نگاهي به چندوچون صادرات خدمات فني و مهندسي

اما و اگرهاي فروش خدمات فني و مهندسي

گروه گزارش : علي اكبر بابايي - مريم چهاربالش - مهرانگيز يقين لو

 اشاره :

اگر بخواهيم به سطح مناسبي از رفاه برسيم بايد بتوانيم ارز بيشتري از صادرات كالا وخدمات به بازارهاي جهاني بدست بياوريم . تقريبا كسي از كارشناسان و صاحب نظران مسايل اقتصادي نيست كه با اين گفته مخالف باشد.

واقعيت آن است كه هرچه زمان مي گذرد، اوضاع و شرايط جهاني به گونه اي پيش مي رود كه رقابتها فشرده تر مي شود و نفوذ به بازارها يا كسب سهم بيشتري از آنچه كه داريم ، دشوارتر از هميشه . به اين دليل در چند سال اخير توجه دولتمردان و كارشناسان به اين موضوع بيشتر از هميشه شده است .

ازطرف ديگر بسياري از صاحب نظران براين باورند كه اگر بتوانيم از فرصتها وامكانات بالقوه اي كه داريم ، خوب بهره گيري كنيم ، مي توانيم بسيار سريعتر از آنچه كه فكرمي كنيم ، جاي مناسبي در ميان كشورهاي جهان بازكنيم . ازجمله مواردي كه اين گروه روي آن تكيه مي كنند و به آن به عنوان يك امكان مناسب مي نگرند، صدور خدمات فني ومهندسي به كشورهاي منطقه و در برخي موارد جهان است كه مي تواند منبع خوبي براي جذب ارز و همچنين معرفي كشورمان باشد.

اين باور حاصل اين واقعيت است كه اگرچه در چندسال اخير، خوشبختانه نهادهاي مرتبط با صادرات غيرنفتي ازجمله هيات وزيران ، شوراي عالي توسعه صادرات غيرنفتي ،وزارت بازرگاني و مركز توسعه صادرات ايران گامهاي مثبت و ارزنده اي را در زواياي گوناگون ازجمله مقررات زدايي و تسهيل در روان سازي امر صادرات غيرنفتي برداشته اند،اما هنوز هم اميدواري زيادي وجود ندارد چرا كه مشكلات ساختاري صنايع به اين راحتي قابل حل نيست .

آنان مي گويند وضعيتي را تصور كنيم كه در آن هم مقررات دست وپاگير و بازدارنده صادرات حذف شده باشد، در چنين وضعيتي و با فرض بقا كيفيت كنوني فرآورده ها وقيمتهاي تمام شده فعلي مي توان به توسعه يا جهش صادرات در وضعي كه مشكلات ساختاري در جاي محكم باقيست ، اميد چنداني داشت ؟

اما صادرات خدمات فني و مهندسي نيز با وجود اهميتي كه دارند و بسياري بر آن آگاه شده اند، همچنان در چنبره دشواريها دست وپا مي زند و نتوانسته اند به حدي كه شايسته آن است برسد و تلاشهاي كم وبيش موفق ما در منطقه هرگز نمي تواند نشان دهنده جايگاه واقعي ما در اين زمينه باشد.

پس بايد در جستجوي دلايل باشيم كه بسياري آن را به دو بخش عمده تقسيم مي كنند; بخش نخست كافي نبودن يا نابجا و نامناسب بودن حمايت دستگاه و سازمانهاي مربوط در دولت و ديگري نيز به ناكارآمدي تشكلهاي ايجاد شده يا ناكافي بودن آنان برمي گردد. در اين گزارش ما نيز به سهم خود تلاش كرده ايم با استفاده ازنظر كارشناسان امر به بررسي دشواريها و راهكارهايي كه براي برداشتن موانع وجود دارد، بپردازيم .

صاحب نظراني كه در اين گزارش از آنان بهره مند شده ايم عبارتند از:

- آقاي محمدرضا احمدي مهرباني - مدير آموزش انجمن صادركنندگان خدمات فني ومهندسي ايران

- دكتر فرامرز افشار طارمي - استاد دانشگاه صنعتي اميركبير

- مهندس عبدالمهدي بهين فر - رئيس هيات مديره جامعه قالبسازان ايران

- مهندس عليرضا جهانگيريان - عضو هيات مديره انجمن مهندسي حمل ونقل ريلي ايران

- مهندس امير حسين مبرا- عضو و مدير خبرنامه انجمن انرژي خورشيدي ايران

- مهندس علي منزوي - رئيس انجمن مهندسي شيمي ايران

- دكتر عباس نجفي زاده - رئيس هيات مديره انجمن آهن وفولاد ايران

- دكتر واهاك كاسپاري مارقوسيان - رئيس هيات مديره انجمن سراميك ايران

- دكتر علي وطني - رئيس هيات مديره انجمن نفت ايران

يكي از مواردي كه سالهاست همه دست اندركاران ، مسئولان و صاحب نظران اقتصادي و اجتماعي برآن تاكيد و اجماع دارند، لزوم افزايش صادرات غيرنفتي است . اين موضوع اگرچه از مدتها پيش مورد توجه است ، اما تا چند سال پيش تاكيد روي صدورفرآورده ها و توليدات بود، اما چندي است كه صدور خدمات و نيروي انساني نيز موردتوجه قرار گرفته است و بسياري از كارشناسان به اين نتيجه رسيده اند كه اگر بتوانيم در اين زمينه ها نيز فعال شويم ، سود بيشتري از صدور توليدات نصيب كشور خواهد شد.

يكي از مواردي كه براي اين منظور مورد توجه قرار گرفته است ، ايجاد، تاسيس وتقويت انجمنهاي فني و مهندسي و انجمنهاي علمي است كه بتوانند هم منشاء خدمات بيشتري در اقتصاد داخلي بشوند و هم با صادركردن خدمات فني واجراي پروژه دركشورهاي ديگر و هم چنين صدور نيروي انساني بتوانند به توسعه هرچه سريعتر كشوركمك كنند.

اين موضوع آنقدر اهميت پيدا كرده است كه در مجلس شوراي اسلامي نيزفراكسيوني كه بيش از 150 نماينده در آن عضويت دارند، بانام فراكسيون توسعه صادرات تشكيل شده است كه وظيفه خود را يافتن موانع و برطرف كردن آنها و ارائه راهكارهايي براي افزايش صادرات غيرنفتي مي داند.

