فرار مغزها

دكتر محمدحسين مشرف جوادي


نيروي انساني ماهر است كه باعث پيشرفت سازمانها و استفاده بهينه از امكانات و منابع كشورها مي شود.

سرمايه ايرانيان مقيم خارج حدود 800 تا 1000 ميليارد دلار برآورد شده كه اين رقم معادل 30 سال صدور كالاهاي نفتي و غيرنفتي ايران است.

موضوع مهاجرت نخبگان موضوع جديدي نيست بلكه از نيم قرن قبل كشورهاي توسعه نيافته گرفتار اين مسئله بوده اند.

صندوق بين المللي پول، ايران را جزء كشورهايي مي داند كه بيشترين فرار مغزها را دارد.

3 ميليون مهاجر ايراني به ترتيب 1/2ميليون نفر در آمريكا، 200 هزار نفر در كانادا، 180 هزار نفر در انگليس، 110 هزار نفر در آلمان، 100 هزار نفر در فرانسه، 90 هزار نفر در سوئد، 70 هزار نفر در استراليا و بقيه در ديگر كشورها ساكن شده اند.

نبود امكانات رفاهي، فقر امكانات آمـوزشي، بي توجهي به جايگاه علم و عالم، بي توجهي به پژوهش و عدم شايسته سالاري از جمله عوامل مهاجرت نخبـگان به شمار مي رود.

باعنايت به تغييرات و تحولات سريع در جهان و در بيشتر كشورها و پيشرفت پرشتابي كه به صورت تصاعدي در بسياري از كشورهاي پيشرفته و در تعدادي از كشورهاي در حال توسعه در حال وقوع است، تغيير و توسعه از عوامل ضروري در سازمانها و در كشورها به شمار مي رود. امروزه اساساًَ رشد و توسعه اقتصادي و ياافزايش صادرات كالاهاي غيرنفتي اكثر كشورها در گرو عوامل مهمي از قبيل فناوري و اطلاعات، توليد و بهره وري است. هرچند اخيراً براي كشورهاي پيشرفته بعد فناوري در مقايسه با توليد از اهميت بيشتري برخوردار گرديده است.

در هر حال، براي كليه كشورها، بهره وري سيستم هاي اطلاعاتي و توليدي از اهميت خاصي برخوردار است. آنچه كه به طور مشترك در تمامي كشورها و در فازهاي اطلاعاتي، توليدي، خدماتي و... وجود دارد، دانش است.

به اين ترتيب مي توان ادعا كرد كه عامل نيروي انساني متخصص و ماهر است كه باعث پيشرفت سازمانها يا كشورها و بهره وري بهينه از امكانات و منابع كشورها مي شود. زيرا مدير و مدبر است كه مي تواند منابع ديگر از قبيل منابع معدني و زيرزميني، منابع مالي، سرمايه اي و پولي، تجهيزات و ماشين آلات و يا ابزار توليد و اطلاعاتي را به كار گيرد. سرمايه نيروي انسانـي متخصص، تنها سرمايه اي است كه نمي توان مانند منابع فيزيكي ديگر، مقدار دقيق پولي آن را محاسبه كرد. بنابراين، زيانهاي ناشي از مهاجرت نخبگان شامل دو نوع زيانهاي بالفعل و بالقوه است.

طبق يك برآورد، فقط سرمايه ايرانيان مقيم خارج در حدود 800 تا 1000 ميليارد دلار است كه اين رقم حدوداً معادل سي سال صدور كالاهاي نفتي و غيرنفتي ايران با قيمت بالا است.

همان طوري كه ذكر گرديد، در ميان نيروي انساني در كشورها، مديران و متخصصان واقعي از اهميت ويژه اي برخوردارند. زيرا آنها هستند كه مغز متفكر سازمانهايند و در واقع اينگونه رهبران اند كه موفقيت و يا شكست سازمانها به آنها نسبت داده مي شود.

