|
طراحي از آن سوي مرزها
مترجم: ميثم كوششي
منبع: MECHANICAL ENGINEERING, SEPT 2000
براي بسياري شركتها كه مهندسان را بهكار ميگيرند، افزايش نرمافزارهاي كامپيوتري، بهمنظور داشتن اطلاعات از هر قطعهاي از مرحله طراحي تا ملزومات ساخت، موهبتي است كه اجزاي ناهمگوني دارد. هرچند، رايانهاي كردن كارهايي كه سابقاً مهندسان بهوسيله دست انجام ميدادند، توليد را افزايش داده و بسياري از كارها را راحتتر و سريعتر كرده است، اما هرقدر شركتها بيشتر و بيشتر اين ابزارهاي مفيد (رايانه و نرمافزارها) را بهكار ميگيرند، خود را با
گروهي از نرمافزارهاي كاربردي ناسازگار كه اطلاعات ناسازگاري را بيرون ميدهند، درگير ميبينند، كه با وجود ناسازگاري، لازم است بين افراد پخش شوند و بهراحتي قابل دسترس باشند.
براي سادهكردن مسائلي كه بهطور حتم رخ خواهند داد، بسياري شركتها، درحال نصب يك سيستم مديريت اطلاعات توليدشدهPDM) )، يا به عبارتي ديگر يك سيستم مديريت اطلاعات مهندسي(EDM) به گستره شركت خود هستند. اين سيستم كارهاي متعددي را انجام ميدهد و تقريباً ميتوان گفت مانند يك انبار مركزي اطلاعات عمل ميكند.
بسياري از دادهها كه براي شركتها ايجاد مشكل ميكند، حاصل كار مهندساني است كه از تعدادي از نرمافزارهاي كاربردي مثل طراحي به كمك كامپيوتر، ساخت به كمك كامپيوتر، يا برنامههاي مهندسي استفاده ميكنند.
سيستمPDM به كاربران مكاني كه يك قطعه يا يك جزء صنعتي درهمان زمان در آن واقع است را نشان ميدهد. در گذشته هيچ تكنولوژي فراگيري براي اداره كردن تمام اين دادههاي نامتجانس مهندسي وجود نداشت، بنابراين يا اين اطلاعات مديريت نميشد، يا فقط بخشهايي از آن تحت مديريت قرار ميگرفت.
جان استارك، رئيس يك شركت مشاوره در ژنو، بهنام شركتهاي متحد جان استارك است كه شركتها را در نصب سيستمPDM ياري ميكند. او ميگويد: <بسياري شركتها اكنون يك سيستم كامپيوتري دارند كه اطلاعات تجاري را ردگيري ميكند، مانند ارقام فروش، يا نتايج مالي، و ارقام زيان، بدينمنظور كه به مديران يك ديد جامع و از ارتفاع به مسائل مالي شركت بدهند. يك سيستمPDM ميتواند مانند يك ابزار مشابه نگريسته شود، هرچند، مديريت اطلاعات توليدشدهPDM) )، اطلاعات فني و توليد را دنبال ميكند>.
وي اضافه ميكند: <شركتهاي مهندسي، بويژه شركتهاي بزرگ، خود را در خط مقدم يك حركت جديد ميبينند، در زماني كه آنان ميروند كه سيستمPDM را درجاي خود نصب كنند. دليل اين موضوع، اين است كه كارمندان در شركتهاي توليدي، از متوسط تا بزرگ، خود را بسيار نيازمند يك پشتوانه سازماني، (بهخاطر حجم اطلاعات توليدشده و تعداد كارمنداني كه روي يك پروژه كار ميكنند) ميبينند. تاكنون درحدود هزار كمپاني بهوسيله نرمافزارPDM ، امور نرمافزاري پراكنده خود را به هم متصل كردهاند. اين موضوع به همان اندازه كه شامل شركتهاي توليدي گوناگون در زمينههاي اتومكانيك، هوافضا، الكترونيك و صنايع مهندسي مكانيك ميشود، شامل شركتهاي مهندسي و معماري نيز ميشود>.
