرهنگي وآگاهي بخشي به جامعه است كه بسياري از خبرگان بر آن تاكيد دارند. يكي از كارشناساني كه ترويج و بسترسازي فرهنگي را مهم مي داند، آقاي مهرداد محرابي است كه برگزاري سمينار و كنفرانس را يكي از راههاي ترويج فرهنگي دانست اما گفت اين روش در حدخود اهميت دارد و كافي نيست ، چرا كه بايد به راهكارهاي عملي تري نيز بينديشيم . به گفته اين كارشناس يكي از اين راهكارهاي عملي اين است كه موسسات بزرگ پيمانكارهاي خود را به نوعي تشويق يا مجبور به اخذ گواهينامه هاي ISO 14000 كنند.به عنوان نمونه فولاد مباركه پس از اخذ گواهينامه مديريت زيست محيطي درحال حركت به اين سمت است كه پيمانكارهاي خود را نيز تشويق به دريافت گواهينامه در اين زمينه بكند و باتوجه به نوع صنعت فولاد و تعداد گسترده پيمانكاران اين شركت ، اين سياست نتايج عملي و ملموسي مي تواند درپي داشته باشد. البته شايد اخذ اين گواهينامه براي پيمانكاران بسيار كوچك ازلحاظ مادي به صرفه و اقتصادي نباشد ولي قطعا براي شركتهاي پيمانكاري بزرگتر قطعا اقتصادي و لازم است .وي در ادامه در ارتباط با نقش متقابل دولت و مردم جهت ترويج فرهنگ حفاظت ازمحيطزيست افزود: يكي از مهمترين نقشهايي كه دولت در اين ارتباط ايفا مي كند، نقش اطلاع رساني و آگاهي دهي به اقشار مختلف مردم است . به نظر من هم اكنون بسياري ازمردمي كه نسبت به اين مساله حساسيت زيادي نشان نمي دهند، ناشي از عدم آگاهي آنان است . اين دسته از افراد، نمي دانند كه باران اسيدي چيست و چه اثرات مخربي بر محيطپيراموني آنان باقي مي گذارد. يا در ارتباط با گازهاي گلخانه اي اطلاعات زيادي دردست ندارند. به اين ترتيب اينها نمي دانند كه بي توجهي به مساله محيطزيست چه لطمه اي به خود آنها و نسل آينده وارد مي كند. به همين دليل است كه در اينجا آموزش وفرهنگ سازي نقش حياتي مي يابد. درهمين جاست كه نقش موسسات مختلف تبليغاتي و اطلاع رساني آشكار مي شود.هم اكنون صداوسيما به عنوان يك رسانه ملي موظف به اطلاع رساني است . صداوسيمامي تواند به مردم آموزش دهد. كه نقش آنان در ترويج فرهنگ حفاظت از محيطزيست چيست و بي توجهي به اين مساله چه آثار زيانباري مي تواند درپي داشته باشد. البته صرف مساله تبليغ و اطلاع رساني نيز اكتفا نمي كند، ما بايد به دنبال راهكارهاي عملي تري نيز باشيم . به عنوان نمونه هم اكنون بحث بازيافت زباله چه در تهران و چه در شهرستانهاي بزرگ يك مساله جدي زيست محيطي است كه توجه به جمع آوري آن هم آثار اقتصادي وآثار زيست محيطي مي تواند درپي داشته باشد. شهرداري در يك مقطع مردم را تشويق به جداسازي انواع زباله از يكديگر كرد، ولي متاسفانه نتوانست نمود عملي موفقيت پيداكند، به دليل اينكه مديريت درستي نداشت . همين جا مي توان اشاره كرد كه يكي ازالزامات موفقيت در مساله محيطزيست مديريت قوي و دراختيار داشتن ابزار و امكانات است . گسترش آگاهي مهندس محرابي سپس با نتيجه گيري از مباحث فوق گفت : به صورت خلاصه مي توان گفت كه سه مساله آموزش ، رسانه و بخش اجرايي شامل مديريت و لوازم وامكانات در توسعه فرهنگ حفاظت از محيطزيست نقش اساسي ايفا مي كند و هر سه اين ابزار نيز هم اكنون بيش از هر كسي يا موسسه اي دراختيار دولت است . نقش مردم نيز در اين زمينه البته بسيار مهم است . ما به عنوان افراد جامعه بايدنگاههاي خود را نسبت به مسائل كلان تر و بلندمدت تر كنيم . مساله محيطزيست نيازمنديك نگاه دورانديشانه و عميق است ، نگاهي كه بايد