رهبري‌ 

منبع: SUPERVISION, JAN 1999
مترجم: نوذر نكوئيان‌


‌ ‌امروزه‌ موفقيت‌ و سودآوري‌ سازمانها در گرو استفاده‌ اثربخش‌ از نيروي‌ انساني‌ است. آزمون‌ واقعي‌ به‌عنوان‌ يك‌ رهبر و سرپرست، ميزان‌ مهارت‌ شما در ايجاد و حفظ‌ سازمانهاي‌ انساني‌ است.
‌ ‌رهبري‌ مسئوليتي‌ است‌ كه‌ بايد به‌طور مداوم‌ اعمال‌ شود. از تمام‌ لحظات‌ بايد خردمندانه‌ استفاده‌ شود و اين‌ كار ساده‌اي‌ نيست. رهبري‌ به‌دليل‌ اينكه‌ با پيچيدگيها و رفتارهاي‌ غيرمعمول‌ افراد سروكار دارد به‌سادگي‌ قابل‌ تعريف‌ نيست. به‌همين‌ دليل‌ تقريباً‌ هنوز بااطمينان‌ نمي‌توان‌ عواملي‌ علي‌ موفقيت‌ رهبري‌ در يك‌ زمان‌ و مكان‌ خاص‌ را تعيين‌ كرد. علت‌ اين‌ است‌ كه‌ شرايط‌ واقعي‌ زندگي‌ پيوسته‌ در حال‌ تغيير و عوامل‌ و متغيرهاي‌ زيادي‌ به‌طور همزمان‌ اثرگذارند.

‌ ‌رهبري‌ و مديريت‌ اغلب‌ يكسان‌ انگاشته‌ مي‌شوند اما ميان‌ آنها تفاوت‌ مهمي‌ وجود دارد. رهبري‌ فرآيندي‌ گسترده‌تر و جامع‌تر از مديريت‌ است. مديريت‌ نوعي‌ رهبري‌ است‌ كه‌ در آن‌ دست‌يابي‌ به‌ اهداف‌ سازماني‌ داراي‌ اهميت‌ بيشتري‌ است. تفاوت‌ اساسي‌ ميان‌ اين‌ دو مفهوم‌ منبعث‌ از كلمه‌ <سازمان> است. هر زمان‌ كه‌ شما سعي‌ مي‌كنيد رفتار شخص‌ يا گروهي‌ را، صرفنظر از دليل‌ آن، تحت‌ تاثير قرار دهيد، رهبري‌ صورت‌ مي‌گيرد. اين‌ كار ممكن‌ است‌ به‌خاطر اهداف‌ خود يا اهداف‌ ديگران‌ صورت‌ پذيرد و ممكن‌ است‌ با اهداف‌ سازماني‌ سازگاري‌ داشته‌ يا نداشته‌ باشد.
‌ ‌رهبري‌ اثربخش‌ و پويا مستلزم‌ داشتن‌ سه‌ نوع‌ مهارت‌ است:

مهارت‌ تشخيص: يعني‌ توانايي‌ شناخت‌ شرايطي‌ كه‌ تلاش‌ مي‌كنيد آن‌را تحت‌ تاثير قرار دهيد;

مهارت‌ تطبيق: يعني‌ توانايي‌ تطبيق‌ رفتار و منابع‌ براي‌ رويارويي‌ با رويدادهاي‌ پيش‌بيني‌ نشده;

مهارت‌ برقراري‌ ارتباط: يعني‌ توانايي‌ برقراري‌ ارتباط‌ به‌گونه‌اي‌ كه‌ افراد بتوانند به‌سهولت‌ درك‌ كنند و بپذيرند.

عناصر رهبري‌ اثربخش‌

‌ ‌سرپرستان‌ بايد با جديدترين‌ اطلاعات‌ و دانش‌ مربوط‌ به‌ انگيزش‌ و رهبري‌ آشنا باشند. و حداكثر روشهايي‌ را به‌كار بندند كه‌ با وضعيت‌ و شرايط‌ ايفاي‌ مسئوليت‌ به‌عنوان‌ سرپرست، بهترين‌ انطباق‌ را داشته‌ باشد.
مهمترين‌ اين‌ روشها به‌قرار زير است:

