نگاهي به يك كتاب
تحول
سيدمحمد باقري زاده
نويسنده: روزابت مس كانتر
مترجم: دكتر عبدالرضا رضايي نژاد
نوبت چاپ: چاپ اول - 1382
ناشر: فرا - تلفن: 8880700
شمارگان: 3000 نسخه
بها: 2950 تومان
مقدمه
كتاب «تحول» نوشته پروفسور «روزابت كانتر»، استاد دانشگاه هاروارد است. كتاب، سير تحولات دنياي كسب وكار را در عصر اطلاعات به زيبايي تبيين مي كند و نكات ظريفي از چگونگي تغيير فرهنگ كسب و كار و حتي تاثير آن بر فرهنگ جوامع را براي خوانندگان تشريح مي كند.
نويسنده ضمن برشمردن فرصتها در فــرهنگ الكترونيكي، به تهديدهاي آنا اشاره مي كند، و متذكر مي شود كه «گوشه نشيناني كه تنها به اينترنت چسبيده اند، جهان را فتح نخواهندكرد». و به زيبايظي دو بعد انسان يعني ماده و معنا را به هم پيوند زده ومي گويد: «فرهنگ الكترونيكي، فرهنگ فردا است. ولي از ياد نبريم كه ما نه در فضا، بلكه بر روي زمين ايستاده ايم».
كتاب در 367 صفحه ترجمه و با يك مقدمه ناشر، يادداشت مترجم، سياهه واژه ها و عبارتهاي نو، آشنايي، سه بخش و ده فصل منتشر شده است.
آشنايي
زندگي امروز بشر با معيار چگونگي و ميزان برخورداري از اينترنت تعريف مي شود. نيازي نيست كه درگير كسب وكار باشيد تا دگرگونيهاي فرهنگي ساخته و پرداخته اينترنت بر شما آشكار شود. ولي دنياي كسب و كار بدين منظور، نقطه آغازين مناسبي است. ممكن است به زودي تنها با سه گونه شركت سروكار داشته باشيم: داتكام ها (DOTCOMS)، كارگشايي داتكام (DOTCOM ENABLERS) ، و خواستاران داتكام (WANNADOTS) . &، (16)
نويسنده با اشاره به مطالعات انجام شده در بيش از 24 شركت بزرگ و نمونه در سه قاره، مطرح مي سازدكه اينترنت و فناوريهاي وابسته بدان دو نقش بسيار عمده بازي مي كنند. وب (www)، - مشوق به راه افتادن فرهنگي تازه - و نيز وسيله اجراي آن، و راه نوين فعاليتهاي امروز را «فرهنگ الكترونيكي» مي نامد. (25)
فرهنگ الكترونيكي بيان كننده جنبه هاي انساني «دوران اطلاعات جهاني» است كه در قلب و روح اقتصاد نوين است. با عنايت به امتيازهاي گوناگون نهفته در بهره برداري از اينترنت، رهبران بايد به گونه اي ديگر رهبري كرده و انسانها با پيكربندي تازه اي به همكاري با يكديگر بپردازند. با پذيرش فرهنگ الكترونيكي به عنوان واقعيت نوين، حقيقتهاي تازه اي آشكار مي شوند: (26)
1 - فرهنگ الكترونيكي با «تخريب سازنده» همراه است. يعني بايد براي دگرگونيهاي ژرف تاحد نابودكردن كسب وكار سودآور كنوني، آماده بود؛
2 - پذيرش فرهنگ الكترونيكي همانند زندگي در خانه اي شيشه اي، در زير نورافكنهاي نيرومند پيوسته روشن است. اشتباهها بي درنگ آشكار و بزرگ نمايي مي شوند؛
3 - فرهنگ الكترونيكي - تا اندازه زيادي - سطحي و ساختگي است. هسته بنيادين آن را ارتباطات شكل مي دهد؛
4 - فرهنگ الكتــرونيكي درضمن اجراي كار به وجود مي آيد؛
5 - فرهنگ الكترونيكي - چنانچه خوب پياده شود - ضدجنگ است؛
6 - فرهنگ الكترونيكي پر از ناسازه ها (پارادوكس)ها است؛
7 - فرهنگ الكتـــرونيكي مي تواند بسيار سرگرم كننده باشد.
