نگاهي به فرآيند گذار از حمايت گرايي به سياستهاي تشويقي در صنعت كشور
سياستهاي تشويقي ;براي كدام صنايع وچگونه ؟
گروه گزارش : علي اكبر بابايي - فرانك جواهردشتي - مهرانگيز يقين لو
اشاره : به نظر مي رسد انديشه نويني در پاره اي مراكز تصميم گيري و تصميم سازي پاگرفته ودر حال گسترش است كه تا يك دهه پيش تقريبا نشان از آن نبود. اين انديشه مي گويدبه جاي حمايتهاي بي قيدوشرط از گروهي از صنايع كه به طور عمده نيز دولتي يا وابسته به نهادها هستند، سياستهاي تشويقي را جايگزين كنيم تا هر بنگاهي به هر ميزان كه شايستگي و شرايط استفاده از آنها را دارد، از آن بهره مند شود. يك واقعيت تلخ مدتهاست ذهن را آزار مي دهد. واقعيتي به نام نامناسب ونامساعدبودن اوضاع بنگاههاي اقتصادي و به ويژه صنايع و توليدكنندگان ايراني در قياس با تحولات جهاني و آينده اي كه با پيوستن ناگزير كشورمان به سازمان تجارت جهاني ،بايد با آن روبرو شويم . صنعت ايران روزگار و احوال خوشي ندارد و برخي بررسيهاي كارشناسان وصاحب نظران نشان مي دهد كه اين بخش مهم اقتصاد كشور براي ماندن در بازاررقابت آميزي كه هر روز نيز شرايط دشوارتر مي شود و دنيايي كه رو به تحول است ، 7 سال بيشتر فرصت ندارد. مسئولان بلندپايه اقتصادي و سياسي ايران اميدوارند بااستفاده ازسازوكارهاي تشويقي از يك سو و برداشتن موانع و سدهاي قانوني و مقررات بازدارنده ازطرف ديگر، صنعت كشور را از فرود شتاب آلود آن رهايي بخشند. تلاش براي كاهش نرخ سود تسهيلات اعتباري بانكي ، كوشش براي آسان سازي مراحل در پرداخت وامهاي ارزي ، جديت براي كاهش نرخها و ضرايب مالياتي بخش صنعت ، برنامه ريزي براي كاستن از موانع در صادرات توليدات صنعتي و اعمال تشويقهاي صادراتي در چندماه اخير نشانه هايي از برنامه هاي دولت براي بهبود وضعيت نامساعد صنعت است . در كنار اين سياستها، تلاش دوباره اي نيز براي رفع و كاستن ازحمايتهاي انحصاري و اغلب ناكارآمد آغاز شده است . اما در كنار همه اين مسايل ، كارشناسان و خبرگان صنعت و اقتصاد كشور بر اين باورندكه تلاشها و برنامه ريزيها براي بهبود بخش صنعت بايد بادقت و بررسيهاي همه جانبه همراه باشد و نبايد تجربه تلخ سالهاي گذشته تكرار شود. واقعيت اين است كه هم سياستهاي حمايتي و هم سياستهاي تشويقي بايد با برآورد دقيق و محاسبه سود و زيان براي صنايع گوناگون به تناوب و درجات گوناگون و روشهاي مناسب اعمال شود تا حاصل كار چيزي باشد كه موردنظر همه كارشناسان و برنامه ريزان در بخش صنعت كشور است . < تدبير> نيز به سهم خود كوشيده است در اين گزارش به واكاوي شرايط فعلي و شرايطمطلوب بپردازد و بااستفاده از نظر كارشناسان و صاحب نظران چندوچون اين امر رابررسي كند تا مشخص شود كه چه فرايندي براي گذار از سياستهاي حمايتي به سياستهاي تشويقي موثر و مناسب است . صاحب نظراني كه از نظر آنها در تهيه گزارش بهره مند شده ايم عبارتند از:- مهندس ايرج اقتصادي : كارشناس مسايل صنعتي و مدير روابط عمومي و صنعتي شركت سازه گستر - مهندس محمدرضا زنجاني فر: مديرعامل شركت سرمايه آرا و رياست صنايع همگن موتوسيكلت - مهندس محمدمحمدي طوفاني نژاد: مديرعامل گروه صنعتي سديد - مهندس بهروز غروي : استاد دانشگاه و كارشناس ارشد حمل و نقل در سازمان حمل ونقل و پايانه هاي كشور - دكتر رحمت الله نيكنام : استاد دانشگاه و كارشناس مسايل اقتصادي بسياري از كارشناسان براين عقيده اند كه يكي از اهداف مترقي كه در برنامه سوم توسعه پيش بيني شده است، لغو انحصارات است. اما همين كارشناسان مي گويند: يكي از مواد قانوني برنامه سوم توسعه كه از لحاظ اجرايي موردتوجه قرار نگرفته است ماده35اين قانون درمورد لغو انحصارات است. براساس ماده 35 قانون برنامه سوم توسعه ، دولت مكلف است يك سال پس از تصويب برنامه ، اقدامات قانوني براي لغو انحصار را به اجرا درآورد. ممكن است بگوييم با حل مشكل نقدينگي صنعت ما، تحول ايجاد مي شود يا بهره وري افزايش مي يابد و قدرت رقابت پيدا مي كنند، اما آيا واقعا چنين است ؟ تا بيش از دهه 90 سياستها براساس حمايت از توليدات ملي در كشورها بود. اما امروزنظام تجاري گسترده اي در جهان حاكم است كه چندجانبه عمل مي كند. بسياري از كارشناسان براين عقيده اند كه يكي از اهداف مترقي كه در برنامه سوم توسعه پيش بيني شده است ، لغو انحصارات است . اما همين كارشناسان مي گويند: يكي از مواد قانوني برنامه سوم توسعه كه از لحاظ اجرايي مورد توجه قرار نگرفته ،ماده 35 اين قانون در مورد لغو انحصارات است . براساس ماده 35 قانون برنامه سوم توسعه ، دولت مكلف است ظرف يك سال پس از تصويب برنامه سوم ، اقدامات قانوني براي لغو انحصار و جلوگيري از فعاليتهاي اقتصادي انحصارگرانه را به اجرا درآورد. اين درحالي است كه هم اكنون يك سال و هشت ماه از اجراي برنامه سوم مي گذرد و تقريبا هيچ اقدام موثري در اين زمينه انجام نگرفته است . فصل چهارم قانون برنامه سوم تحت عنوان <تنظيم انحصارات و رقابتي كردن فعاليتهاي اقتصادي > تماما به اين مساله اختصاص يافته و در مواد 28 تا 34 دولت ووزارتخانه هاي مختلف را مجاز كرده است انحصارات اقتصادي در زمينه ارائه خدمات پست و مخابرات ، توليد چاي ، حمل و نقل ريلي ، دخانيات ، قند و شكر، پالايش ، پخش وحمل و نقل مواد نفتي و فرآورده هاي نفتي و نيز برخي فعاليتهاي بيمه اي را از بين ببرند.