Untitled Document
آموزههايي از بهترين شركتهاي ناشناخته جهاني
احمد الهياري
Ah_yari@hotmail.com
علي کردي نژاد
Ali.Kordinejad@Gmail.com
چكيده
تفکر غالب براي تحليل چگونگي شکلگيري و محتواي استراتژي شرکتهاي کوچک و متوسط بر محورهايي استوار است که شکلگيري استراتژي ها را، حاصل انفعال و يا انباشت تدريجي تجربيات مديراني مي پندارند که غالبا مالک شرکتها نيز هستند.
آشکار شدن رهبران بزرگ جهاني در بازارهاي تخصصي کوچک،بازنگري در نگرشهاي مربوط به شرکتهاي کوچک و متوسط را ضروري ساخته است. شرکتهاي کوچک گمنامي وجود دارند که از مفروضات مديريت نوين پيروي نميکنند و در عين حال رهبران پرمنفعت بازارهاي خويش هستند. آنان استراتژي هاي دگرگونهاي را بهکار ميگيرند که مهمترين مشخصه آنها عدم انفعال در برابر محيط است.
مقدمه
در اقتصاد جهاني دانشمحور،نقشي اساسي براي شرکتهاي کوچک و متوسط در نظر گرفته شده است. رقابتپذيري آتي کشورها به توان توليد دانش و بهکارگيري آن بستگي خواهد داشت.اكنون شرکتهاي کوچک و متوسط از جايگاه ويژهاي در عرصه توليد دانش و به کارگيري آن و افزايش توان رقابتپذيري کشورها برخوردار هستند.
در ادبيات مديريت استراتژيک، مکاتب و رويکردهاي گوناگوني ظهور کردهاند که اغلب در فضاي کسبوکارهاي بزرگ توسعه يافتهاند. ويژگيهاي کسبوکارهاي کوچک باعث شده است تا چنين رويکردهايي از کارآمدي مناسبي براي آنان برخوردار نباشند. شرکتهاي کوچک نسخههاي کوچکتر شرکتهاي بزرگ نيستند و از ماهيت متفاوتي برخوردارند. تفاوت ماهوي، کاربرد بسياري از متدولوژي ها و ابزار مناسب شرکتهاي بزرگ را براي شرکتهاي کوچک نامناسب مينمايد.
در بررسي فرايند شکلگيري و محتواي استراتژي هاي شرکتهايي کوچک و متوسط نيز،تفکر غالب بر حول محور استراتژي هايي است که از روي انفعال و تطابق و بر اساس يادگيري تدريجي مالک مديران آشکار ميشوند.
ضرورت بازنگري در نگرشهاي مربوط به شرکتهاي کوچک و متوسط براي بقا و برتري در بازارها با آشکار شدن رهبران بزرگ جهاني در بازارهاي تخصصي کوچک،بيش از پيش احساس ميشود.
در نوشتار حاضر تلاش خواهيم کرد تا اين فرض که شرکتهاي کوچک بايستي از غولها بياموزند را معکوس کرده و نگاهي متفاوت را از استراتژي هاي رقابتي شرکتهاي کوچک و متوسط معرفي کنيم.
مفروضات رايج استراتژي شرکتهاي کوچک و متوسط
بر مطالعه نحوه پيدايش و محتواي اصول رقابتي شرکتهاي کوچک و متوسط مفروضاتي حاکم است که با ظهور دسته جديدي از شرکتهاي گمنام لزوم بازنگري در آنها احساس ميشود. برخي از اين مفروضات به شرح ذيل هستند:
تداوم و بقا مهمتر از رشد: تمرکز اصلي تحقيقات در بررسي تجاري شرکتهاي کوچک بر استراتژي هايي است که «فرايند رشد» را تحت پوشش قرار ميدهند. در اين بررسيها پيشرانههاي رشد شناسايي ميگردند. همچنين مشخص ميشود که چه نوع استراتژي هايي براي رشد توسط شرکتهاي کوچک موفق اتخاذ ميشوند.
به نقل از مجله «فورچون»، دغدغه اغلب کارآفرينان بيش از آنکه تنظيم سازمان باشد،ساختن آن است. براي آنها توسعه، يک وسواس و حتي گاه يک بيماري است که مبتني بر وسواس فکري آنها براي يافتن ثروت و ايجاد يک امپراتوري مورد توجه قرار ميگيرد (1).
