|
نفت؛
|
|
اعتيادي خطرناك
|
منبع: 2001,15THE ECONOMIST DECEMBER
مترجم: پگاه بهبهاني
|
هزينه استخراج هر بشكه نفت در خاورميانه يك دلار است.
امروز جهان هيچ نوع اختلال در تامين نفت را تحمل نميكند.
به احتمال قوي شوكهاي نفتي براي نرسيدن به موقع نفت به مصرفكنندگان در آينده نيز وجود خواهد داشت.
اختلال كوتاهمدت نفت ميتواند خسارات نامحدودي به اقتصاد جهان وارد آورد.
ايالات متحده سالانه 30 تا 60 ميليارد دلار براي تامين امنيت منابع نفت خاورميانه هزينه ميكند.
اقتصاد آمريكا درصورت قطع جريان نفت، دچار يك ركود شديد خواهدشد.
وابستگي كشورهاي جهان به منابع نفتي اوپك در 20 سال آينده هم افزايش خواهديافت.
ايالات متحده روزانه حدود 11 ميليون بشكه نفت وارد ميكند.
دنيا بهطور فزايندهاي وابسته به نفت خاورميانه است. بعداز واقعه 11 سپتامبر، اين واقعيت را بايد يك علامت خطر تلقي كرد يا امري بديهي?
هر بشكه نفت چقدر ارزش دارد؟ در خاورميانه هزينه استخراج هر بشكه نفت از چاه يك دلار تمام ميشود. با افزودن يك حاشيه سود خوب و مناسب، هنوز هم قيمت فروش آن بيش از آنچه تصور ميكنيد پايين و متعادل است. با وجود اين، بخشي از نفت جهان از نقاط دور و با قيمت گران تامين ميشود. سال گذشته قيمت نفت بهطور متوسط به بشكهاي 27 دلار رسيد.
اين دانش زمينشناسي نيست كه قيمت نفت را تعيين ميكند و تعامل عرضه و تقاضا نيز نقش كمي دارد. اساساً خواست و ميل اوپك (سازمان كشورهاي صادركننده نفت) كه يك كارتل بينظم است و توسط كشور عربستان سعودي هدايت ميشود، قيمت نفت را تعيين ميكند. تعجب اينكه قيمت نفت در سه سال گذشته مرتباً در نوسان بوده است. اخيراً بهدنبال ضعف اقتصاد جهان، قيمتها تا بشكهاي 17 دلار سقوط كرد. رويارويي بين اوپك و روسيه كه بزرگترين صادركننده خارج از كارتل محسوب ميشود، بازار نفت را براي مدت كوتاهي به لبه سقوط كشاند.
بهنظر ميرسد تنها بنلادن (رهبر شبكه القاعده) قادر است بهاي ثابتي را براي هر بشكه نفت تعيين كند. او قيمت هر بشكه را 144 دلار برآورد ميكند. چندين سال قبل بن لادن بيانيه كوتاهي درباره اقتصاد انرژي صادر كرد كه در آن، ايالات متحده را متهم به بزرگترين دزدي تاريخ براي حضور نظامي خود در عربستان سعودي بهمنظور پايين نگهداشتن قيمت نفت كرد. از نقطهنظر او، اين سرقت بالغ بر 36 تريليون دلار ميشود. او تاكيد داشت كه آمريكا به هر مسلمان در دنيا 30 هزار دلار بدهكار بوده و هنوز هم به اين بدهي اضافه ميشود
بعداز ماجراي 11 سپتامبر، كارشناسان امنيت انرژي، بهطوركلي بنلادن و همفكرانش و تروريستها را همواره در خاطر حفظ كردهاند. آمريكا ميپنداشت كه اگر يك گروه يا رژيم متخاصمي حوزههاي نفتي خاورميانه را تحت كنترل بگيرد، نيروهاي نظامي خود را براي مقابله با عوامل مشكلساز و محافظت از ميادين نفتي به منطقه اعزام ميدارد. اما اكنون احتمال اين است كه گروههاي تروريستي داراي تسليحات هستهاي باشند كه در اين صورت هم قادر به تهاجم عليه آمريكا و يا عليه ميادين نفتي خود هستند.