بااين وجود يكي از فصلهاي مهم برنامه سوم كه درصد تحقق اجراي آن نزديك به صفراست ، همين فصل چهارم قانون برنامه سوم است .چرا حمايت گرايي ؟ اما چه زمينه هايي باعث شد كه بخشي از صنايع ما ناگزير شوند زير چتر حمايتهاي دولتي قرار گيرند و اين حمايتها در چه شرايطي اعمال شدند. آقاي ايرج اقتصادي نخستين كارشناسي است كه به اين پرسش اشاره كرده است .به گفته وي قبل از پيروزي انقلاب اسلامي صرفنظر از ويژگيها، وابستگيها و اهداف افراد،فضاي فعاليتهاي اقتصادي و صنعتي كشور فضاي فعاليت و اعتماد به بخش خصوصي بود. چنانچه كارخانجات صنعتي همچون ايران خودرو كه هپكو و صدها واحد بزرگ ديگر توسط همين افراد و خانواده ها سرمايه گذاري شد و يك هرم پيچيده اي از فعاليت بخش خصوصي ديده مي شد. متاسفانه پس از پيروزي انقلاب با ديدگاههاي سوسياليستي و اعتماد به دولت اين واحدها دولتي شد. چون علم و تجربه مديران و سياست گذاران مادر اندازه مديريت واحدهاي بزرگ صنعتي نبود. بحرانهايي در سالهاي نخست در اين واحدها بوجود آمد. در درازمدت نيز اين واحدها به علت عدم ثبات مديريتها و... با عدم سرمايه گذاري نوسازي و توسعه مواجه شدند كه بخشهايي از اين واحدها امروز مستهلك يا بسيار كم بازده است . قبل از پيروزي انقلاب دولت باايجاد سازمان گسترش و نوسازي صنايع ايران (فعلي )، بخشهايي كه در توان بخش خصوصي نبود و يا براي آنان ريسك بالايي داشت واز سويي نياز توسعه زيرساختهاي صنعتي كشور بود سرمايه گذاري كرد. (با هدف واگذاري بخش خصوصي ) كارخانجات متعددي از جمله ماشين سازي اراك ،ماشين سازي و تراكتورسازي تبريز، يرالكو، واگن پارس و.. از اين جمله اند.خالي كردن فضاي اقتصاد صنعتي كشور از بخش خصوصي ، تنگناها و تصميم هاي بدون استراتژي درازمدت ، بخش عمده اي از اين واحدها را به سوي حمايت طلبي ازدولت كشيد. حمايت دولت از صنايع را به دو گستره عام و خاص مي توان تقسيم كرد. حمايتهاي عام همچون پرداخت سوبسيد انرژي - كمكهاي بلاعوض در قالب وام وتامين ارز ارزان از اين زمره اند حمايتهاي خاص : هر واحد متناسب با مشكلات جاري خود از دولت تقاضاي حمايت كرد. اخذ وام و ارز براي تامين مواد و ماشين آلات وآموزش مديران ، بازاريابي داخلي و بين المللي براي فروش محصولات ، اعمال سياستهاي عدم واردات براي ايجاد بازار انحصاري داخلي و... اعمال اين حمايتها تاامروز در ايجاد سياست جايگزيني واردات تا حدودي پاسخ داده ولي بخشهايي از واحدهاي صنعتي ما را با تعدد مراكز مالكيت دولتي مستهلك وبي بازده كرده و در فضاي اقتصاد رقابتي امروز تداوم اين سياستها پاسخ گو نيست . سخت نگيريم از اين مدير صنعتي كه تجربه سالها كاركردن در واحدهاي بزرگ را دارد، درباره گامهايي كه براي برون رفت از اين وضع بايد برداشت نيز پرسيديم . وي گفت : به نظر من دراولين گام بايد با تدوين راهكارهاي مناسب و قوانين نيرومند، يكبار ديگر فضا را براي فعاليت واقعي بخش خصوصي آماده نماييم . دوم اينكه واگذاري واحدهاي بزرگ دولتي به بخش خصوصي در قيمت گذاري اين واحدها نبايد خيلي سخت بگيريم زيرا با واگذاري ، اين بخشها از اقتصاد ملي خارج نمي شوند. وقتي ما هنوز فرار سرمايه ها و مغزها را داريم كدام حمايت يا تشويقي پاسخ داده ؟ بايد سعي كنيم اين واحدها را به افراد كارآفرين و توانمند بااخذ تعهد نسبت به توسعه و نوسازي ، سرمايه گذاري و جذب تكنولوژي روز، نوآوري ، به روزرساني ، ايجاد اشتغال در سناريوهاي مطالعه شده واگذار كنيم و در پيگيري براي تحقق اين تعهدات سخت بگيريم . در جهت تداوم حمايتها ضمن انجام مطالعات كارشناسي و تصويب قوانين كارساز وباهدف جذب سرمايه نقدي و مديريتي بخش خصوصي ، زمينه را براي اصلاح و تعديل نظام مالياتي ، اصلاح قانون كار، فعال سازي سيستم بانكي در خدمت نظام صنعتي وتوليدي ، آموزش و ارتقا سطح مديريت ، روانسازي امكانات جابجايي اطلاعات و دانش ،فراهم سازيم و سعي كنيم قوانين را براي ثبات روابط تجاري ملتها به رسميت بشناسيم وآنها را از تصميم هاي سياسي تا حدممكن مستقل سازيم . بامطالعه و خلق فرصتها، شرايط را براي عضويت در WTO براي كمتر از دست دادن امتيازها و كسب شرايط بهتر فراهم سازيم و سياستهاي تشويقي براي صادرات اختصاص دهيم . دولت براي ايجاد فرصت رقابت در بازارهاي بين المللي ، جمع هزينه هايي را كه بابت ماليات و بيمه و ساير عوارض كه بخش عمده اي از هزينه هاي بيرون كارگاهي صنعت را تشكيل مي دهد، به عنوان سوبسيد صادراتي به صادركننده برگرداند. تعرفه اين تشويق متناسب با مزيتهاي صادراتي كشور در بخشهاي مختلف صنعتي مي تواندمتفاوت باشد.آقاي رحمت الله نيكنام كارشناس ديگري بود كه در پاسخ به اين پرسش و در تعريف حمايت گرايي و تشويق ، هم چنين تشخيص حمايت گرايي سالم از ناسالم گفت : حمايت گرايي به كليه تصميمات دولتي گفته مي شود كه به نحوي جلوي رقابت سايرين را موقتا بگيرد و يا كاهش دهد. سايرين مي توانند توليدكنندگان خارجي باشند يابخش خصوصي داخلي اما در صورت وجود انحصارات دولتي ، وضع فرق مي كند وديگر موقتي نيست . حمايت گرايي سالم و ناسالم موقعي قابل تميز هستند كه يك تاريخ مشخص براي مدت حمايت و نحوه حمايت (آيا از طريق بازار و سيستم و قيمت هاست يا به صورت دستوري ) از قبل اعلام گشته و تمديد نشود. به طوري كه مزيت نسبي بعد از زمان اعلام شده حاصل آيد امري كه به ندرت در كشور شاهد آن بوده ايم .