استراتژي هايي که به تداوم و بقا شرکت ميانجامند کمتر مورد توجه قرار گرفتهاند و اين در حالي است که «تلاش براي تداوم و بقا» متداولترين اتفاقي است که در تعداد زيادي از شرکتهاي کوچک روي ميدهد (2). از طرفي براي اکثر مالک مديران رشد و توسعه اولويت اصلي محسوب نميشود.
«پيتر دراکر» نيز معتقد است «مزاياي کوچک بودن در حال افزايش است. زماني که نگاه ميکنيد که چه کسي صادر ميکند در مييابيد که شرکتهاي بزرگ نيستند که تنها عالي عمل ميکنند اما به غير از چند شرکت بزرگ تمامي کالاهاي صادراتي در شرکتهاي متوسط ساخته ميشوند که بسيار تخصصي هستند. من فکر ميکنم شرکتهاي بزرگ محو خواهند شد اما من کسبوکارهاي بيشتر و بيشتري را ملاحظه ميکنم که در آن اندازه متوسط شرکتها بسيار بهتر است. تلاش براي بزرگ بودن به سهولت نتايج را پخش ميکند و سودآوري را نابود ميسازد.» (3)
بيشترين مدل هاي معمول تعالي مديريت حاصل بررسي شرکتهاي بزرگ يا رو به رشدي است که خدمات و محصولاتي کاملا در معرض ديد پديد ميآورند،از اين رو داستانهاي موفقيت بيشتر متمرکز بر شرکتهاي بزرگ بودهاند. روزنامه نگاران و استادان محافل علمي موفقيتهاي بنگاههاي بزرگ را به تصوير ميکشند و چنين القا ميکنند که شرکتهاي کوچک بايستي از اين غولها بياموزند و تقليد کنند.
در دنياي کسبوکار شرکتهايي در سايه قرار دارند. شرکتهايي که در سطح جهاني به فعاليت مشغولند و حتي براي دنياي تجاري ناشناخته هستند. اين شرکتها توانستهاند بيش از 70 درصد سهم بازار جهاني را در اختيار بگيرند. هرمان سيمون در کتاب «قهرمانان پنهان» استراتژيها و اقدامات شرکتهايي با چهرهاي پنهان (low profile) و عملکرد بسيار عالي در آلمان را آشکار ساخته است. شرکتهاي کوچک و متوسطي که در گوشهاي خاص از بازار به طور کاملا تخصصي مشغول فعاليت هستند. آنان ضمن تلاش براي بقا و تداوم همچنان بر کوچک ماندن اصرار ميورزند.
اين امر نشان مي دهد كه تحقيقات در مورد استراتژي هاي شركتهاي كوچك و متوسط بايستي تمركز خود را از بررسي «استراتژي هاي رشد» بر «استراتژي هاي بقا و برتري در عين كوچك ماندن» تغيير دهند.
تاثير گذاري و قدرت مواجهه با محيط: بسياري از رويكردهاي كنوني استراتژي بر اتخاذ تصميمات و سياستهايي تاکيد دارند که بر محيط بيروني شرکت تاثير گذار باشند. اما مالکان ممکن است احساس کنند که اين امر نميتواند توسط آنان محقق گردد زيرا معمولا با محيطهاي پر مخاطرهاي مواجه ميشوند که قدرت تاثيرگذاري بسيار اندکي بر آن دارند. ناتواني شرکتهاي کوچک در تاثيرگذاري بر اتفاقات حاصل ضعف آنان در نقدينگي،توان بازاريابي و نوآوري در فرايند و محصول است.
مدل هاي کلاسيک و استراتژي هاي قطعي معمولا به گونهاي تنظيم ميشوند که شرکت قادر نيست تا در چهارچوب آن به فرصتها و تهديدهاي پيش بيني نشده پاسخ مناسب دهد. به نظر ميرسد استراتژي هايي که کمتر از منطقگرايي دقيق برخوردار هستند و در برابر وقوع رويدادهاي پيشبيني نشده منعطف هستند کاربرد آسانتري براي مالکان داشته و از ارزش بيشتري برخوردار باشند (2).