ناشناخته ماندن انجمنها

اما به رغم همه اين تلاشها هنوز هم انجمنهاي علمي و فني و مهندسي هنوز اندر خم يك كوچه اند و براي گسترش فعاليت و ارائه توانمنديهاي واقعي خود دشواريهايي دارند.بنابراين در اين گزارش ابتدا از كارشناسان خواستيم تا راجع به نقش اين انجمنها ودشواريهايي كه دارند توضيح دهند.

يكي از صاحب نظراني كه به اين پرسش پاسخ داد آقاي اميرحسين مبرا بود. وي گفت : انجمن هاي علمي با هدف توسعه علوم و فناوري و كاربرد آن در جامعه به منظورارتقاء سطح علمي و فرهنگي و اقتصادي و درنتيجه رفاهي جامعه به وجود آمده اند وحمايت كننده آنان وزارت علوم ، تحقيقات و فناوري است . ولي اين انجمنها درعمل بامشكلات و چالشهايي روبرو هستند كه فعاليتهاي آنان را محدود ساخته و انتظاراتي كه جامعه از آنان دارد و برآورده نشده است . با وجود كارشناسان ورزيده و ممتازي كه در اين انجمنها عضو هستند. دولت به نحو شايسته اي از نظرات و دانش و تخصص آنان بهره مندنمي شود. به اين خاطر راندمان كاري آنها به واسطه نداشتن امكانات و بودجه كافي قابل توجه نيست ، زيرا هيئت مديره اين انجمنها به صورت افتخاري كار مي كنند. اهم فعاليت آنها در وحله اول تامين بودجه به طرق مختلف است كه براي انجام امور دبيرخانه وانتشاراتي خود به آن نياز دارند و حق عضويت هم تكافوي مخارج آنان را نمي نمايد.متاسفانه بخش خصوصي و صنايع مربوطه در برخي از اين انجمنها مانند انجمن انرژي خورشيدي ايران هنوز فعال نيستند و گسترش نيافته اند و اساسا جامعه هنوز شناخت كافي نسبت به فرهنگ انرژيهاي نو ندارد و لازمست بخشي از فعاليت و تلاش اين انجمن به اين موضوع اختصاص داده شود و بودجه اي قابل ملاحظه در اين راه هزينه شود. لذا اين انجمنها در مرحله اول بايد با مشكلات داخلي خود دست وپنجه نرم كنند تا بتوانندبه سختي امور خود را اداره كنند. سپس به خدمات جهاني و جهاني شدن فكر كنند اگرچه استعداد جهاني شدن را در توسعه علوم و توليد علم و فناوري دارند.

آقاي عليرضا جهانگيريان نيز هدف از تاسيس اينگونه كانونهاي علمي و تخصصي راگسترش علوم نوين و فناوريهاي جديد دانست . وي سپس گفت :

از آنجا كه امروزه علوم و فناوري ، نقش كليدي در توسعه همه جانبه و پايدار وبه خصوص توسعه اقتصادي دارد و جهان به سوي اقتصاد مبتني بر دانش پيش مي رود،بنابراين توسعه علوم و فناوري از اهميت ويژه اي برخوردار است . ايجاد انجمنهاي علمي و تخصصي در زمينه هاي مختلف صنعتي ، مي تواند گامي در جهت رشد علوم و فناوري و در نتيجه رشد و توسعه اقتصادي باشد. انجمنهاي علمي عموما با هدف ايجاد و تحكيم روابط علمي و تحقيقاتي ميان متخصصان يك صنعت و برقراري ارتباط ميان بخشهاي مختلف آن صنعت و دانشگاهها و انجمنهاي علمي ديگر تشكيل مي شوند و همچنين بابرگزاري سمينارهاي علمي و آموزشي و كنفرانسهاي مختلف و چاپ و نشر مقالات ،مجلات و كتب تخصصي ، ارتقاي سطح دانش كارشناسان و متخصصان آن صنعت رامدنظر دارند.

باتوجه به اينكه در زمينه هاي مختلف فني و مهندسي در ساير كشورها، انجمنهاي علمي و تخصصي وجود دارد لذا ايجاد چنين انجمنهايي در ايران و ارتباط آنها باانجمنهاي خارجي همتاي خود مي تواند راهي براي ايجاد ارتباط ميان متخصصان داخلي و خارجي و همچنين تبادل اطلاعات بين آنان باشد.

 انجمنها بازوي مشاوره

گسترش دانش از طريق انجمنهاي علمي و تخصصي موضوعي است كه همه كارشناسان بر آن اتفاق نظر دارند. آقاي عباس نجفي زاده نيز از اين دسته است . وي گفت هدف از تشكيل انجمنهاي علمي ، ايجاد ارتباط بين مراكز پژوهشي و صنعتي كشور وگسترش دانش در آن زمينه است . صنعت هر كشور در چرخه توليد همواره با مشكلاتي روبروست . در حال حاضر مشكلات فني يا در سيستم باقي مي ماند، يا به گونه اي مطرح مي شود كه مراكز پژوهشي داخلي از آن بي اطلاع مي مانند. در اين راستا انجمنهاي علمي كه متشكل شده از متخصصان اين زمينه مي توانند به طور موثري به كشف مشكلات وارائه راههاي مناسب بپردازند. علاوه بر اين انجمنهاي علمي در جهت گسترش دانش اقدامات زير را انجام مي دهد:

1 - برگزاري جلسات سخنراني ، سمينارهاي علمي و بين المللي ، باحضور متخصصان دانشگاهي و صنعتي داخل و خارج كشور، به منظور ايجاد ارتباطي سازنده ميان صنعت ودانشگاه .

2 - انتشار مجلات علمي .

3 - تشخيص و ارائه پروژه هاي علمي در زمينه حل مشكلات آن زمينه .

4 - ارائه خدمات علمي از قبيل دراختيار قراردادن مقالات ، مجلات و كتب علمي دراختيار انجمن .

5 - ارائه خدمات اينترنتي براي دستيابي اعضا به آخرين اطلاعات موجود در زمينه مربوطه .