اين استاد اقتصاد در ادامه افزود: سياستهاي تشويقي مانند سوبسيد، بخشودگي مالياتي ، گمركات سنگين و امثالهم در زمينه هايي به كار گرفته مي شوند كه بعد از مدت معيني باعث ايجاد مزيت نسبي شوند. به طوري كه ديگر نه فقط احتياجي به حمايت نباشد، بلكه صنعت موردنظر در شرايط رقابتي سودده شود و به دولت نيز ماليات بپردازد. خصوصي سازي بهترين تشويقآقاي محمدرضا زنجاني فر نيز در خصوص تعريف حمايت گرايي در كل و به طوراخص در صنعت و مرز ميان حمايت گرايي سالم و ناسالم گفت : حمايت گرايي يعني اتخاذ تدبيري براي رشد صنايع ، حمايت سالم حمايتي است كه منجر به رشد صنعتي شود و حمايت ناسالم عكس آن است . اگر ما به كارنامه چندسال گذشته خويش بنگريم و به سياستهاي گذشته خود نگاه كنيم ، صنعت ما صنعت بيماري است ، نرخ رشد صنعتي در دنيا در سالهاي 73-78 به طور متوسط 8/4% بوده است .كشور ايران ، مصر و تركيه رويهم 8/11% سهم صنعت را به خودش اختصاص داده است .توليد ناخالص داخلي تركيه 9/23% هند 7/17% مالزي 30% چين 42% ايران 15%بنابراين كشورهاي در حال توسعه حدود 24% ارزش افزوده براي خودشان ايجاد كرده اند. در حال حاضر كه كشور قرار است با عضويت در WTO مواجه شود و وارد آن شودبايستي ديدگاههاي مهمتري را مدنظر قرار دهد، براي نوسازي و حمايت گرايي بايستي سوبسيدها را حذف كنيم و در جهت رشد صنايع حركت كنيم ، مثلا براي صنايع خودرومااعتقاد داريم كه در دنياي آينده صنعت قطعه سازي از بين رفته است و مونتاژ جايش راگرفته ، اين مدير صنعتي در خصوص سياستهاي تشويقي نيز گفت :بهترين سياستهاي تشويقي دولت كمك به ساخت زيربناي كشور است ، مانندزيرساختهاي جاده ، بندر، مخابرات ، شفاف شدن قوانين و مقررات در اين زمينه و سايرموارد، به نظر من سرمايه گذاري زيربنايي و آموزش مهمترين عواملي است كه دولت بايدبه آن اهميت دهد. زيرساختهاي سرمايه گذاري و زيربنايي مهمترين عاملي است كه مي تواند مهم باشد، صادرات امروزه در دنيا به صورت كالا نبوده و مزيت نسبي ايران درزمينه هاي فني - مهندسي برنامه ريزي ، كامپيوتر و طراحي است . بنابراين بزرگترين سياست تشويقي دولت خصوصي سازي در زمينه اطلاع رساني كه دچار ضعف هستيم وهنوز صنعت آن در ايران رشد نكرده است و به همين سبب رشد صنعتي و اقتصادي كنداست . همين پرسش را باآقاي بهروز غروي نيز در ميان گذاشتيم و از وي پرسيديم كه آيااجراي مناسب اين سياستها به تحول نيز مي انجامد يا خير. وي در پاسخ گفت : به اعتقاد من قبل از پرداختن به بحث حمايت گرايي يا نقش سياستهاي تشويقي درتوسعه صنعتي كشور اجازه دهيد به اين نكته اشاره كنم كه اساسا ساختارهاي صنعتي مادچار اشكال هستند. اگرچه اين ساختارها مزيتهاي بالقوه دارند اما در شرايط رقابتي قرارنگرفته است . در شرايطي كه ما از نظر توليدات صنعتي با بازارهاي جهاني اختلاف قيمت بسيار داريم و قيمت توليد كالاي داخلي ما سه برابر مشابه آن در بازارهاي جهاني است .چگونه مي توان از حمايت گرايي يا سياستهاي تشويقي صحبت كرد. با نگاهي به دو دهه اخير و تحولات بزرگي كه در صنايع جهاني رخ داده است مشاهده مي كنيم كه صنايع آنهاچگونه تخصضي شده و ساختارهاي صنعتي خود را چگونه تغيير داده اند. شايد تغييرات حاصل در ساختارهاي صنعتي كشورهاي صنعتي الگوي خوبي براي انجام تغييرات درساختارهاي صنعتي ما باشد. بنابراين نمي توان به درستي گفت كه كدام صنعت يا صنايع مابه حمايت و كدام به تشويق نيازمند است . صنايع ما احتياج به بازنگري جدي ، تغييرساختارها و برابري قيمت با كالاهاي مشابه خود در ساير كشورها دارد و اينكه در شرايطرقابتي باآنها قرار گيرد. آقاي محمدمهدي طوفاني نژاد نيز به اين پرسش اين چنين پاسخ داد: همان گونه كه مي دانيد محصولات سه گونه توليد مي شوند يا مصرفي هستند، يا واسطه اي و ياسرمايه اي ، محصولات مصرفي و واسطه اي به سياستهاي تشويقي نياز دارند اماتوليدكنندگاني كه به ساخت كالاهاي سرمايه اي مبادرت مي ورزند بايد مورد حمايت واقعي قرار گيرند مانند كالاي سرمايه اي كاغذ كه اگر حمايت نشود ممكن است توليد آن بامشكل روبرو شود. به جز كاغذ، تمام شركتهايي كه در امور نفت وگاز فعاليت دارند وبه صورت پيمانكاران عمومي تخصصي عمل مي كنند نيز براي آنكه در اين صنايع تجارب ارزنده اي كسب شود، بايد حمايت جدي شوند. زيرا چنين شركتهايي در توليد كيفي كالاهاي اساسي نقش موثري دارند. چنين حمايتهايي به توسعه صنعت كمك خواهد كرد و باعث خواهد شد صنعتگران ايران از مرحله توليد يك محصول مصرفي يا واسطه اي خارج و به مرحله طراحي وتوليد محصولات كيفي دست يابند. سياستهاي سليقه اياين مدير صنعتي در ادامه راجع به چگونگي اجراي سياستهاي تشويقي گفت : به نظرمن سياستهاي تشويقي در صنايع ما به صورت برهه اي و سليقه اي عمل مي شود كه دليلش نبود استراتژي خاص براي صنعت يا صنايع ماست ، نبود اين استراتژي باعث خواهدشد تا تمام اقدامات جانبي شكل مشخصي به خود نگيرد درنتيجه تمامي حركتهابه صورت مارپيچي خواهدبود و درهم ريختگي بزرگي در سياستهاي تشويقي و درنتيجه در صنايع بوجود خواهدآمد. بنابراين ايجاد بستر حركتهاي صنعتي به سمت اهداف استراتژيك سياست تشويقي بسيار خوبي مي تواند باشد درجهت رشد و توسعه صنعت كشور. اين پرسش نيز همواره مطرح مي شود كه سازمانها يا نهادهايي در اين امر يعني