|
استرس مديريت
|
استرس نخست از افكار ما آغاز ميشود، اما اين واقعاً استرس نيست، بلكه بيشتر افكار تشديد شده ماست كه فشار خون ما را بالا ميبرد يا ضربان نبض را به شماره مياندازد و زانوها را ميلرزاند. شما با شكلگيري قوه ادراك، افكار تشديد شده نامناسبي را پيدا ميكنيد.
شما ميتوانيد روشهاي متفاوت افكار تشديد شده روحي را كه معروف به «تفكرات غيرعقلايي» شهرت دارند، تشخيص دهيد.
نگراني از انتقاد: عموم مردم نگران هستند كه همواره موردعلاقه و توجه همگان قرار نگيرند و نميدانند چگونه با انتقاد كنار بيايند. افكاري مانند: «ديگران مرا مسخره ميكنند» يا «مرا نخواهند پذيرفت»، اغلب مانع تجارت ميشود. سعي كنيد يكبار سوال زير را بررسي كنيد: اگر كسي شمار را رد كند، درنهايت چه اتفاقي ميافتد؟ فاجعه خواهدبود؟ چه پيامدهاي منفي دربردارد؟ آيا واقعاً حقيقت اين است كه بدترين وضع براي شما پيش ميآيد؟ شما واقعاً ميتوانيد كاري كنيد كه شما را دوست داشته باشند؟ اين عاقلانه است؟ چه كاري بايد انجام دهيد تا شما را دوست داشته باشند؟ شما واقعاً حاضريد كه كاري كنيد تا ديگران شما را دوست داشته باشند؟
حال شما يكبار سعي كنيد اين تفكر غيرعقلاني «همه بايد مرا دوست داشته باشند» را به تفكر عقلاني تبديل كنيد: «خوب بود همه مرا دوست داشته باشند، اما اگر كسي مرا دوست نداشته باشد من به او حق ميدهم».
زماني كه شما غافلگير ميشويد اگر تفكرات غيرعقلاني را در سر داريد، سعي كنيد كاملاً آگاهانه آن را با تفكرات عقلاني جايگزين كنيد. شما ميتوانيد اين كار را هم در تصور خود نيز به راحتي انجام دهيد.
تصور كنيد كه شما در بين گروهي از افراد ايستادهايد و درباره كارتان گزارش ميدهيد، سه چهار نفر به حالت تمسخر ابروها را بالا مياندازند و اشاره به نكات بيارزشي درمورد شما و كارتان ميكنند. حال سعي كنيد تفكرات عقلاني را بار ديگر تكرار كنيد، متوجه ميشويد چقدر قلباً خوددار و صبور ميشويد.
بدبيني: شما به آن دسته از افرادي تعلق داريد كه همواره درحال رد كردن احساسات خود هستند؟ افكاري مثل: «اين مشكوك به نظر ميرسد». «من هرگز اين كار را انجام نميدهم» و يا «من هميشه همه كار را اشتباه انجام ميدهم» براي شما آشنا نيستند؟ با برداشتي بدبينانه ميتوانيد اين را سريع به يك پيشگويي كاملاً شخصي تبديل كنيد.
سعي كنيد سوال زير را موردبررسي قرار دهيد: شما واقعاً هميشه همه كاري را اشتباه انجام ميداديد؟ يا گاهگاهي درمورد كاري موفق نشده و به مقصود نرسيدهاند؟ و اگر در گذشته كاري اغلب غلط از آب درآمده، دليل بر اين است كه باز هم اينطور باشد؟-
حال در همينجا سعي كنيد تفكر غيرعقلاني «من همواره همه كار را اشتباه انجام ميدهم» را به تفكر عقلاني تبديل كنيد: «در گذشته من كارهايي را اشتباه انجام ميدادم، اما كارهايي هم بوده است كه درست انجام دادهام».