آقاي علي منزوي نيز از زاويه ديگري به اين موضوع نگاه كرد. به گفته وي اين تشكلهامي توانند همانند يك مشاور خوب براي دولت ، مجلس و موسسات دولتي باشند. وي همچنين گفت :

انجمنها يك نهاد مدني هستند كه پشتوانه شان مردم است ، مهمترين وظيفه انجمن ارتباط بين دانشگاه و صنعت است همان گونه كه رهبر كشور نيز روي ارتباط بين دانشگاه و صنعت تاكيد فراوان كرده است . چون توجه به اين رابطه بسيار مهم است ، به نظر من نقش انجمنها مي تواند به عنوان يك بازوي مشاوره در كنار دولت ، مجلس ، موسسات دولتي ، شوراها و امثالهم حركت نمايد. علاوه بر آن نقش ديگر انجمنها انتقال تجربيات بين نسل جوان و نسل قديم است . انتقال تجربه از اساتيد، فارغ التحصيلان ، پيش كسوتان و دانشجويان مي تواند راه گشاي بسياري از مسائل و مشكلات سرراه صنعت باشد. ماهم اكنون دانشجوياني داريم كه در جامعه موفق تر از ساير دانشجويان و فارغ التحصيلان بودند به علت آنكه هنگام تحصيل با انجمنها همكاري كرده و وارد پروژه ها شده اند.

علاوه بر اين ، انجمنها مي توانند مانع پراكندگي و حضور اعضاء را نيز در سطح بين الملل فراهم آورند، بنابراين افرادي كه در خارج از كشور به سر مي برند، مي توانند براي انتقال تجربه ها مفيد بوده و انتقال سياست گزاريها و استراتژيهاي كشورهاي پيشرفته را به داخل كشور فراهم آورند.

آقاي محمدرضا احمدي مهرباني نيز به اين پرسش ما درباره نقش انجمنهاي فني ومهندسي در گسترش هرچه بيشتر اين فن در كشور و كشورهاي ديگر چنين پاسخ گفت :

نقش اين گونه انجمنها و تشكلها به عنوان واحدي كه بخشي از تصدي امور دولتي رادر دست مي گيرند اين است كه به واسطه انگيزه كسب سود آني در بخش خصوصي ازتوانمندي و مقبوليت بيشتري نزد شركتهاي بخش خصوصي در امر صادرات خدمات فني و مهندسي برخوردار است . اصولا كارهايي را كه اين انجمن و ساير انجمنهاي مشابه بايد بدانها مبادرت ورزند به دو دسته تقسيم مي شوند:

الف ) برنامه هايي كه خود انجمنها باني آنها هستند: مانند دوره هاي آموزشي ، همايشها،تدوين ضوابط هماهنگي بين شركتها براي كار در خارج و ايجاد شبكه بين المللي بازاريابي و اشاعه فرهنگ صدور خدمات .

ب ) برنامه هايي كه براي تصويب و تصميم به ديگران پيشنهاد مي كنند: كارگاههاي بررسي مشكلات و كمبودها و نيازها و نيز تبديل يافته ها به طرح و پيشنهاد و نهايتا ارايه به مقامات تصميم گيرنده .

همين پرسش را با آقاي علي وطني نيز در ميان گذاشتيم . وي در پاسخ گفت : باتوجه به تنگناها و مشكلات موجود براي راه اندازي انجمنهاي علمي در ايران خصوصا مراحل بسيار دشوار ثبت رسمي انجمنهاي علمي كشور به عنوان يك نهاد علمي در قالب شركتهاي بخش خصوصي و اصولا وجود چنين نگرشهايي برسرراه شروع فعاليت قانوني انجمنهاي علمي كه بعضا بيش از سه سال به طول مي انجامد نشاندهنده جدي نبودن مسئولان براي راه اندازي چنين انجمنهايي است .

از سوي ديگر نداشتن فضاي فيزيكي مناسب راي برگزاري جلسات و كنفرانسهاي علمي ... و حمايت مالي ناچيز دستگاههاي اجرايي مسئول كه براساس عملكردهاصورت مي گيرد، در حالي كه انجمنها در شكل گيري مشكل دارند عملا بي اعتمادي اعضاي انجمنهاي علمي كشور را به دنبال دارد.

اگر واقعا فضاي لازم براي بهره گيري از توان ، تجربه ، تخصص و مشاوره انجمنهاي علمي فراهم شود، قطعا نظام مهندسي كشور شكل خواهد گرفت و دستگاهها و نهادهاي رسمي كشور به خوبي مي توانند از اين همه توان مفيد متخصصان كشور بهره مند شوند.در ارتباط با انجمن مهندسين نفت ايران باتوجه به نقش فزآينده نفت و گاز در توسعه كشور اعم از توليد علم در بخش نفت و گاز و يا مشاوره و اجراي پروژه هاي تحقيقاتي دربخش انرژي در ايران از يك سو و در كشورهاي نفت خيز خاورميانه و آسياي ميانه ازسوي ديگر كه از نقطه نظر نيروي انساني محقق بمراتب از نيروهاي متخصص در بخش نفت و گاز ايران با كمبود بيشتري روبرو هستند به خوبي مي توانند در توسعه تحقيقات بخش نفت نقش مهمي را ايفا كنند.

آقاي فرامرز افشار طارمي كه عضو انجمن علمي و مهندسي پليمر ايران نيز هست به اين پرسش پاسخ گفت . وي هم چنين به برخي دلايلي كه باعث شده است ، ارتباط ميان انجمنهاي ايراني و نهادهاي مشابه در كشورهاي همسايه و ساير كشورها برقرار نشودگفت ;

انجمنهاي فني و مهندسي هنوز جايگاه واقعي خود را در صنعت پيدا نكرده اند ومهمترين فعاليتي كه در ايران به آن مي پردازند در برگزاري همايش و بعضا دوره هاي آموزشي كوتاه مدت مي باشد. دليل اصلي عدم تحرك اين انجمنها كمبود شديد نيروهاي پژوهشگر در ايران مي باشد و پژوهشگرايي هم كه باينگونه فعاليتها اعتقاد دارند به علت وقت كمي كه دارند، كمتر به تامين اهداف انجمنها مي پردازند و فقط با نزديك شدن گردهمايي ها ضمن كنارگذاشتن موقتي ساير فعاليتها سعي مي كنند كه بااستفاده از اوقات فراغت حاصل شده و بيشتر در ساعات غيراداري به اين امر بپردازند. در حالي كه وظايف اصلي انجمن شناخت و تشويق نيروهاي مستعد و هماهنگ كردن آموزش و پژوهش ،اطلاع رساني و ايجاد پل ارتباطي بين پژوهشگر و صنعت و برقراري و ارتباط همكاري علمي با انجمنهاي مشابه در ساير كشورها است .