نيروي انساني يكي از اساسي ترين شاخصهاي توسعه يافتگي كشورها محسوب مي شوند. لذا با مهاجرت نخبگان، به شدت قدرت مديريت و حاكميت كاهش يافته و امور به نحو مطلوب اداره نخواهند شد. امروزه براي حفظ و نگهداري نيروهاي انساني ماهر و نخبگان و متخصصان و مديران در كشورها، نمي توان فقط به روشهاي سنتي يا قديمي و فرسوده تكيه كرد، بلكه حفظ و نگهداري مغزها نياز به ايجاد محيطي آرام و مناسب دارد.

باايجاد چنين محيطي مي توان كشور را به سوي كارآيي و پويايي سوق داد. متاسفانه به گفته مقامات مسئول كشورمان، ميزان فعلي ساعات مفيد كاري كاركنان در كشور، حداكثر 90 دقيقه در روز است، در حالي كه اين ميزان در اكثر كشورهاي پيشرفته و يا توسعه يافته به 7ساعت در روز مي رسد. از آنجايي كه نخبگان با تنبلي و كم كاري سازگاري و هماهنگي نداشته ، لذا ترجيح مي دهند به كشوري مهاجرت كنند كه فعال و ميزان ساعات كاريشان بالا باشد به طوري كه با سيستم فيزيكي و روحي و رواني آنها هماهنگي داشته باشد.

موضوع مهاجرت نخبگان، موضوع جديدي نيست، بلكه از نيم قرن قبل، همه كشورهــاي توسعه نيافته گرفتار اين مسئله بوده اند. منتهي در ايران بعد از انقلاب اسلامي، آمار مهاجرت به دلائل گوناگون از رشد قابل توجهي برخوردار بوده است. به طور كلي هنگامي كه جذابيت هاي نسبي كشور مهاجرپذير مانند جذابيتهاي فرهنگي، اجتماعي، سياسي، اقتصادي بيشتر از كشور مبدا باشد، مهاجرت انجام مي پذيرد.

شايد بتوان گفت تفاوت مهاجرت با فرار مغزها در اين است كه معمولاً مهاجرت به صورت دوطرفــــه و در حالت عادي انجام مي پذيرد، در حالي كه فرار مغزها يا مهاجرت نخبگان عمـــدتاً به صورت يك طرفه انجام مي گيرد.

موضوع مهاجرت نخبگان از موضوعهايي است كه هيچ نهاد و يا سازماني تابه حال به فكر اصلاح و يا ارائه راه حلهاي علمي براي رفع اين ضايعه ملي نبوده است. لذا لازم است كه مسئولان اين رويكرد را از دو زاويه يعني 1 - تقليل و تضعيف عوامل بازدارنده يا دفع (كه متعاقباً به آنها اشاره خواهد شد) و 2 - نگاه جديد از زاويه اي متفاوت به اين پديده بنگرند.

آمار و ارقام مختلف بيانگر اينست كه جامعه ما از اين لحاظ (مهاجرت مغزها) و يا جذب نخبگان و به كارگيري آنها در مملكت ناتوان است، متاسفانه هنوز اهميت و جايگاه نيروهاي متخصص و حرفه اي در كشورهاي جهان سوم جانيفتاده است. به نظر مي رسد كه بيشتر توجهات مسئولان و مديـران صرف هزينه هاي كوتاه مدت مي شود تا صرف تربيت، آموزش و حفظ و نگهداري منابع نيروي انساني كارآمد.

به گفته دكتر احمد آقازاده، عضو هيات علمي دانشگاه علامه طباطبايي، 72 درصد برگزيدگان ايراني المپيادها جذب دانشگاههاي آمريكا شده اند، به طوري كه در سال 1380، 90 نفر از 125 نفر برگزيدگان المپيــــادهاي دانش آموزي و دانشجوئي ايران به آمريكا رفتند. وي از جمله علتهاي اساسي اينگونه مهاجرتها را منزوي شدن نيروهاي كارآمد و عدم شايسته سالاري در كشور مي داند. همچنين 80 درصد از نفرات اول كنكور دانشگاهها و نفرات اول تا سوم المپيادهاي ايراني (در ده سال گذشته) از كشور مهاجرت كرده اند و از تعداد 175 نفر كه مدالهاي گوناگون دريافت كرده اند، اكثر آنها در كشور نيستند.

