|
توليد در كلاس جهاني لازمه موفقيت بنگاههايي است كه قصد دارند در بازارهاي بين المللي به رقابت بپردازند.
يك تـوليدكننده در كلاس جهاني، پيوسته مي بايد ويژگيهاي رقابتي خود را حفظ كند.
به منظور دستيابي به توليد در كلاس جهاني، توليدكننده بايد در معيارهاي اساسي رقابت نظيــر كيفيت، قيمت، سرعت تحويل، انعطاف پذيري و نوآوري، عملكرد ممتازي داشته باشد.
براي سنجش وضعيت توليدكننده درقياس با كلاس جهاني چارچوبهاي ارزيابي ايجاد شده است.
مقدمه
توليد در كلاس جهاني عبارتي جذاب است كه روز به روز فراگيرتر مي شود. توليد در كلاس جهاني لازمه موفقيت بنگاههايي است كه قصد دارند در بازارهاي جهاني به رقابت بپردازند. پارادايم توليد در كلاس جهاني، بيشتر جنبه هاي ساخت و توليد را پوشش مي دهد و اين تفكر اصالتاً به عنوان چارچوبي براي استراتژيهاي عمليات ارائه شده است. در اين نوشته ابتدا نظرات ارائه شده در زمينه توليد در كلاس جهاني مرور مي شود و سپس معيارهايي براي سنجش سطح جهاني بودن يك توليدكننده معرفي خواهدشد.
توليد در كلاس جهاني
نويسندگان مختلف، توليد در كلاس جهاني را به طرق مختلفي تعريف كرده اند. برخي توليد دركلاس جهاني را به عنوان مجمـــوعـه اي از برترين عملكردها معرفي مي كنند (VOSS,1995) و بعضي، سازمانهايي را به عنـــوان تـوليدكنندگان در كلاس جهاني مي شناسند كه ضمن داشتن معيارهاي عملكردي استثنايي، و گاه وراي انتظار، بتوانند اين عملكرد را همواره حفظ كنند. برخي ديگر، بهترينهاي هر صنعت را به عنوان توليـــدكنندگـان در كلاس جهاني درنظر گرفته اند. (SM THACKER, 2002)
به منظور دستيابي به توليد در كلاس جهاني، يك توليدكننده بايد در معيارهاي اساسي رقابت (كيفيت، قيمت، سرعت تحويل، تحويل مطمئن، انعطاف پذيري، و نوآوري) عملكرد ممتازي داشته باشد. چنين سازماني بايد براي افزايش توان رقابت، عملكرد خود را در چنيـن معيارهايي بهبود دهد. از اين روي پايه اي ترين تعاريف توليد در كلاس جهاني، بر شش قابليت اساسي بنگاه كه به تامين معيارهاي پيش گفته در كلاس جهاني منجر خواهدشد، تاكيد كرده اند. اين قابليتها در جدول 1 نشان داده شده اند.(HAYES AND WHEELWRIGHT, 1984)
در بخش بعد به شرح مختصر هر يك از اين شش قابليت مي پردازيم.

قابليتهاي موردنياز
نظريات WHEELWRIGHT , HAYES برمبناي مطالعات مقايسه اي عميق روي صنعت سه كشور صنعتي ژاپن، آلمان، و آمريكا ارائه شده است. دراين بخش به اختصار به معرفي يافته هاي اين پژوهشگران درمورد عوامل موثر در افزايش قدرت رقابت شركتهاي آمريكايي در سطح جهان، مي پردازيم. هرچند بعد از گذشت حدود 18 سال از ارائه اين چارچوب فكري، فضاي كسب و كار درجهان دچار تغيير و تحول فراواني شده است، اما نويسندگان امروزي نيز تاحد زيادي اين معيارهــــا را براي توليــد در كلاس جهـــانــي معتبـــر مي دانند.(FLYNN, 1999) درهرحال با توجه به تحولات دنياي كسب و كار، توجه به معيارهاي جديــــــدي مـاننــد بهره مندي از توانائيهاي فناوري اطلاعــــات نيز ضروري مي نمايد.(BILLO, 1995: HUNT S.D. 2002)
1 - تواناييها و مهارتهاي نيروي انساني: در مطالعات WHEELWRIGHT , HAYES مشخص شد كه در مقايسه با صنايع ژاپن و آلمان، صنايع آمريكا به توانائيها و مهارتهاي نيروي انساني توجه چنداني نشان نداده اند. درحالي كه صنايع دو كشور رقيب با تقويت اين قابليت، به نتايج ارزشمندي دست يافته اند. براي رفع اين مشكل، تمركز بر روي كارآموزي در صنايع قبل از ورود به كار (APPRENTICESHIP) بهره گيري از واحد آموزش در هر شركت، و همكاري صنايع با موسسات آموزش فني - حرفه اي، پيشنهاد شده است.