با وجود اين، دليل واقعي براي نگراني، ماهيتي بلندمدت دارد. زيرا كه جهان براي حملونقل بسيار وابسته به نفت مانده است و هيچ نوع اختلال و بيانضباطي در تامين نفت را نميتواند تحمل كند و احتمال قوي براي بروز اختلال در تامين نفت، مثل يك شوك عرضه، در دهههاي آينده وجود دارد. حال چگونه ايالات متحده بر اين شوكهاي عرضه نفت غلبه خواهدكرد؟
نفت در دستهاي كمشمار
نفت كمياب نيست. هنوز نفت به اندازه كافي در زيرزمين، براي چندين دهه، براي چرخاندن چرخهاي جهان وجود دارد. مشكل اين است كه قسمت اعظم نفت و تقريباً تمامي نفتي كه استخراجش ارزان است، زير ماسههاي صحراهاي تعدادي از كشورهاي اطراف خليجفارس قرار دارد.
امروزه عربستان سعودي به تنهايي روي يك چهارم مخازن نفتي شناخته شده جهان قرار دارد و 4 كشور همسايه عربستان هركدام 10% ذخاير نفت جهان را دراختيار دارند و چون سعوديها نميخواهند همانقدر كه قادر به توليد نفت هستند استخراج و توليد كنند، سهم اوپك از صادرات نفت جهان 40% مانده است، كه اين ميزان براي كنترل كامل قيمتها موثر نبوده است. با تخليه شدن ذخاير نفت غيراوپك ادامه اين سهم بهنحو چشمگيري بالا رفته و بهدنبال آن قدرت بازار رژيمهاي خاورميانه نيز افزايش خواهديافت و به احتمال زياد در جريان تامين نفت نيز اختلال حاصل خواهدشد. اين تهديد خصوصاً براي ايالات متحده كه هم بزرگترين مصرفكننده نفت و هم عملاً ضامن جريان نفت براي همپيمانانش است، حادتر خواهدشد.
تعجبي نيست اگر سعوديها انكار ميكنند كه در افق آينده نفت، امكان بروز شوك نفتي وجود دارد. وزير نفت عربستان سعودي، عليالنعيمي دوسال قبل گفت: «نفت يك بازار جهاني است». «كساني كه ناامن بودن مسير انتقال نفت خطرات وابستگي به واردات و عدم ثبات انتقال نفت، خليجفارس را اشاعه ميدهند، واقعيتها را ناديده گرفتهاند» او خاطرنشان ميكند كه كشورش بهطور عمد، بستري از ظرفيت اضافي نفت را براي مقابله با هر اختلال در عرضه حفظ ميكند. او همچنين خاطرنشان كرد كه همين سپر حمايتي، و نه توليد كشورهاي غيراوپك بود، كه در زمان انقلاب ايران، جنگ ايران و عراق و جنگ خليجفارس به كمك آمد
همه اينها درست، اما اگر رژيم سعودي توسط يك رژيم ضدغربي ازبين رود، چه خواهدشد؟ جاي نگراني نيست، طبق صحبتهاي جان براون، رياست شركت بريتيش پتروليوم (نفت انگليس): «به هرجهت بنيادگرايان رژيمهايي هستند كه براي حمايت و مراقبت از مردم خود درحال و آينده نياز به پول دارند». به هرحال اختلال كوتاهمدت نفت ميتواند صدمات گسترده و خسارات نامحدودي را به اقتصاد جهان وارد كند. هنگامي كه انقلابيون ايران، شاه را از سلطنت خلع كردند، صادرات نفت ايران قطع گرديد. همچنين ممكن است پارهاي از انقلابيون آينده براي تنبيه غرب، با خودداري از صادرات نفت، درآمدهاي نفتي را از دست بدهند و حتي راضي باشند در فقر زندگي كنند