صندوق بين المللي پول، ايران را جزء كشورهايي كه بيشترين فرار مغزها را به خود اختصاص داده مي داند. و به همين خاطر تاوان سنگيني پرداخته ايم. براي نمونه در سال 1378، به طور متوسط روزانه 15 كارشناس ارشد و 3 تا 2 پزشك از كشور خارج شدند كه كلاً 40 ميليارد از اين بابت خسارت ديديم، كه اين رقم حدود 2 برابر صادرات نفتي و غيرنفتي سالانه كشور است.

صندوق بين المللي پول، ايراني هاي مهاجر به آمريكا را در سال 1990 حدود 150 هزار و 906 نفر دانسته كه از اين تعداد، 105 هزار و 526 نفر از آنان داراي تحصيلات بالاتر از فوق ديپلم بوده اند و نزديك به 15 درصد آنها از تحصيلات عالي در مقطع دكتري برخوردار بوده، كه در بين كشورهاي آسيايي، از اين لحاظ بالاترين ميزان را به خود اختصاص داده است. به طور كلي، كشور ايران جزء چند كشور مهاجر فرستي است كه در بين مهاجران آن بيشترين افراد تحصيلكرده وجود داشته است. تاسف بارتر اينـكه، حدود 40 درصـــد بورسيه هاي تحصيلي كه توسط دولت به خارج اعزام مي شوند، به ايران باز نمي گردند. مسلماً مهاجرت اينگونه افراد به خارج تاثيرات جدي و جبران ناپذيري بر روي پيشرفت مملكت و صادرات كالاها گذاشته است.

آمار مهاجران ايراني حدود 12 درصد از كل مهاجران جهان است، به طوري كه طبق آمار رسمي حدود 120 ميليون نفر و طبق آمار غيررسمي حدود 250 ميليون نفر مهاجر در جهان وجود دارد. جالب توجه اينكه كليه اين مهاجرتها از كشورهاي جنوب به شمال نيست، بلكه از اروپـا و كانادا نيز به آمريكا مهاجرت مي كنند.

طبق آمار گزارش شده، از 3 ميليون مهاجر ايراني، به ترتيب ½1/2½ ميليون نفر در آمريكا، 200 هزار نفر در كانادا، 180 هزار نفر در انگليس، 110 هزار نفر در آلمان، 100 هزار نفر در فرانسه، 90 هزار نفر در سوئد، 70 هزار نفر در استراليا، 30 هزار نفر در هر كدام از كشورهاي تركيه، اتريش و ايتاليا، 10 هزار نفر در يونان، 5 هزار نفر در هر كدام از كشورهاي بلژيك، نروژ و اسپانيا و بقيه در كشورهاي همسايه ايران ويا در كشورهاي ديگر ساكن اند.

روزنامه نوروز (25 تيرماه 81) در يك مقايسه، وضعيت ايرانيان تحصيلكرده مقيم آمريكا را در مقايسه با شهروندان بومي آمريكايي را به شرح زير بيان كرده است. (جدول شماره 1)

چندي قبل، خبرگزاري آناتولي تركيه، آمار وحشتناكي را گزارش كرد كه بسيار هشداردهنده است. اين خبرگزاري گزارش داد كه طي 11 ماه اول سال 2001 دقيقاً تعداد 4735 نفر از دفتر كميسارياي عالي امور پناهندگان سازمان ملل در تركيه، تقاضاي پناهندگي به كشورهاي مختلف كرده اند كه از اين تعداد 3185 نفر از ايران، 922 نفر از عراق، 203 نفر از افغانستان، 39 نفر از چين و 186 نفر از ساير كشورها بوده اند. اخيراً كشورهاي عضو اتحاديه اروپا پيش بيني كرده اند كه تا سال 2020 نيازمند 80 ميليون نفر نيروي كار متخصص هستند، لذا طبيعي است كه هرسال در حدود 4 ميليون نفر نخبه را به خود جذب كنند.


