توليد در مقياس‌ جهاني; ضرورتي‌ براي‌ صنعت‌ خودروسازي‌


دكتر مهدي‌ غضنفري‌
مهندس‌ سيداصغر ابن‌الرسول‌


چكيده‌
‌ ‌پيوستن‌ جمهوري‌ اسلامي‌ ايران‌ به‌ سازمان‌ تجارت‌ جهاني‌ اجتناب‌ناپذير است. صنايع‌ كشور بخصوص‌ صنايع‌ خودروسازي‌ بايد از الان‌ خود را آماده‌ كنند، صنعتي‌ متناسب‌ با محيط‌ رقابت‌ بسازند تا وارد رقابتي‌ سخت‌ شوند. صنعت‌WCM مي‌تواند در اين‌ محيط‌ به‌ بقاء خود ادامه‌ دهدWCM . پشتوانه‌ رضايت‌ مشتري، بيش‌ از ديگران، درصدد است‌ از رقبا سبقت‌ بگيردWCM . ابعاد لازم‌ براي‌ رقابت‌ را در خود ايجاد كرده‌ و با يك‌ سيستم‌ نوين‌ اندازه‌گيري، عملكردها را كنترل، اصلاح‌ و هدايت‌ مي‌كند. درنتيجه‌ WCM الگوي‌ مناسبي‌ براي‌ صنعت‌ خودروسازي‌ كشور جهت‌ ايجاد توانمنديهاي‌ لازم‌ براي‌ محيط‌ رقابت‌ است. در اين‌ تحقيق‌ ابعاد، استراتژي، تكنولوژي، تكنولوژي‌ اطلاعات، اندازه‌گيري‌ عملكرد درWCM و برنامه‌هاي‌ رسيدن‌ به‌WCM به‌صورت‌ پيشنهاد براي‌ صنعت‌ خودروسازي‌ ارائه‌ شده‌ است.

1- مقدمه

‌ ‌مدتي‌ است‌ كه‌ جهاني‌ شدن‌ اقتصاد مطرح‌ است. شايد مدت‌ زيادي‌ نمانده‌ باشد كه‌ كشور ايران‌ به‌ اين‌ سيستم‌ بپيوندد. در اين‌ مدت‌ بايد ظرفيتها، استعدادها و توانائيهاي‌ صنايع‌ كشور به‌ حدي‌ برسد كه‌ بتواند در چنين‌ محيطي‌ بقاء خود را حفظ‌ كند. حفظ‌ بقاء در اين‌ محيط‌ با حمايتهاي‌ قانوني، سوبسيدها و غيره‌ امكان‌پذير نخواهدبود. توانمنديها و عملكردهاي‌ صنايع‌ كشور است‌ كه‌ در قالب‌ ابعاد رقابتي‌ محصول‌ مثل‌ كيفيت، زمان، انعطاف‌پذيري، قابليت‌ اعتماد، قيمت‌ تمام‌ شده، نوآوري‌ و خدمات‌ مي‌تواند بهترين‌ ابزار براي‌ بقاء، رشد و شكوفايي‌ در بازار رقابت‌ باشد.

‌ ‌در اين‌ صورت‌ تجارت‌ ديگر يك‌ محيط‌ محدود به‌ شهر يا كشور نيست. هر شركت‌ بايد سخت‌ كوشش‌ كند تا در هر كجاي‌ دنيا بهترين‌ باشد. يك‌ شركت‌ نمي‌تواند فكر كند كه‌ شكست‌ در بازار جهاني‌ تاثيري‌ روي‌ بازار محلي‌ او ندارد.
‌ ‌شناخت‌ محيط‌ تجارت‌ با مشخصه‌هاي‌ رقابت‌ آزاد، درك‌ ضرورتها، تهديدات، فرصتها و مزيتهاي‌ رقابتي‌ و طراحي‌ و ساختن‌ صنعتي‌ در كلاس‌ جهاني‌ جهت‌ آماده‌ شدن، وارد شدن‌ و سپس‌ ماندن‌ در اين‌ محيط‌ از مهمترين‌ وظايف‌ صنعت‌ خودروسازي‌ است.

2 - شرايط‌ اقتصاد جهاني‌

‌ ‌رقابت‌ آزاد مهمترين‌ شرط‌ جهاني‌ شدن‌ اقتصاد است. شركتها و توليدكنندگان‌ درهر صنعت‌ در سراسر جهان‌ همه‌ رقيب‌ هم‌ هستند. شركتي‌ ماندني‌ است‌ كه‌ براي‌ اول‌ شدن‌ آمده‌ باشد و براي‌ اين‌ منظور خود را مجهز كرده‌ باشد. اين‌ شركتي‌ است‌ كه‌ بتواند در همه‌ ابعاد رقابتي‌ محصول، عالي‌ترين‌ باشد. سازماني‌ مي‌تواند چنين‌ باشد كه‌ هدفي‌ جهاني‌ داشته‌ باشد. ساختار، اجزاء، تكنولوژي‌ و تمام‌ مشخصاتش‌ در كلاس‌ جهاني‌ باشد يعني‌ (WORLD CLASS MANUFACTURING=WCM باشد. به‌عبارت‌ ديگر جواب‌ چالشهايي‌ اين‌ چنين‌ در محيط‌ رقابت‌ آزاد ازطريق‌ ايده‌آل‌هاي‌WCM امكان‌پذير است.

