|
نقش اينترنت در تغيير شكل سازمان تداركات
مترجم: منصور مجدم
منبع: اينترنت
1 - مقدمه
سازمان تداركات شركتها بهطور سنتي به دو بعد جدا شده است. از يكطرف، بر تداركات مستقيم يا توليدگرا تاكيد شده و با آن نسبت به تداركات غيرمستقيم يا غيرتوليدگرا برخورد متفاوتي شده است.
از طرف ديگر، وظايف استراتژيك يا منبعگرا از فعاليتهاي عملياتي يا معاملهگرا متمايز شدهاند. اين جدايي از نظر سازماني و همچنين در ارتباط بااستفاده از تكنولوژي اطلاعات(IT) نشان داده ميشود.
چند سالي است كه از تكنولوژي اطلاعات در تداركات استفاده ميشود، بويژه خودكاركردن وظايف عادي براي حصول اطمينان از فرآيندهاي توليدي روان و يكدست. به ساير حوزهها توجه كمتري صورت گرفته كه منجر به ناكاراييهاي عمده مانند فرآيندهاي غير شفاف و پيچيده تاييد مديريت براي خريدهاي غيراستراتژيك گرديده است.
كاربردهاي نوآورانهيIT ، مبتني بر تكنولوژيهايWWW كه در سالهاي اخير ظاهر شدهاند ميتوانند از وظايف تداركات در راههاي جديد پشتيباني كنند و احتمالاً بيشتر فرآيند را پوشش خواهند داد. ما فكر ميكنيم كه چنين كاربردهايي درواقع ساختار سازماني تداركات را متحول خواهد ساخت. همين كه شركتها شروع به شناخت فرصتهاي جديد كنند و در عين حال خود را تطبيق دهند، احتمال تغييرات قابل توجهي در ساختارهاي سازماني و زنجيره تدارك حاصل خواهد شد، بويژه درباره روابط بين حوزههايي كه مدتهاي طولاني جداگانه به آنها پرداخته ميشد.
اين مقاله بهترتيبي كه ميآيد سازماندهي شده است. ما ابتدا چهار حوزهي مختلف فعاليتهاي تدارك را كه ميتوان در اكثر سازمانها شناسايي كرد فهرست ميكنيم. پس از مرور كلي كاربردهاي تدارك - الكترونيك(E-PROCUREMENT)
، ما تز خود در مورد حوزههاي جداي قبلي سازمان تداركات كه در بستر بهرهبرداري از چنين تكنولوژيهايي يكپارچه خواهند شد را مورد بحث قرار ميدهيم.
مشاهدات ما مبتني بر مصاحبهها و تعامل مستمر پژوهشگران مركز فيشر با تعداد زيادي از شركتها در يك دوره چندساله (بويژه پس از سال 1998)، و منابع ادبيات تحقيق در دسترس بود.
2 - سازمان تداركات
در خيلي از سازمانها، بويژه در بخش توليدي، فعاليتهاي سازمان تداركات را ميتوان روي دو بعد طبقهبندي كرد. از يك طرف تداركات مستقيم (يا توليد-گرا) با تداركات غيرمستقيم (يا غير توليد-گرا) تفاوت دارد. از طرف ديگر و مشابه ساير حوزههاي سازماني، هريك از اين گروهها فعاليتهاي استراتژيك و همچنين عملياتي را در برميگيرد كه منجر به چهار طبقه بشرح زير ميشود.
1-2 تداركات مستقيم در مقابل غيرمستقيم
تداركات مستقيم معمولاً راجع به خريد اقلامي است كه بلافاصله وارد فرآيند ساخت ميشود، مانند قطعاتي كه در يك خودرو يا رايانه مونتاژ ميشوند. طي دهه 1980، بازيگران قدرتمند سنتي، صنايعي مانند خودرو و الكترونيك شاهد رقابت بسيار فشرده جهاني مخصوصاً از خاور دور بودهاند، كه بااز بين بردن سهم بازارشان، آنها را مجبور كرد فرآيندهاي توليد خود را شسته رفته كنند، و بهمنظور كاهش هزينهها موجوديها را پايين بياورند، و بهمنظور كوتاه ساختن زمان تحويل به بازار، توان خود را براي پاسخگويي سريع به نيازهاي در حال تغيير بازار، بهبود بخشند.
جريان ورودي كالا به سالن ساخت از طريق سازمان كه به آن تداركات توليدگرا نيز ميگويند، غالباً ماموريت بحراني تلقي ميشود و بههمين خاطر در مركز توجه پژوهشگران، مديران و مهندسان قرار گرفته است. در اين زمينه، مديريت زنجيره تامين (SCM) بهعنوان يك ديسيپلين پژوهشي و مديريتي ظهور كرد كه دانش تحقيق در عمليات، مهندسي مجدد فرآيندهاي كسب و كار و مديريت سازماني را با هم تركيب نمود.