علل مهاجرت مغزها


هيچ گاه به طور زيربنايي و جدي مسئله مهاجرت متخصصين و نخبگان به ديگر كشورها مورد بررسي و تجزيه و تحليل قرار نگرفته است. در حالي كه حتي بعضي از اين افراد احتمالاً تا حدي از حقوق كافي نيز برخوردار بوده ولي هيچ گاه پي به انگيزش، نيازها و يا انتظارات و خواستهاي آنها توجه نشده است. هرچند ميزان درآمد و حقوق آنها در مقايسه با درآمد در كشور ميهمان قابل مقايسه نيست ولي همه مهاجرتها نيز به دليل صرفاً ميزان حقوق و يا درآمد نبوده است، بلكه در كشورشان با آنها به طور منصفانه و يا عادلانه رفتار نشده است و رفتارهاي تبعيض آميز و عوامل ديگري مانند: نظام حقوقي، قضائي و يا قانوني مملكت، سيستم آموزشي مدارس و دانشگاهها، نظام پزشكي و بهداشتي كشور و بالاخره اوضاع سياسي و اجتماعي مملكت مانند فقدان آزادي يا عدم احترام به حقوق شهروندي و يا نظام اداري و بوروكراتيك سازمانها و نظاير آن، از جمله عوامل موثر مهاجرت نخبگان از جهان سوم به ديگر كشورها بوده است.

در مورد مهاجرت نخبگان به كشورهاي خارج، دكتر زارع و دكتر حكيمي از اقتصاددانان كشور علتهاي آن را به شرح زير بيان داشته اند:

1 - فقر امكانات آموزشي و پژوهشي و آزمايشگاهي - عدم شايسته سالاري، به طوري كه افرادي با صلاحيتهاي بسيار پايين تر از آنها در راس پستهاي حساس و مديريتي قرار دارند (براساس گزارش آنها 70 تا 60 درصد از نخبگان يا بيكارند و يا اينكه در پستهاي مناسب خود قرار ندارند).

2 - وجود مسائل اقتصادي و نبودن امكانات رفاهي و اوليه براي افراد به طوري كه باعث كاهش و يا فقدان شوق به كار و اميد به آينده شده است.

3 - علل تاريخي و يا فرهنگي، به طوري كه اكثر افراد به دنبال منافع فردي تا منافع ملي و يا جمعي هستند.

4 - ناهماهنگـــي بين نگرش كلان مسئولان، به طوري كه تعدادي از آنها به صورت مثبت و بعضي ديگر به شكل منفي به اين پديـــــده مي نگرند. براساس نظرات صاحبنظران، گسترش دانشگاهها از لحاظ كمي و بي توجهي به ارزشهاي كيفي يا استانداردهاي آموزشي در نظام برنامه ريزي كشور، از ديگر موانع و يا عوامـــل بازدارندة جذب نخبگان محسوب مي شود.

مهندس سيد محمدرضا دربندي، مشاور سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي در امور فرهنگي ايــرانيان خارج از كشور، علل و انگيزه هاي مهاجرت ايرانيان را به طور كلي به دو بخش قبل از انقلاب اسلامي و بعد از آن تقسيم كرده است. قبل از انقلاب اسلامي اكثر مهاجرتها به صورت انفرادي ولي بعد از انقلاب بيشتر مهاجرتها توسط افراد متخصص انجام پذيرفته است.

