جايگاه انجمنهاي علمي - مهندسي درفرايند جهاني شدن دكتر ابوالحسن وفائي استاد دانشكده صنعتي شريف امروزه اين واقعيت در سطح وسيع پذيرفته شده است كه نهادهاي علمي شامل انجمنها و تشكلهاي حرفه اي ، پيشگامان اصلي پيشبرد رشته هاي علمي - تخصصي هستند. انگاره اصلي ناظر به عملكرد نهادهاي علمي از طريق ايجاد تشكل بين اصحاب تخصصهاي مختلف به منظور تفكر براي خلق ايده هاي نو، فراهم آوردن شرايط ناظر به گفت وگوي انتقادي ، تبادل انديشه و مشاركت در تصميم گيري ، برنامه ريزي براي برگزاري همايشهاي تخصصي با هدف اشاعه دستاوردهاي علمي ، انتشارات مجلات علمي -آموزشي و ترويج يافته هاي علمي همراه با قاعده مند ساختن بنيانهاي قواعد عمل جمعي و يا اخلاق حرفه اي براي همگاني ساختن دانش صورت مي گيرد. انجمنهاي علمي درصورت برخورداري از استقلال ، خودبسندگي در عمل ، خوداتكايي به برنامه ريزيها،انعطاف پذيري ، كارآمدي و عملكرد غير ديوان سالارانه ، قادرند تا ارتباط ميان بخشهاي رسمي و غيررسمي جامعه را تنظيم كنند و علم و عمل را با هم توام سازند. در چنين شرايطي است كه صاحبان تخصص با واسطه نهادهاي متشكل خود بادولت و دولت نيز از طريق نهادها بااصحاب تخصص ارتباطي غيرمستقيم و در عين حال برگرفته از يك انگاره عقلاني - منطقي پيدا مي كند و در يك چهارچوب كلي تر نيز،عناصر حيات اجتماعي ناظر بر توسعه مثل دولت ، نهادهاي متشكل (انجمنهاي علمي )،دانشگاهها و مردم در قالب الگويي مكمل در تقابل چندسويه با يكديگر قرار مي گيرند.به اين ترتيب ، يك رويكرد انسجامي مبتني بر تفاوت پذيري با حفظ هويت عملكرد هريك شكل مي گيرد كه مبناي اين نوع تعامل نيز بر تخصص و قابليتهاي اجرايي هركدام استوار است . در چنين فضاي حقيقي است كه جايگاه فرد متخصص در مجموع نظام اجتماعي مشخص مي شود. بر همين مبنا نيز ضرورت اصلي و از اولويتهاي اوليه ، تقويت انجمنهاي علمي به عنوان هسته هاي اصلي مشاركت علمي است تا فرايند مشاركت مردمي و توسعه تحقق يابد و توليد انديشه و اجرايي ساختن آن در ارتباطي مكمل باسايرامور سامان يابد.جهاني شدن را چنانچه تجسم جغرافيايي قلمداد كنيم كه در فرايند آن ، دسترسي به بازارهاي مختلف توليد و بهره گيري از دانش و توسعه فناوري و تربيت منابع انساني اهميت مي يابند، در چنين حالتي است كه جهاني شدن همه چيز را در بر مي گيرد: اقتصاد،سياست ، فرهنگ ، نهادهاي مدني و شئونات فردي و روندهاي اجتماعي حيات بشرامروز. نقل قولهاي متفاوت بي شمار از روند جهاني شدن ، گستره موضوعي آن را متناظرساخته است . يكي از جامعه شناسان با رهيافت جامعه شناختي الهام گرفته از روح مطالبات اجتماعي ، جهاني شدن را به معناي انتقال <زمان و امكان > مي داند. از نظر اين دانشمندبخش اعظم اين تحول ناشي از توان بشر در متحول ساختن وسايل ارتباط جمعي وفعاليت و كنشهاي اجتماعي از راه دور است . جامعه شناس ديگري با عمق بخشيدن به معناي جامعه شناختي جهاني شدن ، معتقد است كه جهاني شدن يك فرايند اجتماعي است كه در روند آن ، محدوديتهاي جغرافيايي از ميان رفته . تاثير آن بر قراردادها وپيمانهاي اجتماعي - فرهنگي كاهش مي يابد.