الگوي
فعاليت و سود
مترجم : آنيتا شهبازيان منبع : SLOAN MANAGEMENT REVIEW SPRING 2001بسياري از شركتها دريافته اند كه تنها افزودن رضايت مشتري يا بالابردن كيفيت محصول نيست . آنها بايد به طور قطع بدانند كه فعاليتهاي اداري وسازماني تا چه اندازه بر سودآوري كل شركت تاثير مي گذارد. البته براي اين كار يك نوع مدل سودآوري لازم است كه در آن بتوان ميان فعاليتهاي خاص وسود به دست آمده در سازمان ارتباط برقرار كرد. هرچند اين موضوع تازگي ندارد، اما مدل سازي سودآوري امروزه تنها به بخشهاي شخصي و ياعملكردهاي شركت محدود شده است . باآنكه شركتها اكنون مدلهاي جامع تر و داراي تعامل بيشتري ارائه مي دهند، اما اغلب اين تلاشها در جهت الگوسازي به صورت پراكنده ، گران قيمت و وقت گير بوده است . اگر شركتها داراي ساختار و رويه هاي روشن تري براي برقراري اين روابط بودند شايد شركتهاي بيشتري مبادرت به ارائه و استفاده از اين مدلهامي كردند. مارك اپستين (MARC EPSTEIN) و روبرت وست بروك (ROBERT WESTBROOK) استادان دانشكده مديريت جونز در دانشگاه رايس مطالعاتي برروي شركتهايي انجام دادند كه سعي در ساختن الگويي براي برقراري رابطه بين فعاليت و سود بودند و يك مدل عمومي ابداع كردند كه مديران مي توانند از آن براي مرتبط كردن فعاليتهاي بخشي به سودآوري كل شركت استفاده كنند. با خصوصي سازي اين مدل عمومي ، شركتها خيلي سريعتر مي توانند به رابطه بين يك فعاليت و تاثير آن بر روي سودآوري برسند. مدل رابطه فعاليت - سود به مديران كمك مي كند تا محركهاي كليدي موفقيت در كسب و كار و سودآوري را شناسايي و اندازه گيري كنند، روابط سببي ميان آنها را گسترش دهند و تاثير فعاليتها بر نتايج به دست آمده راتخمين زنند. اين فرايند، مديران را مجبور مي كند تا استراتژي هاي خود را به مناطقي با بالاترين بازده محدود سازند. توجه مديران از پارامترهاي عملكردشخصي به يك آگاهي كلي از چگونگي كاركرد اين پارامترها به عنوان يك سيستم جلب مي شود و نيز اينكه چگونه اين پارامترها منجر به افزايش سود وارزش سهام مي شوند.فرايند رسيدن به مدل نهايي بسيار باارزش است زيرا مديران بينش فوق العاده اي نسبت به چگونگي وابستگي ميان پارامترهاي مختلف سازمان خودپيدا مي كنند. اين مدل همچنين توجه عمومي مديريت را به متغيرهاي موثر در رسيدن به موفقيت معطوف مي كند. از آن مهم تر، اين مدل كمك مي كند تابا پيگيريهاي درست و گزينشهاي صحيح بااستفاده از مشتري ، فروش كالا و فعاليتهاي سازمان بتوانيم تفكري منظم در مورد محركهاي سود داشته باشيم .يكي از مهمترين كارهايي كه يك مديرعامل براي بهبود تصميم گيري مديريت براي اخذ يك استراتژي و اجراي آن مي تواند انجام دهد، متمركزكردن تيم مديريت برروي يك فرايند فكري مشترك است . براي مطالعه متن كامل اين تئوري مي توانيد به سايت اينترنتي SLOAN MANAGEMENT REVIEW مراجعه كنيد.
|