در جمع مديران مطرح شد
بهبود كيفيت زندگي و آموزش خرد زندگي
|
|
كيفيت زندگي مفهومي چندوجهي، نسبي، متاثر از زمان و مكان و ارزشهاي فردي و اجتماعي است.
كيفيت زندگي در سطح فردي به جهان بيني فرد و نگاه او به زندگي بستگي دارد. همه بحث كيفيت زندگي سرانجام به فــرد برمي گردد، اين فرد است كه بايد احساس كند همه تلاشهايي كه در سطح جهاني و ملي و محلي صورت مي گيرد، زندگي او را بهبود بخشيده است.
زندگي هر فرد فرصتي است تكرارنشدني و منحصر به فرد. يعني هر فرد فقط يكبار در تاريخ هستي انسان متولد مي شود و آن فرصتي است بسيار كوتاه و طول عمري است كه در تاريخ كيهان لحظه اي بيش به حساب نمي آيد. بايد اين فرهنگ كوتاه را خردمندانه زيست و مديريت كرد.
مهارت تشخيص اولويت هاي استراتژيك، مهار نيازها و خواسته هايي كه در عصر ديجيتالي خارج از كنترل انسانند، او را به عرصه هايي مي كشانند كه سرانجام آن، بهبود كيفيت زندگي نخواهد بود. اين كه بدانيم به كدام نياز و خواسته پروبال دهيم و كدام را سركوب كنيم، تصميمي است خردمندانه.
مهارت خوب زيستن در شرايط پرابهام و توفان خيز و مهارت شناسايــي فرصتها و بهره گيري از آنها، موقعتهايي هستند مثل ابر گذرا.
چند دهه پيش در كتابها و محافل علمي صحبت از عصر ماشيني و تحولات و تاثرات ناشي از آن مطرح بود و امروز كه در عصر اطلاعات وارتباطات به سر مي بريم، تغيير و تحولات به قدري سريع و شگرف رخ مي دهند كه انسان به وضوح سير اين فرآينـد را درك نمي كند و اغب خود را با نتايج حاصل از اين تحولات مواجه مي بيند. در اين غوغا و هياهو مفهوم باارزشي چون »كيفيت زندگي« به فراموشي سپرده شده است و به ندرت از آن ياد مي شود. از اين رو خانه مديـران يكي از نشست هاي خود را به روشن شدن اين مفهوم اختصاص داد و در اين نشست از خانم دكتر شهيندخت خوارزمي محقق و استاد دانشگاه دعوت به عمل آمد تا پيرامون اين موضوع بحث و بررسي شود.
مفهوم كيفيت زندگي
چه احساسي به زندگي داريد؟ كيفيت زندگي خود را چگونه ارزيابي مي كنيد؟ عوامل موثر بر اين كيفيت كدامند؟ اينها پرسشهايي بود كه خانم خوارزمي سخنان خود را با آن شروع كرد. وي گفت، اين پرسش ها را بايد هر روز از خود بپرسيم و بااين عمل راهي را به سوي روشن شدن مفهوم كيفيت زندگي كه مورد غفلت واقع شده است، باز كنيم. كيفيت زندگي مفهومي چندوجهي، نسبي، متاثر از زمان و مكان و ارزشهاي فردي و اجتماعي است. كيفيت زندگي داراي ابعاد عيني و بيروني، ذهني و دروني و متصور است. در نتيجه مفهومي بسيار انتزاعي است و تعريف آن ساده نيست. خانم خوارزمي افزود، ارزش واقعي شناخت اين مفهوم، ما را در جهت دادن به سياست ها و برنامه ريزي هاي توسعه محلي و شناخت و اصلاح پارادايم هاي توسعه اقتصادي - سياسي كمك مي كند. كيفيت زندگي كاري با پارادايم هاي توسعه پايدار، پارادايم هاي در حال ظهور اقتصاد نوين بويژه (ECO-ECONOMIES) همخواني دارد. به عبارتي، پارادايم، پايداري بنگاه در برگيرنده موارد زير است:
- حساسيت زيست محيطي (اكو محوري ECOCENTRISM ).
- نگاه كل نگر به بنگاه و خود را جزئي از نظام اجتماعي ديدن.