اجراي سياستهاي تشويقي نقش عمده اي دارند. آقاي محمدرضا زنجاني فر در پاسخ به اين پرسش كه چه نهاد يا ارگاني در اجراي درست فرايند سياستهاي تشويقي ازنظر مالي واجرايي نقش موثر و كارا ايفا مي كنند، گفت : وزارت بازرگاني ، وزارت صنايع ، بانك مركزي ، گمرك ، وزارت امور اقتصادي و دارايي ازجمله مهمترين مراكزي هستند كه مي توانند سياستهاي تشويقي را ايجاد كنند. اما راجع به اينكه بستر فرهنگي ، اجتماعي و اقتصادي لازم براي پذيرش اجراي سياستهاي تشويقي در صنعت كدام است بايد بگويم ، فرهنگ در سيستم هاي سازماني به معناي ساده نحوه اجراي كار افراد است ، در جوامع جهان سوم رفتار انسانها درمقابل سازمان به صورت خطي تعريف مي شود، هيچكدام از ساعتها يا فرصتها و زمانها در ايران تعريف نمي شود. در كشورهاي پيشرفته صنعتي زمان و خلاقيت با هم وجود دارد بنابراين ايجادفرهنگ مناسب ، توسعه صنعتي مناسب است براي ايجاد سياستهاي تشويقي در صنعت بايستي با رقابت اين بستر فراهم شود، مثلا در صنعت غذايي وجود رقبا و وضعيت رقابتي باعث شده كه بسته بندي بهبود پيدا كند. از اين مدير صنعتي خواستيم به اين پرسش نيز پاسخ دهد كه آيا شكاف بين رشدصنعتي كشورمان با ساير كشورهاي صنعتي و پيشرفته با اين روش ، يعني كم شدن فرايندحمايت گرايي از صنايع و افزايش سياست تشويقي پر مي شود يا خير. وي نيز در پاسخ گفت : به نظر من شكاف موجود كه به وجود آمده است ناشي از حمايت گرايي بي موردبوده است كه اجبارا دولت مجبور به اجرايش بوده است . ما به جاي آنكه مزيتهاي نسبي خودمان را با جهان مقايسه كنيم ، درحال حاضر از 128 رشته صنعتي ، دولت 70 رشته راحمايت كرده است ، واين منجر به آن شده كه صنايع ما در مقابل صنايع جهاني قدرت رقابت خود را از دست داده است و باتوجه به پيامدهاي عضويت در سازمان تجارت جهاني تعداد زيادي از اين صنايع شكست خواهند خورد. يكي از كمكها و سياستهاي تشويقي دولت مقايسه مزيتهاي نسبي صنايع در رشته هاي مختلف خواهد بود، بنابراين ما بايستي اين مساله را به صورت مبرم درنظر بگيريم . فقط بخش خصوصيپرسش طرح شده در بالا را با يك صاحب نظر ديگر يعني آقاي رحمت الله نيكنام نيزدرميان گذاشتيم . پاسخ وي از اين قرار است . نهادهاي مجري سياستهاي تشويقي ازنظر اقتصادي ، مالي ، و غيره دولتي هستندمانند گمركات ، وزارت دارايي يا وزارت كشاورزي يا حتي بانك مركزي . سياستهاي تشويقي بايد براي بخش خصوصي اعمال شود و بستر لازم براي اجراي مناسب آنها برمي گردد به دقت لازم در تشخيص اوليه شانس مزيت نسبي پذيري صنعت موردنظر. سياستهاي تشويقي در ايران تقريبا هميشه براي انحصارات دولتي بوده اما ناموفق بوده اند. بخش خصوصي قابل ذكري هم در كشور وجود ندارد. اين نكته را هم اضافه كنم كه در كشورهاي موفق در بكارگيري سياستهاي تشويقي مانند ژاپن و كره جنوبي ، اساس مزيت نسبي پذيري صنعت ، متعلق به بخش خصوصي است . در درازمدت پس از بررسيهاي مستقل تصميم گرفتند و بعداز مدت معيني نيزتشويقها را برداشتند، به طوري كه علاوه بر رهاكردن آنها براي رقابت آزاد ماليات هم ازآنان دريافت مي كردند. اين پرسش را با آقاي بهروز غروي نيز درميان گذاشتيم . وي در پاسخ به برخي عواملي كه سبب ايجاد شكاف شده است اشاره كرد و در اين زمينه گفت : بياييد به دهه 80 ميلادي و اتفاقات مهمي كه ازنظر روند صنعتي شدن جهان رخ داده است نگاه كنيم .نخستين اتفاقي كه در آن دهه رخ داده است ، رشد و توسعه شبكه هاي ارتباطي حمل ونقل در تمام سطوح بود. كه اين باعث اتفاق دوم يعني ايجاد تغيير در فرايندهاي توليدي توسط تحولات صنعتي شد و سوم اينكه گرايش توليدكنندگان به منطقه گرايي باعث شدكه توليدكنندگان و مصرف كنندگان به صنايع گسترده اي دست يابند كه همراه با رشدصنعتي در جهان بود. درنتيجه مساله رقابت در جهان صنعتي تشديد يافت و توليدكنندگان براي حفظ خوددر بازارهاي جهاني تمام تلاش خود را درجهت ارتقاي سطح خدمات خود قرار دادند وسعي كردن ضمن افزايش كيفيت كالا و خدمات خود، كالاي خود را به موقع و در زمان ومكان مشخصي به بازارها عرضه كنند. پس اين روند باعث ايجاد تحولات ساختاري درتوليد و خدمات طي دهه 80 شد كه از اهميت خاصي برخوردار بود. در دهه 90 آنچه كه مطرح شد توليد به موقع و ارائه آن به بازارها در زمان معين و پايين آوردن هزينه هاي توليد بود كه مهم تلقي مي شد. اما آنچه كه بسيار مدنظر توليدكنندگان قرار گرفت اصل مشتري گرايي و توجه خاص به خواست مشتريان بود كه خلق چنين تفكري نيز ناشي ازتحولات ساختاري بود كه در صنايع و توليد يا خدمات ايجاد شده بود. كم كم شركتهايي تاسيس شدند با نام ، <BUSINESS LOGISTIC> كه از يك سو مواداوليه كارخانه هاي توليدي را توليد مي كردند و از سوي ديگر مركزي بودند براي ارائه يا عرضه محصولات كارخانه ها. اين شركتها باعث شدند تا مساله حمل ونقل كه تا دهه 80 مهمترين مساله بودتاحدي حل شود و بحث زنجيره عرضه كالاها تعويض شود. از طرفي با ايجاد تغيير نگاه به عرضه كالاها در بازار و كاهش مشكلات حمل ونقل ، هزينه هاي حمل ونقل كالا نيزكاهش و كيفي شدند. پس برگشت سرمايه در سرمايه گذاريهاي متعدد براي توزيع رشديافت .