نسبت دادن برخورد انفعالي به شرکتهاي کوچک از اعتبار زيادي برخوردار نيست. قهرمانان پنهان که از سوي «سيمون» معرفي شدهاند قادر هستند با بهرهگيري از نيروي انساني کم و در عين حال نوآور خويش و نيز استفاده از نزديکي به مشتري تاثيرات شگرفي بر جهت حرکت يک کسب و کار داشته باشند. گردش مالي آنان نيز آنان را از انفعال در برابر تغييرات محيط دور نگه خواهد داشت. شرکتهايي چون «بريتا» که در زمره قهرمانان پنهان قرار دارند ، قدرت خارق العادهاي در تغيير جهت بازارها و عدم انفعال را به نمايش ميگذارند.
مشارکت جويي و خودرايي مالک مديران: ويژگيهاي رواني مالک مديران بر محتواي استراتژي شرکتهاي کوچک و متوسط تاثير فراواني دارد. ميزان ريسکپذيري، سختکوشي و قابليت ايدهپردازي بر اساس قضاوت و تجربه و نيز اهداف شخصي و تجاري مالکان به عنوان عوامل مهم در محتواي استراتژي شرکت نقشآفريني ميكنند. در شرکتهاي کوچک و متوسط رهبري مهمترين پديده تاثيرگذار بر کسبوکار است.
از مطالب پيشين چنين برميآيد که استراتژي اين شرکتها منبعث از مدل هاي تجويزي همراه با جزييات دقيق و مبتني بر فرايند شناخت کامل و جامع و يا تکنيک هاي پيچيده نيست بلکه بيش از هر چيز مبتني بر رويکردي منعطف و فطري براي بقا و تداوم در برابر رويدادهاي حاوي فرصتها و تهديدهاي پيشبيني نشده و متناسب با اهداف شخصي و تجاري مالکان است. استراتژي هاي شرکتهاي کوچک زماني از سوي مالکان مقبول ميافتند که سهولت اجرا را به همراه داشته باشند.
شرکتهاي کوچک و متوسط که رهبري بازار خويش را در دست دارند تمامي توسط مديران اجرايي راهبري ميشوند که هم مشارکت جو (در جزييات و امور فرعي) و هم خودراي (در اصول) هستند(3). گرايش مالك-مديران به بهرهگيري از توانمنديهاي ساير افراد شركت در خلق استراتژي هاي نو رو به افزايش است.اگرچه نبايستي به طور كامل تاثيرگذاري انديشههاي مالكان را در راهبردهاي شركتها انكار كرد.
نظريه تکامل تدريجي استراتژي شرکتهاي کوچک و متوسط
شرکتهاي کوچک و متوسط که از انديشهاي براي بقا و برتري برخوردارند به چه دليلي به بازنگري در استراتژي هاي خود ميپردازند؟ در تحقيق صورت گرفته در دانشگاه کمبريج تلاش شده است تا به اين پرسش پاسخ داده شود (4). يافتههاي اين تحقيق نشان ميدهد که تصميم به تدوين راهبرد از وقوع رويدادهاي خاص به ويژه
مواجهه با بحران آغاز ميشود. اين تحقيق به چند رويداد عمده اشاره دارد.
زياندهي و يا در آستانه ورشکستگي قرارگرفتن مهمترين رويدادي است که شرکتهاي کوچک و متوسط را وا ميدارد تا براي تغيير جهت و سوددهي به بازنگري در استراتژي هاي خود بپردازند.
تغييرات صورت گرفته در محيط بيروني نيز ممکن است شرايطي فراهم سازد که شرکتها، توسعه را در دستورکار قرار دهند. در برخي موارد ممکن است با گذر زمان شرکت از تمرکز بر کسب و کار محوري خود منحرف گردد و يا در تعيين و نيز گزينش اولويتهاي خود دچار سردرگمي شده باشد. تمرکز و شفافيت اولويتها، عمدهترين هدف مديريت، بيان شده است.
همچنين تحقيق صورت گرفته در دانشگاه «ميدلسکس» (انگلستان) نشان ميدهد که تعداد بسيار زيادي از شرکتهاي کوچک و متوسط که داراي استراتژي هستند اسنادي درباره استراتژي کنوني خود تهيه نکردهاند. علت اين امر تکامل تدريجي استراتژي توسط فرد کارآفرين عنوان شده است. تحقيق ياد شده از کاربرد مفهوم تکامل تدريجي استراتژي هاي «هنريمينزبرگ» در شرکتهاي کوچک و متوسط حکايت دارد(5). در اين نوع استراتژي از وجود شروط و دقت بسيار در تدوين بندبند اهداف خبري نيست.