در شرايط فعلي انجمنهاي فني و مهندسي تا آنجايي كه به خاطر دارم به دليل كمبودبودجه و نداشتن تشكيلات اجرايي هنوز موفق به ارتباط بين انجمنها و جهاني شدن نشده اند. علاوه بر اينكه دولت نيز هيچگونه حمايتي از انجمنها به عمل نمي آورد و يا اگركمكي هم بشود، بسيار محدود است .

 تنگناهاي ارزي

وي به برخي از تنگناها نيز كه در راه همكاري با ساير كشورها و استفاده و تبادل تجربه وجود دارد اشاره كرد و افزود:

تنگناهاي بسياري در راه رسيدن به اهداف جهاني شدن وجود دارند كه عبارتند ازعدم وجود موارد تشويقي براي كساني كه در انجمنها همكاري مي كنند، نداشتن امكانات ارزي براي پرداخت حق عضويت ساير انجمنها، نداشتن امكانات ارتباطي سريع و مواردديگري نيز هست از جمله ، نداشتن امكانات و بودجه لازم براي عضويت در انجمنهاي خارجي و استفاده از نشريات آنها، عدم توانايي براي ايجاد گردهم آئي انجمنها و ايجادهماهنگي و استفاده از تجربيات انجمنهاي تحقيقي قوي جهاني ، عدم همكاري صنعت ودولت در جهت ايجاد تسهيلات براي رسيدن به اهداف پيش گفت .

آقاي واهاك كاسپاري نيز به هردو پرسش پاسخ گفت و به برخي از راهكارها براي ايجاد ارتباط با انجمنهاي مشابه در ديگر كشورها نيز اشاره كرد. به گفته اين كارشناس پيشرفت يك رشته صنعتي يا علمي در يك كشور را نمي توان به صورت مجرد و بدون وابستگي به ساير عوامل رشد و توسعه آن كشور مورد بحث قرار داد. در اين ارتباط بايدروند كلي رشد اقتصادي و توسعه تكنولوژي در كشور و نيز آينده صنعتي و پارامترهاي ديگر را هم در نظر گرفت .

به طور كلي مي توان گفت كه اگر كشور ما روند درست و مثبت رشد، توسعه را طي كند، در اين امر به بازنگري اساسي در قوانين ، برنامه ريزي هاي دقيق دولت ، فراهم كردن زيرساختها و مسائلي چون ثبات سياسي و مسائل فرهنگي نيز نياز دارد.

اگر صنعت بتواند جايگاه شايسته خود را در اقتصاد مملكت پيدا كند، صنايع خاصي نظير صنعت سراميك نيز مي تواند به رشد و توسعه لازم دست پيدا كند. اما از سوي ديگرانجمنهاي علمي و فني و مهندسي نيز مي توانند براين روند تاثير بگذارند. فراهم ساختن ارتباط نزديك بين پژوهشگران و صاحبان صنعت با يكديگر از طريق اين انجمنهامي تواند آنان را از نيازها و مشكلات متقابل آگاه ساخته و ضمن فراهم آوردن زمينه هاي همكاري و ياري به ساختن حلقه هاي گم شده در پيشرفت اين شاخه از صنعت و علم ياري رساند.

اين انجمنها مي توانند از يك سو مسائل علمي را به داخل صنعت برده و سطح آگاهي صنعت گران را ارتقاء دهند و از سوي ديگر مسائل و مشكلات قسمت را به آگاهي دانشگاهيان و محققان برسانند. و حلقه ارتباطي مهمي بين صنعت و دانشگاه ومراكزتحقيقاتي محسوب شوند. انجمنهاي علمي و فني و مهندسي همچنين مي توانند به عنوان مهمترين و قابل اعتمادترين نهادها در تعيين استراتژي هاي توسعه و پيشرفت صنعتي وبرنامه ريزي هاي مربوط به ياري دولت بشتابند.

در برخي كشورهاي همسايه و كمتر توسعه يافته چون تركيه و هند تاكنون در زمينه سراميك كنگره بين المللي برگزار شده است و هرساله از طريق اين كنگره هاي بين المللي آخرين دستاوردها و پيشرفتهاي علم سراميك و عرصه هاي مهم پژوهشي در اين زمينه به كشور آنها منتقل شده است . اين ارتباطات و انتقال تجربه ها و سوژه ها مي تواند در بهبودو بهره وري سيستم پژوهشي كشور و نهايتا سيستم صنعتي بسيار موثر باشد. همچنين دراين كشورها ساليانه دهها سمينار تخصصي در اين رشته برگزار مي شود كه در ارتقاء علمي متخصصان صنعتي اثر چشمگيري دارد.

در زمينه برخي از روشهايي كه مي توانند در همكاري موثر باشند نيز گسترش ارتباطات بين المللي از طريق برگزاري كنگره ها و سمينارها انتشار مجلات و كتب علمي ،برگزاري كلاسهاي آموزشي و انتقال آخرين دست آوردهاي علمي و فني از طرق فوق وهمچنين ايفاي نقش اساسي در زمينه هاي برنامه ريزي هاي صنعتي و از جمله در زمينه انتقال تكنولوژي مي تواند مهمترين راهكارهاي اين فرآيند محسوب شود.

صاحب نظر ديگري از زاويه ديگري به اين موضوع نگاه كرد و شبيه نبودن استانداردهارا نيز از جمله دلايل و مشكلات برقراري ارتباط دانست . آقاي عبدالمهدي بهين فر گفت :

يكي از دلايلي كه بين انجمنهاي فني و مهندسي ايران و ساير كشورهاي همسايه ارتباط منطقي و مناسبي وجود ندارد اين است كه محفلي نبوده است و اساسا ازنظراستانداردها يكي نيستيم . در حالي كه با كشورهاي ژاپن ، تايوان يا حتي آلمان ارتباطات وانتقال اطلاعات فني و مهندسي تا حد قابل توجهي برقرار است زيرا از نظر مسايل فني واستانداردها شباهتهايي بين ما وجود دارد.