استارك ادامه ميدهد: <توجه كنيد كه در اين شركتها، حتي نصب كامل نرمافزارهاي غيرشبكهاي مانندCAD كار سادهاي نيست، بنابراين بعيد است كه آنها سختي نصب يك سيستم مرتبط به چند نرمافزار مانندPDM را كه شايد چند سال براي تكميل و گذاشتن تاثيرات تكنولوژيكي و سازماني وقت بگيرد، ناچيز بشمارند>.
وي ميگويد كه در مقابل شركتهاي بزرگ، شركتهاي كوچك تا متوسط هم، كه اقدامهاي امثال بزرگتر از خود را پيگيري ميكنند، ميتوانند از يك سيستمPDM ياEDM سود ببرند.
استارك اضافه ميكند: <چنين سيستمي، اطلاعات طراحي مهندسي و اطلاعات مربوط به توليد را به هم پيوند ميدهد، گويي نه در چند نرمافزار متفاوت، بلكه در يك محيط كامپيوتري ايجاد شدهاند. سيستم اطلاعات مهندسي، ساخت، برنامهريزي و زمانبندي را بهوسيله يك سيستم منسجم، درتماس با يك كاربر عادي، به هم پيوند ميدهد. اين روزها، سيستمPDM معمولاً بر روي شبكه براي دسترسي راحت كارمندان، در سايتهاي متعدد كمپاني قابل دسترس است>.
اطلاعات پراكنده
اين روش (داشتن مسير قطعات) تمام كاربران را پوشش ميدهد، هرچند آنها پراكنده باشند. بنابراين، مدير يك دستگاه ميتواند به سيستمPDM دسترسي داشته باشد تا يك فايلCAD را مشاهده كند كه باتوجه به آن برنامهريزي ساخت و توليدي را كه بهصورت عددي كنترل ميشود صورت ميدهد. و دو مهندس كه در فاصله دوري از هم روي اجزاي مختلف يك طرح كار ميكنند، بهراحتي ميتوانند اطلاعات طراحي را به جلو و عقب بفرستند.
استارك ميگويد: <سيستمPDM ميتواند هم بهعنوان يك سيستم پردازش اطلاعات كه اطلاعات را از تمام نرمافزارها گرفته و نگهداري ميكند نگريسته شود، و هم بهعنوان يك پشتوانه، كه در آن اطلاعات مهندسي بهدست آمده از نرمافزارهايCAD ، سيستمهاي كنترل عددي و ساير فناوريهاي مهندسي وجود دارند>.
استارك ميگويد: <در مقايسه با يك شركت بزرگ، شركتهاي كوچك بايد نصب PDM را سادهتر بيابند، زيرا آنها كارمندان كمتري دارند و اطلاعات كمتري براي مديريت شدن دارند. به هرحال، كمپانيهاي بزرگ (اولين كاربرانPDM )، يك ميزان غيريكنواخت در حدود ده درصد كاهش در هزينههاي مهندسي، و بيست درصد كاهش در هزينههاي پيشرفت توليد و چهل درصد كاهش در ميزان تغييرات مهندسي يك قطعه، بعداز نصب PDM، گزارش كردند>.
مرتبط كردن 20000 مهندس
يك شركت كه به سختي ميشود آن را كوچك ناميد - جنرال موتورز
- يك سيستم PDM را در ماه مه 2000 نصب كرد تا 20 هزار مهندس خود را در سراسر دنيا به هم مرتبط سازد. بخش سيستمهاي اطلاعات و گروه خدمات شركتGM ضمن بيان اين مطلب افزود، شركتGM سيستمPDM را به خاطر كمك به بازاريابي سريعتر وسائط نقليه توليدي خود نصب كرد.