آنچه كه در دهه 90 شكل گرفت ، رفع نگراني توليدكنندگان براي توليد و توزيع محصولاتشان بود. يعني با متمركز شدن صنعت بر توليد، شركتهاي كوچك با سرمايه هاي خود اقدام به خريد مواداوليه موردنياز كارخانه ها مي كردند و درمحل كارخانه تحويل كارخانه دار مي دادند يا كالاهاي آنها را مي خريدند و خود آنها را توزيع مي كردند. ازطرفي كارخانه ها و كارخانه دارها ديگر نيازي نمي ديدند تا تمام فرايند توليد كالاي خود را زير يك سقف و در يك كارخانه بسازند، مثلا كارخانه هاي خودروسازي ، تمامي خودرو را يك جا توليد نمي كردند بلكه قطعات مختلف يك خودرو در كارخانه هاي گوناگون و در مكانهاي مختلف ساخته مي شد. پس شركتهاي <BUSINESS LOGISTIC>، باعث شدند كه يك فرايند به اجزاءمختلف تقسيم شود و باتوجه به امكانات شبكه ارتباطي توليد هركدام از اجزاء درمنطقه اي خاص متمركز شد كه از امكانات خاص خود برخوردار بود نتيجه اينكه 1 -صنايع از دغدغه مسايل بازرگاني خارج شدند. 2 - تحولات عميق در فرايند توليد وصنعت باعث شد تا توليدات در يك نطقه انجام نشود بلكه به جاي يك كارخانه درچندين كارخانه پخش شود. هر قطعه باتوجه به خصوصيات منطقه توليد مي شد و اين جهشي عظيم براي صنعت به حساب آمد.اين امر در بخش تجارت نيز رخ داد. با بزرگ شدن كمپاني ها، كشورهاي پراكنده ،گردهم آمدند و گروههاي صنعتي يا تجاري تشكيل دادند و تفكر جهاني شدن كم كم شكل گرفت . پس در چنين حالتي كه تمركز صنعتي در جهان ايجاد شده است ، كالاها با هزينه پايين توليد مي شوند، كيفيت كالاها افزايش يافته است و مواداوليه ارزان به كارخانه هاتحويل داده مي شود و حتي كالاهاي توليدشده صنعتي بسيار راحت و ارزان حمل ونقل ياجابه جا مي شوند، شكاف صنعتي ميان ما و كشورهاي صنعتي از نظر توليد، صنعت وتجارت روزبه روز بيشتر شده و مي شود. وقتي قيمت كالاهاي توليدي ما با مشابه خارجي آن سه برابر تفاوت دارد و وقتي مادر شرايط رقابتي با ساير كشورها قرار نگرفته ايم ، اين شكاف هر روز گسترش مي يابد. مشكل ما اشكال در ساختارهاي صنعتي ، توليدي و حمل ونقل ارزان ماست بنابراين نمي توان بي توجه از كنار چنين ساختارهايي بگذريم ، اما صحبت از گذر از حمايت گرايي و يا سياستهاي تشويقي كنيم . ما بايد جايگاه اصلي و واقعي خود را در صنعت ، تجارت ،صادرات و بطوركل در توليد بيابيم ، سپس با شناخت جايگاه خود مي توانيم بگوييم دركجا قرار گرفته ايم و چه بايد بكنيم . كمپاني هاي بزرگ چه در بخش توليد دارو، لوازم خانگي و چه در بخش الكترونيك از ابتدا كارخانه هاي خود را خرد كردند و توليدات خود را در يك منطقه نمي ساختند. آنهابا مزيت نسبي كه داشتند به كمك فناوريهاي نوين (HIGH TECHNOLOGY) به جهاني شدن پرداختند و بسياري از آنها در اروپا در چارچوب اتحاديه اروپا قرار گرفتند. شركت بزرگي چون <زيمنس >، ابتدا تمام مشكلات خود را با ساير كشورها و شركتهاي ديگر رفع كرد و بعد ساختار منطقه اي را در خود ايجاد كرد و به تحولات تجاري و صنعتي پرداخت اما اين اتفاق براي كدام شركت ايراني كه منابع خاصي هم داريم ايجاد شده است . ما هنوزنتوانسته ايم خود را در يك منطقه از جهان تعريف و يا در بازارهاي جهاني مطرح كنيم .در ادامه گفت وگو از اين كارشناس مسايل اقتصادي خواستيم باتوجه به مطالب گفته شده ، آيا راه حلي نيز متصور است و بايد اميدوار باشيم يا خير؟ وي در پاسخ گفت : بله راهكارهاي بسيار و اميدهايي براي صنعت ما وجود دارد. همانطور كه در ابتدا نيز اشاره كردم ما مزيتهاي بالقوه اي داريم كه بالفعل نشده است و اين راه كار دارد. ممكن است بگوييم با حل مشكل نقدينگي صنعت ما، تحول در آن ايجاد خواهدشد و قدرت رقابت مي يابد يا به بهره وري بالا مي رسد اما واقعا چنين است ؟ براي اين سوالها بايد پاسخ منطقي بيابيم . باتوجه به وضعيت كشورهاي جهان و بازارهاي آنها كه رقابت را به حد بالايي انجام مي دهند و به كيفيت و مشتري و خواست او توجه دارند و نيز به حداكثر تخصص وتمركز در توليدات دست يافته اند، بايد بررسي كنيم كه چرا دچار ناهنجاريهاي توليد درساختارهاي صنعتي و توليدي شده ايم . اين نخستين گام است . امروز ديگر مقامات ، تصميم گير در كشورها نيستند كه سياستهاي لازم را براي توليدكنندگانشان تدوين كنند. بلكه با تقسيم كار جهاني كه در دنيا رخ داده است اين سازمان جهاني تجارت است كه چنين سياستهايي را تدوين مي كند. مي دانيد كه تا قبل ازدهه 90 سياستها براساس حمايت از توليدات ملي در كشورها اجرا مي شد، اما امروز نظام تجاري گسترده اي در جهان حاكم شده است كه چند جانبه عمل مي كند و نظام حقوقي آن برعهده WTO است .ما هنوز رسما عضو اين سازمان نشده ايم و مي توان پيش بيني كرد كه در آينده باسياستهاي جهاني تجارت در تقابل خواهيم بود. زيرا عضويت در WTO يعني داشتن تعرفه هاي هماهنگ و پذيرش آن .به طوركل بايد بررسي كنيم كه قصد داريم در آينده چه اقداماتي انجام دهيم و به كدام سمت برويم . بايد مطالعه كنيم كه در كدام بخشها از صنعت داراي مزيتهاي نسبي يامزيتهاي بالقوه هستيم و چگونه مي توان اين مزيتها را بالفعل كرد تا اقتصاد ملي ما از آن بهره مند شود. چرا كه در آينده پيوستن ما به WTO اجتناب ناپذير است و ما بايد براي آينده آماده باشيم .