ازنظر ايجاد ارتباط با ساير انجمنهاي فني و مهندسي داخلي با پرداختن به موضوعات وشيوه هاي مشترك ميان خود و به كمك ايجاد برنامه ريزيهاي مناسب و دقيق توانسته ايم خلاءهاي ناشي از برنامه ريزيهاي غلط گذشته را جبران كنيم .

متاسفانه بضاعت جوامع و تشكلهاي فني و مهندسي ما بسيار اندك است و اين توان را ندارند تا خود را با تحولات بسيار سريع جهاني انطباق دهند. هنوز سايت بسيارمناسب يا سرورهاي عالي در دسترس اينگونه جوامع نيست . چنانچه جايگاه اين جوامع چه در داخل و چه در خارج از كشور در طيف صنعت شفاف و مشخص تر شود، مي توان اميدوار بود كه در فناوري ها رشد يابند و آموزشهاي تخصصي خود را توسعه بخشند.

همان طور كه گفته شد تشكلهاي فني و مهندسي ما حتي براي همكاري با همتاهاي خارجي خود با ضعف در پرداخت حق عضويتهاي خارجي روبرو هستند و لازم است تامديران رده بالاي كشور از سطح وزارتخانه گرفته تا مديران تصميم ساز به اين نكته توجه بيشتري نمايند. اما موضوع پراهميت ايجاد يك باور يا يك فرهنگ در جامعه ما است كه بسيار ضروري است تا عامه مردم با مشكلات صنعت آشنا شوند. شايد اين آگاهي باعث شود تا مديران را به تصميم گيري در جهت رفع تنگناهاي موجود برسر راه انجمنهاي فني و مهندسي ، وادارد.

تاسال گذشته حتي براي آبونمان يك نشريه خارجي 190 دلاري نيز با مشكل روبروبوديم كه البته با تصميم گيريهاي انجام شده اين مشكل تا حدودي و رفع شده است .

شايد دولت از جمله وزارت ارشاد اسلامي بتواند گامهاي موثرتري در اين باره بردارند.

آقاي عباس نجفي زاده نيز در زمينه وضعيت همكاري انجمنهاي فني و مهندسي كشور با همتاهاي خارجي اين نظر را ابراز كرد:

همكاري با انجمنهاي علمي جهان ، مستلزم ارائه خدمات متقابل است . ارائه اين خدمات در گرو همكاري صنايع كشور و تهيه اطلاعات صحيح از صنعت فولاد ايران است . انجمن آهن و فولاد ايران هم اكنون با طراحي سايت اينترنت و جمع آوري اطلاعات از صنايع فولاد، اولين گام را در اين راه برداشته است .

براي ايجاد ارتباط لازم است دولت زمينه اي را فراهم كند كه انجمنها بتوانند از ارزتخصيصي خارجي استفاده كنند. اين ارز مي تواند براي خريد كتب ، مقالات ، مجلات ودعوت از متخصصان خارجي براي ارائه سمينارهاي علمي استفاده شود.

 كمك به جهاني شدن

حمايت دولت و تلاش انجمنها و نهادهايي كه در اين زمينه ها فعاليت مي كنند، باهمه كمي و كاستيهايي كه داشته و دارد، تاثير خوبي در ارزآوري براي كشورمان داشته است وبراساس آمارهاي اعلام شده صادرات خدمات (اجراي پروژه هاي فني و عمراني و اشتغال كارگران ايراني در خارج ) در سال 1379 نسبت به سال پيش از آن معادل 391 ميليون دلارافزايش يافت و به رقم يك ميليارد و 877 ميليون دلار رسيد. اين رقم 600 ميليون دلاربيش از پيش بيني برنامه سوم توسعه است .

رئيس جمهور نيز در مراسم روز استاندارد امسال كه در 21 مهرماه برگزار شد. بااشاره به اهميت امر صادرات براي كشور و شرايطي كه موجب افزايش صادرات مي شود گفت :ما در دنياي رقابت به سر مي بريم و كساني قادر به رقابت با ديگران هستند كه كالايي باكيفيت بالا، مطلوب و قيمتي مناسب توليد كنند.

به گفته آقاي خاتمي يكي از الزامات اصلاح ساختار اقتصادي كشور افزايش صادرات غيرنفتي است و دولت در برنامه سوم جهش صادراتي را مطرح كرده است ، اما صادرات با توهم و خيال حاصل نمي شود، بلكه زمينه هاي آن بايد فراهم شود.

 برخي مشكلات

بنابراين اين پرسش مطرح مي شود كه آيا اين تشكلها و انجمنهاي علمي ، فني ومهندسي مي توانند بستري مناسب براي كمك به جهاني شدن كشورمان و حضور دربازارهاي ديگر باشند و تنگناها و محدوديتهاي موجود براي اجراي اين برنامه ها چيست ؟

اين پرسش را نيز با صاحب نظران مطرح كرديم . آقاي محمدرضا احمدي مهرباني دراين باره گفت :

جهاني شدن كشور داراي ابعاد مختلفي است كه يكي از اين ابعاد شناساندن توانمنديهاي فني و تخصصي كشور به جهانيان است . انجام اثربخش اين مهم ساز وكارهاي خاصي را مي طلبد كه انجام آن به واسطه گستردگي و حجم موضوع و جلوگيري از پراكنده كاري و دوباره كاري چنين تشكلهايي را نيازمند است . استفاده از اين گونه تشكلها كه مي توان گفت به عنوان نماينده عمل مي كنند باعث مي شود كه سياست گذاريهاو سازماندهي امور از نظم و يكپارچگي بهتري برخوردار گردد.

قطعا كار در محيط بيروني به دليل گوناگوني فرهنگي ، اقتصادي ، اجتماعي و... داراي تفاوتهايي اساسي با كار در داخل كشور است . كسب موفقيت در محيط جديد و بيگانه براي شركتهاي ايراني مستلزم سازماندهي جديد در كشور و ايجاد ساز و كارهاي مناسب براي اجراي اين فعاليتها و سياستگذاري كلان براي هماهنگي و همسويي با آنها است .كسب موفقيت در هريك از اين زمينه ها با بهره گيري از توان يكپارچه سازي اين گونه تشكلها به معني برداشتن گامي است در راه هموارسازي بستر جهاني سازي كشور.