دونالد لوسمن در يك مقاله تحريكآميز كه توسط موسسه كاتو وابسته به گروههاي كارشناسان سياسي - اقتصادي انتشار يافت، از اين هم فراتر ميرود. او با دلايل متقن بحث ميكند كه درد ناشي از شوكهاي قبلي نفت بيشتر به سياستهاي احمقانه دولتهاي غربي در پاسخ به قطع و اختلال در عرضه نفت مربوط ميشود. براساس برآوردي، آمريكا 30 تا 60 ميليارد دلار در سال براي تامين امنيت منابع نفت خاورميانه هزينه ميكند، اگرچه واردات آمريكا از نفت منطقه در سال 1990 تنها حدود 10 ميليارد دلار بوده است. او همچنين خاطرنشان كرده است، نيمه هاديها كه ستون فقرات اقتصاد ديجيتالي هستند اكثراً از تايوان ميآيند اما سربازان و نيروهاي آمريكايي، كارخانجات تراشه (CHIP PLANTS) را محافظت نميكنند.
بيهمتايي نفت
اما نيمههاديها اصلاً شباهتي به نفت ندارند. اقتصاد آمريكا ميتواند بدون نيمههاديهاي جديد براي مدتها اداره شود. اما اين اقتصاد وقتي كه جريان نفت براي لحظهاي قطع شود به يك ركود شديد دچار ميگردد. كارخانجات توليد نيمههاديها را در هر جا ميتوان برپا كرد، اما نفت فقط در نقاط خاصي از دنيا يافت ميشود. شورشهاي نفتي بريتانيا در پاييز سال 2000 نشان داد كه چطور بهراحتي يك اقتصاد مدرن، زماني كه عرضه نفت قطع و يا دچار اختلال شود، ميتواند به زانو درآيد
اگر نفت يك ماده ضروري و حياتي است پس چرا توليدات كشورهاي غيراوپك افزايش نمييابد؟ جرج بوش رئيس جمهور آمريكا در ستايش از «استقلال انرژي آمريكا»، تلاش ميكند لايحهاي را در كنگره آمريكا تصويب كند كه به موجب آن قسمتي از پناهگاه ملي حيوانات وحشي قطب جنوب در آلاسكا به حفاري نفت اختصاص يابد. اما مصرف آمريكا آنچنان عظيم است كه تمام نفت آلاسكا هم شكاف عميق متكي بر ماده وارداتي نفت را براي آن كشور پر نخواهدكرد. موج چشمگير كشفيات غيراوپكي در درياي شمال، آلاسكا و مناطق ديگر در دهههاي 1960 و 1970، به خنثي كردن قدرت قيمتگذاري اوپك كمك كرد. اما اين ميادين بزرگ نفتي درحال كاهش سريع ميزان ذخاير خود هستند. بخشي از علت كاهش نفت اين ميادين بهخاطر قدمت اين منابع است. براي مثال در درياي شمال 70% تا 90% ذخاير بزرگترين ميادين نفتي مصرف شدهاند و بخش ديگر، مربوط به تكنيكهاي مدرن و چشمگيري است كه به شركتهاي بزرگ نفتي جهان اجازه ميدهند كه با استفاده از اين تكنيكها، ميزان ذخيره و بازيافت خود را بهبود داده و توليداتشان را افزايش دهند و اين باعث كاهش سريع ذخاير ميادين نفتي شده است.