علاوه بر اين، كاربردهايIT كمك كرد در سراسر زنجيره تامين شفافيت و كارايي تحقق يابد. پيشتر، سازندگان خودرو در پاسخگويي به چالشهاي رقباي خاور دور خود، مفاهيم تحويلJIT مبتني برIT را تدوين كردند. بهتازگي، شركت دل، سازنده رايانه، با مدل توزيع مستقيم خود تاثير عمدهاي بر كل صنعت رايانه گذاشت. توان دل در ساخت رايانه براساس سفارش و تحويل مستقيم آنها به مشتريان در كمترين زمان، بههرحال، به روابط نزديك با تامينكنندگان خود شامل سيستمهايIT بهمنظور تسهيل دسترسي در زمان به طرحهاي ساخت و همچنين تعديلات تحويل موردي، بستگي دارد.
تداركات غيرمستقيم براي مدتهاي طولاني توجه بسيار كمي را در سطح سازماني و همچنين در رابطه با كاربردIT بهخود جلب كرده است. حتي خود واژه <غيرمستقيم> كه اشاره به تاكيد سنتي بر تداركات ساخت دارد، نشانگر ماهيت حاشيهاي اين واژه براي شمول بر هر چيزي است كه تداركات مستقيم و توليدگرا پوشش نميدهد. علاوهبر تداركات تعمير و نگهداري و عمليات كه براي سرپانگهداشتن فرآيند ساخت موردنياز است، تداركات غيرمستقيم همچنين اقلام بسيار متنوعي مانند لوازم اداري، دستگاههاي رايانهاي، اقلام تبليغي، مسافرت و خدمات، و همينطور كالاهاي سرمايهاي را شامل ميشود.
ضمناً تفاوت بين تداركات مستقيم و غيرمستقيم در نمودار سازماني ذيل نشان داده شده است:
غالباً تداركات مستقيم به معاون مديرعامل در عمليات زنجيره تامين (يا مشابه آن) گزارش ميدهد، در حالي كه تداركات غيرمستقيم ممكن است از مسئوليتهاي حوزه مالي شركت باشد. در يك شركت عمده آمريكايي سازنده رايانه، با ساختار سازماني نسبتاً غيرمتمركز، خطوط مديريت براي هردو حوزه فقط در سطح مديرعامل بههم ميرسند.
در مقايسه با تداركات مستقيم، تداركات غيرمستقيم دامنه گستردهاي از محصولات و خدمات را پوشش ميدهد كه نوعاً تعداد زيادي خريدار (تقريباً همه كاركنان) در آن درگيرند، و باتوجه به حجم و فراواني خريد، كمتر قابل پيشبيني است. اين واقعيت هم هست كه غالباً بهآن توجه استراتژيك نميشود بلكه يك كار دفتري تلقي ميگردد، و جاي تعجب ندارد كه فرآيندهاي كسب و كارها بهخوبي استاندارد نميشوند. غالباً اطلاعات مربوط به خريدهاي گذشته نظير حسابهاي پرداختني، فقط بهشكل متراكم در دسترس است از اينرو نميتوان اطلاعاتي در مورد الگوهاي خريد يا عملكرد تامينكننده بهدست آورد. يكي از مديران ميگويد ما ميدانيم چقدر ميخريم، ولي نميدانيم چي ميخريم و چرا. اگر قراردادهايي هم اصولاً با تامينكنندگان مرجح وجود داشته باشد، نوعاً كمتر بهرهبرداري ميشوند كه منتج به قيمتهاي بالاتر و فرصتهاي محدود براي اهرمكردن قدرت خريد ميشود.
براي مثال، يك سازنده بزرگ در صنعت مخابرات، قبل از تلاش براي تجديد سازمان تداركات غيرمستقيم، لوازم اداري خود را تقريباً بهطور منظم از سيصد تامينكننده، ميخريد. هيچ كنترلي بر فرآيند كلي وجود نداشت و هر واحدي روش خود را اعمال ميكرد. بههمين ترتيب، پيچيدگي سيستمهايIT در دسترس، براي پشتيباني از فرآيند تنوع گستردهاي داشت: در حالي كه برخي واحدها سالها بود با سيستمهاي سفارش بر خط، كار ميكردند، ديگران بهسختي شروع بهاستفاده ازIT كرده بودند. از نظر شركتي، سازمان چندپاره تداركات، نامطلوب بود زيرا به فرآيندهاي كند، گران و هزينههاي اضافي محصول بهعلت اهرم ضعيف قدرت خريد منجر شده بود. وضعيتهاي مشابه را ميتوان در بسياري از سازمانها يافت.
2-2 وظيفههاي استراتژيك در مقابل وظيفههاي معاملهاي
فعاليتهاي تداركات را همچنين ميتوان طبق <دسترسي> آنها
طبقهبندي كرد: فعاليتهاي استراتژيك با گرايش بلندمدت در مقابل فعاليتهاي معاملهاي با گرايش كوتاهمدت.
وظيفههاي استراتژيك با گرايش بلندمدت شامل منبعيابي، شناسايي فروشندگان، و استقرار مديريت روابط تامينكنندگان، همينطور مديريت و مذاكره قراردادها است و همچنين طراحي و اجراي روشهاي خريد، و مديريت مالي و دارايي را نيز شامل ميشود. اين فعاليتها، گرايش بلندمدت دارند و روابط با تامينكنندگان غالباً براي ساليان دراز دوام ميآورد.
