|
نگاهIMF به اقتصاد ژاپن
منبع:IMF ECONOMIC REVIEW
مترجم: راشد صفوي
اشاره
هيئت منتخب صندوق بينالمللي پول(IMF) در اوت سال 1998 براي بررسي اقتصاد ژاپن سفري به اين كشور انجام داد و در بازگشت گزارش خود را به اين نهاد مالي بينالمللي ارائه داد. مقاله حاضر گزارش هيئت اعزامي به ژاپن است كه برگردان آن را به اتفاق ميخوانيم. سفر اين هيئت براساس ماده چهار اساسنامه صندوق صورت گرفت.(1)
پيشينه
اقتصاد ژاپن پس از يك شكوفايي چشمگير طي سال 1996 و اوايل سال 1997 سرانجام دچار يك ركود شد. در سه ماهه دوم سال 1997، توليد ناخالص داخلي(GDP)
به شدت كاهش يافت. كه در آوريل علت عمده آن تغيير در مخارج خانوار قبل از افزايش نرخ ماليات بر مصرف بود.
فعاليت اقتصادي در سه ماهه سوم نسبتاً خوب شد، اما دوباره در سه ماهه چهارم 1997 و سه ماهه اول 1998 كاهش يافت. دادههاي ماهانه بيانگر اين است كه فعاليتهاي اقتصادي در سه ماهه دوم نيز ضعيف بود.
محدوديتهاي بخش مالي عامل مهمي در اين روند كاهنده فعاليت اقتصادي بود. آسيبپذيري بلندمدت ترازنامه بخش بانكي و اعمال سريع يك معيار تنظيمكننده سخت در آوريل 1998 منجر به بحراني شدن وضعيت اعتباري شد.
به دليل بيثباتي قابل توجه كوتاهمدت در بازارهاي پولي و يك افزايش شديد در ارزش پول منجر به ورشكستگي چندين موسسه مالي در اواخر سال 1997 در ژاپن شد. نگرانيها در بخش مالي به كاهش شديد قيمت سهام و اعتماد مصرفكنندگان در اواسط سال 1997 مربوط ميشود. فعاليت اقتصادي به خاطر يك تغيير در تركيب مالي و بحران آسيا، كاهش يافت.
با وجود اين، دستيابي به موقعيت مالي پايدار قبل از فشارهاي جمعي در سال 1997 از موضع سياست انقباضي برخوردار بوده است.
كسري ساختاري دولت درحد 5/1 درصد از توليد ناخالص داخلي، حاصل افزايش ماليات كه شامل دو درصد افزايش در نرخ ماليات بر مصرف در يكم آوريل 1997 و لغو معافيت مالياتي در ژوئن 1997 - و كاهش شديد در سرمايهگذاري بود. بحران آسيا نيز ازطريق كاهش خالص تقاضاي خارجي و تضعيف آن در پايين آوردن سطح فعاليتهاي اقتصادي نقش بسزايي داشت. كاهش ناگهاني مصرف بخش خصوصي و سرمايهگذاري بخش مسكن در واكنش به معيارهاي مالي و نابساماني بازار كار و عدم اطمينان به چشمانداز اقتصادي بود.
همچنين سرمايهگذاري در بخش اشتغال به دليل شرايط سخت اعتبارات قابل استفاده، از رشد و پيشبيني سود پاييني برخوردار بود. بعداز اختصاص 114 درصد از اهداف به رشد واقعي توليد ناخالص داخلي در سال 1997 خالص صادرات در سه ماهه اول 1998 كاهش يافت كه اين امر عمدتاً ضعف صادرات كل آسيا را نشان ميدهد. با اين حال، مازاد حساب جاري اسمي خود را ادامه داد و از 214 درصد از توليد ناخالص داخلي در سال 1997 به سه درصد در سه ماهه اول سال 1998 رساند و همزمان با آن قيمتهاي عمدهفروشي كالا كاهش يافت تا اينكه طرفين تجاري آسيا از قيمت كالاهاي صادراتي در اين مدت سود بردند.
در اوايل سال 1997 رشد اشتغال به اوج خود رسيد اما به دليل ركود ناگهاني نرخ بيكاري به بيش از ميزان آن پس از جنگ جهاني به 3/4 درصد در ژوئن 1998 رسيد. بهدليل رشد ضعيف اشتغال و تعديل افزايش دستمزد و كاهش ميانگين ساعات كاري طي ماه، عوايد ماهانه نسبت به سال قبل بسيار پايين آمده است. به خاطر كسادي اقتصاد و افت قيمتهاي عمدهفروشي بينالمللي فشارهاي انقباضي (ضدتورمي) ايجاد شد.