3 - معرفي‌WCM 

‌ ‌شوني‌ برگر (1982) اولين‌ كسي‌ بود كه‌ اين‌ واژه‌ را استفاده‌ كرد و در سال‌ 1986 بحث‌ خود را تحت‌ عنوان‌ <درسهايي‌ از ساده‌سازي> ارائه‌ كرد.
‌ ‌WCM واژه‌اي‌ است‌ كه‌ براي‌ توصيف‌ بهترين‌ توليدكنندگان‌ در جهان‌ به‌كار رفته‌ است. اين‌ شركتها اهميت‌ ساخت‌ و توليد را به‌عنوان‌ يك‌ سلاح‌ استراتژيك‌ درك‌ مي‌كنند و مي‌دانند كه‌ ساخت‌ و توليد در توسعه‌ و تحقق‌ رضايت‌ مشتري‌ ازطريق‌ ابعاد رقابتي‌ محصول‌ نقش‌ اساسي‌ دارد.
‌ ‌اين‌ مهم‌ است‌ كه‌ بدانيم‌ امروزه‌ انواع‌ واحدهاي‌ تجاري‌ ازقبيل‌ بانكها، بيمارستانها، شركتهاي‌ توليدي، شركتهاي‌ توزيع، شركتهاي‌ تضمين‌ كيفيت‌ و... از اصول‌WCM استفاده‌ مي‌كنند.
‌ ‌شركتهاي‌WCM امروز جايي‌ هستند كه‌ اولين‌ نمونه‌هاي‌ كيفيت، كاهش‌ زمان‌ عرضه‌ محصول‌ جديد و... مي‌تواند در آن‌ ديده‌ شود.

4 - ابعادWCM 

‌ ‌WCM به‌عنوان‌ فلسفه‌ مديريت‌ ساخت‌ و توليد شناخته‌ شده‌ كه‌ بر بهبود مستمر تكنيك‌هاي‌ ساخت‌ و توليد از طريق‌ توسعه‌ منابع‌ انساني‌ متمركز شده‌ استWCM . شامل‌ موارد زير است.

1-4 - برنامه‌ ساخت‌ و توليد: برنامه‌ ساخت‌ و توليد شامل‌ برنامه‌ استراتژيك، برنامه‌ تاكتيكي‌ و برنامه‌هاي‌ عملياتي‌ است. برنامه‌ ساخت‌ و توليد به‌ استراتژي‌هاي‌ تكنولوژي، تغييرات‌ سازماني، توسعه‌ كاركنان، طراحي‌ محصول، مديريت‌ لجستيك،JUST IN ) TIME=JIT)، كنترل‌ كيفيت، توسعه‌ بهره‌وري‌ و اتوماسيون‌ محدود نمي‌شود.

2-4 - نيازهاي‌ مشتريWCM : بايد نيازهاي‌ مشتري‌ را خوب‌ درك‌ كند. با مشتري‌ يك‌ به‌ يك‌ تماس‌ برقرار سازد و آن‌ هم‌ ازطريق‌ كانالهاي‌ ارتباطي‌ سالم‌ ارتباط‌ داشته‌ باشد. موفقيت‌ را در اين‌ مي‌بيند كه‌ هريك‌ از كاركنان‌ درك‌ كرده‌ باشد كه‌ كسب‌ رضايت‌ مشتري‌ تنها راه‌ موفقيت‌ در بازار رقابتي‌ است.

3-4 - فرهنگ‌ جامع‌ كيفيت: وظيفه‌WCM ايجاد يك‌ فرهنگ‌ جامع‌ كيفيت‌ است. ابزارها، تجهيزات‌ و آموزشهاي‌ موردنياز فرايند ارتقاء كيفيت، بايد براي‌ كليه‌ كاركنان‌ مهيا شود. براي‌WCM كيفيت‌ يك‌ هدف‌ نيست، كوشش‌ اصلي‌ اين‌ است‌ كه‌ قادر باشي‌ به‌طور مستمر اهداف‌ كيفي‌ را تغيير دهي. مديريت‌ بايد اهداف‌ كيفيت، راههاي‌ رسيدن‌ به‌ اهداف، مشاركت‌ كاركنان‌ و برنامه‌ها را هماهنگ‌ سازد.

4-4 - ساده‌سازي‌ فرايند ساخت‌ و توليد: ارزيابي‌ مداوم، بازنگري‌ و مطالعه‌ روشهاي‌ توليد بايد از پايين‌ترين‌ سطح‌ فرايند، براي‌ ايجاد فرايندهاي‌ ساده‌تر، آسانتر، كاملتر و درنتيجه‌ موثرتر انجام‌ شود. نظارت‌ و ارزيابي‌ مستمر فرايندهاي‌ توليد از ضرورتهاي‌ WCM است.

5-4- سيستم‌ انگيزش‌ و پاداش: ارتقاء ساخت‌ و توليد ازطريق‌ نوآوري‌ و كار سخت‌ همه‌ كاركنان‌ امكان‌پذير است. يك‌ سيستم‌ مديريت‌ كه‌ مشوق‌ تداوم‌ رشد صنعت‌ است‌ بايد استقرار يافته‌ و موفقيت‌ را تشويق‌ و عملكردهاي‌ بهتر را پاداش‌ دهد. اين‌ سيستم‌ مديريت، بر كار گروهي‌ مانند كار انفرادي‌ تاكيد مي‌كند.