وسعت ديدش بسيار وسيع تر ازصنايع باشد. امروز ما بايد به دنبال ترويج فرهنگ محيطزيست در لايه هاي مختلف جامعه باشيم و به اين منظور بايد از مهدكودكها آغاز كنيم . كودكان ما ازسويي حق دارند كه از محيطي سالم برخوردار باشند و ازسوي ديگر به عنوان نسل فرداي جامعه ما بايدوظايف و رسالت خود را در اين ارتباط به خوبي بدانند. به همين دليل ما بايد به دنبال آموزشهاي بنياني باشيم كه نقطه آغاز آن نيز همانگونه كه اشاره شد از مهدكودكها ودبستانهاست . كارخانه هاي پاك نكته ديگري كه در اين بحث مطرح مي شود، اين است كه آيا مي توان كاري كرد كه واحدهاي توليدي و كارخانه ها از ابتدا آلوده كننده نباشند و فرآورده هاي آنها نيز محيط راآلوده نكنند; و در ادامه پرسيد كه چه عواملي مي تواند از بروز فجايع زيست محيطي پيشگيري به عمل آورد؟ اين پرسشها را با آقاي سيدباقر مرتضوي درميان گذاشتيم . وي درباره اين موضوع گفت : درباره پرسش اول ، براساس تجربيات جهاني كه طي دهه اخيرشكل گرفته است ، اين امر در دو مرحله صورت مي پذيرد: الف ) طراحي سبز يا به عبارتي طراحي براساس توليد پاك ، كه در آن طراحي اوليه فرايندتوليد به نحوي صورت مي پذيرد كه حداقل آلودگي زيست محيطي ايجاد شود. در اين مرحله علاوه بر پيش بيني تجهيزات كنترل آلودگي ، تلاش سازنده بر انتخاب مواد اوليه وتوليد محصول با كمترين خطرات زيست محيطي مدنظر است .ب ) ايجاد سيستم مديريت زيست محيطي و بكارگيري تكنيك هاي توليد پاكتر، به نحوي كه پس از راه اندازي خط توليد و شروع بهره برداري نگرش زيست محيطي به خط توليدبه نحوي خواهدبود كه مشكلات زيست محيطي از ابتداي امر موردنظارت و كنترل قرارمي گيرد. براين اساس پيشگيري از آلودگي به جاي كنترل آلودگي به عنوان استراتژي صنعت مطرح مي شود.اما درمورد پرسش دوم ، به طورطبيعي ظرفيت تحمل لطمات زيست محيطي در نقاطمختلف ايران و جهان تفاوت دارد و علاوه بر آن پتانسيل شوكهاي زيست محيطي نيز باتوجه به نوع و ماهيت صنايع متفاوت است . درصورتي كه از يكسو استقرار صنايع براساس ظرفيت پذيرش زيست محيطي منطقه صورت پذيرد. ازسوي ديگر سيستم كنترل و پايش مناسبي براي هر صنعت ايجاد شود، به طورطبيعي نبايد مشكل زيست محيطي خاصي بروز كند كه البته موضوع بلاياي طبيعي از اين امر مستثني خواهدبود. درحال حاضر صنايع كشور با استقرار ايزو 14000 در بيش از 50 واحد صنعتي ،اجراي پروژه بهره وري سبز در 2 واحد صنعتي ، انجام مطالعات ارزيابي زيست محيطي دربيش از 40 واحد صنعتي و آغاز پروژه توليد پاكتر در يك كارخانه و يك شهرك صنعتي ،اقدامات اوليه را براي بهبود مستمر نقش زيست محيطي صنايع در دستور كار خود دارند. آقاي محمدكاظم نوري نيز در اين زمينه چنين گفت : از سالها قبل در كشورهاي صنعتي و حتي در حال توسعه ، با وضع قوانين لازم الاجرا ارزيابي تاثيرات و پيامدهاي بالقوه زيست محيطي ENVIRONMENTAL IMPACT ASSESSMENT (EIA) ناشي از پروژه ها و طرحهاي جديد، خصوصا درمورد طرحها و صنايع آلاينده و بزرگ نظيرصنايع آهن و فولاد، سدهاي بزرگ ، پالايشگاهها، صنايع پتروشيمي ، نيروگاهها،بزرگراهها، صنايع شيميايي ، صنايع ذوب فلزات ، استخراج معادن و...، قبل از شروع عمليات اجرايي اجباري شده است . اين رويكرد قانوني در صورتي كه از سوي سازمانها وصنايع جدي گرفته شود بسيار موثر بوده و باعث مي شود تا كليه اقدامات و تمهيدات لازم براي انتخاب مكان صحيح احداث اين واحدها و همچنين تجهيزات و امكانات لازم براي رفع آلودگيهاي احتمالي ازقبل پيش بيني و هماهنگ شود.