نقش مديران پروژه درصنعت ساخت

 از: محسن ذكايي

اغلب توسعه هاي اخير صنعت ساخت به افزايش حجم پروژه ها، پيچيده ترشدن مسائل فني آنها، روابط و پيچيدگي هاي سازماني آنها و افزون شدن قوانين و تقاضاهاي دولتي مربوط مي شود. كمبود منابعي چون مصالح ، تجهيزات ، كارگران ماهر، افراد فني ومشاوران نيز در اين امر بي تاثير نبوده است . هر روز بر قوانين دولتي مربوط به ايمني طراحي و روشهاي ساخت ، اثرات محيطي پروژه ها و قوانين كاري پرسنلي افزوده مي شود. مسائل فرهنگي و اقتصادي ناشي از تورم ، كمبود انرژي ، تغييرات الگويي واستانداردهاي جديد نيز ازجمله واقعيات ديگر اين صنعت هستند. شكل يك ، مسائلي رابيان مي دارد كه صنعت ساخت با آن مواجه است .

مشكلات اقتصادي و كمبود روزافزون مصالح و ديگر منابع ، نقش بسيار مهمي را درمسائلي بازي مي كنند كه يك پروژه با آن روبروست و درواقع بسيار مهم و حياتي است كه مهارتهاي مهندسان و مديران پروژه ها، در برنامه ريزي و كنترل منابع موجود و درنتيجه فائق آمدن بر مشكلات اقتصادي ، بهبود يابد.

طبيعت صنعت ساخت

در بررسي صنعت ساخت ، اغلب اوقات دچار يك پارادوكس مي شويم . براي مثال ،اين صنعت بيش از 3/8 درصد از توليد ناخالص ملي آمريكا در سال 1988 و بالغ بر 418ميليارد دلار را به خود اختصاص داده است كه البته نشان از بزرگي اين صنعت دارد.درعين حال ، قسمت اعظمي از هزاران شركتي كه در اين صنعت فعاليت مي كنند، به كارهاي كوچكي مشغول هستند. در آمريكا بيش از نيم ميليون شركت ساختماني وجوددارد كه به شدت با يكديگر در رقابتند اما پيشرفتهاي تكنولوژيك اين صنعت نسبت به ديگر صنايع از نمود بسيار كمتري برخوردار بوده است .

صنعت ساخت با صنايع توليدي و خدماتي ويژگيهاي مشتركي دارد. محصول اين صنعت همانند صنايع توليدي ، فيزيكي بوده كه داراي اندازه ، قيمت و پيچيدگي خاصي است . در مقابل ، آن را مي توان صنعتي خدماتي نيز به حساب آورد چرا كه در مقايسه باصنايعي چون فولاد، حمل ونقل ، پتروشيمي و معدن ، نمي توان آن را صنعتي سرمايه سازتلقي كرد.

صنعت ساخت ، مجموعه اي است از اجزاي متفاوت كه هريك از اين اجزا مانندطراحان ، سازندگان ، مصرف كنندگان ، توليدكنندگان و صنعت كاران ، ممكن است در حوزه تخصصي خود، بسيار ماهر باشند. اما تصور كمي در رابطه با هماهنگ سازي اين اجزا بايكديگر وجود دارد. يا به عبارتي ديگر، هيچ گونه تمركزي در اين رابطه وجود ندارد.

درواقع ، تعريف مشخصي از صنعت ساخت موجود نيست . اين تعريف بايد صدهاهزار پيمانكار ساخت عمومي و متخصص را شامل شود. اما براي درك بهتر اين صنعت بايد طراحان ، امكانات ، تهيه كنندگان مصالح و توليدكنندگان تجهيزات را نيز درنظر گرفت .سازمانهاي كارگري ، بعد ديگر اين مساله اند. سازمانهايي كه مقررات دولتي را درحوزه هاي ايمني ، بهداشت و روشهاي استخدام وضع مي كنند نيز نقش مهمي دارند.

مسائل سنتي در صنعت ساخت بسيار تاثيرگذار بوده است : اين احساسي بسيار قوي است كه اگر چيزي منحصر به فرد باشد، بهترين هم خواهدبود. اين تفكر به معناي آن است كه صنعت ساخت در پاسخگويي به منافع توليد انبوه ، از كندي خاصي برخوردارشده است .

