سطح چهار : <به كارگيري و استمرار اتحاد> يكي از توافقاتي كه بين شركاء در اين مرحله به تصويب مي ر سد، منابعي هستند كه به منظور تامين تعهد مي شوند، و بدين ترتيب اتحاد بين شركا آغاز مي شود. هر شريك شروع به برآورده كردن منابعي كه تعهد كرده است مي كند و اميدوار و مطمئن ارتباطات باز را آغاز مي كند. بعد از يك دوره مطمئن زماني ، شركا انتظارات عملكردي را برآورده مي كنند و يا دربرآوردن آنها با شكست روبرو مي شوند. در مواردي كه نتايج ، انتظارات عملكردي رابرآورده كرده يا حتي از آن سطح نيز تجاوز مي كنند، هر دو سازمان از نتيجه اتحاد خشنودمي شوند و سطح اعتماد بين شركا افزايش مي يابد، چرا كه هر سازمان در مورد تعهداتش ،صدق گفتارش را به اثبات رسانده است . اما در مواقعي كه ارزيابي ابعاد استراتژيك وعملياتي اتحاد، در نهايت نتيجه منفي را تصوير كنند، احتمال زيادي وجود دارد كه شركادر توافق مشتركي ، راي بر خاتمه و فسخ اتحاد صادر كنند. البته بايد توجه كرد كه فسخ اتحاد هميشه دلالت بر كوتاهي در عملكرد ندارد بلكه ممكن است به واسطه تغيير دراهداف استراتژيك يك يا هر دو شريك اتفاق افتد. در حالتهاي ديگر، ممكن است اهداف موردنظر به سادگي حاصل شوند و ديگر نيازي به ادامه طولاني تر اتحاد وجود نداشته باشد. اين موضوع علي الخصوص درمورد صنايع پويا با چرخه عمر كوتاه مدت درمشخصات فني و محصول صادق است . 4 - ساختارهاي مختلف روابط عامل اصلي و اوليه در تعيين نوع شبكه هاي تامين كنندگان ، تعداد سازمانهاي مركزي است كه بر شبكه استيلا دارند. در يك تقسيم بندي موجود، انواع شبكه هاي تامين كننده عبارتند از: شبكه KINGDOM; شبكه BARONY; شبكه REPUBLIC 4-1 شبكه KINGDOM: اين شبكه زماني متجلي مي شود كه يك سازمان واحد،موقعيت مركزيت و هسته بودن را به خود اختصاص مي دهد. (يك سازمان واحد در راس شبكه قرار مي گيرد.) چنين شبكه اي - از بالا به پايين - داراي يك ساختار سلسله مراتبي هرمي شكل است كه در داخل آن ، رقيبي براي KING(پادشاه ) وجود ندارد و درواقع باديگر KINGها در شبكه هاي مجاور رقابت مي كند. تامين كنندگان رده اول ، دوم ، سوم و... در اين شبكه ، مختص همان شبكه بوده و با KINGديگري كار نمي كنند. شكل (3) ساختار يك شبكه KINGDOM را به تصويركشيده است .
شكل 3 - ساختار شبكه هاي KINGDOM در اين ساختار مواجهه ، رويارويي و رقابت ميان شبكه هاي مختلف KINGDOMوجود دارد، در حالي كه خلاقيت در سطوح مختلف شبكه تامين در ساختار مذكور،مختص همان شبكه است . زيرا تامين كنندگان هر KING متعلق به خود او بوده و امكان به اشتراك گذاري دانش ، اطلاعات و نوآوريها محدود به همان شبكه است كه اين مهم ازمعايب شبكه هاي |KINGDOMبه شمار مي رود. لازم به ذكر است كه مواجهه و رقابت دردرون ساختار KINGDOM، ميان تامين كنندگان همسطح (رده يك ها، رده دوها و...)اتفاق مي افتد. 4-2 شبكه BARONY: دومين نوع شبكه ، شبكه|"BARONY"است . يك شبكه "BARONY"زماني متجلي مي شود كه چندين سازمان موقعيت مركزيت يك شبكه را به خود اختصاص مي دهند. در اين شبكه ، BARONها، كارخانجات ديگر را هدايت مي كنند، اما توانشان براي كنترل شبكه در مقايسه با سازمان مركزي در يك شبكه KINGDOM به طور قابل ملاحظه اي كمتر است . در شبكه هاي BARONY به دليل وجود رقابت ميان BARONها، هر|BARONسعي مي كند محصولات خود را در حجمهاي بزرگتربه منظور توجيه كردن هزينه هاي سربار، توليد، ساخته و به فروش رساند تا باتوجه به <اقتصاد تعداد> به كارايي اقتصادي بهتري دست يابد. برخلاف KINGها كه در شبكه خودرقيبي ندارند، BARONها مجبورند با رقباي استراتژيك ديگر (BARONهاي ديگر درشبكه خودشان ) رقابت كنند. يكي از مزاياي شبكه هاي BARONY، وجود پايگاههاي تامين مشترك براي همه BARONهاست كه در نتيجه آن ، نوآوريها و خلاقيتهاي فني ايجاد شده از طرف تامين كنندگان به سرعت به همه BARONها انتشار داده مي شود كه اين امر، باعث ايجادارزش