در سال 1996، روسايGM براي شركت يك هدف مشخص كردند كه كاهش زمان طراحي تا توليد وسائط نقليه از سه سال و نيم به دو سال بود. مانع بزرگ در نيل به اين هدف، آن بود كه بزرگترين مراكز مهندسي شركت، در روشلهايم آلمان، و در وارن و پونتياك (واقع در ميشيگان) قرار داشت. خودروها درهركدام از اين سه پايگاه طراحي ميشدند، و سپس در مراكز متعددي ساخته ميشدند واضح است كه اين سه مكان بايد بهواسطه تكنولوژي به هم متصل ميشدند كه مهندسان در كارخانههاي مختلف بتوانند نزديك هم كار كنند.
براي داشتن اين نوع همكاري، روسايGM تصميم گرفتند كه از يك سيستمPDM استفاده كنند كه كار همان شركتي بود كه دو سيستمCAD وCAM را براي 20000 مهندس شركت، فراهم كرده بود. شركت اكنون از سيستمUNIGRAFICS CAD/CAM و يك سيستمPDM كهiMAN نام دارد، استفاده ميكند، كه هر دو از راهحلهاي UNIGRAFICS شركت اس.تي.لويس هستند.
گوتمن ميگويد: <ما يكي از معدود توليدكنندگان لوازم اصلي هستيم كه از طراحي تا بهوجود آمدن خود قطعه، و از اصلاح تا توليد، تنها از يك سيستم استفاده ميكنيم. ما معتقديم كه اين يكي از بزرگترين مزيتهاي كار ماست>.
هاينز لهنوف، متصدي تكنولوژي اطلاعات مهندسي براي فعاليتهاي بينالملليGM ، مزيتهاي بسياري در سيستم مجتمعCAD وPDM ميبيند. اول اينكه، فايلهايCAD و CAM بهراحتي در سيستمPDM يافت ميشوند، چون سيستمPDM شامل يك ماشين جستجو است كه به مهندسان اجازه ميدهد هر فايلي را كه ممكن است نياز داشته باشند، سريعتر ببينند.
لهنوف ميافزايد: <علاوه بر اين، اين امر، تقسيم اطلاعات را از تماسهاي اشخاص معمولاً بينياز ميكند. البته اين بدان خاطر نيست كه ما ميخواهيم از تماس اشخاص جلوگيري كنيم، بلكه ما نميخواهيم بر روي آن بهعنوان راه تبادل اطلاعات تكيه كنيم>.
مهندسان قادرند كه پستهاي الكترونيك شخصي خود را براي بحث درباره تغييرات قطعات به جلو و عقب بفرستند، اما تغييرات واقعي در فايلهاي داده (در اينجا فايلهاي (CAD كه جزيي از سيستمPDM است رخ ميدهد. علاوه بر اينكه سيستم، اطلاعات به جا را به اشخاص موردنظر در زمان صحيح ميرساند، در اين شركت خودروسازيGM) ) درحال حاضر، از آن براي خلق نمونه اوليه ديجيتالي از قطعات و حتي كل خودرو استفاده ميشود. نمونههاي اوليه، شامل اطلاعاتي از مراكز مهندسي متعددGM ، و سازندگان اين نمونههاست. فايلهاي اطلاعاتي مربوطه، با كمك تكنولوژي مدلسازي واقعي كه در تكنولوژيPDM موجود است، تماماً توسطiMAN تركيب شدهاند و به يك بخش كارآ و كامل تبديل شدهاند. سپس، نمونههاي اوليه يا مدلها توزيع ميشوند تا رويشان كار و بحث شود. فايلهاي ديجيتال بهعنوان مدلهاي ديجيتال نام برده ميشوند، زيرا آنها ميتوانند بهواسطه بخش مدلسازي واقعي كه در سيستمPDM موجود است، شرايط حين كار را به همان خوبي مدلها نشان دهند.