الف‌ - برمهمترين‌ قسمتهاي‌ شغلي‌ خود تمركز كنيد: شما در مقابل‌ نيروها و رويدادهاي‌ خارج‌ از كنترل‌ مانند خرابيهاي‌ غيرمنتظره‌ وسايل‌ و ابزار، مسائل‌ كارگري، مقررات‌ دولتي‌ و موارد مشابه‌ چگونه‌ واكنش‌ نشان‌ مي‌دهيد. اگرچه‌ توجه‌ به‌ اين‌ مسائل‌ ضروري‌ است، اما مديريت‌ موفقيت‌آميز آنها است‌ كه‌ موجب‌ اعتبار شما خواهد شد.
‌ ‌مهمترين‌ قسمت‌ شغل‌ شما شامل‌ كارهايي‌ است‌ كه‌ به‌عنوان‌ سرپرست‌ بايد انجام‌ دهيد. اين‌ كارها عبارتند از استفاده‌ از فرصتها پشت‌ سرگذاردن‌ رقبا، افزايش‌ ايمني، ارتقاء كيفيت‌ محصول‌ و كاهش‌ هزينه‌ها كه‌ سازمان‌ شما را اثربخش‌تر و كارآتر مي‌كند. صرفنظر از نوع‌ كار، اين‌ تلاش‌ شما را از ساير سرپرستان‌ متمايز و به‌عنوان‌ يك‌ رهبر واقعي‌ تثبيت‌ مي‌كند.

ب‌ - براي‌ خودتان‌ استانداردهاي‌ بالا تعيين‌ كنيد: اگر شما باانرژي‌ و عزمتان‌ براي‌ دست‌يافتن‌ به‌ اهداف‌ الگوي‌ خوبي‌ باشيد، موجب‌ مي‌شويد تا سازمان‌ براي‌ تطبيق‌دادن‌ خود يا شما تلاش‌ كند. تنها طريق‌ انتظار استانداردهاي‌ بالاي‌ عملكرد از زيردستان، تعيين‌ استانداردهاي‌ بالاتر براي‌ خود است.

ج‌ - اطمينان‌ حاصل‌ كنيد كه‌ نيازهاي‌ كاركنان‌ تامين‌ مي‌شوند: پايين‌ترين‌ نيازهاي‌ كاركنان، غذا، لباس‌ و مسكن‌ هستند. نيازهاي‌ بالاتر عبارتند از قدرداني، امنيت، احساس‌ تعلق‌ و خوديابي. بسياري‌ از افراد مي‌توانند با كاركردن‌ در هر جايي‌ يا حتي‌ كارنكردن‌ پايين‌ترين‌ نيازهاي‌ خود را تامين‌ كنند. بنابراين، تمايل‌ آنها به‌ ماندن‌ و جدي‌ كاركردن‌ به‌ ميزاني‌ كه‌ نيازشان‌ به‌ قدرداني، احساس‌ تعلق‌ و احساس‌ مفيدبودن‌ تامين‌ مي‌گردد، بستگي‌ دارد.
‌ ‌شما بايد بدانيد كه‌ بعضي‌ اوقات‌ نيازهاي‌ كاركنان‌ و سازمان‌ باهم‌ تعارض‌ دارند. علاوه‌ بر اين، تمام‌ نيازهاي‌ روحي‌ و رواني‌ را نمي‌توان‌ با كار برآورده‌ كرد. شما بايد نيازهاي‌ سازگار را مشخص‌ و از تامين‌ آن‌ حداكثر استفاده‌ را به‌عمل‌ آوريد (مثلاً‌ در ايمني). وقتي‌ زمينه‌هاي‌ تعارض‌ را مشخص‌ كرديد مي‌توانيد با آنها مقابله‌ كنيد تا كاركنان‌ موقعيت‌ خود را بدانند (مثلاً‌ در غيبت).

د - كاركنان‌ قوي‌ و كارآ پرورش‌ دهيد: اگر مي‌خواهيد كاركنان‌ احساس‌ كنند كه‌ رشد يافته‌ و دانش‌ و اطلاعات‌ خود را افزايش‌ مي‌دهند، بايد پروژه‌هاي‌ پرچالش‌ به‌ آنها واگذار كند، چون‌ باانجام‌ موفقيت‌آميز اين‌ پروژه‌ها، اعتماد به‌نفس‌ و حس‌ مشاركت‌ آنان‌ تقويت‌ مي‌گردد. سرپرستاني‌ كه‌ كاركنان‌ را پرورش‌ مي‌دهند نه‌ فقط‌ يك‌ گروه‌ قوي‌ كاري‌ در اختيار خواهند داشت‌ بلكه‌ براي‌ خود نيز وقت‌ اضافي‌ به‌دست‌ مي‌آورند و بهره‌ورتر كار خواهند كرد.