6-4 - عرضه‌ محصولات‌ بهتر: محصولات‌ توليدشده‌ بايد رقابتي‌ باشند، باكيفيت‌ عالي‌ و هزينه‌ كم‌ عرضه‌ شوند لذا از تكنيك‌هاي‌ مهندسي‌ ارزش، كنترل‌ كيفيت‌ آماري، ساده‌سازي‌ محصول‌ و فرايندها، ارزيابي‌ پيچيده، بهره‌وري‌ و بهبود كيفيت‌ بايد استفاده‌ شود.

7-6 - تجديد ساختار ساخت‌ و توليد: تمركز روي‌ بهبود مستمر ازطريق‌ سازمان‌دهي‌ فعاليتهاي‌ توليدي‌ كه‌ منجر به‌ كاهش‌ ضايعات، كاهش‌ هزينه‌ها و افزايش‌ اثربخشي‌ مي‌شود يك‌ امر الزامي‌ است.

8-4 - نوآوري‌ تكنولوژيك: رقابت‌ توليدي‌ شديداً‌ وابسته‌ به‌ تحولات‌ و نوآوريهاي‌ تكنولوژيكي‌ است. استفاده‌ از تكنولوژي‌ موجود بايد به‌طور مداوم‌ ارزيابي‌ شود. بهبود تكنولوژيك‌ بايد هم‌ ازطريق‌ نرم‌افزار و هم‌ ازطريق‌ سخت‌افزار باشد تا كار را آسانتر و بهره‌وري‌ را افزون‌تر كند.

9-4 - توسعه‌ رويه‌هاي‌ مربوط‌ كاركنان: تكنيك‌هاي‌ خاص‌ مثل‌ توسعه‌ شغل، غناي‌ شغلي، آموزش‌ مشاغل، گردش‌ مشاغل، بهينه‌سازي‌ ايستگاهها و مديريت‌ مشاركتي‌ براي‌ توسعه‌ رويه‌هاي‌ مرتبط‌ با كارگران‌ بايد استفاده‌ شود.

10-4 - آموزش‌ مستمر و فراگير: يك‌ سيستم‌ آموزش‌ كه‌ كليه‌ كاركنان‌ را شامل‌ شود و شرايط‌ احراز كاركنان‌ را براي‌ تصدي‌ مشاغل‌ مربوطه‌ ارتقا دهد، ضروري‌ استWCM . حداقل‌ چهل‌ ساعت‌ آموزش‌ در سال‌ را براي‌ هريك‌ از كاركنان‌ تدارك‌ مي‌بيند.

11-4 - پيگيري‌ شديد بهبود مداوم: مديريت‌ روي‌ ايجاد اندازه‌گيري‌ متمركز مي‌شود كه‌ رفتار موجود را با اهداف‌ توسعه‌ مستمر هم‌ در محصول‌ و هم‌ در فرايند مقايسه‌ مي‌كند.

12-4 - توجه‌ خاص‌ به‌ توسعه‌ مزاياي‌ رقابتيWCM : به‌ ايجاد مزاياي‌ رقابتي‌ جديد و رشد و توسعه‌ مزاياي‌ رقابتي‌ مبتني‌ بر عالي‌ترين‌ محصول‌ از نظر كيفيت‌ و خدمات‌ توجه‌ خاص‌ داردWCM . رضايت‌ مشتري‌ را ازطريق‌ توسعه‌ انتظارات‌ آنها جلب‌ مي‌كند.

13-4 - يكپارچه‌سازي‌ سيستم‌هاي‌ شركتWCM : كليه‌ سيستم‌هاي‌ شركت‌ كه‌ شامل‌ فرايند و پرسنل‌ مي‌شود را يكپارچه‌ مي‌كند. همه‌ فعاليتهاي‌ شركت‌ ناشي‌ از فرايندها و نتايج‌ ساده‌سازي‌ شركت‌ در يك‌ سيستم‌ با نگرش‌ يكپارچه‌ مرتبط‌ مي‌شوند.

14-4 - كارگران‌ خودكنترل: كارگر درWCM فعالانه‌ فكر مي‌كند و با به‌كارگيري‌ اطلاعات‌ مجاز است، مستقلاً‌ عمل‌ كند تا تنوع‌ فرايند را به‌ حداقل‌ برساند و ايستگاههاي‌ بازرسي‌ را كه‌ هيچ‌ ارزش‌افزوده‌اي‌ ايجاد نمي‌كنند حذف‌ و خود، كار آنها را انجام‌ دهد.

15-4 - تعميرات‌ پيشگيرانه: تعميرات‌ پيشگيرانه‌ براي‌ جلوگيري‌ از توقفهاي‌ خط‌ توليد يكي‌ از اساسي‌ترين‌ كارها است.

5 - استراتژي‌ درWCM 

‌ ‌استراتژي‌ درWCM براساس‌ اهداف‌ رقابتي‌ يعني‌ اولين‌ شدن‌ و اولين‌ ماندن‌ و نه‌ چيزي‌ ديگر طراحي‌ مي‌گردد. بنابراين‌ استراتژي‌ در يك‌ شركت‌WCM داراي‌ ابعاد زير است.