درباره تنگناها و محدوديتهايي كه برسر راه جهاني شدن اين حرفه وجود دارد نيز بايدگفت :

- كمبود نقدينگي و عدم دسترسي به منابع اعتباري مكفي با شرايط ساده و سود متناسب به گونه اي كه اجراي قراردادهاي بلندمدت را در كشورهاي خارجي امكان پذير سازد.

- فقدان استراتژي توسعه صادرات خدمات در سطح كلان (بديهي است كه ما در تمام زمينه ها داراي برتري نسبي نبوده و بايد عمده تاكيد خود را روي مواردي متمركز كنيم كه در آنها داراي مزيت نسبي هستيم . و اين امر نيازمند سياست گذاري بهينه در بخش كلان وملي است .)

- عدم برخورداري صادركنندگان خدمات فني و مهندسي ايراني از امتيازات يا مشوقهايي كه در كشورهاي رقيب آنها به اين قبيل افراد اعطا مي شود. امتيازاتي مثل معافيتهاي مالياتي ، تسهيلات بيمه اي و حمايتهاي دولتي در كشورهاي هدف .

آنچه را كه در اينجا نبايد از نظر دور داشت اين است كه اخيرا تغييراتي در نگرشهاي بخش دولتي در جهت تقويت صدور خدمات فني و مهندسي صورت پذيرفته است كه نويد بخش چشم اندازي اميدواركننده در اين زمينه است .

آقاي واهاك كاسپاري نيز از زاويه ديگري به موضوع نگريسته و به اين دو پرسش اينگونه پاسخ داده است . پاسخي كه به نوعي به صنعت خاصي كه وي در آن فعال است نيز ارتباط دارد.

اگر منظور راهيابي محصولات مربوطه به بازارهاي جهاني و مطرح بودن از نظر علمي در سطح جهاني است اين امر همان طور كه در پاسخ به سئوال اول شرح داده شدنمي تواند به صورت مجرد و ايزوله مطرح شود. توسعه همه جانبه كشور و رهايي از بندعقب افتادگي و توسعه نايافتگي نياز به برنامه ريزي هاي همه جانبه سياسي ، اقتصادي ،اجتماعي و فرهنگي دارد كه انجمنهاي علمي و فني و مهندسي نيز مي توانند به عنوان نهادهاي مدني نقش سازنده اي در اين زمينه داشته باشند.

اما تحقق اين منظور ابتدا به هموارشدن موانع توسعه و داشتن عزم ملي در اين رابطه مي شود و انجمنهاي علمي در اين مورد نمي توانند به صورت منفك از ساير عوامل اثرگذاري كنند و دست به معجزه بزنند. اما به طور مشخص اين صنعت با مشكلات رقابت در سطح بين المللي و برخي مواقع نداشتن كيفيت استاندارد و مطلوب مواجه است وعموما از پايين بودن نسبي ارزش افزوده محصولات صادراتي رنج مي برد. اين محصولات هرچند اكنون در مورد برخي محصولات (مانند كاشي ، چيني و شيشه جام ) حدود 2-3%توليد جهاني را به خود اختصاص داده است اما غالبا به علت سادگي نسبي تكنولوژي هاي مربوطه و رقابت سخت در اين زمينه ها و اندك بودن سهم دانش در محصولات مربوطه نمي تواند ارز قابل توجهي (و قابل مقايسه با صنعت نفت ) عايد كشور نمايد. بديهي است اين پديده نيز به عدم توسعه كشور و عدم توجه به تحقيقات و مسائل علمي برمي گردد كه همان طور كه قبلا توضيح داده شد نياز به تغيير اساسي در نگرشها، برنامه ريزيها وعملكردها در سطح كلان كشور دارد.

آقاي علي منزوي نيز كه سالها در صنايع گوناگون فعاليت كرده است دراين زمينه گفت :انجمنهاي علمي ، به نظر من مي توانند نقش مناسبي داشته باشند به شرط آنكه ابتدا نقش خودشان را در كشور مشخص كنند و جايگاه خودشان را هرچه بيشتر تثبيت كنند آن وقت در سطح جهاني گام بردارند.

انجمنها در سطح بين المللي هم اكنون بسياري از استانداردها و پروتكلها را پايه ريزي مي كنند. من فكر مي كنم ما هم مي توانيم با برقراري ارتباط منسجم با اين گونه مجامع درسطح بين المللي فعال شويم كه البته تاكنون چنين كاري را نكرده ايم .

وي در پاسخ به اين سوال كه چه تنگناها يا محدوديتهايي بر سر راه جهاني شدن اين حرفه وجود دارد گفت ; در كشور ما انجمنها، جايگاه اصلي خودشان را گم كرده اند كه البته گم شدن اين هدف دلايل زيادي دارد ازجمله : پيوستن به انجمن يك فعاليت فوق برنامه است يعني افراد زماني كه وقت اضافه دارند به انجمن مي پيوندد، مشكلات و مسائل زندگي مانع مي شود تا وقتي براي پيوستن به انجمن وجود داشته باشد، عدم توانايي مالي و بودجه باعث مي شود كه انجمنها نتوانند ساختار منطقي به وضعيت موجودشان بدهند.البته اينها هركدام مي تواند دليلي براي عدم شكل گيري انجمنها بشود اما مهمترين دليل كه باعث مي شود بر سر راه تشكيل انجمن مشكل به وجود آيد، عدم مطرح شدن انجمنها به عنوان بازوي مشاوره اي توسط ارگانها، نهادها و سازمانها است كه به انجمن بها نمي دهندو از آنها براي ادامه كارشان كمك ، نمي گيرند. درنتيجه همان گونه كه قبلا هم اشاره كردم قبل از جهاني شدن ، شكل گرفتن و بها دادن در داخل كشور مهمترين عامل است ، پس ازآن مي توانيم به فكر جهاني شدن باشيم .

آقاي علي وطني نيز درمجموع موافق است كه اين نهادها مي توانند به جهاني شدن كشور كمك كنند، اما اجراي اين امر را منوط به حمايت و تقويت انجمنها در داخل كشورمي داند تا از اين طريق راه براي ورود به ساير كشورها هموار شود. به اين پاسخ كه حاوي پيشنهاد نيز هست توجه فرماييد.

