در عمل بايد عشق ورزيدن

به تازگي سرگرم همكاري مشاوره اي افتخاري با يك سازمان نيكوكاري (N.G.O) معتبر در كشور شده ام كه از نظر سابقه، بزرگي و نوع خدمت در نوع خود در كشور و در منطقه كم نظير است و توانسته است با اثبات خدمتگزاري و جلب اعتماد مردم داخل و خارج از كشور شعبه هاي جذب كمك در چندنقطه معتبر جهان نيز داشته باشد.

اولين موضوع مورد تقاضاي بنيانگذاران اين سازمان تهيه پيامهاي امروزي و جديدي(DIGETALL) بود كه ضمن آنكه همان جاذبه هاي معنايي و معرفت پيامهاي سنتي را داشته باشد اما دست كم به لحاظ گويش و نوع ادبيات و تركيب واژه ها جديد باشد به طوري كه مورد پذيرش و جذب نسل جديد نيز قرار گيرد. مديريت سازمان توضيح دادند كه 4 نوع پيام گيرنده موردنظرآنان است:
1 - رهگذراني كه از بلواري كه اين موسسه در آنست و از روبروي آن عبور مي كنند.
2 - نيكوكاراني كه از اين مركز بازديد مي كنند و يا داوطلباني كه خدمات حضوري به مددجويان اين مركز ارائـــه مي كنند.
3 - مددجوياني كه در آنجا گرد آمده اند و به مناسبت نوعي محروميت و معلوليت در آنجا زندگي مي كنند.
4 - مديران و كاركناني كه با قرارداد كار و دريافت حقوق و مزايا اين سازمـــان را اداره مي كننـــد و به اهالي اين مركز انواع خدمات مديريتي، پشتيباني، بهداشتي، درماني، فرهنگي اجتماعي، مالي و اداري ارائه مي كنند.
اين مهم ظرف مدت كوتاهي انجام شد و به فهرستي فراتر از نيازها و مكانهاي مورد نظر رسيديم، اما موضوعي كه ديگر اكنون فراتر از نياز و تقاضاي بنيانگذاران و مديران اين موسسه براي اين مشاور افتخاري، مهم و حياتي شده بود موضوع كاركنان و پيامهاي مورد نياز آنان است. زيرا با اندوه فراوان دريافتم كه وقتي تقدس كار از فــــرهنگ جامعـــــه اي رخت بر مي بندد و مي گريزد ديگر تفــاوت نمي كند كه تو در رعـــــايت فرهنگ كار، وجدان كار، بهره وري و كيفيت در يك كـــــارخانه اتومبيل سازي كار مي كني يا در يك شركت صنايع غذايي و دارويي، لوازم خانگي و صنايع نظامي يا يك سازمان و موسسه خيريه. بنابراين اولين اولويت كار را در تهيه پيامهايي در اين زمينه براي كاركنان ديدم اما ترجيح دادم كه قبل از انتشار اين پيامها و نصب آن بر دروديوار براي حدود 900 همكار در اين سازمان در جلسات عمومي درباره عشق در كار و تقدس كار سخن بگويم. زيرا به تجربه دريافته ام كه هيچ پديده اي در سازمان غــــــم انگيزتر از اين نيست كه كاركنان، تنها براي مزد و به اندازه مزد و بدون عشق و انگيزه كار كنند.
در اين مجال كوتاه كه به منظور تقديم شعر ناقابل «سلام»، براي مديران و خوانندگان عزيز تدبير فراهم آمده است قصد ادامه اين مطلب را ندارم اما مايلم خلاصه و تعداد كمي از آن پيامها را كه مخاطبان آن مي توانند مديران و كاركنان هر سازمان ايراني باشند تقديم كنم. و اينك آن پيامها

