|
بهره وري؛ باورها و عملكردها
|
|
هفته اول خردادماه هرسال، بهعنوان هفته بهرهوري در كشور، تعيين و نامگذاري شده است و معمولا در طي اين مدت رسانه هاي گروهي حداقل براي يك روز هم كه شده، به انتشار و ارائه مطلب در اين زمينه مي پردازند و مطابق با سنت گذاشته شده دو روز از اين روزها كنگره ملي و يا سمينار ملي بهرهوري در كشور برگزار مي شود. اما پس از هفته بهرهوري، انگار كه مسئله حل و فصل شده و ضرورت خود را از دست داده، لذا تا سال بعد بايگاني مي شود.
موضوع بهرهوري بحث تازهاي نيست، از ابتداي زندگي انسانها و جوامع تاكنون با آنها همراه و عجين بوده و دليل اصلي و اساسي خلاقيت و نوآوري انسانها و در نتيجه پيشرفت و توسعه جوامع نيز توجه به همين مسئله مهم بوده است. اما تفاوت رشد و پيشرفت جوامع مختلف كه همه برروي يك كره خاكي و در دوره زماني مشابه زندگي مي كنند بهاندازهاي زياد است كه در برخي موارد تعجب برانگيز و حيرتزاست.
بهرهوري را كار هوشمندانه تعريف كردهاند، براين اساس هراندازه سهم تفكر، تعقل، انديشه و تدبير در فعاليت انسانها افزايش يابد ميتوان به بازدهي بيشتر آن اميدوار بود و هراندازه اين سهم كاهش يابد طبيعتا متناسب با آن، بازدهي فعاليتها كاهش خواهد يافت. لذا بهرهوري تداعيكننده عمل توام با تفكر است.
بانگاهي به فرهنگ غني ملي و مذهبي كشورمان در مييابيم كه همواره براي تفكر و ارزش والايي در نظر گرفته شده است تاجايي كه براي يك ساعت تفكر بيش از 60 سال عبادت ارزش قائل شدهاند اما در عمل پاي ما ميلنگد. هنوز به ضرورت تفكر قبل از عمل باور نداريم و به حاكميت انديشه و خرد معتقد نيستيم و به عبارت ديگر بين آنگونه كه بايد باشيم و آنگونه كه هستيم فاصله بسيار داريم و اين بياعتقادي متاسفانه در مجموعه نظامهاي جامعه ما ريشه دوانده و ما را به سوي ناكارآمدي بيشتر و بيشتر سوق ميدهد.
توجه به وضعيت جوامع پيشرفته و اقتصادهاي شكوفاشده و روندي كه طي كردهاند بهخوبي نشان مي دهد كه اصليترين و مهمترين منبع كه موتور محركه آنها بوده، فكر و خرد انساني است. هرجا انديشه برتري وجود داشته از ديگران يك گام جلو افتادهاند و حاصل جمع اين گامها فاصلهاي است كه امروز مابين جوامع پيشرفته و ساير جوامع بهوجود آمده است.
در نظامهاي اقتصادي پيشرفته كه كار هوشمندانه باور اصلي و اساسي است علم و فنآوري ثروت توليد ميكند نه فروش منابع طبيعي و زيرزميني. در اينگونه جوامع است كه براي علم و عالم و محصولات علمي بهاي لازم را قائل هستند و باورهاي مردمانش پشتوانه اصلي و مهم اين نگرش و رويكرد است. لذا ردپاي بهرهوري در سراسر نظامها و سازوكارهاي اينگونه جوامع بهخوبي مشاهده مي شود و بهطور طبيعي شان و جايگاه افراد با دانش، علم و تخصص آنان تناسب دارد و «به جاي شمع كافوري، چراغ نفت نميسوزد» و بدين لحاظ است كه مهم ترين سرمايه گذاري آنان روي توسعه منابع انساني، هم از نظر تقويت نگرش و باورهاي صحيح و هم از نظر دانش و مهارت بوده است.
برخورد كليشهاي و محدود با مقوله بهرهوري طي سالهاي گذشته در جامعه ما باعث شده كه متاسفانه هيچ تحول اساسي و ريشهاي در راستاي ايجاد نظامهاي كارآمد و اثربخش اتفاق نيفتد. حتي بسياري از افراد تحصيل كرده جامعه نيز با بيتوجهي و در مراحل حاد آن بياعتقادي نسبت به اين عصاره رشد و پيشرفت، از سرمايهگذاري فردي و سازماني در اين زمينه خودداري و يا كوتاهي ميكنند. حاصل چنين رفتاري سازمانهايي است كه با جرات ميتوان گفت از آنچه بايد و ميتوانند باشند فاصله بسيار دارند.