در الگوي سيستم هاي مديريت زيست محيطي ازجمله ISO 14001 نيز از سازمانهاخواسته شده است كه قبل از اجراي طرحهاي توسعه و پروژه هاي جديد، نسبت به پيش بيني مشخصه هاي زيست محيطي طرح و ارزيابي تاثيرات بالقوه زيست محيطي آن وانجام اقدامات موثر براي حفاظت از محيطزيست و پيشگيري از آلودگي هاي زيست محيطي ، باتوجه به خطمشي زيست محيطي و طبق روشهاي اجرايي تدوين شده اقدام كنند. درواقع سازمانهايي كه چنين سيستم هايي را مستقر كرده اند متعهد شده اند تاطبق روشهاي اجرايي مدون از هرگونه آلودگي هاي زيست محيطي طرحهاي توسعه كه باقوانين و مقررات و خطمشي زيست محيطي سازمان مغايرت دارند، شناسايي و برطرف سازند.آقاي مهرداد محرابي نقش دولتمردان را هم در ايجاد صنايعي كه آلودگي زيادي نداشته باشند موثر مي داند، وي در اين زمينه گفت : هم اكنون اولويت ما براي گسترش صنايع ، بايد صنايعي باشد كه دوستدار محيطزيست هستند دولتمردان ما نيك مي دانندكه صنايع فولاد، لاستيك و ساير صنايع شيميايي چه اثرات مخربي بر روي محيطزيست دارند. ما حتي اگر به دنبال گسترش اين صنايع هستيم ، بايد اين گسترش به شكلي باشد كه به محيطزيست لطمه اي وارد نسازد. ازسوي ديگر خوب است بدانيم كه دليل اينكه اروپاو ساير كشورهاي پيشرفته دنيا فولاد يا لاستيك توليد نمي كنند و آن را به كشورهاي درحال توسعه كه عموما در آسيا قرار دارند، منتقل مي كنند اين نيست كه آنها توان وامكانات توليد چنين محصولاتي را ندارند، بلكه به دليل آلايندگي اين صنايع است و آنهابه دنبال صنايع سبز هستند، صنايعي كه به محيط پيراموني آنها آسيبي وارد نسازد.صنايعي كه سرزمين آنها را به گونه اي نگه دارد كه مكان مناسبي براي زندگي فرزندان آينده سرزمينشان باشد. بنابراين ما نيز به عنوان يكي از كشورهاي پذيرنده اين صنايع خوب است كه ابتدا ارزيابي كنيم كه در چه مسير گام برمي داريم ، سپس باتوجه به مجموع شرايط تصميم بگيريم ، در غير اين صورت عواقب اين كارها هزينه هاي بسيار سنگيني درپي خواهد داشت . وي در بخش ديگري از مصاحبه به نقش مديريت واحدهاي صنعتي اشاره كرد وگفت : براي حفاظت از محيطزيست ما نيازمند مديران متعهد و كلان نگر هستيم . هرقدر كه مديريت كلان ما آگاهتر و متعهدتر باشد، ترويج فرهنگ حفاظت از محيطزيست نيزموفق تر خواهدبود. بنابراين براي موفقيت حفاظت از محيطزيست در بخش صنعت بايدبه آموزش مديران ارشد صنايع به صورت اخص توجه شود. ديگر زمان آن فرارسيده است كه مديران ما كمي از نگرشهاي جزيي و كوتاه مدت پرهيز كنند و با نگاه كلان تر به آن بينديشند. كارخانه اي كه ضايعات آبي و خاكي بر محيط پيراموني خود باقي مي گذارد بايدبداند كه با اين كار خود منافع بلندمدت خود و جامعه اش را به خطر مي اندازد، زيرا به اين ترتيب نه از تاك ، نشان مي ماند و نه از تاك نشان . وضعيت كنوني وضع فعلي صنايع ما ازنظر آلوده كنندگي نيز پرسش ديگري است كه سعي كرديم پاسخ آن را از آقاي داود رهبر بپرسيم . اين كارشناس نيز به طور خلاصه گفت : باتوجه به فرايندهاي مختلف توليد در صنايع تبعا آلودگي هاي متفاوتي نيز توليد مي شود. اين آلودگيها عمدتا به چهار حالت بروز مي كند كه عبارتند از آلودگي آب ، ناشي از فاضلابهاي صنعتي ، آلودگي هوا، آلودگي هاي ناشي از مواد زائد خطرناك و همچنين آلودگي صوتي وارتعاشي . ما براي خروجي فاضلابهاي صنعتي و آلودگي هوا استانداردهاي خروجي مصوبي داريم كه كليه صنايع كشور ملزم به رعايت آنها مي باشند و طبق مقررات ، تخطي از اين استانداردها موجب برخورد قانوني و نهايتا تعطيلي واحدهاي آلاينده خواهدشد.