افزوده براي كل شبكه خواهد شد. شكل 4، ساختار شبكه هاي BARONY راتصوير مي كند. شكل 4 - ساختار شبكه هاي BARONY در شبكه هاي BARONY، به دليل اينكه تامين كنندگان BARONها مشترك هستند،بحث منبع يابي بيروني كالاها مزيتي در اين شبكه ايجاد نمي كند. چرا كه تامين كنندگان مشترك ، خدمات يكساني را در اختيار BARONها قرار مي دهند. از جمله مزاياي ديگراين شبكه ها مي توان به دستيابي به نرخ بالاتر در نوآوري توسط تامين كنندگان مشترك براي BARONها و كاهش هزينه ناشي از اقتصاد تعدادي كه BARONها براي تامين كنندگان در نظر مي گيرند، اشاره كرد. وجود چند BARON در شبكه ميزان تسلط هر BARON را بر شبكه - نسبت به KING در شبكه هاي KINGDOM - كاهش داده و ساختار صنعت موردنظر را تحت تاثيرقرار مي دهد. در ساختار BARON، مواجهه و رقابت در سطوح مختلف ، ميان هر سطح (ميان BARONها، ميان تامين كنندگان رده اول ، ميان تامين كنندگان رده دوم و...) برقراراست . شكل 5، ساختار مواجهه و رقابت لايه اي را در يك شبكه BARONYتصوير كرده است .
شكل 5- رويارويي (رقابت) در شبكه هاي BARONY
4-3 شبكه REPUBLIC: سومين نوع شبكه ، شبكه REPUBLIC است . اين نوع شبكه زماني ظهور پيدا مي كند كه هيچ سازمان مركزي (قدرت برتر) در شبكه وجود ندارد. دراين شبكه ، هيچ يك از سازمانها، توان قابل توجهي نسبت به ساير سازمانهاي درگير درشبكه ندارند. بنابراين ، يكي از تفاوتهاي اساسي و اوليه در نوع شبكه ها، سطح تواني است كه سازمان يا سازمانهاي مركزي بر روي ديگر اعضاي شبكه اعمال مي كنند. اولين تفاوت ميان يك شبكه REPUBLICو شبكه هاي KINGDOMوBARONY، طبيعت مشتريان آنهاست . در شبكه REPUBLIC، مشتريان ، شركتهايي هستند كه محصولات را به مصرف كنندگان نهايي مي فروشند، در حالي كه در شبكه هاي KINGDOMو BARONY، مشتريان ، خود مصرف كنندگان نهايي هستند. به دليل وجود مشاركت در ماشين آلات ، دانش فني و امكانات توليد در شبكه هاي REPUBLIC، هم افزايي مثبتي ميان شركتها ايجاد مي شود كه نتيجه اين هم افزايي ،افزايش در راندمان هزينه ها و توسعه تواناييها براي دستيابي به هزينه هاي رقابتي است .تبادلات تجاري در يك شبكه REPUBLIC از طريق زيرقراردادهاي افقي ميان شركتهاي درون شبكه انجام مي گيرد. به دليل اينكه اقتصاد تعداد در اين شبكه ، براي بقا حياتي نيست ، شركتهاي مركزي قدرتمند ظهور پيدا نمي كنند. به عنوان يك نتيجه از بحث مذكور، روابط ميان شركا در اين رويكرد، متقارن و يكسان است . اگرچه شبكه هاي REPUBLICفاقد يك شركت مركزي يا گروهي از شركتهاي مركزي است كه ذات استراتژيك را براي شبكه رقم مي زنند، اما كل سازمانهاي درون شبكه باهم تشكيل يك اكوسيستم را مي دهند كه هريك نقش حياتي را به عنوان يك كل براي شبكه بازي مي كند.شكل (6) ساختار يك شبكه REPUBLIC را تصوير كرده است . و جدول (1)، به اختصارمجموعه اي از ويژگيهاي سه شبكه متمايز مورد بحث را جمع آوري كرده است . شكل 6 - ساختار شبكه هاي REPUBLIC 5 - رويكردهاي مختلف در روابط خريدار - تامين كننده رويكرد <رقابتي متخاصم >، از يك تئوري مبتني بر تراكنش (مواجهه و فاكتورنويسي )سرچشمه مي گيرد، چرا كه تشريح مي كند كه چگونه سازمانها با يكديگر به منظوركمينه كردن هزينه هاي توليد و تراكنش ارتباط برقرار مي كنند. در ديگر سو، رويكرد<مشاركتي >، ارتباط تنگاتنگي با يك تئوري رفتاري و مبتني بر مذاكره دارد. بنابراين تئوريهاي متضاد فوق ، از لحاظ <فرضيات >، توجه به <تئوري اقتصادي القايي از طرف بازار> و <تئوري رفتاري در سطح بين پرسنلي > با يكديگر تفاوت دارند. محققان بسياري روابط رقابتي متخاصم را مورد انتقاد قرار داده و روابط مشاركتي را به عنوان يك رويكردمطمئن براي استيلا يافتن بر آينده روابط خريدار - تامين كننده مورد ستايش قرار داده اند.باوجود اين ، هنوز هم سيستم رقابتي متخاصم و سناريوهاي ديگر قابل رشد و ترقي هستند و عموما در عمل بروز مي كنند.
