صنعت؛ ضرورت تلاش براي ارتقا
خبرهاي اقتصادي چندروز گذشته حاكي از رونق گرفتن بازار مواد اوليه بود. بويژه در مورد برخي اقلام كه مدتها و شايد سالها از شرايط خوبي برخوردار نبوده و بعضاً بازاري توام با ركود را تجربه مي كردند. بر پايه همين اطلاعات فولاد افزايش قيمتي معادل 30 درصد داشته و ضمن خارج شدن از حالت ركود نسبي ميزان تقاضا براي آن تا 30 ميليون تن بيش از عرضه و توليد پيش بيني شده است. علاوه بر اين درمواردي همچون نيكل پلاتين مس پنبه و نفت نيز وضعيت به همين منوال بوده است. بــــه طور مثال در خصوص پلاتين چنين مطرح شده كه قيمت فعلي آن در طول 24 سال گذشته بي سابقه بوده و روند رشد قيمت آن همچنان مي تواند شكلي صعودي داشته باشد. به جز آنچه به آن پرداخته شد رونق و افزايش قيمت نفت و رشد ملايمي را كه در طول ماههاي گذشته داشته است را همه روزه در اخبار رسانه ها شاهد هستيم.
ناظران دليل افزايش بهاي مواد اوليه جهت توليد كالاهاي صنعتي را عمدتاً در تحرك اقتصاد كشورچين جستجــو مي كنند و معتقدند كه اين كشور روز به روز سهم بيشتري در بازار پيدا مي كند و مي تواند يكي از وزنه هاي اصلي اقتصاد جهاني در آينده نه چندان دور باشد. كشور چين بــا سرازيركردن ميليون ها نفر از نيروي كاري - كه عمدتاً به فعاليتهاي غير صنعتي اشتغال داشتند - به مراكز صنعت و توليد عزم جدي در صنعتي كردن كشور داشته و همراه با بهبود كيفي كالاها و توليد بيشتر سعي دارد از مزيت هاي نسبي خود بيشترين بهره گيري به عمل آورد. افزايش تقاضا و درنهايت بالا رفتن قيمت مواد اوليه كه به اين كشور نسبت داده مي شود به دور از سياستهاي اتخاذشده توسط چين نبوده و با توسعه صنعتي و حضور گسترده تر در بازارهاي جهاني همخواني كامل دارد.
طرح موضوع افزايش قيمت و رونق مواد اوليه در هفته هاي اخير و انتساب آن به چين از سوي كارشناسان اقتصادي اگرچه مطلبي جذاب و قابل پيگيري است ليكن در اينجا بيشتر به بخشها ي خاصي از موضوع اعتنا خواهيم كرد آن هم مواردي كه مي تواند در تحرك صنعتي و اقتصادي و نيز اشتغال كشور مفيد فايده باشد.
طرح موضوع اقتصاد چين و رشد روزافزون آن از اين زاويه اهميت پيدا مي كند كه اگر استراتژي حضور در بازارهاي جهاني به صورت هدفمند و همراه با برنامه هاي حساب شده پيگيري شود به تدريج نتايج درخشان آن نمايان شده و به هر صورت سهمي در خور تلاش از آن حاصل مي گردد. كشور چين كه در گذشته اي نه چندان دور حداقل از جهت كالاهايي با «كيفيت و قيمت پايين» شهرت داشت رفته رفته سهم مهمي از بازار توليدات صنعتي در جهان را به خود تخصيص داد و همراه با تحرك قابل توجهي كه از جنبه هاي گوناگون به طور مستقيم و غيرمستقيم دارد مي رود تا در ارائه و عرضه كالاهاي صنعتي همرديف توليدكنندگان باسابقه در عمده زمينه ها شود. البته بايد اشاره كرد كه تنها مزيت هاي نسبي همچون نيروي كـــار ارزان و تلاشگر اين نتيجه را به دست نداده و عوامل متعددي دست به دست هم داده اند تا مسير حضور اين كشور در دنياي صنعتي هموار شده و اين كشور به عنوان شريك و همرديف تجاري از سوي ديگر كشورهاي بزرگ صنعتي تحمل گردد.