ديدگاه مالک-مدير يک امر شخصي است که امکان تغيير کامل آن وجود دارد. به بيان ديگر، از آنجا که طراح،خود مجري نيز هست، ميتواند مرحله به مرحله با توجه به بازخوردها و اطلاعات پيشين کارهاي گذشته، به موقعيتها و فرصتهاي جديد يا تهديدهاي محيط به سرعت عکسالعمل نشان دهد(1).
ظهور استراتژي هاي شرکتهاي کوچک و متوسط حاصل درک نسبي مالک مديران از شرايط محيطي بدون به کارگيري گسترده ابزار تحليلي و مبتني بر يادگيري تدريجي و نيز خلاقيت فردي است. چنين دريافتهايي حاصل مطالعه شرکتهاي کوچک و متوسط معروف در انظار عمومي است. شرکتهاي کوچکي که براي عموم شناخته شده هستند غالبا چنين عمل ميکنند. با اين حال، در بخش بعدي مشاهده خواهيم کرد که نوع ديگري از شرکتها موارد ديگري از چگونگي و ويژگيهاي استراتژي ها در شرکتهاي کوچک را آشکار ميسازند.
نظريه قهرمانان پنهان يا برندگان مرموز
تعداد زيادي از شرکتهاي تجاري موفق از نظر مشاوران، مجلات و محققان علوم بازرگاني پنهان ماندهاند. در سطح زيرين داستانهاي موفقيتهاي تجاري و حماسههاي نوآوريها، منبعي از عقلانيت مديريتي مورد غفلت قرار گرفته و دستهاي از رقباي جهاني به طور مرموزي از نظرها دور مانده است. اگرچه تهيه نوشته يا نانوشته استراتژي در شرکتهاي کوچک عمدتا واکنشي به عوامل تهديد کننده آنان است با اين حال برخي ديگر از شرکتها به لحاظ تدبير پيشين درباره مراحل نفوذ در بازارها و توسعه
آن و نيز انتخاب آگاهانه محصول و بازار و چگونگي تعامل با ساير عوامل،نمايشي ديگر از نامناسب بودن فرض عملکرد انفعالي را به تصوير ميکشند. قهرمانان پنهان نشان ميدهند که استراتژي هاي آنها حاصل انفعال نيست بلکه تاکتيک هايي را براي شناسايي فرصتها که درونمايه اساسي استراتژي هستند پيشبيني و با تجربيات انباشته شده مديران تلفيق مي كنند.
اين كوچكهاي بزرگ در حوزه فعاليت خويش از سهم جهاني بازار حدود 70 تا 90 درصد برخوردارند آنان پيش از آنکه واژه جهانيشدن بر سر زبانها بيفتد واقعا جهاني بودهاند. اهدافي بلندپروازانه جهت جهانيشدن در ذهن گردانندان برندگان مرموز شکل ميگيرد. «بادر» (Baader) رهبر جهاني بازار تجهيزات فراوري ماهي با بيش از 90 درصد سهم، «بريتا» (Brita)دارنده 85 درصد سهم بازار جهاني فيلترهاي آب در محل، «اسيلور»(Essilor) سازنده جهاني کفشهاي کوهنوردي نمونه هايي از رهبران کوچک بازارها هستند (3).
قهرمانان پنهان جايگاه اول و يا دوم بازار جهاني و يا جايگاه اول در بازار منطقهاي (اروپا) را در اختيار دارند. تقريبا تمامي قهرمانان پنهان، رهبران بازار در حوزه خويش هستند. اين شرکتها هميشه شماره يک بودن را هدف گرفتهاند. شماره يک به معناي شماره يک در خانه نيست بلکه آنها بالاترين افتخارها را در سطح جهاني ميخواهند.
راهبرد «سيمون» براي موفقيت قهرمانان پنهان با اشتياق آنان جهت دستيابي به موقعيت رهبري بازار آغاز ميشود. اين شرکتهاي به بلوغ رسيده که براي عموم نيز شناخته شده نيستند،از اندازه کوچک يا متوسط برخوردارند و بيش از حدود يک ميليارد دلار در سال فروش ندارند و غالبا از انظار عمومي دور نگه داشته ميشوند.
