اثربخشي آموزش در سازمانهاي صنعتي وتوليدي

 

 دكتر ايرج سلطاني

چكيده

ضرورت طراحي و اجراي آموزشهاي حين كار در سازمانهاي صنعتي و توليدي به صورت يك امر طبيعي درآمده و همگان بر آن اتفاق نظر دارند منتها در طراحي واجراي آموزشها آنچه داراي اهميت فوق العاده است ارزيابي اثربخشي اين نوع آموزشها است كه بتوان از نتايج بدست آمده آموزشهاي تكميلي و جهت داري را طراحي كرد. معمولا ارزيابي كمي از آموزشها كار زياد مشكلي نيست بلكه ارزيابي كيفي و به تعبيري تعيين اثربخشي آموزشها كار دشواري است كه اگر بتوان اين فرايند را عملي ساخت آموزشها به ايجاد مهارتهاي موردنياز كاركنان و سازمانها منجر خواهدشد. براين اساس و با توجه به اهميت ارزيابي اثربخشي آموزشها در اين مقاله سعي بر آن است كه مفهوم ارزيابي آموزش ، اثربخشي ، ارزيابي اثربخشي آموزش ، فرايند و شاخصهاي ارزيابي اثربخشي آموزش تبيين گردد.

مفهوم ارزيابي آموزش

از ارزيابي آموزش تعابير مختلفي شده است . هدف ارزيابي ، مانند نظارت ، گردآوري اطلاعات براي بهبود فرايند برنامه ريزي است . بايد توجه داشت كه ارزيابي فقطيكبار پس از اجراي برنامه آموزشي انجام نمي پذيرد بلكه درتمام طول اجراي برنامه به طور مستمر ارزيابي بايد انجام گيرد تا تطبيق عملكرد را با هدف برنامه ميسرسازد. (1) ارزشيابي به عنوان جرياني تلقي مي شود كه داده ها و اطلاعات لازم براي تصميم گيري فراهم مي شود. ارزشيابي به عنوان فعاليتي مشتمل بر توصيف و قضاوت است . تعريفي كه از جامعيت بيشتري برخوردار است و بيشتر عناصر موردبحث را شامل مي شود تعريف بي باي (BEEBY) است . وي معتقد است ارزشيابي يعني جمع آوري و تفسير نظامدار شواهدي است كه به قضاوت ارزشي با عنايت به عملي كه رخ مي دهد، منجر مي شود (2) اين تعريف شامل چهار عنصر اساسي به شرح مدل شماره 1 است .

 

مدل شماره 1: عناصر مفهوم ارزشيابي آموزش

مفهوم اثربخشي

مفهوم اثربخشي در مديريت با تعبير ميزان موفقيت نتايج حاصل از كار بايد مهمترين هدف يك مدير باشد. بازدهي كار يك مدير نيز بايد ازطريق صادره هاي مديريت سنجيده شود نه ميزان وارده ها يعني موفقيت هاي كاري او، نه مجموعه كارهايي كه به وي محول مي شود يا در روز انجام مي دهد. اثربخشي چيزي است كه مدير از راه اعمال صحيح مديريت به دست مي آورد و به صورت بازده كار ارائه مي كند. تعريف صحيح اثربخشي عبارت است از ميزان موفقيت مدير در زمينه بازدهي ونتايج كاري است كه به او محول شده است . (3) به طوري كلي مفهوم اثربخشي را مي توان در الگوي شماره 2 نشان داد.

الگوي شماره 2: مفهوم اثربخشي

مفهوم ارزيابي اثربخشي آموزش

درمورد مفهوم ارزيابي اثربخشي آموزش تعريف جامع و مشخصي وجود ندارد و اين بخاطر اين است كه فرايند دستيابي به آن كار دشواري است . ارزيابي اثربخشي آموزش يعني اينكه تاحدودي تعيين كنيم آموزشهاي انجام شده تاچه حد منجر به ايجاد مهارتهاي موردنياز سازمان به صورت عملي و كاربردي شده است .ارزيابي اثربخشي آموزش يعني :