نكته ديگر آنكه ما در حال حاضر به پشتوانه سرمايه گذاري هاي كلان انجام شده از ممالك توليدكننده فولاد فراورده هاي نفتي و پتروشيمي و نيز برخي فلزات ديگر هستيم. اگر زماني صحبت از آن بود كه كشورهاي بزرگ صنعتي تمايل دارند محل توليد اين قبيل مواد و كالاها در كشورهاي كمتر پيشرفته باشد امروزه اين تصور و خواست چندان واقعي به نظر نمي رسد. از يك طرف نياز و ضرورت و پيوند اين مواد و كالاها با رشد و توسعه صنعتي كشورهاي صنعتي (به لحاظ نقش عمده و استراتژيك آنها درصنعت) انكارناپذيراست و ازسوي ديگر به جهت بالابودن هزينه حمل - كه در
ماهها و هفته هاي اخير نيز افزايش قابل توجهي داشته است - گزينه اي چندان به صرفه براي ديگر كشورها نيست.
بدين ترتيب و با ملاحظاتي كه به آن اشاره رفت شايد آنچه مي تواند اهميت يابد اراده و خواست ما و داشتن امكانات و شرايط مناسب براي توليد و عرضه مواد و كالاهاي يادشده است كه در صورت توجه جدي به آنها مي توان تحرك قابل ملاحظه اي را در اقتصادكشور شاهد بود و علاوه بر نگاه به بيرون كه در آينده اي نه چندان دور مي تواند محقق شود حداقل خود ما را از نظر نياز داخلي تامين كرده و از ديگر كشور ها و توليدكنندگان بي نياز سازد.
صنعت فلزات همچون فولاد مس و صنايع متعدد و وابسته به آنها از اهميت ويژه اي برخوردار است. همان گونه كه صنايع نفت و پتروشيمي نيز در همين راستا قابل ارزيابي مي باشند. صنايع مهم ذكر شده عمدتاً رونق محلي و اشتغال به همراه دارند و البته سرمايه گذاري و امكانات بالا نيز طلب مي كنند. با اين همه شايد هنوز سالها وجود اين صنايع براي كشوري كه منابع و ذخاير فراوان دارد قابل توجيه است.
مزيت ما در پرداختن و عنايت به صنايع مادر صنعت فلزات صنعت نفت و پتروشيمي داشتن ذخاير غني در كشور و نيز برخورداري از وسعت و تنوع آب و هوايي و نهايتاً نيروي كار تخصصي و غيرتخصصي است . اينها در كنار هم سرمايه اندكي نيست كه بدان به سادگي از كنار آن گذشت. علاوه بر آنكه در اغلب مواقع اين صنايع صنايع كوچك و متوسط ريز و درشت بسيارزيادي در كنار و اطراف خود طلب مي كنند كه برخي مستقيم و بعضي غيرمستقيم حاصل و يا نتيجه وجود صنايع اصلي ذكرشده اند.
اينكه ما گمان كنيم كه توجه به صنايع بزرگي چون فلزات و يا پتروشيمي و يا نفت ما را صرفاً به عنوان عرضه كننده مواد اوليه تبديل مي كند فرض كاملاً صحيحي نيست- چه اولاً و به هرحال عرضه مواد اوليه به خودي خود عيب نيست ثانياً در بسياري از موارد خود ما نيازمند همين مواد اوليه براي صنايع داخلي كشور هستيم. نكته بااهميت تر آن است كــــــه اراده ما مي تواند دنباله و اقدامات تكميلي هريك از اين حركتها را به طريق صحيح و در جهت داشتن صنعتي توانمند بــه همراه آورد. توليد انواع آلياژهاي گران قيمت و صنايع فلزات آلياژي و نيز فراورده هاي گوناگون نفتي و پتروشيمي و نيز ايجاد كارخانه ها و كارگاههاي متعدد كوچك و متوسط و بزرگ كه به نوعي به مواد اوليه و نيم ساخته حاصل از صنايع اصلي و بزرگتر وابسته اند زنجيره اي است كه در صورت حركت هدفمند به دور از دسترس نيست.
به هرحال ما بايد نگاهمان را از درون به بيرون معطوف سازيم و به هرطريق كه شده در مبادلات صنعتي جهاني جايي در خود براي خود بيابيم. بازار داخلي همواره وجود دارد ليكن با تحرك بخشيدن به آن بخش از صنايع كه تبادل و توازن لازم ميان ما و ديگر كشورها خصوصاً كشورهاي صنعتي را به همراه مي آورد از الزامات است. بايد انديشيد امكانات و شرايط را بررسي كرد و ضمن تكيه بر ارزش و اهميت داشته هاي خود و توجه به زيرساخت هاي لازم صنعت و درنهايت توسعه اقتصادي كشور را شتاب بخشيد.
|
|
|