حال تصور كنيد كه شما در مقابل يك تكليف جديدي قرار داريد كه شما را به مبارزه ميطلبد. شايد آن برنامه كامپيوتري باشد كه بايد شما آن را آموزش ببينيد. در گذشته شما بيشتر اوقات با بدبيني در مقابل كامپيوتر قرار ميگرفتيد و به همين خاطر با خود فكر ميكرديد، آيا شما برنامه جديد را ميتوانيد ياد بگيريد؟ حالا شما به تفكرات عقلاني جديدتان فكر كنيد. شما متوجه ميشويد، برنامه كامپيوتري را براي يادگيري از يكديگر تجزيهوتحليل كرده و بهطور ساده يك بار آزمايش ميكنيد. آيا حال اين برنامه براي شما كماهميت جلوه نميكند؟-
سرزنشهاي شخصي: شما اغلب در زندگي خود را سرزنش ميكنيد؟ «من بايد بيشتر زحمت بكشم يا «من شكست خوردهام». اين سرزنشها افكاري است كه اجازه نميدهد رفتارهاي آينده شما، بهطور صحيح شكل گيرند. اين ترديدها و هراسهاي موجود برانگيخته شده و ماع فعاليتها و غرايزتان ميشود.
سعي كنيد سوال زير را يكبار بررسي كنيد: شما واقعاً هميشه و در هر زمان شكست خوردهايد، شما واقعاً يك شكست خورده و ناكام هستيد؟ يا فقط اين كارها در مواقعي، آنطور كه شما انتظارش را داشتيد به نتيجه نرسيده است. شما ميتوانيد با سرزنشهاي شخصي چيزي از گذشته را تغيير دهيد؟ شما ميتوانيد اشتباهي را كاهش دهيد؟ آيا ميتوانيد در آينده از اشتباهاتتان درس بگيريد؟-
حال بيائيد دوباره يك تمرين خيالي كوچكي انجام دهيم. خودتان را در اين موقعيت قرار دهيد: «آخرين روز كاريتان را بهخاطر بياوريد كه از طرف مافوقتان توبيخ شدهايد. او از شما بسيار ناراحت شده، زيرا آنقدر تلاش نكردهايد تا از عهده وظايف محوله برآئيد. حالا شما ميگوئيد: «چقدر خوب بود اگر من وظايفام را انجام ميدادم، انجام همه كارها براي من امكانپذير است». سرزنشهاي شخصي كمتر ميشود و شما ميتوانيد به وضوح درباره اشتباهاتتان فكر و آنها را تجزيهوتحليل كنيد و اين مسئله براي شما اين امكان را بهوجود ميآورد كه بتوانيد رفتارهاي آيندهتان را شكل دهيد».
كارهاي شخصي خارج از توان: شما از آن دسته افرادي هستيد كه همواره همه كارها را درهمان زمان و همچنين بدون اشتباه بايد انجام دهيد؟ هرگز درباره كار فكر كردهايد و توانستهايد در مقابل نه بگوئيد؟ واقعاً اين را ميدانيد كه اين طرز رفتار، به مرور زمان بسيار مضر است، از آنجايي كه انرژي شما خيلي زود از بين رفته و تمام ميشود. اينطور فكر كنيد كه: «من بايد همه كار بلد باشم» و «من بايد هميشه براي همه كار اينجا باشم» اين امر اندوختههايتان را آهسته، اما بهطور دائم تخليه ميكند.
سوال زير را يك بار مورد بررسي قرار دهيد: «براي چه بايد بتوانم همه كاري انجام دهم؟ چه كسي غير از شما ميتواند آن كار را هم انجام دهد؟ اگر كاري به نظر شما مطلوب برسد و يا ديگران درباره آن نظر ديگري داشته باشند، نتيجه بد چه خواهدبود؟ اين امر چقدر حقيقت دارد كه اين نتيجه بد واقعاً روي داده است؟»
شما ميتوانيد اين تفكر غيرعقلاني «من بايد همه كار بلد باشم» را جايگزين اين تفكر عقلاني كنيد: «خوب بود اگر من اين كار را انجام ميدادم، من براي همه كار تلاش ميكنم اما اگر اين كار درست از آب درنيامد آن وقت دنيا به آخر نميرسد».
تصوركنيد كه پشت ميزتان نشستهايد، يك ساعت از پايان كار روزانهتان گذشته و شما هم نامهاي را مينويسيد و دو مكالمه تلفني انجام ميدهيد. متوجه ميشويد كه چطور فشار خونتان بالا ميرود، چون زمان همواره محدودتر ميشود.