گوتمن ميگويد: <ما ميتوانيم به طراحيهاي متعدد، به عنوان پيشنهادهاي متناوب بنگريم; و درحالي كه مراقب استفاده از مولفههاي دروني متفاوت در خودرو هستيم، به سيستماتيك خودرو بنگريم، و گويي همگي در يك مكان قرار داريم>.
وي ميافزايد چون كه راهحلهايUNIGRAFICS ، سيستم مجتمع شده CAD/CAM/PDM را فراهم ميكند، بنابراين، اين نمونههاي اوليه ديجيتالي ميتوانند بدون نياز به انتقال اطلاعات، ساخته شوند، كه اين موضوع اتلاف زماني را كاهش ميدهد و همچنين مراقبت ميكند كه اطلاعات حياتي در نقل و انتقال از بين نروند.
سيكواپسون - واقع در ناگانو، ژاپن - توليدكننده ساعت مچي، ابزارهاي الكترونيكي، و كامپيوتر، پرينتر، و اسكنر، باPDM ناآشنا نيست. اين شركت كار نصب سيستم را در ژوئن 1997 به پايان رساند، و با اين فاصله زماني، اكنون قادر است كه سود و زيان خود را بررسي كند. به نقل از كنجي آكاهان، مدير بخش سيستم اطلاعات، مسالهاي كه شركت ميخواست تا بررسي كند، اين بود كه در سيستمهاي تكنولوژيك داخلي، مانند ليستهاي قطعات به يكديگر متصل نبودند. كاربران بايد درميان يك ليست قطعات جستجو ميكردند، سپس به يك سيستم ديگر براي ادامه جستجو وارد ميشدند.
به گفته آكاهان، سيستمPDM داخلي شركت- كه شامل ليستهاي قطعات ميشد - به يك شبكه پيچيده از سيستمهاي مجزا تبديل شده بود، چون شركت مدلهاي پرينتر را براي بسياري از بازارهاي خارجي توليد ميكرد، به افزودن بر بازده كنترل ليست قطعات نياز شديد داشت. در ليستها، تمام موارد بايد برحسب مقصد، پايگاههاي توليد، شكل، وزن، اندازه و ساير ويژگيها جدا شوند. سيكواپسون، بايد با سختي به گروه متنوع سيستمهاي سازماني كه در داخل شركت بهوجود آمده بودند، توجه ميكرد.
آكاهان اضافه ميكند: <ما مجبور بوديم كه با برخي جريانها مواجه شويم، نظير تدارك ديدن براي مواجهه با مشكلات رايانهاي سال 2000(Y2K) و افزايش تقاضا براي مجتمع كردن چندين سيستم مهندسي درحال كار، كه از هم مستقل بودند. سيكواپسون با مساله ديگري رودررو بود، و آن اينكه توليد و ساخت در شش كارخانه پراكنده در پهناي آسيا و آمريكا صورت ميگرفت. هركارخانه يك روش رايانهاي جداگانه براي مديريت نقشهها و مدارك مهندسي، و هم براي مديريت ساير اطلاعات فني، مثل ليست قطعات داشت. چون سيستمها در اتصال كامل با هم نبودند، بنابراين نميتوانستند با يكديگر مرتب گفتگو كنند. مهندسان طراح و ساخت و توليد، بهوسيله كاغذ، بين كشورها تماس داشتند، كه يك كار پرزحمت و پرهزينه بود. اطلاعات ليستهاي اجزا در حدود دو هفته طول ميكشيد كه به دست اشخاص برسد>.
در همان زمان، شركت، بسياري نقشهها و برنامههاي مدارسازي را نگهداري ميكرد. آنهايي كه در بخشIT بودند، در جستجوي راههايي براي مجتمع كردن تمام برنامههاي كامپيوتري تحت يك سيستمPDM ، و گذر از طراحي 2بعدي به 3بعدي بودند.
قسمت سازنده چاپگر، با يك امر دشوار رودررو بود. زيرا به يك سيستمPDM نياز داشت كه بتواند تمامي ليستهاي قطعات را مديريت كند و كاربران مربوطه بتوانند در ژاپن يا انگليس به آن دسترسي داشته باشند.