استراتژي نوخاسته و تطابقي «هنريمينزبرگ» بر درک شهودي و تکامل تدريجي استراتژي در شرکتهاي کوچک اشاره دارد. «هرمان سيمون» شرکتهايي را به تصوير ميکشد که نه تنها در برابر تحولات منفعل نيستند بلکه در حوزه عملياتي خويش با هوشياري هرچه تمامتر و با بهرهگيري از استراتژي هاي از پيش تدبير شده عمل ميكنند. پيش تدبيري بودن استراتژي هاي اين شرکتها حالتي مطلق ندارد با اين حال قصد و نيت از پيش در آن لحاظ شده است.
استراتژيهاي رقابتي قهرمانان پنهان
«سيمون» به استراتژي هاي زير جهت دستيابي به رهبري بازار اشاره ميکند (3):
- اصرار بر گمنامي و خيزش به گوشه اختصاصي: علت موفقيت اين بنگاهها آن است که همگي دقت کردهاند مبادا بازارشان را وسيع تعريف کنند برعکس سعي کردهاند تا بازارشان را خيلي محدود ببينند يعني دقيقا بر اساس محصولي که توليد ميکنند (2). مطالعه محصولات و خدمات قهرمانان پنهان نشانگر آن است که آنها در گوشههاي پنهان مانده از چشم سايرين به فعاليت مشغولند.
يک دليل مهم براي در انظار نبودن اين رهبران جهاني آن است که آنها خود بر گمنام ماندن اصرار دارند و از شهرت ميگريزند. آنها علاقهاي به آشکار شدن استراتژي هايشان ندارند زيرا ديگران را متوجه کسب و کار آنها ميسازد. آنان حتي حاضر نيستند سهم واقعيشان براي مشتريان و رقبا آشکار گردد.کسي نبايد از گوشه بازار آنها با خبر شود.
همانگونه که در جدول شماره يك مشاهده ميشود يک تفاوت اساسي ميان بنگاههاي بزرگ و قهرمانان پنهان از منظر شدت مواجهه با ريسک و نيز تمرکز بازار و رقابت مشهود است. در حالي که بنگاههاي بزرگ مجبورند در بازارهاي تنگ جهت دستيابي به حجم بالا فعاليت کنند و از منافع توليد در مقياس اقتصادي بهرهمند شوند قهرمانان پنهان بر گوشهاي از بازار متمرکز ميشوند که در آن به طور طبيعي با رقابت کمتري مواجه ميگردند(3).
پرهيز از تنوع محصول نيز از ويژگيهاي اساسي آنان محسوب ميشود. «استراتژي تمرکز» بر «استراتژي تنوع» در اين شرکتها ترجيح داده ميشود. علت اين امر در پراکنده شدن منابع و قابليتها از اطراف محصول و بازار کليدي عنوان ميگردد.
- ارايه محصولي خاص برخوردار از پيچيدگي هاي تکنولوژيک: هيچ يک از قهرمانان به فروش محصولات و کالاهاي معمولي نميپردازند که به راحتي قابل مشابهسازي توسط سايرين باشند. آنچه که قهرمانان را از ديگران متمايز ميسازد توانايي زياد آنها در نوآوري مداوم و بهبود محصولات است. آنان به تاکيد بر محصولي خاص و غالبا برخوردار از پيچيدگيهاي تکنولوژيک متمرکز هستند. بسياري از محصولات آنها نامحسوس هستند و اکثرا در فرايندهاي ويژه توليد و يا آزمايشگاه به کار گرفته ميشوند و يا به عنوان مجموعهاي فرعي در محصولي نهايي استفاده ميگردند .براي نمونه ميتوان از ماشينآلات تخصصي «هاوني» (Hauni) در فراوري سيگار، فيلترهاي خانگي آب «بريتا» و غيره نام برد.
با اين حال، اين امر براي شرکتها خالي از مخاطره نيست .بديهي است که در حوزه محصولات با فناوري بالا خطراتي وجود دارد. کيفيت محصول ميتواند به سرعت کپيبرداري شده و همچنين نسبت عملکرد به هزينه،نيروي محرکهاي ميشود تا رقباي مهاجم از حوزههاي کم هزينه به بازار آنان وارد شوند و يا عمده فروشان محصول نيز تصميم بگيرند که به اين گوشه از بازار بخزند. گروه آخر اگرچه بهندرت شانسي عليه شرکتهاي تخصصي دارد اما گروه پيشين دردسر سازتر خواهد بود.
ريسک هاي قهرمانان پنهان ناشي از تخصصي شدن بسيار آنها است. در حالي که محصول بهرهمند از تکنيک بهتر مزاياي فراواني به همراه دارد اما با توجه به تغييرات سريع کافي نيست و عالي بودن از نظر تکنيکي تنها زماني سودمند است که نيازهاي مشتريان با شيوهاي اقتصادي برآورده شوند.
