Untitled Document

روي خط اينترنت
هزينه استخدامهاي نامناسب
منبع : اينترنت
مترجم : سوسن جدي

هزينه استخدامهاي نامناسب مي تواند يك سازمان را متلاطم كند و تمام تلاشهاي شما را به عنوان يك مدير براي جذب و حفظ نيروي انساني خوب به هدر دهد.بركسي پوشيده نيست كه اگر اين اتفاق چندين بار تكرار شود چقدر به هزينه ها افزوده مي‌شود. اگر چه ما معمولاً اميدواريم كه از خطاهاي خود پند بگيريم اما متأسفانه هميشه اين امر صادق نيست .موقعي كه ما در دام تصميمات بد
مي افتيم هزينه هاي رفع آن مي‌توانند نجومي شوند.
براي مثال، براساس آمارهاي تخميني اداره كار آمريكامتوسط هزينه يك انتخاب بد تا 30 درصد درآمدهاي بالقوه اولين سال استخدام رسيده است. ساير كارشناسان نيز با اين موضوع موافق بوده اما اضافه
مي كنند كه اين درصد فقط در صورتي است كه خطاي اين تصميم طي شش ماه اول استخدام مشخص و اصلاح گردد. اگر اين اشتباه مشخص نشود و بعداً آشكار گردد، اين هزينه ها مي تواند به طور قابل ملاحظه اي از اين هم بيشتر شود.اين هزينه ها ناشي از موارد زير هستند:
- آموزش فرد جانشين؛ - هزينه آگهي استخدام؛ - حقوق و مزاياي مصاحبه كنندگان؛ - زيان مشتريان بالقوه؛ - بهره‌وري پايين تر؛ - كاهش معيارهاي اخلاقي؛ - هزينه موسسه استخدام كننده؛ - هزينه ادعاي خسارات احتمالي فرد بركنار شده؛ - دعاوي حقوقي بالقوه.
توجه به اين هزينه ها ضرورت پيشگيري از مشكلات را قبل از وقوع آن آشكار مي‌سازد. انتخاب بد در همه جا رخ مي‌دهد، اما برنامه ها و روشهايي براي فرار از برخورد نزديك با آن وجود دارد. اگر چه دراين مقاله به همه جنبه هاي يك انتخاب مناسب اشاره نمي شود اما راجع به سه گام خيلي مهم كه مي تواند يك مدير را در اجتناب ازيك تصميم استخدامي بد ياري دهد، بحث مي شود.
1 - آنچه را كه مصاحبه كننده مي تواند و يا نمي تواند اندازه گيري كند، شناسايي كنيد.
مصاحبه ها مهارتهاي شغل را تست نمي‌كنندآنها مهارتهاي بين فردي را اندازه‌گيري
مي كنند. تست واقعي، عملكرد افراد است. در مصاحبه، شما مي توانيد ادراك، تصميم‌گيري، اعتماد به نفس، مهارتهاي اجتماعي، قدرت ارائه، شوخ طبعي و قدرت اقناع فرد را ارزيابي كنيد. اگر كانديداها قابليتهاي مورد نظر شما را نداشته باشند احتمالا مناسب آن شغل نيستند.
آيا تا به حال با فردي برخورد كرده ايد كه موقع مصاحبه مي درخشد اما به سرعت بعد از استخدام افت مي كند؟ اجتناب از اين امر ممكن است اما نياز به برنامه ريزي و مهارتهاي مصاحبه دارد. براي مثال اگر شما در ضمن مصاحبه تشخيص دهيد كه كانديدا مي تواند آنچه را كه ادعا مي كند، انجام دهد، اطلاع مفيدي كسب كرده ايد. يكي از آسانترين راه ها اين است كه ببينيد آن كار چگونه انجام شده است.
مصاحبه را با يك صحبت كوتاه و دادن يك احساس خوب به مصاحبه شونده آغاز كنيد. پرسشهايي را به منظور روشن شدن آنچه در رزومه و يا در فرم درخواست شغل آمده است، مطرح كنيد. اگر شخص آنچه را كه ادعا كرده، بداند مي تواند آن را جزء به جزء تشريح كند و شما در صورت ترديد مي توانيد با طرح پرسشهايي، ابهامات را براي خود روشن سازيد.
2- به جاي اطلاعات دادن ،اطلاعات بگيريد:
صحبت كردن بيش از حد، يكي از اشتباهات مصاحبه كنندگان است .اگر شما در مورد كسب و كارتان و يا فرصتهاي استخدامي هيجان زده شويد ممكن است كه در ابتداي امر زياد صحبت كنيد. اطلاعات مشخصي وجود دارد كه بايد براي شما روشن شود اما اين اشتباه را نكنيد كه براي مصاحبه شونده تشريح كنيد كه به دنبال چه هستيد. هنگامي كه داوطلبانه اطلاعات مي دهيد ريسك تأثير بر آنچه به شما گفته مي شود را به وجود مي آوريد .مصاحبه را با پرسشهايي از ليستي كه قبلاً تهيه شده است آغاز كنيد و خود را مقيد به آن بدانيد. هنگامي كه اطلاعات مورد نظرتان را كسب كرديد و كاملاً توجيه شديد از مصاحبه شونده بپرسيد آيا سوالي دارد يا خير؟