تعداد زياد فعاليتها و كوچكي آنها، ويژگي جزءجزء بودن اين صنعت و خدماتي بودن آن ، موجب شده است كه صنعت ساخت نتواند به گونه اي موثر بر بازار عرضه و تقاضاتاثيرگذار باشد. بلكه برعكس ، ناپايداري بازار تقاضاست كه بر همه چيز تاثير مي گذارد.ازطرف ديگر، فصلي بودني كه دامنگير اين صنعت است اثرات وسيعي را بر فعاليتهاي پايه اي و چرخه اقتصاد خواهد گذاشت .

 انواع پروژه هاي ساخت

صنعت ساخت ، جداكننده حوزه هاي فعاليتهاي انساني است و اين تغييرات البته درپروژه ها منعكس مي شوند. براي مثال ، طراحان بيمارستانها به صورت بسيار نزديكي باپزشكان حرفه اي براي بهتر فراهم سازي نيازهاي بيماران همكاري مي كنند. مدرسان آموزشي با معماران مدارس و دانشگاهها همكاري دارند و دستگاههاي دولتي نيزتصويري از نحوه استفاده از ساختمانهاي دولتي ارائه مي كنند. طراحان و سازندگان پالايشگاهها، كارخانه ها و نيروگاهها هم عموما نيازمند سازندگاني هستند كه آشنايي بيشتري با مسائل فني مربوطه داشته باشند. امروزه در ساختن سدها، تونلها، پلها و ديگرسازه هاي عمراني ، علاوه بر مهندسان ، معماران و مديران بايد زمين شناسان و متخصصان محيطي و اجتماعي نيز همكاري داشته باشند.

دسته بندي طيف وسيع پروژه ها، اگر امكان پذير باشد، البته بسيار مشكل است .استثناها يا آنهايي كه خارج از مرزهاي دسته بندي قرار مي گيرند، اغلب تعدادشان بسيارزياد است . در ادامه ، فقط به چهار دسته اي اشاره مي شود كه قسمت عمده اي از ساختها رادربرمي گيرند.

ساخت واحدهاي مسكوني

ساخت واحدهاي مسكوني ، خانه هاي تك خانواري ، بناهاي مسكوني چندخانواري و آپارتمانهاي چندطبقه را شامل مي شود. اين دسته معمولا 30 تا 35 درصد ساختها را درطول يكسال به خود اختصاص مي دهد. طراحي اين ساختها را معمولا معماران ومهندسان انجام مي دهند و كار ساخت آنها توسط ساختمان سازهايي (بساز و بفروشها)به اجرا درمي آيد كه پيمانكاران جزء را براي كارهاي ساختماني ، مكانيكي ، برقي و ديگركارهاي تخصصي استخدام مي كنند.

اگرچه بيشتر اين ساختها توسط بخش خصوصي سرمايه گذاري مي شوند اما عرضه وتقاضا در اين بخش به شدت از قوانين دولتي و سياستگذاري هاي درآمد عمومي متاثراست . ازطرف ديگر، افزايش اندكي در كل ميزان تقاضا باعث سرمايه گذاري چشمگيرمي شود چرا كه امكان اجراي همزمان پروژه هاي ساختماني در محلهاي مختلف و توسطافراد و سازندگان مختلف وجود دارد.

ساخت واحدهاي آموزشي و تجاري

ساختهاي آموزشي و تجاري ، انواع و اندازه هاي گوناگوني از پروژه ها را دربرمي گيرد.ازجمله ، احداث مدارس ، دانشگاهها، بيمارستانها، مراكز تفريحي ، استاديوم هاي ورزشي ،فروشگاههاي زنجيره اي ، مراكز معاملاتي بزرگ ، كارگاههاي توليد لوازم سبك و وسايل خانگي ، انبارها و احداث آسمانخراش براي استفاده هاي اداري يا هتلها. به لحاظاقتصادي ، اين ساختها بين 35 تا 40 درصد از كارهاي ساخت را به خود اختصاص داده اند.

اين ساختها نسبت به واحدهاي مسكوني با مسائل فني به مراتب بزرگتر وپيچيده تري روبرو هستند. طراحي اين ساختها همكاري نزديكي را بين معماران ومهندسان متخصص سازه اي ، مكانيكي و الكتريكي طلب مي كند. كار احداث اين ساختها،توسط پيمانكاران عمومي يا مديران ساختماني انجام مي پذيرد كه ممكن است برخي قسمتها به پيمانكاران جزء واگذار شود.

به دليل هزينه و پيچيدگي بيشتر احداث اين ساختها در مقايسه با واحدهاي مسكوني ، در اين بخش از بازار كار ساختماني ، رقابت كمتري وجود دارد. چون فرايندساخت بعضي از اين ساختها تا تكميل ، طولاني است ، تقاضا براي اين گونه ساختهانسبت به شرايط اقتصادي عمومي ، حساسيت كمتري را نشان مي دهد.