تعيين ميزان تحقق اهداف آموزشي ;

تعيين نتايج قابل مشاهده از كارآموزان در اثر آموزشهاي اجرا شده ;

تعيين ميزان انطباق رفتار كارآموزان با انتظارات نقش سازماني ;

تعيين ميزان درست انجام دادن كار كه موردنظر آموزش بوده است ;

تعيين ميزان توانائيهاي ايجادشده در اثر آموزشها براي دستيابي به هدفها;

تعيين ميزان ارزش افزوده به عنوان كيفيت و آن ميزان ارزشي است كه با نظام آموزشي افزوده مي شود و ميزاني كه وضع كنوني فراگيران و كارآموزان ازنظر دانش ،نگرش و مهارتهاي عملي را بتوان به هر طريق به نظام آموزشي نسبت داد كيفيت ارزش افزوده به شمار مي آيد.(4)

باتوجه به مباحث مذكور درخصوص ارزيابي اثربخشي آموزش بايستي گفت كه اثربخشي آموزش ازطريق بررسي كارايي دروني و بروني نظام آموزش سازماني تعيين مي گردد. يعني اگر بتوانيم كارايي دروني و بروني سيستم آموزش سازمانها را اصلاح كنيم تقريبا اثربخشي آموزش تضمين مي شود. به طوركلي مفهوم اثربخشي آموزش را مي توان در الگوي شماره 3 نشان داد.

 

الگوي شماره 3: مفهوم اثربخشي آموزش

شاخصهاي ارزيابي اثربخشي آموزش

همانگونه كه آموزش يك فرايند نظام مدار است به تبع آن ارزيابي اثربخشي نيز يك فرايند نظام مدار است يعني پياده سازي ارزيابي اثربخشي آموزش تنها در يك مرحله انجام نمي گيرد بلكه از زماني كه فكر هر فعاليت آموزشي به وجود مي آيد ارزيابي اثربخشي آموزش نيز شروع و به همراه مراحل بعدي آموزش ادامه مي يابد.بنابراين ، فرايند ارزيابي اثربخشي آموزش را مي توان شامل مولفه هاي زير دانست :

الف : ارزيابي اثربخشي درون داد آموزش ;

ب : ارزيابي اثربخشي فرايند آموزش ;

ج : ارزيابي اثربخشي عملكرد و نتيجه آموزش ;

 

الف : ارزيابي اثربخشي درون داد

در اين مرحله هدف اصلي اين است كه اطلاعات و داده هاي موردنياز براي تدوين برنامه آموزشي به خوبي فراهم شود. وظيفه اساسي ارزيابي اثربخشي آموزش دراين مرحله آن است كه اطلاعات لازم و قابل اعتماد را براي برنامه ريزان فراهم سازند.(5) اگر اثربخشي درون دادهاي آموزشي به خوبي ارزيابي شود بخشي از فرايندارزيابي اثربخشي تحقق مي يابد و كار ارزيابي را در مراحل بعدي راحت تر و نتايج مطلوب آموزش تا حدودي تضمين مي گردد. در اين مرحله ، عناصر و مولفه هايي كه بايستي موردارزيابي قرارگيرد تا در راستاي اثربخشي كردن درون دادهاي آموزشي حركت شده عبارتند از:

1 - ارزيابي فرايند هدف گذاري آموزشي : هدف گذاري آموزشي اولين قدم در برگزاري آموزشهاي فني و غيرفني است و درصورتي كه اين فرايند خوب پياده سازي شودآموزشها اثربخشي خواهدشد. يكي از دلايلي كه آموزشها در سازمانهاي عملياتي كارآمدي مناسبي ندارد مربوط به هدف گذاري نامناسب است . منظور از ارزيابي هدف گذاري آموزشي اين است كه اين فرايند خوب پياده سازي شود و دائما كنترل و مراقبتهاي لازم براي تدوين هدفهاي مناسب آموزشي به عمل آيد. به طوركلي براي اينكه اثربخشي آموزش در بعد هدف گذاري حاصل شود الگوهاي شماره 4 كه فرايند هدف گذاري آموزشي است بيان مي شود.