جدول 1- خلاصه ويژگيهاي سه شبكه Kingdom و Barony و Republic در بررسي ارتباطات مابين طرفين درگير در اتحاد - باتوجه به توان چانه زني در روابطخريدار - تامين كننده - سناريوهاي مختلفي بروز مي كنند كه هركدام از آنها از يكي از دورويكرد فوق و يا تركيبي از آنها پيروي مي كنند. جدول (2) سلسله اي از سناريوهاي متمايز را در روابط گوناگون مابين خريدار و تامين كننده به تصوير كشيده است . سلولهاي اين شكل در يك چارچوب سه در سه برآنند كه نه سناريوي متمايز را در ارتباطات خريدار - تامين كننده مشخص و ارائه دهند.
جدول 2 - ماتريس ساختار توان براي ارتباطات خريدار - تامين كننده 6 - نتيجه گيري امروزه شركتها دريافتند كه بخش خريد آنها مي تواند به طور فزاينده اي در افزايش كارآيي و اثربخشي آنها موثر باشد و به همين دليل شيوه هاي خريدشان را تغيير داده وسعي كرده اند تا براي كالاهاي خود شيوه خريد مناسب را بيابند، به طوري كه بخش خريدبتواند به عنوان جزيي از شركت ، اهداف استراتژيك خريد شركت را برآورده سازد. براي تحقق اين امر هر خريد استراتژيك نيازمند يك برنامه ريزي استراتژيك خريد براي كالاي مورد نظر است كه معناي اين سخن برقراري يك رابطه استراتژيك با تامين كنندگان است .آشكار است كه براي تحقق اين امر بايد با تامين كنندگان شايسته و منتخب روابطاستراتژيك برقرار كرد تا در جوار همكاري استراتژيك با آنها بتوان به مزاياي رقابتي موردنظر دست يافت . به هرحال براي آنكه مقدمات مربوط به اين امر در يك فرآيند پيچيده و طولاني به خوبي برنامه ريزي و هدايت شوند، چهار قدم اصلي زير روند حركت را تكميل خواهندكرد: 1) اثبات نيازمندي استراتژيك جهت مشاركت ; 2) تكوين معيارها و فرآيند ارزيابي و انتخاب تامين كننده / شريك ; 3) رسميت بخشيدن به شراكت با تامين كننده / تامين كنندگان ; و 4) حفظ، توسعه و بهبود مشاركت با تامين كننده / تامين كنندگان . منابع 1-MONCZKA .,TRENT R., AND HANDFIELD, R. B. (1998). "PURCHASING ANDSUPPLY CHAIN MANAGEMENT", SOUTH - WESTERN COLLEGE PUBLISHING. 2-HANDFIELD R. B., AND NICHOLS E.L.JR., (1999). "INTRODUCTION TOSUPPLY CHAIN MANAGEMENT", NEW JERSEY,| RENTICE HALL. 3- COOPER R., AND SLAMULDER R.|(1999). "SUPPLY CHAIN DEVELOPMENTFOR| HE LEAN ENTERPRISE INTERORGANIZATIONAL COST MANAGEMENT",THE IME FOUNDATION FOR APPLIED RESEARCH, INC., PRODUCTIVITYPUBLISHING. 4-DOWLATSHAHI S., (1999)."BARGAINING POWER IN BUYER -SUPPLIERRELATIONSHIPS", PRODUCTION & INVENTORY MANAGEMENT JOURNAL. 5 - تيموري ، ابراهيم - ارائه مدلهايي براي سيستم مديريت زنجيره عرضه - پايان نامه دكتراي مهندسي صنايع - دانشگاه علم و صنعت ايران - اسفند 1378. 6 - رياضي ، افشين - طراحي يك رويه جهت ارزيابي ، انتخاب و توسعه تامين كنندگان درمديريت زنجيره تامين - پايان نامه كارشناسي ارشد مهندسي سيستمها - دانشگاه علم وصنعت ايران - پاييز 79. دكتر مهدي غضنفري : عضو هيئت علمي دانشكده مهندسي صنايع دانشگاه علم وصنعت افشين رياضي : كارشناس ارشد مهندسي صنايع مسعود كاظمي : كارشناس مهندسي صنايع
|
|