وي علل اصلي جذب نخبگان به مراكز علمي ساير كشورها را بدين شرح توضيح داده است:

1 - بي توجهي به جايگاه علم و عالم: به طوري كه آنقدر كه در رسانه ها مثلاً خوانندگان، هنرپيشه ها و ورزشكاران تجليل مي شوند، به چهره هاي ماندگار علمي، استادان برجسته و مبتكران و مخترعان و يا المپيادها احترام گذاشته نمي شود؛

2 - بي توجهي به پژوهش: بي توجهي به رشد كيفي و تحقيق و پژوهش در دانشگاهها يكي ديگر از اين عوامل است. يكي از عواملي كه دانشجــويــان بسيــاري را به كشور آمريكا مي كشاند، عامل امكانات تحصيلي، تحقيقي، كامپيوتري و اعطاي كمكهاي تحصيلي. رفاهي و بورسيه هاست. در سالهاي اخير تعداد دانشگاههاي داخل كشور بدون هيچ گونه برنامه مدوني و يا تناسب رشته ها با مشاغل گسترش يافته اند و توجه بيشتر به ارزشهاي كمي تا كيفي بوده به طوري كه روشهاي تدريس بسياري از كلاسها صرفاً مبتني بر تئوري ها و حفظيات قديمي و سنتـــي است. به روز نبودن اطلاعات ، استفاده از روشهاي سنتي و قديمي و ابزارهاي غيراستاندارد، پايين بودن ميزان تحقيقات و پژوهش در مراكز علمي و عدم هماهنگي بين تحقيقات و كاربرد آنها و تخصيص بودجه ناكافي به امر تحقيق و پژوهش، گسترش و ترويج مدرك گرائي، از عوامل ديگري هستند كه بيشترين نارضايتي را در بين دانشجويان به دنبال داشته است.

3 - عوامل اقتصادي: مسلماً يكي از عوامل اساسي كه اكثر فرزانگان را جذب كشورهاي ديگر مي كند. وقتي كه ميزان حقوق يك متخصص در خارج ده ها برابر حقوق همان شخص در ايران است، مسلماًفرد به فكر مهاجرت به آن كشور خواهد افتاد.

4 - عوامل سياسي و قانوني: از عوامل ديگر مهاجرت ، عدم مصونيتهاي سياسي و علمي جهت اظهارنظر و حاكميت گروههاي سياسي بر دانشگاهها و مراكز علمي و همچنين طولاني يا قديمي بودن قوانين در سيستم قضائي مملكت است.

5 - عوامل اجتماعي: يكي ديگر از عوامل »فرار مغزها« نبود شنـاخت قدر و منزلت تحصيلكرده ها و نوع برخورد با آنهاست. از آن جمله فراهم نشدن فرصتهاي مطلوب براي ارائه طرح و يا پروژه هاي مطالعاتي آنهاست.

6 - عدم شايسته ســالاري: اكثر مشاغل به افراد بي صلاحيت و يا كم صلاحيت واگذار گرديده است. و تنها ¼1/4 ¼ درصد از كارآفرينان در بخشهاي صنعتي كشور مشغول بكارند. واگذاري مشاغل براساس رابطه تا ضابطه ، عدم تطابق شغل با تخصص و رشته افراد، بوروكراسي دولتي و انحصاري مشاغل از ديگر عواملي هستند كه به مهاجرت نخبگان از كشور كمك كرده اند.

7 - انحصارات دولتي: يكي ديگر از عوامل مهاجرت نخبگان، براساس نظرات كارشناسان، انحصارات دولتي است، به طوري كه از طرفي دولت به بهانه كوچك سازي از جذب نخبگان سرباز مي زند و از طرف ديگر در واگذاري فعاليتـــهاي كشور به بخش خصوصي طفره مي رود. لذا جايي ديگر براي نخبـگان باقي نمي ماند.

8 - ميزان اميد به آينده: هرچه اميد به آينده بيشتر باشد، ميزان مهاجرت تقليل پيدا مي كند. اميد به آينده جوانان در رابطه با شغل آينده شان، ميزان درآمد آنها، توانائي تشكيل زندگي، ازدواج، خريد مسكن، ماشين و امثالهم و بالاخره ميزان امنيت كشور تماماً ارتباط مستقيم با ترك و عدم ترك مملكت دارند. افراد معمولاً جذب كشورهايي مي شوند كه از لحاظ جذابيت و اميد به آينده روشن اطمينان بيشتر داشته باشند.