الگوي شماره 4: فرايند هدف گذاري آموزش

همان طوري كه در الگوي شماره 4 نشان داده شده ازطريق ايجاد بانك اطلاعاتي و به وجود آوردن خميرمايه هدف گذاري آموزشي كه در آن عوامل مختلف سازماني دخيل باشند مي توان بخشي از اثربخشي آموزش را تحقق داد.

2 - ارزيابي فرايند نيازهاي آموزشي : پس از هدف گذاري برآورد نيازهاي آموزشي و ارزيابي مناسب از آن از اهميت زيادي برخوردار است . برآورد درست نياز آموزشي يعني تضمين اثربخشي آموزش و اين بخاطر اين است كه وقتي آموزشها در راستاي نياز داخلي سازمان و كاركنان نباشد به جاي اثربخشي اتلاف وقت است . شناسايي نيازها تحليلي است كه دو وضعيت قطبي در كجا هستم (وضعيت موجود) و در كجا بايد باشيم (وضعيت مطلوب ) را موردشناسايي قرار مي دهد. (6) براي اينكه ازطريق برآورد نيازهاي آموزشي اثربخشي قسمتي از آموزشها تحقق يابد بهتر است در برآورد نيازهاي آموزشي فرايندي كه در الگوي شماره 5 نشان داده مي شودپياده سازي گردد.

الگوي شماره 5: فرايند اثربخشي برآورد نيازهاي آموزشي

 

3 - فرايند تعيين و سازماندهي محتوا: انتخاب و سازماندهي درست محتوا نيز بخشي از اثربخشي آموزشها را تضمين مي كند. به عبارت ديگر اثربخشي آموزشها چيزي نيست كه در پايان آموزش قابل اندازه گيري باشد بلكه در مراحل مختلف بايستي بدان توجه كرد. بدين منظور در تعيين محتواي آموزشي معيارهايي بايستي درنظر گرفته شود كه اهم آنها در الگوي شماره 6 نشان داده مي شود.

الگوي شماره 6: اصول انتخاب اثربخشي محتواي آموزش

در الگوي مذكور اصول انتخاب اثربخشي محتواي آموزش ذكر شده است . پس از انتخاب محتوا بايستي به شكل مطلوبي محتوا سازماندهي شود تا اثرات مطلوب را روي كارآموزان داشته باشد. بدين منظور براي سازماندهي محتواي آموزش و تضمين بخشي از اثربخشي آموزشها مي توان با برقراري توالي در محتوا به هدف مذكور دسترسي يافت . بدين منظور مي توان از روشهاي زير استفاده كرد.

سازماندهي محتوا از ساده به مشكل ;

سازماندهي محتوا براساس پيش نيازها;

سازماندهي محتوا از كل به جز;

سازماندهي محتوا براساس ترتيب زماني .(7)

 

ب : ارزيابي اثربخشي فرايند آموزش

مديريت بر فرايندهاي آموزش نقش زيادي در درستي مسير آموزشها دارد. به عبارت ديگر بخشي زيادي از اثربخشي آموزشي ازطريق نظارت مستمر و دقيق به فرايندهاي آموزشي حاصل مي شود. حسن نظارت بر فرايندها اين است كه به صورت مرحله اي و تكويني آموزشها اصلاح و درجاي خود قرار گيرد و اثربخش شوند.دراين مرحله ، براي رسيدن به اثربخشي لازم است مولفه هاي زير موردتوجه و ارزيابي قرارگيرد.

1 - ارزيابي روشهاي آموزش

2 - ارزيابي نحوه اجراي آموزش

3 - ارزيابي استانداردهاي آموزش

1 - ارزيابي روشهاي آموزش : باتوجه به اينكه روشهاي مختلفي براي آموزش وجود دارد و تنوع روشها به قدري است كه تقريبا براي هر نوع آموزش رسمي وغيررسمي ، فني وغيرفني روش و سازوكار وجود دارد در اينجا بايستي در انتخاب و بكارگيري روشهاي آموزشي دقت كرد. طراحي هدف و تعيين محتواي اثربخشي باروشهاي اثربخشي ، نتيجه اي مضاعف در اثربخشي دارد. به طوركلي در اين مرحله دو اقدام اساسي براي رسيدن به بخشي از اثربخشي هاي آموزش لازم است .