حال سعي كنيد تفكرات عقلاني جديدتان را بهكار ببريد. شما فوراً متوجه ميشويد كه چقدر آرامتر و صبورتر شدهايد و حالا حتماً، شانس انجام دادن هر كاري بالا ميرود. در اين صورت كسي كه آرام است ميتواند موثرتر كار كند و قابليت بيشتري دارد.
شكلگيري قوه ادراك: آنچه را كه ما در بالا با تمرينات تصوري انجام داديم «شكلگيري قوه ادراك» ناميده ميشود. الگوهاي فكري قبلي و قديمي شما به هم ميريزد و شما افكار جديد را جايگزين ميكنيد.
حالا شايد شما فكر كنيد «اما اينها همه حرف است. در اين وضعيت من چطور ميتوانم تغيير ايجاد كنم». يك بار ديگر سعي كنيد. شما با تمرينات خيالي فوق در محل كار هم ميتوانيد عكسالعملهاي متفاوت خودتان را مشاهده كنيد. طبيعي به نظر ميرسد كه زمان، براي اين كار لازم است تا اينكه الگوهاي فكري جديد را دوباره بهطور اتوماتيك به جريان بيندازيم. اجازه ندهيد الگوهاي رفتاري دهههاي متوالي طي دو سه روز وضعيت شما را تغيير دهد. اما با تمرين، اين كار امكانپذير ميشود.
مهم است كه شما قبل از هر چيز از «بايدهاي» ذكر شده دور شويد. «من بايد اين كار را انجام دهم»، «من بايد اينطور باشم»، «من بايد اين كار را بكنم» و غيره. يك بار بهطور منطقي درباره اين توضيحات فكر كنيد. اگر شما بايد كاري را انجام دهيد، آن وقت نتيجه منطقي اين است كه چنانچه شما اين كار را انجام ندهيد، يعني تغيير عقيده دادهايد. بهطورمثال: «شما بايد بخوريد و بنوشيد، شما بايد بخوابيد، اگر ماري شما را گزيد بايد پادزهر بخوريد، بايد زخمتان را درمان كنيد تا خونريزي نكند»O .
O اين مطلب را خانم مريم رسولي از اينترنت تهيه و ترجمه كرده است.
بقاي شركت
در شرايطي كه فضاي بياعتمادي بر اقتصاد حاكم شده، تنها راه، برخورد هوشمندانه با تحولات اقتصادي است. بهرغم همه اين دشواريها، تكنولوژيهاي نوين به ميدان ميآيند و ميتوان با استفاده از آنها، هوشمندانه بر نگرانيهاي اقتصادي فائق آمد. زماني كه اقتصاد دچار ركود شده، رعايت نكات ذيل ميتواند تاحدودي بقاي شركت را تضمين كند:
O به سياست تحقيق و توسعه ادامه دهيد. تكنولوژيهاي نوين ميتواند بستر لازم را براي كسبوكار جديد فراهم سازد. اگر قدمهاي توسعه را آهسته برداريد، در آن صورت بازنده خواهيدبود. رقابت، ضعف شما را برجسته خواهدكرد.
O روابط نزديك خود را با مشتريان حفظ كنيد. شما ميتوانيد خواستهاي مشتريان خود را حدس بزنيد ولي مطمئناً اين حدس و گمانها درست از آب درنميآيد. با رقبايي كه به سرعت كالا و خدمات موردنياز مشتريان را فراهم ميسازند نميتوان رقابت كرد.
O از شبكهها استفاده كنيد. براي آموزش، حمايت و دادن اطلاعات از ارتباط اينترنتي استفاده كنيد. برنامههاي ابتكاري شما در شبكه به مشتريان اجازه ميدهد كه به دلخواه خود در برنامههاي آموزشي شما شركت كنند.
O هميشه دردسترس باشيد. از تكنولوژيهاي نوين كه به رشد فعاليتهاي اقتصادي كمك ميكنند، حمايت كنيد و با ديگران درباره مزايا و معايب اين نوع تكنولوژيها حرف بزنيد و آنها را در اين ارتباط راهنمايي كنيد.