ارتباط بين نيروهاي متخصص در هر كشور عمدتا درقالب تشكلهاي مشابه ازجمله انجمن هاي علمي عملي مي شود. بنابراين درصورتي كه اين انجمن ها در داخل كشورحمايت و تقويت نشوند، ارتباط تخصصي و حرفه اي ايجاب مي كند تا با انجمنهاي علمي مشابه در خارج از كشور ارتباط برقرار كنند و لذا نيروي تخصصي و تجربه ومهارتها در اختيار ساير نهادها در ديگر كشورها قرار مي گيرد.

اگر اين انجمنها در داخل كشور تقويت شوند، دراجراي پروژه هاي صنعتي كلان كشور مشاوران اميني براي ايران خواهند بود. در اين صورت شركتهاي بزرگ و دولتهاي جهان به ميزان توانمنديهاي كشور واقف خواهندبود. لذا در عقد قراردادها و روابطبين الملل روي نيروهاي متخصص و توان كشور حساب باز خواهندكرد. و يا در واگذاري كارهاي صنعتي ، علمي ، مطالعاتي و مشاوره اي به نيروهاي ايراني اولويت قائل خواهندشد. نبايد تصور جهاني از نيروهاي ايراني ، نيروي كارگري تنها باشد. چرا بايد نيروي كارگري صادر كنيم ، ولي درجهان در اخذ پروژه هاي كلان مطالعاتي ، علمي ، صنعتي نقشي نداشته باشيم . به هرحال باتوجه به توان و هوش ايرانيان كه درجهان زبانزد است نبايد ازاين موضوع غافل باشيم .

پيشنهاد مي شود: انجمنهاي علمي ازطريق وزارت امورخارجه به تمام كشورهامعرفي شوند و با نمايندگيهاي ايران در ساير كشورها سالانه جلسه داشته باشند وزمينه هاي كاري انجمنهاي علمي جهت كمك به پيشبرد اهداف علمي ، صنعتي كشورهاي مسلمان و منطقه تعيين و در دستور كار قرار گيرد و اگر نياز به بازديد هيات مديره انجمنهاي علمي كشور از ديگر كشورها بود، تسهيلات لازم فراهم شود.

به نظر مي رسد كه عدم حمايت جدي دولت از شكل گيري اين انجمنها در داخل كشورو فراهم ننمودن زمينه برقراري ارتباط با ساير كشورها يك مشكل است ، آيا وزارت امورخارجه چنين فضايي را فراهم خواهندكرد؟ آيا دولت حمايت خواهدكرد؟

به هرحال وقتي متخصصين در كنفرانسهاي بين المللي شركت مي كنند مليتها،اعتقادات ديني و... مانعي بر سر ارائه نقطه نظرات علمي و فني و تخصصي نمي باشند.

ازطرف ديگر چگونه است كه در اكثر شركتهاي بزرگ جهان نيروهاي متخصص ايراني از جايگاه ارزشمندي برخوردار هستند درحالي كه در داخل موردتوجه قرارنمي گيرند ولي بايد با كمك وزارت خانه هاي علوم ، تحقيقات و فناوري و امور خارجه چنين زمينه هايي فراهم شوند.

آقاي اميرحسين مبرا نيز در پاسخ خود به اين پرسشها به نكات جالبي توجه كرده است از جمله اهميتي كه تقويت اين انجمنها در داخل كشور دارند. وي در پاسخ مبسوطخود به اين پرسش گفت : ما به نهادهاي نظريه پردازي علمي كه بتوانند فرايند تحول علوم و فناوري را در كشور و جهان دنبال كنند و براساس شناخت روندهاي مربوطه به اين تحولات برنامه ريزي و راهنمايي ارائه كنند نيازمنديم . اين نهادها مي توانند همان انجمنهاي علمي باشند كه با كارشناسان دانشمند و يا تجربه اي كه دارند به سياست علمي كشور كمك مي نمايند. در اين موارد مطالب گسترده ديگري را مي توان عنوان نمود كه راهگشاي كليدي توسعه انجمنهاي علمي مي باشند. در وهله اول تعيين حدود و ثغورفناوري و چگونگي ارتباط آن با تحقيقات پايه و تحقيق درباره ميزان اهميت تحقيقات پايه اي مرتبط با فناوري لازم است موردتوجه قرار گيرد. تدوين برنامه 5ساله و 10ساله درزمينه فناوري ، بررسي امكان ايجاد قلمرو آزمايشي و نمونه اي خاص به منظور آزمايش توانائيهاي كشور در يك يا دو زمينه از فناوريهاي محدود و مشخص و توجه به اهميت صنايع و فناوريهاي كليدي سالهاي كنوني و آينده مانند توسعه فرهنگ و كاربرد فناوريهاي انرژيهاي تجديدپذير، توسعه صنايع ميكروالكترونيك ، بيوتكنولوژي ، مهندسي پزشكي توام با فناوريهاي ليزري ، صنايع فضايي ، رباتيك ، فناوري جديد سيستم هاي كنترل وهوشمند، توجه به دانش زيست محيطي و انرژي در زمره فناوريهاي نوين هستند.

همچنين تربيت نيروي انساني كارآمد كه قادر به اداره امور صنايع نوين باشند وتوسعه مراكز اطلاعاتي علمي و اينترنت كه تازه هاي علمي جهان را گلچين و در اختياركارشناسان قرار دهد. تقويت انجمنهاي علمي و سازمان دهي مدرن آنها و تدوين قوانين واساسنامه يكسان براي انجمنها و راهكارهاي عملي براي همكاري نزديك و هماهنگ آنهابا سياست علمي و فني كشور از جمله مواردي است كه بايد در اين راه مورد توجه قرارگيرد.

بنابراين بايد علاوه بر سياستگذاري عمومي و برنامه ريزي جامع در زمينه فناوري درانديشه طراحي در برنامه هاي ملي فناوري بود. اين برنامه بايد براساس سياست پيگيري مواردي طراحي شود كه نيروي انساني مستعد ايران قادرند در آن زمينه به ايجاد يانوآوري فناوريها بپردازند كه جنبه ملي دارد و در كشور اسلامي ما و در كشورهاي همسايه قابل بهره برداري هستند. در اين صورت جمهوري اسلامي ايران مي تواند درعرصه رقابت بين المللي حضور يابد و در محافل و مجلات علمي و تخصصي جهان مطرح شود.