- خلق بازار: قهرمانان پنهان خويش را شرکتي تخصصي ميدانند که ميخواهند در بازارهاي کوچک،در زمره بزرگان قرار گيرند. آنان براي موفقيت نيازمند آن هستند که مشتريانشان نيز در جهان درجه يک باشند. خلق بازاري که در آن به فعاليت مشغولند يک بخشي از استراتژي آنان محسوب ميشود. بازار غالبا حاصل تلاش خود آنها است و از سوي هيچ عاملي به آنها اعطا نشده است.
چالشهاي خلق موفقيت آميز يک بازار،بسيار زياد و شامل ريسک بزرگي است. اين به خاطر اين واقعيت است که ايجاد بازارهاي جديد اغلب نيازمند آموزش مشتريان است. از زماني که يک محصول و خدمت جديد ارايه ميشود،لازم است مشتريان درباره مزاياي بهره بردن از آن آموزش ببينند.
البته بايستي بر «تنبلي» مشترياني که ترجيح ميدهند به آنچه که قبلا استفاده ميکردند بچسبند فايق آمد. شرکتهاي اروپايي با يک مانع مضاعف در اروپا رو به رو هستند زيرا مشتريان اروپايي نسبت به مشتريان جنوب شرق آسيا يا ايالات متحده عموما کمتر خواهان آزمودن چيزهاي تازه هستند.
چالشي بزرگ پيش روي آنها است . باقي ماندن در گوشه بازار و دوري جستن از بازارهاي انبوه،که مزيتهاي هزينه اي در آنها حاکميت دارند، بسيار دشوار است.
- خويش اتکايي و پرهيز از ائتلاف استراتژيک و پيمان سپاري: قهرمانان به منظور حفاظت از شايستگيهاي محوري و دانش فني درباره تحقيق و توسعه بسيار مرموز عمل ميکنند و راه هرگونه نفوذ به دانش ايجاد شده در درون شرکت را با قاطعيت سد ميكنند.
از اين رو، براي برافراشتن موانع براي سايرين از پيمان سپاري و ائتلافهاي استراتژيک پرهيز ميشود. درعوض آنان به ايجاد شايستگيهاي بيهمتا در داخل، اهتمام ويژهاي دارند. رفتار آنان حاکي از آن است که براي حضور در بازارهاي جهاني تمايلي به شريک کردن ديگران ندارند و بدبيني شديدي نسبت به ائتلافهاي استراتژيک در ميان آنها رواج دارد. ساخت و توليد و کليه عمليات در داخل صورت ميپذيرد حتي برخي کوچکترين دستگاههاي مورد نياز را خويش ميسازند. در براون(Braun) آنها همه چيز حتي ماشين هاي ويژه و تيغهها و ابزارهاي کوچک را خود ميسازند. بيش از 80 درصد ماشين آلاتي که چوپا چوپس (Chupa Chups) استفاده ميکند در داخل طراحي و توليد و از چشم رقبا دور نگه داشته ميشوند. قهرمانان پنهان بر قوتهاي خود متکي هستند. آنها اساس عالي بودن توان رقابتي خود را در چيزهايي ميبينند که تنها خود قادر به انجامش هستند.
کارکنان که مهمترين منابع براي نوآوري محسوب ميشوند عامل پيش برنده خود اتکايي قهرمانان پنهان محسوب ميشوند. افراد با انگيزهاي که خواهان مشارکت گسترده در امور مربوط به نوآوري در فرايندها و محصولات هستند با حساسيتي بالا براي حضور در شرکت برگزيده ميشوند.
- کيفيت عالي محصول: کيفيت عالي يک ويژگي اساسي محصولات برندگان مرموز است نمودار شماره يك بيانگر آن است که کيفيت مهمترين ارزشي است که اين شرکتها براي دستيابي به جايگاه اول بازار جهاني براي مشتريان خويش فراهم ميسازند (7). کيفيت عالي مانعي اساسي براي تازه واردها به بازار توسط رهبر بازار پديد ميآورد. در اين صورت يک تازه وارد به بازار با هزينههاي بسياري مواجه خواهد شد. چراکه بايستي به طور قابل ملاحظهاي بهتر از رهبر بوده يا داراي راهحلهاي موثري براي کاهش هزينههايش باشد . بقاي آنها بر انجام يک کار به طور بسيار عالي بستگي دارد. آنان مدعي هستند که قواعد بازي در بازار را تعيين ميکنند.