ه' - سبك‌ سرپرستي‌ خود را كامل‌ كنيد: اگر تلاش‌ مي‌كنيد كه‌ با سبك‌ ويژه‌ سرپرستي‌ خود شناخته‌ شويد، سه‌ نكته‌ را مدنظر داشته‌ باشيد:

1 - شخصيت‌ خود را مطالعه‌ و فنوني‌ از سرپرستي‌ را به‌كار ببنديد كه‌ بهترين‌ تناسب‌ را با شما دارد;
2 - هر ويژگي‌ شخصيتي‌ را كه‌ با اهداف‌ شغل‌ شما يا فلسفه‌ سازمان‌ (شركت) تعارض‌ دارد تغيير يا اصلاح‌ كنيد;
3 - از تقليد سبكهاي‌ سرپرستي‌ ديگران‌ بپرهيزيد در غيراين‌صورت‌ رفتار و كار شما قانع‌كننده‌ نخواهد بود و صادق‌ نيز به‌نظر نخواهيد رسيد.

ويژگيهاي‌ رهبري‌

‌ ‌رهبري‌ انتقالي‌ (رهبري‌ تغيير) در انگيزش‌ كاركنان‌ نقش‌ بسيار مهمي‌ دارد. امروزه‌ با توجه‌ به‌ روند اخراجها، بازنشستگيهاي‌ قبل‌ از موعد و مهندسي‌ دوباره، مسئله‌ سرپرستي‌ و انگيزش‌ كاركنان‌ به‌ بهترين‌ شيوه‌ مسئله‌ بسيار مهمي‌ است.
‌ ‌محققان‌ به‌طور روزافزون‌ درمي‌يابند كه‌ كاركنان‌ در فضايي‌ كه‌ رهبري‌ انتقالي‌ (رهبري‌ تغيير) اعمال‌ مي‌شود بيشتر برانگيخته‌ مي‌شوند، بهره‌وري‌ بالاتري‌ دارند و راضي‌ترند.
‌ ‌رهبران‌ انتقالي‌ (رهبران‌ تغيير) كاركنان‌ را تشويق‌ مي‌كنند تا مفروضات‌ اصلي‌ و مشكل‌گشايي‌ را از منظري‌ نو مورد سوال‌ قرار دهند. اين‌ كار موجب‌ مي‌شود تا كاركنان‌ فراتر از منافع‌ شخصي‌ فكر كنند و به‌ منافع‌ سازمان‌ توجه‌ داشته‌ باشند. رهبران‌ انتقالي‌ (رهبران‌ تغيير) كاركنان‌ را حول‌ يك‌ هدف‌ يا ماموريت‌ مشترك‌ متحد و آنها را تشويق‌ مي‌كنند تا چالشهاي‌ جديد را فرصتهاي‌ جديد تلقي‌ كنند.

‌ ‌كاركنان‌ از رهبران‌ انتقالي‌ (رهبران‌ تغيير) كه‌ آنها را در جهت‌ اهداف‌ مطلوب‌ متقابل‌ برمي‌انگيزانند حمايت‌ و از آنها پيروي‌ مي‌كنند. به‌علاوه، بسياري‌ از كاركنان‌ در تفكر، در مواجهه‌ با چالشها و در اتخاذ روشهاي‌ خلاق‌ براي‌ پرورش‌ خود احساس‌ حمايت‌ و پشتيباني‌ مي‌كنند.
‌ ‌اين‌ سبك‌ رهبري، سبك‌ جديدي‌ نيست‌ اما اخيراً‌ به‌دليل‌ استفاده‌ اثربخش‌ آن‌ توسط‌ مديران‌ زن، مورد توجه‌ بيشتري‌ قرار گرفته‌ است. تعدادي‌ از محققان‌ مي‌گويند كه‌ رهبران‌ زن، ساختار سازمانها را به‌گونه‌اي‌ طراحي‌ مي‌كنند كه‌ سمتهاي‌ مقتدر كمتري‌ در راس‌ سازمان‌ باشد. اين‌ سلسله‌ مراتب‌ كه‌ مسطح‌تر است‌ كاركنان‌ را ترغيب‌ مي‌كند تا تمام‌ تواناييهاي‌ بالقوه‌ خود را فعليت‌ بخشند.