وقتي به همه پرسشهايي كه مصاحبه شونده ممكن است از شما بكند پاسخ داديد، حالا بايستي تور خود را روي بهترين كانديدا بيندازيد و سازمانتان را به او بفروشيد اما بزرگنمايي نكنيد و قولي ندهيد كه نتوانيد پاي آن بايستيد.شحص را متقاعد كنيد كه گرفتن آن حرفه و يا برخورداري از امكانات مالي آن به ميزان تحقق آنچه وي درفرايند مصاحبه ادعا كرده است، بستگي خواهد داشت. كانديداهاي با هوش كه دنبال فرصتهاي شغلي هستند با يك نگاه تيز مصاحبه كننده را زير نظر دارند و ارزيابي مي كنند. اگر مي خواهيد آنها را انتخاب كنيد به ياد داشته باشيد كه شما فروشنده سازمانتان هستيد و اين فرصت با اولين تأثيري كه شما بر آنها مي گذاريد، آغاز مي شود. با هر كانديدا، مانند بهترين مشتريان خود رفتار كنيد.
3 - درست سؤال كنيد: مصاحبه ها را با پرسشهاي باز شروع كنيد. از پرسشهايي كه با كلمات چه كسي، چه، كي، كجا و چگونه يا چرا شروع مي شود، استفاده كنيد. آنها به شما كمك خواهند كرد كه تصميم بگيريد كه كانديداها آنچه را كه ادعا مي كنند، مي توانند انجام دهند. از پرسيدن پرسشهاي بسته كه مي توانند با بلي و خير پاسخ داده شوند، اجتناب كنيد.
پرسشهاي مبتني بر رفتار نيز بسيار مهم هستند. آنها كانديداها را مجبور مي كنند كه آنچه را كه واقعاً در گذشته رخ داده است، بيان كنند. در حالي كه پرسشهاي فرضي كانديداها را به اين سمت سوق مي دهند كه آنها فقط آن چيزي را كه فكر مي كنند خوب است، بگويند. براي مثال، در پاسخ به اين سؤال كه "شما با يك همكار مشكل‌ساز چگونه برخورد مي كنيد؟" "يك كانديدا احتمالاً آنچه را كه شما دوست داريد، خواهدگفت". باوجود اين. اگر بپرسيد "به من بگوييد كه با يك همكار مشكل ساز در گذشته چگونه برخورد كرده‌ايد؟"، از وي خواسته ايد كه آنچه را كه اتفاق افتاده است بگويد و شما نيز احتمالاً پاسخ واقعي تري را خواهيدگرفت. گذشته پيشگوي معتبري براي آينده است.
پرسشهاي مبتني بر رفتار به شرح ذيل هستند:
1 - لطفاً درباره موقعي كه توسط رئيس خودتان مورد انتقاد واقع شديد، صحبت كنيد.
2 - دو مثال از تصميماتي كه در شغل قبلي‌تان گرفتيد به من بگوييد.
3 - بگوييد چگونه رئيس خودتان را در جريان موقعيت كاري تان قرار مي داديد؟
4 - شغل فعلي شما ايجاب مي كند كه زمان زيادي را براي تعامل با ديگران صرف كنيد. كي در چنين محيط هايي كار كرده‌ايد و چه احساسي درباره آن داريد؟
5 - يكي از كارهايي را كه انجام داده ايد و نشان دهنده نوآوري شما است، ذكر كنيد.
6 - در مورد زماني بگوييد كه شما از كسي كاري را خواسته بود كه جزء شرح وظايف شما نبود.
پاسخ به اين پرسشها سرنخهايي را به شما مي دهد كه ببيند كانديداها چگونه كار مي‌كنند، فكر مي كنند، واكنش نشان مي‌دهند، با مسئوليتها برخورد مي كنند، انتقاد مي پذيرند و در مقابل ارجاع كارهاي غير از كارهاي روزمره و عادي چه واكنشي نشان مي دهند. اين پرسشها ونظاير آن به شما اطلاعاتي را مي دهند كه براي يك تصميم گيري مناسب نياز داريد.
پاسخ به اين پرسشها اطلاعاتي اضافي را در مورد كانديداها به شما مي دهند كه اگر آنها دچار لغزش شوند يا نتواستند از پس آنها برآيند، نگذاريد كه از قلاب شما در روند. اين پرسشها را تا زماني در مورد آنچه آنها مي گويند توجيه نشده‌ايد، ادامه دهيد.
-مطلب حاضر از سايت http://chart course. Com تهيه و ترجمه شده است.