* انتخاب روشهاي متناسب با محتوا و شرايط كارآموزان و سازمان ;

* نظارت بر روشهاي آموزشي كه درست بكار گرفته شوند.

2 - ارزيابي نحوه اجراي آموزش : نظارت بر اجراي برنامه آموزشي نيز در اثربخشي تاثير دارد. ارزيابي نحوه اجراي آموزش يعني اينكه شرايط و امكانات براي اجرادرست پيش بيني شده باشد. براي اجراي موفقيت آميز يك برنامه بايد كليه هزينه هاي لازم در طول اجراي برنامه پيش بيني و تامين شود و براساس برنامه هاي زمان بندي شده توزيع شود. تداركات مالي يك برنامه بايد متناسب با نيازهاي برنامه ريزي باشد. (8) به طوركلي در اين مرحله به طور دائم بايستي نحوه اجراي آموزشها موردارزيابي قرارگرفته و نقاط ضعف آن رفع و يا شرايط لازم فراهم شود.

3 - ارزيابي استانداردهاي آموزش : زماني كه در فرايندهاي آموزشي استاندارد تدوين و اين استانداردها رعايت گردد به صورت طبيعي اثربخشي حاصل مي شود تعيين استاندارد كافي نيست بلكه رعايت و پاي بندبودن به آنها در طول آموزش مهم است ، توجه به نگرش كيفيت استانداردمدار در اين راستا مي تواند كارساز باشد. در اين نگرش قضاوت درخصوص كيفيت براساس استانداردهاي مطروحه متخصصان درمورد امور و كالاها ملاك و معيار آن تلقي مي گردد و هرگونه انحراف از استانداردها وشاخصها به معناي كاهش كيفيت (اثربخشي ) به حساب مي آيد. مثلا استاندارد و شاخص مربوط به نسبت دانشجو به استاد در دوره هاي دكتري 10/1، كارشناسي ارشد15/1، در دوره كارشناسي 18/1 و عمومي و كارداني 22/1 است (9) كه براي آموزشهاي سازمانها مي توان استانداردهاي زير راپيشنهادكرد.(جدول شماره 1)

 

استاندارد استادكار به كارآموز دوره آموزشي
1/10 آموزشهاي مديريتي در سطح عالي
1/15 آموزشهاي فني و تخصصي ويژه مهندسي
1/22 آموزشهاي فني و تخصصي تكنيسيني
1/25 آموزشهاي فني تعميركاران و اپراتورها
1/30 آموزشهاي مديريتي و عمومي
1/50 آموزشهاي سميناري

جدول شماره 1 - استانداردهاي آموزش سازمانها

 

ج :ارزيابي اثربخشي عملكردونتيجه آموزش

دراين مرحله به صورت نهايي مي توان ازطريق ارزيابي نتايج آموزشها ميزان نسبي اثربخشي آموزشها را تعيين كرد. به طوركلي روشها و معيارهايي كه به وسيله آن مي توان اثربخشي عملكرد آموزشها را سنجيد عبارتند از:

1 - معيار امتحان : برگزاري امتحان و اندازه گيري ميزان اندوخته هاي فراگيران يكي از روشهاي معمول تعيين ميزان اثربخشي است كه از اين طريق مي توان بخش ناچيزي از اثربخشي را تعيين كرد. فرايند نمره گذاري اگر دقيق صورت گيرد مي تواند معياري براي اثربخشي قلمداد شود.

2 - معيار ارزيابيهاي استادكار و مربي : يكي از روشهاي مناسب ديگري كه مي توان از آن براي تعيين اثربخشي آموزشها بهره گرفت نظرات ، تحليلها و جمع بنديهاي استادكار و مربي دوره آموزشي است . معمولا مربي واستادكار بهتر ازهر كسي مي تواند پس از پايان دوره آموزشي درمورد ميزان نسبي اثربخشي آموزش اجرا شده نظردهد واين معيار نيز قابل تعمق است .

