در نشست‌ بررسي‌ چالشهاي‌ مديريت‌ در قرن‌ 21 مطرح‌ شد


هشدارهايي‌درباره‌مديريت‌ در ايران‌

درقرن‌ گذشته‌ مانده‌ايم‌

‌ ‌چگونگي‌ مديريت‌ در قرن‌ بيست‌ويكم، زيروبم‌هاي‌ آن‌ و بايدها و نبايدهايي‌ كه‌ هست‌ و بايد موردتوجه‌ ويژه‌ قرار گيرند، ازجمله‌ موضوعات‌ و دلمشغولي‌هاي‌ بسياري‌ از صاحب‌نظران‌ مديريت‌ در كشورمان‌ است.

‌ ‌يكي‌ از نشست‌هاي‌ اخير انجمن‌ علوم‌ مديريت‌ ايران‌ نيز كه‌ به‌تازگي‌ در زمينه‌ چالشهاي‌ مديريت‌ در قرن‌ 21 برگزار شد نيز به‌ اين‌ موضوع‌ اختصاص‌ يافت. در اين‌ نشست‌ علمي‌ كه‌ گروهي‌ از اعضاي‌ انجمن‌ و دانشجويان‌ رشته‌هاي‌ مديريت‌ و مرتبط‌ با آن‌ حضور داشتند، كارشناسان‌ امر تحولات‌ مديريت‌ را از دو ديد علمي‌ - دانشگاهي‌ و مديريت‌ اجرايي‌ - مالياتي‌ و كلان‌ موردبحث‌ و بررسي‌ قرار دادند.

شتاب‌ تاريخ‌

‌ ‌بررسي‌ تئوري‌ شتاب‌ تاريخ‌ و نتايج‌ مترتب‌ به‌ آن‌ يكي‌ از مباحث‌ موردبحث‌ اين‌ نشست‌ بود.
‌ ‌آقاي‌ اسلامي‌ بيدگلي‌ استاد دانشگاه‌ تهران، تئوري‌ شتاب‌ تاريخ‌ <كنت‌ بولدينگ> را مطرح‌ كرد و گفت: اگر 50 هزار سال‌ عمر اخير دنيا را درنظر بگيريم‌ و 62 سال‌ عمر متوسط‌ هر آدم‌ باشد، (50,000/62=800) 800 نسل‌ در اين‌ سالها زندگي‌ كرده‌اند. كه‌ از اين‌ نسلها، 650 نسل‌ در غار بودند و تحول‌ آنها اين‌ بود كه‌ بعد از 650 نسل‌ توانستند از غار بيرون‌ بيايند. 70 نسل‌ بعد توانست‌ به‌ كمك‌ زبان‌ باهم‌ ارتباط‌ برقرار و مراوده‌ كنند. مبداء شتاب‌ تاريخ، سال‌ 1494 با اختراع‌ ماشين‌ چاپ‌ قرار گرفت‌ و در اين‌ زمان‌ توليد ثروت‌ از طريق‌ بكارگيري‌ ابزار مطرح‌ شد.

<بولدينگ> معتقد است‌ تمام‌ فراگردهايي‌ كه‌ در دانش‌ بشري‌ پيش‌ آمده، حاصل‌ تلاشهاي‌ بشر قرن‌ 20 است‌ و بشر قرن‌ بيستم‌ از همه‌ متفاوت‌تر است. تعداد دانشمندان‌ اين‌ دوره‌ قابل‌ شمارش‌ نيست‌ و نوآوري‌ به‌ غايت‌ ديده‌ مي‌شود.
‌ ‌او در ادامه‌ سخنان‌ خود گفت: 650 نسل‌ طول‌ كشيد تا بشر از غار بيرون‌ آمد اما حالا هر لحظه‌ منتظر حوادثي‌ هستيم‌ كه‌ در دنيا بسيار تاثيرگذار است. ما در اين‌ شرايط‌ از دنيا خيلي‌ عقب‌ هستيم. آنقدر از كاروان‌ توليد و رشد صنعتي‌ عقب‌ مانده‌ايم‌ كه‌ فريادمان‌ اصلاً‌ شنيده‌ نمي‌شود. ما بايد خود را به‌ جايي‌ برسانيم‌ كه‌ فريادمان‌ شنيده‌ شود.
‌ ‌درضمن‌ امكانات‌ ايران‌ فوق‌العاده‌ زياد است. ما 51 ميليون‌ هكتار زمين‌ كشاورزي‌ داريم‌ كه‌ از 5/18 ميليون‌ آن‌ بهره‌برداري‌ مي‌شود و تازه‌ بازده‌ آن‌ 60% است. ما در اسراف‌ نمونه‌ هستيم. زمين، آب‌ و نيروي‌ انساني‌ داريم‌ ولي‌ نمي‌توانيم‌ از آنها استفاده‌ كنيم. حال‌ بايد ديد چگونه‌ مي‌توان‌ اين‌ ناتوانيها را به‌ توانمندي‌ تبديل‌ كرد.