1-5 - ايجادكننده‌ محيطي‌ است‌ كه‌ در آن‌ همه‌ براي‌ نوآوري‌ در محصول، در فرايندهاي‌ ساخت‌ و خدمات‌ پيش‌قدم‌ مي‌شوند;

2-5 - ايجادكننده‌ ديدگاهي‌ است‌ كه‌ در همه‌ كاركنان‌ ايجاد شده‌ است‌ و عبارتست‌ از <يك‌ فرايند پيشرفته‌ توليد، از نياز مشتري‌ شروع‌ و به‌ رضايت‌ او ختم‌ مي‌شود>.

3-5 - در استراتژي‌WCM موفقيت‌ در واژه‌اي‌ از پيروزي‌ درازمدت‌ تعريف‌ مي‌شود، پيروزي‌ كوتاه‌مدت‌ بدون‌ پيروزي‌ درازمدت‌ در استراتژي‌WCM جايگاهي‌ ندارد.

4-5 - استراتژي‌WCM بر رقابت‌ بين‌المللي‌ بيش‌ از رقابتها و چالشهاي‌ محلي‌ استوار است.

5-5 - استراتژي‌WCM تعريف‌ و مدون‌ شده‌ است، استراتژي‌ غيرمكتوب‌ معني‌ ندارد و در تهيه‌ استراتژي‌ همه‌ كاركنان‌ شريك‌ هستند.

6-5 - استراتژي‌ درWCM ، انعطاف‌پذير و تطبيق‌پذير با شرايط‌ متغير رقابتي‌ محيط‌ است.

7-5 - استراتژي‌WCM ، دست‌يافتني‌ و برنامه‌اي‌ براي‌ عمل‌ است‌ كه‌ شامل‌ جنبه‌هاي‌ اساسي‌ اجزاء ساختاري‌ و يكپارچه‌ سازمان‌ مي‌شود.

8-5 - استراتژي‌ درWCM بهبود را در يك‌ فرايند تدريجي‌ و مستمر تحقق‌ مي‌بخشد.

9-5 - تاكيد استراتژي‌ درWCM ، نگهداري‌ و رشد مزاياي‌ رقابتي‌ است‌ و منابع‌ مالي‌ به‌ بخشهايي‌ اختصاص‌ مي‌يابند كه‌ مزاياي‌ رقابتي‌ بالايي‌ ايجاد مي‌كنند.

10-5- استراتژي‌ به‌ رشد توان‌ شركت‌ در رقابت‌ درازمدت‌ توجه‌ خاصي‌ دارد و شامل‌ تصميمات‌ حياتي‌ براي‌ قادر ساختن‌ سازمان‌ براي‌ رقابت‌ موثر است.

11-5- استراتژي‌ درWCM زمينه‌ساز افزايش‌ بهره‌وري‌ و رسيدن‌ به‌ حداكثر بهره‌وري‌ است.

12-5- استراتژي‌ درWCM موجد انعطاف‌پذيري‌ در ظرفيتهاي‌ توليدي‌ براي‌ جوابگويي‌ سريع‌ به‌ تقاضاي‌ بازار است.

6 - رقابت‌ و تكنولوژي‌

‌ ‌تغيير مداوم‌ تكنولوژي‌ اغلب‌ به‌عنوان‌ پيش‌نياز رقابت‌ و بقا شركتها مطرح‌ است. اگرچه‌ تكنولوژي‌ روي‌ همه‌ فعاليتهاي‌ موجود در زنجيره‌ ارزش‌ شركت‌ تاثير دارد، به‌طور خاص‌ روي‌ رقابت‌ شركت‌ موثرتر است.
‌ ‌تكنولوژي‌ شامل‌ محصولات‌ توليدشده‌ و فروخته‌ شده، فرايندهاي‌ مورداستفاده‌ در توليد و سيستم‌ اطلاعات‌ مي‌شود كه‌ اجزاء مختلف‌ شركت‌ را يكپارچه‌ مي‌كند و تركيب‌ آنها استفاده‌ موثر از تكنولوژي‌ را ميسر مي‌كند. بنابراين، استفاده‌ موثر از تكنولوژي‌ يك‌ ابزار استراتژيك‌ براي‌ رقابت‌ و ابزار حياتي‌ در موفقيت‌ شركت‌ است.

‌ ‌تكنولوژي‌ سنتي‌ شامل‌ جنبه‌هايي‌ از توليدات‌ كارخانه‌ و تكنولوژي‌ توليد بود ولي‌ امروزه‌ تكنولوژي‌ با جنبه‌هايي‌ از سيستم‌هاي‌ اطلاعات‌ و تكنولوژي‌ اطلاعات‌ سروكار دارد و اجزاء مختلف‌ شركت‌ را به‌هم‌ وابسته‌ كرده‌ است‌ توليد يكپارچه‌ كامپيوتري‌ (COMPUTER INTEGRATED MANUFACTURING = CIM) به‌عنوان‌ قسمتي‌ از سيستم‌ توليد است‌ كه‌ بدون‌ تكنولوژي‌ اطلاعات‌ غيرقابل‌ تصور است. لذا تكنولوژي‌ موقعي‌ يك‌ ابزار رقابتي‌ است‌ كه‌ كليه‌ ابعاد تكنولوژي‌ در يك‌ سيستم‌ با هم‌ مرتبط‌ شده‌ باشند و در اين‌ صورت‌ روي‌ رشد مزاياي‌ رقابتي‌ و رقابت‌ شركت‌ موثر خواهندبود.