هاري لانگول مدير ارشد اگزون موبيل به تشكيل يك موج جديد توسعه غيراوپكي از درياي خزر تا عمق آبهاي خليج مكزيكو بهطور تكنيكي، تاكيد ميكند. اما او ميگويد براي اين كار نياز به سرمايهگذاري عظيمي است. چه مقدار؟ آژانس بينالمللي انرژي اين ميزان را برآورد كرده و اعلام داشته است كه كمپانيهاي بزرگ نفتي لزوماً بايد مبلغي بالغ بر يك تريليون دلار در دهه آينده سرمايهگذاري كنند. توليد هيدروكربنهاي غيرمتعارف، مانند قيرهاي سياه كانادايي(CANADA'S TAR SANDS) حتي ممكن است ميزان سرمايهگذاري موردنياز را افزايش دهد. با توجه به اينكه زمان بيشتري براي ورود اين ماده به بازار موردنياز است، نشاندهنده اين واقعيت است كه ارزش اين ماده از ميزان سرمايهگذاري انجام شده براي آن كمتر است. به عبارت ديگر، نگراني اصلي، كميابي هيدروكربنها نيست بلكه هزينه و ريسك تجارتي بسيار بالاي يافتن مخازن نفتي غيراوپكي است.
حتي با نگرش خوشبينانه به دستيابي صنايع نفتي غيراوپك كه ميتوان در اين چالش با آن مواجه شد، مسئله اينجاست كه هنوز هم بهطور چشمگيري در 20 سال آينده وابستگي به منابع نفتي اوپك افزايش خواهديافت. در پاسخ به عطش نفتي جهان، پيشبيني ميشود كه عربستان سعودي و همسايگانش به سرمايهگذاريهاي عظيمي نياز دارند تاميزان عرضه نفت به بازار را افزايش دهند. اگر آنها سرمايهگذاري نكنند اين مصرفكنندگان جهان هستند كه هزينه آن را پرداخت خواهندكرد.
صرفهجويي و ذخيرهسازي
چه اقدامي بايد كرد؟ بدبختانه موادنفتي تقريباً يك گلوگاه انحصاري بر روي مسئله حملونقل است. بهترين كاري كه دولتها ميتوانند انجام دهند اين است كه در مقابل توقف ناگهاني عرضه نفت كه ملهم از تصميمات سياسي است، خود را بيمه و در مقابل شوكهاي اقتصادي به جمع كردن ذخاير نفتي و يا توسعه آن اقدام كنند.
تمام اين عوامل مهم هستند. زيرا تغييرات ساختاري در صنعت نفت (مانند: ادغام شركتهاي بزرگ با يكديگر، كاهش هزينهها و حركت به سوي انبارداري بهنگام (JUST-IN-TIME) بدان معني است كه سطح ذخاير نگهداري شده نسبت به دهه 1970 كاهش يافته است. بهعلاوه درصورت عدم توجه به ذخيره رسمي دولت، شما به دنيايي خواهيد رسيد كه بدون شك با شوك نفتي بعدي آسيب بيشتري خواهد ديد.