طي شش ماهه اول 1998 شاخص قيمت مصرفي(CPI) به بيش از 12 درصد كاهش يافت. مقامات با مشاهده علائم ضعف اقتصادي توسط سياست مالي مناسب به مقابله پرداختند.
در فوريه سال 1998 يك بودجه تكميلي براي سال مالي 1997 درنظر گرفته شد كه مبلغ آن نزديك به دو تريليون ازطريق كاهش ماليات بر درآمد و قبول پرداخت مخارج كاركنان دولتي كه اين امر در نيمه اول سال 1998 موثر واقع شد.
در اوايل سال 1998 يك سري مزاياي تشويقي اعلام شد كه مقدار آن در مقايسه با تاثير مستقيم بر تقاضاي داخلي حدود 12 تريليون (212 درصد(GDP بود. درنتيجه كل كسري ساختاري دولت چنين برآورد شد كه توسط 114 درصد ازGDP در سال مالي 1998 با انگيزهاي افزايش يابد كه عمدتاً در نيمه دوم سال مالي قرار گرفته است.
اخيراً مقامات طرحهايي را براي تحريك مالي اعلام كردهاند كه اين طرحها 10 تريليون مخارج اضافي و حداقل 6 تريليون كاهش ماليات را بهدنبال خواهد داشت.
علاوه بر آن اقداماتي براي ايجاد اعتماد در سيستم بانكداري و رهايي از محدوديتهاي مالي ايجاد شده است. براي تقويت سيستم بيمه و تزريق سرمايه به سيستم بانكي اوراق بهادار عمومي بالغ بر 30 تريليون (6 درصد توليد ناخالص داخلي) در اختيار عموم قرار گرفته است. همچنين براي كم كردن عمليات حسابرسي و استانداردهاي سرمايهاي اقداماتي انجام شده تا محدوديتهاي بانكي را به لحاظ كوچك كردن حجم ترازنامههايشان كاهش دهد. در ژوئيه همان سال مقامات يك طرح گستردهاي را در رابطه با مشكلات بخش بانكي ارائه دادند كه اين طرح شامل معيارهايي براي ترفيع و خنثيسازي وامهاي بد، افزايش شفافيت و ايجاد امكانات (بانك رابط) جهت ارتباط با موسسات ناتوان از پرداخت بود.
موضع سياست پولي - بهعنوان هدف تعيين شده يك شبه - از سپتامبر 1995 تغيير نيافته است. بانك ژاپن نقدينگي را بهمنظور ازبين بردن محدوديتهاي تامين بودجه كوتاهمدت مخصوصاً در اواخر 1997 و اوايل 1998 به بازارهاي پولي تزريق كرد، كه طي آن ارزش ين در مقابل دلار آمريكا بهطور چشمگيري پايين آمد تا اينكه در ژوئن 1998 به وضعيت متعادل خود برگشت، وضعيتي كه طي دهه 1990 ديده نشده بود و اين باعث هماهنگي و همكاري مقامات ژاپني و آمريكايي شد.
كاهش نرخ مبادله ين بيش از حد متعارف ارزش تجاري آن بود، كه اين كاهش شديد نتيجه ارزش پول رايج ساير كشورهاي آسيايي را در مقابل دلار آمريكا نيز نشان ميداد.
ازنظر كارشناسان صندوق بينالمللي پول بهدليل كاهش يك چهارم فعاليتهاي اقتصادي چنين برآورد ميشود كهGDP در سال 1998 بهطور قابل توجهي درحال كاهش است. براساس ارزيابيهاي اخير انتظار ميرود سرمايهگذاري تجاري ضعيفتر شده، سود كاهش يافته، اعتماد خانوارها كمتر، وضعيت بازار نيروي كار وخيم، ميزان مصرف و سرمايهگذاري در بخش مسكن كاهش يابد.
انتظار ميرود موجودي انبارها كه در اوايل سال 1998 در بيشترين مقدار خود بود، كاهش يابد. بههرحال چنين برآورد ميشود كه فعاليتها براي آغاز بهبود اقتصادي در نيمه دوم سال شروع شود كه اين فعاليتها عمدتاً بازتاب اثرات موردانتظار مجموعه مزاياي تشويقي اخير را در سرمايهگذاري عمومي دربرگيرد.