- نوآوري و عالي بودن در فناوري: آنچه که قهرمانان را از ديگران متمايز ميسازد توانايي زياد آنها در نوآوري مداوم و بهبود محصولات است. قابليت نوآوري و ارايه محصولات برخوردار از فناوريهاي برتر از مهمترين شايستگيهاي اين شرکتها محسوب ميشود. در بازارها محصولات بسياري ارايه ميشوند که متمرکز بر بخشهاي تعريفشده باريکي از بازار هستند اين موضوع تخصصيشدن و كمالگرايي را تضمين ميکند و در نتيجه باعث سختتر شدن رقابت در آن ميشود.
واحدهاي تحقيقوتوسعه آنان، کوچک بوده و بيشتر از توان کارکنان فوقالعاده خلاق و مبتکر بهره ميگيرند و در تحقيقوتوسعه نسبت به همرديفان ضعيف خود بيشتر سرمايهگذاري ميکنند. از ضعفهاي متداول تحقيقاتي در ساير شرکتهاي کوچک و متوسط در آنها خبري نيست همچنين توان يادگيري سازماني اين شرکتها مثال زدني است. قهرمانان هر منبعي را براي يادگيري به منظور جهت دادن به نوآوريها و نيز ارايه محصولات تكنولوژيك مغتنم ميشمارند.
تمامي برندگان مرموزا، نوآوراني عالي هستند که خود بازارهاي خويش را پديد آوردهاند و داراي حقثبت اختراع بينالمللي هستند. «سيمون» نتيجه ميگيرد که موفقيت جهاني اين قهرمانان به طور گستردهاي بر اساس شايستگيهاي عالي تکنولوژيک و نوآور بودن شکل ميگيرد و ارتباطي با شانس و يا شرايط محيطي ندارد.
- ارزش آفريني اقتصادي: محصولات انبوه از مزيتهاي قيمت پايين برخوردارند. در بازاريابي انبوه؛ عالي بودن محصول بايستي به قدري از کفايت باشد که مشتريان راغب به پرداخت هزينههاي آن باشند. خدمات به مانند کيفيت و نوآوري نقشي مهم در ارتقاي جايگاه قهرمانان پنهان در بازارهاي جهاني ايفا ميکنند. استراتژي رقابتي بيش از آنکه مبتني بر مزيتهاي هزينهاي باشد بر اساس تمايز شکل ميگيرد. اگرچه مزيتهاي هزينهاي همچنان با احتياط مورد استفاده قرار ميگيرند.
قهرمانان پنهان سعي ميکنند محصولات خاص با عملکرد عالي را با قيمتهايي رقابتي ارايه
دهند عملکرد با نيازها و خواستههاي مشتريان انطباق خوبي دارد که خود منتهي به مزيتهايي در کيفيت محصول و خدمات ميگردد. همانگونه که در نمودار شماره يك مشاهده مي شود مزيت رقابتي شماره يک از طريق رهبري در کيفيت محصول حاصل شده است. دومين مزيت، فناوري و نوآوري است و در انتهاي ليست قيمت قرار گرفته است. اين شرکتها از طريق قيمت نميفروشند. محصولاتي گران اما اقتصادي براي مشتري فراهم ميسازند . همچنين به دليل رويکرد جهاني به مقياس اقتصادي دست مييابند.
- بازاريابي از طريق ارتباط نزديک با مشتري: بازاريابي انبوه اگرچه شيوهاي متداول در کسبوکار است اما کمتر مورد توجه قهرمانان پنهان قرار گرفته است. آنان به مشتريان خويش بسيار نزديک هستند اما از دپارتمان هاي عريض و طويل بازاريابي در آنها خبري نيست. مفهوم ارتباط نزديک با مشتري يکي از بهترين رفتارهاي قهرمانان پنهان است و اين در حالي است که قدرت سيستم رسمي سنجش بازار آنها بسيار نيست. وقتي شرکتهاي بزرگ،متوسط و کوچک و قهرمانان پنهان درباره روابط با مشتري با هم مقايسه ميشوند، واضح است که تنها قهرمانان پنهان در هر دو حوزه عملکرد و تعامل با مشتري عالي هستند. رويكرد تعامل نزديك با مشتري در تمام سطوح سازماني جاري است و صداي مشتري به خوبي شنيده ميشود. وفادارساختن مشتري بيش از هر چيز مورد توجه است وفاداري مشتري 100 درصد است زيرا مشتري ارزش واقعي دريافت ميکند (3).