براي تداركات مستقيم جايي كه كيفيت و مهيابودن اقلام ميتواند از اهميت حياتي برخوردار باشد مانند صنايع شيميايي و تكنولوژي پيشرفته، روابط نزديك با تامينكننده از تناسب بالايي برخوردار است، همينطور براي ساير بخشها، مثلاً، لوي اشتراوس، توليدكننده جين، هنگامي كه با يك فروشنده جديد براي تامين مواد خام پوشاك، قرارداد ميبندد چندسال هم صرف ميكند براي استقرار رابطه و حصول اطمينان از اينكه تامينكننده استانداردهاي بالاي كيفيت اشتراوس را برآورده ميكند. خريدهاي موردي از تامينكنندگان ناشناخته در اين زمينه اصلاً بهفكر خطور نميكند.
براي تداركات غيرمستقيم، تلاشها بهمنظور تحكيم پايگاه تامين و استقرار روابط با تامينكنندگان مرجح غالباً بهوسيله ملاحظات هزينهاي تحريك ميشود تا بهوسيله تلاشهايي بهمنظور حصول اطمينان از كيفيت و مهيابودن موسسات خريدكننده از روابط نزديك خود قيمتهاي بهتر و هزينههاي كمتر براي مديريت پايگاه تامينكنندگان انتظار دارند. جنبه آخري مخصوصاً جالب است چون غالباً در اين بستر صراحتاً ذكر نميشود. بااين وصف، سازمانهاي خريدكننده مكرراً دربارهي مشكلات و هزينههاي مديريت يك پايگاه شكننده تامينكنندگان شكايت دارند.
پس از آنكه زيرساختها در سطح استراتژيك بهشكل قراردادها و تعاريف فرآيند كار استقرار يافتند، بهعنوان گام منطقي بعدي، عمليات خريد انفرادي در سطح معاملاتي اتفاق ميافتد. نوعاً مجموعهاي از مقررات كسب و كار مسير تقاضاي خريد يك مصرفكننده نهايي را با تاييد مدير مربوطه تعيين ميكند كه اين امر پيش از آنكه سفارش خريد تهيه شود و براي تامينكننده بهمنظور اجراي آن مثلاً براساس يك موافقتنامه پوشش سفارشات ارسال شود صورت ميگيرد.
نوعاً، مجموعهاي از مقررات مسير تقاضاي خريد را تا تاييد مدير مربوطه تعيين ميكند كه پيش از تهيه و ارسال سفارش خريد براي تامينكننده بهمنظور انجام آن مثلاً براساس يك موافقتنامه پوشش سفارشات صورت ميگيرد.
در حوزه تداركات مستقيم عمليات خريد نوعاً از طريق فنون پيشبيني تقاضا تحريك ميشوند، و در فهرست مواد اوليه مندرج و در كاربردهاي برنامهريزي مواد اوليه و نيازها (MRP) اظهار ميشود. براي اقدام غيرمستقيم، تقاضا خيلي كمتر قابل پيشبيني است، زيرا ميتواند تقريباً توسط اكثر كاركنان سازمان بوجود آيد.
در خيلي از اوقات، در واقع عمليات خريد خارج از قراردادهاي از پيش تعيين و بهصورت موردي رخ ميدهد، بااين نتيجه كه از مزاياي موردانتظار از مشاركت با تامينكنندگان نميتوان بهرهبرد. اين عدم تطابق يكي از دلايل عمده موجودي پروژههاي اخير تداركات الكترونيكي است. مثلاً در شركت نفتي شورون بيش از دوسوم حجم خريد اقلام و خدمات غيرمستقيم خارج از قراردادها رخ داد. بااجراي كاتالوگ برخط و كاربرد خريد مبتني بر اينترانت، شركت اميدوار است خريد قراردادي را به بيش از 60% حجم كلي خريد برساند و در نتيجه حدود 12% در هزينههاي خريد صرفهجويي كند. پروژههاي مشابهي در چند شركت ديگر در سالهاي 1999 و 2000 راه افتاده است.
شكل 1 - سطح استراتژيك و معاملاتي فعاليتهاي تداركات
شكل 1، فعاليتهاي خريد را همانگونه كه در سطوح استراتژيك و معاملاتي رخ ميدهند نشان ميدهد. در عمليات خريد انفرادي (سطح معاملاتي)، فرآيندهاي كسب و كار ممكن است براساس نيازهاي انفرادي تفاوت داشته باشد كه بهوسيله فعاليتهاي مندرج در پرانتزها مشخص شده است. علاوهبر اين، پيكانها نشاندهنده مبادله اطلاعات و تعامل بين سطوح است.