راه حلهاي پيشنهادي

يكي از راه حلهاي پيشنهادي ، تلاش براي ارتباط هرچه بيشتر نخبگان مقيم خارج كشور با داخل است. در صورت قطع ارتباطات آنها با داخل، برروي نسل فعلي و نسلهاي بعدي تاثير خواهد گذاشت. دوم نياز به يك اجماع نظر نسبي بين مسئولان است. به طوري كه بسترهاي گفت و شنود در مسير رشد جامعه و در راستاي جذب نخبگان باشد كه مستلزم تغيير استراتژي در زمينه توسعه و به كارگيري نيروي انساني ماهـــــر باشد. سوم برنامه ريزي طويل المدت و تعيين اهداف جهت جذب نيروهاي انساني كارآ و ماهر همراه با عدالت، عقل و تدبير است به نحوي كه بستر مشاركت آنها در تصميمات سياسي، اقتصادي، فرهنگي و اجتماعي فراهم گردد. علاوه بر موارد فوق: اصلاح سيستم آموزشي و پژوهشي كشور از ابتدائي تا پايان دانشگاه و تلاش در جهت تربيت نيروهاي انساني خلاق، تصميم گيرنده، محقق و حلال مشكلات، ترويج فرهنگ تحقيق و پژوهش در كشور و پياده كردن نتايج آنها، تخصيص فرصتهاي شغلي در اختيار نخبگان و فرزانگان و اجراي شايسته سالاري و بالاخره پياده كردن برنامه هاي عملي براي جذب نخبگان است. در پايان بايد اذعان كرد كه رفتن صاحبان دانش و انديشه »فرار مغز« نيست، بلكه هجرت نخبگان است، چون بسياري از آنها بالاخره به كشورشان برخواهند گشت. آنها عمدتاً علاوه بر دلائل ذكرشده در بالا به دليل كمبود امكانات و ظرفيتهاي علمي در داخل كشور به مهاجرت اقدام مي كنند. در حقيقت اين فرزانگان به دنبال دستيابي به ابزارهاي مناسب تر براي خدمت، توليد علم و انديشه خود هستند. لذا، بايستي به جاي در حصاركردن انديشمندان و يا توبيخ و ايجاد تنگناهاي مختلف براي آنها، تلاش در افزايش قابليتها و توانائيها و ايجاد محيطي سالم در داخل كشور باشيم. اينگونه مي توانيم به شكوفايي اقتصاد مملكت، رشد مديريت و افزايش و صدور كالاهاي غيرنفتي و كاهش وابستگي كشور به نفت باشيم1.

! دكتر مشرف جوادي: استاديار و عضو هيئت علمي دانشكده علوم اداري و اقتصاد دانشگاه اصفهان


بازگشت به صفحه اول سايت سازمان مديريت صنعتي
در اين شماره مى خوانيد:
سر مقاله
بهره وري ، باورها وعملكردها
ميز گرد
نظامهاي مديريت كيفيت ، راهكارهاي ارتقاي اثربخشي
مقالات
توانمندسازي
مهندسي ارزش ، ابزارقدرتمندبهره وري
مديريت اخلاق درسازمان
ارزيابي متوازن
فناوري اطلاعات ، رويكردي نوين دراشتغالزايي
مشخصات تجارت الكترونيكي
سيماي ديگري ازمديريت ژاپني
جايگاه شركتهاي كوچك ومتوسط درنظامهاي اقتصادي - اجتماعي
فرارمغزها
گزارش ويژه
تكريم ارباب رجوع ، تكيه گاه نظام اداري
گزارشهاى داخلى
بهبودكيفيت زندگي خردزندگي
مديريت اطلاعات ومنابع
طيف وسيع بنگاههاي كوچك ومتوسط
ارزيابي خوانندگان ازتدبير


كوتاه و خواندنى
مديريت تغيير
بهبود عملكردكارمندان سكون زاده
هدف گذاري
10گام براي انجام ارزشيابي بهتر
روى خط اينترنت
نگاهي به يك كتاب
معرفى كتاب
روي جلد