در جامعهاي كه سهم بخش دولتي آن از كل درآمد ناخالص داخلي(GDP) حدود 85% است و دخالت دولت در اقتصاد در مقياس بيشترين (نمره 5) است و پيشبيني مي شود كه مقام چهاردهم اين جامعه از نظر جمعيت به مقامهاي پايينتر طي سالهاي آينده (مقام دهم در سال 2050) برسد. اطلاعات وضعيت بهرهوري اين جامعه نشان ميدهد كه طي دهه 90 ميلادي (دهه هفتاد هجري شمسي) بهرهوري عامل كل در كشور، تنها يك سال از عدد يك فراتر رفته و 6 سال از ده سال موردنظر، اين شاخص منفي بوده است يعني در بين كشورهاي عضو سازمان بهرهوري آسيايي، تنها كشور فيليپين وضعيت بدتري نسبت به آن داشته است. بهرهوري نيروي انساني اين جامعه در مقايسه با بهرهوري عامل كل، اگرچه وضعيت بهتري داشته ولي طي 6 سال آخر دهه نود هيچگاه از عدد 5/1 فراتر نرفته و حتي در سال 1994 منفي نيز شده است. همچنين از نظر بهرهوري سرمايه نيز وضعيت ما نامناسب و قابل تامل است تا جايي كه در نيمي از سالهاي دهه 90 وضعيت بهرهوري سرمايه در اين جامعه منفي بوده است. اين امر نشان دهنده آن است كه اين جامعه از امكانات و داراييهاي خود به چه كيفيتي استفاده و بهرهبرداري كرده است. در زمينه انرژي نيز حديث بهرهوري، حديث فراموش شدهاي است روند ميزان رشد مصرف سالانه در كشور نشان ميدهد كه متاسفانه روزبهروز سهم مصرف جامعه از سهم توليد حاملهاي انرژي حاصله از نفت روبه افزايش است. همانگونه كه در كنفرانس «خاورميانه و آسياي مركزي در سال 2002» كه توسط موسسه بينالملليGLOBAL PASIFIC PARTNER در لندن برگزار شد نيز مطرح گرديد اين روند رشد مصرف جامعه، بحران مهمي را بهوجود خواهد آورد كه بايد امروز براي آن راهكار اساسي انديشيد و از خرد و تدبير عالمان جامعه براي حل آن مدد جست. سوال اين است كه چنين جامعهاي تاكنون چقدر به مقوله بهرهوري بهطور جدي توجه كرده است و چه اندازه بايد توجه كند؟
بررسيها نشان ميدهد كه اگرچه بخشي از جامعه در مورد بهرهوري اطلاعاتي دارد و از ضرورتها و الزامات ارتقاي سطح آن كه بدون ترديد مهمترين آنها مديريت علمي و صحيح و منابع انساني توسعه يافته است، آگاه است و بهخوبي در مورد ويژگيهاي انسان بهرهور، سازمان بهرهور و جامعه بهرهور سخن ميگويد، ليكن شكاف بين علم و عمل و آنچه افراد ميدانند و آنچه ميكنند آن قدر زياد است كه نميتوان نتيجهاي جز اين گرفت كه بسياري از دانستهها، تبديل به باورها نشده و اين بيماري در اجزاي مختلف جامعه رخنه كرده و ما را در مسير ناصحيحي قرار داده است تاجايي كه حتي توجه به اكسير شناخته شده بهرهوري، بهصورت سطحيو مقطعي است و در حد شعارها و پيامها به بسندگي رسيده است.
فرهنگ ملامتكردن ديگران بهخاطر عدم موفقيتها و بههنگام بروز مسائل و مشكلات و بزرگكردن نقش و سهم خود در موفقيتها آن چنان توسعه يافته كه باز هم بسياري از افراد و مسئولان جامعه بامشاهده وضعيت نامناسب بهرهوري و نتايج نامطلوب عملكرد جامعه، «خار را در چشم ديگران ميبينند ولي تير را در چشم خود نميبينند» و بهدنبال پاككردن نقش خود در اين زمينه هستند.
بايد خانه تكاني فرهنگي و فكري كرد، چشمها را شست و جور ديگر ديد، به مديريت علمي و منابع انساني توسعه يافته بهعنوان پيش نياز توسعه جامع توجه كرد و پذيرفت كه همه حلقههاي يك زنجير هستيم و ضعف هر حلقه بر قدرت استقامت زنجير موثراست. بايد باوركرد و ايمان داشت كه قدرت بيكران آفرينش درمغزها و دستهاي ما آرميده است و بايد براي ارتقاي سطح بهرهوري جامعه باتكيه بر نقاط قوت و مزيتهاي آناين خفته را بيدار كرد وگرنه اين قافله تا به حشر لنگ است!
|
|
|