‌ ‌استفاده‌ موثر از همه‌ ابعاد تكنولوژي‌ كه‌ به‌ صورت‌ يكپارچه‌ در سيستم‌ توليد به‌كارگرفته‌ مي‌شوند باعث‌ تحقق‌ انعطاف‌پذيري‌ در تغيير مقدار توليد، تغيير زمان‌بندي‌ توليد، تنوع‌ توليد، محصولات‌ با كيفيت‌ عالي، كاهش‌ قيمت‌ تمام‌ شده‌ محصولات، كاهش‌ زمانهاي‌ راه‌اندازي، كاهش‌ ضايعات‌ و معيوب‌ صفر خواهدشد. تكنولوژي‌ اطلاعات‌ پايه‌اي‌ براي‌ بسياري‌ از مفاهيم‌ مرتبط‌ با ساخت‌ در سطح‌ كارگاه‌ است‌ و تكنولوژي‌ اطلاعات‌ است‌ كه‌ توليد يكپارچه‌ كامپيوتري‌ با همه‌ اجزاء آن‌ را به‌ هم‌ مرتبط‌ كرده‌ است.

‌ ‌تكنولوژي‌ محصول‌ با استاندارد بالا پيش‌نياز ادامه‌ رقابت‌ است، محصول‌ بهتر، مزاياي‌ رقابتي‌ بيشتر و بهتر را حاصل‌ مي‌كند.
‌ ‌عملكرد خوب‌ سطح‌ كارگاه‌ باعث‌ افزايش‌ توانايي‌ در معرفي‌ محصولات‌ جديد سريعتر و متنوع‌تر از رقيبان‌ و سپس‌ افزايش‌ سود مشتري‌ و ايجاد مزاياي‌ رقابتي‌ مي‌شود. يعني‌ تكنولوژي‌ محصول‌ مجرد از تكنولوژي‌ توليد نيست. بنابراين‌WCM همه‌ اين‌ جنبه‌ها را به‌ هم‌ مرتبط‌ مي‌داند. آنها نياز مشتري‌ را به‌ همراه‌ نيازهاي‌ تامين‌كنندگان‌ و ظرفيتهاي‌ ساخت، در اولين‌ قدم‌ از توسعه‌ محصول‌ درنظر مي‌گيرند.
‌ ‌روابط‌ علي‌ موجود بين‌ تكنولوژي، رقابت‌ و عملكرد را در شكل‌ شماره‌ يك‌ مي‌توان‌ مشاهده‌ كرد.



شكل‌ 1: تكنولوژي، رقابت‌ و عملكرد: روابط‌ علي‌


7-WCM و تكنولوژي‌ اطلاعات‌

‌ ‌اغلب‌ شركتها، اهميت‌ اطلاعات‌ كه‌ مزاياي‌ رقابتي‌ براي‌ شركت‌ ايجاد مي‌كند را دريافته‌اند و شركتهايي‌ كه‌ تكنولوژي‌ اطلاعات‌ را براي‌ رشد موقعيت‌ رقابتي‌ خود استفاده‌ مي‌كنند عملاً‌ رهبر در صنعت‌ خود مي‌شوند. درحقيقت‌ به‌واسطه‌ توسعه‌ قدرت‌ تكنولوژي‌ اطلاعات‌ تغيير بنيادي‌ در زمينه‌ رقابتي‌ خود ايجاد مي‌كنند يعني‌ انقلابي‌ در صنعت‌ خود ايجاد مي‌كنند.
‌ ‌مديران‌ سازمان‌ كه‌ به‌طور موفقيت‌آميز يك‌ سيستم‌ تكنولوژي‌ اطلاعات‌ را به‌كار مي‌گيرند، تجربه‌ مي‌آموزند، آنها مرتب‌ ساختار سازمان‌ را تغيير مي‌دهند و مرتب‌ به‌سوي‌ بهتر حركت‌ مي‌كنند. جالب‌ اينكه‌ هر موفقيت‌ در اين‌ راه‌ با يك‌ بحران‌ شروع‌ مي‌شود. مدير يك‌ فوريت‌ در سازمان‌ خود احساس‌ مي‌كند، مي‌فهمد كه‌ چه‌ چيز بايد نوآوري‌ شود و تغيير كند. ديده‌ شده‌ است‌ كه‌ اغلب‌ تنها راه‌حل‌ مشكل‌ همين‌ است. بنابراين‌ اغلب‌ سيستم‌هاي‌ تكنولوژي‌ اطلاعات‌ نيازهاي‌ مديريت‌ را رفع‌ مي‌كند.