پيام كتاب
پيام كتاب از تاثير ژرف همين موضوعها بر زندگي انسان سرچشمه مي گيرد. تحول دربرگيرنده داستانهاي دروني و درسهايي است كه در خلال دگـــرگوني سازمانها در شبكه، مي آموزيم. تحول آمادگي شركتها براي در آغوش كشيدن فرهنگ الكترونيكي، توان رهبران در هــدايت كشتي دراين مسير، و علاقه مندي انسانها به مشاركت در آن را نشان مي دهد.
بخش نخست كتاب به چالشهاي گوناگون پيش رو پرداخته است. از روند تاثير خواسته يا ناخواستـــه اينترنت بر زندگي انسانها سخن مي گويد. بخش دوم بـــــه گوهر كارايي در ابر فضاي الكترونيكي توجه دارد. چراغ سبز است. يعني همه نظامها به خوبي كار مي كنند. در اين بخش همچنين به چگونگي پياده كردن بنيانهـــاي فرهنگ الكترونيكي و اينترنتي با بهره گيري از تجربه هاي ديگران مي پردازد.
در ادامه به بحث درباره نبرد براي جلب ونگهداري هوشمندان مي پردازد و مي پرسد آيا در دنياي پرتحرك و پرشتاب كنوني مفهوم تعهد به سازمان نابود گرديده يا صورت ديگري براي ايجاد آن پيدا شده است؟ اشاره دارد كه چگونه مي توان با كاركنان همانند داوطلباني رفتـــار كرد كه هرازگاهي تعهد خود را از سر راه - چيره دستي، عضويت، و معنابخشي - در فعاليتها بازسازي كنند.
در بخش سوم به عرضه يك راهنماي كاربردي در زمينه دگرگوني اقدام كرده، اشاره دارد كه دگرگون سازي تنها يك تصميم نيست، مبارزه اي درازمدت است. سپس به همه توصيه مي كند تا براي پيروزي و گسترش فرهنگ الكترونيكي بكوشند. آنگاه معناي اين پند را براي افراد و جامعه باز مي كند. بنابراين، پيام كتاب را بايد دگرگوني (تغيير) شمرد - چه چيزي و چگونه بايد دگرگون شود. از فرهنگي نو - فرهنگ الكترونيكي - مي گويد، كه در آن راههاي بهتري براي رهبري، سازماندهي، كار و انديشه نشان داده شده است. (33)
محتواي كتاب
1 - اينتــرنت يك فناوري انقلابي است كه نمي توان به فراموشي سپرد، يا كنار گذاشت. توان اينترنت آنچنان بالاست كه پرسش «آيا كسب وكارها بايد به بازرگاني الكترونيكي روبياورند؟ را بي معنا كرده است. افزون بر فعاليتهاي اقتصادي، عامل اينترنت، اكنون بسي فراتر از بازار رفته و بر شكل خود جامعه از راههاي گوناگون تاثير گذاشته است. (38)
چيره شدن بر اين محيط، نيازمند تن دردادن به شيوه نويني از فعاليت - راهي تازه دركسب و كار و روش تازه اي در ارتباطات انساني است كه رويهمرفته «فرهنگ الكترونيكي» را شكل مي دهند. اين ويژگي سه گونه چالش را پيش روي كساني مي گذارد كه با اينترنت درگيرند:
اينترنت توان چشمگيري در پيوند دادن انسانها دارد ولي درهمــان حال، مي تواند موجب گوشه گيري آنان شود؛
اينترنت مي تواند جامعه كاربران را آفريده و رشد دهد، همانگونه كه مي تواند از آنها درحمله و نفي ديگران سودجويد؛
اينترنت مي تواند آفــــرينش و نابودي كسب و كــارها را با هم داشته باشد، نويسنده مي پرسد آيا تنها جوانان توانايي تغيير پرشتاب براي پيروزي درابرفضاي اينترنتي را دارند؟ سپس مطــرح مي سازد كه اينان در دنياي داتكام ها بيش از سهم خود حضور دارند. شمار نوجوانان در فعاليتهاي اينترنت محور، باشتاب روبه افزايش است. برخي از نوجوانان حتي پيش از رسيدن به سن مجاز براي رانندگي خودرو، به راه بردن كسب و كارهاي اينترنتي مي پردازند. اينان در بيست و دو سالگي كارآزموده به حساب مي آيند. (93)