‌ ‌آقاي‌ دكتر دعايي‌ مدير گروه‌ حسابداري‌ دانشگاه‌ آزاد اسلامي، در بخش‌ ديگري‌ از اين‌ جلسه‌ به‌ سخنراني‌ پرداخت‌ وي‌ ضمن‌ ارائه‌ آمارهاي‌ مالي‌ به‌ برخي‌ مسايل‌ حاد اجتماعي‌ اشاره‌ كرد و گفت: ما در سال‌ 1356، 3/2 درصد اقتصاد جهاني‌ را داشته‌ايم‌ ولي‌ درحال‌ حاضر يعني‌ 23 سال‌ بعد، 3/0 درصد اقتصاد جهاني‌ را دارا هستيم. سال‌ 56 در رديف‌ 16 كشور اول‌ دنيا بوديم‌ و امروز بالاي‌ رده‌ 130 هستيم. ما با داشتن‌ يك‌ درصد جمعيت‌ دنيا، يك‌ درصد خاك‌ دنيا و 5/7 درصد منابع‌ طبيعي‌ دنيا در چنين‌ جايگاهي‌ قرار گرفته‌ايم. در كشور ما منابع‌ انساني‌ كارآمدي‌ وجود دارد ولي‌ ساختاري‌ كه‌ اين‌ منابع‌ را تلفيق‌ كند نداريم‌ و تا وقتي‌ چنين‌ ساختاري‌ ايجاد نشود، فرارمغزها به‌ شدت‌ ادامه‌ خواهد داشت. برطبق‌ محاسبات‌ انجام‌ شده‌ ساليانه‌ 14 ميليارد دلار براي‌ اشتغال‌ نياز داريم‌ تا بيكاران‌ فعلي‌ را به‌كار گماريم‌ و سالي‌ بيش‌ از يكصدهزار ليسانس‌ به‌ آنها اضافه‌ مي‌شوند. با اين‌ وصف‌ هنوز به‌ مديريت‌ بهاء نمي‌دهيم، ما مشكلات‌ عميق‌ مالياتي‌ داريم‌ و براي‌ حل‌ همه‌ اين‌ مشكلات‌ نيازمند تحولي‌ بنيادي‌ در تفكرها هستيم.

ريشه‌يابي‌ نيازهاي‌ اجتماعي‌

‌ ‌اين‌ نشست‌ در ادامه‌ با سخنراني‌ آقاي‌ دكتر كاووسي‌ از شركت‌ كنترل‌ كيفيت‌ ايران‌ و ازمديران‌ اجرايي‌ بخش‌ صنعت‌ همراه‌ بود. وي‌ ريشه‌ تحول‌ را نياز مطرح‌ كرد و گفت‌ نياز بر دو قسم‌ است:

  نياز دروني‌
نياز اجتماعي‌

‌ ‌بايد جستجو كنيم‌ چرا دانش‌ مديريت‌ بي‌بها شده‌ است‚ چرا دست‌ كم‌ برخي‌ دانشجويان‌ مديريت‌ رشته‌ خود را دوست‌ ندارند‚! شايد دليلش‌ اين‌ باشد كه‌ در ارتباط‌ با اين‌ رشته‌ها نياز اجتماعي‌ وجود ندارد.
‌ ‌بعداز جنگ‌ دوم‌ جهاني‌ آمريكا رهبر بسياري‌ از فعاليت‌هاي‌ جهاني‌ بود و دو قطب‌ آلمان‌ و ژاپن‌ پابه‌پاي‌ آمريكا ظاهر شدند. اين‌ دو كشور رقيب‌ بلامنازع‌ آمريكا شدند و آمريكا در زماني‌ كه‌ اين‌ دو قطب‌ حركت‌ اساسي‌ و جهاني‌ خود را تدوين‌ مي‌كردند از آنها غافل‌ شد. شاه‌ كليد آنها رقابتي‌ شدن‌ بود. در دنيا ريشه‌ رسيدگي‌ به‌ تحولات‌ مديريتي‌ ناشي‌ از رقابت‌پذير بودن‌ است. ما نيز بايد اهداف‌ خود را متناسب‌ با نيازها تدوين‌ و تعيين‌ كنيم‌ تا به‌ مقصد برسيم. حضرت‌ امير هم‌ در اين‌باره‌ مي‌فرمايد: <رونده‌ پرشتاب‌ موفق‌ است. رونده‌ آرام‌ اميد است‌ كه‌ موفق‌ شود اما كسي‌ كه‌ كاهلي‌ مي‌كند و برنامه‌هايش‌ هدفمند نيست، اميدي‌ به‌ موفقيتش‌ نيست>. بنابراين‌ بايد ريشه‌ها را بررسي‌ كنيم‌ و توجه‌ داشته‌ باشيم‌ كه‌ مشكل‌ ما فقط‌ مشكل‌ مديريتي‌ نيست، مشكل‌ فرهنگي‌ هم‌ هست.

سير تحولات‌ مديريت‌

‌آقاي‌ دكتر سيداصفهاني‌ عضو هيات‌ علمي‌ دانشگاه‌ علامه‌ طباطبايي‌ يكي‌ از سخنرانان‌ اين‌ نشست‌ بود كه‌ سخنان‌ خود را با اشاره‌ به‌ تحولات‌ نيم‌ قرن‌ اخير اينگونه‌ آغاز كرد. اگر پنجاه‌ سال‌ گذشته‌ را سرآغاز بررسي‌هاي‌ تحولات‌ مديريتي‌ قرار دهيم، مي‌توان‌ اين‌ پنجاه‌ سال‌ را به‌ سه‌ مقطع‌ تقسيم‌ كرد، نخست، سال‌ 1950 و خاتمه‌ جنگ‌ جهاني‌ دوم، كشورهاي‌ اروپايي‌ و آمريكايي‌ تجاربي‌ را كه‌ طي‌ جنگ‌ بدست‌ آوردند در بازسازي‌ كشورهاي‌ خود به‌كار گرفتند. اين‌ روش‌ به‌(SYSTEM ORIENTED) مشهور است. در آن‌ زمان‌ واحدهاي‌ توليدي‌ نيازمند تدوين‌ نظام‌ و قوانين‌ خاص‌ بودند تا در كليه‌ سيستمهاي‌ توليد، خريد، انبارداري‌ و... اعمال‌ شود. روش‌ كار مديريت‌AWARENESS< >MANAGEMENT يا <مديريت‌ آگاهانه> بود و اين‌ نقش‌ مديريت‌ تا سال‌ 1970 ادامه‌ داشت. دوم، از سال‌ 1970 چرخشي‌ به‌ سوي‌>IMPROVEMENT ORIENTED< يا <مديريت‌ بهبودمدارانه> ايجاد شد. در اين‌ سيستم‌ ارتقاي‌ كيفيت، توليد ناب‌ و اهدافي‌ چون‌ صادرات، سياستها و استراتژي‌ كشورها موردنظر قرارگرفت‌ و هدف‌ اين‌ بود تا از هرآنچه‌ دردسترس‌ است، بهترين‌ بهره‌برداري‌ شود. نوع‌ كار بيشتر حالت‌ كارگروهي‌ (TEAM WORK) و مشاركتي‌ بود. چنانچه‌ در كشور ژاپن‌ ظرف‌ چهار يا پنج‌ سال، 130 هزار هسته‌ كيفيت‌(QC) براي‌ كنترل‌ كيفيت‌ به‌وجود آمد. و مقطع‌ سوم، سال‌ 1980 به‌ بعد است‌ كه‌ نقطه‌ عطفي‌ در تحولات‌ مديريت‌ به‌ حساب‌ مي‌آيد و <مديريت‌ پيشگيرمدارانه> يا>PREVENTION MANAGEMENT< مطرح‌ مي‌شود. درحقيقت‌ مديريت‌ به‌عنوان‌ ابزار يا روش‌ مديريتي‌ است‌ تا با بكارگيري‌ آن‌ دربرابر حوادث‌ آينده‌ و بحرانهاي‌ پيش‌رو سازمان‌ عملكرد بهتري‌ از خود نشان‌ دهد. در اين‌ دوره، مدير متعهد است‌ و نقش‌ او به‌عنوان‌ هماهنگ‌كننده‌ سياستها و حمايت‌ و توجه‌ بيشتر به‌ شايسته‌سالاري‌ كاركنان، حاكميت‌ پيدا مي‌كند.