3-2 تمركز سنتي تداركات توليدگرا برعمليات
تركيب دو بعد فعاليتهاي تداركاتي در يك ماتريس چهارخانه،
مبنايي را فراهم ميكند تا آثار تكنولوژيهاي مبتني بر اينترنت و وب بر تداركات توصيف شوند. جدول يك چهارطبقه تداركات را ترسيم و برخي نكات تمركزي مديريتي را برجسته ميكند.
| غيرمستقيم |
مستقيم |
|
| - با تامين
كنندگان رابطه برقراركنيد
- مذاكرات قرارداد
- برعملكرد و تطبيق با
قرارداد نظارت كنيد
پشتيبانى IT : راهنماى
تامين كننده, مديريت پيمانها |
- نيازمنديها
را شناسايى و ازكيفيت اطمينان حاصل كنيد(امكانا
باهمكارى تامين كنندگان و شركاى تجارى)
- مذاكرات قرارداد
- اندازه گيرى عملكرد
پشتيبانى IT : نگهدارى برخط
اسناد پشتيبانى براى فعاليتهاى درخواست
پيشنهاد
|
استرايك
|
| -
سرراست كردن فرآيندهاى خريد و تاييد
- كاهش خريدهاى نامناسب
- استانداردكردن روشهاى
خريد
پشتيبانى IT : خريد مبتنى بر
وب, كاربردهاى خريد
|
مديريت
زنجيره تامين ترتيبات JIT
پشتيبانىIT : نظام تجديد
موجودى خودكار, كاربردهاى EDI, يكپارچه سازى,
تامين كننده زمان واقعى - موجودى انبار و
كاربردهاى توليدى خريدار
|
معاملاتى
|
جدول 1 - نكات تمركزي مديريت
همانگونه كه قبلاً اشاره شد، تاكيد سنتي حوزه تداركات بر تداركات مستقيم و توليدگراست. بادرك اهميت استراتژيك آن، تلاشهاي زيادي صورت گرفته است تا جريان ورودي كالاها به محوطه توليد سرراست شود و كارايي وظايف ساخت يافته تداركات افزايش يابد. در كنار استقرار روشهاي عادي خريد، مدتهاست ازIT هم در اين حوزه بهرهبرداري شده است. بويژه در سازمانهاي بزرگ كاربردهاي مبادله دادههاي الكترونيكي(EDI) مبنايي را براي ترتيباتJIT و نظامهاي خودكار تجديد موجودي فراهم كرده است.
معمولاً ازIT بهمنظور خودكارسازي فرايندهاي خوب ساختيافته كه مكرر رخ ميدهد، مانند سفارشات تكراري در يك مجموعه استاندارد توليدي خوب استقبال ميشود. متقابلاً پشتيباني از وظايف كمتر ساختيافته كه در حوزه وظايف استراتژيك منبعگرا بسيار يافت ميشوند مشكل است. در نتيجه، سطح اتوماسيون و تعداد راهحلهايIT در اين حوزه بسيار كمتر هستند. بهعلاوه، و در نتيجه اهميت استراتژيك پايينتر و تطابق كمتر در مقايسه با تداركات مستقيم، حوزهي تداركات غيرمستقيم نسبتاً كمتر سازمانيافته، و تااين اواخر، بيشتر مبتني بر كاغذ است.
3 - آثار اينترنت و تكنولوژيهاي وب
اصولاً اينترنت و وبسايت ابزار مناسبي براي پشتيباني از
حوزه تداركات هستند. آن جايي كه فعاليتهاي اين حوزه شامل فرآيند ارتباطات باشد و درگير گردآوري و انتشار اطلاعات شود، برمبناي استانداردهاي باز و دسترسي هم زمان، تكنولوژيهاي نوين شبكهاي بديلهاي كارا در هزينه نسبت به راهحلهاي اوليهIT و همينطور حوزههاي كاربردي جديد را نويد ميدهد.
در نتيجه، ممكن است ما شاهد تغييراتي در روابط بين چهارعنصر سازمان تداركات و بههمريختگي خطوط بين اجزاء جداشده تداركات باشيم (كالاهاي مستقيم و غيرمستقيم، وظايف استراتژيك و عملياتي) (شكل 2).
شكل 2- چهارعنصر سازمان تداركات
اينكه آيا چنين تغييراتي بهواقعيت بپيوندد، و آيا پروژهها
نهايتاً توسط سازمانهاي مشاركتكننده موفقيت تلقي خواهد شد، بستگي به تعدادي عوامل از قبيل متغيرهاي فني، سازماني و فرهنگي دارد.
همچنانكه مخالفتهاي معمول در ارتباط بااهميت تغييرات حاصل از آنها افزايش مييابد، آنها بايد بهعنوان روشي عملي ارائه شوند. هرچند كه اين مباحث خارج از حيطه اين مقالهاند.
در ادامه ما ابتدا مرور خلاصهاي بر كاربردهاي تدارك مبتني بر اينترنت، با هدف نشاندادن تنوع تكنولوژيهاي نو خواهيم داشت. سپس به فرضيهمان باز ميگرديم و تاثير كاربردهاي نوين را نشان ميدهيم، چون آنها ممكن است بر روابط بين حوزههاي مختلف تداركات اثر بگذارند.
1-3 نمونههاي تكنولوژي
اينترنت و تكنولوژيهاي مبتني برWWW با روشهاي متعدد
از وظايف تداركات پشتيباني و آن را خودكار ميكند، نظير امكان دستيابي به اطلاعات قبل از سفارش، پشتيباني از رويههاي تاييد مديريت، خودكاركردن تجديد موجودي، فرآيندهاي پرداخت و نظارت قراردادها، كه در ذيل چندنمونه از آن را ميبينيد:
- تامينكنندههاي برخط، دستيابي به آخرين دادهها، قيمتگذاري و اطلاعات تحويل كالا را تسهيل ميكنند. سفارشدهي بر خط ميتواند جايگزين تعاملهاي زمان بر تلفني و كاغذي با تامينكنندهها باشد ضمن آنكه بروز خطاها را نيز كاهش ميدهد.