2 - توان و دانش فني مديران: نكته ديگري كه در مقايسه صنعت آمريكا با دو كشور رقيبش آشكار شد، پايين بودن سطح توانائيها و دانش فني مديران آمريكايي نسبت به مديران ژاپني و آلماني بود. براي رفع اين مشكل علاوه بر برگزاري دوره هاي آموزش فني براي مديران، به كارگيري مديراني با درجه مهندسي پيشنهاد شد. پياده سازي برنامه هاي چرخش مديران در قسمتهاي مختلف شركت به منظور گسترش تجربه و ديدگاههاي آنها از ديگر برنامه هايي است كه اجراي آنها توصيه شده است.
3 - رقابت از طريق كيفيت: درزمينه كيفيت چالش مهم براي صنايع آمريكا، كيفيت در طراحي محصولات بود. درواقع صنايع آمريكا نسبت به رقباي جهاني خود، در فرايند طراحي محصول، تمركز كمتري بر روي نياز مشتري داشتند. بدين منظور فعاليتهاي همراستاسازي محصولات و فرايندها با آنچه واقعاً براي مشتري مهم است پيشنهاد شده است. علاوه بر آن، اين امر مستلزم مشاركت تمامي بخشهاي شركت در طراحي و توسعه محصول است.
4 - دخيل شدن نيروي كار: منظور از اين عبارت افزايش نقش نيروي انساني غيرمدير در فعاليتهاي سازمان است. در صنعتآمريكا توجه به اين نكته ضروري به نظر مي آمد كه افزايش نقش كارگران تنها با سازماندهي آنان در قالب گروههاي كاري يا ساير راهكارهاي فوري صورت نمي گيرد؛ بلكه در اين رابطه به تغيير فرهنگ سازماني در تمام رده ها نياز است، به طوري كه از تماس و ارتباط نزديك مديريت و كاركنان اطمينان حاصل شود.
5 - فناوري ساخت و توليد: منظور از اين قابليت، برخورداري از فناوريهاي منحصر به فرد است. توليدكننده اي كه در كلاس جهاني فعاليت مي كند بايد مجهز به ابزار و تجهيزات منحصر به فردي باشد كه نمونه سازي از آن براي رقبا دشوار باشد. نگهداري فناوري نيز مستلزم اجراي برنامه هاي منظم و تعريف شده تعميرات پيشگيرانه است.
6 - بهبود مستمر: يكي از ويژگيهاي صنايع آمريكا در دهه هشتاد توجه به جهشهاي استراتژيك به جاي بهبود تدريجي و مستمر بوده است. درحالي كه يك توليدكننده در كلاس جهاني بايد به صورت مداوم و بي وقفه ويژگيهاي رقابتي خود را حفظ كند. از اين رو از ويژگيهاي مهم توليد در كلاس جهاني بهبودهاي مستمر (هرچند در اندازه هاي كوچك) براي تطبيق با خواسته هاي مشتري و درنتيجه بردن گوي رقابت با ارائه استانـــداردهـايي است كه هر روز جامع تر مي شوند.
سنجش توان توليد در كلاس جهاني
درحال حاضرشركتهاي بسياري در سطح جهان، با تكيه بر معيارها و قابليتهاي برشمرده شده، در زمينه مشاوره براي ارتقاي سازمانها به سطح توليد در كلاس جهاني، فعاليت دارند. در اين راستا معمولاً فهرستهاي تطبيقي براي سنجش تـــوان توليد در كلاس جهاني ارائه مي شود و پس از ارزيابي توان توليدي يك سازمان با استفاده از اين چارچوبها، راهكارهاي توسعه توانائيهاي كسب و كار موردبررسي قرار مي گيرد. به طور معمول سطح توانائيهاي يك توليـدكننده با سوالات زير موردارزيابي قرار مي گيرد:
1 - آيا سفارشات مشتريان در 99 درصد از اوقات به موقع ارسال مي شود؟
2 - آيا همه كاركنان شركت، مشتريان اصلي را و اينكه چه چيزي محصولات و خدمات شـركت را در مقايسه با رقبا متمايز مي سازد، مي شناسند؟
3 - آيا كاركناني كه داراي تماس رودررو با مشتريان هستند، از اختيار كافي براي حل مسايل مشتري برخوردارند؟
4 - آيا زنجيره تامين شركت توسط كاركنان كنترل مي شود؟
5 - آيا انبار مركزي مواد حذف شده است و آيا مواداوليه در نقطه مصرف (و بدون انجام بازرسيهاي معمول) تامين مي شود؟
6 - آيا ماشين آلات و تجهيزات به گونه اي چيـــده شـــده است كه فاصله بين عمليات پي درپي، حداقل باشد؟
7 - آيا زمان راه اندازي مابين فراورده ها به طور اقتصادي تا آن حد كه ازنظر تعداد متناسب با تقاضاي مشتري باشد، تنظيم شده است؟
8 - آيا برنامه مداوم آموزش و آگاه سازي كاركنان و آشناسازي پرسنل جديد با وظايفشان درحال اجرا است؟
