مسائل كارگري در خطوط مونتاژ سعيد هرندي فصيح در خطوط مونتاژ، تقسيم كار، تخصصي شدن كار و استانداردكردن محصول از نظركارگران مسائلي را به دنبال دارد. در اين گونه خطوط، به دليل پايين نگاهداشتن سطح مصرف زمان عمليات ، فعاليتها به اجزا كوچكتري تبديل مي گردند و طبيعي است كه كاركنان به صورت مداوم ، كارها را به صورت تكراري انجام مي دهند. اين موضوع باعث بروز يكسري حساسيتها مي گردد. زيرا انجام كاري مشخص و تكراري پس از گذشت مدت زماني ، درنظر كارگر ساده جلوه مي كند اين مساله از دو بعد مثبت و منفي قابل بررسي است : 1 - مسائل كارگري از ديد كارفرما بعد مثبت كارگر با يك محدوديت ذهني و ابتكاري وارد كار مي شود; فراگيري تعليم وظايف عملياتي در حداقل زمان صورت مي پذيرد; بازار كارگري وسعت مي يابد; انتقال كارگر به خط توليد در حداقل زمان امكان پذير است ; راندمان كاري به دليل جلوگيري از انجام تردد و حركات اضافي افزايش مي يابد; ميزان آزمايش و كنترل هاي لازم افزايش مي يابد. بعد منفي به دليل سهولت فعاليتها براي كارگران ، امكان بروز بيكاري در هر ايستگاه وجود دارد; ايجاد تعادل بين راندمان نسبي عمليات و زمان مصرفي عمليات ، مشكل است ; به علت فراگيري سريع و عدم ارائه امكانات بعدي به كارگر، احتمال كاهش نيروي انساني وجود دارد (به دليل انجام كارهاي تكراري و مشخص ، كارگر تصور مي كند كه درانجام كار خود متخصص شده و درنتيجه امكانات بيشتري را مي طلبد كه درصورت عدم ارائه آنها، محل كار خود را ترك مي كند.); افزايش هزينه هاي استخدامي (استخدامهاي جديد) باعث افت مرغوبيت و حجم توليد مي گردد. 2 - از ديد كاركنان بعد مثبت كارآموزي بسيار ساده است و كارآموز اميد دارد، با افزايش فراگيري امكانات بيشتري رابه دست آورد; فعاليتها در زمان نسبتا كوتاهي به صورت اتوماتيك و هماهنگ ، دور از مسائل ومشكلات ذهني درمي آيد; چون فعاليتها ساده گرديده است ، كارگران با اين تصور كه داراي مهارت زيادي هستند،در انجام كارها دقت كمتري از خود نشان مي دهند و با پيدايش زمان اضافي به علت كاهش صرف وقت و عدم دقت در خط مونتاژ روابط دوستانه زيادي دربين كاركنان پديدمي آيد; كارگر براي خود، اقدام به هماهنگي بين فعاليتهاي كاري ، نيروي مصرفي ، استعداد ودستمزد مي كند. بعد منفي كارگر سهل انگار، سريعا قابل شناسايي است ; كارگر در خود، افزايش مهارت و ارتقا شغلي نمي بيند، زيرا به صورت مداوم ، مجبور به تكرار انجام كاري يكنواخت است ; كارگر، به دليل سهولت تعليم و فراگيري شغل خود احساس امنيت شغلي نمي كند، زيراامكان دارد به راحتي فرد ديگري جايگزين وي شود; كارگر، به دليل عدم مطابقت راندمان خود با سرعت خط توليد، فشاركاري زيادي احساس مي كند; كارگر به دليل بروز مسائل روحي ناشي از عدم مطابقت ، احساس عدم استقلال مي كند. 3 - حالاتي كه نيروي انساني با استعدادتر از ماشين آلات هستند نسبت به نور و صدا و بو، با استعدادتر از ماشين آلات هستند; تجزيه وتحليل ذهني نور، صدا و بو را دقيق تر انجام مي دهند; انعطاف پذير بوده و در يك لحظه قادر به تغيير روش هستند; اطلاعات موردنياز را براي مقاطع مختلف زماني ثبت ، و در زمانهاي موردنياز استفاده مي كند; قدرت تفكر، تدبير و پيشنهاد كردن را دارند; با انجام مطالعه و استفاده از تجارب ديگران ، اقدام به ايجاد روش مي كند.
4 - مواردي كه ماشين آلات برتر از نيروي انساني تلقي مي گردند نسبت به علائم اخطار و يا كنترل كننده ، با سرعت واكنش نشان مي دهند; نيروي زيادي دارند كه با نظم و به ترتيب برنامه ارائه شده كارها را انجام مي دهند; تكرار يكسري عمليات را به راحتي به مرحله اجرا مي گذارند; دريافت اطلاعات ، ازبين بردن حافظه و جايگزين كردن اطلاعات جديد را به راحتي به اجرا درمي آورند; محاسبه را به سرعت انجام مي دهند; در يك لحظه قادرند، عمليات متفاوتي را انجام دهند. نتيجه گيري باتوجه به موارد فوق اين سوال براي صنايع مطرح است كه آيا ماشين آلات هزينه كمتري دارند يا نيروي انساني ؟ هزينه هاي نيروي انساني در اكثر ممالك ، بسيار بالاست ، به اين جهت با ساختن انواع ماشين آلات و روباتها، درصددند مشكلات كارگري و هزينه دستمزد را كاهش دهند. ولي بايد توجه داشت كه ساخت انواع ماشين آلات و يا واردات آن نيز، درنهايت به نيروي انساني متكي است ، به هرحال ارزيابي و استفاده از ماشين آلات و يا نيروي انساني درصنايع ، امري بسيار مهم تلقي مي شود.
|
|