عاشقان ابرفضاي الكترونيكي عقيده دارند كه اينترنت قانونهاي رقابت را از نو خواهند نوشت، يافته هاي سنتي در زمينه چگونگي اداره سازمانها را دگرگون خواهدكرد و فرصتهاي بي حدومرز براي رشد كسب و كارها و اندوختن ثروت فراهم خواهد آورد. (115)
نويسنده در ادامه اين بخش به عمده ترين مانع ها بر سر راه پيدايش و گسترش فرهنگ كسب و كـــار الكترونيكي پرداخته است. او 17 گونه مانع در راه بهره برداري كارآمد از اينترنت را در يك پژوهش جهاني تشخيص و ارائه داده است. (130)
2 - نويسنده از قول «رابرت شاپيرو» - مديرعامل «فارماسيا» اين عبارت را مطرح ساخته كه «فعـــاليت در ميداني كه به خوبي مي شناسيم، سودآوري به همراه ندارد». سپس با الهام از بازي در تأتر مي افزايد، در ساختاري كه ويژه تكرار گذشته طراحي شده، نمي توان آينده اي نو آفريد. نوآوران نيازمند به ميداني براي بازي هستند، تالاري كه نمايشنامه را در آن اجرا كنند. (157)
در تأتر ابتكار محور، تماشاگران نقشي مهم و بنيادين دارنـــد. تأتر كسب و كار همواره، لايه هاي گوناگوني از تماشاگران درون سازماني و بيروني داشته است.
سازمانهاي پيشتاز در فرهنگ الكترونيكي، در فعاليتهاي برون خط (OFFLINE) و برخط(ONLINE) اغلب رفتاري جامعه گون دارند. اين بدان معنا نيست كه همه تفاوتها را دربرداشته و مــــردم سالاري را جانشين ديوان سالاري مي كنند. فردگرايي را هم نابود مي سازند - درست عكس اينهاست&، و هدف دلخواه جامعه، اتحاد نه همگوني، مشاركت نه سازش، و ارتباط نه حق تصميم گيري است.
جامعه جايگاهي ميان ديوان سالاري و مردم سالاري را اشغال مي كند. گونه اي اصول سازماندهي است كه به ياري فناوري، به انسانها فرصت همكـــاري موثر و پرشتاب را ارزاني مي دارد. فرايندها و نظامهاي رسمي مي توانند يكپارچگي اداري را ايجاد كنند، ولي جامعه است كه فراساختار احساسي و رفتاري در پشتيباني كارآمد از سازمان رسمي را مي آفريند. روحيه و كنش جامعه گون موجب شتاب گيري فعاليتها، بالارفتن كيفيت كار، بروز همكاري، و رهاشـــدن نيروهاي نهفته فكري و خلاقيت مي گردد - چيزي كه گوهر و زيربناي فرهنگ الكترونيكي است. (239)
يكي از بحثهاي مهم كه نويسنده در اين بخش به آن پرداخته «كاركنان داتكام» است. او مطلب را با اين عبارت آغاز مي كند كه برنده شدن در پيكار «هوشمندربايي» مطرح است و ادامه مي دهد، كاركنان، كاركنان، كاركنان.
امروزه از هر كارفرماي آينده نگر بپرسي كه بزرگ ترين دارايي شركت شما چيست؟ پاسخ «كاركنان» خواهد بود. اگر از بزرگ ترين «دردسر او هم بپرسيد» پاسخ، كاركنان است. هدف عمده؛ جلب كاركنان، انگيزش كاركنان، و نگهداري كاركنان است.
سازمانها در سراسر جهان به رقابتي باورنكردني در به چنگ آوردن هوشمندان پـــــرداخته و در اين راه با بحران و مقررات بي سابقه اي روبرو هستند. در پژوهشي كه در كسب و كار الكترونيكي انجام شده بزرگ ترين مانع از 17 مورد بر سر راه پيروزي در دنياي اينترنت محور را نداشتن كاركنان ماهر در زمينه ساخت و كار با «وب» اعلام كرده اند. (242)
اشتغال درازمدت در سازماني بزرگ و نيرومند ديگر نشانه يك زندگي كاري پيروزمندانه نيست. دانشگران خانه به دوش و كوچگر هستند. انسانهاي امروزي، زمان درازي در يك شركت مــــاندن را همچون مطالبي مي پندارند كه روي يك نوار ضبط شده و دگرگوني نمي پذيرد.