- كاربردهاي مبتني برWWW ، اينترنت وEDI راهي است با هزينه كارآ براي خودكاركردن تبادل اسناد ساختيافته بين شركاي تجاري. در قياس با سيستمهاي اوليه كه بهصورت سنتي ارتباطات را بر پايه شبكه ارزش افزودهي(VAN) پرهزينهاي شكل ميدهد، اينترنت يك گزينه مناسب بهخصوص براي كسب و كارهاي كوچكتر است.
- سيستمهاي سفارش روميزي(DPS) عمليات خريد را خودكار ميكند و اغلب براي تدارك اقلام غيرمستقيم بهكار ميروند. همچنانكه اين كاربردها، كاربران نهايي را در انجام عمليات سفارش، مطابق با قواعد خريد شركت توانمند ميسازد، اين امكان را به واحد سفارشات ميدهد كه روي وظايف استراتژيكتر متمركز شوند. افزايش شفافيت دادهها در تمامي اين فرآيند، پيشنيازي است براي تنظيم قدرت سفارشدهي و نظارتبر الگوهاي خريد شركت.
- پشتيباني برخط براي فعاليتهاي تداركات استراتژيك، فهرست منابع و ابزارهاي اعلامكننده نظير درخواست استعلام بها 1(RFQ) و درخواست ارائه پيشنهاد 2(RFP) را شامل ميشود. بهاين ترتيب تامينكنندگان قادر به اعلام قيمت پيشنهادي بهصورت بر خط خواهند بود.
حراجهاي برخط به تصميمگيري درباره قيمتهاي خريد و شرايط استراتژيك مثل فعاليتهاي عملياتي كمك ميكند. درصورتيكه بهطور سنتي از زمينه تداركات براي حوزه فروش استفاده ميشده است، قوه ابتكار زيادي پديدار شده است كه جابجايي حراجيها را آسان كرده است و بدينگونه از حوزه خريد حمايت ميكند.
اينترنت همينطور محلي براي بازارهاي برخط فراهم كرده است، تعدادي زيادي خريداران و فروشندگان را جمع كرده است و بهعنوان نتيجه ميشود گفت كه براي هردو گروه گسترده شده است. يك چنين زمينهاي براي سازمانهاي كوچك و با درك كم از تكنولوژي اين امكان را فراهم كرده است كه با آلترناتيو هزينه كارا، در تجارتهاي برخط مشاركت كنند، همينطور كانالي نوآورانه براي حمايت از مشاركت بين كسب و كارهاي شريك است. بااضافهشدن سومين گروه بيطرف (فروشندگان نرمافزار) به فضاي عمومي بازار، بهزودي شماري از بازارهايCONSORTIA-LED پديدار ميشوند.
بهتازگي، كاربردها اين توجه را جلب كردهاند كه ميتوانند و قادرند از فرآيندهاي مشترك مشتمل بر برنامهريزي تداركات، بهينهسازي زنجيره تامين، مهندسي و توسعه محصول مشترك حمايت كنند. ويژگيهاي كليدي شامل دسترسي مشترك به مخازن اسناد، كانال ارتباطاتي امن و كاربرد يكپارچه است.
تعدادي از كاربردهاي تخصصي و خدمات براي حمايت از جوانب بخصوصي قابل استفادهاند همچون ساختن كاتالوگ، يكپارچگي كاربردها، موتورهاي حراجي، پرداختها و ايفاء خدمات. فنآوريهاي جديد و استانداردهاي نوظهور بهزبانXML مبتنياند تا جريان اطلاعات و فرآيندهاي سراسر مرزهاي سازماني را تسهيل كنند.
بهعلاوه تحولات اخير موج جديدي از تداركاتOUTSOURCING را بههمراه داشته است. بويژه اينكه سازمانها حالا ميتوانند با وسواس بيشتري درباره واگذاري بخشي از فرآيندهاي كاري خود به فروشندگان بيروني تصميم بگيرند، در حالي كه در همان زمان به آنها اين امكان داده ميشود كه كماكان روي روابط كسب و كار خود و دادههاي همراه آن كنترل داشته باشند.
توضيح كلي ما فقط تصويري از تنوع كاربردهايWWW و اينترنت را ارائه كرد و همينطور راجع به طيف گستردهاي از وظيفههاي تداركاتي با نقش حمايتكننده صحبت كرد. حالا ما ميخواهيم برخي از اثرهاي بالقوه كاربردهاي نوآورانه در روابط بين زمينههاي مختلف تداركاتي را خاطرنشان كنيم، بويژه همگرايي بين تداركات مستقيم و غيرمستقيم و بين استراتژي و وظيفههاي عملياتي.