- كار عشق قابل رؤيت است.
- ما در رشته اي به كمال مي رسيم كه به آن عشق مي ورزيم.
- بكوشيم شغل ما بر شوق ما منطبق باشد.
- جهان، تكبر و تنبلي را تنبيه مي كند.
- كســـي كه زمان را نشناسد، زمان او را مي بلعد.
- از لحظه اي سقوط مي كنيم كه گمان مي كنيم موفقيم.
- آينده ادامه گذشته نيست.
- هر انساني منحصر به فرد است و مي تواند در رشته اي در جهان قهرمان
باشد. - زنبور عسل را با نوش او بشناسيم و معرفي كنيم، نه نيش.
- غيرممكن، غيرممكن است.
- محيط كار پويا به افراد متخصص در امور غيرممكن نياز دارد.
- هيچ انسان ناسپاس خوشبختي وجود ندارد.
- علف هرزه گياهي است كه خاصيت آن هنوز كشف نشده است.
- آفتاب به گياهي نور مي دهد كه سر از خاك بيرون آورده باشد.
- تبسم خرج ندارد، اما ارج دارد.
- وقتي با عشق كار نمي كنيم، سازمان به اندازه حقوق ماهيانه ما ضرر مي كند. اما ما به قيمت از دست دادن جواني - خلاقيت، اعتمــــادبنفس، رشد و عمر خود زيان مي كنيم.
- هميشه بيشتر از حقوقتان كار كنيد، روزي مـي رسد كه بيشتر از كارتان حقوق بگيريد.
- آنقدر تشويق كنيد كه تشويق نشدن تنبيه باشد.
- اگر به شغل خود بي علاقه ايم يا ديدگاه خود را تغيير دهيم يا شغل خود را.
و اينك شعر «سلام» تقديم مي شود به مديران عزيزي كه «نقش دل در مديريت» را باور دارند و به آن عمل مي كنند.
« سلام »
عشق را وارد كلام كنيم
تا به هر عابري سلام كنيم

و به هر چهره اي تبسم داشت
ما به آن چهره احترام كنيم

هركجا اهل مهر پيدا شد
ما در اطرافش ازدحام كنيم

چشم ما چون به سروسبز افتاد
بهرتعظيم او قيام كنيم

گل و زنبور، دست به دست دهند
تا كه شهد جهان به كام كنيم
اين عجايب مدام دركارند
تا كه ما شادي مُدام كنيم

شُهره زنبور گشته است به نيش
ما ازو رفع اتهام كنيم

علفي هرزه نيست در عالم
ما ندانيم و هرزه نام كنيم

زندگي در سلام و پاسخ اوست
عمر را صرف اين پيام كنيم

«سالكا» اين مجال اندك را
نكند صرف انتقام كنيم
در عمل بايد عشق ورزيدن
گفتگو را بيا تمام كنيم

عابري شايد عاشقي باشد
پس به هر عابري سلام كنيم.

مجتبي كاشاني (سالك)
82/7/10


بازگشت به صفحه اول سايت سازمان مديريت صنعتي
در اين شماره مى خوانيد:
سر مقاله
پارادوكسي ديگر از تحول
ميز گرد
بازنگري قانون تجارت، در نقد صاحبنظران
مقالات
برنامه ريزي منابع انساني با رويكردي استراتژيك در سازمانها
تاثيرات فناوري اطلاعات بر زنجيره ارزش سازماني
سياستهايي براي توسعه وسازماندهي توليد
مدل هاي سازماندهي در سازمانهاي هولدينگ
همسوسازي كسب و كار و فناوري اطلاعات با شش استراتژي ريزي
نقش بنگاههاي كوچك و متوسط در اقتصاد تايوان
انديشه هاي گوردون مور بنيانگذار اينتل
ابزارهاي مالي مشتقه در بازار سرمايه
گامهايي درجهت دستيابي به برتري
گزارش ويژه
انسان وفرايندارزشيابي
گزارشهاى داخلى
انسان، سرمايه اي بي پايان
بنگاههاي كوچك و متوسط و حمايتهاي ملي و منطقه اي
كوتاه و خواندنى
مديريت منابع انساني در عصر جهاني سازي ABB
دلايل هزينه اضافي طرحها
چالشهاي مديريت آينده
در عمل بايد عشق ورزيدن
روى خط اينترنت
نگاهي به يك كتاب
معرفى كتاب
روي جلد