بررسيهاي سازمان خدماتي هريس نشان مي دهد كه جابه جايي نسل امروز كاركنان با سن، جمعيت، و مكان جغرافيايي نسبتي ندارد. آنان بيشتر درپي كسب تجربه، ارشاد و به دست آوردن فرصتهاي تازه هستند. بيشتر اعضاي نسل نو، خواهان رشد هستند، درحالي كه نسل قديم بيشتــــــــر به تضمين شغلي اهميت مي دهد. (244)
3 - نويسنده در اين فصل به الگوي ساده اي اشاره داردكـــه تدوين كرده است. الگوي ساده اي كه به رهبران كمك مي كند تا به شايستگي، عاملهاي مهم وموردنياز را در فرهنگ الكترونيكي جاگير كنند. آن را «چرخ دگرگوني» ناميده است. چرخ نماد خوبي است. بويژه هنگامي كه دگرگوني ريشه اي مطرح باشد. شكل دايره اي دگرگوني گوياي اين نكته است كه هيچ كدام از عاملها نخستين نيست و از هر نقطه اي مي توان آغاز كرد ولي همه عاملها دركارند و اگر يكي ناديده گرفته شود، چرخ از حركت بازمي ماند: (281)
زمينه همگاني - ديدگاه مشترك - پيام دگرگوني بايد به خوبي و گستردگي شنيده شود؛
نمادها و نشانه ها - افراد همواره به خواندن مطالب ميان سطرها و سطح حساسيتهاي سازمان مي پردازند؛
ساختار و فرايند راهنمايي - دگرگوني بايد يك نفر مسئول داشته باشد؛
قهرمانان و پشتيبانان - به افرادي نياز هست كه با احساسات و گرمي پذيراي آن باشند؛
پيروزيهاي فوري و نوآوريهاي محلي؛
ارتباطات - بهترين راه تبادل تجربه؛
سياستها، رويه ها، و نظام تراز سازي؛
معيارها، هدفها و بازخورد - آگاهي از درست بودن مسير دگرگونيها؛
قدرشناسي و پاداش - مشخص بودن معيارهاي پاداش.
زندگي در فرهنگ الكترونيكي، يعني زندگي در دگرگوني. دگرگوني پيوسته، با حركت روبه پيش، همه جا حاضــــــر و پايان ناپذير - نه دگرگوني محدود و تنهـــا يك بار.
سپس به 10 دليل شناخته شده مخالفت مردم با دگرگونيها اشاره دارد كه رهبران بايد در آستانه هر كوششي تازه اي نسبت به آنها هشيار باشند: 1 - گمنام شدن، 2 - از دست رفتن مهار (كنتـــرل)، 3 - بي اطميناني مفرط، 4 - شگفت زدگي، 5 - وجود تفاوت، 6 - ترديد در پيروزي، 7 - تاثيرهاي جانبي، 8 - ايجاد كار اضافي، 9 - رنجشهاي گذشته، 10 - تهديدهاي راستين. (310)
مطالعات همگي نشانگر نكته مهم به كارگيري «مهارتهاي هوشي»، همراه با «مهارتهاي احساسي» انسانها هستند. ستارگان كارايي در اين كتاب از هفت كيفيت ذهني برخوردارند كه در هر دو شكل توانمنديهاي استدلالي و احساسي بروز دارند: (350)
- نشان دادن كنجكاوي و خيال پردازي؛
- مهارت دربرقراري ارتباط با ديگران از دور و نزديك؛
- جهان وطني؛
- ناگريختن از پيچيدگي؛
- حساس بودن به زنجيره اي از نيازهاي انسان و حركتهاي برخاسته از آن؛
- نگاه به انسان به عنوان و با چشم منابع هوشمند؛
- به جاي تكيه بر قدرت سازماني بيشتر از توان انديشه و صداي رساي خود بهره مي برند.
در پايان كتاب را اين گونه به پايان مي برد، در مرز ايستاده ايم. آيا متحول خواهيم شد؟ اين پرسشي است كه به خودمان بستگي دارد - ديدگاه مان درباره انسان، ارزشها ...… نه فناوري. پيامــــد چه خواهدبود: جمعيتي تنها يا جامعـــــه اي به هم پيوسته؟ گزينش با ماست. (367)
|
|
|