2-3 همگرايي بين تداركات مستقيم و غيرمستقيم
همچنانكه پيش از اين گفتيم ابزارهاي مبتني بر فنآوري اطلاعات بهعنوان حمايتكننده تداركات مستقيم و عمليات زنجيره تامين معرفي شدهاند. باوجود نواقص عمومي كاربردهاي از رده خارج خيلي از اين سيستمها توسعه پيدا ميكنند و در داخل شركتها از آنها نگهداري ميشود بهعنوان مثال نتيجهگيري حاصل از معماريهاي فنآوري اطلاعات تجزيهشده، يكپارچگي كم بين كاربردهاي مجزا و نگهداري پرهزينه. در موارد ديگر پروژههاي چندين ساله نظير سيستم برنامهريزي منبعERP مبتني بر خدمات شبكه و كاربردهاي مديريت زنجيره تامين هنوز هم با روشهاي قديمي اجرا ميشوند. كاربردهاي مبتني بر اينترنت آلترناتيوهاي جديدي براي يكپارچهكردن پايگاههاي تجزيه شده و كاربردها و گسترش ارتباطات الكترونيكي در فراسوي مرزهاي شركت فراهم كرده است. هرچند كه بهتازگي متوجه شدهاند كه نسل جديد نظامهاي زنجيره تامين هنوز در مراحل اوليه خود هستند كه بازتابي از پيچيدگيهاي اين فرآيندها است.
باتوجه به نتايج ضعيف فرآيندهاي استاندارد شده و اغلب فعاليتهاي مبتني بر كاغذ به فعاليتهاي تداركاتي در فضاي غيرمستقيم توجه كمي شده است. اغلب كاربردهاي مبتني بر اينترنت با كمك نتايج بيشمار مهندسي مجدد و پروژههاي تداركات الكترونيكي، شركتها را به فرصتهاي صرفهجويي در هزينهها در اين زمينه آگاه كرده است. بازتاب خطوط متفاوت گزارشدهي سازماني حاكيست فعاليتهاي برخط در حوزههاي تداركات مستقيم و غيرمستقيم اغلب در پي چيزي جدا از هم هستند بعلاوه شركتهايي كه زودتر خود را با واقعيت تطبيق دادهاند متوجه اين نكته شدهاند كه خودكاركردن عمليات خريد راحت نيست.
يكي از دلايل قابل فهم تمركز روي موارد سهلالوصول بود مانند كالاهاي تجاري و فرآيندهايي كه ساختارهاي سادهاي داشتند و ميتوانستند بهاين ترتيب مشمول سيستمهاي كاتالوگي برخط شوند. اين رويكرد انجام شد هرچند كه ضرورتاً بزرگترين عدم كاراييها را نشان نميدهد و به حوزهاي قدم ميگذارد كه بسيار متفاوت از آن چيزي است كه انتظارش را دارد. يك توليدكننده سختافزار رايانه با بودجه سفارش سالانه بالغ بر ميلياردها دلار و شناختهشده بهعنوان يك كاربر مسلط از كاربرد مبتني برWWW را در نظر بگيريد، ادارهكردن كاتالوگهاي برخط متجاوز از 24 تامينكننده غيرمستقيم اين شركت به هزينههاي بسيار بالاتر و خيلي مشكلتر از آن چيزي كه انتظار ميرود، ميانجامد. بههرحال از مراحل اوليه پروژه عرضهكنندگان خدمات تخصصي پديدار شدهاند، شركت هماكنون روي توافقOUTSOURCING براي مديريت كاتالوگ كار ميكند. اين تمهيدات در نهايت بايد; يك راهحل جامعتر بيانجامد شامل تامينكنندگان مستقيم و همينطور غيرمستقيم كالاها.
همچنانكه سازمانها از ناكارآمدي ناشي از مخالفت از اقدامات موازي تداركات آگاهي مييابند و عليرغم تلاشهاي ناهماهنگ تداركات الكترونيك، هنوز علائم اوليه تجديد سازگاري وجود دارد، همانطور كه در قضيه سازنده كامپيوتر ديديم خطوط گزارشدهي براي تداركات مستقيم و غيرمستقيم بهصورت سنتي تا سطح مديريت عامل از هم جدا شدهاند. در اين زمينه، بههرحال مديريت بايد در نظر داشته باشد كه چنين تغييراتي زياد بهطول نخواهد انجاميد. همانطور كه آنها اساساً نياز به تجديد نظر سازماني روي درجه تمركز دارند.
پس از خودكاركردن فرآيندهاي سادهاي نظير سفارشدهي و اخذ تاييد، اقدامات اوليه را ميتوان يك گام به جلو برد، بهعنوان مثال، كاستن رويههاي رسمي از تداركات توليدگرا به عرصه غيرمستقيم، نظير پيشبيني تقاضا، مديريت زنجيره تامين و انبارداري. نگهداري و جمعآوري دادههاي سفارشات در تمام سطوح شركت، بهنظارت و تحليل الگوهاي خريد و كارآيي تامينكننده بهعنوان پيشنيازي براي مديريت تامينكننده و تكرار چانهزني كمك ميكند. در گذشته، چنين رويههايي اغلب براي سفارشات غيرمستقيم بهكار گرفته نميشدند، همانطور كه اين پايگاه دادهها بهآساني در اختيار نبودند و يا جمعبندي از منابع گوناگون بسيار پرهزينه بهنظر ميرسيد.