طوفاني نژاد:همان گونه كه مي دانيد محصولات به سه دسته تقسيم مي شوند، يا مصرفي هستند، ياواسطه اي و يا سرمايه اي . توليدكنندگان محصولات مصرفي و واسطه اي به سياستهاي تشويقي نياز دارند; اماتوليدكنندگاني كه به ساخت كالاهاي سرمايه اي مبادرت مي ورزند، بايد موردحمايت واقعي قرار گيرد. تمام شركتهايي كه به صورت پيمانكاران عمومي تخصصي عمل مي كنندو محصول آنان يك واحد توليدي مانند پالايشگاه نفت و يا گاز، نيروگاه آبي يا گازي ،كارخانه كاغذ يا يك واحد پتروشيمي است و يا در اين راه قدم برمي دارند، بايد حمايت جدي شوند تا بر اثر تكرار انجام اين گونه پروژه ها انباشت تجربه صورت پذيرد و چنين شركتهايي ضمن توليد كيفي كالاهاي سرمايه اي ، در مرحله بعد به سطوح طراحي آن نيزنائل آيند. چنين حمايتهايي به توسعه صنعت كشور كمك خواهدكرد و باعث خواهد شدصنعتگران ايراني از مرحله توليد و بهره برداري محصولات مصرفي و يا واسطه اي ، به مرحله طراحي توليد محصولات سرمايه اي دست يابند. سياستهاي سليقه اي به نظر من سياستهاي تشويقي در صنايع ما به صورت برهه اي و سليقه اي اعمال مي شود و دليلش نبود استراتژي مشخص براي صنعت كشور است كه خود به نداشتن يك سياست مشخص تشويقي مي انجامد و سبب مي شود كه تمامي حركتها در اين رابطه به صورت مقطعي انجام شود و اثرگذاري لازم را نداشته باشد. بنابراين ايجاد بستر براي حركتهاي صنعتي با سمت گيري اهداف استراتژيك صنعتي (كه بايد تعريف شود) مي تواند محوري باشد كه تمام سياستهاي تشويقي حول آن شكل بگيرند و در اين صورت باعث تحول در صنعت كشور شوند.از آقاي طوفاني نژاد نيز پرسيديم آيا شكاف موجود ازنظر رشد صنعتي در كشورمان باساير كشورهاي صنعتي ناشي از اتفاق فرايند حمايت گرايي از صنايع بوده است يا نبودسياستهاي تشويقي ؟ اين مدير صنعتي در پاسخ گفت : به نظر مي رسد اگر شكافي ميان ما وكشورهاي صنعتي از نظر رشد صنعتي وجود دارد ناشي از نبود يك سياست روشن درحمايت گرايي و يا سياست هاي تشويقي بوده است ، به همين دليل به طوركلي بر سر اين مساله دعواست . جمعي مي پرسند آيا اصولا حمايتي صورت گرفته است و يا تشويقي انجام شده ، برخي معتقدند اين كار بيش از اندازه صورت گرفته و برخي نيز ميانه اند. بنابراين چون اصل موضوع روشن طرح نشده است و اين تشويقها يا حمايتها به صورت مقطعي رخ داده اند و همانگونه كه در بالا اشاره كردم چون استراتژي مشخص صنعتي نداريم كه همه حركت در آن راستا باشد، اين شكاف روز به روز عميق تر مي شود. وي در ادامه درباره اينكه چه نهاد يا ارگاني مي تواند در اجراي درست فرايندسياستهاي تشويقي نقش موثر ايفا كند، گفت : در 20 سال اخير براي صنايع ما يك اتفاقي رخ داده است و آن اتفاق باعث شده است تا صنايع ما و وزارت صنايع ما جايگاه واقعي خود را از دست بدهد و صنعت ما متوليان مختلفي پيدا كند. درحالي كه وزارت صنايع بايد متولي اصلي صنعتي كشور باشد. آن اتفاق اين است كه اين فرهنگ غلط در جامعه صنعتي ما ايجاد شده كه كارفرمايان كشور كه بهره برداران پروژه ها هستند، مجريان پروژه ها نيز شده اند. صحبت اصلي اين است كه اجراي پروژه ، فن و تخصص است كه در سازمانهاي كارفرمايي جايگاهي ندارد. اين درست مثل اين است كه از خلباني بخواهيم يك هواپيمابسازد. نبايد فراموش شود كه سازمانهاي كارفرمايي ما فقط مسئول بهره برداري از پروژه هاهستند (مانند آن خلبان ) نه مسئول اجراي پروژه و ساخت و ساز و اين وظيفه برعهده وزارت صنايع است .بنابراين جواب شما اين است كه همان ارگاني كه مسئول صنايع كشور است (يعني وزارت صنايع ) مي تواند در تدوين و اجراي سياستهاي تشويقي نقش موثري ايفا كند.در حاشيه مشوقهايي كه دولت و سياست گذاران كلان اقتصادي كشور براي راه اندازي و روان تر كردن چرخهاي اقتصاد و صنعت در نظر گرفته اند، اگرچه متعدد است اما مي توان آنها را در چندمقوله دسته بندي كرد. آنچه در پي مي آيد نگاهي به انواع مشوقهاست . مشوقهاي مالياتي مشوقهاي مالياتي بخشي از مجموعه قوانين مالياتهاي مستقيم است كه به جهت ايجاد انگيزه در امر توسعه سرمايه گذاري صنعتي (در مناطق مختلف و بالاخص نواحي توسعه نيافته )، توسعه و بازسازي واحدهاي موجود، توسعه صادرات محصولات صنعتي ، حمايت از واحدهاي طراحي مهندسي و طراحي مونتاژ و تمركززدايي صنعتي تدوين و به مورد اجرا گذارده شده است . عمده حمايتهاي بعمل آمده در چارچوب موادقانوني يادشده عبارتند از:* تخفيف در ضرايب مالياتي براي فعاليتهاي صنعتي در مقايسه با ساير فعاليتهاي اقتصادي . * معافيت از پرداخت ماليات بابت درآمد حاصل از فعاليتهاي توليدي حسب اولويتهاي 1،2 و 3 به مدت 8،6 و 4 سال . * معافيت از پرداخت ماليات بر درآمد حاصل از فعاليتهاي توليدي در مناطق توسعه نيافته كشور حسب اولويتهاي 1،2 و 3 به مدت 12،9 و 6 سال . * معافيت از پرداخت ماليات بابت آن قسمت از سود ابرازي حاصل از فعاليتهاي صنعتي و معدني كه به مصرف بازسازي ، توسعه و يا تكميل واحدهاي صنعتي برسد. * معافيت از پرداخت ماليات به مدت 10 سال براي آن دسته از واحدهاي صنعتي (با بيش از 50 نفر پرسنل ) كه به خارج از شعاع يكصدوبيست كيلومتري تهران انتقال يابند.