شكل 1- مسائل ساخت

ساختمانهاي مهندسي سنگين

اين ساختها حدود 20 تا 25 درصد صنعت ساخت را به خود اختصاص داده اند.سدها و تونلهاي آبرساني ، كارخانه هاي تصفيه فاضلاب ، پلها و ساير سازه هاي حمل ونقل شامل خطوط راه آهن ، فرودگاهها، بزرگراهها و بنادر در اين بخش قرار مي گيرند.

هر دو فاز طراحي و احداث اين ساختها، اولا در حوزه مهندسان عمراني قرارمي گيرند. فاز احداث اين ساختها در مقايسه با بخشهاي ديگر، نسبت به تجهيزات ، بسياربيشتر متاثر است .

نكته ديگر آنكه پروژه هاي مهندسي سنگين ، اغلب با سرمايه هاي عمومي ساخته مي شوند كه اين امر محدوديتهايي را در امر پيمانكاري اين بخش موجب شده است .

طراحي اين سازه ها نوعا توسط سازمانهاي عمومي انجام مي پذيرد و كار احداث نيزتوسط مناقصه به پيمانكاران واگذار مي شود. مهندسان و كساني كه درگير اين پروژه هاهستند معمولا از درجه تخصص بالايي برخوردارند.

 ساخت واحدهاي صنعتي

ساخت واحدهاي صنعتي تخصصي معمولا پروژه هايي با ابعاد بسيار بزرگ و باميزان پيچيدگي فني بالا را شامل مي شود مانند پالايشگاههاي نفت ، كارخانه هاي فولادسازي ، كارخانه هاي فرآوري شيميايي ، نيروگاههاي سوخت فسيلي يا اتمي وطرحهاي توسعه معدن .

اين ساختها، 5 تا 10 درصد صنعت ساخت را به خود اختصاص داده اند. هر دو فازطراحي و ساخت ، نه تنها نياز بسيار زيادي به تخصص رشته عمران دارند بلكه وجودمتخصصان شيمي ، برق ، مكانيك و ديگر رشته ها نيز بسيار ضروري است .

در اين بخش سعي بر آن است تا تمامي فازهاي پروژه طي يك قرارداد مناقصه اي طراحي - ساخت يا قرارداد پيمانكاري <كليد دردست > (TURN KEY) به يك شركت واگذار شود تا كل زمان تكميل پروژه بتواند كاهش يابد.

اگرچه شروع چنين پروژه هايي تحت تاثير شرايط اقتصادي مملكت قرار دارد اماپيش بيني نيازهاي درازمدت مملكتي مهمترين عامل شروع آنهاست . چرا كه اجراي اين گونه پروژه ها نياز به سرمايه گذاري بسيار سنگين و درعين حال مدت زمان قابل ملاحظه اي براي برنامه ريزي و ساخت دارد.

نقش مديران پروژه

در طول دوره زندگي پروژه ، اغلب موثرترين عواملي كه در ستانده كار ساختماني تاثير مي گذارند در مراحل اوليه آن قرار دارند. در اين مقطع تصميم گيريها بايد برحسب ارزيابي اقتصادي درست با توجه به تامين منابع مالي كافي ، مقررات زيست محيطي واجتماعي متداول و درنظر داشتن نكات فني اتخاذ شود. معماران و مهندسان ممكن است در برنامه ريزي ، در مديريت ساخت در كارگاه و يا بهره برداري تخصص داشته باشند اماآنها در مقام مدير پروژه ، براي فهم صحيح و دقيق نقش خود بايد با تمام اين جنبه هاآشنايي داشته باشند تا تصميمات درستي اتخاذ كنند.

بزرگترين مانع موجود در برابر مديريت كارآمد در كارهاي ساختماني ، تفكيك زماني موجود بين برنامه ريزان ، طراحان و سازندگان است . درعين آنكه قابليت فني در طراحي ونوسازي همچنين شالوده فعاليتهاي مهندسي است بايد عوامل اجتماعي ، اقتصادي وتشكيلاتي كه در تاثير بر موفقيت و شكست پروژه هاي ساختماني نافذ هستند نيز به صورتي كارآمد ازطرف سازمانهاي طراحي موردتوجه قرار گيرند. البته از مهندسان توقع نمي رود كه از تمام جزئيات مربوط به فنون مديريت آگاهي داشته باشند كه بتوانند اين مسائل را پيش بيني كنند.