تحولات اساسي بيشتر مثل شكلگرفتن مدلهاي كسب و كار جديد امكانپذير ميشوند. مانند خيلي از شركتهاي ديگر. شركتHP بهعنوان يك سازنده قطعات اصلي(OEM) بسياري از توليدات خود را از طريق عقد قرارداد با سازندگان خارجي ديگري(OUT SOURCE) مثل سولكترون(3) تامين ميكند. بههمان اندازه كه توليدكنندگان قراردادي مسئوليت تداركات و مونتاژ را بهعهده ميگيرند، تمهيداتOUTSOURCING ميتواند رابطه بين توليدكنندگان قطعات اصلي(OEM) و تامينكننده قطعات را كمرنگ كند. بههرحال، در بازاري كه مشخصات آن توسعه سريع و نوسان نيازهاي مشتري است روابط تامينكننده با كيفيت بالا، آنقدر ارزشمند است كه نميتوان آن را ناديده گرفت. براي اجتناب از گرفتاري،HP بازار الكترونيكي بهنام GETSUPPLY راهاندازي كرده است كه پيمانكار ملزم بهاستفاده از اين بازار براي سفارش قطعات از طرفHP هستند.
شركتHP براي كنترل و نظارت اقدامات، مثل مشاركت در مذاكرات قرارداد و يا حتي راهبري آنها روي مركز اين بازار برخط سرمايهگذاري ميكند. تحت تمهيدات مقرر،HP قادر به حفظ صحت روابط تامينكنندگان خود است در عين حالي كه از توافقهايOUTSOURCING نيز بهرهمند است.
هرچند كه اين مدل هماينك تنها براي تداركات توليدي بهكار گرفته ميشود، كاربردهاي بسيار زيادي نيز در حوزه تداركات غيرمستقيم شامل كاركردهاي تداركاتOUTSOURCING كامل يا جزئي دارد بهويژه پس از استقرار زيرساختهاي بازار الكترونيك.
3-3 همگرايي بين وظايف عملياتي و وظايف استراتژيك
ملاحظات مشابهي از نظر وظايف تداركاتي در سطوح استراتژيك و معاملاتي صورت ميگيرد. تكنولوژيهاي جديد در هر دو سطح، همچنين در نقاط ارتباطي آنها و چرخش روابط بين هردو حوزه وارد ميشوند.
براي مثال در سطح استراتژيك، تكنولوژيهاي جديد براي مديريت پيچيدهتر قرار داد: مثلاً از طريق اصلاح دسترسي به دادههاي خام خريد و قرارداد كه با هوشمندي كسب و كار تركيب شدهاند، درنظر گرفته ميشوند.
ممكن است چنين سيستمهاي قدرتمندي سازمان را قادر نمايد تا جايگاه بين خريدهاي رابطهاي مبتني بر قراردادها و خريدهاي تك موردي مبتني بر بازار نقدي، كه احتمالاً مخاطرات و هزينههاي محدودشدن در گروه كوچكي از تامينكنندگان را كاهش ميدهد، مورد تجديدنظر قرار دهند.
براي مثال يك شركت براساس تجزيه و تحليل پيشرفته دادههاي خام خود ميتواند تصميم بگيرد كه از تخفيفهاي قيمتي فقط تا حد مشخصي كه با حداكثر كاهش قيمتي كه از تامينكننده دريافت ميكند، استفاده نمايد. آنگاه مقادير مازاد براساس معيارهاي ديگري هم چون ايجاد ارتباط با تامينكنندگان جديد، خريداري ميشوند.
از آنجائي كهIBM قادر است در ارتباطات نزديك خود بهصورت گزينشي و دستچيني عمل نموده و در نتيجه از بهبود قدرت چانهزني خود استفاده نمايد، يكچنين منافع عملي را تجربه نموده است.
دسترسي سريع به دادههاي خام خريد و اطلاعاتي در زمينه عملكرد تامينكننده ميتواند نقطه ضعف ديگر قراردادها را يعني واقعيت اينكه ايجاد آنها گران و زمانبر است را حذف نمايدHP . با تامينكنندگان غيرمستقيم مواد ترتيبي را اتخاذ نموده كه مبتني بر قراردادهاي آشكار و صريح نميباشد. رضايت تامينكننده كنوني به اهميت سازنده بهعنوان يك مشتري و توانائيش در نشاندادن عملكرد وابسته است.
علاوه بر اين تكنولوژيهاي جديد ميتوانند انتقال وظايف به سطح معاملاتي كه نوعاً در سطح استراتژيك اجرا ميشوند كمك نمايد و بالعكس به انعطافپذيري و پويايي بيشتر مدلهاي قيمتگذاري، فرآيندها و ارتباطاتي كه هنوز كنترل ميشوند، منجر شوند.
جهت روشنشدن اين نكته، مثالي چند بهشرح ذيل ارائه ميشود:
كاربردهاي نوآورانه از قبيل زنجيره خريد سهبخشي، شركت را قادر
ميكند تا فعاليتهاي خريدهاي برخط مبتني بر قواعد خريد شركت را فيلتر نموده و بنابراين كارمندان را جهت خريدهاي موردي در اينترنت و يا شركت در حراجيهاي برخط بهروش كنترلشده مجاز مينمايد.