دو رويکرد اساسي يعني بهرهگيري از فرصتهاي بازار و نيز بهكارگيري شايستگيهاي محوري در تدوين استراتژي ها متداول هستند. همانگونه که اشاره شد فناوري و قابليت نوآوري مهمترين قابليت يک قهرمان پنهان تلقي ميشود. در بررسيها آشکار شده است که فرصتهاي بازار نزد شرکتهاي بزرگ از جايگاه بهتري در قياس با عامل فناوري برخوردار است. اما قهرمانان پنهان ترکيب مناسب و همافزايي فرصتهاي بازار و قابليت نوآوري را براي کسب جايگاه در بازار ترجيح ميدهند و در تعريف بازارهايشان نيازهاي مشتريان و فناوري را توامان در نظر ميگيرند و برآنها متمرکز ميشوند(8).
نتيجه گيري
چهره بخشي از موفقترين شرکتها در سايه شرکتهاي بزرگ پنهان مانده است. برخي از شرکتهاي کوچک و متوسط که از جايگاه رهبري در بازارهاي جهاني برخوردارند استراتژي هايي را به کار ميگيرند که برخي مفروضات همچون تلاش براي رشد،ناتواني در تاثيرگذاري بر محيط ،مالک محور بودن استراتژي ها و نيز بازنگري بر اساس مواجهه با تهديد را در شرکتهاي کوچک و متوسط به چالش ميکشد.
اگرچه تکامل تدريجي و تطبيقي استراتژي در بسياري از شرکتهاي کوچک و متوسط صدق ميکند اما نظريه قهرمانان پنهان بيانگر آن است که شرکتهاي کوچک و متوسط که در آينده مبناي رقابتپذيري اقتصادي کشورها خواهند بود، استراتژي هاي از پيش تدبير شدهاي را اتخاذ ميکنند که بر فعاليت در گوشهاي اختصاصي از بازار اما جهاني،ارايه محصول خاص برخوردار از پيچيدگيهاي تکنولوژيک،خويش اتکايي و پرهيز از ائتلاف استراتژيک و پيمان سپاري،نوآوري و عالي بودن در فناوري به مدد کارکنان برگزيده و با انگيزه،ارزش آفريني اقتصادي،بازاريابي از طريق ارتباط نزديک با مشتري و ترکيب بهينه از فناوري به عنوان مهمترين قابليت داخلي و فرصتهاي بازار،تاکيد دارند. نگرش سيستمي ارايه شده در شکل شماره يك به اختصار ويژگيهاي استراتژي هاي ياد شده به تصوير ميکشد(8).
منابع و ماخذ
1- علي احمدي عليرضا، فتح الله مهدي،تاج الدين ايرج،نگرشي جامع بر مديريت استراتژيك،توليد دانش،چاپ اول،پاييز 82
2 - Curran James،Small business strategy,Kingston University
3 - Simon Hermann,Hidden Champions. Lessons from 500 of the world’s companies،Harvard Business School Press,1996best unknown
4- D.Frizelle ,Business Strategy-do SMEs face special problems?,Institute for Manufacturing,University of. Cambridge,Mill,Manufacturing Information Systems Preceeding of the SMESME international Conference/Adlborg University ,Denmark،May 2001
5 - Sainidis Eustathios،Gill Raj،White Anthony ,Emergent Strategies In SMEs،,Engenering group ,Middlesex University ,Manufacturing Information Systems Preceeding of the SMESME international Conference/Adlborg University ,Denmark،May 2001
6- كازومانو مايكل،ماركيدز كنستانتين،تفكر راهبردي (براي عصر آتي)،مرتضي عماد زاده،فصلنامه مديرساز،شماره12
7- What you can learn from the best european companies,The Quarterly NewsLetter for the Eroupean High-Tech community,Q1,2005
8-Simon Hermann،Hidden Champions,What Polish Firms can learn from the world’s
best unknown companies,WSPIZ-Business School,Warszawa November 2002
- احمد الهياري: كارشناس ارشد مديريت صنعتي - سازمان صنايع دفاع
- علي كردي نژاد: كارشناس مديريت صنعتي – سازمان صنايع دفاع
|