* معافيت از پرداخت ماليات بابت درآمد حاصل از صادرات محصولات تمام شده صنعتي به ميزان 100 درصد. مواد قانوني مرتبط با موارد يادشده كه عينا از مجموعه قوانين و مقررات مالياتهاي مستقيم و غيرمستقيم باآخرين اصلاحات و الحاقات آن برداشت شده از اين قرار است : ماده 132، تبصره 3 ماده 132، تبصره 4 ماده 132، بند الف ماده 138، تبصره 4 ماده 138، تبصره 5 ماده 138، بند الف ماده 141 و بند ب ماده 141. مشوقهاي زيربنايي مشوقهاي زيربنايي در واقع در قالب شهركهاي صنعتي پيش بيني شده است ، از اين روصنايعي كه در اين شهركها هستند يا از اين پس ساخته خواهند شد، شامل اين تسهيلات و تشويقها مي شوند. برخي از مهمترين اين موارد عبارتند از: * متقاضيان سرمايه گذاري در شهركهاي صنعتي نياز به كسب مجوز جداگانه از ادارات وسازمانهاي متعدد از قبيل سازمان حفاظت محيط زيست ، منابع طبيعي ، كشاورزي ، آب ،برق ، امور اراضي ، ميراث فرهنگي ، خاك شناسي ، ثبت ، راه و ترابري و... ندارند. اينگونه مجوزها در زمان تاسيس شهرك صنعتي از دستگاههاي ذيربط اخذ مي گردد. شركت شهركهاي صنعتي استان تمامي زيربناهاي لازم براي واحدهاي صنعتي از قبيل آب ، برق ،مخابرات ، راه دسترسي به گاز طبيعي (باتوجه به قرارداد واگذاري ) را تامين مي نمايد.* شهركهاي صنعتي از قانون شهرداري ها مستثني بوده و تابع ضوابط و مقررات خاص خود هستند. بنابراين صدور مجوز ساخت وساز بنا و گواهي پايان كار به عهده شركتهاي صنعتي است كه در كوتاهترين زمان ممكن و به صورت رايگان انجام مي شود. * واحدهاي توليدي و صنعتي مستقر در شهركهاي صنعتي كه در خارج از محدوده هاي استحفاظي شهرها واقعند از پرداخت نيم درصد عوارض بر توليد به شهرداري معاف هستند. * هزينه انتفاع از تاسيسات زيربنايي احداث شده توسط شركتهاي شهركهاي صنعتي به صورت نقد و اقساط از متقاضيان دريافت مي شود. * خدمات جانبي موردنياز براي توليد در شهركهاي صنعتي به سهولت در اختيار قرارمي گيرد. * اداره شهرك صنعتي پس از بهره برداري به هيات امناي منتخب واحدهاي مستقر در آن شهرك واگذار مي شود. * شركت شهركهاي صنعتي از ابتداي سال 1378 در تعدادي از استانها بمنظور مساعدت به كارآفريناني كه فاقد سرمايه كافي براي تهيه مكان صنعتي هستند، به احداث مجموعه هاي كارگاهي اقدام كرده است . اين واحدها اغلب در آن دسته از شهركهايي كه به بهره برداري سيده اند، ساخته مي شود. حداكثر مساحت زيربناي كارگاهها 750 متر مربع وحداقل آنها 180 مترمربع است . در اين مجموعه ها تمامي زيربناهاي موردنياز از قبيل آب ،برق ، مخابرات ، راه دسترسي و گاز تامين مي شود. واحدهاي كارگاهي با يكي از روشهاي ذيل واگذار مي شود: - فروش نقدي : بااحتساب 20% تخفيف نسبت به 70% كل قيمت - فروش نقد واقساط: دريافت 30% نقد و 70% باقيمانده طي اقساط 30 ماهه - اجاره به شرط تمليك در سقف زماني پنج سال - پيش فروش بااحتساب كارمزد بانكي براي مبلغ پيش پرداخت در هنگام تحويل - اجاره دوساله و قابل تمديد مشوقهاي گمركي مشوقهاي گمركي شامل مواردي از قانون مقررات صادرات و واردات است كه درجهت ارائه تسهيلات ويژه گمركي و به منظور حفاظت از صنايع توليدي ساخت داخل درمقابل واردات و همچنين انگيزه ايجاد در زمينه صادرات كالاهاي صنعتي تدوين وبه تصويب رسيده است . حمايتهاي به عمل آمده عمدتا در راستاي منظور كردن عوارض مناسب و يا بخشودگي عوارض متعلقه بوده و تلاش شده است تا از اين طريق توليدكالاهاي صنعتي در مقايسه با واردات آن از توجيه برخوردار شود. برخي از موارد اعلام شده به عنوان مشوق گمركي عبارتند از: * ماشين آلات توليدي كه با موافقت وزارت صنايع و معادن توسط واحدهاي توليدي صنعتي و معدني مجاز وارد مي شود به تشخيص اين وزارت از پرداخت حقوق گمركي وسود بازرگاني معاف است . * مواد اوليه و اجزاي مورد نياز توليد براي واحدهاي ماشين سازي و ساخت تجهيزات كه براي صنايع كشور ماشين آلات و تجهيزات توليد مي كنند، مشمول هريك از رديفهاي تعرفه هاي گمركي باشند به تشخيص وزارت صنايع و معادن از پرداخت حقوق گمركي وسود بازرگاني معاف هستند. اجراي اين تصويب نامه از 1/1/1381 آغاز مي شود. * واردات قبل از صادرات مواد و كالاهاي مورد مصرف در توليد، تكميل ، آماده سازي وبسته بندي كالاهاي صادراتي به صورت ورود موقت با ارائه تعهد يا سفته معتبر به گمرك از پرداخت كليه وجوه متعلقه به واردات جز آنچه كه جنبه هزينه يا كارمزد دارد معاف است . * مابه التفاوت اخذشده توسط سازمان حمايت از مصرف كنندگان و توليدكنندگان و كليه وجوه دريافتي گمرك ، باستثناي آنچه كه جنبه هزينه و كارمزد دارد، در رابطه با كالاها،مواد، اجزا و قطعات خارجي مورد مصرف در ساخت ، تكميل ، آماده سازي و بسته بندي كالاهاي صادراتي براساس دستورالعملي كه در آيين نامه مشخص مي شود، به صادركننده برگشت داده مي شود. * دولت مي تواند همه ساله وجوهي را تحت عنوان تشويق صادرات در بودجه سنواتي منظور و به صورت كمك سود تسهيلات پرداختي بنابه پيشنهاد وزارت بازرگاني وتصويب هيات وزيران به صادركنندگان پرداخت كند.