رهبري‌ گروهي

‌ ‌يكي‌ از دشوارترين‌ وظايف‌ سرپرستي، رهبري‌ گروههاي‌ كاري‌ تا آنجا است‌ كه‌ با حداكثر توانايي‌ خود كار كنند. بااستفاده‌ روزافزون‌ از گروههاي‌ كاري‌ در صنعت‌ اتومبيل‌سازي‌ و صنايع‌ ديگر، لازم‌ است‌ كه‌ سرپرستان‌ آموزش‌ داده‌ شوند تا رهبران‌ گروهي‌ اثربخشي‌ گردند.
‌ ‌موفقيت‌ يك‌ گروه‌ كاري‌ خود كنترل‌ مستلزم‌ يك‌ رهبري‌ خردمند و با درايت‌ است. در اين‌ گروه‌ كاري، كاركنان‌ مسئوليت‌ شناسايي‌ و حل‌ مسائل، تعيين‌ اهداف‌ و در برخي‌ موارد حتي‌ تنظيم‌ ساعات‌ كار خود را برعهده‌ دارند. اگرچه‌ چنين‌ به‌نظر مي‌رسد كه‌ براي‌ رهبر گروه‌ ديگر كاري‌ باقي‌ نمي‌ماند اما بايد چندين‌ فعاليت‌ را انجام‌ دهد كه‌ داراي‌ ماهيت‌ رهبري‌ هستند. اين‌ فعاليتها عبارتند از تشخيص‌ نيازهاي‌ آموزشي‌ كاركنان، تعيين‌ زمان‌ آموزش‌ اعضاء گروه‌ و حمايت‌ همه‌جانبه‌ از گروه.

 حصول‌ اطمينان‌ از اينكه‌ اعضاي‌ گروه‌ مهارتها و توانائيهاي‌ لازم‌ را دارا هستند از مهمترين‌ وظايف‌ رهبر است.
‌ ‌به‌علاوه، رهبر گروه‌ بايد به‌عنوان‌ رابط‌ ميان‌ گروه‌ و ساير كاركنان‌ نيز انجام‌ وظيفه‌ كند. نمايندگي‌ گروه‌ در مذاكرات، ارتقاء دستاوردهاي‌ گروه‌ يا جمع‌آوري‌ اطلاعات‌ در خصوص‌ مسائلي‌ كه‌ گروه‌ را تحت‌ تاثير قرار مي‌دهد از جمله‌ وظايف‌ رابط‌ است‌ چون‌ محيط‌ كار گروهي‌ اغلب‌ پرتنش‌ است، حل‌ و فصل‌ تعارضها يكي‌ از چالشهايي‌ است‌ كه‌ رهبر با آن‌ مواجه‌ است، صرفنظر از اينكه‌ رهبر گروه‌ چقدر در جهت‌ يك‌ تقسيم‌ كار عادلانه‌ تلاش‌ مي‌كند، برخي‌ از اعضاي‌ گروه‌ ممكن‌ است‌ احساس‌ كنند كه‌ بيش‌ از ديگران‌ كار مي‌كنند. علاوه‌بر اين، وقتي‌ يكي‌ از افراد گروه‌ اضافه‌ حقوق‌ يا ترفيع‌ داده‌ مي‌شود، برخي‌ ديگر ممكن‌ است‌ احساس‌ بي‌عدالتي‌ كنند.
‌ ‌رهبران‌ گروهي‌ خوب‌ تلاش‌ مي‌كنند تا علل‌ تعارض‌ ميان‌ اعضاي‌ گروه‌ را ازميان‌ ببرند. آنها اين‌ كار را از طريق‌ ايجاد احساس‌ پاسخگويي‌ شخصي‌ و احساس‌ موفقيت‌ در افراد و از طريق‌ انگيزش‌ آنها انجام‌ مي‌دهند.