بررسي هيات اجرايي
مديران اجرايي اظهار داشتهاند كه عملكرد اقتصاد ژاپن بسيار ضعيفتر از انتظارات جلسه مشورتي سال گذشته بوده است. در بازنگري مجدد محدوديتهاي مالي و افزايش قابل توجه ماليات براي بهبود اقتصادي سال 1996 و اوايل 1997 - مانند بحران آسيا در 1997 - كافي نبوده است.
ضعف قدرت ين و مشكلات اقتصادي ازجمله افزايش بيثباتي در بازارهاي مالي تاجايي كه مشكلات اقتصادي آسيا را شديدتر كرد، نگرانكننده است. علاوه بر اين انتظار ميرود در سال 1999 رشد اقتصادي درحد پايين و مخاطرات اقتصادي چشمگير باشد.
در اين شرايط كارگزاران اقتصادي به ابزارهاي دقيق براي بهبود وضعيت اقتصادي نامناسب و رساندن ژاپن به وضعيتي كه داراي رشد تقاضايي داخلي مستمري داشته باشد نياز دارند.
چنين اقداماتي براي اقتصاد ژاپن براي تحكيم بخشيدن موقعيت او در آسيا و اقتصاد محلي و منطقهاي بسيار مهم است. از آنجايي كه ژاپن از خلاقيتهاي بالايي برخوردار است لذا نياز به اقدام سريع با برنامه گسترده و عميق دارد كه وضعيت كنوني كشور اهميت موضوع را نشان ميدهد.
براي حل مشكلات سيستم بانكي و وامهاي پرداختي مشكوكالوصول نياز ضروري به اصلاح و سالمسازي سيستم مالي ژاپن دارد. ازطرفي براي مقامات مهم است كه مطمئن شوند حمايت مالي تا رساندن اقتصاد به وضعيت مطلوب ادامه خواهد داشت. اقدام در اين زمينهها راهي است براي جلب اعتماد داخلي تا بدينوسيله رشد اقتصادي بهبود يابد. برخي از مديران باتوجه به موقعيت بهدست آمده در دولت جديد، مقامات را به گرفتن فاصله از سياستهاي قبلي و تشويق آنان به فعاليت بيشتر توصيه ميكنند. نخستوزير جديد باتوجه به گزارشهاي اخير به مساله كاهش قابل توجه ماليات و افزايش مصرف اهميت داده است و همچنين اين معيارها را قدم مهمي براي مشخص ساختن وضعيت درنظر ميگيرند.
مديران پيشرفتي را كه از سال گذشته در بخش بانكي بهدست آمده، پذيرفتهاند اما بايد به اين نكته اشاره كرد كه استراتژي لازم براي دستيابي به يك تحول عظيم در بخش بانكي باتوجه به گستردگي و مشكلات ترازنامه يك عدم اطميناني وجود دارد.
تداوم نوسانات بازار از جهت توان مالي بانكها، ضعف اقتصادي و چشمانداز بد نيست به آن و فشارهاي ضدتورمي كه به طولاني شدن محدوديتهاي اعتباري ميانجامد. بنابراين براي مقابله جدي با مشكلات سيستم بانكي، اقدامات جسورانه و قاطعانه لازم است:
براي اينكه بانكها استقراضهاي نامناسب و بسيار گسترده را شناسايي كنند ضروري است يك سيستم خودگرداني صحيح و دقيق اجرا شود. برخي مديران نيز پيشنهاد ميكنند كه چنين اقداماتي براي بانكهاي خصوصي براي افزايش شفافيت كار آنها نيز اعلام و منتشر شود.
تغييرات اساسي در سهام و سرمايه سيستم بانكداري مركزي به كمك سرمايههاي عمومي كه طرحهاي بزرگ را تقويت كند، لازم است از
اكثر مديران خواسته شود تا يك روش فعالتري را براي تغيير رويههاي قبلي معرفي كنند. براين اساس بعضي از مديران معتقدند كه براي اين منظور سرمايههاي موجود توانايي و كارايي لازم را ندارند.
براي حل مشكل وام، تلاشهاي قاطعانهاي لازم است كه اين تلاشها توسط واحدهاي مديريتي تخصصي باانگيزه بالا جهت به حداكثر رساندن سود جايگزين شود. بهبود مكانيسم نهادها و سازمانها براي حل مشكل بدهيشان ازقبيل اصلاح قوانين ورشكستگي نيز ضروري است.