‌ ‌دكتر سيداصفهاني‌ سخنان‌ خود را با ارائه‌ مسايل‌ جديد پيش‌رو باتوجه‌ به‌ ورود به‌ قرن‌ 21 ادامه‌ داد و اشاره‌ كرد، مسايل‌ مطرح‌ شده‌ در راستاي‌ تكميل‌ مرحله‌ سوم‌ است. مديريت‌ دانش، ارزش‌ دارايي‌هاي‌ معنوي‌ و توجه‌ ويژه‌ به‌ منابع‌ انساني‌ محور اصلي‌ اين‌ مباحث‌ را تشكيل‌ مي‌دهد; يعني‌ منبعي‌ كه‌ درحال‌ حاضر در كشور ما بايد موردتوجه‌ بيشتر قرار گيرد تا از اين‌ ثروت‌ بي‌پايان‌ كشور بهره‌برداري‌ بهينه‌ شود. حال‌ سوال‌ اين‌ است‌ كه‌ درعمل‌ چه‌ كنيم‚ ماكه‌ درد را مي‌شناسيم‌ چگونه‌ درمان‌ را بيابيم‚!

سرعت‌ تغييرات‌

‌ ‌دكتر اعظم‌ رحيمي‌نيك‌ مدرس‌ دانشگاه، يكي‌ ديگراز سخنرانان‌ با اشاره‌ به‌ تحولات‌ سريع‌ در ساليان‌ گذشته‌ گفت، آنچه‌ مسلم‌ است‌ ما با شدت‌ بيشتري‌ با تغيير و تحولات‌ در قرن‌ 21 مواجه‌ خواهيم‌ بود. ولي‌ مشكل‌ اساسي‌ اين‌ است‌ كه‌ ما هنوز به‌ آنچه‌ كه‌ دنيا در قرن‌ بيستم‌ به‌ آن‌ رسيده‌ است، نرسيده‌ايم. اگر سير تحولات‌ دانش‌ بعداز پيدايش‌ تمدن‌ را اينگونه‌ محاسبه‌ كنيم: اگر تا سال‌ 1600 يافته‌هاي‌ بشرX بوده‌ است.

بين‌ سالهاي‌ 1800-1600 ‌ ‌ 
بين‌ سالهاي‌ 1900-1800‌ ‌‌
بين‌ سالهاي‌ 1950-1900‌ ‌‌ ‌
بين‌ سالهاي‌ 2000-1950‌ ‌‌