‌ ‌عرصه‌ بازار امروز كل‌ جهان‌ است‌ و شركتهايي‌ كه‌ به‌طور موفقيت‌آميزي‌ رقابت‌ مي‌كنند مايلند كه‌ يك‌ شركت‌ در سطح‌ جهاني‌ شوند. اهداف‌ نهايي‌ شركتها در كلاس‌ جهاني‌WCM عبارتست‌ از رسيدن‌ به‌ بهترينهاست.WCM  عملكرد رقابتي‌ خود را بر مفهوم‌TQM,JIT و طراحي‌ براي‌ ساخت‌ قرار داده‌ است.WCM  شركتهايي‌ هستند كه‌ قادرند با ارزش‌ترين‌ محصولات‌ را خلق‌ كنند و بيشترين‌ نرخ‌ بازگشت‌ را ازطريق‌ اجراي‌ استراتژي‌ رقابتي‌ خود داشته‌ باشند.
‌ ‌درحقيقت‌ مديرعامل‌ سازمان‌ با استفاده‌ از تكنولوژي‌ اطلاعات‌(IT) قادر است‌ اين‌ مزايا را ايجاد كند. مديرعامل‌ سازمان‌ براي‌ اداره‌ برنامه‌هايش‌ احتياج‌ به‌ مديريت‌ تكنولوژي‌ اطلاعات‌ دارد. لذا مدير، تيمي‌ را به‌ رهبري‌ مدير تكنولوژي‌ اطلاعات‌ مسئول‌ مي‌كند. اين‌ افراد هستند كه‌ مفاهيم‌ تجاري، دانش‌ فني‌ و ظرفيتهاي‌ كاري‌ را تركيب‌ مي‌كنند. اينجا مديريت‌ تكنولوژي‌ رهبري‌ گروه‌ است‌ كه‌ زمان‌بندي‌ تحقق‌ اهداف‌ مديرعالي‌ را تعيين‌ مي‌كند و زمان‌بندي‌ و بودجه‌ را فقط‌ تنظيم‌ نمي‌كند بلكه‌ مي‌فهماند كه‌ چگونه‌ اتوماسيون‌ ساختار سازمان‌ را تغيير مي‌دهد و چگونه‌ زمينه‌ها براي‌ اين‌ تغييرات‌ آماده‌ مي‌شود.

 اعضاي‌ تيم‌ كساني‌ هستند كه‌ اهداف‌ رهبر سازمان‌ را واقعي‌ مي‌كنند و با استفاده‌ تكنولوژي‌ اطلاعات‌ باعث‌ كاهش‌ انبار، افزايش‌ بهره‌وري‌ و افزايش‌ نرخ‌ بازگشت‌ سرمايه‌ مي‌شوند. بنابراين، سرمايه‌گذاري‌ روي‌ تكنولوژي‌ اطلاعات‌ ضروري‌ است. تحقيقات‌ ثابت‌ كرده‌ است‌ كه‌ رمز پيروزي‌ در رقابت، سرمايه‌گذاري‌ روي‌ تكنولوژي‌ اطلاعات‌ است.

8 - شماي‌ كلي‌ براي‌ رسيدن‌ به‌WCM 

‌ ‌رسيدن‌ به‌WCM يك‌ آرزوي‌ اساسي‌ براي‌ اغلب‌ شركتهاست‌ و تحقق‌ اين‌ آرزو مستلزم‌ اين‌ است‌ كه‌ شركتها خوب‌ عمل‌ كنند (حداقل‌ بهتر از رقيبان‌ خود)(شكل‌ شماره‌ دو).

شكل‌ 2: چارچوب‌ رسيدن‌ به‌ WCM (برگرفته‌ از منبع‌ شماره‌ 6)

9 - اندازه‌گيري‌ عملكرد درWCM 

‌ ‌براي‌ باقي‌ ماندن‌ به‌عنوان‌ يك‌WCM و درنتيجه‌ باقي‌ ماندن‌ در بازار، مديريت‌ بايد مراقب‌ باشد كه‌ هميشه‌ در بالاترين‌ سطح‌ عمل‌ كند. برنامه‌ريزي‌ استراتژيك‌ براي‌ تضمين‌ تحقق‌ اهداف‌ تنظيم‌ مي‌شود و براي‌ اجراي‌ صحيح‌ و تضمين‌ تحقق‌ برنامه‌ريزي‌ استراتژيك‌ اندازه‌گيري‌ عملكرد ضرورت‌ دارد.
‌ ‌هدف‌ بهبود مداوم‌ است‌ و عملكردهاي‌ بهتر بايد پاداش‌ بگيرند و براي‌ اين‌ كار بايد اندازه‌گيري‌ عملكرد انجام‌ شود. اندازه‌گيري‌ عملكرد اگر براساس‌ اهداف‌ و برنامه‌ريزي‌ استراتژيك‌ انجام‌ شده‌ باشد حركت‌ مستمر، يكپارچه‌ و همسوي‌ همه‌ اجزاء شركت‌ را باعث‌ مي‌شود.
‌ ‌اولين‌ و بهترين‌ ابزار براي‌ هدايت‌ ارتباطات، اجزاء شركت، فعاليتهاي‌ شركت، براي‌ استقرار سيستم‌ قابليت‌ محاسبه، اصلاح‌ قوانين‌ و رويه‌ها، براي‌ تخصيص‌ منابع‌ و درنهايت‌ براي‌ نظارت‌ و ارزيابي‌ عملكرد اندازه‌گيري‌ عملكرد است.