مشوقهاي مالي مشوقهاي مالي از جمله موارد اساسي در سياست تشويقي به جاي سياست انحصارگري به شمار مي رود كه در سالهاي اخير مورد توجه ويژه اي قرار گرفته است . هدف اساسي از مشوقهاي مالي كمك به تامين منابع مالي كم هزينه جهت سرمايه گذاري به منظور كاهش هزينه توليد و در نتيجه افزايش قدرت مالي و ثبات واحدهاي توليدي است كه در قالب تبصره هاي بودجه اي در قانون بودجه كل كشورپيش بيني و منظور مي شود. عمده مشوقهاي منظورشده در تبصره هاي فوق الذكر عبارتنداز: * پايين نگهداشتن نرخ تسهيلات مالي براي بخش صنعت در مقايسه با بخش خدمات . * پيش بيني تخفيف خاص در نرخ تسهيلات اعتباري براي حمايت از سرمايه گذاري دررشته هاي اولويت دار صنعتي . * ارائه تسهيلات مالي خاص جهت صادرات صنعتي . برخي مواد قانوني مرتبط با بخش صنعت كه از قانون بودجه سال 1380 كل كشوراستخراج شده از اين قرار است : * بانك مركزي جمهوري اسلامي ايران موظف است كل اعتبارات و تسهيلات ريالي سيستم بانكي در سال 1380 و نسبت اعتبارات و تسهيلات بلندمدت به كوتاه مدت وبرنامه هاي اعتباري و تسهيلات نظام بانكي كشور را براساس ميزان سپرده هاي جاري وسرمايه گذاري پس از كسر تعهدات و سپرده هاي قانوني به نحوي تنظيم و اجرا نمايد كه اهداف رشد اقتصادي و مهار تورم منظور در قانون برنامه سوم توسعه اقتصادي ، اجتماعي و فرهنگي جمهوري اسلامي ايران تحقق يابد. * نحوه توزيع اعتبارات و تسهيلات بين بخشهاي مختلف براساس پيشنهاد شوراي پول و اعتبار تا پايان فروردين ماه 1380 به تصويب هيئت وزيران خواهد رسيد. بانكها موظفند سهم اعلام شده از طرف دولت را بدون تعلل و در اسرع وقت وبه تدريج حداكثر تا دي ماه سال 1380 به طور كامل به طرحهاي مصوب اختصاص دهند. * حداقل شصت درصد (60%) سهم بخشهاي تعاوني و خصوصي براي اعطاي تسهيلات بااهداف اشتغال زايي در مناطق توسعه نيافته براساس شاخصهاي مهاجرت ،استعدادها و ظرفيتهاي هراستان با پيشنهاد سازمان مديريت و برنامه ريزي كشور و تاييدشوراي عالي اشتغال و تصويب هيئت وزيران بين استانها توزيع مي شود تا از طريق بانكهاي عامل در اختيار متقاضيان قرار گيرد. سهم بخشهاي تعاوني و مناطق توسعه نيافته در هر استان توسط شوراي برنامه ريزي و توسعه استان تعيين مي شود.* به دستگاههاي اجرايي اجازه داده مي شود با تاييد سازمان مديريت و برنامه ريزي كشورقسمتي از اعتبارات مندرج در برنامه كمكهاي فني و اعتباري را جهت تامين قسمتي ازسود و كارمزد تسهيلات بخش غيردولتي اين تبصره حداكثر تا چهل درصد 40% سود وكارمزد متعلقه اختصاص دهند. * شركتهاي دولتي تحت هيچ عنوان مجاز نيستند به جز سهم مذكور در اين تبصره ، از نظام بانكي كشور مبادرت به دريافت تسهيلات تكليفي ديگري بنمايند و پرداخت تسهيلات مصوب سال 1380 هم منوط به بازپرداخت اقساط تسهيلات قبلي سررسيد شده آنهاست . * به منظور ايجاد اشتغال مولد و تشويق بخش غيردولتي به سرمايه گذاري در امر توليد وانتقال صنايع و صنوف مزاحم با اولويت طرحهاي مشترك دستگاهها با سازمان ملي جوانان ، به دستگاههاي اجرايي اجازه داده مي شود حداكثر معادل ده درصد (10%) ازاعتبارات طرحهاي عمراني سال 1380 خود را با تاييد سازمان مديريت و برنامه ريزي كشور براي پرداخت قسمتي از سود كارمزد تسهيلات بانكي پرداخت شده و كمك به عمليات زيربنايي سرمايه گذاريهاي بخش غيردولتي و يا وجوه اداره شده براساس آيين نامه اي كه به تصويب هيئت وزيران خواهد رسيد اختصاص دهند.* به منظور تامين منابع مالي مورد نياز براي سرمايه گذاري در زمينه هاي اشتغال زا وتوسعه فعاليتهاي اقتصادي ، اجتماعي و فرهنگي در بخشهاي خصوصي و تعاوني به دستگاههاي اجرايي اجازه داده مي شود اعتبارات پيش بيني شده در برنامه <كمكهاي فني و اعتباري > همچنين اعتباراتي كه در قسمت چهارم قانون بودجه سال 1380 كل كشور وپيوست هاي آن به منظور تحقق اهداف فوق الذكر به تصويب رسيده است براساس موافقتنامه هاي متبادله با سازمان مديريت و برنامه ريزي كشور و طبق قراردادهاي منعقده با بانكهاي عامل ، صندوق تعاون و يا موسسات اعتباري داراي مجوز از بانك مركزي جمهوري اسلامي ايران ، براساس مفاد آيين نامه اي كه به پيشنهاد مشترك سازمان مديريت و برنامه ريزي كشور و بانك مركزي جمهوري اسلامي ايران مشتمل بر تعيين سهم مناطق توسعه نيافته به تصويب هيئت وزيران مي رسد، به صورت وجوه اداره شده در اختياربانكهاي عامل و موسسات مذكور قرار دهند. اين اعتبارات و همچنين ساير اعتباراتي كه به صورت وجوه اداره شده مصرف مي شوند به هزينه قطعي منظور مي شود.* ارز حاصل از صادرات مي تواند صرف ورود كالاهاي مجاز به ماشين آلات و لوازم يدكي ماشين آلات صنعتي و لوازم و قطعات يدكي خودرو و قطعات منفصله (CKD)شود.* صادرات غيرنفتي كشور (اعم از كالا و خدمات ) از پرداخت هرگونه عوارض معاف است و هيچ يك از وزارتخانه ها، سازمانها و شوراهاي محلي اعم از شهر و روستا ومقام هاي محلي ، استاني و كشوري كه برطبق قوانين و مقررات حق وضع و اخذ عوارض را دارند، مجاز نيستند در سال 1380 از صادرات غيرنفتي كشور عوارض اخذ يا مجوزاخذ آن را صادر كنند.* در اجراي ماده (85) قانون برنامه سوم توسعه اقتصادي ، اجتماعي و فرهنگي جمهوري اسلامي ايران دولت مجاز است در سال 1380 با رعايت اهداف قانون برنامه سوم توسعه اقتصادي ، اجتماعي و فرهنگي جمهوري اسلامي ايران و مفاد اين بند ازطريق بانك مركزي جمهوري اسلامي ايران نسبت به تامين و تضمين منابع مالي ازبازارهاي سرمايه خارجي براي سرمايه گذاري مشروحه زير تا سقف سه ميليارد و پانصدميليون دلار در قالب قراردادهاي تامين مالي پروژه ها و يا مشاركت استفاده كنند.* تامين و تضمين تسهيلات خارجي تا مبلغ يك ميليارد وپانصد ميليون دلار براي طرحهايي كه تمامي پرداختهاي مربوط به آنها اعم از بازپرداخت و هزينه هاي ذيربط ازمحل صدور محصولات توليدي همان طرحها (بخش خصوصي ، تعاوني ، دولتي )صورت گيرد و پيش پرداخت از محل درآمدها يا سهميه ارزي همان دستگاه انجام مي شود. دولت موظف است اجازه صدور محصولات توليدي اين طرحها تا تسويه كامل كليه تعهدات ناشي از سرمايه گذاري مربوط را تضمين كند.
|
|