براي بالابردن كارايي طرحي تحتعنوان بانك واسطه(BRIDGE BANK) براي مشخص كردن شيوههاي جديد اعتباري و معرفي متقاضيان بانكهاي واسطه لازم است كه طبق زمانبندي مشخص باشد.
درصورتي كه ناظر موسسه مالي جديد مقتدر باشد تامين بودجه ازطريق افزايش منابع بهطور منسجم و مستقل تقويت خواهدشد.
باوجود اينكه براي تقويت مالي يك دوره بلندمدت لازم است اغلب مديران براين تاكيد دارند كه اولويت اول در سياست مالي تامين مشوقهاي مناسب براي تقاضاي كل است. برخي از مديران اظهار ميدارند كه خطرات ناشي از ركود اقتصادي بيشتر از هزينههاي مشوقهاي موقتي مالي است.
به اين ترتيب بدون آنكه رشد اقتصادي بهتر شود تنها منجر به افزايش بدهي و بدتر شدن وضعيت سرمايههاي فعال ميانمدت ميشود. مديران براين نكته تاكيد دارند كه باتوجه به پايين بودن سطح فعاليت داخلي يكسري معيارهايي براي گريز از موانع مشوق مالي در سال مالي بعد لازم بود و درواقع معدودي از مديران يك سياست مالي انبساطي را توصيه ميكردند.
به هرحال آنها چنين اظهار داشتند كه بدون توجه به چالشهاي بخش بانكي و موضع سياست مالي مناسب بهبود كيفي و مطلوب در فعاليتهاي اقتصادي ميسر نخواهدبود. ازطرفي مديران براي تعيين اهداف ميانمدت دولت اظهار داشتند كه معيارهاي مالياتي در سال 1998 يعني مجموعه مزاياي تشويقي بايد با بهبود كارايي سيستم مالياتي هماهنگ بوده و اثرات يك جانبهاي بر روي فعاليت اقتصادي نداشته باشد. بهعنوان مثال كاهش در نرخ ماليات براي افراد و شركتها با داشتن سطوح بالاي نرخهاي نهايي مناسب بهنظر ميرسد.
برخي از مديران به اين نكته اشاره ميكنند كه با يك كاهش در ماليات بر مصرف نيز - به محض اينكه تثبيت اقتصادي بهطور كامل بهبود يافت - براي برآورد تقاضا در كوتاهمدت بااهميت است. تداوم اين اقدامات بهطور تدريجي براي چند سال ميتواند به كاهش تاثير ماليات بر روي توزيع درآمد و وضعيت مالي بلندمدت كمك كند. اصلاحات گسترده ماليات نيز ضروري است. همچنين مديران به اصلاح سيستم مالي توصيه ميكنند تا كمكي براي دستيابي به وضعيت مالي پايدار ميانمدت باشد. اقدامات صورت گرفته براي بهبود كارايي فعاليتهاي عمومي مهمند و اين از لحاظ ارتباط ضعيف بين بازدهي كم اجتماعي و چنين سرمايهگذاريهايي است.
هرچند كه مديران اقدامات اخير را براي كم كردن محدوديتهاي اصلاح ساختار مالي ميپذيرند ولي بر اين باورند كه براي بهبود سياست بودجهاي و استقرار يك روش منسجمتر چندسالهاي براي برنامهريزي باقي ميماند.
مديران از تصميمات مقامات مالي براي حفظ سطح نرخهاي بهره كوتاهمدت حمايت ميكنند. به هرحال معدود مديراني به اين نكته اشاره دارند كه اگر علائمي براي مشوقهاي مالي براي متوقف كردن كاهش فعاليت در نيمه دوم سال 1998 ظاهر شده ناموفق بودهاند و بيشتر بحث و مجادلات به سمت استفاده از فرصتهاي محدود براي آرام كردن نرخهاي بهره كوتاهمدت تغيير مييابد.
گرچه بيشتر مديران كاهش نرخ بهره كنوني را جايز نميدانند چون اين عمل ميتواند به كاهش نرخ ارز و خطر ناپايداري بازارهاي مالي منطقهاي منجر شود. علاوه بر اين بهنظر ميرسد باتوجه به سطوح پايين نرخهاي قبلي، تاثير كاهش آنها بر روي فعاليتهاي اقتصادي مهم نيست. چندتن از مديران از برنامه صريح بهخاطر هدف تورمي كوچك ولي مثبت بهمنظور روشن ساختن تصميم مقامات مالي در برابر فشارهاي ضدتورمي حمايت كردند. به هرحال بسياري از مديران چنين درنظر گرفتند كه يك هدف تورمي نميتواند در شرايط جاري نرخهاي بهره پايين سودمند باشد و تنها ميتواند مشكل اصلي بياعتمادي را نشان دهد.