يكي ديگر از دانشمندان دو جنبه اصلي جهاني شدن را چنين متمايز مي كند; اول :ارتباطات و فرايندهاي بين المللي و دوم : آگاهي فرايند واقعيتهاي مربوط به ارتباطات وبين المللي شدن . در واقع ، كاهش فاصله ها، ارتباطات چندجانبه و عميق ترشدن وابستگي كشورها سه عاملي هستند كه منجر به تغيير وضع جهاني به شكل همسايگاني نزديك به هم شده است . دقيقا همان مفهومي كه مارشال مك لوهان زماني از آن به دهكده جهاني ياد كرده بود. نهايت اينكه ، جهاني شدن را مي توان به تغييرات ايجاد شده و درجه بينش انسان از اين تغييرات نسبت داد. برهمين اساس نيز ديدگاهها و نظريه هاي مرتبط با مفهوم جهاني شدن را مي توان به صورت پيوستاري در نظر گرفت كه در يك سوي آن تغييرهمه جانبه ، ناهمساني و چندقطبي قرار دارد و در سوي ديگر آن ، همگرايي ، يكسان سازي و تك قطبي شدن قابل تعبير است . آنچه به حوزه عملكرد نهادهاي مدني - اجتماعي درخصوص پديده جهاني شدن مرتبط مي شود، ديدگاههايي است كه ناظر به تغييرات فرهنگي ، اجتماعي و آموزشي جهاني شدن است . انجمنهاي علمي - مهندسي به عنوان نهادهاي واسط حلقه ارتباطسازمانهاي رسمي و متخصصان حوزه هاي مختلف علمي ، افزون بر آنكه مي توانند حدمتوسط مشاركت در توليد دانش را در سطح جامعه بالا ببرند، قادرند با گردهم آوردن متخصصان و اهل فن در هر رشته تشكيلات قوي و منسجمي در جهت پيشبرد اهداف توسعه اجتماعي و پيشرفت اقتصادي ، بنيان افكنند. از آنجايي كه انجمنهاي علمي -مهندسي از يك سو داراي كاركرد اجتماعي بوده به عنوان يك نهاد مدني مطرح است كه اهداف اجتماعي در جهت خدمت به جامعه دارد، و از سوي ديگر به عنوان يك نهادتخصصي و به لحاظ تاثيرات عمومي آن در جهت توسعه جامعه داراي اين قابليت است كه بتواند فعاليتها و اقدامات تخصصي - توسعه اي ملي را به فعاليت مشابه در عرصه بين المللي پيوند زند. بدين ترتيب ، انجمنهاي علمي - مهندسي به دليل ارتباط تنگاتنگ كه با نهادها و مراكز علمي - تخصصي بين المللي دارند و نيز از آنجايي كه در عرصه عملكردداخلي بر بسياري از مسائل مرتبط با حوزه تخصصي خود اشراف كامل دارند، مي توانندروند جهاني شدن را تسهيل بخشند. به عبارتي ، آنچه انجمنهاي علمي - مهندسي انجام مي دهند، انتخاب آگاهانه اهداف و روشها در جهت پيوند عقلاني و از پيش برنامه ريزي شده براي همگامي با تحولات جهاني است . انجمنهاي علمي - مهندسي چنانچه پشتوانه حمايتي دولت را به درستي داشته باشند و نيز در عمل به اهداف و مسئوليت اجتماعي - تخصصي خود گرايش روشمندانه تري داشته باشند، مي توانند جامعه رابه لحاظ پذيرش تحولات بين المللي آماده ساخته ، ورود به عرصه تحولات جهاني راسهل تر سازند . |
|