بيل گيتس همچنان اول است

براساس گزارش مجله «فوربس» در سال گذشته ثروت، ثروتمندان آمريكا باز هم افزايش يافت و ثروت 400 سرمايه دار اول آمريكا به رقم يك تريليون و 13 ميليارد دلار رسيد.
در صدر اين فهرست 400 نفره بيل گيتس صاحب شركت مايكروسافت قرار دارد كه 12 سال است پيوسته مقام اول را از آن خود كرده و اكنون ثروت او به 51 ميليارد دلار رسيده است. نفر دوم اين فهرست «وارن بافت» سرمايه گذار معروف با 40 ميليارد دلار قرار دارد.
«پل آلن» يكي از موسسان شركت مايكروسافت كه شركت را سالها قبل ترك كرده در رديف سوم قرار دارد و اكنون ثروت او به 5/22 ميليارد دلار رسيده است. بعد از او مايكل دل بنيانگذار يك شهر رايانه اي با سرمايه 18 ميليارد دلاري قرار گرفته است. سپس لاري اليسون بنيانگذار شركت نرم افزاري «اوراكل» با 17 ميليارد دلار در رديف پنجم قرار دارد. 5 ثروتمند بعدي از اعضاي خانواده معروف «دالتون» ها و بنيانگذار شركت وال مارت هستند و هركدام بيش از 15 ميليارد دلار ثروت دارند.جان والتون كه در جريان سقوط هواپيماي شخصي اش درماه ژوئن جان خود را از دست داد، «كريستي» همسرش جانشين او شد كه اكنون در رديف ششم اين فهرست قرار گرفته است.
نفر يازدهم اين جدول، استيو بالمر مديرعامل مايكروسافت است كه 14 ميليارد دلار ثروت دارد.
«لاري پنج» و «سرجوي برين» هر دو از موسسان «گوگل» هركدام با داشتن 11 ميليارد دلار ثروت در رده هاي بعدي قرار گرفته اند.
براي تهيه فهرست 400 نفري حداقل 900 ميليون دلار براي هرنفر ضروري بود كه اين رقم در سال گذشته 750 ميليون دلار بود.
به نوشته مجله فوربس يك دليلي كه ثروت گيتس هر روزه افزايش مي يابد افزايش ارزش سهام شركت و سرمايه‌گذاري كلاني است كه در خيلي از كشورها و از آن جمله در كانادا انجام داده است.

افزايش توليد ناخالص داخلي در چين

دولت چين در پايان جلسه سالانه كنگره برنامه پنجساله آينده خود را ارائه داده و درنظر دارد ميزان توليد ناخالص داخلي هر شخص را به دو برابر افزايش دهد. براساس طرح جديد دولت چين ظرف 5 سال ميزان توليد ناخالص داخلي از رقم 854 دلار در سال 2000 به 1700 دلار در سال 2010 افزايش مي يابد.
در اين برنامه روي افزايش سطح زندگي، كاهش 20 درصدي انرژي براي هر واحد از GDP، تشكيل گروههاي صنعتي بين المللي، بهبود رفاه اجتماعي و كاهش فقرا تاكيد شده است.
در اين گزارش درآمد متوسط ساليانه در سال 2000 را 854 دلار درنظر گرفت. متوسط درآمد ساليانه كشاورزان اكنون حدود 370 دلار (حدود 3000 يوان) براي هر شخص است درحالي كه درآمد ساليانه متوسط شهرنشينان بيش از 1000 دلار براي هر نفر است.
اقتصاد چين ظرف دوسال گذشته با نرخ بيش از 9 درصد رشد كرده است و انتظار مي رود كه در سال جاري رشد آن به نرخ 2/9 برسد. گرچه پيش بيني اين است كه سال آينده نرخ رشد اقتصادي چين به 5/8 برسد. با اين هدف كه ثبات و سرعت رشد را به منظور ايجاد شغل و كاهش فقر حفظ كند.
حدود 26 ميليون نفر از مردم چين سال گذشته با درآمد سالانه اي كمتر از 80 دلار در فقر مطلق زندگي مي‌كردند.


 


بازگشت به صفحه اول سايت سازمان مديريت صنعتي
در اين شماره مى خوانيد:
سر مقاله
ديناميزم موفقيت
ميز گرد
تفكر استراتژيك ؛رمز بقاي سازمانها
مقالات
رويکردي استراتژيک به فرايند برنامه‌ريزي آموزش
مديريت بر مبناي توانمندسازي منابع انساني

سنجش ارزش تجارت الكترونيك درعملكرد شركت‌هاي توليدي
نظريه اي جديد درمديريت تعارض
نقش سطوح اخلاقي در تصميمات سازماني
تجربه اي از مديريت موفق
نقش تسهيلات بانكي در چرخه حيات شركتها
جايگاه توسعه مديريت در تعالي سازمان
انديشه هاي مايكل پورتربخش نخست
موردكاوي;هواپيمايي ساوت وست
به سوي جامعه اطلاعاتي
گزارش ويژه
پولشويي جرمي پنهان در سايه
گزارشهاى داخلى
مديريت كيفيت جامع يك فرهنگ است نه يك ابزار
نگهداري و تعميرات هزينه نيست
كوتاه و خواندنى
فلز روي در ايران وجهان
تجديدنظر در توانمندسازي
فرايند عملكرد در سازمان
روى خط اينترنت
نگاهي به يك كتاب
معرفى كتاب
روي جلد