O روي بهترين منابع سرمايهگذاري كنيد: سازمان خوب حاصل كاركنان خوب آن است. اين كاركنان مسئول اصلي تحويل بهترين تكنولوژي، انديشههاي نو، خلاقيت، ارتباط و حمايت از مشتريان هستند. اكثر شركتها در شرايط بحراني تعدادي از كاركنان را بيكار ميكنند ولي به جاي اخراج، آنها را آموزش دهيد و براي احياي فعاليتهاي اقتصادي شما وفادار خواهندبود.
O با ذهن باز مسائل را دنبال كنيد: هيچ وقت براي يادگيري دير نيست سازمان خود را با زمان پيش ببريد. لازم نيست اين كار را به تنهايي انجام دهيد. اكثر توليدكنندگان نرمافزارها قادرند شما را براي ورود به قرن بيستويكم آماده سازندO .
تاثيرتجارت الكترونيك برمديريت توليد
مهندس سيدمحمد قريشينژاد
مقدمه
با انقلاب اطلاعاتي در اواخر قرن بيستم، شاهد تغييرات عظيمي در حجم، نوع، سرعت و دامنه فعاليتها بويژه در جوامع پيشرفته صنعتي و در كليه زمينهها (اعم از علمي، فرهنگي، صنعتي و كشاورزي و غيره) هستيم. اين انقلاب نهايتاً به ظهور تجارت الكترونيك منجر گرديد. اين مقاله سعي دارد كه تاثير تجارت الكترونيك را بر مديريت توليد بررسي كند.
قبل از هر چيز لازم به يادآوري است كه بسياري از كاربردهاي يك اختراع يا يك صنعت جديد بعد از ايجاد آن روشن ميشوند. ممكن است در آينده با فراگيرتر شدن اين تكنولوژي، كاربردهاي بيشتري نيز براي آن پيدا شود. اصولاً تجارت الكترونيك نوع جديدي از ارتباط اطلاعاتي است كه چنانچه با ديد مديريتي و بهطور صحيح به آن نگريسته شود، ميتواند نه يك ابزار، بلكه يك تحول باشد كه چهره يك بنگاه را عوض كند. اين موضوع شامل مديريت توليد نيز ميگردد.
نتيجه كار يك مدير توليد، با توليد كالاي داراي كيفيت موردنظر در زمان موردنظر و با حداقل هزينه مشخص ميشود. در اين راستا مدير توليد بايد بتواند برنامهريزي صحيحي براي توليد داشته باشد. براي يك برنامهريزي صحيح، شرط اول داشتن اطلاعات بدون اشتباه است. مدير توليد در كار برنامهريزي با دو دسته موضوع مواجه است. يكي موضوعهايي كه به داخل محل توليد و ديگري موضوعهايي كه به خارج از محل توليد بازميگردد. در رابطه با اطلاعات خارج از محل، تجارت الكترونيكي ميتواند بهترين بستر براي سهولت ارتباط باشد. در ارتباطات تجاري سنتي كه برپايه كاغذ قرار دارند، وارد كردن مكرر يك رشته اطلاعات يكسان و واحد موجب بروز مشكلاتي ميگردد ولي با مبادله الكترونيكي دادهها، اين مشكلات به صورت قابل ملاحظهاي كاهش مييابند. يك مدير توليد نياز دارد كه بتواند براي مواداوليه و قطعات موردنياز توليد، برنامهريزي صحيحي داشته باشد. ممكن است نبود يك قطعه كمارزش، كل خط توليد را به مخاطره اندازد. چه بسا خط توليد به سبب ماندن ماده اوليه در گمرك و يا تعلل توليدكننده مدتها متوقف بماند. تجارت الكترونيك، مدير توليد و مدير تداركات را قادر ميسازد كه بتوانند با فروشندگان قطعات و مواد اوليه و سازمانهاي درگير، ارتباط صحيح برقرار كنند و از اين راه دادههاي جامعي دراختيار داشته باشند. ازطرف ديگر، نياز بازار و تقاضاي خريد نيز بدون كوچكترين وقفهاي به مديريت فروش ميرسد و از آنجا نيز پس از انجام معامله به صورت الكترونيكي، سريعاً و بدون هيچگونه اتلاف زماني به مدير توليد ميرسد. لذا مدير توليد و مدير برنامهريزي كليه اطلاعات محيط بيروني را در اختيار خواهند داشت و همچنين ميتوانند ارتباطي روان با آن محيط برقرار سازند. به اين صورت، قسمت بزرگي از مشكلات آنها حل خواهدشد.