به نظر كارشناسان كاهش ارزش ين از اواسط سال 1997 از ديد ادواري مفيد است اما كاهش چشمگير آن به لحاظ تاثير منفي در منطقه ميتواند اثرات نامطلوبي را براي ژاپن داشته باشد.
ازطرفي مداخله اخير در بازارهاي ارز ميتواند كمكي براي تثبيت بازار باشد. به هرحال كارشناسان هشدار دادند كه عدم بكارگيري سياستهاي تشويقي منجر به كاهش بيشتر ارزش ين خواهدشد.
كارشناسان با مقامات درخصوص اصلاحات <انفجار عظيم>BIG BANG در بخش مالي اتفاقنظر داشتند كه اين يك اصل كليدي در بازسازي اقتصاد ژاپن است، هرچند كه اين تحول در اواسط ركود عظيم اقتصادي مطلوب نبود، ولي بخاطر دستيابي به يك راهحل پايدار جهت مقابله با مشكلات ساختاري ژاپن ضروري بهنظر ميرسيد. و درواقع اقدامات بلندپروازانهاي لازم بود كه بخشهاي عمومي بهعنوان ارتباط مالي تنها ازطريق حذف رفتارهاي ترجيحي سيستم پساندازهاي پستي امكانپذير بود.
كارشناسان باتوجه به ضعف بخش بيمه عمر تاكيد كردند كه محدودكردن خطرات بالقوه رفتاري همراه با تعهدات دولتي از اهميت بيشتري برخوردار خواهدبود. كارشناسان اظهار داشتند كه سود در سطوح مختلف مخصوصاً در بخش ارتباطات، انرژي و خردهفروشي بدون تلاش و كنترل بهدست آمده ولي درهرحال يكسري محدوديتهايي هم وجود دارند كه به بهرهوري پايين و كاهش رقابت كمك ميكند، به همين نحو مديران در جستجوي روشي بلندپروازانه(FRONT LOADED) براي مقابله با اين بينظمي هستند. بخصوص آنها مقامات و كارگزاران را براي آزادسازي بيشتر بخشهاي توليد نيرو و ارتباطات تشويق تا همگام با ساير طرحها براي مراحل بلندپروازانهاي كه به سمت كاهش موانع بدون تعرفه است، تاكيد داشتند. همچنين اصلاحاتي درخصوص بازار كار و قانون ورشكستگي صورت گرفت كه بهعنوان الگو در بخش شركتها جهت تشويق به بازسازي بود. مديران كشور ژاپن را به لحاظ نقش آن بهعنوان بزرگترين اهداءكننده مساعدتها و كمكهاي مالي در زمينه پيشرفت و توسعه(ODA) موردتحسين قرار ميدهند. در ضمن، اين كشور حمايتهاي اساسي براي كشورهايي فراهم ساخته است كه بيشتر تحت تاثير بحرانهاي آسيايي قرار گرفتهاند. علاوه بر آن كارشناسان به اين نكته اشاره كردهاند كه محدوديتهاي مالي باعث كاهش مساعدتهاي توسعه ملي(ODA) ميشود و آنان مقامات را به ايجاد هرگونه تلاشي براي پيشتازبودن ژاپن در كمكهاي پيشرفتي تشويق كردند.
مديران مشاهده كردند كه دادههاي اقتصادي ژاپن از ضعف خاصي رنج ميبرد كه اين ضعف تحليلهاي سياسي را پيچيده كرده است. آنها مقامات را براي فراهم كردن به موقع حسابهاي ملي و دادههاي مالي وادار كردند .
پانوشت:
1 - براساس ماده چهارم مواد توافقنامه صندوق بينالمللي پول، اين صندوق مذاكرات دوجانبهاي را معمولاً هر سال با اعضاي خود برگزار ميكند. هيئت منتخب صندوق بينالمللي پول از كشور موردنظر بازديد ميكند تا اطلاعات اقتصادي و مالي را جمعآوري و با مقامات آن كشور درمورد پيشرفتها و سياستهاي اقتصادي بحث و مذاكره ميكند. در بازگشت به مركز، گروه گزارش را آماده و آن را به مقامات كشور مربوطه ميفرستد. در اين گزارش كه موسوم به بيانيه اطلاعات عمومي(PIN) است نكات اصلي مذاكرات هيئت توضيح داده ميشود.
|