رهبري‌ تخصصي

‌ ‌سازمانهاي‌ امروزي‌ به‌منظور بهبود عملكرد خود در بعد رهبري‌ تخصصي، در تمام‌ سطوح‌ سازمان‌ (شركت) به‌ اشكال‌ جديد رهبري‌ نيازمندند. رهبران‌ توانمند به‌وسيله‌ نهاد مديريت‌ سنتي‌ و اين‌ جمله‌ معروف‌ كه‌ <قرار بر اين‌ است‌ كه‌ كارها در شركت‌ ما بااين‌ روشها انجام‌ شوند> به‌ چالش‌ فرا خوانده‌ مي‌شوند.
‌ ‌اگرچه‌ اين‌ رهبران‌ براي‌ دست‌يافتن‌ به‌ نتايج‌ جالب‌ همراه‌ با كاركنان‌ فعاليت‌ مي‌كنند، اما برخي‌ از آنها بدون‌ حمايت‌ و پشتيباني‌ روساي‌ خود نمي‌توانند وظايف‌ رهبري‌ را انجام‌ دهند. آموزش‌ و مراقبت‌ هم‌ در سطوح‌ پايين‌ و هم‌ در سطوح‌ بالاي‌ سازمان‌ سودمند است. علاوه‌ بر نياز به‌ امنيت، رهبران‌ اثربخش‌ بايد بدانند كه‌ روساي‌ آنان‌ نيز رهبران‌ اثربخشي‌ هستند. عقايد، ارزشها و رفتارهاي‌ رهبري‌ از راس‌ سازمان‌ شروع‌ و كاركنان‌ و رهبران‌ گروهها را تحت‌تاثير قرار مي‌دهند.

‌ ‌انعطاف‌پذيري‌ در رهبري‌ يكي‌ از ويژگيهاي‌ ضروري‌ براي‌ سرپرستان‌ اثربخش‌ است. آنها بايد به‌منظور انطباق‌ با شرايط‌ به‌طور پيوسته‌ ميان‌ مديربودن، رهبر يا عضو گروه‌بودن‌ تغيير وضعيت‌ دهند. اين‌ تغيير وضعيت‌ براي‌ رهبري‌ كه‌ داراي‌ عملكرد بالاست، ضروري‌ است. اكثر سرپرستان‌ سنتي‌ فقط‌ داراي‌ يك‌ نقش‌ و يك‌ سبك‌ هستند. ايفاي‌ يك‌ نقش‌ تمام‌ چيزي‌ است‌ كه‌ آموخته‌اند و به‌جز ايفاي‌ آن‌ انتظاري‌ از آنان‌ وجود ندارد. سرپرستان‌ بايد به‌ نيازهاي‌ گروه‌كاري‌ خود و الزامات‌ كارهايي‌ كه‌ انجام‌ مي‌دهند توجه‌ دقيق‌ داشته‌ باشند. در نتيجه‌ اين‌ توجه‌ دقيق‌ است‌ كه‌ مي‌توانند در مورد بهترين‌ سبك‌ رهبري‌ در شرايط‌ خاص‌ تصميم‌گيري‌ كنند. مثلاً‌ وقتي‌ كه‌ گروه‌ كاري‌ نيازمند راهنمايي‌ است، مي‌توانند دستورات‌ دقيقي‌ را ارائه‌ و سرپرستي‌ نزديكي‌ را نيز اعمال‌ كنند. اگر گروه‌ كاري‌ نسبتاً‌ جوان‌ و بي‌تجربه‌ يا مهارتهاي‌ كاري‌ آنها كافي‌ نباشد، اين‌ نوع‌ رهبري‌ بسيار حياتي‌ است.