بوش اكنون شروع به بازنگري استراتژي ذخاير نفتي آمريكا كرده است. ذخيرهسازي نفت نيز بعداز سالها بيتوجهي نسبت به آن، هماكنون بهطور قاطع در برنامههاي سياسي آمريكا گنجانده شده است. اما هنوز در استراتژي ذخيرهسازي و حفاظت از ذخاير نفتي مشكلات و عقبنشينيهايي وجود دارد. ممكن است موضوع ذخيرهسازي به معني پويايي و دادوستد كمتر تلقي شود. اما راه بهتري كه پيشرو است، افزايش ميزان راندمان انرژي است. هماكنون ايالات متحده حدود 11 ميليون بشكه نفت در روز، يعني چيزي در حدود يك هفتم توليد جهان را وارد ميكند. فيليپ ورلگر اقتصاددان، پيشبيني ميكند، درصورتي كه آمريكا سعي در اصلاح راندمان سوختي خود بعد از شوكهاي قبلي كند، ارقام واردات نفت آمريكا فقط 5 تا 6 ميليون بشكه در روز خواهدبود
يك معيار براي ارزيابي راندمان انرژي، تقويت قوانين اقتصاد سوخت متوسط (CAFE) است كه در آن بيان شده است: افزايش بهره سوخت براي اتومبيل و بستن مسيرهايي كه باعث افزايش مصرف سوخت كاميونهاي سبك و وسائط نقليه عمومي ميشود در افزايش راندمان انرژي مفيد است. تحقيقات و مطالعاتي كه بهوسيله آكادمي علوم ملي آمريكا در سال جاري انجام شده است، اطمينان ميدهد كه با تكنولوژيهايي كه دراختيار است كاهش مصرف سوخت تا 20%، بهراحتي امكانپذير باشد. بعضي از وسائط نقليه ميتوانند تا 50% در صرفهجويي سوخت نقش داشته باشند و چنانجه تكنولوژيهاي جديد، مانند باتريهاي سوختي سلولي و غيره را استفاده كنند، كاهش بيشتر در مصرف نفت را بهدنبال خواهدداشت.
شوكها ومالياتها
اگرچه دنيايي كه از سلولهاي سوختي (كه تركيبي از هيدروژن و اكسيژن براي توليد الكتريسيته است) قدرت گرفته است، خصوصاً زماني كه تجهيزات آمريكايي با استانداردهاي بالاي سوختي مجهز شوند، دهها سال دورتر از زمان حال پيشبيني ميشود، ولي بهترين راه تشويق براي توسعه مصرف سوختهاي موردنظر درحملونقل و تكنولوژي ازطريق وضع قوانين مالياتي است. كه اين قوانين منعكسكننده ريسك «امنيت انرژي» (به جاي خطرات سلامتي و محيطزيست) مصارف سوختي است. اروپا اين مطلب را تشخيص داده و در دهههاي گذشته شروع به وضع قوانين مالياتي در اين خصوص كرده است. بهعنوان مثال، مالياتي براي تجهيزاتي كه از خود تشعشعات كربني صادر ميكنند، درنظر گرفته است
چه شانسي وجود دارد كه آمريكا نيز شروع به مقابله با اعتياد نفتي خود كند؟ جيمز شلزينگر وزير سابق انرژي آمريكا ميگويد، او هنوز پيشنهاد افزايش ماليات نفتي گذشته را تكرار ميكند. كاپيتال هيل، نيز بيان ميكند كه زمان زياد تغيير نكرده است. بعداز اينكه هيئت NAS (آكادمي علوم ملي آمريكا) گزارش اوليهاي را تهيه كرده بود از پل پورتني (رئيس(NAS براي تعيين هيئت كنگره، دعوت بهعمل آمد. جورج آلن سناتور ويرجينيا، به صراحت ناخرسندي خود را با پيشنهادات گزارش اين كنگره كه عنوان كرده بود، بهكارگيري سوخت فسيلي بهسادگي ميتواند با تاكيد بر مقرراتCAFE حذف شود، ابراز كرد. از پورتني سوال شد كه آيا هيچ راه ديگري براي افزايش يا بهبود كارايي سوخت، بدون اينكه به تنوع بازار سوختي آسيبي برسد، وجود دارد يا خير
پورتني گفت: بله، شما بايستي افزايش شايان توجهي در ماليات فدرال نفت ايجاد كنيد. آلن سناتور ويرجينيا، حيرتزده گفت، تصور اين است كه فقط غفلت آشكاري وجود دارد. سناتور جان كري، رئيس هيئت كنگره با نااميدي ميگويد «من ميتوانم سرمقاله فردا را ببينم: سناتور ويرجينيا اروپاييها را نادان مينامد يا شايد بدتر!» اما آلن متاسف و پشيمان نبود. يقيناً راه دور از وابستگي به نفت اوپك و خاورميانه بسيار طولاني خواهدبودO .
|
|
|