3 - معيار بررسي عملكرد فرد در فواصل زماني مختلف : معمولا اثرات واقعي و عملي آموزشهاي فني و سازماني در كار و تصميم گيريهاي كاري مشخص مي شود.بنابراين يكي از سازوكارهايي كه تاحدودي مي تواند اثربخشي آموزشها را تعيين كند اين است كه پس از اجراي آموزش مدتي به كارآموزان فرصت داده شود كه يادگرفته هاي خود را در عمل به كار گيرند. براين اساس ، مي توان در فواصل زماني 2،3 و 6 ماهه ازطريق نظرخواهي از خود كارآموزان و مسئولان كارآموزان و همكاران كارآموزان ميزان اثربخشي آموزشها را تعيين كرد.

4 - معيار ميزان توليد: دسترسي به ميزان توليد تعيين شده مي تواند معيار خوبي براي سنجش اثربخشي آموزشها باشد ولي در اين خصوص ميزان توليد بستگي به عوامل و شرايط مختلفي دارد كه قدرالسهم آموزشي نيز در اين راستا قابل توجه است . بنابراين ، با سازوكارهايي بايستي سهم آموزش را در ميزان توليد تعيين تا ميزان اثربخشي آموزشها مشخص شود.

5 - معيار كيفيت توليد و فعاليتها: توليد محصول كيفي گرچه نياز به مواد و ابزارهاي خاص خود را دارد ولي آنچه نقش تعيين كننده دارد مهارت و دانش منابع انساني درتركيب مواد و ابزارهاست . بنابراين ، ميزان كيفيت توليد كالا يا خدمات نيز به عنوان يك معيار براي اثربخشي آموزشها مي تواند مورداستفاده قرارگيرد.

6 - معيار كاهش هزينه هاي سازمان : صرفه جويي در وقت ، مصرف مواد، انرژي ، امكانات مختلف و منابع انساني چيزي است كه سهم تجهيزات در آن ناچيز است وفكر و مهارتهاي منابع انساني است كه در آن نقش اصلي را ايفا مي كند. بنابراين ، مي توان نسبت بين كاهش هزينه هاي سازمان را با ميزان آموزشهاي مختلف تعيين و ازاين بابت به معياري براي تعيين اثربخشي آموزشها دست يافت .

7 - افزايش ميزان پيشنهادات : ميزان پيشنهادات در يك سازمان مي تواند با ميزان آموزشها رابطه داشته باشد. بدين صورت كه با آموزش افكار و ايده هاي جديدي دركاركنان ايجاد واين ايده هاي جديد منجر به شكل گيري پيشنهادات جديد مي شود. بنابراين ، تعداد و نوع پيشنهادات مي تواند معياري براي تعيين اثربخشي آموزش محسوب گردد.

8 - معيار كاهش تخلفات كاري : تخلفاتي كه ماهيتي كاري و وظيفه اي داشته باشند نه آنهايي كه ماهيت جرم دارند مي تواند رابطه مستقيمي با آموزش داشته باشد. اين مساله بخاطر اين است كه بخشي از كم كاريها و تخلفات كاري ناشي از عدم آشنايي كاركنان به مقررات و ضوابط كار و كارگاه و يا ناآگاهي از نوع و پيچيدگي كار است كه اين امر با آموزشهاي مختلف قابل تعديل است . بنابراين ، با كاهش ميزان تخلفات كاري مي توان تاحدودي به اثربخشي آموزش دسترسي يافت .

9 - معيار كاهش حوادث ناشي از كار: تجارب عملي در موسسات توليدي بيانگر اين است كه درصد زيادي از علل حوادث انساني است كه دربين علل انساني ، بخشي اعظم آن ناشي از عدم آگاهي از نحوه ايمني كاركردن با تجهيزات است . آموزش مي تواند درصد زيادي از حوادث را كه ريشه در ناآگاهي كاركنان دارد، برطرف سازد.براين اساس كاهش حوادث معيار خوبي براي تعيين اثربخشي آموزشي محسوب مي گردد.