سالهاست كه نظام برنامه ريزي توسعه كشور با شكل مواجه است كه بخش عمده اي از اين مشكلات در دل نظام آموزش عالي و نظام تحقيقات علمي و فناوري نهفته است زيرا در دنياي امروز مهمترين عامل قدرت يك كشور به توسعه علم و فناوري ارتباطمستقيم دارد. در ابتدا لازمست نقطه ضعفهاي آموزش عالي در مورد توسعه علوم وتحقيقات و فناوري مشخص شود و سپس بفكر برنامه ريزي درازمدت باشيم . قدر مسلم است كه ما برنامه بلندمدت را در چارچوب نيازمنديهاي توسعه تعريف نكرده ايم . وراهكارهاي عملي براي آنرا ارائه نداده ايم كه بدانيم براي توسعه چه مي خواهيم ، براي تقويت و ارتقاء سطح علمي دانشگاهها و مراكز علمي و تحقيقاتي چه روشي اتخاذ كنيم ،چه تعداد دانشجو براي هر رشته تربيت كنيم و سازماندهي و مديريت چگونه باشد.برنامه ريزي حداقل اين خاصيت را دارد كه اولويتها را مشخص مي كند و نتايج را بابهره وري همراه مي سازد.

غير از دانشگاهها كه در حد متعارف به تربيت نيروي انساني مي پردازند لزوم تشكيل قطبهاي علمي - تحقيقاتي در سطح عالي و در حد استانداردهاي بين المللي احساس مي شود تا اين مراكز با جذب متخصصين ممتاز داخلي و كساني كه در خارج به درجات علمي نائل گرديده اند بتوانند در اين مراكز به فعاليت بپردازند.

كشورها و مجامع علمي ، دانش را عامل توسعه مي دانند و در آن تاكيد مي كنند. درتحولات چند دهه اخير به ويژه در كشورهايي كه توانسته اند از حلقه كشورهاي در حال توسعه به حلقه كشورهاي توسعه يافته وارد شوند، توجه به توليد دانش و گردش آن وبهره برداري از آن در خدمت اهداف توسعه ، جدي و فراگير بوده است . روي اين اصل قرن بيستم را <قرن بهره برداري و مديريت دانش در خدمت توسعه > ناميده اند كشورهايي كه خود را براي قرن بيست ويكم آماده مي كنند بايد به عنصر دانش و نحوه گردش آن وبهره برداري از آن در جامعه توجه جدي كنند و با سنجش هاي دقيق ، رشد آن را تضمين كنند. به طور كلي جامعه فراگير را جامعه آرماني دوران آينده در استفاده بهينه از دانش قلمداد مي كنند كه در آن به كارگيري دانش در فرايند توليد و عوامل ديگر در بالاترين سطح ممكن قرار دارد. مثلا براي ارزيابي علم و فناوري در جامعه ، آن را با شاخص هاي متداولي مانند ميزان سرمايه گذاري ، تعداد محققان ، كيفيت محققان ، ميزان تجهيزات تحقيقاتي ونظائر آن مي سنجند.

ممكن است كشورهايي به صورت محدود در برخي زمينه ها توانايي توليد دانش راداشته باشند ولي ساختار لازم براي اشاعه و به كارگيري آن را نداشته باشند. در نتيجه اثردانش در توسعه كشور ناچيز شمرده مي شود. بررسي كشورهايي كه در دهه هاي اخير به توسعه مناسب دست يافته اند مانند كشورهاي جنوب شرقي آسيا حاكي از آن است كه آنهاعمدتا در زمينه هاي دانش بر همچون ارتباطات و انفورماتيك و مواد و نظائر آن تكيه كرده و زير ساختهاي مهمي براي دستيابي به دانش و به كارگيري و همگاني كردن آن بوجود آورده اند. براي خروج از اين وضعيت نامطلوب بايد سياستگذاران علمي كشورتوجه ويژه اي براي زمينه سازي ، ايفاء نقش و كاركرد اين مراكز صرف كنند كه حمايت دولت مي تواند در قالب ارجاع مسائل فني واعطاء نقش داوري به اين مراكز و موضوعات ديگر ظهور پيدا كند. در اين صورت انجمنها به تدريج به مرحله خودكفايي خواهند رسيد.تا بتوانند متكي به امكانات دروني خود باشند.

اعطاء نقش به انجمنها در تدوين برنامه هاي توسعه كشور، ميان مدت و بلندمدت ،تشويق محققين آنها، كمك به توليدكنندگاني كه در ارتباط با برخي انجمنها هستند، حذف تشريفات اداري و معافيتهاي مختلف مالياتي ، كمك به توسعه همكاريهاي بين المللي براي جلوگيري از ركود و انزواي انجمنها و آشنايي با پيشرفتهاي علوم و فناوري جهان ،تشكيل و تقويت اتحاديه انجمنهاي علمي براي تبديل شدن به نيروي اجتماعي قدرتمندو در نهايت تلاش براي تاسيس اتحاديه انجمنهاي علمي جهان اسلام در راستاي حفظاستقلال و خودكفايي جهان اسلام ، از جمله مسائلي است كه مي تواند مورد توجه قرارگيرد.

 


در اين شماره مى خوانيد:
سر مقاله
چشمها را بايد شست
ميز گرد
نقش آموزش در فرآيند تحول سازمان
مقالات
مديرت زنجيره تامين
بازاريابى محيطى
تحقيقات بازار در تجارت الكترونيك
مديريت روابط انسانى
آزمايشگاه يادگيرى در توليد خودرو جديد فورد
ويژگيهاى سازمان مجازى
چشم انداز 2020
ويژگيهاى مدير فراسازمانى
كيفيت گرايى مديران و كاركنان
مديريت بهره ورى و كيفيت
نقش مديران پروژه در صنعت ساخت
عزت نفس در محيط كار
گزارش ويژه
فروش خدمات فنى و مهندسى در چنبره دشواريها
گزارشهاى داخلى
انرژى,سرمايه گذارى خارجى و رفع محدوديتها
ويژگيهاى تجارت تلفنى
انديشه هاى نو در مديريت و سازماندهى
كوتاه و خواندنى
روحيه و جو سازمانى
رويكرد آموزش پودمانى
نيازسنجى
گزارش شبكه
از جيتكس 2001 چه خبر
روى خط اينترنت
نگاهى به يك كتاب
راهبردهاىمديريت منابع انسانى
معرفى كتاب
روي جلد