درحال حاضر به موجب مصوبه شواريعالي حفاظت محيطزيست اكثر صنايع بزرگ آلاينده مانند پالايشگاهها، پتروشيمي ها، شهركهاي صنعتي و از اين قبيل مشمول بررسيهاي ارزيابي زيست محيطي شده اند، و اين بدين معني است كه اينگونه صنايع درمرحله امكان سنجي و در بدو ساخت مي بايست منابع آلاينده آب ، هوا و خاك راشناسايي و روشهاي كنترل آنها را تاحد رسيدن به استانداردهاي موردعمل سازمان ارائه دهند. سازمان حفاظت محيطزيست باتوجه به چگونگي روشهاي پيشنهادي و برنامه مديريت زيست محيطي آنها درصورتي كه از قابليت اجرايي كافي نيز برخوردار باشدمجوز احداث صادر مي كند. وي در ادامه راجع به صنايع كوچك گفت : مشكل اساسي ما با آلاينده هايي است كه توسط صنايع كوچك و متوسط توليد مي شود و تعداد آنها هم زياد است . در اين زمينه باهمكاري وزارت صنايع و معادن ضوابط استقرار صنايع تعيين و درحال اجراست . ليكن روشهاي كنترل و پالش زيست محيطي اينگونه صنايع به نيرو و كار فرهنگي بيشتر نيازدارد. از اين كارشناس درمورد چگونگي جريمه كردن واحدهاي آلاينده نيز پرسيديم واينكه شرايط تعطيل كردن واحدها چيست ؟ وي در پاسخ گفت : تعطيل كردن واحدهاي آلاينده براساس قوانين و مقررات مصوب زيست محيطي انجام مي پذيرد و شامل كليه واحدهاي دولتي و خصوصي مي شود و فرقي بين آنها نيست . ليكن اكثر واحدهاي بزرگ دولتي كه آلودگيهاي شديدي نيز از سالهاي قبل احداث شده اند و معضلات زيست محيطي زيادي نيز دارند مانند فولاد مباركه ، مس سرچشمه ، پتروشمي بندر امام وغيرو به دليل مشكلات اقتصادي قادر به رفع آلودگيها در كوتاه مدت نيستند، در اين صورت اينگونه واحدها به طور داوطلبانه اقدام به استقرار نظام مديريت زيست محيطي براساس استانداردهاي ايزو 14001 مي نمايند كه اين موضوع درصورتي كه با برنامه زمانبندي مشخص باشد با حمايت سازمان حفاظت محيطزيست نيز روبرو خواهندشد. از آقاي سيدباقر مرتضوي نيز درمورد نظارت بر واحدهاي توليدي و شيوه جريمه واحدهاي خطاكار پرسيديم . وي در پاسخ گفت : مسئوليت برخورد و نظارت بر عملكردزيست محيطي واحدهاي صنعتي براساس تصريح قوانين موضوعه كشور با سازمان حفاظت محيطزيست است و در قوانين استثنايي براي نوع مالكيت كارخانجات ذكرنشده است . البته نكته حائزاهميت آن است كه باتوجه به فعاليتهاي به عمل آمده در بخش صنعت به ويژه با آموزشهاي فراگير صورت پذيرفته ، درحال حاضر تعداد قابل ملاحظه اي از واحدهاي صنعتي با درك اينكه ملاحظات زيست محيطي بخشي از توليد محسوب مي شود و رعايت اين ملاحظات سبب حفظ سرمايه هاي ملي و پيشگيري از اتلاف منابع خود كارخانه نيز خواهدبود، به صورت داوطلبانه اقدام به فعاليتهاي مختلفي براي كنترل وبه ويژه پيشگيري از آلودگي كرده اند كه اين امر نشانگر نهادينه شدن تدريجي توجه به مسائل زيست محيطي در بخش صنعت و معدن كشور است . اما درخصوص شيوه جريمه صنايع آلاينده ، براساس مصوبات برنامه سوم توسعه (بند ج ماده 103 و همچنين ماده 134) فرمولهايي با هدف كنترل آلودگي و به صورت اخذ جريمه از واحدهاي آلاينده پيش بيني شده است كه به نظر مي رسد بهتر است ابتدابه صورت آزمايشي به اجرا گذاشته شود تا بتوان درخصوص موثربودن آن اظهارنظر كرده ودرنتيجه پس از رفع معايب و ايرادات احتمالي به صورت فراگير به كار گرفته شود.
|