نتيجه گيري

اجراي آموزشهاي سازماني زماني مفيد است كه اثربخش و در راستاي نيازهاي واقعي سازمان باشد. بر اين اساس براي جهت دار و مفيدساختن آموزشها نياز به تعيين اثربخشي آموزشهاست كه اين امر كار دشواري است و معيارهاي مشخصي براي آن وجود ندارد. در مقاله حاضر سعي گرديد مفهوم ارزيابي اثربخشي آموزش تبيين و اين نكته تحليل شود كه ارزيابي اثربخشي آموزشها از زمان شروع آموزشها شروع و تا پايان آموزش ادامه دارد و معيارهايي درسرمقوله معيارهاي درون دادي ،معيارهاي فرايندي و معيارهاي نتيجه اي براي تعيين ميزان اثربخشي آموزشها ارائه گرديد.

منابع و ماخذ:

1 - گروه مشاوران يونسكو، فرايند برنامه ريزي آموزشي ، مترجم ، فريده مشايخ ، تهران : انتشارات مدرسه ، 1369، ص 150

2 - كورش ، فتحي و اجارگاه ، اصول برنامه ريزي درسي ، تهران : انتشارات ايران زمين ، 1377، ص 205

3 - كرامت ، عظيم ، مديريت موثر و رهبري خلاق ، ترجمه امين الله علوي ، فصلنامه مديريت دولتي ، شماره 11

4 - عباس بازرگان ، آغازي بر ارزيابي كيفيت در آموزش عالي ايران ، فصلنامه پژوهش و برنامه ريزي در آموزش عالي ، شماره 15،16، ص 129

5 - كورش ، فتحي و اجارگاه ، اصول برنامه ريزي ، ص 226

6 - ايرج ، سلطاني ، برنامه ريزي آموزشي و جايگاه آن در مديريت سازمانها، مجله تحول اداري ، شماره 10 و 11، ص 83

7 - علي ، تقي پورظهير، برنامه ريزي آموزشي و درسي ، تهران : انتشارات آگاه ، 1371، ص 181 و 182

8 - گروه مشاوران يونسكو، فرايند برنامه ريزي آموزشي ، ص 140

9 - نادرقلي ، قورچيان ، تحليلي بر مكعب كيفيت در نظام آموزش عالي ، فصلنامه پژوهش و برنامه ريزي در آموزش عالي ، شماره 7 و 8، ص 16

دكتر ايرج سلطاني : مدرس دانشگاه و رئيس امور كاركنان شركت فولاد مباركه

 




در اين شماره مى خوانيد:
سر مقاله
به مديريت نيز بينديشيم!
ميز گرد
چالشهاى توسعه صنعتى كشور
مقالات
راهبرى و مديريت نيروهاىدانشگرا
راهكارهاى دستيابى صنايع ايران به توليد در سطح جهانى
راههاى توانا سازى كاركنان
اثربخشى آموزش در سازمانهاى صنعتى و توليدى
حمايت سازمان از روش مديريت پروژه
سازمان , قلمرو مشترك زنان و مردان
اجراى نظام پيشنهادها در ادارات دولتى
تحقيق درباره ابزارهاى مديريتى در سال 2000
مهندسى عوامل انسانى در برنامه ريزى توليد
گزارش ويژه
سياستهاى تشويقى, براى كدام صنايع و چگونه
گزارشهاى داخلى
هدف,آمادگى براى كسب سهم شايسته
توسعه صنعتى كشور و صندوق ذخيره ارزى
پيامد فرهنگى جهانى شدن
كوتاه و خواندنى
جايگاه انجمنهاى علمى , مهندسى در فرايند جهانى شدن
مراحل تفويض اختيار در سازمانها
نتيجه يك تحقيق در مورد تصميم گيرى
گزارش شبكه
كاهش خسارتهاى رايانه اى
روى خط اينترنت
نگاهى به يك كتاب
تفكر ناب
معرفى كتاب
روي جلد