نكته ديگري كه بسيار حائزاهميت است، روشهاي نوين در برقراري ارتباطات است كه قبلاً به هيچ عنوان امكان تصور آنها نميرفت. به كمك تجارت الكترونيك، يك مدير توليد اطلاعات موردنياز خود را به صورتONLINE دراختيار خواهد داشت و درنتيجه ميتواند راجع به تعيين استراتژي توليد براي آينده و اصولاً نحوههاي جديدتر توليد و ويژگيهايي كه ميتوان به محصول اضافه كرد، فكر كند.
از ديدگاه مديريت توليد، براي اينكه يك محصول در سطح بينالمللي قدرت رقابت داشته باشد بايد:
O روي بهرهوري به اندازه كافي كار شده باشد؛
O براي كاهش هزينهها بسترسازي شود؛
O منابع و مواداوليه بايد در زمان موردنظر دردسترس باشند؛
O كيفيت محصول با استانداردها و خواستههاي بينالمللي مطابقت داشته باشد.
براي اين منظور داشتن يك چرخه اطلاعاتي صحيح، و با استفاده از رايانه و تجارت الكترونيكي الزامي است. چنين سيستم گردش اطلاعاتي كه برمبناي تجارت الكترونيك پايهگذاري ميشود، مزاياي زير را براي مديريت توليد بهدنبال خواهد داشت:
1 - كاهش اشتباهات و افزايش صحت و دقت دادههاي دريافتي و ارسالي
2 - افزايش سرعت انتقال دادهها
3 - برنامهريزي تداركات و كنترل موجودي: برنامهريزي تداركات و مباحث كنترل موجودي كاملاً بستگي به توان توليدكنندگان مواداوليه، فاصله زماني بين تصميم ما براي خريد تا حصول توافق با فروشندهها (يا توليدكنندگان) و فاصله زماني بين زمان توافق و دريافت كالا دارد. اين دقيقاً همان موضوع اصلي در تجارت الكترونيك است.
4 - كاهش ميزان موجودي انبار: تجارت الكترونيك باعث كوتاه شدن زمان موردنياز بين سفارش تا تحويل كالا ميگردد. لذا ديگر نيازي به نگهداري موجودي مواداوليه براي مدت طولاني وجود نخواهد داشت. اين كاهش موجودي مواد اوليه باعث آزادشدن حجم عظيمي از سرمايه خواهدشد.
5 - برنامهريزي توليد بطور كارآمدتر: دو عامل قبلي خود باعث خواهند شد كه كار برنامهريزي توليد به ميزان قابل ملاحظهاي سادهتر گردد. با افزايش سرعت دريافت اطلاعات، امكان برنامهريزي توليد برمبناي سفارشات يا نياز بازار امكانپذير ميگردد.
6 - كاهش زمان تحويل كالا: امروزه بسياري از شركتها فاصله زماني ميان سفارش تا تحويل خود را به ميزان قابل ملاحظهاي با استفاده از تجارت الكترونيك كاهش دادهاند. بهعنوان مثال، شركت سيگارسازي آر.ج. رينولدز توانسته فاصله زماني ميان سفارش تا تحويل خود را از پنج هفته به سه روز كاهش دهد. بسياري از شركتها، ديگر از روشهايي غير از تجارت الكترونيك سفارش قبول نميكنند و بسياري نيز داراي دو نوع زمان تحويل يا با روش تجارت الكترونيك و يا روشهاي سنتي هستند. كه البته زمان تحويل براي روشهايي غير از تجارت الكترونيك به مراتب بيشتر است.