- توجه به نيازهاي نسل آينده.
- مسئوليت اجتماعي در مقابل ذينفعان اجتماعي و غيراجتماعي اوليه و ثانويه.
- اقتصاد زيست محيطي - اجتماعي (TRIPLE BOTTOM LINE) .
- تفكر INTEGRATIVE
- يادگيري از نوع (TRIPLE LOOP) با نگاه آينده ساز و پيش بيني آينده.
ابعاد كيفيت زندگي
دكتر خوارزمي در ادامه سخنان خود كيفيت زندگي كاري را در دو بعد عيني (جهان واقعي) و ذهني (جهان متصور) طبقه بندي كرد وي ابعاد عيني را مواردي چون شغل مناسب، درآمد، مسكن، آموزش (دسترسي به فرصتها و پرورش قابليتها)، سلامتي بهداشت - درمان ، كيفيت محيطي كه در آن زندگي مي كنيم، خدمات، امنيت و محيط زيست برشمرد. سخنران افزود، تركيب و تنوع نيازها، برداشت فرد از واقعيتها و احساس امنيت و آسايش، برخورداري از آنچه براي فرد اهميت دارد، احساس رشد و پيشرفت، احساس عقب نماندن از زمانه، نگاه فرد به زندگي، رنج، درد، مرگ، بيماري محدوديت، مساله آينده، پايداري، طبيعت و از همه مهمتر عشق را از جمله ابعاد ذهني اين مفهوم است.
تاثير پارادايم پايداري بنگاه بر كيفيت زندگي
اين استاد دانشگاه در ادامه سخنان خود گفت، مـديريت كيفيت زندگي، مستلزم شاخص سازي باتوجه به ابعاد اجتماعي - اقتصادي - سياسي - فرهنگي و روانشناختي است.
در حال حاضر شاخص هاي موجود از نگاه اقتصادي (GDP) توليد ناخالص داخلي و از نگاه اجتماعي (GPI)
GENUINE PROGRESS INDICATOR و از نگاه روانشناختي (FISH) ، FORDHAM INDEX OF SOUL HEALTH و از نگاه انساني(HDI) ، HUMAN DEVELOPMENT INDEX است و اين شاخص ها در سطوح جهاني، ملي، شهر، محلي و فرد سنجيده مي شوند، در سطح فردي احساس فرد درباره كيفيت زندگي اش در ارتباط با تصورش از شرايط محيطي كه در آن زندگي مي كند و تصوراتي كه درباره آن محيط دارد، متاثر از دو مورد است:
1 - پارادايم ذهني فرد درباره زندگي.
2 - گستره ارتباط و خودآگاهي فرد در محيط.
به منظور سامان دهي به كيفيت زندگي كاري، در سطح فردي، خود فرد، در سطح بنگاه، مديران بنگاههاي خدماتي - توليدي خصوصي و دولتي، در سطح محلي سياست گذاران و مديران جامعه محلي و سازمانهاي دولتي و شهرداري ها، در سطح ملي استراتژيست هاي ملي و نهادها و در سطح جهاني رهبران سازمانهاي بين المللي و جهاني، رهبران كشورهاي پرقدرت و رهبران افكار عمومي چون رسانه ها و تشكلهاي حرفه اي و NGO ها مسئوليت دارند.
كيفيت زندگي در سطح فردي
دكتر خوارزمي تاكيد كرد كيفيت زندگي در سطح فردي به جهان بيني فرد و نگاه او به زندگي بستگي دارد. همه بحث كيفيت زندگي سرانجام به فرد بر مي گردد، اين فرد است كه بايد احساس كند همه تلاش هايي كه در سطح جهاني و ملي و محلي صورت مي گيرد، زندگي او را بهبود بخشيده است. وي سخنان خود را باطرح پرسش هايي چون: آيا مي توان راهكاري ارائه داد كه به افراد بيشتري در بهبود كيفيت زندگي كمك كند؟ راهكارهاي آموختني حداقل نسل آينده را براي زندگي بهتر آماده مي سازد؟ راهكاري كه در مدارس از همان ابتدا آموزش داده مي شود، راهكاري متناسب با واقعيت هاي آينده است؟ اگر چنين راهكاري تدوين شود، مي تواند عناصر زير را در برگيرد. عناصري كه به كودكان از آغاز، خرد زندگي را بياموزد:
1 - زندگي هر فرد، فرصتي است تكرارنشدني و منحصر به فرد. به اين معنا كه هر فرد فقط يك بار در تاريخ هستي انسان متولد مي شود و آن فرصتي است بسيار كوتاه و طول عمري است كه در تاريخ كيهان لحظه اي بيش به حساب نمي آيد. بايد اين فرصت كوتاه را خردمندانه زيست و مديريت كرد.