مديريت كارهاي ساخت را مي توان به چهار قسمت عمده تقسيم بندي كرد:

مهندسي ساخت (CONSTRUCTION ENGINEERING): تكنيك مناسب سرهم كردن مصالح و اجزا و انتخاب بهترين تكنولوژي ساخت در پروژه موردنظر;

مديريت پروژه (PROJECT MANAGEMENT): بهترين انجام روال ساخت شامل برنامه ريزي مناسب ، هماهنگي و كنترل جريان مصالح و تجهيزات كارگاه ;

مديريت نيروي انساني (HUMAN RESOURCE MANAGEMENT): از آنجايي كه بهره دهي نيروي انساني و وجود هماهنگي نيروي كاري براي يك روال ساخت كارآ،امري ضروري است لذا كنترل اين عوامل بسيار مهم است ;

مديريت مالي (FINANCIAL MANAGEMENT): كنترل هزينه ها، جريان نقدينگي وسرمايه هاي پروژه ، نقش مهمي را در يك كار موفق بازي مي كنند.

تمامي اين موارد جزء وظايف شخصي قرار مي گيرد كه نقش آن در تيم ساخت ازهمه بارزتر است كه به آن مدير پروژه مي گوييم .

نقش مدير پروژه در كارهاي ساخت ممكن است از شركتي تا شركت ديگر متفاوت باشد و بسته به بزرگي شركت و سازماندهي آن ، افراد بيشتر يا كمتري در خدمت مديرپروژه فعاليت كنند. در برخي شركتها، مسئوليت برآورد ساخت و پس از آن برگزاري مناقصه پيمانكاران به عهده مدير پروژه است . همچنين خريد مصالح موردنياز و اداره روال ساخت نيز به او واگذار مي شود. اما برخي شركتهاي ديگر، كار برآورد، خريد مصالح وتجهيزات و برگزاري مناقصه ها را از روش مدير پروژه برداشته اند.

مالكان و شركتها بايد در انتخاب مدير پروژه لايق با دقت عمل كنند و اختيارات لازم براي قبول مسئوليت در مراحل مختلف پروژه را بدون ملاحظه اينكه چه نوع توافق قراردادي براي پروژه دردست است به او بدهند. البته مدير پروژه هم بايد كيفيت هدايت وقابليت برخورد موثر با مسائل ناشي از روابط انساني پيچيده و ظريف بين اشخاص را درداخل سازمان داشته باشد.

منابع :

1 - DONALD S.BARRIE AND BOYD C.PAULSON, JR., PROFESSIONALCONSTRUTION MANAGEMENT, MCGRAW-HILL, 1992.

2 - P.D.V. MARSH, CONTRACTING FOR ENGINEERING AND CONSTRUCTIONPROJECT, GOWER,1995.

3 - SIDNEY M.,LEVY, PROJECT MANAGEMENT IN CONSTRUCTION,MCGRAW-HILL, 1994.

4 - محمدتقي بانكي ، مديريت پروژه هاي ساختماني ، انتشارات دانشگاه تهران ، 1376.

محسن ذكايي : كارشناس ارشد مديريت پروژه و ساخت دانشگاه تربيت مدرس

 

 




در اين شماره مى خوانيد:
سر مقاله
چشمها را بايد شست
ميز گرد
نقش آموزش در فرآيند تحول سازمان
مقالات
مديرت زنجيره تامين
بازاريابى محيطى
تحقيقات بازار در تجارت الكترونيك
مديريت روابط انسانى
آزمايشگاه يادگيرى در توليد خودرو جديد فورد
ويژگيهاى سازمان مجازى
چشم انداز 2020
ويژگيهاى مدير فراسازمانى
كيفيت گرايى مديران و كاركنان
مديريت بهره ورى و كيفيت
نقش مديران پروژه در صنعت ساخت
عزت نفس در محيط كار
گزارش ويژه
فروش خدمات فنى و مهندسى در چنبره دشواريها
گزارشهاى داخلى
انرژى,سرمايه گذارى خارجى و رفع محدوديتها
ويژگيهاى تجارت تلفنى
انديشه هاى نو در مديريت و سازماندهى
كوتاه و خواندنى
روحيه و جو سازمانى
رويكرد آموزش پودمانى
نيازسنجى
گزارش شبكه
از جيتكس 2001 چه خبر
روى خط اينترنت
نگاهى به يك كتاب
راهبردهاىمديريت منابع انسانى
معرفى كتاب
روي جلد