7 - كاهش قيمت تمام شده: كاهش زمان تحويل كالا، برنامهريزي توليد بهطور سادهتر و كارآمدتر و قابل اطمينانتر، عدم ايجاد مشكلات ناشي از كمبود يا نبود مواداوليه يا قطعات، كاهش ميزان موجودي انبار مواداوليه و محصول، افزايش سرعت انتقال دادهها، كاهش اشتباهات و افزايش صحت و دقت داده، عدم دخالت انسان در ورود مجدد دادهها و كمشدن ميزان مصرف كاغذ موجب كاهش هزينههاي تمام شده ميگردد كه اين موضوع موجب افزايش توان شركتها براي رقابت خواهدشد.
8 - نيل به سمت توليد:JIT اگر بخواهيم مجموعه كاربردهاي فوق را جمعبندي كنيم، ملاحظه ميشود كه مجموعه فوق، عوامل مختلفي هستند كه يا از پيشنيازهاي پيادهسازي توليدJIT و يا از نتايج آن خواهند بود. براي تبديل سيستم توليد بهJIT ، هيچ راهي جز پيادهسازي تجارت الكترونيك در موسسه نخواهيم داشت. درواقع هيچ موسسهاي نميتواند يك شبه سيستم توليد خود را تبديل بهJIT كند. ابتدا بايد يك سري امكانات اوليه در داخل و خارج موسسه (طرفهاي تجاري موسسه) بهوجود آيد و سپس تجارت الكترونيك در سطح مبادله الكترونيكي اسناد اجرا گردد. با اجراي مبادله الكترونيكي دادهها، امكان توليدJIT بهوجود خواهد آمد. يكي از اهداف نهايي پيادهسازي يك سيستم صحيح تجارت الكترونيك همانا نيل به سمت توليدي است كه موجودي انبار آن صفر باشد و انبار محصولات نيز نداشته باشد و بتواند سفارشات را به سرعت تحويل دهد.
9 - كمك در تعيين استراتژي توليد: اينكه ما با چه استراتژي توليد خواهيم كرد، كاملاً بستگي به اين دارد كه ما چه امكاناتي داريم و بازار ما چگونه است و تا چه ميزان تغييرات در آن سريع خواهدبود و ما تا چه حدي ميتوانيم در محصولات خود تغييرات بهوجود آوريم. اينكه ما تا چه اندازه سريع ميتوانيم در توليداتمان تغيير ايجاد كنيم، بستگي به امكانات ما در دستيابي به قطعات و مواداوليه جديد و مسائل داخلي توليدي ما دارد. مسلح شدن به تجارت الكترونيك با تغييرات شگرفي كه در موسسه ايجاد خواهدساخت، در تعيين استراتژي توليد ما موثر است.
سخن آخر اينكه تجارت الكترونيك يك ابزار در كنار ساير ابزارها و وسايل نيست. تجارت الكترونيك يك نگرش و روش جديد است. نگرش تاكتيكي به تجارت الكترونيك بسيار خطرناك است. بايد به ديد استراتژيكي به آن نگريست و از آن بهره برد. تجارت الكترونيك كل روشهاي سنتي را مورد تهاجم قرار ميدهد و باعث ايجاد تغييرات شگرف در سازمان ميگردد. مديريت توليد نيز بهعنوان يكي از شاخههاي مديريت نيز از اين تغييرات مصون نخواهدماند. روشهاي جديد توليد با كارايي بالاتر و سهولت بيشتر، كاهش اشتباهات و افزايش صحت و دقت دادههاي دريافتي و ارسالي برنامهريزي تداركات و مواداوليه و كنترل موجودي كاهش ميزان موجودي انبار برنامهريزي توليد بهطور سادهتر و كارآمدتر و قابل اطمينانتر كاهش زمان تحويل كالا كاهش قيمت تمام شده توليدJIT كمك در تعيين استراتژي توليد از مهمترين تاثيرهاي تجارت الكترونيك بر مديريت توليد خواهدبودO .
منابع و مأخذ:
1 - سيدمحمد قريشينژاد، «بررسي راهكارهاي توسعه عرصه تجارت الكترونيك در كشور»، پاياننامه كارشناسي ارشد، دانشگاه علم و صنعت ايران، دانشكده صنايع
99/2,99/1 - INTERNATIONAL TRADE FORUM 2
- www.merx.cebra.com3
- www.devbusiness.com4
|
|
|
|