2 - زندگي به معناي مبارزه اي است دائمي و تلاش مستمر براي حل مسايل. آن هم در جهان بحران زده و پرمسالة امروزي! تا وقتي زنده هستيم، مساله وجود خواهد داشت. پس به كودكان بياموزيم مسايل خود را به گونه اي حل كنند كه در آينده به مساله بزرگترو مساله ديگران تبديل نشود.
3 - مشكلات و بحرانها و ناكامي ها را فرصتي تلقي كنند براي يادگيري و توسعه فردي و بياموزند چگونه در بحران غرق نشوند و انرژي و توانايي خود را به تحليل نبرند.
4 - مهارت يادگيري را بياموزيد. در جهان پرتحول ديجيتالي، مهارتها و دانشها به سرعت منسوخ مي شوند. به جز انتقال دانش به كودكـان مان، راه و رسم مهارت آموزي سريع و اثربخش را نيز بياموزيم.
5 - خلاقيت و نوآوري استعدادي است همگاني، آن را در كودكان پرورش دهيم تا بموقع در مواجه با موقعيت هاي جديد و خطرآفرين راه حل، الگوي ذهني و پارادايم موجود و بي ثمر خود را كنار بگذارند و الگو و پارادايم و راه حل تازه اي در پيش گيرند.
6 - مهارت انطباق و سازگاري خلاق با شرايط تازه و تحول يافته را بياموزند.
7 - مهارت همگاني با تحولات جهان امروز از راه يادگيري مستمر را بياموزند زيرا با احساس عقب ماندن از پيشرفتهاي دنياي كنوني نمي توان احساس خوبي به زندگي داشت. در ضمن وسواس عقب نماندن و صرف تمام انرژي براي همگامي با تحولات نيز به كيفيت زندگي آسيب مي رساند. پس ايجاد تعادل ميان اين دو همان خرد زندگي است.
8 - نگاه اكولوژيك يعني خود را جزيي از طبيعت ديدن و زندگي انسان را در عرصه پهناور كيهان ارزيابي كردن و حساس بودن به رابطه عميق و درعين حال شكننده انسان با طبيعت و آموختن راه و رسم زندگي در طبيعت و همسو با قوانين طبيعي.
9 - مهارت تشخيص اولويت هاي استراتژيك و مهار نيازها و خواسته هايي كه در عصر ديجيتــال خارج از كنترل انسانند اين نيازها او را به عرصه هايي مي كشانند كه سرانجام آن، بهبود كيفيت زندگي نخواهد بود. اين كه بدانيم به كدام نياز و خواسته پروبال دهيم و كدام را سركوب كنيم، تصميمي است خردمندانه.
10 - مهارت شناسايي مستمر قابليتهاي دروني، شكوفاسازي آن و تبديل آنها به مهارت لازم براي كار و زندگي.
11 - مهارت زندگي سالم در شرايط ناسالم.
12 - مهارت خوب زيستن در شرايط پرابهام و توفان خيز و مهارت شناسايي فرصتها و بهره گيري از آنها، موقعيتهايي هستند مثل ابر گذرا.
13 - مهارت تامل و بازپس نگري و نگاه بافاصله به خود و از بالا به زندگي و طرح گاه به گاه اين پرسش كه الگوي موجود زندگي ام، مرا به كجا مي برد؟
14 - مهارت آمادگي براي اصلاح مسير و تغيير الگوي زندگي هرجا كه لازم باشد اگر آموزش »خرد زندگي« بدين گونه سرلوحه برنامه آموزش و پرورش كودكانمان در خانه و مدرسه قرار گيرد، شايد نسل آينده از كيفيت زندگي بهتري برخوردار شود.1
|
|
|