9 - آيا كاركنان براساس شناخت خويش و بدون احتياج به سرپرستي، تا ميزان خوبي از عهده وظايف و حل مشكلات برمي آيند؟
10 - آيا برنامه اي جهت كاستن تدريجي ضايعات و عمليات كه ارزش افزوده ندارند، اجرا مي شود؟
11 - آيا برنامه اي هدف دار جهت كاهش تعداد تامين كنندگان، و جايگزيني آنها با تعدادي تامين كننده صاحب صلاحيت و هماهنگ با شركت وجود دارد؟
12 - آيا فرهنگ كيفيت فراگير در شركت وجود دارد؟
13 - آيا بازرسي عمليات / محصول در محدوده هاي آزمون صورت مي گيرد؟
14 - آيا درصورت بروز خطا، اختيار توقف خط توليد توسط كاركنان وجود دارد؟
15 - آيا عمليات و دستورالعملهاي كاري به اندازه كافي ساده و قابل فهم هستند؟
16 - آيا كاركنان درمورد نگهداري و تعميرات تجهيزاتي كه به كار مي برند و اجراي قواعد TPM مسئول هستند؟
17 - آيا نظم، نظافت و سامان يافتگي محيط كار (اصول5S) رعايت مي شود؟
18 - آيا در مرحله طراحي، به ساخت پذيري محصولات توجه مي شود؟
19 - آيا شركت از فرهنگ بهبود مستمر در خدمات به مشتري برخوردار است؟
20 - آيا نظام پيشنهادات مناسب به طوري كه سريع و موثر پيشنهادهاي همه كاركنان را دريافت و ارزيابي كند، وجود دارد؟
جمع بندي
همان طور كه گفته شد، توليد در كلاس جهاني مجموعه راهكارهايي بوده است كه پس از مقايسه وضعيت صنعت آمريكا با دو رقيب اصلي اش (ژاپن و آلمان) به منظور ارتقا و تثبيت موقعيت رقابتي اين صنعت ارائه شده است. توليدكنندگان دركلاس جهاني، در مقايسه با رقبا در صنعت خود - و در برخي جنبه ها در خارج از آن صنعت - به ارائه عملكـــردي فـــــراتر از حد توقع معمول مي پردازند. به منظور دستيابي به توليد در كلاس جهاني، توليدكننده بايد در معيارهاي اساسي رقابت، نظير كيفيت، قيمت، سرعت تحويل، تحويل مطمئن، انعطاف پذيري، و نوآوري عملكرد ممتازي داشته باشد. براي سنجش وضعيت توليدكننده در قياس با كلاس جهاني، خط كشيها و چارچوبهاي ارزيابي ايجاد شده است كه به واسطه آنها نقاط ضعف و قوت توليدكنندگان شناسايي و برنامه هاي راهبردي، تاكتيكي و عملياتي ارتقا به كلاس جهاني تدوين خواهدشد.
منابع:
بشكار، مصطفي، 1379، ضرورت بهره مندي از تواناييهاي فناوري اطلاعات براي پيوستن به تجارت آزاد جهاني، فصلنامه مصاف، نشريه مهندسي صنايع و سيستمها، دانشگاه صنعتي اميركبير، شماره 20-19، صص 37-34 .
لاري، عليرضا، 1379، مديريت زنجيره عرضه و نقش تكنولوژي اطلاعات در آن، فصلنامه مصاف، نشريه مهندسي صنايع و سيستمها، دانشگاه صنعتي اميركبير، شماره 20-19، صص 21-12.
BILLO R.E. ET AL.(1995) CHALLENGE FACING INFORMATION TECHNOLOGY TO SUPPORT WORLD CLASS MANUFACTURING, COMPUTERS IN INDUSTRY, VOL.28, PP.163-165.
FLYNN B.B. ET AL. (1999) WORLD CLASS MANUFACTURING: AN INVESTIGATION OF HAYES AND WHEELWRIGHT’S FOUNDATION, JOURNAL OF OPERATION MANAGEMENT, VOL.17, PP.249-269.
HAYES, R.H. AND S.C. WHEELWRIGHT (1984) RESTORING OUR COMPETITIVE EDGE: COMPETING THROUGH MANUFACTURING. NEW YORK: JOHN WILEY & SONS.
HUNT S.D. AND D.F. DUHAN (2002) COMPETITON IN THE THIRD MILLENNIUM, EFFICIENCY OR EFFECTIVENESS? JOURNAL OF BUSINESS RESEARCH, VOL.55, PP.97-102.
VOSS, C.A. (1995) ALTERNATIVE PARADIGMS FOR MANUFACTURING STRATEGY, INTERNATIONAL JOURNAL OF OPERATIONS AND PRODUCTION MANAGEMENT, VOL.15(4). PP. 5-16.
SM THACKER & ASSOCIATES MANAGEMENT CONSULTANTS, http://www.smthacker.co.uk/ world_ Class_ Manufacturing.htm [online, accessed august 2002].
مصطفي بشكار: دانشجوي كارشناسي ارشد مهندسي صنايع دانشگاه صنعتي شريف
سيدكيانوش كلانتر: دانشجوي كارشناسي ارشد مديريت اجرايي دانشگاه علم و صنعت ايران
|