سيستمPDM مدنظر، همچنين، بايد مسير قطعاتي كه بايد براي ساخت پرينتر سوار ميشدند، ازطراحي تا ساخت، دنبال ميكرد، و بايد به كاربران ميگفت كه هر قطعه، به كجاي كار رسيده است.
اين سيستم همچنين بايد مانند يك انبار واقعي براي تمام نقشههاي ديجيتال يك قطعه و محصول، شامل ويرايشهاي قديميتري كه نميبايست از بين برود (زيرا ممكن بود آنها براي رجوع در هر زماني موردنياز واقع شوند) كار دخيره را انجام ميداد.
در سال 1996، هشت سال بعداز توسعه سيستم داخليPDM ، سيكواپسون، شروع به نصب يك سيستم ديگر كرد كه تمام كارخانهها و تقريباً تمام سيستمهاي تكنولوژيكي شركت را به هم متصل كرد. شركت، سيستمMETAPHASE كه از فرآوردههاي يك شركت تحقيقاتي واقع در ميل فورد اوهايو بود، انتخاب كرد، كه تماماً در ژوئن 1997 نصب و تكميل گرديد. اكنون اين سيستم بالا آمده است. و براي 3 سال است كه كار ميكند. سيكواپسون ميگويد اين سيستم، در هر پروژه به مهندسان توانايي كاركردن شبيهساز را بر روي قطعات كاري آنها داده است، درحالي كه آنان كار يك مدل بزرگ را بين شعبههاي آسيا و آمريكا تقسيم ميكنند.
آكاهان ميگويد: <بهعنوان مثال، شركت كارخانههايي براي ساخت چاپگر و اسكنر در چين، اندونزي سنگاپور و فيليپين دارد، كه سيستمPDM در تمام اين كارخانهها درجاي خود قرار دارد. قبل از اينكه سيستم نصب بشود، كارخانهها بهندرت از تكنيكهاي ساخت و توليد كه در مركز اصلي واقع در ژاپن استفاده ميشد، بهره ميبردند. اكنون كه مراكز ما به يكديگر متصل شده است، ما ميتوانيم ساخت صحيح را در ساير كارخانههاي توليدي داشته باشيم>.
همچنين، چون كارخانهها تماماً به فايلهايCAD دسترسي دارند، كار طراحي اكنون علاوه بر ژاپن در سنگاپور، چين و اندونزي انجام ميگيرد. با تقسيم كردن اطلاعات توليد به شيوه الكترونيكي درميان طراحان مختلف، شركت ميتواند سريعتر تغييرات در توليد و طراحي را تطبيق دهد.
آكاهان ميگويد: <روشن است كه موفقيت ما به تقسيم اطلاعات در زمان صحيح بين مكانهاي دور از هم، و نيز هماهنگ، تواءمان و در خدمت يكديگر عمل كردن بستگي دارد>.
به نقل از وي، نتيجه داشتن اين سيستم، صرف زمان كمتر براي عرضه محصولات جديد به بازار و استفاده مطلوبتر از منابع بوده است.
جان استارك، زماني كه تغييرات شركت سيكواپسون را در سايه سيستمهاي جديد نصب شده دنبال ميكرد، بازتاب نتايج سيكواپسون را ملاحظه كرد. مهمترين سودي كه بهوسيله آن شركتهاي متحد در ماهها و سالهاي بعداز نصب و تكميلPDM گزارش شد، اين بود كهPDM اطلاعات تقسيم شده پروژهها را كه بر روي كاغذ و خارج از كنترل بود، مهار كرد. استارك دريافت كه سيستم، زمان لازم براي عرضه محصولات جديد را كاهش داده است، هزينه پيشرفت كار توليد را بسيار پايين آورده است و كيفيت محصولات را بهبود بخشيده است. او مطمئن است كه مديران سيكواپسون هم با اين موضوع كاملاً موافق
هستند.
|