‌ ‌اگر لازم‌ است‌ كه‌ سرپرست‌ خود آموزشهاي‌ عملي‌ خاصي‌ را ارائه‌ كند بايد توضيح‌ دهد كه‌ چرا كار داراي‌ اهميت‌ است، و چرا بايد به‌ روشي‌ خاص‌ انجام‌ پذيرد. به‌علاوه، سرپرست‌ بايد نظرات‌ و پيشنهادات‌ گروه‌ را در خصوص‌ انجام‌ كارآتر برخي‌ از كارها جويا گردد. آموزش‌ عملي‌ هنگامي‌ مناسب‌ است‌ كه‌ كاركنان‌ تجربه‌ كسب‌ مي‌كنند و مي‌آموزند كه‌ چگونه‌ با يكديگر و با رهبر كار كنند.
‌ ‌گاهي‌ اوقات‌ گروه‌ كاري‌ ممكن‌ است‌ به‌ حمايت‌ نياز داشته‌ باشد. اگر افراد گروه‌ كار را در حد لازم‌ بشناسند و مهارتهاي‌ كافي‌ را نيز داشته‌ باشند، سرپرستان‌ مي‌توانند كاري‌ را بدون‌ ارائه‌ دستورات‌ دقيق‌ به‌ گروه‌ واگذار كنند. سرپرست‌ با اين‌ كار، گروه‌ كاري‌ را در مسئوليت‌ تصميم‌گيري‌ شريك‌ مي‌سازد. سرپرست‌ ممكن‌ است‌ از طريق‌ جمع‌آوري‌ اطلاعات‌ از ساير واحدها و گروههاي‌ كاري، حمايت‌ بيشتري‌ را نيز به‌عمل‌ آورد، هنگامي‌ كه‌ گروههاي‌ كاري‌ به‌نحو مطلوبي‌ با يكديگر كار مي‌كنند و پيوسته‌ به‌ توانائيهاي‌ بيشتري‌ دست‌ مي‌يابند، سرپرست‌ بايد از آنها به‌خاطر تلاشهايشان‌ تقدير و تشكر كند.

‌ ‌استفاده‌ از يك‌ سبك‌ رهبري‌ كه‌ براي‌ كار يا پروژه‌ در دست‌ اجرا بيشترين‌ مناسبت‌ را دارد، معمولاً‌ زمان‌ لازم‌ براي‌ انجام‌ آن‌را تعيين‌ مي‌كند. كاركنان‌ فقط‌ زماني‌ از كار خود احساس‌ رضايت‌ مي‌كنند كه‌ بدانند حداكثر تلاششان‌ را انجام‌ داده‌ و احساس‌ كنند كه‌ مديريت‌ را خشنود كرده‌اند. با شناخت‌ رهبري‌ اثربخش، يعني‌ تغييردادن‌ سبك‌ رهبري‌ متناسب‌ با نياز گروه‌ كاري‌ و كار، شما به‌عنوان‌ سرپرست‌ گام‌ مهمي‌ در نشان‌دادن‌ توانائيهاي‌ خود برداشته‌ايد.

<نبايدها> در روابط‌ انساني‌

‌ ‌چقدر با كاركنان‌ صميمي‌ و هماهنگ‌ هستيد‚ آيا شما را تحسين‌ مي‌كنند‚ اگر در اين‌ خصوص‌ ترديد داريد ممكن‌ است‌ بيشتر يك‌ اهرم‌ فشار باشيد نه‌ يك‌ رهبر. اهرم‌ فشار مي‌گويد كه‌ كارها بايد انجام‌ شوند. براي‌ انجام‌ هيچ‌ كاري‌ خواهش‌ نمي‌كند. اهرم‌ فشار به‌دنبال‌ احترام‌ و همكاري‌ نيست‌ و بيشتر از قدرت‌ استفاده‌ مي‌كند.
‌ ‌اگر شما اين‌گونه‌ عمل‌ مي‌كنيد احتمالاً‌ در بعد روابط‌ انساني‌ ضعيف‌ هستيد. شما بايد بدانيد كه‌ تاكتيك‌هاي‌ فشار و اجبار در روابط‌ انساني‌ نتيجه‌بخش‌ نيست. برخي‌ از <نبايدها> در روابط‌ انساني‌ به‌قرار زير هستند:

1 - اهداف‌ غيرقابل‌ حصول‌ تعيين‌ نكنيد: اگر شما بگذاريد كه‌ كاركنان‌ كار خود را برنامه‌ريزي‌ كنند، اهداف‌ غيرقابل‌ تحقق‌ براي‌ آنها تعيين‌ نخواهيد كرد، كمتر عاملي‌ مي‌تواند به‌ اندازه‌ برنامه‌ريزي‌ توسط‌ فرد در او ايجاد انگيزه‌ كند. وقتي‌ به‌صورت‌ دستوري‌ به‌دنبال‌ بهره‌وري‌ بيشتر هستيد فقط‌ با كاركناني‌ مضطرب‌ و سرخورده‌ مواجه‌ خواهيد بود.

2 - به‌دنبال‌ ايرادگيري‌ نباشيد: از ايرادگرفتن‌ به‌ كار يا عملكرد افراد اجتناب‌ كنيد. هر فردي‌ نياز دارد احساس‌ كند كه‌ كارش‌ را خوب‌ انجام‌ مي‌دهد. از آنجا كه‌ اكثر كارها خوب‌ انجام‌ مي‌شوند (نه‌ ضعيف) نشان‌ دهيد كه‌ در شناخت‌ كار خوب‌ به‌اندازه‌ شناخت‌ كار بد مهارت‌ داريد.