‌ ‌مهرمن‌ در سال‌ 1995 اعلام‌ كرده‌ است‌ كه‌ هدفگذاري، برنامه‌ريزي، تعيين‌ مهارت، ابزارها و منابع‌ نيازمند عملكردها و اندازه‌گيري‌ است. اندازه‌گيري‌ عملكرد است‌ كه‌ يك‌ فرصت‌ خوب‌ براي‌ اداره‌ عملكرد به‌ مديران‌ مي‌دهد. اندازه‌گيري، انتظارات‌ عملكرد را به‌ تمام‌ زيرمجموعه‌هاي‌ سازمان‌ ابلاغ‌ مي‌كند و به‌ مديران‌ كمك‌ مي‌كند كه‌ چه‌ چيزي‌ در سازمان‌ بايد حذف‌ شود يا كاهش‌ يابد. اندازه‌گيري‌ عملكرد پايه‌اي‌ براي‌ مقايسه‌ عملكرد هر فرد با استانداردهاي‌ مشخص‌ شده‌ براي‌ آن‌ است‌ ودرنهايت‌ اندازه‌گيري‌ اساسي‌ براي‌ مديريت‌ عملكرد است.
‌ ‌درWCM تمركز روي‌ بهبود مداوم‌ است‌ بنابراين‌ اندازه‌گيري‌ بايد فعالانه‌ بهبود يابد. فرايندها را براساس‌ نرخ‌ بهبود اندازه‌گيري‌ كند. اندازه‌گيري‌ عملكرد مهمترين‌ ابزار براي‌ مديريت‌ است‌ تا فرايند بهبود را براساس‌ شاخصهاي‌ كيفيت، هزينه‌ انعطاف‌پذيري، قابليت‌ اطمينان‌ و نوآوري‌ مديريت‌ كند. (جدول‌ شماره‌ يك)

درصد كاهش دركل هزينه هاى كيفيت - ماهانه  كيفيت
درصد كاهش در هزينه هاى معيوب - ماهانه و هفتگى
درصد هزينه هاى تائيد تامين كنندگان - ماهانه
درصد كاهش و هزينه هاى پايه تامين كنندگان - ماهانه
درصد كاهش در زمان رخداد معيوب, كشف و اصلاح - ماهانه وهفتگى
درصد افزايش گردش موجودى - ماهانه هزينه
درصد كاهش در هزينه هاى جابجايي - ماهانه
درصد افزايش درمواد حمل شده به نقطه موردنظر ما- ماهانه
درصد افزايش در دلارهاى حاصل شده از فروش سرانه - ماهانه
درصد كاهش درفاصله فيزيكى حمل بين دو ايستگاه - ماهانه
درصد كاهش در زمان سيكل - ماهانه انعطاف پذيرى
درصد كاهش در زمان راه اندازى - ماهانه
درصد كاهش در اندازه توليدى - ماهانه
درصد افزايش شغلها به كاركنان - ماهانه
درصد افزايش موادعمومى استفاده شده درهر واحدمحصول - ماهانه
درصد افزايش تجهيزات استاندارد فرآيند - ماهانه قابليت اعتماد
درصد افزايش اثربخشى تجهيزات - ماهانه
درصد كاهش در هزينه هاى تعهد - ماهانه
درصد كاهش در هزينه هاى تغيير طراحى - ماهانه
درصد افزايش در تحويلهاى تغيير طراحى - ماهانه
درصد  افزايش درتحويلهاى بموقع - ماهانه
درصد كاهش درمدت زمان ارائه محصول جديد - ماهانه نوآورى
درصد افزايش فروش محصولات جديد به كل فروش - ماهانه
درصد افزايش در تعداد نمونه هاى جديد ارائه شده - سالانه
پذيرش مشترى مبنى براينكه شركت رهبر در نوآورى است
درصد زمان صرف شده مديريت براى هدايت نوآورى - ماهانه

جدول1: معيارهاي‌اندازه‌گيري‌عملكرد درWCM

10 - برنامه‌ پيشنهادي‌ براي‌ صنعت‌ خودروسازي‌ ايران‌

‌ ‌باتوجه‌ به‌ مطالب‌ ذكرشده‌ درباره‌ وضعيت‌ بازار جهاني، رقابت‌ آزاد، ابزارهاي‌ رقابت‌ براي‌ توليدكنندگان‌ و خدمات، براي‌ تحول‌ اساسي‌ در صنعت‌ كشور به‌طورعام‌ و صنعت‌ خودروسازي‌ به‌طور خاص، به‌عنوان‌ پيشتاز صنعت‌ كشور موارد زير پيشنهاد مي‌گردد.

حركت‌ به‌ سوي‌WCM 

انجام‌ يك‌ تحقيق‌ كامل‌ و تهيه‌ يك‌ تحليل‌ استراتژيك‌ مبتني‌ بر فرصتها و تهديدات‌ محيطي، توانمنديهاي‌ داخلي‌ صنعت‌ خودرو، تعيين‌ و تبيين‌ نيازهاي‌ مشتري، طبقه‌بندي‌ مشتريان‌ و تعيين‌ مطلوبيتهاي‌ مشتريان‌ اعم‌ از كيفيت، قابليت‌ اطمينان، هزينه، زمان، انعطاف‌پذيري‌ و خدمات‌ پس‌ از فروش;


هدفگذاري‌ استراتژيك: براساس‌ تحليل‌ بند يك، هدفي‌ استراتژيك، دست‌يافتني‌ انتخاب‌ مي‌شود;
برنامه‌ريزي‌ استراتژيك‌ براي‌ صنعت‌ و براي‌ هر شركت;

