و زماني كه زمين مي بلعد
مجتبي كاشاني
اينجا تمام ديده ها در انتظار است
اينجا تسلي دادن دل افتخار است
اينجا اگر ساحل شدي بي انتهايي
اينجا اگر لنگر فكندي ناخدايي
*
خبر زلزله بم را بيش و كم همه شنيده ايم نه ما كه همه جهانيان شنيده اند مفيدترين كاري كه آدم از تلويزيون خودمان مي بيند همين خيررساني و نشان دادن تصاويريست كه ابعاد يك فاجعه طبيعي را نشان مي دهد.
مردم ظرف مدت كوتاهي از تلويزيون ابعاد وحشتناك اين زلزله 6/3 ريشتري را كه شهرستان محروم و خشت و گلي را با خاك يكسان كرد، ديدند و شنيدند و درود بر مردم عاطفي و انسان ايران كه علي رغم روز سرد و باراني و برفي يكبار ديگر وحدت خود را نشان دادند و كاميونها و تريلي ها را در مقابل مساجد پراز بار محبت و عشق و عاطفه مي كردند و از شيرخشك گرفته تا پتو و از كنسرو گرفته تا چراغ علاءالدين هرچه احساس مي كردند هموطنانشان در اين سرماي زمستان به آن ممكن است نياز داشته باشند، ارسال مي كردند.
آيا درست است بگوييم بلاها را براي ايجاد وفاق و همدلي مي فرستد وما مردم سردرگــــريبان كه حتي از كنار يكديگر رد مي شويم و به هم سلام نمي كنيم اين طور به يك باره عشق به هم نثار مي كنيم. خدايا ما را در شاديها به هم نزديك گــردان تا ملتي سازنده تر و سرافرازتر از اين باشيم.
از نخستين روز زلزله هم، مرتب تلفن زنگ مي زند كه جامعه ياوري چه كار خواهدكرد من به همه مي گويم هر زلزله اي عواقبي دارد فعلاً مرحله اورژانس و بيل و كلنگ و به بيمارستان رساندن وجنازه از زير آوار درآوردن است كه خيلي ها آنها را انجام مي دهند. كار ما ورود در مرحله دوم است كــــــه غربت و تنهايي زلزله زدگان را فرامي گيرد. من در زلزله خراسان تجربه كردم. زلزله مثل مرگ عزيزي مي ماند كه تا روز هفتم همه جمع مي شوند و تشييع جنازه مي كنند و در ختم آنها در مساجد شركت مي كنند. مراسم هفت كه تمام مي شود صاحب عزا مي ماند و دل تنهاي خودش و غم و غمهاي خودش. من خودم هواي عزادار را از هفتم به بعد بيشتر دارم. در زلزله تازه پس از به خاك سپاري جنازه ها و اسكان دادن زنده ها در چادرها، تازه زندگي در آوارگي و سرگرداني شروع مي شود، زندگي زلزله زده براي گرفتن امكانات در صفها و مراسم بوروكراسي آغــاز مي شود.
تازه غم عزيزانش را فراموش نكرده بايد به فكر گرفتن وام و ساختن يك سرپناه باشد، تازه دختر يتيــــم بي مادرش را تسلي دهد، تازه بچه هاي زنده مادر مرده و يتيم، مدرسه و قلم و كاغذ و دفتر مي خواهند تازه معلم مي خواهند تازه... مي خواهند ومي خواهند. مامعمــولاً در مرحله دوم وارد مي شويم در يتيم نوازي در مدرسه سازي و دربرخي كارهاي اساسي.
اما همواره در پايان حادثه غم انگيزي اينچنين با خودم فكر مي كنم ما مردم كه مثل ژاپني ها مي دانيم روي كمربند زلزله قرار داريم چرا همچنان از يك سوراخ قرنها و سالها و بارها گزيده مي شويم. من در سال 1987 كه براي اولين براي دوره اي به ژاپن رفتم و در خوابگاهي مستقر شدم در بدو ورود با اطلاعاتي درمورد زلزله هاي مكرر در ژاپن روبرو شدم كه متوسط آن را اگر اشتباه نكنم روزي چند بار ذكر كرده بود. راههاي اضطراري را نشان داده بود و تازه تاكيد كرده بود كه اين ساختمان قديمي تا بالاي 6 ريشتر مقاومت دارد. و تازه هرماه هم با ساكنان ساختمان كه اكثراً مثل من، مسافران هتل موقت اقامت داشتند تمرين زلزله و پناه گرفتن مي شد. ژاپني ها در چند دهه اخير تدابيري جدي تري هم انديشيده اند كه زلزله اخير حدود 8 ريشتري هم شنيدم كه خرابي چنداني نداد و كشته اي هم از مردم ژاپن نگرفت آيا پس از زلزله هاي سنگين بوئين زهرا، فارس، قاين، بجنورد، اردبيل و رودبار، هنوز وقت آن نرسيده است كه به جاي اين همه مجادله و بحث و جنجال و زلزله سياسي، مسئولين فكري به حال اين حوادث غيرمترقبه كه علم و برنامه ريزي و پيش بيني و منطق گرايي كمك مي كند تا همين درآمد اندك دولت را هم صرف و خرج اين ويرانيها نكنيم و داغهاي تازه اي بر دل ما ايرانيان مظلوم و ستمديده و بي گناه ننشيند.
به هر حال غيرت مردم، همت مردم، صحبت مردم و مساعدت و همدلي در كمك رساني به زلزله زدگان بم ستايش انگيز بود. با همه اندوهي كه از اين حادثه در دل كوچك و بيمار من است و با همه وجود شعر «زيروبم» را تقديم به بازماندگان زلزله بم مي كنم.
زير و بم
كشور ما كشور زير و بم است
ليك اكنون نوبت شهر بم است
قرنها شادي ز ما پنهان شده
قسمت ما قرنها درد و غم است
كاش تنها سيل بود و زلزله
درد ما رنج و عذابي در هم است
درد ما خشم طبيعت نيز نيست
درد ما فارغ ز درد عالم است
درد ما درد كسوفي دائمي است
درد ما درد غروبي هر دم است
درد ما زخمي است از زنجير و زور
زخم را روح رهايي مرهم است
درد ما رنج فراموشي عشق
مهر در جمع غريب ما كم است
ما فقط در غم رفيقيم و رفيق
اين براي عالم انسان كم است
درد ما تكرار دور چرخ چاه
درد ما نايابي آب و نم است
درد «بم» «سالك» به پايان مي رسد
درپي آن باز تكرار غم است.
|
|
|