تمركززدايي عاملي براي توسعه
يكي از معضلات امروزي برخي از كشورهاي جهان تمركز بيش از حد واحدهاي مختلف در يك منطقه خاص است كه با توجه به وسعت و پيشرفت زندگي شهري - صنعتي اين تمركز بيش از حد و همه جانبه واحدها (اعم از واحدهاي صنعتي؛ خدماتي؛ اداري؛ تجاري؛ فرهنگي و...) در يك بخش؛ استان و حتي تعداد معدودي شهر خاص مي تواند عاملي در ايجاد مشكلات و ازبين بردن توازن و نظم لازم در زندگي صنعتي شود.
تمـــام معضلات فوق نشأت گرفته از برنامه ريزيهاي غلط ايــــــــــام گذشته؛ خط مشي هاي نادرست مديران در ابتداي راه صنعتي شدن و ايجاد و توسعه زندگي شهرنشيني و همچنين كم توجهي و يا بي اطلاعي از اثرات سوء اين تمركز در عصر صنعتي شدن است.
با نگاهي اجمالي به كشورهاي توسعه يافته و پيشرفته جهان به راحتي مي توان اين موضوع را تشخيص داد كه در اكثر اين كشورها مراكز مختلفي جهت واحدهاي خدماتي؛ اداري؛ صنعتي و... وجود دارد و در اكثر اين كشورها شهري به عنوان پايتخت و مركز دولتي و شهرهاي متعدد ديگري به منظور مراكز اداري؛ خدماتي؛ تجاري؛ توريستي و... درنظر گرفته شده است و از تمركز بيش از حد و همه جانبه هريك از اين واحدها نيز باتوجه به امكانات موجود و عوامل موثر درجايابي در يك شهر خاص جلوگيري كرده اند چه رسد به اينكه تمام و يا اينكه بيشتر واحدهاي نام برده را در يك شهر تمركز دهند. (به غير از موارد خاص و نادر كه يك منطقه داراي خصوصيات؛ فاكتورهاي موثر؛ امكانات ويژه و شرايط مناسب جهت سرمايه گذاريهاي چندگانه و امكان بهره برداري مناسب چندمنظوره را داراست).
درواقع به نوعي سعي كرده اند كه هر شهري به فراخــور استعداد و امكانات موجود به وسيله استقرار و تخصيص بخشهاي مختلف داراي اهميت و جايگاه خاص خود باشد.
شايد معضلي كه امروزه به عنوان يكي از بزرگترين مشكلات جامعه جهاني مطرح است شهرنشيني در كلان شهرها به همراه مشكلات خاص آن؛ بخصوص مهاجرت از روستاها و حتي شهرها به شهرهاي بزرگتر و حتي در برخي موارد مهاجرت از تمام قسمتهاي يك كشور به سوي يك شهر واحد است.
به راستي براي اين امر مي توان دليلي واضح تر از متمركز شدن واحدهاي مختلف با تمام امكانات در دسترس هر واحد در يك شهر و يا تعداد محدودي شهر خاص بيان كرد؟
تمام مشكلات ناشي از تجمع نيروي انساني بيكار و غيرفعال و يا فعال در كارهاي غيراقتصادي؛ عدم توسعه و بهبود همه جانبه شهرهاي مختلف؛ ركود دربخشهاي مختلف اقتصادي؛ صنعتي؛ دامداري؛ كشاورزي و...؛ افزايش بيش از حد تعداد حمل ونقلهاي بين شهري در مسيرهاي طولاني و حتي حمل ونقل داخل شهري در كلان شهــــرها؛ اتلاف سرمايه هاي ملي؛ گسترش قاچاق انواع كالا؛ ايجاد مشاغل غيراقتصادي و يا واسطه اي و هزاران عامل و معضل ديگر از اثرات اين تمركز است.
باتوجه به مشكلات نام برده شده به راحتي مي توان اهميت عدم تجمع ودرنهايت تمركززدايي واحدهاي مختلف در يك شهر واحد را احساس كرد.
درواقع يكي از راهكارهاي توسعه تمركززدايي واحدهاي مختلف بخصوص واحدهاي صنعتي است. بــــا اجراي اين امر به راحتي مي توان مشكلات اجتماعي شهرهاي بزرگ؛ معضلات اقتصادي - صنعتي؛ افزايش روزافزون نيروي انساني غيرفعال و يا فعال غيراقتصادي و همچنين ركود در بخشهاي دامداري و كشاورزي را در مدت كوتاهي تا حد رضايت بخشي بهبود داد. با توسعه و بهبود امكانات صنعتي و خدماتي در اكثر استانها و شهرهاي مختلف در كنار مشخص شدن مراكز مختلف و متعدد به منظور پايتخت؛ مركز اداري و خدماتي؛ مراكز دامداري و كشاورزي؛ مراكز صنعتي؛ مراكز تجاري و بازرگاني؛ مراكز توريستــي؛ مراكز فرهنگي و... مي توان از تجمع گرايي و تمركز همه و يا حتي تعداد بيشتر مراكز نام برده شده در يك شهر خاص و تبديل شدن يك يا چند شهر به كلان شهر با مشكلات متعدد و غيرقابل حل و درعوض خالي ماندن روستاها و شهرهاي كوچكتر به همراه تاثيرات فراوان آن مانند عدم توسعه يا بهبود ساختار زندگي اجتماعي - فرهنگي شهرهاي كوچك؛ تغييرات نابسامان و نامطلوب در وضعيت اجتماعي - فرهنگي - صنعتي كلان شهرها و درنهايت ركود و عدم توسعه در كشاورزي و دامداري (به عنوان زيربنا و پايه هاي مستحكم يك اقتصاد مدرن و صنعتي) جلوگيري كرد.
|
|
|