تعيين‌ و تبيين‌ مشخصه‌هاي‌ استراتژيك‌ براي‌ محصولات‌ هر شركت;
تعيين‌ و تبيين‌ مشخصه‌هاي‌ استراتژيك‌ فرايندهاي‌ توليد در هر شركت;

تعيين‌ و تبيين‌ مشخصه‌هاي‌ استراتژيك‌ براي‌ عملكرد اجزاء هر شركت;

تعيين‌ و تبيين‌ مشخصه‌هاي‌ استراتژيك‌ براي‌ اندازه‌گيري‌ عملكرد اجزاء هر شركت;
تعيين‌ و طراحي‌ يك‌ سيستم‌ پاداش‌ براي‌ اجزاء و افراد در رابطه‌ با عملكرد بهتر و نوآوري;

ايجاد فرهنگي‌ سازماني‌ مبتني‌ بر درك‌ موارد بالا براي‌ كليه‌ كاركنان‌ هر شركت;
طراحي‌ يك‌ سيستم‌ آموزش‌ براي‌ كليه‌ افراد در كليه‌ سطوح‌ مبتني‌ بر موارد پيش‌گفته;


جلب‌ مشاركت‌ كليه‌ افراد سازمان‌ يا شركت‌ براي‌ پياده‌كردن، عيني‌ كردن‌ و نوآوري;
تعيين‌ استانداردهاي‌ محصول، فرايندها و...;

حركت‌ به‌سوي‌ استقرارJIT ;
ايجاد سيستم‌هاي‌TPM,TQM,RD و تضمين‌ كيفيت .

منابع‌


- (WORLD CLASS MANUFACTURING PERFORMANCE MEASUREMENT) BUKER.INC.1 MANAGEMENT EDUCATION CONSULTING EMAIL:infobuker.com
- EDOSOMWAN JOGNSON A.(STRATEGIC FOR WORLD CLASS MANUFACTURING)2 .1996QUALITY OBSERVER MAY 
EMAIL:tyomktgevols.com
- INTRODUCTION TO MANUFACTURING STRATEGY FOR WCM 525 CLASS NOTES.3
- MOIER FRANK H.(COMPETETIVENESS IN MANUFACTURING BY TECHNOLOGY-SOME4 1997INSIGHT FROM THE RESEARCH PROGECT: WORLD CLASS MANUFACTURING) INTERNATIONAL SYSTEM DYNAMIC CONFERENCE ISTANBUL TURKEY.
- LIVNEH BENZI (WORLD CLASS MANUFACTURING THE TECHNOLOGY OF5 INFORMATION, KNOWLEDGE AND WISDOM.
/ - HSIEN CHU. CHAO (WORLD CLASS MANUFACTURING HTTP//global.ist.psu. edv6 wcm/frame.htm./chu


دكتر مهدي‌ غضنفري: عضو هيئت‌ علمي‌ دانشكده‌ صنايع‌ دانشگاه‌ علم‌ و صنعت‌ ايران‌ و مدير گروه‌ برنامه‌ريزي‌ و تحليل‌ سيستم‌
مهندس‌ سيداصغر ابن‌الرسول: دانشجوي‌ مقطع‌ دكتري‌ مهندسي‌ صنايع‌ دانشگاه‌ علم‌ و صنعت‌ ايران‌






در اين شماره مى خوانيد:
سر مقاله
انجمنهاى حرفه اى, حلقه اتصال دانشگاه و صنعت
ميز گرد
بهبود فضاى كسب و كار, شرط عمده توسعه صنعتى
مقالات
چرا شركتهاى خوب, اسير استراتژيهاى بد مى شوند؟
موانع توسعه كارآفرينى سازمانى در ايران
توليد در مقياس جهانى, ضرورتى براى صنعت خودروسازى
مديريت اثربخش جلسات
تجارت الكترونيك
طراحى ازآنسوى مرزها
نقش اينترنت در تغيير شكل سازمان تداركات
مزيت رقابتي برمبناى تكنولوژى گروهى>
روند تكاملى سيستمهاى مديريت كيفيت
جايزه كيفيت بالدريج
رهبرى
سه ابزار مديريتى
مديريت شهرى, اهداف و راهبردها
نگاه IMF به اقتصاد ژاپن
بحرانهاى بانكى
آيا كارآفرينى شغل جديدى است؟
كاربرد مدل آلتمن در تعيين وضعيت ورشكستگى شركتها
گزارش ويژه
مبانى ارتباط صنايع كوچك و بزرگ
گزارشهاى داخلى
در قرم گذشته مانده ايم
گام اول, استقبال مديران از پژوهش
ويژگيهاى صدشركت برتر ايرانى
هم افزايى انديشه ها براى ايجاد تحول
كوتاه و خواندنى
چالشهاى مديران طرحهاى صنعتى
الگوبردارى
مشاركت مديران در ايده كاركنان
مديريت كارآمد, لازمه توسعه
پرسشهاى خودآموز براى مديران
حماسه صفر (شعر)
تدبير 1380 دريك نگاه
گزارش شبكه
فنون افزايش سرعت در اينترنت
روى خط اينترنت
نگاهى به يك كتاب
نظم درآشفتگى
معرفى كتاب
روي جلد