‌ ‌چنانچه‌ ملاحظه‌ مي‌شود تا به‌ امروز دانش‌ و اندوخته‌هاي‌ بشر به‌ صورت‌ تصاعدي‌ افزوده‌ شده‌ است‌ و به‌ تبع‌ آن‌ ارزشها نيز تغيير خواهدكرد. قبل‌ از پيدايش‌ تمدن‌ ثروت‌ زمين‌ بوده‌ و پس‌ از پيدايش‌ تمدن‌ بين‌ سده‌هاي‌ 900-800 طلا ارزش‌ و ثروت‌ شده‌ است; اما درحال‌ حاضر دانش‌ ثروت‌ است. پس‌ ما بايد به‌دنبال‌ دانش‌ و توسعه‌ منابع‌ انساني‌ برويم. در اين‌ مسير يكي‌ از عقب‌ماندگي‌هاي‌ ما اين‌ است‌ كه‌ علم‌ مديريت‌ را باور نداريم‌ و علم‌ را فقط‌ علم‌ مهندسي‌ - پزشكي‌ مي‌دانيم، درحالي‌ كه‌ علوم‌ اجتماعي‌ دنيا را به‌ جايي‌ كه‌ ملاحظه‌ مي‌كنيم‌ رسانده‌ است. آنچه‌ در قرن‌ 21 مطرح‌ است‌ ايجاد سازمان‌ مجازي‌ است. ما در كشور خود به‌ دنبال‌ ايجاد اشتغال‌ هستيم‌ ولي‌ در سازمانهايمان‌ معاونت‌ اشتغال‌ ايجاد مي‌كنيم‌ و درحقيقت‌ سازمان‌ را گسترده‌ مي‌كنيم. در دنيا بحث‌ سازمان‌ يادگيرنده‌ مطرح‌ است‌ درحالي‌ كه‌ در سازمانها كساني‌ را داريم‌ كه‌ اگر چيزي‌ يادبگيرند، از ترس‌ از دست‌ دادن‌ ميز و منصب، آن‌ را نزدخود نگاه‌ مي‌دارند. 

‌ ‌دكتر رحيمي‌نيك‌ در ادامه‌ سخنان‌ خود به‌ جديدترين‌ مباحث‌ مديريت‌ مطرح‌ در دنيا اشاره‌ و درنهايت‌ جمع‌بندي‌ خود را اينگونه‌ ارائه‌ كرد كه‌ عمده‌ترين‌ مشكل‌ در كشور، مشكل‌ مديريتي‌ است‌ و بايد اين‌ عقب‌ماندگي‌ جبران‌ شود .

‌ ‌گزارش‌ از: مريم‌ خليلي‌ عراقي‌
در همايش‌ بين‌المللي‌ مراكز تحقيق‌ و توسعه‌ عنوان‌ شد


در اين شماره مى خوانيد:
سر مقاله
انجمنهاى حرفه اى, حلقه اتصال دانشگاه و صنعت
ميز گرد
بهبود فضاى كسب و كار, شرط عمده توسعه صنعتى
مقالات
چرا شركتهاى خوب, اسير استراتژيهاى بد مى شوند؟
موانع توسعه كارآفرينى سازمانى در ايران
توليد در مقياس جهانى, ضرورتى براى صنعت خودروسازى
مديريت اثربخش جلسات
تجارت الكترونيك
طراحى ازآنسوى مرزها
نقش اينترنت در تغيير شكل سازمان تداركات
مزيت رقابتي برمبناى تكنولوژى گروهى>
روند تكاملى سيستمهاى مديريت كيفيت
جايزه كيفيت بالدريج
رهبرى
سه ابزار مديريتى
مديريت شهرى, اهداف و راهبردها
نگاه IMF به اقتصاد ژاپن
بحرانهاى بانكى
آيا كارآفرينى شغل جديدى است؟
كاربرد مدل آلتمن در تعيين وضعيت ورشكستگى شركتها
گزارش ويژه
مبانى ارتباط صنايع كوچك و بزرگ
گزارشهاى داخلى
در قرم گذشته مانده ايم
گام اول, استقبال مديران از پژوهش
ويژگيهاى صدشركت برتر ايرانى
هم افزايى انديشه ها براى ايجاد تحول
كوتاه و خواندنى
چالشهاى مديران طرحهاى صنعتى
الگوبردارى
مشاركت مديران در ايده كاركنان
مديريت كارآمد, لازمه توسعه
پرسشهاى خودآموز براى مديران
حماسه صفر (شعر)
تدبير 1380 دريك نگاه
گزارش شبكه
فنون افزايش سرعت در اينترنت
روى خط اينترنت
نگاهى به يك كتاب
نظم درآشفتگى
معرفى كتاب
روي جلد