3 - ترس‌ ايجاد نكنيد: بدانيد كه‌ نمي‌توان‌ با تهديد كاركنان‌ را مجبور به‌ انجام‌ كار بيشتر يا عملكرد بهتر كرد. تنبيه‌ اگر اثري‌ هم‌ بر بهره‌وري‌ داشته‌ باشد، ناچيز است. نتيجه‌ تهديد، به‌احتمال‌ قوي، روحيه‌ كاري‌ ضعيف، غيبت‌ زياد و كاركنان‌ ناراضي‌ است.

4 - در حد ضرورت‌ سرپرستي‌ كنيد: هنگامي‌ كه‌ كارها را واگذار مي‌كنيد، به‌ كاركنان‌ اجازه‌ دهيد كار را به‌طريقي‌ كه‌ مناسب‌ مي‌دانند انجام‌ دهند. بااعمال‌ سرپرستي‌ در حد لازم‌ نشان‌ دهيد كه‌ به‌توانايي‌ آنها اطمينان‌ داريد. اگر در كار آنها بيش‌ از حد مداخله‌ كنيد، آنان‌ را از خلاقيت‌ محروم‌ مي‌كنيد و نمي‌توانند توانائيهاي‌ خود را نشان‌ دهند.

5 - مجادله‌ نكنيد: هرگز ضرورتي‌ براي‌ مجادله‌ وجود ندارد، كاركنان‌ مي‌دانند كه‌ شما رئيس‌ هستيد. اگر فردي‌ كاري‌ را خوب‌ انجام‌ ندهد يا در تفكر او اشتباهي‌ وجود داشته‌ باشد، به‌صراحت‌ به‌ او بگوييد. اگر يك‌ نظر مجادله‌انگيز ابراز كند، دچار دردسر مي‌شويد. اگرچه‌ ممكن‌ است‌ در مجادله‌ برنده‌ شويد ولي‌ بدانيد كه‌ چيز باارزش‌تري‌ را از دست‌ مي‌دهيد و آن‌ احترامي‌ است‌ كه‌ به‌عنوان‌ يك‌ سرپرست‌ به‌ آن‌ احتياج‌ داريد.


در اين شماره مى خوانيد:
سر مقاله
انجمنهاى حرفه اى, حلقه اتصال دانشگاه و صنعت
ميز گرد
بهبود فضاى كسب و كار, شرط عمده توسعه صنعتى
مقالات
چرا شركتهاى خوب, اسير استراتژيهاى بد مى شوند؟
موانع توسعه كارآفرينى سازمانى در ايران
توليد در مقياس جهانى, ضرورتى براى صنعت خودروسازى
مديريت اثربخش جلسات
تجارت الكترونيك
طراحى ازآنسوى مرزها
نقش اينترنت در تغيير شكل سازمان تداركات
مزيت رقابتي برمبناى تكنولوژى گروهى>
روند تكاملى سيستمهاى مديريت كيفيت
جايزه كيفيت بالدريج
رهبرى
سه ابزار مديريتى
مديريت شهرى, اهداف و راهبردها
نگاه IMF به اقتصاد ژاپن
بحرانهاى بانكى
آيا كارآفرينى شغل جديدى است؟
كاربرد مدل آلتمن در تعيين وضعيت ورشكستگى شركتها
گزارش ويژه
مبانى ارتباط صنايع كوچك و بزرگ
گزارشهاى داخلى
در قرم گذشته مانده ايم
گام اول, استقبال مديران از پژوهش
ويژگيهاى صدشركت برتر ايرانى
هم افزايى انديشه ها براى ايجاد تحول
كوتاه و خواندنى
چالشهاى مديران طرحهاى صنعتى
الگوبردارى
مشاركت مديران در ايده كاركنان
مديريت كارآمد, لازمه توسعه
پرسشهاى خودآموز براى مديران
حماسه صفر (شعر)
تدبير 1380 دريك نگاه
گزارش شبكه
فنون افزايش سرعت در اينترنت
روى خط اينترنت
نگاهى به يك كتاب
نظم درآشفتگى
معرفى كتاب
روي جلد