با تدارك زمينهاي كه گروههاي چندگانه بتوانند موردي با يكديگر ملاقات نمايند، اينترنت تداركاتي هماهنگ از سيستمهاي پيچيده را ممكن ميسازد. (براي مثال راهحلهايCITADON در صنعت ساخت و مهندسي).
با تركيب عناصر اتوماسيون، با پشتيباني از وظايفي كه تاكنون كاملاً خودكار نشدهاند (مثل درخواست مزايده/مناقصه چندمرحلهاي)، كاربردهاي نوين ميتوانند متفقاً مراحل بيشتري از عمليات تداركات را پوشش دهند. و بدين ترتيب يكپارچگي كلي اين عمليات را افزايش داده و اجراي وظايف بيشتري را در سطح معاملاتي ممكن ميسازند.
در سطح معاملاتي از آنجائيكه ابزار منعطف جريان كار استفاده از روشهاي تاييد مبتني بر شرايط را در نظر ميگيرد، راههاي جديدي براي اصلاح كارايي بوجود آمدهاند.
در يك طرح بزرگ با گرايش مشتريان خدماتي با محدوده زماني مشخص، ارزش يك رايانه شخصي احتمالاً از ارزش يك دستگاه جايگزين نوع مشابه در يك سرمايهگذاري مشترك بزرگتر ازPC هاي اداري، بسيار متفاوت است.
اخيراً پژوهشگران دانشگاه آريزونا و پژوهشگران مركز تحقيقاتي <فيشر در زمينه تغيير شكل بازار وIT >، برروي توسعه معيارهاي ارزيابي و مدلهاي كسب و كار در اين حوزه، همچنين نمونههاي اوليه آن بررسي ميكنند.
4 - خلاصه
در اين مقاله، ما موضع نسبتاً تشويقكننده و برانگيزانندهاي را اتخاذ نموده و طرح كلي اينكه چگونه اينترنت ممكن است عمليات تداركات را بهطرق اساسيتري نسبت به آنچه انتظار ميرفت متحول نمايد، ارائه دادهايم. بااصلاح و تغيير شرايطي كه تمايز بين تداركات مستقيم و غيرمستقيم، همچنين وظايف معاملهاي و استراتژيك را بهصورت سنتي تعيين مينموده است، كاربردهاي نوآورانه، ترتيبات سازماني جديدي را ممكن ميسازد و ميتواند نهايتاً شكل زنجيره تامين را متحول نمايند.
برخي از مزايا و منافع كاربردهاي جديد از قبيل مجازساختن دپارتمان خريد جهت تمركز بر وظايف استراتژيكتر بااستفاده از خودكاركردن معاملات خريد و انتقال آنها به سطح كاربر نهايي، بهطور وسيع ذكر گرديدهاند.
ولي منافع و مزاياي بيشتري وجود دارد. درواقع تكنولوژيهاي جديد ميتوانند برنقطه ضعفهاي ترتيبات بلندمدت با گروه كوچكي از شركاي كسب و كار غلبه نمايد. (هزينههاي چانهزني مخاطره محدودشدن)، در حاليكه استفاده از منافع و مزايا (همچون مزيت قيمتي، اطمينان از كيفيت و دردسترس بودن) را ممكن ميسازد. در برخي موارد ممكن است درواقع يكپارچهنمودن فرآيندها و ساختارهاي سازماني تداركات مستقيم و غيرمستقيم مفيد فايده باشد. براي مثال روشهاي ايجادشده بهرهبرداري از زنجيره تامين و تداركات توليدگرا در حوزه تداركات غيرمستقيم، حاكي از انعطافپذيري جديد و همافزايي خواهد بود.
در سرتاسر مقاله، براي توسعه آنچه پيشبيني كردهايم، مثالهايي را ارائه نمودهايم. در آينده نزديك ميبايست بهمنظور تاييد و پشتيباني از پيشبينيهاي خود، اطلاعات خام تجربي را گردآوري نماييم. مطالعه اخير <انجمن ملي مديريت خريد> وFORRESTER نشان ميدهد كه در اين نقطه، تداركات - الكترونيك حتي بهصورتهاي ساده خود نيز گسترش نيافتهاند. علاوهبر اين هنوز برخي از كاربردها و استانداردها ميبايست بهمنظور تقويت واقعي عمليات و خريد منعطف و يكپارچه هرچه بيشتر ارتقاء داده شود.
همانطور كه اغلب وضعيت چنين است، تغييرات <انقلابي> كندتر از آنچه پيشبيني شده بود، رخ ميدهند. و ميبايست بر موانع بسياري شامل محدوديتهاي تكنيكي، سازماني و فرهنگي غالب شد.
آگاهي از اين عوامل بازدارنده دقيقاً بهاندازه شناخت فرصتهايي كه تكنولوژيهاي جديد ارائه ميدهند،
ضروريست.
اين مقاله را جوديت گبوئر و آريه سگايف دوتن از استادان دانشكده بازرگاني دانشگاه بركلي به رشته تحرير درآوردهاند.
1- REQUEST FOR QUOTE
2- REQUEST FOR PROPOSAL
3- SOLECTRON
|